طالبان پس از حملات هوایی پاکستان به چند ولایت افغانستان، از «پاسخ در اسرع وقت» سخن گفت، اما چند روز پس از این حملات، واکنش این گروه به احضار سفیر پاکستان، صدور بیانیه و هشدارهای لفظی محدود مانده است.
کارشناسان میگویند نگرانی از حملات بعدی پاکستان، احتمال هدف قرار گرفتن رهبران طالبان و تلاش اسلامآباد برای گسترش فشارهای سیاسی و نظامی، طالبان را در برابر پاکستان در موقعیت دشوار و منفعلانهای قرار داده است.
پاکستان در شب ۳۰ سنبله، ولایتهای کنر و پکتیکا را هدف حملات هوایی قرار داد. در شب دوم میزان، ولایتهای قندهار، پکتیا و خوست را بمباران کرد و در شب هشتم میزان نیز بار دیگر به کنر و هلمند حمله کرد.
ذبیحالله مجاهد، سخنگوی طالبان، پس از حمله اول میزان گفت که افغانها «پاسخ مناسب» خواهند داد. او پس از حمله سوم میزان نیز بر اتخاذ «موضع قاطع» و دادن «پاسخ مناسب» تأکید کرد.
این رویکرد با واکنش طالبان به حملات هوایی قبلی پاکستان تفاوت آشکاری دارد. در موارد پیشین، طالبان در کنار محکومیت حملات هوایی، درگیریهای مرزی را تشدید کرد و از حملات پهپادی و عملیات در خاک پاکستان خبر داد.
اما این بار حتی ادعای حمله پهپادی نیز با واکنش متفاوت طالبان روبهرو شد.
پس از حملات هوایی پاکستان به قندهار، پکتیا و خوست در ۳ میزان، ارتش پاکستان اعلام کرد که طالبان در واکنش، هشت پهپاد را به سمت پاکستان روان کرده و این پهپادها در نزدیکی تورخم و کوهات سرنگون شدهاند. طالبان بلافاصله این ادعا را رد کرد. ذبیحالله مجاهد گفت: «واقعیت ندارد. از خاک افغانستان هیچگونه حمله درونمرزی یا حمله دیگری به طرف پاکستان نشده است.»
او در بیانیهای نیز ادعای عبور پهپاد از خاک افغانستان را «شایعه» خواند که حلقات نظامی پاکستان برای توجیه «تجاوز بیباکانه» منتشر کردهاند.
این تغییر موضع، به باور ناظران، نشانهای از احتیاط شدید طالبان در برابر پاکستان است.
پاکستان تهدید را افزایش میدهد
همزمان، مقامهای پاکستانی بهطور پیهم هشدار دادهاند که حملات علیه مواضع گروههای مسلح در داخل افغانستان ادامه خواهد یافت.
پاکستان میگوید حملاتش متمرکز به هدف قراردادن مخفیگاههای تروریستان است.
شریف چودری، سخنگوی ارتش پاکستان، پس از حملات اخیر گفت که اسلامآباد بر سر تمامیت ارضی و امنیت خود «مصالحه نمیکند» و برای مقابله با تهدیدهایی که از خاک افغانستان سرچشمه میگیرند، «هر اقدام لازم» را انجام خواهد داد.
رانا ثناالله، مشاور نخستوزیر پاکستان نیز گفت که اسلامآباد حق حمله به مواضع گروههای تروریستی را برای خود محفوظ میداند.
مقامهای پاکستانی حملات اخیر را محدود توصیف کردهاند، اما پیام سیاسی آن روشن است: اسلامآباد میخواهد به طالبان بفهماند که در صورت ادامه حملات تحریک طالبان پاکستان در داخل پاکستان، آماده است دامنه عملیات خود را در خاک افغانستان گسترش دهد.
مقامهای پاکستانی پیوسته تاکید دارند که تنها یک خواسته از طالبان دارند: از حمله به پاکستان از خاک افغانستان جلوگیری کند و حمایت از تحریک طالبان پاکستان را متوقف سازد.
اما طالبان تاکنون حاضر نشده است این خواست را بهطور کامل بپذیرد.
ناتوانی طالبان
مصطفی مدثر، پژوهشگر مسایل منطقه، به افغانستان اینترنشنال گفت که طالبان در شرایط کنونی توانایی دادن پاسخ موثر نظامی به پاکستان را ندارد. او گفت که طالبان در گذشته چند حمله پهپادی انجام داد، اما این حملات بیشتر مصرف تبلیغاتی و داخلی داشت و نتوانست آسیبی به پاکستان وارد کند.
به گفته مدثر، هرگونه واکنش نظامی طالبان میتواند پاکستان را به افزایش حملات ترغیب کند.
او گفت: «به هر میزانی که طالبان پاسخ بدهد، پاکستان حساستر میشود، مرزها را بیشتر میشکند و ضربه شدیدتری به طالبان وارد میکند.»
مدثر معتقد است که طالبان اکنون نگران است پاسخ نظامی به حملات پاکستان، مرحله تازهای از درگیری را آغاز کند، مرحلهای که ممکن است این بار رهبران طالبان را نیز در معرض حملات مستقیم قرار دهد.
او گفت حملات اخیر پاکستان، بهویژه در قندهار و هلمند، برای طالبان دارای پیامی «خطرناک و حسابشده» بوده است.
برخی منابع نیز گفتهاند که در حمله به قندهار، قطعه محافظان ملا هبتالله، رهبر طالبان، هدف قرار گرفته است.
حملات مرزی طالبان نیز با واکنش گسترده پاکستان روبرو شده است. در این حملات، دهها نیروی طالبان کشته شدهاند. پاکستان ادعا میکند که در عملیات «غضب للحق» بیش از ۷۰۰ نیروی طالبان را کشته است. طالبان این ادعا را رد میکند.
این را نیز باید افزود که کشورهای منطقه مانند ترکیه، قطر و چین خواهان افزایش تنش میان طالبان و پاکستان نیستند. از این رو، خودداری طالبان از افزایش تنش، حاوی این پیام است که این گروه خواهان درگیری و تنش نیست، برعکس پاکستان به دنبال جنگ و تنش است.
هراس از هدف قرار گرفتن رهبران طالبان
یک تحلیلگر آشنا با مناسبات درونی طالبان در کابل نیز به افغانستان اینترنشنال گفت که طالبان از آغاز بحران با پاکستان تمایل نداشت وارد یک رویارویی مستقیم شود، زیرا سرنوشت این گروه همچنان با پاکستان پیوندهای عمیق دارد.
به گفته این ناظر که به دلیل حساسیت زندگی در کابل مایل نیست نامش برده شود، طالبان اکنون با یک محاسبه دشوار روبهرو است: پاسخ نظامی ندادن، نشانه ضعف تلقی میشود، اما پاسخ دادن میتواند زمینه را برای حملات گستردهتر پاکستان فراهم کند.
او گفت طالبان نگران است که اگر به حملات اخیر پاسخ نظامی بدهد، پاکستان این بار رهبران طالبان را هدف قرار دهد.
این نگرانی در شرایطی مطرح میشود که پاکستان در ماههای اخیر تلاش کرده است فشار خود بر طالبان را در چند سطح افزایش دهد، از فشار دیپلوماتیک و منطقهای گرفته تا اقدامات نظامی و تلاش برای تقویت مخالفان طالبان.
به گفته او، طالبان بخشی از مشکل را نه در اسلامآباد بلکه در واشنگتن میبیند. طالبان معتقد است پاکستان در بسیاری از موارد بر اساس منافع امریکا حرکت میکند و موضوعاتی مانند سرنوشت زندانیان، بازگشت احتمالی امریکا به بگرام و روابط واشنگتن با منطقه، در محاسبات کابل نقش دارد.
او گفت: «طالبان بیشتر مصروف چانهزنی با امریکا است، اما امریکا مصروف ایران است.»
از این منظر، طالبان تلاش میکند از طریق تعامل با امریکا از فشار پاکستان بکاهد، در حالی که واشنگتن در حال حاضر اولویتهای دیگری در منطقه دارد.
چرا طالبان با تیتیپی برخورد نمیکند؟
یکی از مهمترین اختلافهای کابل و اسلامآباد، موضوع تحریک طالبان پاکستان است.
پاکستان میگوید طالبان باید مانع استفاده از خاک افغانستان برای حمله به پاکستان شود. طالبان نیز بهطور رسمی میگوید اجازه نمیدهد از خاک افغانستان علیه کشورهای دیگر استفاده شود، اما حاضر نشده است برای سرکوب تیتیپی وارد یک رویارویی مستقیم شود.
هرچند برخی منابع میگویند رهبر طالبان بارها به تیتیپی هشدار داده است که از حمله به پاکستان خودداری کند. همچنین طالبان شماری از اعضای تیتیپی را از مناطق مرزی به شمال و مناطق مرکزی افغانستان منتقل کرده و حتی در برابر حمله به پاکستان موضع شرعی گرفته است.
طالبان میگوید در حملات پاکستان، غیرنظامیان به ویژه زنان و کودکان آسیب دیدهاند.
اما این اقدامات نتوانسته است پاکستان را قانع کند.
اسلامآباد میخواهد طالبان بهصورت عملی و ملموس تضمین کند که از خاک افغانستان علیه پاکستان استفاده نخواهد شد. به همین دلیل، اختلاف دو طرف تنها بر سر اظهارات سیاسی نیست، بلکه بر سر نوع و میزان اقدام عملی طالبان علیه تیتیپی است.
تحلیلگر نزدیک به طالبان گفت که این موضوع برای طالبان بسیار پیچیدهتر از آن است که صرفاً با بازداشت یا سرکوب تیتیپی حل شود.
به گفته او، «اگر طالبان با تیتیپی وارد تنش شود، این اقدام میتواند به رویارویی با مجموعهای از گروههای مسلح مستقر در افغانستان منجر شود، از جمله با اویغورها، چچنیها، القاعده و جنگجویان اوزبیک.»
او گفت: «دشمنی با یکی، دشمنی با همه است.» به گفته این کارشناس، طالبان نه توانایی مقابله همزمان با همه این گروهها را دارد و نه اراده سیاسی چنین کاری را.
این کارشناس معتقد است اسلامآباد نیز این وضعیت را بهخوبی درک کرده و فشار بر طالبان را صرفاً به مسئله تیتیپی محدود نکرده است. او گفت: «پاکستان موضوعات گستردهتری مانند گروههای بلوچ، خط دیورند، ترانزیت و روابط افغانستان با هند را در محاسبات خود در نظر دارد.»
به گفته او، «پاکستان در هشت دهه گذشته شاید برای نخستین بار خود را در یک موقعیت بسیار مناسب استراتژیک و منطقهای در برابر افغانستان میبیند و تصور میکند میتواند از این موقعیت برای گرفتن امتیازات بیشتر استفاده کند.»
او وضعیت طالبان را چنین توصیف کرد: «طالبان در دوراهی عجیبی گرفتار مانده است.» این کارشناس با یادآوری یک ضربالمثل گفت: «گنجشک هوشیار در دو دام میافتد.»
شکاف در داخل افغانستان
مصطفی مدثر، پژوهشگر مسایل منطقه، میگوید طالبان در داخل افغانستان نیز نتوانسته است حمایت یکپارچهای در برابر حملات پاکستان ایجاد کند.
به گفته او، جامعه افغانستان در برابر حملات پاکستان دوپارچه شده است و بخشی از غیرپشتونها حتی از حملات پاکستان علیه مواضع طالبان حمایت میکنند.
مدثر میگوید تلاش طالبان برای ایجاد بسیج عمومی علیه پاکستان تاکنون موفق نبوده است.
به باور او، پاکستان احتمالاً حملات خود را با شدت بیشتری ادامه خواهد داد و همزمان حمایت از مخالفان طالبان را افزایش خواهد داد.
در کنار فشار پاکستان، طالبان با افزایش فعالیت مخالفان مسلح نیز روبهرو است.
جبهات مخالف طالبان در بخشهای مختلف کشور فعالتر شدهاند و همزمان گزارشهایی از تلاش پاکستان برای تقویت و بسیج جریانهای سیاسی مخالف طالبان وجود دارد. فعال شدن دوباره حزب اسلامی گلبدین حکمتیار و تلاش برای سازماندهی نیروهای سیاسی در بیرون از ساختار طالبان، از نمونههایی است که در این چارچوب مطرح میشود.
از سوی دیگر، برخی مخالفان طالبان تلاش دارند از همان مسیرهایی استفاده کنند که طالبان در گذشته برای گسترش نفوذ خود استفاده کرده بود.
هشدارهایی که هنوز عملی نشدهاند
در میان مقامهای طالبان، نورالله نوری، وزیر سرحدات و قبایل، از جمله مقامهایی است که بهطور پیهم به پاکستان هشدار داده است. اما در سطح رهبری طالبان، واکنشها محتاطانهتر بوده و بسیاری از مقامهای ارشد این گروه در برابر حملات اخیر سکوت کردهاند.
امیرخان متقی، وزیر خارجه طالبان، نیز در نشست مسکو گفت که مشکل با پاکستان میتواند از طریق مذاکره حل شود.
این موضع در کنار رد ادعای حملات پهپادی علیه پاکستان، یک پیام روشن دارد: طالبان در شرایط کنونی نمیخواهد وارد مرحلهای شود که کنترول آن برایش دشوار باشد. اما، واقعیت این است که روابط از مرحلهای عبور کرده که دوباره به حالت عادی برگردد.
طالبان در آغاز بحران از پاسخ شدید، پیشروی تا پیشاور و حتی تصرف پنجاب سخن میگفت. اما اکنون، به جای عملی کردن این تهدیدها، تلاش میکند از تشدید رویارویی جلوگیری کند.
به همین دلیل، آنچه امروز در برابر پاکستان دیده میشود، بیش از آنکه یک سیاست تهاجمی باشد، نوعی عقبنشینی حسابشده است؛ عقبنشینیای که از ناتوانی نظامی طالبان، نگرانی از هدف قرار گرفتن رهبران این گروه، اختلاف بر سر تیتیپی و فشارهای همزمان سیاسی و نظامی پاکستان ناشی میشود.
منابع به افغانستان اینترنشنال میگویند که طالبان از ورود زنان به نمایشگاه بینالمللی ابوحنیفه در کابل، جلوگیری کرده است.
به گفته منابع، طالبان افزون بر منع ورود زنان افغان، از ورود زنان هندی و ایرانی که به این رویداد دعوت شده بودند نیز جلوگیری کرده است.
منابع روز پنجشنبه، ۱۶ میزان، به افغانستان اینترنشنال گفتند که زنان از ورود به محوطه نمایشگاه بینالمللی ابوحنیفه منع شدهاند و تنها مردان اجازه حضور در این رویداد را دارند.
به گفته منابع، شماری از زنان هندی و ایرانی که از سوی نمایندگیهای کشورشان برای بازدید یا حضور در غرفههای نمایشگاه دعوت شده بودند نیز با محدودیت نیروهای طالبان روبهرو شدند و اجازه ورود به بخشهای مختلف نمایشگاه را دریافت نکردند.
یک منبع حاضر در محل گفت: «زنان افغان حتی اجازه ورود به صحن نمایشگاه را ندارند و فقط از پشت دروازههای بسته نظارهگر هستند. برخی زنان ایرانی نیز با وجود حضور در محل، اجازه ورود به غرفهها را پیدا نکردند.»
منابع میگویند مأموران امر به معروف و نهی از منکر طالبان در ورودیهای نمایشگاه مستقر بوده و از ورود زنان جلوگیری کردهاند. به گفته آنان، این محدودیت در دومین روز برگزاری نمایشگاه نیز ادامه داشته است.
پنجمین نمایشگاه ملی و بینالمللی «امام ابوحنیفه» روز چهارشنبه، ۱۵ میزان، با حضور صدها شرکت داخلی و خارجی در کابل گشایش یافت. این نمایشگاه به مدت هفت روز در مرکز نمایشگاههای بینالمللی افغانستان در چمن حضوری ادامه خواهد داشت.
در همین حال، فوزیه کوفی، فعال حقوق زنان و عضو پیشین پارلمان افغانستان، با انتقاد از نحوه برخورد طالبان با زنان در این نمایشگاه گفت که شماری از زنان در جریان برگزاری این رویداد بازداشت شدهاند. خانم کوفی گفت که طالبان در حالی از برگزاری موفق نمایشگاه سخن میگویند که زنان نهتنها اجازه داشتن غرفه مستقل را نداشتهاند، بلکه برخی از آنان مورد لتوکوب و بازداشت نیز قرار گرفتهاند.
خانم کوفی همچنین از حضور مقامها و مهمانان خارجی در این نمایشگاه انتقاد کرد و پرسید آیا این افراد حاضر بودند چنین برخوردی با زنان در کشورهای خودشان صورت گیرد. او افزود که تداوم حضور و مشارکت چهرهها و هیئتهای خارجی در چنین برنامههایی، خطر مشروعیتبخشیدن و عادیسازی سیاستهای حذف زنان از عرصه عمومی را به همراه دارد.
طالبان تاکنون به گزارشها درباره جلوگیری از ورود زنان به نمایشگاه ابوحنیفه و ادعای بازداشت و برخورد با زنان واکنش نشان ندادهاند.
همچنین سفارتهای هند و ایران نیز تاکنون در این مورد اظهار نظری نکردهاند.
از راست به چپ: محراب صافی، سلمان حبیبخیل و اول احمدزی
دادگاهی در بریتانیا، سه مرد افغان را به جرم سوءاستفاده جنسی از یک دختر ۱۷ ساله به زندان محکوم کرد.
محراب صافی، ۲۱ ساله، اول احمدزی و سلمان حبیبخیل، هر دو ۱۹ ساله، در ماه جون امسال مجرم شناخته شده بودند، ولی پیش از اعلام حکم دادگاه میخواستند به فرانسه فرار کنند.
نام قربانی به دلیل زیر ۱۸ ساله بودن، افشا نشده است.
صافی به ۱۵ سال زندان محکوم شد. دو همدست او، احمدزی و حبیبخیل، هر کدام به ۹ سال زندان در بازداشتگاه جوانان محکوم شدند.
محکوم چهارم در این پرونده، یک نوجوان ۱۷ ساله افغان است که به دلیل زیر سن بودن، هویتش افشا نشده است. او که در تجاوز شرکت داشت، اما اقدام به فرار نکرد، به دو سال و هفت ماه زندان در مرکز نگهداری جوانان محکوم شده است.
شرح واقعه
[هشدار: ادامه این خبر جزییات آزاردهندهای دارد]
خانه محراب صافی در بریستول
محراب صافی نخستین بار در ماه نوامبر پارسال با یک دختر انگلیسی که با دوستش برای خرید به بازار شهر بریستول رفته بود آشنا شد. در روزهای بعد او آن دختر را که در شهر سامرست زندگی میکرد تشویق کرد که عکسهای عریان خود را در اسنپچت برایش بفرستد.
کمتر از یک هفته پس از آشنایی اولیه، محراب صافی برای آن دختر تاکسی گرفت تا از شهرش در سامرست به اتاق او در بریستول برود. در آنجا او به همراه اول احمدزی، سلمان حبیبخیل و یک نوجوان ۱۷ ساله دیگر افغان به آن دختر مشروب دادند و به نوبت با او سکس کردند.
پس از اینکه مادر و پدر آن دختر با پولیس تماس گرفتند و از ناپدید شدن او خبر دادند، پولیس به خانه صافی رفت و قربانی را در آنجا پیدا کرد.
قربانی در دادگاه گفت که پس از آن واقعه، گوشهگیر شده و دوستان کمتری دارد. او گفت دیگر به تنهایی نمیتواند بیرون برود و حتی فکر کردن دوباره آنچه در خانه صافی گذشت، او را هراسان میکند.
در قوانین بریتانیا و دیگر کشورهای غربی، رابطه جنسی بدون رضایت جرم است. مستی ناشی از مصرف الکل یا مواد مخدر نیز میتواند در شرایطی باعث شود فرد شرایط قانونی لازم برای رضایت دادن را نداشته باشد.
جرم دیگر این سه مرد، تلاش برای فرار از قانون است. پولیس فرانسه آنها را در پشت یک لاری در شهر بندری کاله پیدا کرد و به بریتانیا فرستاد.
قاضی دادگاه در هنگام صدور حکم، از آسیبهای ماندگار روحی گفت که سوءاستفاده پیاپی جنسی بر آن دختر جوان گذاشته است.
قاضی گفت میداند که این چهار نفر در افغانستان تجربه ناخوشایندی داشتهاند و پدر یکی از آنها به دست طالبان کشته شده است. اما تاکید کرد که این وضعیت جرم انجام شده را توجیه نمیکند.
مجرمان این پرونده برای همیشه در فهرست مجرمان جنسی ثبت خواهند شد و از هرگونه تماس آنها با افراد زیر سن قانونی جلوگیری خواهد شد.
شهرزاد اکبر، رئیس اجرایی سازمان رواداری، میگوید که قرار بازداشت رهبران طالبان اهمیت زیادی دارد، زیرا به زنان افغانستان نشان میدهد که جامعه جهانی عاملان سرکوب آنان را میشناسد و این اقدامات را نادیده نگرفته است.
خانم اکبر در نشستی در شهر مادرید اسپانیا، گفت برای زنی که به دلیل برگزاری کلاس مخفی بازداشت، لتوکوب یا شکنجه شده است، چنین اقدامهایی معنای زیادی دارد، حتی اگر برخی بگویند این تصمیمها فقط روی کاغذ باقی میماند.
روز پنجشنبه نشستی با حضور فعالان حقوق بشر به مناسبت اول سالگرد دادگاه مردمی برای زنان افغانستان، در مادرید برگزار شد.
شهرزاد اکبر در این نشست گفت که نام برخی از رهبران طالبان در کیفرخواست دادگاه مردمی برای زنان افغانستان نیز آمده و به باور او، روند پاسخگو کردن طالبان به تدریج در حال پیشرفت است.
خانم اکبر همچنین به مسیر دیوان بینالمللی دادگستری اشاره کرد و گفت که افغانستان عضو کنوانسیون رفع هرگونه تبعیض علیه زنان است و آلمان، استرالیا، کانادا و هالند متعهد شدهاند طالبان را در پیوند با نقض حقوق زنان پاسخگو کنند.
او میگوید که با تیم حقوقی آلمان گفتوگو کرده، اما اطلاعات زیادی درباره روند این پرونده دریافت نکرده است. خانم اکبر افزود تردید دارد که سیاست آلمان برای اخراج افغانها به افغانستان، بر موضع این کشور در برابر طالبان تاثیر گذاشته باشد.
او افزود که فعالان در تلاشاند با رسانهها، پارلمان و مقامهای آلمان تماس بگیرند تا این کشور به تعهد خود در حمایت از زنان و دختران افغانستان عمل کند.
خانم اکبر گفت اگر آلمان نمیخواهد این مسیر را ادامه دهد، کشورهای دیگری مانند استرالیا میتوانند اقدام کنند.
او همچنین از دولت اسپانیا خواست از مسیرهای حقوقی موجود برای حمایت از زنان افغانستان استفاده کند و گفت برخی از این مسیرها ممکن است سریعتر از روندی باشد که کشورهای دیگر دنبال میکنند.
خانم اکبر میگوید که پیگیری پرونده طالبان در دادگاههای بینالمللی میتواند مانعی در برابر عادیسازی روابط با این گروه باشد.
او از کشورهایی که همزمان از حقوق زنان سخن میگویند و برای اخراج افغانها با طالبان تعامل میکنند، انتقاد کرد و گفت جامعه جهانی باید دولتها را در برابر چنین استانداردهای دوگانه پاسخگو کند.
خانم اکبر افزود که باید از آلمان پرسیده شود وعدهای که دو سال پیش به زنان و دختران افغانستان داده بود چه شد و از اسپانیا نیز پرسیده شود آیا از همه مسیرهای موجود برای همبستگی با زنان افغانستان استفاده کرده است یا خیر.
الیسندا کالوت، قاضی دادگاه مردمی برای زنان افغانستان، در نشستی در شهر مادرید اسپانیا، گفت که پس از پنج سال حاکمیت طالبان، وضعیت بهتر نشده و چشمانداز آینده امیدوارکننده نیست.
جلسات عمومی دادگاه مردمی برای زنان افغانستان سال گذشته در ۱۶ میزان در مادرید، پایتخت اسپانیا برگزار شد و روز جمعه ۱۸ میزان پایان یافت. دادستانها در این جلسات کیفرخواست را ارائه کرد و زنان و دختران افغان بهعنوان قربانیان رژیم طالبان شهادت دادند.
او روز پنجشنبه در نشستی به مناسبت اولین سالگرد دادگاه مردمی برای زنان افغانستان، گفت که این محکمه مردمی یک ابتکار مدنی است که از جامعه مدنی شکل گرفته و بر مردم تمرکز دارد، نه دولتها.
به گفته او، این محکمه در عین حال ساختار رسمی یک دادگاه را داشت و شامل دادستان، قاضی، شاهد و صدور حکم بود.
او میگوید که هیئت قضایی و کارشناسان این محکمه دارای پیشینههای مختلف بودند و در میان آنان حقوقدانان، روانشناسان، روزنامهنگاران و کارشناسان شریعت حضور داشتند.
خانم کالوت افزود که خشونت مبتنی بر جنسیت در این محکمه بهعنوان یک مسئله کیفری بررسی شد، نه یک مسئله فرهنگی.
به گفته او، جلسات استماع در مادرید برگزار شد و دادگاه شهادت ۲۴ زن افغان از داخل و خارج افغانستان را شنید. او گفت برگزارکنندگان تلاش کردند زنان از گروههای قومی و طبقات اجتماعی مختلف در این روند حضور داشته باشند تا محکمه تا حد ممکن فراگیر باشد.
قاضی دادگاه مردمی برای زنان افغانستان، همچنین تاکید کرد که برخی از شاهدان با خطر روبهرو بودند. به گفته او، هرچند طالبان در جلسات محکمه حضور نداشت، روند آن را دنبال میکرد و این موضوع برای شماری از افرادی که شهادت میدادند، خطر ایجاد میکرد.
خانم کالوت میگوید در شرایطی که درباره بحران حقوق بینالملل صحبت میشود، چنین ابتکارهایی برای دادخواهی و تقویت اعتبار قانون اهمیت دارد.
خانم کالوت گفت آنچه در افغانستان جریان دارد، مجموعهای از قوانین، احکام و ساختارهایی است که زنان و دختران را بهصورت سیستماتیک هدف قرار میدهد.
او افزود که زنان افغانستان از دوره نخست حاکمیت طالبان در دهه ۱۹۹۰ نیز از «آپارتاید جنسیتی» سخن میگفتند و این وضعیت پدیده تازهای نیست.
به گفته خانم کالوت، خشونت مبتنی بر جنسیت در دادگاه مردمی بهعنوان یک مسئله کیفری بررسی شد، نه یک مسئله فرهنگی.
هدف این دادگاه جلب توجه جهانی به سرکوب هدفمند زنان و دختران افغان تحت حاکمیت طالبان، مستندسازی جنایتهای علیه بشریت، بهویژه تبعیض و آزار جنسیتی، و افزایش فشار بینالمللی برای پاسخگو کردن طالبان عنوان شده است.
حدود ساعت ۹:۳۰ شب هفتم اکتبر ۲۰۰۱ بود که صدای انفجارها از میدان هوایی قندهار و اطراف شهر به گوش رسید. باشندگان قندهار از چند هفته پیش، شایعاتی درباره احتمال آغاز حملات هوایی امریکا شنیده بودند.
حاجی امینالله، که هنگام بمبارانها در شهر قندهار حضور داشت، میگوید: «فکر میکنم انبارهای کمکها را هدف قرار دادند و حمله دیگری هم بر سرای ملا صاحب صورت گرفت.»
به گفته باشندگان قندهار، در همان شب میدان هوایی قندهار و محل اقامت ملا محمد عمر، رهبر پیشین طالبان، نیز هدف حملات قرار گرفت.
مردم نمیدانستند حمله بعدی در کجا رخ خواهد داد. همزمان با نخستین حملات، شبکه برق قندهار نیز با مشکل روبهرو شد و شهر در تاریکی فرو رفت.
میدان هوایی قندهار
وزارت خارجه امریکا در اعلامیهای گفته بود که نخستین حملات امریکا و بریتانیا تنها به یک شهر محدود نبود. هواپیماهای جنگی و موشکهای کروز امریکا حدود ۳۰ هدف را در نقاط مختلف افغانستان هدف قرار دادند. این اهداف شامل میدانهای هوایی، سامانههای دفاع هوایی، اردوگاههای آموزشی القاعده و مراکز نظامی طالبان بود.
در اسناد رسمی ارتش امریکا آمده است که اردوگاههای آموزشی القاعده در اطراف جلالآباد از سنگینترین حملات در نخستین شب جنگ هدف قرار گرفتند.
جورج دبلیو بوش، رئیسجمهور وقت امریکا، آن شب در یک سخنرانی ویژه در کاخ سفید اعلام کرد که ارتش امریکا حملات خود را علیه اردوگاههای آموزشی القاعده و تأسیسات نظامی رژیم طالبان در افغانستان آغاز کرده است.
واشنگتن گفته بود از طالبان خواسته است اسامه بن لادن، رهبر القاعده را تحویل دهد، اردوگاههای آموزشی تروریستی را ببندد و زندانیان خارجی را آزاد کند؛ اما به گفته امریکا، طالبان این خواستهها را نپذیرفتند.
امریکا عملیات نظامی خود «آزادی پایدار» گذاشته بود.
اولین سربازران امریکایی در قندهار
افغانستان اینترنشنال بخشهایی از همان سخنرانی جورج دبلیو بوش را بازخوانی میکند. او سخنانش را با این جملات آغاز کرد:
«به دستور من، ارتش امریکا حملات خود را علیه اردوگاههای آموزشی تروریستی القاعده و تأسیسات نظامی رژیم طالبان در افغانستان آغاز کرده است. این حملات که با دقت انتخاب شدهاند، با هدف جلوگیری از استفاده افغانستان به عنوان پایگاه عملیات تروریستی و هدف قرار دادن تواناییهای نظامی رژیم طالبان انجام میشوند. در این عملیات، متحد نزدیک ما، بریتانیای کبیر، در کنار ما قرار دارد.»
حملات امریکا در قندهار، صفحه جدیدی در زندگی زنان افغان باز کرد
رئیسجمهور سابق آمریکا در ادامه گفت «دیگر دوستان نزدیک ما، از جمله کانادا، استرالیا، آلمان و فرانسه نیز تعهد کردهاند که با گسترش عملیات، نیروهای خود را به آن ملحق کنند. بیش از ۴۰ کشور در خاورمیانه، افریقا، اروپا و سراسر آسیا به هواپیماهای امریکایی اجازه استفاده از حریم هوایی یا فرود را دادهاند. بسیاری از کشورهای دیگر نیز اطلاعات استخباراتی خود را با ما شریک ساختهاند.»
بر اساس گزارش واشنگتن پست، موج دوم حملات امریکا و بریتانیا در قندهار بر مراکز نظامی طالبان متمرکز بود.
قاری عبدالواسع، یکی دیگر از باشندگان قندهار، درباره آن شب میگوید: «زمانی که نخستین حمله امریکا در قندهار آغاز شد، مردم بسیار هراسان شدند. فضای شدیدی از ترس در شهر حاکم شد. بسیاری از مردم خانههای خود را ترک کردند و تلاش داشتند از شهر خارج شوند. مردم نمیدانستند حمله بعدی در کجا خواهد بود و هدف امریکا چیست.»
به گفته او، با شنیده شدن صدای نخستین انفجارها، زندگی عادی مردم شهر در یک لحظه دگرگون شد.
حاجی عبدالرووف نیز از همان شب یاد میکند و میگوید زمانی که هواپیماهای امریکایی حملات خود را آغاز کردند، بسیاری از خانوادهها از ترس چراغهای خانههایشان را خاموش کردند؛ زیرا نگران بودند که روشنایی خانهها توجه هواپیماها را جلب کند و هدف بمباران قرار گیرند.به گفته او، آن شب برای مردم قندهار، شبی سرشار از ترس و نگرانی از سرنوشت نامعلوم بود.
باآنکه حملات امریکا تلفات سنگینی بجا گذاشت، اما زندگی مردم به لحاظ اقتصادی تغییر کرد
چرا قندهار برای امریکا تا این اندازه مهم بود؟
در سال ۲۰۰۱، قندهار مرکز اصلی طالبان و پایتخت معنوی این گروه به شمار میرفت. ملا محمد عمر و بسیاری از رهبران طالبان فعالیتهای خود را از همین منطقه رهبری میکردند. براساس گزارش گاردین، مراکز مهم رهبری طالبان و تأسیسات مهم مرتبط با شبکه القاعده نیز در اطراف قندهار قرار داشت.
به همین دلیل، امریکا با بمباران قندهار در پی تضعیف مرکز سیاسی، نظامی و رهبری طالبان بود.
درباره تلفات اهدافی که در حملات هفتم اکتبر هدف قرار گرفتند، گزارشهای متفاوتی منتشر شد؛ اما آمار دقیق و مستقلی از قربانیان حملات شب نخست در قندهار وجود ندارد.
در هفتههای نخست جنگ، تلفات غیرنظامیان نیز در قندهار ثبت شد. در جریان یکی از حملات در منطقه دامان در شرق شهر قندهار، ۲۶ عضو دو خانواده کشته شدند. واشنگتن پست در آن زمان این رویداد را یکی از مهمترین موارد تلفات غیرنظامیان در آغاز جنگ توصیف کرده بود.
جنگی که بیست سال طول کشید
چگونه یک عملیات نظامی کوتاه به جنگی بیستساله تبدیل شد؟
واشنگتن، القاعده را مسئول حملات یازدهم سپتامبر دانست و در پی بازداشت اسامه بن لادن و رهبران این شبکه بود. امریکا همچنین طالبان را به دلیل میزبانی از رهبران القاعده و اردوگاههای آموزشی آن هدف قرار داد.
بوش در سخنرانی خود گفت که این خواستهها به طالبان ارائه شده بود، اما به گفته امریکا، طالبان آنها را نپذیرفتند. پس از آن، عملیات نظامی «آزادی پایدار» آغاز شد.
رژیم نخست طالبان در اواخر سال ۲۰۰۱ سقوط کرد، اما طالبان از میان نرفتند. این گروه در پاکستان دوباره سازماندهی شد و از طریق جنگ چریکی حملات خود را علیه حکومت جدید افغانستان، نیروهای امریکایی و ناتو آغاز کرد.
قندهار نیز یکی از مهمترین میدانهای این جنگ طولانی باقی ماند. پس از سقوط رژیم طالبان، حضور نیروهای امریکایی، ناتو و دولت افغانستان برای تصرف و حفظ قندهار گسترش یافت.
بر اساس گزارشهای وزارت خارجه امریکا، قندهار که آخرین مرکز بزرگ طالبان به شمار میرفت، در دسامبر ۲۰۰۱ زیر فشار بمبارانهای پیهم و عملیات زمینی نیروهای ضد طالبان سقوط کرد؛ اما ملا محمد عمر، رهبر طالبان، موفق شد از منطقه خارج شود.
به گفته مقامهای امریکایی، جنگ تنها به رویارویی طالبان و نیروهای امریکایی محدود نماند، بلکه به منازعهای طولانی بر سر تشکیل دولت، آموزش نیروهای امنیتی، شورش طالبان، فعالیت القاعده و سپس داعش و آینده سیاسی افغانستان تبدیل شد.
همین مسئله باعث شد عملیات نظامی کوتاهی که در سال ۲۰۰۱ آغاز شده بود، به جنگی بیستساله تبدیل شود.
در این جنگ هزاران غیرنظامی، نظامی، افراد مسلح مخالف و نیروهای خارجی کشته یا زخمی شدند و شمار زیادی نیز دچار معلولیت شدند.
امریکا پس از بیست سال افغانستان را ترک کرد
پایان جنگ بیستساله
روایتهای باشندگان قندهار از شب هفتم اکتبر ۲۰۰۱ نشان میدهد که نخستین تأثیر جنگ تنها بر اهداف نظامی محدود نبود. ترس، ترک خانهها، خاموش کردن چراغها در شب و نگرانی از آینده نامعلوم نیز به بخشی از زندگی روزمره مردم تبدیل شد.
چند هفته بعد، قندهار به عنوان آخرین مرکز بزرگ طالبان به میدان اصلی جنگ تبدیل شد و در دسامبر ۲۰۰۱ از کنترول این گروه خارج شد.
به گفته باشندگان این شهر، شبی که نخستین هواپیماهای امریکایی در آسمان قندهار ظاهر شدند، آغاز یک جنگ طولانی دیگر در افغانستان بود؛ جنگی که نزدیک به بیست سال ادامه یافت و سرانجام در ماه آگست ۲۰۲۱ با خروج نیروهای امریکایی و ناتو پایان یافت.
خروج آخرین سرباز امریکایی از افغانستان در آگست ۲۰۲۱