• العربية
  • پښتو
  • English
BrandBrand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • پښتو
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

رئیس‌جمهور اوزبیکستان می‌گوید برای مدیریت منابع آب باید با طالبان گفت‌وگو شود

۱۷ میزان ۱۴۰۵، ۰۷:۵۴ (‎+۱ گرینویچ)

رئیس‌جمهور اوزبیکستان در هشتمین نشست مشورتی سران کشورهای آسیای میانه و آذربایجان با اشاره به چالش فزاینده کمبود آب و تغییرات اقلیمی در منطقه، برقراری یک گفت‌وگوی مداوم و ساختاریافته با طالبان پیرامون مدیریت منابع آبی را ضروری خواند.

شوکت میرضیایف گفت این تعاملات باید با در نظر گرفتن منافع تمامی کشورهای منطقه دنبال شود.

او روز گذشته پنج‌شنبه ۱۶ میزان در جریان سخنرانی خود در هشتمین نشست مشورتی سران کشورهای آسیای مرکزی و آذربایجان که در منطقه «آوازه» در ترکمنستان برگزار شد، بر ضرورت همکاری‌های همه‌جانبه منطقه‌ای تأکید کرد.

آقای میرضیایف در بخشی از سخنان خود با اشاره به بحران فزاینده کمبود آب و پیامدهای تغییرات اقلیمی بر اقتصاد و کشاورزی کشورهای منطقه، موضوع مدیریت منابع آبی را یکی از جدی‌ترین چالش‌های پیش‌رو دانست.

وی تصریح کرد لازم است گفت‌وگوهای مستمر، منظم و کارشناسی با افغانستان پیرامون نحوه استفاده از منابع آب انجام شود تا منافع تمامی کشورهای منطقه به طور کامل در نظر گرفته شود.

رئیس‌جمهور اوزبیکستان همچنین در این نشست بر لزوم توسعه پیوندهای اقتصادی، ایجاد پلتفرم‌های مشترک سرمایه‌گذاری، یکپارچه‌سازی شبکه‌های ترابری و تقویت همکاری‌ها در حوزه فناوری‌های نوین و انرژی‌های پاک تأکید کرد.

یکی از مهم‌ترین نگرانی‌های اوزبیکستان در سال‌های اخیر، ساخت کانال قوش‌تپه توسط طالبان در شمال افغانستان است. این کانال که آب رودخانه آمودریا را منحرف می‌کند، می‌تواند تا ۱۵ تا ۲۰ درصد از جریان آب این رودخانه را کاهش دهد و تاثیر مستقیمی بر کشاورزی و منابع آبی اوزبیکستان و ترکمنستان داشته باشد.

اوزبیکستان پیش‌تر نیز بارها خواستار مشارکت افغانستان در سازوکارهای منطقه‌ای مدیریت آب شده و حتی پیشنهاد کمک فنی برای کاهش اتلاف آب در این پروژه را مطرح کرده است. با تکمیل مراحل ساخت این کانال، فشار بر منابع آبی پایین‌دست افزایش یافته و گفت‌وگوی ساختاریافته با طالبان برای کشورهای منطقه بیش از پیش ضروری شده است.

گزارش رادیویی طاهر قادری «قوش‌تپه؛ از ادعا طالبان تا میراث غنی و نگرانی همسایه‌ها» را اینجا بشنوید.

پربازدیدترین‌ها

امریکا چگونه برای سرنگونی طالبان با عبدالرشید دوستم تماس گرفت
۱
اختصاصی

امریکا چگونه برای سرنگونی طالبان با عبدالرشید دوستم تماس گرفت

۲
گزارش ویژه

هفتم اکتبر؛ ساختن و سوختن افغان‌ها بین جنگ و صلح طالبان و امریکا

۳

طالبان مانع ورود زنان، از جمله زنان هندی و ایرانی، به نمایشگاه ابوحنیفه شد

۴

مبارزه زنان افغان؛ داستانی فراتر از آمدن و رفتن امریکا

۵

سه مجرم جنسی افغان پس از فرار از بریتانیا بازداشت و زندانی شدند

•
•
•

مطالب بیشتر

گزارش سالانه وزارت خارجه امریکا: «کودک‌سربازی و بچه‌بازی» در حاکمیت طالبان ادامه دارد

۱۷ میزان ۱۴۰۵، ۰۵:۲۱ (‎+۱ گرینویچ)
100%

وزارت خارجه امریکا در گزارش سالانه قاچاق انسان در سال ۲۰۲۶ اعلام کرد که اداره طالبان هیچ تلاش معناداری برای مبارزه با قاچاق انسان نکرده و افغانستان در پایین‌ترین رتبه باقی مانده است. طبق گزارش، در افغانستان ساختاری برای شناسایی قربانیان و ارجاع آنان به مراکز حمایتی وجود ندارد.

در گزارش آمده است که در دوره مورد بررسی، سربازگیری و استفاده از کودکان در نقش‌های جنگی و حمایتی و نیز بهره‌کشی جنسی از پسران در قالب پدیده «بچه‌بازی» ادامه داشته است. وزارت خارجه امریکا می‌گوید طالبان هیچ موردی از تحقیق، پیگرد قضایی یا محکومیت عاملان قاچاق انسان را گزارش نکرده و از شناسایی و حمایت از قربانیان این جرایم نیز گزارشی ارائه نداده‌اند.

قانون جدید طالبان؛ مجازات‌هایی که کافی دانسته نشده‌اند

هبت‌الله آخندزاده رهبر طالبان حدود دو سال پیش با صدور فرمانی، قاچاق انسان را منع کرد و خواستار رسیدگی به چنین قضایا شد.

بر اساس گزارش، این فرمان قاچاق انسان را ممنوع کرده و برای ارتکاب این جرم، در بار نخست و موارد بعدی، از یک تا سه سال زندان پیش‌بینی کرده است.

با این حال در گزارش وزارت خارجه ایالات متحده آمده است که ادارات طالبان کمترین معیار لازم را برای محو قاچاق انسان عملی نمی‌کنند.

وزارت خارجه امریکا می‌گوید این فرمان تعریف روشنی از قاچاق انسان ارائه نمی‌کند و مجازات‌های آن نیز به اندازه کافی بازدارنده نیستند. در گزارش آمده است که برخی مواد این فرمان مفاهیم مرتبط با برده‌داری را به‌گونه ضمنی به رسمیت می‌شناسند.

کارشناسان حقوقی همچنین درباره نبود تعریف‌های روشن، یکسان‌انگاری قاچاق انسان با قاچاق مهاجران، نبود حمایت‌های صریح از وکلای مدافع و اتکا به اعترافات بدون تضمین‌های کافی در برابر اجبار ابراز نگرانی کرده‌اند.

ادامه سربازگیری کودکان و پدیده بچه‌بازی

گزارش می‌گوید طالبان و گروه‌های مسلح دیگر همچنان کودکان را به‌گونه غیرقانونی در نقش‌های جنگی و حمایتی به کار می‌گیرند. به گفته وزارت خارجه امریکا، طالبان از اجبار و فریب برای جذب کودکان استفاده می‌کنند و برخی از آنان را از مدارس جهادی در افغانستان و پاکستان جذب می‌کنند.

در گزارش آمده است که گروه‌هایی مانند داعش خراسان و جبهه مقاومت ملی نیز از کودکان در درگیری‌های مستقیم، انتقال و جاسازی مواد انفجاری، حمل سلاح، جاسوسی و نگهبانی از پایگاه‌ها استفاده می‌کنند.

وزارت خارجه امریکا همچنین می‌گوید با وجود ممنوع‌بودن رسمی بچه‌بازی، این پدیده ادامه دارد و ناظران مواردی از دست‌داشتن اعضای طالبان در آن را گزارش کرده‌اند. در این پدیده، پسران، که قربانیان آن معمولاً بین ۱۰ تا ۱۸ سال سن دارند، برای بهره‌کشی جنسی و سرگرمی مورد سوءاستفاده قرار می‌گیرند.

بر اساس گزارش، طالبان تلاش مؤثری برای حمایت از قربانیان بچه‌بازی یا پایان‌دادن به این پدیده انجام نداده‌ است.

نبود حمایت کافی از قربانیان قاچاق انسان

در گزارش آمده است که طالبان هیچ موردی از شناسایی قربانیان قاچاق انسان یا ارائه خدمات به آنان را گزارش نکرده‌اند و سازوکارهای منظم و مؤثری برای شناسایی قربانیان و ارجاع آنان به مراکز حمایتی وجود ندارد.

بر اساس گزارش، نیروهای امنیتی گاه قربانیان احتمالی، از جمله کودکانی را که در خیابان‌ها گدایی می‌کنند، بدون بررسی نشانه‌های قاچاق انسان بازداشت می‌کنند. برخی کودکان قربانی نیز در مراکز بازداشت در کنار بزرگ‌سالان نگهداری می‌شوند و در معرض کار اجباری، خشونت جسمی و سوءاستفاده جنسی قرار می‌گیرند.

وزارت خارجه امریکا می‌گوید که محدودیت‌های طالبان بر فعالیت سازمان‌های غیردولتی، ممنوعیت کار زنان در بیشتر بخش‌ها و بازداشت کارمندان زن به دلیل همراه‌نداشتن محرم، ارائه خدمات حمایتی به قربانیان را دشوارتر کرده است. کمبود منابع مالی و نبود مراکز تخصصی برای قربانیان بزرگ‌سال نیز از مشکلات عمده در این زمینه عنوان شده است.

گزارش همچنین هشدار می‌دهد که مجازات‌های بدنی طالبان برای آنچه تخلف‌های اخلاقی می‌دانند، از جمله روابط جنسی خارج از ازدواج، ممکن است قربانیان قاچاق جنسی را از گزارش‌دادن سوءاستفاده‌ها بازدارد؛ زیرا آنان ممکن است به دلیل اعمالی که در نتیجه قاچاق و بهره‌کشی بر آنان تحمیل شده است، مجازات شوند.

با این حال، گزارش به رهایی ۵۸ کودک از صفوف طالبان با کمک یک سازمان بین‌المللی اشاره می‌کند. این سازمان پس از گفت‌وگو با طالبان، زمینه رهایی این کودکان را فراهم کرده و از بازگشت آنان به زندگی عادی حمایت کرده است.

افزایش آسیب‌پذیری زنان، کودکان و مهاجران

وزارت خارجه امریکا می‌گوید زنان، مردان و کودکان در داخل افغانستان و خارج از آن با کار اجباری، بردگی ناشی از بدهی و بهره‌کشی جنسی روبه‌رو هستند. بر اساس گزارش، قاچاق انسان در داخل افغانستان نسبت به قاچاق فرامرزی گسترده‌تر است.

کودکان در بخش‌هایی مانند قالین‌بافی، خشت‌سازی، کارهای خانگی، کشاورزی، معدن‌کاری، ساختمان‌سازی، گدایی، رانندگی موترهای باربری و قاچاق مواد مخدر و سلاح مورد بهره‌کشی قرار می‌گیرند. گزارش می‌افزاید که برخی خانواده‌های فقیر یا بدهکار، کودکان خود را به قاچاق‌بران می‌فروشند یا دختران زیر سن را در بدل دریافت پول به ازدواج وادار می‌کنند.

به گفته وزارت خارجه امریکا، محدودیت‌های طالبان بر رفت‌وآمد زنان و دختران و دسترسی آنان به آموزش و اشتغال، آسیب‌پذیری‌شان را در برابر بهره‌کشی افزایش داده است. زنان، دختران و خانواده‌هایی که از ایران و پاکستان به افغانستان بازمی‌گردند، آوارگان داخلی و افرادی که با حکومت پیشین ارتباط داشته‌اند نیز در معرض خطر بیشتری قرار دارند.

در گزارش آمده است که برخی افغان‌ها برای یافتن کار به کشورهای دیگر، از جمله ایران، پاکستان، ترکیه و کشورهای اروپایی، به واسطه‌ها پول می‌پردازند؛ اما شماری از این واسطه‌ها و کارفرمایان آنان را به کار اجباری یا بهره‌کشی جنسی وادار می‌کنند.

مردان و پسران افغان نیز، به‌ویژه در بخش‌های کشاورزی و ساختمان‌سازی در ایران، پاکستان، یونان، ترکیه و کشورهای خلیج، با کار اجباری و بردگی ناشی از بدهی روبه‌رو می‌شوند. گزارش می‌گوید برخی پناه‌جویان افغان در ایران، عراق، پاکستان، ترکیه، اروپا و آسیای میانه به دلیل ترس از اخراج به افغانستان، موارد بهره‌کشی را به مراجع مسئول گزارش نمی‌دهند.

نبود اقدامات مؤثر برای پیشگیری

وزارت خارجه امریکا می‌گوید اداره‌های طالبان اقدامات مؤثری برای پیشگیری از قاچاق انسان انجام نداده‌اند. بر اساس گزارش، اداره‌های مربوط نه گروه کاری مشترک بین‌نهادی برای مبارزه با قاچاق انسان داشته‌اند و نه برنامه ملی اقدام در این زمینه را به‌گونه مؤثر اجرا کرده‌اند.

گزارش می‌افزاید که طالبان با وجود صدور فرمانی در دوره پیشین گزارش‌دهی برای غیرقانونی اعلام‌کردن قاچاق انسان بر اساس شریعت و دستور به اداره‌های مربوط برای هماهنگی، تحقیق و آگاهی‌دهی عمومی، گزارشی از اجرای این اقدامات ارائه نکرده‌اند. همچنین، اقدام مؤثری برای جلوگیری از جذب غیرقانونی کودکان یا کاهش تقاضا برای بهره‌کشی جنسی تجاری انجام نشده است.

وزارت خارجه امریکا تأکید می‌کند که طالبان با محدودکردن حقوق زنان و اقلیت‌ها و ممانعت از فعالیت سازمان‌های غیردولتی، شرایطی را ایجاد کرده‌اند که آسیب‌پذیری گروه‌های در معرض خطر را افزایش می‌دهد و حمایت از قربانیان قاچاق انسان را با مانع روبه‌رو می‌کند.

عقب‌نشینی در برابر پاکستان؛ چرا طالبان از پاسخ نظامی خودداری می‌کند

۱۶ میزان ۱۴۰۵، ۲۳:۲۳ (‎+۱ گرینویچ)
•
جمشید یما امیری
100%

طالبان پس از حملات هوایی پاکستان به چند ولایت افغانستان، از «پاسخ در اسرع وقت» سخن گفت، اما چند روز پس از این حملات، واکنش این گروه به احضار سفیر پاکستان، صدور بیانیه و هشدارهای لفظی محدود مانده است.

کارشناسان می‌گویند نگرانی از حملات بعدی پاکستان، احتمال هدف قرار گرفتن رهبران طالبان و تلاش اسلام‌آباد برای گسترش فشارهای سیاسی و نظامی، طالبان را در برابر پاکستان در موقعیت دشوار و منفعلانه‌ای قرار داده است.

پاکستان در شب ۳۰ سنبله، ولایت‌های کنر و پکتیکا را هدف حملات هوایی قرار داد. در شب دوم میزان، ولایت‌های قندهار، پکتیا و خوست را بمباران کرد و در شب هشتم میزان نیز بار دیگر به کنر و هلمند حمله کرد.

ذبیح‌الله مجاهد، سخنگوی طالبان، پس از حمله اول میزان گفت که افغان‌ها «پاسخ مناسب» خواهند داد. او پس از حمله سوم میزان نیز بر اتخاذ «موضع قاطع» و دادن «پاسخ مناسب» تأکید کرد.

این رویکرد با واکنش طالبان به حملات هوایی قبلی پاکستان تفاوت آشکاری دارد. در موارد پیشین، طالبان در کنار محکومیت حملات هوایی، درگیری‌های مرزی را تشدید کرد و از حملات پهپادی و عملیات در خاک پاکستان خبر داد.

اما این بار حتی ادعای حمله پهپادی نیز با واکنش متفاوت طالبان روبه‌رو شد.

پس از حملات هوایی پاکستان به قندهار، پکتیا و خوست در ۳ میزان، ارتش پاکستان اعلام کرد که طالبان در واکنش، هشت پهپاد را به سمت پاکستان روان کرده و این پهپادها در نزدیکی تورخم و کوهات سرنگون شده‌اند. طالبان بلافاصله این ادعا را رد کرد. ذبیح‌الله مجاهد گفت: «واقعیت ندارد. از خاک افغانستان هیچ‌گونه حمله درون‌مرزی یا حمله دیگری به طرف پاکستان نشده است.»

او در بیانیه‌ای نیز ادعای عبور پهپاد از خاک افغانستان را «شایعه»‌ خواند که حلقات نظامی پاکستان برای توجیه «تجاوز بی‌باکانه» منتشر کرده‌اند.

این تغییر موضع، به باور ناظران، نشانه‌ای از احتیاط شدید طالبان در برابر پاکستان است.

پاکستان تهدید را افزایش می‌دهد

هم‌زمان، مقام‌های پاکستانی به‌طور پی‌هم هشدار داده‌اند که حملات علیه مواضع گروه‌های مسلح در داخل افغانستان ادامه خواهد یافت.

100%
پاکستان می‌گوید حملاتش متمرکز به هدف‌ قراردادن مخفیگاه‌های تروریستان است.

شریف چودری، سخنگوی ارتش پاکستان، پس از حملات اخیر گفت که اسلام‌آباد بر سر تمامیت ارضی و امنیت خود «مصالحه نمی‌کند» و برای مقابله با تهدیدهایی که از خاک افغانستان سرچشمه می‌گیرند، «هر اقدام لازم» را انجام خواهد داد.

رانا ثناالله، مشاور نخست‌وزیر پاکستان نیز گفت که اسلام‌آباد حق حمله به مواضع گروه‌های تروریستی را برای خود محفوظ می‌داند.

مقام‌های پاکستانی حملات اخیر را محدود توصیف کرده‌اند، اما پیام سیاسی آن روشن است: اسلام‌آباد می‌خواهد به طالبان بفهماند که در صورت ادامه حملات تحریک طالبان پاکستان در داخل پاکستان، آماده است دامنه عملیات خود را در خاک افغانستان گسترش دهد.

مقام‌های پاکستانی پیوسته تاکید دارند که تنها یک خواسته از طالبان دارند: از حمله به پاکستان از خاک افغانستان جلوگیری کند و حمایت از تحریک طالبان پاکستان را متوقف سازد.

اما طالبان تاکنون حاضر نشده است این خواست را به‌طور کامل بپذیرد.

ناتوانی طالبان

مصطفی مدثر، پژوهشگر مسایل منطقه، به افغانستان اینترنشنال گفت که طالبان در شرایط کنونی توانایی دادن پاسخ موثر نظامی به پاکستان را ندارد. او گفت که طالبان در گذشته چند حمله پهپادی انجام داد، اما این حملات بیشتر مصرف تبلیغاتی و داخلی داشت و نتوانست آسیبی به پاکستان وارد کند.

به گفته مدثر، هرگونه واکنش نظامی طالبان می‌تواند پاکستان را به افزایش حملات ترغیب کند.

او گفت: «به هر میزانی که طالبان پاسخ بدهد، پاکستان حساس‌تر می‌شود، مرزها را بیشتر می‌شکند و ضربه شدیدتری به طالبان وارد می‌کند.»

مدثر معتقد است که طالبان اکنون نگران است پاسخ نظامی به حملات پاکستان، مرحله تازه‌ای از درگیری را آغاز کند، مرحله‌ای که ممکن است این بار رهبران طالبان را نیز در معرض حملات مستقیم قرار دهد.

او گفت حملات اخیر پاکستان، به‌ویژه در قندهار و هلمند، برای طالبان دارای پیامی «خطرناک و حساب‌شده» بوده است.

برخی منابع نیز گفته‌اند که در حمله به قندهار، قطعه محافظان ملا هبت‌الله، رهبر طالبان، هدف قرار گرفته است.

حملات مرزی طالبان نیز با واکنش گسترده پاکستان روبرو شده است. در این حملات، ده‌ها نیروی طالبان کشته شده‌اند. پاکستان ادعا می‌کند که در عملیات «غضب‌ للحق» بیش از ۷۰۰ نیروی طالبان را کشته است. طالبان این ادعا را رد می‌کند.

این را نیز باید افزود که کشورهای منطقه مانند ترکیه، قطر و چین خواهان افزایش تنش میان طالبان و پاکستان نیستند. از این رو، خودداری طالبان از افزایش تنش، حاوی این پیام است که این گروه خواهان درگیری و تنش نیست، برعکس پاکستان به دنبال جنگ و تنش است.

هراس از هدف قرار گرفتن رهبران طالبان

یک تحلیلگر آشنا با مناسبات درونی طالبان در کابل نیز به افغانستان اینترنشنال گفت که طالبان از آغاز بحران با پاکستان تمایل نداشت وارد یک رویارویی مستقیم شود، زیرا سرنوشت این گروه همچنان با پاکستان پیوندهای عمیق دارد.

به گفته این ناظر که به دلیل حساسیت زندگی در کابل مایل نیست نامش برده شود، طالبان اکنون با یک محاسبه دشوار روبه‌رو است: پاسخ نظامی ندادن، نشانه ضعف تلقی می‌شود، اما پاسخ دادن می‌تواند زمینه را برای حملات گسترده‌تر پاکستان فراهم کند.

او گفت طالبان نگران است که اگر به حملات اخیر پاسخ نظامی بدهد، پاکستان این بار رهبران طالبان را هدف قرار دهد.

این نگرانی در شرایطی مطرح می‌شود که پاکستان در ماه‌های اخیر تلاش کرده است فشار خود بر طالبان را در چند سطح افزایش دهد، از فشار دیپلوماتیک و منطقه‌ای گرفته تا اقدامات نظامی و تلاش برای تقویت مخالفان طالبان.

  • دکترین جدید پاکستان در افغانستان چیست؟

    دکترین جدید پاکستان در افغانستان چیست؟

به گفته او، طالبان بخشی از مشکل را نه در اسلام‌آباد بلکه در واشنگتن می‌بیند. طالبان معتقد است پاکستان در بسیاری از موارد بر اساس منافع امریکا حرکت می‌کند و موضوعاتی مانند سرنوشت زندانیان، بازگشت احتمالی امریکا به بگرام و روابط واشنگتن با منطقه، در محاسبات کابل نقش دارد.

او گفت: «طالبان بیشتر مصروف چانه‌زنی با امریکا است، اما امریکا مصروف ایران است.»

از این منظر، طالبان تلاش می‌کند از طریق تعامل با امریکا از فشار پاکستان بکاهد، در حالی که واشنگتن در حال حاضر اولویت‌های دیگری در منطقه دارد.

چرا طالبان با تی‌تی‌پی برخورد نمی‌کند؟

یکی از مهم‌ترین اختلاف‌های کابل و اسلام‌آباد، موضوع تحریک طالبان پاکستان است.

پاکستان می‌گوید طالبان باید مانع استفاده از خاک افغانستان برای حمله به پاکستان شود. طالبان نیز به‌طور رسمی می‌گوید اجازه نمی‌دهد از خاک افغانستان علیه کشورهای دیگر استفاده شود، اما حاضر نشده است برای سرکوب تی‌تی‌پی وارد یک رویارویی مستقیم شود.

هرچند برخی منابع می‌گویند رهبر طالبان بارها به تی‌تی‌پی هشدار داده است که از حمله به پاکستان خودداری کند. همچنین طالبان شماری از اعضای تی‌تی‌پی را از مناطق مرزی به شمال و مناطق مرکزی افغانستان منتقل کرده و حتی در برابر حمله به پاکستان موضع شرعی گرفته است.

100%
طالبان می‌گوید در حملات پاکستان، غیرنظامیان به ویژه زنان و کودکان آسیب‌ دیده‌اند.

اما این اقدامات نتوانسته است پاکستان را قانع کند.

اسلام‌آباد می‌خواهد طالبان به‌صورت عملی و ملموس تضمین کند که از خاک افغانستان علیه پاکستان استفاده نخواهد شد. به همین دلیل، اختلاف دو طرف تنها بر سر اظهارات سیاسی نیست، بلکه بر سر نوع و میزان اقدام عملی طالبان علیه تی‌تی‌پی است.

تحلیلگر نزدیک به طالبان گفت که این موضوع برای طالبان بسیار پیچیده‌تر از آن است که صرفاً با بازداشت یا سرکوب تی‌تی‌پی حل شود.

به گفته او، «اگر طالبان با تی‌تی‌پی وارد تنش شود، این اقدام می‌تواند به رویارویی با مجموعه‌ای از گروه‌های مسلح مستقر در افغانستان منجر شود، از جمله با اویغورها، چچنی‌ها، القاعده و جنگجویان اوزبیک.»

او گفت: «دشمنی با یکی، دشمنی با همه است.» به گفته این کارشناس، طالبان نه توانایی مقابله هم‌زمان با همه این گروه‌ها را دارد و نه اراده سیاسی چنین کاری را.

این کارشناس معتقد است اسلام‌آباد نیز این وضعیت را به‌خوبی درک کرده و فشار بر طالبان را صرفاً به مسئله تی‌تی‌پی محدود نکرده است. او گفت: «پاکستان موضوعات گسترده‌تری مانند گروه‌های بلوچ، خط دیورند، ترانزیت و روابط افغانستان با هند را در محاسبات خود در نظر دارد.»

به گفته او، «پاکستان در هشت دهه گذشته شاید برای نخستین بار خود را در یک موقعیت بسیار مناسب استراتژیک و منطقه‌ای در برابر افغانستان می‌بیند و تصور می‌کند می‌تواند از این موقعیت برای گرفتن امتیازات بیشتر استفاده کند.»

او وضعیت طالبان را چنین توصیف کرد: «طالبان در دوراهی عجیبی گرفتار مانده است.» این کارشناس با یادآوری یک ضرب‌المثل گفت: «گنجشک هوشیار در دو دام می‌افتد.»

  • استراتژی جدید پاکستان در افغانستان؛ تغییر سیاست، رهبری یا رژیم طالبان؟

    استراتژی جدید پاکستان در افغانستان؛ تغییر سیاست، رهبری یا رژیم طالبان؟

شکاف در داخل افغانستان

مصطفی مدثر، پژوهشگر مسایل منطقه، می‌گوید طالبان در داخل افغانستان نیز نتوانسته است حمایت یکپارچه‌ای در برابر حملات پاکستان ایجاد کند.

به گفته او، جامعه افغانستان در برابر حملات پاکستان دوپارچه شده است و بخشی از غیرپشتون‌ها حتی از حملات پاکستان علیه مواضع طالبان حمایت می‌کنند.

مدثر می‌گوید تلاش طالبان برای ایجاد بسیج عمومی علیه پاکستان تاکنون موفق نبوده است.

به باور او، پاکستان احتمالاً حملات خود را با شدت بیشتری ادامه خواهد داد و هم‌زمان حمایت از مخالفان طالبان را افزایش خواهد داد.

در کنار فشار پاکستان، طالبان با افزایش فعالیت مخالفان مسلح نیز روبه‌رو است.

جبهات مخالف طالبان در بخش‌های مختلف کشور فعال‌تر شده‌اند و هم‌زمان گزارش‌هایی از تلاش پاکستان برای تقویت و بسیج جریان‌های سیاسی مخالف طالبان وجود دارد. فعال شدن دوباره حزب اسلامی گلبدین حکمتیار و تلاش برای سازمان‌دهی نیروهای سیاسی در بیرون از ساختار طالبان، از نمونه‌هایی است که در این چارچوب مطرح می‌شود.

از سوی دیگر، برخی مخالفان طالبان تلاش دارند از همان مسیرهایی استفاده کنند که طالبان در گذشته برای گسترش نفوذ خود استفاده کرده بود.

هشدارهایی که هنوز عملی نشده‌اند

در میان مقام‌های طالبان، نورالله نوری، وزیر سرحدات و قبایل، از جمله مقام‌هایی است که به‌طور پی‌هم به پاکستان هشدار داده است. اما در سطح رهبری طالبان، واکنش‌ها محتاطانه‌تر بوده و بسیاری از مقام‌های ارشد این گروه در برابر حملات اخیر سکوت کرده‌اند.

امیرخان متقی، وزیر خارجه طالبان، نیز در نشست مسکو گفت که مشکل با پاکستان می‌تواند از طریق مذاکره حل شود.

این موضع در کنار رد ادعای حملات پهپادی علیه پاکستان، یک پیام روشن دارد: طالبان در شرایط کنونی نمی‌خواهد وارد مرحله‌ای شود که کنترول آن برایش دشوار باشد. اما، واقعیت‌ این است‌ که‌ روابط‌ از‌ مرحله‌ای‌ عبور‌ کرده‌ که‌ دوباره‌ به‌ حالت‌ عادی‌ برگردد.

طالبان در آغاز بحران از پاسخ شدید، پیشروی تا پیشاور و حتی تصرف پنجاب سخن می‌گفت. اما اکنون، به جای عملی کردن این تهدیدها، تلاش می‌کند از تشدید رویارویی جلوگیری کند.

به همین دلیل، آنچه امروز در برابر پاکستان دیده می‌شود، بیش از آن‌که یک سیاست تهاجمی باشد، نوعی عقب‌نشینی حساب‌شده است؛ عقب‌نشینی‌ای که از ناتوانی نظامی طالبان، نگرانی از هدف قرار گرفتن رهبران این گروه، اختلاف بر سر تی‌تی‌پی و فشارهای هم‌زمان سیاسی و نظامی پاکستان ناشی می‌شود.

جنگ پهپادی طالبان و پاکستان؛ نگرانی از دسترسی گروه‌های تروریستی به پهپادهای ارزان

۱۶ میزان ۱۴۰۵، ۲۳:۱۴ (‎+۱ گرینویچ)
100%

مجله دیپلومات در گزارشی می‌گوید که گسترش استفاده طالبان از پهپاد، بُعد تازه‌ای به درگیری این گروه با پاکستان داده است. به نوشته این مجله، نگرانی اصلی اسلام‌آباد تنها حملات پهپادی طالبان نیست؛ بلکه احتمال افتادن پهپادهای کوچک و نسبتاً ارزان به دست گروه‌های تروریستی است.

چنین پهپادهایی می‌توانند توان این گروه‌ها را برای شناسایی اهداف و انجام حملات افزایش دهند و مهار تهدیدهای امنیتی را دشوارتر سازند.

ارتش پاکستان اعلام کرد که بامداد اول میزان ۱۴۰۵، هشت پهپاد را پس از ورود به حریم هوایی این کشور از سمت افغانستان سرنگون کرده است. به گفته مقام‌های پاکستانی، چهار پهپاد در نزدیکی گذرگاه تورخم و چهار پهپاد دیگر در اطراف کوهات، در ایالت خیبرپختونخوا، هدف قرار گرفتند. اسلام‌آباد روز بعد اعلام کرد که در واکنش به این رویداد، ۱۰ موقعیت در افغانستان را هدف حملات هوایی قرار داده است. مقام‌های پاکستانی مدعی شدند که از این موقعیت‌ها برای نگهداری و پرتاب پهپاد استفاده می‌شد.

اداره طالبان این اتهام را رد کرد. ذبیح‌الله مجاهد، سخنگوی طالبان گفت که هیچ حمله‌ای از خاک افغانستان به پاکستان صورت نگرفته است. او ادعای عبور پهپادها را «شایعه» خواند و گفت که این ادعا برای توجیه حملات هوایی پاکستان مطرح شده است.

با این حال، این رویداد نگرانی گسترده‌تری را برجسته می‌کند: پهپادها دیگر تنها ابزار نظارت و تبلیغات نیستند؛ از آن‌ها می‌توان برای شناسایی اهداف و اجرای حملات نیز استفاده کرد.

برای پاکستان، تهدید دو بُعد دارد. نخست، استفاده مستقیم طالبان از پهپاد علیه مواضع امنیتی و اهداف دیگر در پاکستان است. دوم، احتمال دسترسی گروه‌های مسلح، به‌ویژه تحریک طالبان پاکستان، به این فناوری است. این گروه‌ها می‌توانند از پهپاد برای شناسایی پوسته‌های امنیتی، زیر نظر گرفتن رفت‌وآمد نیروها و اجرای حملات استفاده کنند.

به نوشته این مجله، گسترش فناوری پهپادی می‌تواند توانایی گروه‌های مسلح را افزایش دهد و تهدیدهای امنیتی پاکستان را پیچیده‌تر سازد.

از تبلیغات تا حملات پهپادی

طالبان استفاده از هواپیماهای بدون سرنشین را از سال ۲۰۱۶، برابر با ۱۳۹۵ هجری خورشیدی، آغاز کرد. این ابزارها در ابتدا بیشتر برای ثبت تصاویر و تولید محتوای تبلیغاتی به کار می‌رفتند. به‌تدریج، استفاده از آن‌ها به شناسایی، نظارت و حمل مواد انفجاری نیز گسترش یافت.

در اواخر دلو و اوایل حوت ۱۴۰۴، وزارت دفاع طالبان مدعی شد که به تأسیسات نظامی پاکستان، از جمله قرارگاه نظامی کوهات، حمله کرده است. این وزارت ویدیویی از پرواز پهپاد منتشر کرد. در مقابل، پاکستان گفت که چند پهپاد ابتدایی را که از نمونه‌های تجاری تغییر داده شده بودند، با استفاده از جنگ الکترونیک از کار انداخته است.

جنگ الکترونیک به اقداماتی گفته می‌شود که برای مختل‌کردن ارتباطات یا سامانه‌های هدایت پهپاد انجام می‌شوند. این روش در برخی موارد می‌تواند ارتباط پهپاد با کنترول‌کننده آن را قطع کند یا آن را از مسیر خارج سازد. با این حال، در برابر همه انواع پهپاد مؤثر نیست.

به گفته منابع امنیتی پاکستان، طالبان پهپادهای خود را از چند مسیر تهیه می‌کند: خرید نمونه‌های تجاری، استفاده از شبکه‌های تأمین منطقه‌ای و مونتاژ یا تغییر تجهیزات در محل. دسترسی به پهپادهای تجاری و امکان تغییر کاربری آن‌ها، جلوگیری از گسترش این فناوری را دشوار می‌سازد.

گزارش‌هایی از پاکستان همچنین می‌گویند که کندک ۳۱۳، مرتبط با شبکه حقانی، از پهپادهای انتحاری یا «حمله یک‌طرفه» استفاده می‌کند. این نوع پهپاد برای برخورد با هدف فرستاده می‌شود و معمولاً پس از حمله بازنمی‌گردد.

بر اساس این گزارش‌ها، پهپادها از مناطقی چون قندهار، ننگرهار، پکتیا و پکتیکا پرتاب می‌شوند. این گزارش‌ها کویته، پشاور، اسلام‌آباد و مناطق وزیرستان را از جمله نقاط در معرض تهدید می‌دانند.

در سوی دیگر، طالبان نیز به دنبال یافتن راه‌هایی برای مقابله با پهپادهای پاکستانی است. رسانه‌ها در ۱۸ سنبله ۱۴۰۵ گزارش دادند که هیأتی از وزارت دفاع طالبان به ریاست عبداللطیف حکیمی، آمر تفتیش این وزارت، قول اردوی ۲۰۵ در قندهار و مناطق نزدیک سپین‌بولدک را برای بررسی سامانه‌های ضدپهپاد ارزیابی کرده است.

سامانه ضدپهپاد مجموعه‌ای از ابزارها برای شناسایی و متوقف‌کردن پهپادهای مهاجم است. هدف از بررسی این سامانه‌ها، مقابله با فعالیت پهپادهای پاکستانی در مناطق مرزی بوده است. نوع، شمار و میزان کارایی سامانه‌هایی که طالبان در اختیار دارد، مشخص نیست.

تهدید اصلی؛ گسترش پهپادهای ارزان میان گروه‌های مسلح

نگرانی پاکستان زمانی بیشتر می‌شود که استفاده از پهپاد تنها به طالبان محدود نماند و گروه‌هایی مانند تحریک طالبان پاکستان و ارتش آزادی‌بخش بلوچ نیز به این فناوری دسترسی پیدا کنند.

پهپادهای کوچک تجاری به دلیل قیمت نسبتاً پایین و دسترسی آسان، استفاده از این فناوری را برای گروه‌های مسلح آسان‌تر می‌سازند. برخی از این پهپادها در اصل برای تصویربرداری و استفاده‌های غیرنظامی ساخته شده‌اند، اما با تغییر کاربری می‌توانند برای شناسایی اهداف یا حمل مواد انفجاری به کار گرفته شوند.

به همین دلیل، تهدید فقط به داشتن یک ناوگان بزرگ و پیشرفته محدود نیست. گروهی که چند پهپاد کوچک در اختیار دارد نیز می‌تواند از آن‌ها برای شناسایی یک پوسته امنیتی، بررسی مسیر رفت‌وآمد نیروها یا آزمودن واکنش پدافند استفاده کند. اگر این پهپادها به مواد انفجاری مجهز شوند، می‌توانند به ابزار حمله تبدیل شوند.

گزارش ماه اسد شورای امنیت سازمان ملل متحد نیز، به نقل از یک کشور عضو، از آموزش اعضای ارتش آزادی‌بخش بلوچ در کنار جنگجویان تحریک طالبان پاکستان در افغانستان، از جمله در زمینه استفاده از پهپاد، خبر داده بود. در این گزارش همچنین به دسترسی این گروه به برخی تجهیزات برجای‌مانده از نیروهای امریکایی و ناتو، از جمله پهپادهای شناسایی، اشاره شده است.

این اطلاعات به‌تنهایی ثابت نمی‌کند که همه گروه‌های مسلح از یک شبکه تأمین مشترک استفاده می‌کنند یا فناوری از یک مسیر مشخص میان آن‌ها انتقال می‌یابد. با این حال، نشان می‌دهد که گسترش دانش و تجهیزات پهپادی در میان چند گروه مسلح منطقه به نگرانی امنیتی مهمی تبدیل شده است.

برای پاکستان، پیامد این روند تنها افزایش شمار حملات نیست. پهپادهای کوچک می‌توانند هزینه حفاظت از تأسیسات نظامی، پوسته‌های امنیتی و زیرساخت‌های مهم را بالا ببرند. نیروهای امنیتی ناچار می‌شوند منابع بیشتری را برای مقابله با تهدیدی اختصاص دهند که ممکن است از مسیرهای مختلف و با تجهیزات ارزان ایجاد شود.

حتی اگر یک پهپاد خسارت فیزیکی زیادی وارد نکند، پرواز آن بر فراز یک تأسیسات حساس می‌تواند موجب اختلال، ترس و افزایش آماده‌باش امنیتی شود. از همین رو، نگرانی اسلام‌آباد تنها درباره حملات بزرگ نیست؛ بلکه درباره گسترش ابزارهایی است که می‌توانند بارها و در نقاط مختلف به کار گرفته شوند.

پاکستان چگونه می‌تواند با تهدید پهپادی مقابله کند؟

پاکستان در زمینه تولید و استفاده از پهپادهای شناسایی و رزمی تجربه دارد. با این حال، مقابله با پهپادهای کوچک و کم‌ارتفاع به سامانه‌هایی نیاز دارد که بتوانند این اهداف را شناسایی و پیش از رسیدن به مقصد متوقف کنند.

نخستین مرحله، شناسایی است. رادارهای متعارف ممکن است در تشخیص برخی پهپادهای کوچک که در ارتفاع پایین پرواز می‌کنند، به‌ویژه در مناطق کوهستانی یا شهری، با دشواری روبه‌رو شوند. به همین دلیل، ترکیب رادارهای کوتاه‌برد با دوربین‌های الکترواپتیکی، حسگرهای فروسرخ و ابزارهای شناسایی امواج رادیویی می‌تواند تصویر دقیق‌تری از وضعیت فراهم کند.

دوربین‌های الکترواپتیکی تصاویر قابل مشاهده را ثبت می‌کنند و حسگرهای فروسرخ برخی نشانه‌های حرارتی را تشخیص می‌دهند. ابزارهای شناسایی امواج رادیویی نیز برای کشف سیگنال‌های ارتباطی میان پهپاد و کنترول‌کننده آن به کار می‌روند. هیچ‌یک از این ابزارها به‌تنهایی در همه شرایط پاسخ‌گو نیست، اما ترکیب آن‌ها احتمال شناسایی را افزایش می‌دهد.

مرحله دوم، متوقف‌کردن پهپاد است. در برخی شرایط می‌توان از جنگ الکترونیک برای مختل‌کردن ارتباطات یا هدایت پهپاد استفاده کرد. در موارد دیگر، ممکن است به سامانه‌های رهگیر یا روش‌های متعارف دفاع هوایی نیاز باشد. انتخاب روش به نوع پهپاد، شیوه هدایت آن و محیط پرواز بستگی دارد.

مرحله سوم، تحلیل اطلاعات است. بررسی مسیر پرواز، زمان حملات، نقاط احتمالی پرتاب و نوع اهداف می‌تواند به نیروهای امنیتی در شناسایی الگوهای تکرارشونده کمک کند. ابزارهای تحلیل داده و هوش مصنوعی نیز می‌توانند در دسته‌بندی اطلاعات و تشخیص الگوها نقش داشته باشند. با این حال، این ابزارها جایگزین اطلاعات میدانی و تصمیم‌گیری انسانی نیستند.

حفاظت از تأسیسات حساس نیز باید متناسب با اهمیت هر محل باشد. فرودگاه‌ها، نیروگاه‌ها، مراکز نظامی، تأسیسات نفتی، ساختمان‌های دولتی و مراکز ارتباطی به تدابیر حفاظتی متناسب با میزان خطر نیاز دارند.

در مناطق مرزی، اتکا به سیم خاردار، پوسته‌های فیزیکی و گشت‌های زمینی به‌تنهایی کافی نیست. ترکیب نظارت زمینی، حسگرها، ابزارهای مراقبت هوایی و نیروهای واکنش سریع می‌تواند شناسایی و رسیدگی به رخدادها را بهبود بخشد. هماهنگی میان نهادهای ملکی و نظامی نیز برای تبادل اطلاعات و جلوگیری از واکنش‌های ناهماهنگ اهمیت دارد.

در کنار این اقدامات، توانایی تولید، تعمیر و ارتقای تجهیزات در داخل پاکستان می‌تواند وابستگی به تأمین‌کنندگان خارجی را کاهش دهد. در یک بحران طولانی، دسترسی پایدار به قطعات و امکان تغییر سامانه‌ها مطابق نیازهای عملیاتی اهمیت ویژه‌ای دارد.

مذاکره؛ راهی برای جلوگیری از تشدید درگیری

گسترش جنگ پهپادی خطر آن را افزایش می‌دهد که هر رویداد مرزی به حمله تلافی‌جویانه تازه‌ای منجر شود. پاکستان ممکن است حملات خود را پاسخی ضروری به تهدیدهای امنیتی بداند، در حالی که طالبان آن‌ها را نقض حاکمیت افغانستان توصیف می‌کند. در چنین وضعیتی، هر طرف می‌تواند اقدام خود را دفاعی و اقدام طرف مقابل را تجاوزکارانه معرفی کند.

حملات هوایی به‌تنهایی نمی‌تواند امنیت پایدار در مرز ایجاد کند. این حملات ممکن است به تلفات غیرنظامیان بینجامد، احتمال پاسخ متقابل را افزایش دهد و فرصت‌های دیپلوماتیک را محدود سازد.

براساس نوشته مجله دیپلومات، بازگشت طالبان به میز مذاکره برای کاهش تنش اهمیت دارد. گفت‌وگو به معنای کنارگذاشتن نگرانی‌های امنیتی پاکستان نیست؛ بلکه می‌تواند زمینه‌ای برای رسیدن به تعهدهای روشن و قابل راستی‌آزمایی فراهم کند.

چنین تعهدهایی می‌تواند شامل جلوگیری از استفاده از خاک افغانستان برای حمله به پاکستان، جلوگیری از دسترسی گروه‌های مسلح به فناوری نظامی، ایجاد سازوکاری برای بررسی رویدادهای مرزی و حفظ خط ارتباط مستقیم میان دو طرف در زمان بحران باشد.

بدون چنین سازوکاری، هر حمله پهپادی ممکن است بهانه‌ای برای حمله هوایی تازه شود و هر حمله هوایی نیز زمینه تلافی بعدی را فراهم کند. در این میان، گسترش پهپادهای کوچک و ارزان به گروه‌های مسلح می‌تواند مهار درگیری را دشوارتر سازد.

طالبان مانع ورود زنان، از جمله زنان هندی و ایرانی، به نمایشگاه ابوحنیفه شد

۱۶ میزان ۱۴۰۵، ۱۴:۴۶ (‎+۱ گرینویچ)
100%

منابع به افغانستان اینترنشنال می‌گویند که طالبان از ورود زنان به نمایشگاه بین‌المللی ابوحنیفه در کابل، جلوگیری کرده است. به گفته منابع، طالبان افزون بر منع ورود زنان افغان، از ورود زنان هندی و ایرانی که به این رویداد دعوت شده بودند نیز جلوگیری کرده‌ است.

منابع روز پنجشنبه، ۱۶ میزان، به افغانستان اینترنشنال گفتند که زنان از ورود به محوطه نمایشگاه بین‌المللی ابوحنیفه منع شده‌اند و تنها مردان اجازه حضور در این رویداد را دارند.

به گفته منابع، شماری از زنان هندی و ایرانی که از سوی نمایندگی‌های کشورشان برای بازدید یا حضور در غرفه‌های نمایشگاه دعوت شده بودند نیز با محدودیت نیروهای طالبان روبه‌رو شدند و اجازه ورود به بخش‌های مختلف نمایشگاه را دریافت نکردند.

یک منبع حاضر در محل گفت: «زنان افغان حتی اجازه ورود به صحن نمایشگاه را ندارند و فقط از پشت دروازه‌های بسته نظاره‌گر هستند. برخی زنان ایرانی نیز با وجود حضور در محل، اجازه ورود به غرفه‌ها را پیدا نکردند.»

منابع می‌گویند مأموران امر به معروف و نهی از منکر طالبان در ورودی‌های نمایشگاه مستقر بوده و از ورود زنان جلوگیری کرده‌اند. به گفته آنان، این محدودیت در دومین روز برگزاری نمایشگاه نیز ادامه داشته است.

پنجمین نمایشگاه ملی و بین‌المللی «امام ابوحنیفه» روز چهارشنبه، ۱۵ میزان، با حضور صدها شرکت داخلی و خارجی در کابل گشایش یافت. این نمایشگاه به مدت هفت روز در مرکز نمایشگاه‌های بین‌المللی افغانستان در چمن حضوری ادامه خواهد داشت.

در همین حال، فوزیه کوفی، فعال حقوق زنان و عضو پیشین پارلمان افغانستان، با انتقاد از نحوه برخورد طالبان با زنان در این نمایشگاه گفت که شماری از زنان در جریان برگزاری این رویداد بازداشت شده‌اند. خانم کوفی گفت که طالبان در حالی از برگزاری موفق نمایشگاه سخن می‌گویند که زنان نه‌تنها اجازه داشتن غرفه مستقل را نداشته‌اند، بلکه برخی از آنان مورد لت‌وکوب و بازداشت نیز قرار گرفته‌اند.

خانم کوفی همچنین از حضور مقام‌ها و مهمانان خارجی در این نمایشگاه انتقاد کرد و پرسید آیا این افراد حاضر بودند چنین برخوردی با زنان در کشورهای خودشان صورت گیرد. او افزود که تداوم حضور و مشارکت چهره‌ها و هیئت‌های خارجی در چنین برنامه‌هایی، خطر مشروعیت‌بخشیدن و عادی‌سازی سیاست‌های حذف زنان از عرصه عمومی را به همراه دارد.

طالبان تاکنون به گزارش‌ها درباره جلوگیری از ورود زنان به نمایشگاه ابوحنیفه و ادعای بازداشت و برخورد با زنان واکنش نشان نداده‌اند.

همچنین سفارت‌های هند و ایران نیز تاکنون در این مورد اظهار نظری نکرده‌اند.

سه مجرم جنسی افغان پس از فرار از بریتانیا بازداشت و زندانی شدند

۱۶ میزان ۱۴۰۵، ۱۲:۰۰ (‎+۱ گرینویچ)
100%
از راست به چپ: محراب صافی، سلمان حبیب‌خیل و اول احمدزی

دادگاهی در بریتانیا،‌ سه مرد افغان را به جرم سوء‌استفاده جنسی از یک دختر ۱۷ ساله به زندان محکوم کرد. محراب صافی،‌ ۲۱ ساله، اول احمدزی و سلمان حبیب‌خیل، هر دو ۱۹ ساله، در ماه جون امسال مجرم شناخته شده بودند، ولی پیش از اعلام حکم دادگاه می‌خواستند به فرانسه فرار کنند.

نام قربانی به دلیل زیر ۱۸ ساله بودن، افشا نشده است.

صافی به ۱۵ سال زندان محکوم شد. دو همدست او، احمدزی و حبیب‌خیل،‌ هر کدام به ۹ سال زندان در بازداشتگاه جوانان محکوم شدند.

محکوم چهارم در این پرونده، یک نوجوان ۱۷ ساله افغان است که به دلیل زیر سن بودن، هویتش افشا نشده است. او که در تجاوز شرکت داشت، اما اقدام به فرار نکرد، به دو سال و هفت ماه زندان در مرکز نگهداری جوانان محکوم شده است.

شرح واقعه

[هشدار: ادامه این خبر جزییات آزاردهنده‌ای دارد]

100%
خانه محراب صافی در بریستول

محراب صافی نخستین بار در ماه نوامبر پارسال با یک دختر انگلیسی که با دوستش برای خرید به بازار شهر بریستول رفته بود آشنا شد. در روزهای بعد او آن دختر را که در شهر سامرست زندگی می‌کرد تشویق کرد که عکس‌های عریان خود را در اسنپ‌چت برایش بفرستد.

کمتر از یک هفته پس از آشنایی اولیه، محراب صافی برای آن دختر تاکسی گرفت تا از شهرش در سامرست به اتاق او در بریستول برود. در آنجا او به همراه اول احمدزی، سلمان حبیب‌خیل و یک نوجوان ۱۷ ساله دیگر افغان به آن دختر مشروب دادند و به نوبت با او سکس کردند.

پس از اینکه مادر و پدر آن دختر با پولیس تماس گرفتند و از ناپدید شدن او خبر دادند،‌ پولیس به خانه صافی رفت و قربانی را در آنجا پیدا کرد.

قربانی در دادگاه گفت که پس از آن واقعه، گوشه‌گیر شده و دوستان کمتری دارد. او گفت دیگر به تنهایی نمی‌تواند بیرون برود و حتی فکر کردن دوباره آنچه در خانه صافی گذشت، او را هراسان می‌کند.

در قوانین بریتانیا و دیگر کشورهای غربی، رابطه جنسی بدون رضایت جرم است. مستی ناشی از مصرف الکل یا مواد مخدر نیز می‌تواند در شرایطی باعث شود فرد شرایط قانونی لازم برای رضایت دادن را نداشته باشد.

جرم دیگر این سه مرد، تلاش برای فرار از قانون است. پولیس فرانسه آن‌ها را در پشت یک لاری در شهر بندری کاله پیدا کرد و به بریتانیا فرستاد.

قاضی دادگاه در هنگام صدور حکم، از آسیب‌های ماندگار روحی گفت که سوءاستفاده پیاپی جنسی بر آن دختر جوان گذاشته است.

قاضی گفت می‌داند که این چهار نفر در افغانستان تجربه ناخوشایندی داشته‌اند و پدر یکی از آن‌ها به دست طالبان کشته‌ شده است. اما تاکید کرد که این وضعیت جرم انجام شده را توجیه نمی‌کند.

مجرمان این پرونده برای همیشه در فهرست مجرمان جنسی ثبت خواهند شد و از هرگونه تماس آن‌ها با افراد زیر سن قانونی جلوگیری خواهد شد.