وزیر عدلیه سابق: اختلاف طالبان و پاکستان فراتر از تیتیپی است

فضلاحمد معنوی، وزیر عدلیه پیشین افغانستان، میگوید طالبان دیگر «فرمانبردار» پاکستان نیست و نمیخواهد برای تأمین امنیت این کشور با «همریشه» خود، تحریک طالبان پاکستان، بجنگد.

فضلاحمد معنوی، وزیر عدلیه پیشین افغانستان، میگوید طالبان دیگر «فرمانبردار» پاکستان نیست و نمیخواهد برای تأمین امنیت این کشور با «همریشه» خود، تحریک طالبان پاکستان، بجنگد.
فضلاحمد معنوی، وزیر عدلیه پیشین افغانستان، روز جمعه، دهم میزان، در مطلبی در شبکه اجتماعی اکس نوشت که اسلامآباد سالها خود را صاحب نفوذ بر طالبان میدانست، اما رفتار این گروه پس از تحولات ۲۰۲۱ نشان داد که «افسانه نفوذ مطلق فرو ریخته و طالبان دیگر فرمانبردار اسلامآباد نیست.»
او نوشت: «طالبان از متحد کوچک و یک گروه نیابتی به قدرت حاکم تبدیل شده است. رابطهای که پاکستان در گذشته مدیریت میکرد و فرمان میداد، امروز دیگر رابطه سابق نیست.»
معنوی خط دیورند را یکی از موارد اختلاف میان طالبان و پاکستان دانست و گفت اسلامآباد این خط را مرز رسمی میداند، اما این مسئله برای طالبان همچنان حلنشده باقی مانده است.
وزیر عدلیه پیشین با اشاره به سابقه تنشها و بازداشتهای میان دو طرف افزود که این تجربهها بر روابط کنونی طالبان و پاکستان نیز تأثیر گذاشته است.
معنوی همچنین گفت انحصار تجاری پاکستان در بازار افغانستان با چالش روبهرو شده و طالبان در سالهای اخیر مسیرهای ارتباطی و تجاری تازهای را با ایران و دیگر کشورها ایجاد کرده است.
او گسترش روابط طالبان با ایران را چالشی برای نفوذ اقتصادی و ترانزیتی پاکستان دانست و افزود که رقابت بر سر معادن و اقتصاد افغانستان با ورود چین، هند، کشورهای آسیای مرکزی و کشورهای حوزه خلیج فارس وارد مرحله تازهای شده است.
نزدیکی طالبان با هند و دوری از پاکستان از دیگر مواردی است که آقای معنوی به عنوان نقطه عطف تنش بین کابل و اسلامآباد عنوان کرده است. به گفته معنوی «نزدیکشدن طالبان به دهلی، برای اسلامآباد فقط یک رابطه دیپلوماتیک نیست؛ شکستن یکی از حساسترین خطوط امنیتی پاکستان است.»
معنوی هشدار داد که اگر اختلافهای امنیتی میان طالبان و پاکستان به تنشهای سیاسی تبدیل شود، احتمال دارد اسلامآباد برای اعمال فشار بر طالبان، با مخالفان سیاسی و جریانهای اجتماعی افغانستان ارتباط برقرار کند.
او همچنین به تغییرات در حوزه نفوذ مذهبی اشاره کرد و گفت در گذشته بخشی از مراکز تصمیمگیری مذهبی و صدور فتوا در پاکستان قرار داشت، اما اکنون قندهار تلاش میکند به مرکز تصمیمگیری در این زمینه تبدیل شود.

گروه سوسیالیستها و دموکراتها در پارلمان اروپا، دیوان کیفری بینالمللی و مقامهای این نهاد را برای دریافت جایزه ساخاروف ۲۰۲۶ برای آزادی اندیشه نامزد کرده است.
گروه چپ میانه پارلمان اروپا میگوید که فعالیتهای این دیوان برای پیگرد عاملان نسلکشی، جنایات جنگی و جنایات علیه بشریت، با فشار و تهدید روبهرو شده است.
این گروه که خود را یک جریان سیاسی چپ میانه در پارلمان اروپا معرفی میکند، نوشته است که عدالت نباید در حالی به تعویق بیفتد که افراد متهم به جنایات سنگین بدون مجازات آزادانه رفتوآمد میکنند.
ساخاروف، یکی از معتبرترین جوایز حقوق بشر اروپاست. این جایزه از سوی پارلمان اروپا به افراد یا سازمانهایی اهدا میشود که زندگی خود را وقف دفاع از آزادی اندیشه و حقوق بشر میکنند.
سوسیالیستها و دموکراتها گفتهاند که دیوان کیفری بینالمللی بیش از دو دهه است که پروندههای مربوط به نسلکشی، جنایات جنگی و جنایات علیه بشریت را دنبال میکند و مقامها و کارمندان این نهاد به دلیل انجام وظایف خود با «ارعاب، فشار و تهدید» روبهرو شدهاند. این گروه از اتحادیه اروپا خواسته است از دیوان و مقامهای آن حمایت کند.
براساس اعلام این گروه، دستکم ۳۲ نفری که دیوان کیفری بینالمللی برای آنان حکم بازداشت صادر کرده، همچنان آزاد هستند. این گروه گفته است شمار واقعی ممکن است بیشتر باشد، زیرا برخی از احکام بازداشت دیوان محرمانه است.
دیوان کیفری بینالمللی در ۱۷ سرطان ۱۴۰۴ حکم بازداشت هبتالله آخندزاده و عبدالحکیم حقانی، رهبر طالبان و رئیس دادگاه عالی این گروه را صادر کرد. دیوان گفته است دلایل معقولی وجود دارد که این دو رهبر طالبان در «جنایت علیه بشریت از طریق آزار و تعقیب» زنان و دختران به دلایل جنسیتی و افرادی که حامی آنان پنداشته شدهاند، مسئولیت دارند. هر دو همچنان در فهرست افراد تحت تعقیب دیوان قرار دارند.
براساس روند تعیین برنده این جایزه، نامزدها ابتدا در کمیتههای پارلمان اروپا بررسی میشوند. سپس سه نامزد به فهرست نهایی راه مییابند و کنفرانس روسای پارلمان اروپا برنده را انتخاب میکند. برنده معمولا در ماه اکتبر اعلام میشود و مراسم اهدای جایزه در ماه دسامبر در شهر استراسبورگ فرانسه برگزار میشود.
عمر حسن احمد البشیر، رئیسجمهور پیشین سودان، یکی از برجستهترین چهرههایی است که دادگاه کیفری بینالمللی علیه او حکم بازداشت صادر کرد، اما هرگز به لاهه منتقل نشد.
دادگاه کیفری بینالمللی در ششم سرطان ۱۳۹۰ برای معمر قذافی، رهبر وقت لیبیا، پسرش سیفالاسلام قذافی و عبدالله السنوسی، رئیس استخبارات نظامی لیبیا، حکم بازداشت صادر کرد.
ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه، با حکم بازداشت دادگاه کیفری بینالمللی روبهرو است، اما قدرت دولت روسیه و نبود همکاری مسکو مانع اجرای این حکم شده است.
دادگاه کیفری بینالمللی در اول قوس ۱۴۰۳ برای بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، و یوآو گالانت، وزیر دفاع پیشین اسرائیل، حکم بازداشت صادر کرد.
دادگاه کیفری بینالمللی در اول قوس ۱۴۰۳ برای محمد دیاب ابراهیم المصری، مشهور به محمد ضیف، فرمانده شاخه نظامی حماس، حکم بازداشت صادر کرد.
در تاریخ دادگاه کیفری بینالمللی، همه احکام بازداشت همیشه روی کاغذ نمانده است. بر بنیاد آخرین آمار رسمی این دادگاه، از آغاز کار این نهاد تاکنون ۶۶ حکم بازداشت صادر، ۲۳ حکم اجرا و هشت حکم نیز پس از فوت مظنونان لغو یا پس گرفته شدهاند.
یک جنرال بازنشسته پاکستانی میگوید که طالبان در افغانستان سه هدف عمده را در قبال پاکستان دنبال میکنند و اسلامآباد پس از ناکامی تلاشهای سیاسی و دیپلوماتیک برای تغییر این رویکرد، به اقدامات نظامی روی آورده است. او تأکید کرد که آینده طالبان به تغییر رفتار این گروه بستگی دارد.
محمد سعید، فرمانده بازنشسته ارتش پاکستان، در مقالهای در روزنامه دان نوشته است که طالبان خواهان تغییر وضعیت موجود در مرز افغانستان و پاکستان، ادامه تجارت ترانزیتی بدون تدابیر جدید از سوی اسلامآباد و، مهمتر از همه، رژیم طالبان افغانستان تمایل عمیقی دارد که در پاکستان حکومتی روی کار باشد که از تفسیر این گروه از شریعت پیروی کند.
او در این مقاله نوشته است «رژیم طالبان افغانستان پس از شکست نیروهای بینالمللی کمک به امنیت (آیساف) و ناتو، اطمینان دارد که متحدانش مانند تحریک طالبان پاکستان (تیتیپی)، ارتش آزادیبخش بلوچستان و دیگر گروهها نیز میتوانند در برابر پاکستان به موفقیت مشابهی دست یابند.»
سعید گفته است که نهادهای استخباراتی پاکستان شواهدی درباره این اهداف طالبان و برنامههای آینده این گروه برای حمایت از سازمانهای مسلح مخالف پاکستان در اختیار دارند. او جزئیات این شواهد را منتشر نکرده است.
این فرمانده بازنشسته ارتش پاکستان افزوده است که اسلامآباد از سال ۲۰۲۱ تاکنون در مسیرهای سیاسی، دیپلوماتیک، استخباراتی و نظامی بارها با طالبان گفتوگو کرده، اما به گفته او، هر یک از این تلاشها با افزایش «تعداد و شدت» حملات تروریستی که از خاک افغانستان سرچشمه میگیرد، همراه شده است.
او طالبان را متهم کرده که در گفتوگوهای خصوصی با مقامهای پاکستانی، حضور گروههای مسلح مخالف پاکستان در خاک افغانستان را پذیرفته، اما در موضعگیریهای عمومی، برای مقابله با این گروهها به «محدودیت ظرفیت» و تعهدات مرتبط با «پشتونولی» استناد میکند.
تغییر رویکرد پاکستان
سعید نوشته است که پاکستان پس از ناکامی تلاشهای سیاسی و دیپلماتیک برای متقاعد کردن طالبان به جلوگیری از استفاده از خاک افغانستان علیه پاکستان، به استفاده از «قدرت سخت» روی آورده است.
او اقدامات نظامی پاکستان را «اقدامات ضروری دفاع از خود» در برابر حملات فرامرزی توصیف کرده و گفته است کشورهایی که با حملات مداوم از آن سوی مرز مواجهاند، نمیتوانند برای همیشه استفاده از زور را کنار بگذارند.
با این حال، این مقام پیشین پاکستان اذعان کرده است که برخی جریانهای سیاسی در داخل پاکستان با استفاده از قدرت نظامی علیه طالبان مخالفاند و خواستار ادامه تعامل با کابل هستند. او گفته است این اختلافات باید از طریق مشورت سیاسی و ارائه اطلاعات معتبر درباره ماهیت و ابعاد تهدید مدیریت شود.
سعید در عین حال خواستار باز ماندن مسیر گفتوگو با طالبان شده و تأکید کرده است که پاکستان باید در کنار سیاست امنیتی خود، فرصتهای معتبر برای تعامل مستقیم یا میانجیگریشده با کابل را حفظ کند.
او همچنین گفته است که طالبان باید درک کند که گروههای مسلح زمانی در برابر یک دولت موفق میشوند که با ساختار نظامی قدرتمند مواجه نباشند. به گفته او، پیروزی طالبان در سالهای ۱۹۹۶ و ۲۰۲۱ در افغانستان تا حد زیادی به دلیل ضعف یا فروپاشی نیروهای نظامی افغانستان ممکن شد، اما گروههای مسلح فعال از خاک افغانستان نمیتوانند تجربه مشابهی را در برابر پاکستان تکرار کنند.
این جنرال بازنشسته پاکستانی در پایان نوشته است که آینده افغانستان به این بستگی دارد که طالبان بتواند از یک جنبش مسلح به رهبری مسئول تبدیل شود و روابط صلحآمیز و سازندهای با کشورهای همسایه برقرار کند.
او تأکید کرده است که ادامه وضعیت کنونی میتواند چرخه درگیری میان افغانستان و پاکستان را تداوم بخشد.
خبرگزاری محلی حالوش گزارش داده است که دستکم پنج عضو لشکر فاطمیون در حمله افراد مسلح در زاهدان، مرکز استان سیستان و بلوچستان ایران، کشته شدهاند. این حمله صبح جمعه، ۱۰ میزان، زمانی رخ داد که موتر حامل نیروهای فاطمیون در حال گشتزنی در مسیر منطقه کلهپده در رودماهی بود.
حالوش که اخبار سیستان و بلوچستان پوشش میدهد، به نقل از شاهدان عینی و منابع محلی نوشت که ابتدا یک «تله انفجاری» در مسیر موتر منفجر شد و پس از آن افراد مسلح به سوی سرنشینان موتر تیراندازی کردند.
به گفته این منابع، در این رویداد دستکم پنج عضو فاطمیون کشته شدهاند. هویت کشتهشدگان تاکنون مشخص نشده است.
حالوش گفته است که در عقب این موتر یک جنگافزار دوشکا نصب شده بود و در پی انفجار، موتر بهطور کامل منهدم شد.
قرارگاه قدس نیروی زمینی سپاه پاسداران نیز کشته شدن یکی از نیروهای خود را در این حمله تایید کرد و گفت یک بمب کنار جادهای در یکی از مسیرهای سیستان و بلوچستان منفجر شده است.
کانال صابرین نیوز، نزدیک به سپاه پاسداران، نیز گزارش داد فرد کشتهشده از نیروهای تیپ فاطمیون بوده و حمله در منطقه رودماهی شهرستان زاهدان رخ داده است.
این دومین حمله مرگبار گزارششده علیه اعضای فاطمیون در منطقه رودماهی زاهدان در کمتر از یک ماه است. بر اساس گزارش حالوش، در ۲۰ سنبله نیز دستکم چهار عضو فاطمیون هنگام گشتزنی در این منطقه هدف تیراندازی افراد مسلح قرار گرفته و کشته شدند.
وزارت خزانهداری امریکا در سال ۱۳۹۷ لشکر فاطمیون را تحریم کرد.
افزایش حضور فاطمیون
این حمله در حالی گزارش میشود که در هفتههای اخیر گزارشهایی درباره افزایش حضور و فعالیت فاطمیون و زینبیون در بخشهایی از سیستان و بلوچستان منتشر شده است.
حالوش پیشتر گزارش داده بود که حضور این نیروها در مناطقی از زاهدان، میرجاوه، سراوان، گشت، راسک، زابل، سیب و سوران، چابهار، کنارک، زرآباد و ایرانشهر مشاهده شده است. بر اساس این گزارش، در برخی مناطق نیز پایگاههای بسیج محلی به نیروهای فاطمیون و زینبیون واگذار شده است.
مقامهای جمهوری اسلامی در این مورد توضیحی ندادهاند.
اخیرا، عبدالحمید، امام جمعه اهل سنت زاهدان، به حضور شبهنظامیان واکنش نشان داد. او در ۲۶ سنبله، با اشاره به گزارشها درباره ورود و استقرار نیروهای فاطمیون و زینبیون در سیستان و بلوچستان گفت که «شنیده میشود که شبهنظامیان خارجی و نیابتی را وارد استان سیستان و بلوچستان میکنند».
عبدالحمید گفت که در این سیاست «موفقیت چندانی» نمیبیند و از مسئولان خواست به مردم تکیه کنند و با اعتمادسازی، از نیروهای بومی برای تأمین امنیت استفاده کنند.
فاطمیون عمدتاً شامل شهروندان شیعه افغانستان و زینبیون متشکل از شیعیان پاکستان توسط نیروی قدس سپاه پاسداران ایجاد شده و یک گروه شبهنظامی مورد حمایت جمهوری اسلامی ایران محسوب میشود. این گروه پیشتر در جنگ سوریه در کنار نیروهای حکومت بشار اسد فعالیت داشت.
با این حال، اطلاعات رسمی و مستقلی درباره شمار نیروهای فاطمیون و زینبیون در سیستان و بلوچستان و مأموریت آنان در این استان منتشر نشده است.
در هفتههای اخیر درگیری میان نیروهای امنیتی ایران و گروههای مسلح در سیستان و بلوچستان نیز افزایش یافته است.
اسماعیل قاآنی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران، خواستار تقویت گروههای نیابتی جمهوری اسلامی موسوم به «محور مقاومت» از افغانستان تا یمن و از ایران تا غزه و لبنان شد. او همچنین خروج نیروهای امریکایی از عراق را «پیروزی» خواند.
قاآنی پنجشنبهشب در مراسمی در تهران گفت: «باید کمربند دفاع، استقلالطلبی و عزت را از افغانستان تا یمن و از ایران تا غزه و لبنان در سراسر جهان اسلام محکم کنیم.»
او افزود که امروز «وحدت ساحات در جبهه مقاومت» دیده میشود و هر یک از بخشهای این جبهه با اقداماتی که او آن را حسابشده خواند، با دشمن مقابله میکنند.
فرمانده نیروی قدس سپاه در بخش دیگری از سخنانش به خروج نیروهای امریکایی از عراق اشاره کرد و گفت امریکا «با وجود تمام امکانات و تجهیزات خود، از عراق اخراج شده است». او این رویداد را نتیجه مقاومت مردم عراق و نیروهای همسو با ایران دانست.
نیروهای امریکایی در ۳۰ سپتامبر، پس از بیش از دو دهه حضور نظامی، خروج خود از عراق را تکمیل کردند. خروج این نیروها بخشی از توافق میان واشنگتن و بغداد برای پایان مأموریت ائتلاف بینالمللی در عراق بود.
بر اساس گزارش رویترز، ایران و گروههای همسو با آن خروج نیروهای امریکایی را یک پیروزی راهبردی دانستهاند، در حالی که درباره پیامدهای امنیتی این خروج و احتمال افزایش نفوذ گروههای مسلح مورد حمایت جمهوری اسلامی نیز نگرانیهایی مطرح شده است.
قاآنی گفت: «اگرچه شرایط دشوار است، اما به حول و قوه الهی حرکت جبهه مقاومت رو به جلوست.» او همچنین گفت که مردم عراق خروج نیروهای امریکایی را جشن گرفتهاند.
در مورد افغانستان، قاآنی این کشور را در کنار یمن، ایران، غزه و لبنان در چارچوب آنچه «کمربند دفاع، استقلالطلبی و عزت» خواند، قرار داد. او درباره نقش مشخص گروههای مسلح مورد حمایت جمهوری اسلامی در افغانستان یا سیاست جمهوری اسلامی در قبال افغانستان جزئیات بیشتری ارائه نکرد.
«محور مقاومت» عنوانی است که مقامهای جمهوری اسلامی برای گروههای مسلح مورد حمایت تهران در منطقه، نظیر حزبالله، حشد شعبی، حماس و حوثیهای یمن، استفاده میکنند.
اظهارات قاآنی در حالی مطرح شده است که در هفتههای اخیر گزارشهایی درباره افزایش فعالیت نیروهای لشکر فاطمیون، گروه شبهنظامی متشکل از شهروندان افغانستان و تحت حمایت سپاه پاسداران ایران، در استان سیستان و بلوچستان ایران منتشر شده است. بر اساس گزارش حالوش، صدها نیروی فاطمیون در بخشهایی از این استان مستقر یا جابهجا شدهاند و ویدیوهایی نیز از حضور و آموزش نظامی این نیروها منتشر شده است.
قاآنی در بخش دیگری از سخنانش گفت که امریکا تصور میکرد میتواند ایران را ظرف چهار روز یا حداکثر دو هفته به تسلیم وادار کند، اما با شرایطی متفاوت از محاسبات خود مواجه شد.
وزارت خارجه امریکا درخواست بودجه ۲۵ میلیون دالری دانشگاه امریکایی افغانستان برای دو سال آینده را رد کرد. این وزارت گفته است که تا پایان سال جاری میلادی هم هرگونه اختصاص بودجه به این دانشگاه را متوقف میکند.
این تصمیم میتواند فرصت تحصیل صدها زن افغان را که بهدلیل محدودیتهای طالبان تنها از طریق آموزش آنلاین به آموزش عالی دسترسی دارند، از بین ببرد. به گزارش نیویارکتایمز که روز پنجشنبه نهم میزان منتشر شد، وزارت خارجه امریکا روز سهشنبه درخواست دانشگاه امریکایی افغانستان برای دریافت ۲۵ میلیون دالر کمک مالی در دو سال آینده را رد کرده است.
دیوید ادواردز، استاد و سرپرست ریاست دانشگاه، گفته است که ادامه فعالیت این دانشگاه به همکاری با دانشگاه امریکایی آسیای مرکزی در قرغیزستان مشروط شده است. او گفته است که با این دانشگاه همکاری خواهد کرد؛ اما دانشگاه امریکایی آسیای مرکزی برنامه آموزش از راه دور ندارد و آموزش آنلاین در حال حاضر تنها راه دسترسی زنان داخل افغانستان به تحصیلات عالی است.
دانشگاه امریکایی افغانستان حدود هزار دانشجو دارد که همه بهصورت آنلاین درس میخوانند. حدود سهچهارم دانشجویان این دانشگاه زن هستند و نزدیک به ۹۰ درصد آنان در داخل افغانستان زندگی میکنند. استادان دانشگاه نیز از داخل و خارج افغانستان به دانشجویان آموزش میدهند.
ادواردز گفته است: «ما تنها فرصت آموزشی برای یک نسل کامل از افغانها هستیم و به نظر میرسد این موضوع در دولت کنونی امریکا نادیده گرفته شده است.»
وزارت خارجه امریکا در بیانیهای اعلام کرده است که در پایان سال جاری میلادی اختصاص بودجه به دانشگاه امریکایی افغانستان را متوقف خواهد کرد.
این وزارتخانه دلیل این تصمیم را «سابقه تکراری نبود حسابدهی درباره میلیونها دالر از پول مالیاتدهندگان امریکایی» عنوان کرده است.
دانشگاه امریکایی افغانستان در سال ۲۰۱۹ و در دوره مدیریت قبلی، با اتهامهای مربوط به سوءمدیریت مالی روبهرو شده بود.
مقامهای امریکایی در آن زمان گفته بودند بیش از ۶۰ میلیون دالر از منابع مالی ناپدید شده است. با این حال، ادواردز گفته است دانشگاه مشکلات گذشته را برطرف کرده و از سال ۲۰۲۱ تاکنون تمام حسابرسیهای آن بدون مشکل انجام شده است.
وزارت خارجه امریکا این دانشگاه را یک «نهاد خصوصی» خوانده و گفته است که ایالات متحده همچنان از آموزش دختران و زنان افغان از طریق برنامههای آموزش از راه دور حمایت میکند. این وزارتخانه افزوده است که در حال شناسایی نهادهایی است که بتوانند این برنامهها را بهگونه مسئولانه اجرا کنند.
ادواردز که از ماه مارچ سرپرستی دانشگاه را برعهده گرفته است، در تابستان امسال برای یافتن منابع مالی جایگزین به دانشگاههایی در بریتانیا و آلمان سفر کرده است. او گفته است که هنوز نمیداند دانشگاه چگونه هزینههای سمستر آینده را تأمین خواهد کرد.
این دانشگاه پس از بازگشت طالبان به آموزش آنلاین روی آورد.
دانشگاه امریکایی افغانستان در سال ۲۰۰۶ در کابل با هدف آموزش نسل جدید رهبران افغانستان تأسیس شد. این دانشگاه یکی از بزرگترین پروژههای غیرنظامی اداره توسعه بینالمللی امریکا (USAID) در افغانستان بود و از زمان تأسیس بیش از ۲۲۵ میلیون دالر از منابع این اداره دریافت کرده است.
پس از سقوط نظام جمهوری و بازگشت طالبان به قدرت در سال ۲۰۲۱، کارمندان خارجی دانشگاه از افغانستان خارج شدند و شماری از دانشجویان نیز به عراق، امریکا و کشورهای دیگر منتقل شدند. برخی دانشجویان در افغانستان باقی ماندند و برای حفظ امنیت خود مجبور به پنهانشدن شدند.
طالبان پیش از این فعالیت دانشگاه امریکایی افغانستان را محکوم کرده و آن را مکانی برای «فاسد کردن ذهن مسلمانان» توسط امریکاییها خوانده بود.
ساختمان اصلی این دانشگاه در کابل پس از بازگشت طالبان به قدرت در اختیار این گروه قرار گرفت و نام آن به «دانشگاه بینالمللی اسلامی افغانستان» تغییر داده شد. بر اساس گزارش، حدود هزار دانشجو در این دانشگاه در رشتههایی مانند علوم اسلامی، مهندسی و پزشکی تحصیل میکنند و همه آنان مرد هستند.
محدودیت آموزش زنان
دانشگاه امریکایی افغانستان سال گذشته، پس از اعلام برنامه دولت دونالد ترامپ برای قطع کمکها، فعالیتهای خود را برای یک سمستر متوقف کرد و مرکز ماهوارهای خود در قطر را نیز بست. به گفته ادواردز، دانشگاه امسال بیش از ۴۰ کارمند خود را اخراج کرده و در پی کاهش بودجه، پذیرش دانشجویان جدید را نیز کاهش داده است.
نگرانی دانشجویان از آینده
دانشجویان این دانشگاه میگویند تعطیلی آن میتواند یکی از معدود فرصتهای باقیمانده برای تحصیل زنان در داخل افغانستان را از آنان بگیرد.
یکی از دانشجویان علوم کمپیوتر به نام سارا، ۲۶ ساله، گفته است که پس از هشت سال وقفه، سال گذشته تحصیل خود را از سر گرفته است. او گفته است پس از خواباندن دختر هفتسالهاش، بعدازظهر و شبها برنامهنویسی پایتون، تجارت و تاریخ افغانستان میخواند.
او گفت: «این تنها جایی است که در آن آیندهای برای خودم میبینم.»
سارا به دلیل نگرانی امنیتی خواسته است نام خانوادگیاش منتشر نشود. او به نیویارکتایمز گفته است هزینه تحصیل در سایر مؤسسات آموزش آنلاین برایش بسیار بالا است و بدون مدرک دانشگاهی، بسیاری از فرصتهای کاری نیز برایش دسترسناپذیر است.
کتایون سلطانی، ۲۸ ساله، نیز گفته است کاهش بودجه دانشگاه باعث شده احساس ناتوانی کند. او همزمان پنج درس، از جمله علوم سیاسی، حسابداری و نویسندگی خلاق را میخواند و در کنار تحصیل بهعنوان مشاور بازاریابی دیجیتال بهصورت آزاد کار میکند.
از میان ۹۸۰ دانشجوی فعلی دانشگاه، حدود ۲۰۰ نفر مرد هستند.
محمد نعمان زلال، ۲۹ ساله، در ماه می مدرک کارشناسی ارشد مدیریت بازرگانی خود را از این دانشگاه دریافت کرده و قرار است اواخر سال جاری در افغانستان با آژانس همکاریهای بینالمللی جاپان (جایکا) کار کند.
او گفته است مدرک دانشگاه امریکایی افغانستان به دستیافتن به این شغل کمک کرده و درآمد ماهانه ۲۵۰۰ دالری او میتواند هزینه زندگی والدین و دو برادر کوچکترش را تأمین کند.
زلال گفته است در صورت تعطیلی دانشگاه، دانشجویان مرد ممکن است فرصتهای دیگری برای تحصیل پیدا کنند، اما برای زنان افغان گزینههای بسیار اندکی باقی خواهد ماند.
