شهروندان چین برای دیدار با افغانها به مرز واخان آمدند
شماری از گردشگران چینی برای دیدار با شهروندان افغانستان به مرز واخان در ولایت بدخشان آمدند. بر اساس ویدیوی منتشرشده در شبکههای اجتماعی، گروهی از مردان و زنان در سمت چین به حصار امنیتی مرز نزدیک شده و با سه جوان افغان در اینسوی مرز دست تکان میدهند و از آنان فیلمبرداری میکنند.
در این ویدیو، سه مرد جوان در سمت افغانستان نیز دیده میشوند که با خوشحالی به گردشگران چینی پاسخ میدهند.
چین در سالهای اخیر با احداث زیرساختها در سینکیانگ، دسترسی گردشگران داخلی خود را به این منطقه مرزی فراهم کرده است.
دهلیز واخان، نوار باریک و کوهستانی در شمالشرق بدخشان، تنها مرز زمینی افغانستان با چین است. این دهلیز اهمیت راهبردی ویژهای دارد و میان تاجیکستان در شمال، پاکستان در جنوب و سینکیانگ چین در شرق محصور شده است.
اداره طالبان بر توسعه زیرساختها و احداث جاده در این دهلیز تاکید دارد و آن را مسير مهمی برای گسترش روابط تجاری مستقیم با چین میداند.
چین باوجود استقبال از فرصتهای اقتصادی، بر تدابیر امنیتی مرزی تاکید داشته و بارها درباره احتمال فعالیت گروههای مانند «جنبش اسلامی ترکستان شرقی» در این منطقه ابراز نگرانی کرده است.
صندوق فیلم هالند اعلام کرد که فیلم «پیکار» ساخته داوود هلمندی، فیلمساز افغان، بهعنوان نماینده رسمی هالند برای اسکار انتخاب شده است.
داوود هلمندی روز سهشنبه با تایید این خبر به افغانستان اینترنشنال گفت که فیلم به زبان فارسی است، در افغانستان ساخته شده و کارگردان آن هم از افغانستان است.
آقای هلمندی میگوید که این فیلم بعد از یک رقابت و تحقیق جدی از میان فیلمهای هالندی، به عنوان نماینده رسمی این کشور در اسکار انتخاب شد.
فیلم پیکار پیش از این از جشنواره ایدفا ۲۰۲۵ سه جایزه برده بود و از Hot Docs نیز جایزه گرفته بود.
قرار است برگزیدگان جوایزه اسکار در ۱۵ دسامبر امسال و نامزدیها در ۲۱ جنوری سالپیش رو اعلام شود. مراسم اسکار در چهاردهم مارچ ۲۰۲۷ برگزار و برگزیدگان اعلام خواهند شد.
فیلم پیکار یک مستند ۹۷ دقیقهای است که داوود هلمندی آن را درباره تاریخچه خانواده خودش، مهاجرت، دوری از وطن و بهویژه رابطهاش با پدر سالخورده و سختگیرش ساخته است. او پس از سالها دوری، به ایران و افغانستان برمیگردد و تلاش میکند رابطهاش با پدرش را دوباره برقرار کند. فیلم به فارسی و هالندی ساخته شده است.
این فیلم موفقیت بسیار چشمگیر در جشنواره بینالمللی مستند آمستردام (IDFA) در سال ۲۰۲۵ به دست آورد. «پیکار» در این جشنواره سه جایزه گرفت: بهترین فیلم اول (Best First Feature)، جایزه فیپرشی (FIPRESCI) و تقدیر ویژه در بخش بهترین فیلم هالندی.
داوران ایدفا فیلم را اثری شجاعانه توصیف کردند که به پیچیدگی خانوادهای میپردازد که نسلها تحت تأثیر جنگ و آوارگی بوده است. آنها همچنین رابطه پدر و پسر در فیلم را روایتی شاعرانه و فراتر از مرزها و سنتها دانستهاند.
جذابترین وجه «پیکار» این است که صرفاً یک فیلم درباره افغانستان یا مهاجرت نیست؛ یک روایت خانوادگی است که از طریق رابطه پدر و پسر، موضوعات بزرگتری مثل جنگ، تبعید، هویت، تعلق، خانه و آزادی را بررسی میکند.
داوود هلمندی کیست؟
داوود هلمندی یک فیلمساز، عکاس و پژوهشگر افغان است که بخشی از زندگیاش در افغانستان، ایران و هالند گذشته و آثارش به موضوعاتی مانند مهاجرت، هویت، خانواده، مرز و مفهوم «خانه» میپردازد.
او از آکادمی فیلم هالند (NFA) در آمستردام فارغ شده و برادر ابوذر امینی، فیلمساز افغان، است.
«سفر به مکان صفر»
یکی از آثار مهم قبلی او مستند «سفر به مکان صفر» است که در سال ۲۰۱۶ ساخته شد. این فیلم را نمیتوان بهسادگی در یک ژانر مشخص قرار داد و از ترکیبی از تصاویر خانوادگی، آرشیوی، فیلمبرداری دستی و عناصر ویدیوآرت استفاده میکند.
برخی منتقدان هلمندی را فیلمسازی توصیف میکند که خودش نوعی «شخصیت چهلتکه» دارد: بخشی افغانستان، بخشی ایران و بخشی هالند؛ و همین چندپارگی به موضوع فیلمهایش نیز راه پیدا میکند.
سیمای داوود هلمندی
فیلمهایی درباره تجربه افغانبودن
در سال ۲۰۲۵، مستند ۹۷ دقیقهای «پیکار» نقطه عطف کارنامه داوود هلمندی شد. فیلم درباره چند نسل از خانواده هلمندی و تجربه مهاجرت، دوری از وطن و جستوجوی تعلق، امنیت و آزادی است. هسته اصلی داستان رابطه خود داوود با پدر سالخورده و سختگیرش است.
برخی کارشناسان میگویند هلمندی بیشتر از اینکه درباره افغانستان فیلم بسازد، درباره تجربه «افغان بودن» در میان چند خانه و چند جهان فیلم میسازد.
در «سفر به مکان صفر»، مسئله چندپارگی هویت و جستوجوی خانه پررنگ است؛ در «پیکار»، این جستوجو به رابطه پدر و پسر و تاریخ یک خانواده تبدیل میشود. بنابراین موفقیت «پیکار» را میتوان ادامه یک مسیر هنری دانست، نه یک موفقیت ناگهانی.
پیشینه حضور افغانستان در اسکار
افغانستان از سال ۲۰۰۲، پس از سقوط نخستین دوره حاکمیت طالبان، حضور رسمی خود را در بخش بهترین فیلم بینالمللی اسکار آغاز کرد.
نخستین نماینده افغانستان فیلم «رقصنده آتش» ساخته جاوید واسل بود. پس از آن، فیلمهایی چون «اسامه» ساخته صدیق برمک، «خاکستر و خاک» عتیق رحیمی، «جنگ تریاک» صدیق برمک، «چند متر مکعب عشق» جمشید محمودی، «نامهای به رئیسجمهور» رویا سادات و «حوا، مریم، عایشه» صحرا کریمی به اسکار معرفی شدند.
با وجود معرفی ۱۴ فیلم تا سال ۲۰۱۹، هیچ فیلمی که به نمایندگی از افغانستان معرفی شده، به نامزدی نهایی اسکار نرسیده است. برخی آثار نیز پیش از مرحله نهایی از رقابت کنار رفتند یا رد صلاحیت شدند.
با این حال، سینمای افغانستان در خارج از این مسیر نیز در اسکار دیده شده است؛ از جمله «نانآور» (The Breadwinner) درباره یک دختر افغان و «فرار» (Flee) که هر دو نامزد اسکار شدند، اما این فیلمها نماینده رسمی افغانستان نبودند.
لیلا هر روز به صنف درسی میرود که نباید دیده شود.
او صبح از خانه بیرون میشود، به مکتبی میرود که لوحه ندارد و در کنار دخترانی درس میخواند که برای ادامه تحصیل باید پنهان بمانند.
شاگرد مکتب نامرئیها رسامی میکند
پنج سال پیش، لیلا ۱۲ ساله و تازه وارد صنف هفتم شده بود که طالبان درهای مکاتب متوسطه را به روی دختران بستند. مکتب رسمی برای او تمام شد؛ اما آموزش نه.
چند ماه بعد، او یک مکتب مخفی در محل زندگیاش پیدا کرد.
اکنون لیلا در صنف دوازدهم «نامرئیها یا invisibly» است و در آستانه فراغت قرار دارد. او میگوید بزرگترین دشواری این پنج سال ترس از شناسایی مکتب، بازداشت دانشآموزان و تعطیلی صنف بوده است.
با این حال، این سالها برای او فرصت یادگیری نیز بوده است.
او به افغانستان اینترنشنال گفت: «مهارتهای ذهنیام بسیار انکشاف یافته، درس را بهتر یاد میگیرم و خیاطی را یاد گرفتهام که میتوانم از طریق آن درآمد داشته باشم.»
برای پرستو حکیم، بنیانگذار ابتکار «نامرئیها»، پنهانماندن بخشی از بهای ادامه آموزش دختران در افغانستان است.
نامرئیها فراواناند
حکیم میگوید این برنامه در ماه سنبله ۱۴۰۰، اندکی پس از بازگشت طالبان به قدرت، با یک مکتب مخفی آغاز شد. اکنون، به گفته او، این شبکه در ۱۶ ولایت افغانستان فعالیت دارد و ۳۵ مکتب، بیش از ۴۵ آموزگار و هزار و ۸۳۰ دانشآموز را پوشش میدهد.
اما برای حکیم، «نامرئیها» فقط نام مکاتبی نیست که باید از چشم طالبان دور بمانند.
دخترانی صبح از خانه بیرون میشوند بیآنکه اطرافیانشان بدانند به مکتب میروند و آموزگارانی در خانههای معمولی، پشت درهای بسته، به آنان درس میدهند.
حکیم میگوید چیزی که ابتدا یک ضرورت امنیتی بود، به تدریج به بخشی از هویت این شبکه تبدیل شد.
«هر روز یک دختر صبح زود بیدار میشود، بهصورت نامرئی به مکتب میرود و نامرئی درس میخواند. استاد نامرئی درس میدهد و تیم نامرئی کار میکند.»
او میگوید همین وضعیت به نقطه قوت شبکه تبدیل شده است.
«آنها میخواستند ما را یک نیروی ضعیف تعریف کنند، اما ما از نامرئی بودن خود استفاده کردیم تا نشان دهیم قدرت چه شکلی دارد.»
یونیسف میگوید بیش از ۲.۶ میلیون دختر در افغانستان از سال ۱۴۰۰ تاکنون از آموزش متوسطه محروم شدهاند. افغانستان تنها کشور جهان است که در آن آموزش متوسطه و عالی برای دختران و زنان ممنوع است.
در چنین شرایطی، «نامرئیها» تلاش میکند بخشی از آموزش را خارج از نظام رسمی حفظ کند.
دانشآموزانی که آموزگار شدند
یلدا، ۱۸ ساله، سال گذشته با نمرات عالی از مکتب «نامرئیها» فارغ شد. نام او به دلایل امنیتی تغییر کرده است.
اما فراغت برای او پایان این مسیر نبود. او پس از فراغت در محل زندگی خود در کابل یک صنف راهاندازی کرد، دهها کودک را گرد آورد و برای تهیه کتاب و دیگر مواد آموزشی از ابتکار «نامرئیها» کمک خواست.
به گفته حکیم، همین ابتکارهای دانشآموزان و آموزگاران به گسترش شبکه کمک کرده است. بیش از ۲٬۰۰۰ آموزگار در سراسر افغانستان نیز اعلام آمادگی کردهاند که به این برنامه بپیوندند و آموزش دانشآموزان خود را ادامه دهند.
یلدا میگوید پس از فراغت، از طریق همان مکتبی که در آن درس خوانده بود، فرصت یافت به عنوان آموزگار فعالیت کند.
«پس از فراغت فرصت پیدا کردم از طریق همان مکتبی که از آن فارغ شده بودم، به عنوان استاد فعالیت کنم.»
او میگوید این تجربه به او آموخته است که آموزش فقط یک حق نیست، بلکه میتواند زندگی را تغییر دهد.
هوسی، یکی دیگر از دانشآموزان این مکاتب، نیز زمانی که مکاتب دخترانه بسته شد، امیدی برای ادامه تحصیل نداشت.
«باورکردنی نبود که ما میتوانیم مکتب زیرزمینی را پیدا کنیم، در آن پنج سال درس بخوانیم و فراغت خود را تجلیل کنیم.»
او میگوید نگرانیهای امنیتی همیشه همراه دانشآموزان بوده، اما ادامه تحصیل آنان را از ماندن در خانه و بیسوادی دور کرد.
«ما را از بیسوادی نجات داد. اینگونه نشد که ما به عنوان یک دختر بیسواد در خانه بمانیم و فقط کار خانه را انجام دهیم.»
هوسی نیز پس از فراغت به عنوان آموزگار با «نامرئیها» همکاری میکند.
مکاتب این ابتکار در کنار آموزش درسی، مهارتهایی مانند قالینبافی، خیاطی، آموزشهای دیجیتال، جواهرسازی، طراحی و هنر را نیز آموزش میدهند.
حکیم میگوید هدف این است که دختران بتوانند از این مهارتها برای کسب درآمد استفاده کنند.
کارگاه قالینبافی نامرئیها
آموزش در برابر آیندهای که محدود شده است
یونیسف هشدار داده است که دخترانی که از مکتب خارج میشوند با خطر بیشتری از جمله ازدواج زودهنگام، کار کودکان و خشونت روبهرو هستند.
دادههای یونیسف نشان میدهد حدود ۲۹ درصد زنان افغان ۲۰ تا ۲۴ ساله پیش از رسیدن به ۱۸ سالگی ازدواج کردهاند. با این حال، این دادهها بهتنهایی نشان نمیدهد که میزان ازدواج کودکان پس از بازگشت طالبان در سال ۱۴۰۰ افزایش یافته است.
حکیم میگوید با بستهشدن دانشگاهها و تشدید محدودیتها علیه زنان، مسئولیت «نامرئیها» نیز فراتر از آموزش درسی رفت.
«مسئولیت ما بسیار فراتر از آموزش صرف رفت. ما باید به دختران کمک میکردیم تا از ازدواج اجباری، تصمیمهای تحمیلی و وابستگی اقتصادی در امان بمانند.»
مریم، آموزگاری که نامش به دلایل امنیتی تغییر کرده است، پس از بازگشت طالبان حدود شش ماه در خانه ماند. او میگوید این خانهنشینی بر وضعیت روحیاش تأثیر منفی گذاشت.
پس از آن، کودکان منطقه به خانهاش آمدند و از او خواستند برایشان درس بدهد. مریم به تدریج دانشآموزان بیشتری را جمع کرد و بعدتر با «نامرئیها» همکاری کرد.
او میگوید در پنج سال تدریس مخفی، «هر روز احساس ترس» کرده است؛ اما چیزی که او را به ادامه کار ترغیب کرده، دیدن امید در چشمان دانشآموزانش بوده است.
«دلیل اصلی که ادامه دادم، دیدن امید در چشمهای دخترها بود.»
مریم اکنون یک دور از دانشآموزانش را فارغ داده و برای فراغت دور دوم آماده میشود.
سبا، ۱۵ ساله، یکی دیگر از دانشآموزان این مدارس، میگوید آموزش مخفی به او امید داده است که بتواند به اهداف آیندهاش برسد.
«هر باری که ما افتادیم، استاد ما کمک کرد دوباره قویتر از قبل بایستیم.»
او میگوید هر صبح با انگیزه رفتن به مکتب از خواب بیدار میشود و از آموزگارانش آموخته است که برای آینده خود اهداف بزرگی داشته باشد.
صنف سوادآموزی نامرئیها ویژه بزرگسالان
یک صنف مخفی، یک انتخاب تازه
یلدا میگوید مکتب مخفی او چندین بار تعطیل شد، اما سرانجام در سال ۱۴۰۵ فارغ شد.
او پس از فراغت خود را یکی از خوششانسترین دختران افغانستان میدانست؛ اما همین احساس باعث شد از خود بپرسد چرا دختران دیگر نباید چنین فرصتی داشته باشند.
او به همین دلیل یک صنف مخفی برای دختران کوچکتر راهاندازی کرد.
«این تجربه به من یاد داد که آموزش فقط برای ساختن آینده نیست، بلکه امروز ما را نیز میتواند تغییر دهد.»
یلدا اکنون امیدوار است تحصیلات خود را در یکی از دانشگاههای معتبر جهان ادامه دهد و برای یک بورسیه تحصیلی درخواست کند.
حکیم میگوید در کنار آموزش درسی، «نامرئیها» جلسات کتابخوانی درباره حقوق بشر، کرامت انسانی، عدالت و احترام نیز برگزار میکند.
او میگوید هدف این جلسات تقویت توانایی دختران برای دفاع از حقوق خود در خانواده و جامعه است؛ بهویژه در شرایطی که دختران از آموزش رسمی دور نگه داشته میشوند.
این بخش از فعالیت «نامرئیها» در آغاز برنامه وجود نداشت. حکیم میگوید نگاهش به این ابتکار نیز در طول پنج سال تغییر کرده است.
«وقتی این کار را شروع کردم، فکر میکردم هیچ راهی ندارد که طالبان پنج سال دوام بیاورند. فکر میکردم شاید فقط باید برای دختران کمی وقت بخرم؛ شاید جهان کاری برای نجات ما انجام دهد.»
اما پنج سال بعد، مکتبهای مخفی همچنان فعالاند.
حکیم میگوید زنان افغانستان از یک سو از سوی حاکمان کشور به حاشیه رانده شدهاند و از سوی دیگر احساس کردهاند که جهان نیز رنج آنان را به اندازه کافی نمیبیند.
«ما نامرئیهایی بودیم که رنج میکشیدیم، اما به هر صورت دوام میآوردیم؛ همانطور که همیشه دوام آوردهایم.»
برای حکیم، ادامه این فعالیت دیگر فقط درباره حفظ صنفهای درس نیست؛ درباره حفظ امکان انتخاب برای نسلی از دختران است که بسیاری از مسیرهای معمول زندگیشان به روی آنها بسته شده است.
«اگر یک زن تصمیم بگیرد آیندهاش را تغییر دهد، میتواند این کار را حتی بهصورت نامرئی انجام دهد.»
برای لیلا، که پنج سال را با ترس از شناسایی مکتب و بازداشت سپری کرده است، ادامه تحصیل به معنای حفظ امکان انتخاب آیندهای متفاوت است.
برای یلدا، این انتخاب اکنون شکل دیگری گرفته است: او همان فرصتی را که زمانی برای خودش فراهم شد، برای دختران کوچکتر فراهم میکند.
مکتبها ممکن است نامرئی باشند و آموزگاران در سکوت کار کنند، اما در همین صنفهای کوچک، دخترانی در حال آمادهشدن برای آیندهای هستند که نمیخواهند ممنوعیت آموزش آن را برایشان تعیین کند.
حکیم میگوید مبارزه برای حقوق اساسی زنان و دختران همیشه به حضور در خیابانها یا در برابر دوربینها نیاز ندارد.
«مبارزه برای حقوق اساسی انسان میتواند نامرئی و مخفی باشد.»
پنج سال پس از بستهشدن مکاتب دخترانه، این صنفهای کوچک همچنان باز میمانند؛ دور از چشم طالبان و با این امید که روزی دیگر نیازی به نامرئی بودن برای درس خواندن نباشد.
باشندگان ولسوالی چاهآب تخار از تخریب جادهها توسط ماشینآلات سنگین شرکتهای استخراج طلا و بیتوجهی این شرکتها به زیرساختها شکایت دارند.
باشندگان محل میگویند که روزانه دهها عراده ماشینآلات سنگین و موترهای حامل افراد مسلح برای استخراج طلا وارد این ولسوالی میشوند.
شماری از باشندگان ولسوالی چاهآب روز سهشنبه (۲۴ سنبله) به افغانستان اینترنشنال گفتند که جادههای خاکی که چندی پیش با هزینههای شخصی مردم ترمیم شده بود، بار دیگر زیر زنجیر اسکواتورها و موترهای سنگین شرکتهای استخراج طلا بهطور کامل از بین رفته است.
مردم گفتند که طالبان هزینه ترمیم و بازسازی جادههای این ولسوالی را با زور از مردم جمعآوری کرده بود.
یکی از باشندگان ولسوالی چاهآب گفت: «عبدالرحمان، شهردار طالبان، چندی پیش از هر خانواده و دکاندار مبلغ ۱۰۰ افغانی جمعآوری و جاده مرکز ولسوالی را هموارکاری کرد؛ اما این جاده خیلی زود زیر زنجیر اسکواتورها و تایر موترهای سنگین شرکتها تخریب شد.»
باشنده دیگری این ولسوالی با حفظ هویت خود تأکید کرد که روزانه دهها موتر سنگین، اسکواتور و موترهای هایلکس حامل افراد مسلح وارد ولسوالی میشوند.
تصاوير و ویدیوهای فرستادهشده به افغانستان اینترنشنال ورود ماشینآلات را نشان میدهد. فرستنده تصویر مدعی است که این وسایط از شرکتهای استخراج طلای وابسته به طالبان است.
باشندگان چاهآب میگویند جادههای که با هزینه مردم بازسازی شده توسط ماشینآلات شرکتها تخریب شده است
اعتراضات مردم علیه شرکتها
ولسوالی چاهآب با داشتن معدن طلای «نورآبه» — یکی از بزرگترین معادن طلای افغانستان — در پنج سال اخیر کانون فعالیت صدها شرکت داخلی و خارجی بوده است.
منابع محلی میگویند که در حال حاضر شرکتهای چینی و اماراتی تحت تدابیر شدید امنیتی و با محافظت نیروهای طالبان مشغول استخراج طلا در این منطقه هستند.
با این حال، مردم محل از حضور شرکتهای خارجی، تخریب محیط زیست، قطع آب چشمهها و نابودی زمینهای کشاورزی شکایت دارند.
باشندگان محل میگویند که فعالیتهای بیرویه استخراج طلا باعث خشک شدن چشمهها و از بین رفتن مزارع کشاروزان در بخشهای وسیعی از ولسوالی شده است.
سال گذشته، مردم چاهآب در اعتراض به قطع آب و تخریب جادهها تظاهرات کردند و خواستار توقف فعالیت این شرکتها شدند. این اعتراضات به خشونت کشیده شد که در نتیجه آن دستکم چهار نفر کشته و چند تن دیگر زخمی شدند.
چاهآب از ولسوالیهای دوردست تخار است که با وجود ثروت عظیم معدنی، همچنان از داشتن جاده اسفالت، بازار منظم، شفاخانه معیاری و خدمات اولیه محروم است و شرکتهای معدنی نیز هیچ اقدامی برای بازسازی و بازپرداخت آسیبها انجام ندادهاند.
ذبیحالله مجاهد، سخنگوی طالبان میگوید که وابستگی به کمکهای خارجی و منابع مالی بیرونی به «آزادی و اراده» این گروه در افغانستان آسیب میزند و کشور را بدهکار جامعه جهانی میکند.
او روز دوشنبه هنگام سخنرانی در مراسم افتتاح چند پروژه در قندهار به دورههای حضور شوروی و امریکا در افغانستان اشاره کرد و گفت که افغانستان در نهایت چندین برابر هزینه پروژههای زیربنایی ساختهشده در آن دورهها را پرداخته بود.
مجاهد گفت که اداره طالبان تلاش کرده است روند توسعه و آبادانی کشور را با استفاده از منابع و ظرفیتهای داخلی و با مشارکت مستقیم مردم پیش ببرد. او بر تولیدات داخلی و خودکفایی افغانستان تأکید کرد و آن را راه دستیابی به استقلال واقعی دانست.
سخنگوی طالبان افزود که کمکهای کشورهای خارجی و سازمانهای بینالمللی همواره با شروط سیاسی و اقتصادی همراه بوده و در درازمدت به زیان افغانستان تمام شده است.
به گفته او، تأمین مالی پروژههای زیربنایی باید از طریق درآمدهای داخلی و سرمایهگذاری بازرگانان ملی انجام شود تا کشور از بار سنگین بدهیها رهایی یابد.
سازمان ملل در گزارشهای متعددی گفته است که ادامه بحران بشری، از جمله کمبود غذا، افغانستان را به کمک نهادهای بینالمللی وابسته کرده است. مقامهای طالبان نیز در دیدار با نمایندگان سازمانهای خارجی بر ادامه کمکهای خارجی تأکید کردهاند.
آنها گفته اند که کمکهای خارجی باید بدون شرط و جدا از مسائل سیاسی در اختیار افغانستان قرار گیرد. همچنین، بخشی از کمکهای خارجی به جای تمرکز صرف بر امدادرسانی، به برنامههای توسعهای اختصاص داده شود.
وزارت اقتصاد طالبان در ماه اسد گفته بود که افغانستان به برنامههایی نیاز دارد که فراتر از کمکهای اضطراری باشد و به ایجاد شغل، تقویت زیرساختها و کاهش وابستگی اقتصادی کمک کند.
دینمحمد حنیف، وزیر اقتصاد طالبان، در دیدار با برونو لمارکی، نماینده ویژه دبیرکل ملل متحد در کابل، خواستار آن شده بود که کمکهای بینالمللی بهتدریج از تمرکز بر نیازهای بشردوستانه به سوی برنامههای توسعهای سوق داده شود.
حنیف گفته بود که فقر، بیکاری، ضعف زیرساختهای اقتصادی، خشکسالیهای پیدرپی و بازگشت مهاجران فشار زیادی بر اقتصاد افغانستان وارد کرده و این کشور همچنان به حمایت بینالمللی نیاز دارد.
ذبیحالله مجاهد نیز در واکنش به بستهشدن مراکز صحی در افغانستان، خواستار ادامه کمک نهادهای خارجی به بخش صحت شده و گفته بود مسائل صحی نباید با موضوعات سیاسی پیوند داده شود. او در نشست خبری ۱۸ سنبله گفت که اگر کمکهای خارجی کاهش یابد، طالبان تلاش خواهد کرد که کمبود آن را جبران کند.
فضل احمد معنوی، وزیر پیشین عدلیه افغانستان، بازداشت زنان در شهر تایمنی کابل از سوی طالبان را «تعرض به شرافت و عزت زنان» و نقض آزادیهای اساسی و حریم خصوصی شهروندان خواند.
او همچنین از مردم خواست که در برابر «ظلم و بیعدالتی» طالبان ایستادگی کنند.
پیشتر شماری از شاهدان عینی به افغانستان اینترنشنال گفته بودند که عصر شنبه، ۲۱ سنبله دستکم هشت زن در منطقه تایمنی کابل بازداشت شدهاند. برخی منابع خبری دیگر شمار بازداشتشدگان را تا ۲۰ زن، از جمله یک زن باردار، گزارش کردهاند.
آقای معنوی در واکنش به ادامه بازداشت زنان در کابل در شبکه اجتماعی اکس نوشت: «هیچ عنوانی، حتی عنوان دین و شریعت نمیتواند مجوز تحقیر انسان، اعمال زور خودسرانه و هتک حرمت زنان و دختران یک جامعه باشد.»
به گفته او، محرومکردن زنان و دختران از حقوق اساسی و «دستاندازی به حرمت زنان و دختران مردم» تحت هر عنوانی، تعرض به کرامت انسانی است.
وزیر پیشین عدلیه همچنین از سکوت در برابر چنین رفتارهایی انتقاد کرد و گفت که عادیشدن این وضعیت، جامعه را به «تماشاگر ظلم» تبدیل میکند.
در واکنشی دیگر، صحرا کریمی، فیلمساز افغان، نیز در واکنش به گزارشهای بازداشت زنان در کابل، طالبان را به اعمال فشار گسترده بر زنان و دختران متهم کرد. او در اکس نوشت: «طالبان زندگی را به جان زن و دختر افغانستان زهر کردهاند.»
گزارشها درباره بازداشت زنان در تایمنی کابل با واکنش گسترده شماری از کاربران شبکههای اجتماعی نیز روبهرو شده است. برخی کاربران، برخورد نیروهای طالبان با زنان را خلاف کرامت انسانی و آموزههای اسلامی دانسته و خواستار پاسخگویی طالبان شدهاند.
محمدفواد، از کاربران شبکههای اجتماعی، بازداشت خودسرانه زنان، بهویژه زنان باردار، را «اقدامی غیرانسانی» و نقض کرامت انسانی و حقوق اساسی شهروندان خواند. او از طالبان خواست به جای «سرکوب و ارعاب»، حقوق، امنیت و حرمت زنان افغانستان را رعایت کند.
نور کابلی، کاربر شبکه اجتماعی، نیز با اشاره به ویدیوی منتشرشده از این رویداد، از برخورد نیروهای طالبان با یک زن در جاده ابراز نگرانی کرد و حضور مردانی را که شاهد این صحنه بودند، اما قادر به جلوگیری از آن نبودند، «وحشتناک» توصیف کرد.
شماری دیگر از کاربران نیز محدودیتهای طالبان علیه زنان و دختران را زمینهساز افزایش فشارهای اجتماعی و خانوادگی دانستهاند. برخی آنان تأکید کردهاند که محرومیت دختران از آموزش و محدودیتهای شدید اجتماعی، پیامدهای گستردهای برای آینده آنان و جامعه افغانستان خواهد داشت.
مسعودالله، از کاربران شبکههای اجتماعی، محدودیتهای طالبان بر آموزش و زندگی اجتماعی دختران را عامل افزایش آسیبهای اجتماعی دانست و گفت که محرومیت دختران از آموزش و آگاهی، آنان را با خطرهایی چون ازدواج زودهنگام و خشونت خانوادگی روبهرو میکند.
با وجود انتقادهای گسترده از بازداشت زنان و برخورد ماموران امر به معروف طالبان با آنان، این اداره گفته است که روش خود را تغییر نخواهد داد و انتقادهای عمومی تاثیری بر سیاستها و عملکردش ندارد.