• العربية
  • پښتو
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • پښتو
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

از اشتباه لفظی تا یک نفس عمیق؛ لحظه‌هایی که راه نامزدان انتخابات امریکا به کاخ سفید را بست

عارف یعقوبی
عارف یعقوبی

روزنامه‌نگار، افغانستان اینترنشنال

۲۰ میزان ۱۴۰۳، ۰۵:۴۹ (‎+۱ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۱۵:۴۰ (‎+۰ گرینویچ)

جورج اورول، رمان‌نویس برجسته انگلیسی، گفته بود: «زبان سیاسی به گونه‌ای طراحی شده است که دروغ‌ها را حقیقت و قتل را محترمانه جلوه دهد و به باد خالص جلوه‌ای محکم بدهد.»

این نکته زمانی معنا و اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که سیاستمداران در مرکز توجه قرار می‌گیرند و تلاش می‌کنند افکار عمومی را برای تطبیق و اجرای سیاست‌های خود همراه کنند. یکی از مناسب‌ترین زمان‌ها که استفاده از زبان در سیاست مورد توجه قرار می‌گیرد، انتخابات است. در زمان انتخابات، سیاستمداران نهایت تلاش خود را می‌کنند تا دستاوردهای خود را بزرگ جلوه دهند، کاستی‌های خود را توجیه کنند و طرح‌ها و برنامه‌های آینده خود را جذاب و مطابق میل و خواست مردم ارائه کنند. همه این‌ها از طریق زبان صورت می‌گیرد.

اما کلمات برای سیاستمداران تیغی دولبه است. از یک‌سو، کلمات می‌تواند به سیاستمداران کمک کند تا دروغ‌های خود را راست جلوه دهند و از سوی دیگر، اگر کلمات به‌درستی، سنجیده و مناسب به کار نرود، می‌تواند کار دست سیاستمداران دهد و حتی یک اشتباه کوچک به قیمت از دست دادن ریاست‌جمهوری منجر شود. در تاریخ مبارزات و مناظره‌های انتخاباتی امریکا، موارد زیادی وجود داشته که یک اشتباه لفظی یا خطای کوچک، هرچند غیرعمد، تمام زحمات حزبی را ناکام کرده و هزینه‌های هنگفتی در پی داشته است.

از آمادگی‌های پشت صحنه تا اجرای روی صحنه

سیاستمداران امریکا برای چگونگی پیام‌رسانی به مردم، مصاحبه با رسانه‌ها و شیوه بیان، سرمایه‌گذاری زیادی می‌کنند. به‌ویژه در زمان انتخابات ریاست‌جمهوری، تیمی از کارشناسان و متخصصان به‌طور نزدیک با رئیس‌جمهور همکاری می‌کنند. بهترین نویسندگان استخدام می‌شوند تا متن سخنرانی رئیس‌جمهور را تهیه کنند؛ مشاوران مختلف درباره آمار و ارقام مشاوره می‌دهند و متخصصانی نیز به رئیس‌جمهور مشاوره می‌دهند که کلمات را چگونه ادا کند، در کجا مکث کند و به‌طور کلی ادا و اطوار او چگونه باشد. حتی به مسائل بسیار جزئی مانند زمان نوشیدن آب نیز توجه می‌شود. در کنار این‌ها، جمعی از متخصصان به رئیس‌جمهور و نامزدهای ریاست‌جمهوری مشاوره می‌دهند که به سوال‌های خبرنگاران چگونه پاسخ دهند. پرسش و پاسخ‌های احتمالی را تمرین می‌کنند و رئیس‌جمهور را برای سوال‌های دشوار آماده می‌سازند. مخاطبان تنها صحنه اجرا را می‌بینند، اما پشت صحنه کار طولانی و فشرده‌ای صورت می‌گیرد تا صحنه‌ای مطلوب فراهم شود. برای این مهم است که اشتباه لفظی و سوتی صورت نگیرد، اما اشتباه لفظی می‌تواند کار دست سیاستمداران دهد.

سوتی‌های جو بایدن

جو بایدن، رئیس‌جمهور امریکا، در اولین مناظره انتخاباتی دوباره مسئله سوتی و اشتباهات لفظی را به مرکز توجه آورد. پس از سوتی در مناظره با دونالد ترامپ، که خود آقای بایدن آن را «اشتباه احمقانه» خواند، او دوباره اشتباه لفظی دیگری مرتکب شد. در سخنرانی‌اش در جمع سران ناتو در واشنگتن، به‌اشتباه ولادیمیر پوتین را رئیس‌جمهور اوکراین معرفی کرد و گفت: «خانم‌ها و آقایان، رئیس‌جمهور اوکراین ولادیمیر پوتین».

جو بایدن در مورد دیگری در یک نشست خبری نیز اشتباه کرد و دونالد ترامپ، رقیب انتخاباتی‌اش، را به‌جای کاملا هریس، معاون رئیس‌جمهور معرفی کرد. این دو یا سه مورد اشتباه لفظی او بیشتر از مجموع صحبت‌هایش در کنفرانس خبری جلب توجه کرد و سر زبان‌ها افتاد.

انتقادها از جو بایدن در میان رای‌دهندگان امریکایی به دلیل توانایی فیزیکی او به علت کهولت سن، به‌ویژه از سوی سیاستمداران حزب دموکرات، افزایش یافت و در نهایت او را وادار به کناره‌گیری از نامزدی کرد. بایدن بعداً از کاملا هریس، معاون خود، حمایت کرد. برخی معتقدند که اگر اشتباهات لفظی و سوتی‌های اخیر بایدن نبود، ممکن بود او همچنان نامزد حزب دموکرات در انتخابات ریاست جمهوری باقی بماند، اما این سوتی‌ها مانع رسیدن دوباره او به کاخ سفید شد.

شوخی با پیری؛ پیروزی در انتخابات

جو بایدن، اولین رئیس‌جمهور امریکا نیست که به خاطر کهولت سن، مایه نگرانی رای‌دهندگان امریکایی قرار گرفته و مورد انتقاد واقع شده است. بایدن و تیم همکارش در حزب دموکرات ماه‌ها تلاش کردند تا با روش‌های مختلف این نگرانی را برطرف کنند، اما موفق نشدند. پیش از این، رونالد ریگان از حزب جمهوری‌خواه، در ۷۳ سالگی، که در آن زمان پیرترین رئیس‌جمهور تاریخ امریکا بود، با نگرانی‌های مشابهی از سوی رای‌دهندگان مواجه بود. ریگان نگران بود که والتر ماندل، نامزد ۵۶ ساله حزب دموکرات، از پیری او به عنوان نقطه ضعف استفاده کند و به رای‌دهندگان نشان دهد که به دلیل کهولت سن، توان رهبری امریکا را ندارد.

اما ریگان در سال ۱۹۸۴، در دومین مناظره انتخاباتی، با مهارت شگفت‌انگیزی از پیری خود به عنوان برگ برنده استفاده کرد و حمایت رای‌دهندگان را جلب کرد. وقتی مجری از او پرسید که رای‌دهندگان امریکایی درباره کهولت سنش نگران هستند و مطمئن نیستند که آیا او توان مدیریت بحران‌های کلان را دارد یا خیر، ریگان با لحن مخاطب‌پسند و با شوخی به این پرسش پاسخ داد: «می‌خواهم شما بدانید که من سن را به‌عنوان یک موضوع در این کمپین مطرح نخواهم کرد. من قصد ندارم برای مقاصد سیاسی از جوانی و بی‌تجربگی رقیبم سوءاستفاده کنم.»

مناظره ریگان و ماندل -۱۹۸۴
100%
مناظره ریگان و ماندل -۱۹۸۴

این جمله ریگان همه را به خنده واداشت و حتی رقیبش نیز لبخند زد. او پس از این نکته شوخی‌آمیز، گلاس آب را برداشت و کمی آب نوشید تا پیامش به خوبی در ذهن مخاطبان جا بیفتد. بعدها برخی گفتند که نوشیدن آب در آن لحظه نیز از پیش برنامه‌ریزی شده بود. این اقدام فرصتی به او داد تا نکته‌اش درباره کهولت سن را به‌خوبی در ذهن مخاطب جا بیندازد. ریگان در چند لحظه، یک نقطه ضعف سیاسی خود را به فرصتی طلایی برای پیروزی در برابر رقیبش تبدیل کرد و دوباره انتخاب شد.

یک نفس عمیق، یک عمر شکست

یکی از ماندگارترین لحظات در تاریخ مناظرات انتخاباتی امریکا، زمانی است که آل گور، نامزد حزب دموکرات در انتخابات ریاست‌جمهوری، یک نفس عمیق کشید. در صحنه‌ای که با دقت توسط میلیون‌ها رای‌دهنده امریکایی نظاره می‌شد، این حرکت چند ثانیه‌ای کار دست او داد. در سال ۲۰۰۰، آل گور که در آن زمان معاون رئیس‌جمهور دموکرات بود، با جورج بوش، نامزد حزب جمهوری‌خواه، رقابت می‌کرد. در نظرسنجی‌ها، گور از بوش پیشتاز بود تا اینکه مناظره انتخاباتی برگزار شد.

در جریان مناظره، هنگامی که جورج بوش، رقیب جمهوری‌خواهش، صحبت می‌کرد، آل گور به‌طور بلند نفس عمیق کشید. این نفس کشیدن او کار دستش داد و بسیاری فکر کردند که تحت تأثیر رقیبش قرار گرفته و آمادگی لازم برای مناظره را ندارد. پس از آن، نتایج نظرسنجی‌ها تغییر کرد و بسیاری این نفس عمیق را یک اشتباه استراتژیک توصیف کردند که نشان‌دهنده عدم توانایی گور در کنترل احساسات و اضطرابش روی صحنه بود.

مناظره جورج دبلیو بوش و آل گور - ۲۰۰۰
100%
مناظره جورج دبلیو بوش و آل گور - ۲۰۰۰

در عوض، آرامش و قاطعیت جورج بوش در آن لحظه، این ذهنیت را در میان رای‌دهندگان امریکایی ایجاد کرد که او فردی قدرتمند و با اعتماد به نفس است و شایسته رهبری به حساب می‌آید. علاوه بر این، آل گور اشتباه دیگری نیز مرتکب شد. هنگامی که بوش صحبت می‌کرد، کمی از جایی که ایستاده بود به جلو آمد. در آن لحظه نامناسب، آل گور نیز برخاست و به سمت بوش حرکت کرد، اما بوش او را نادیده گرفت. این صحنه طوری به نظر رسید که گویی آل گور به دنبال دعوا و جنجال است.

اگرچه آل گور پیش از این مناظره در نظرسنجی‌ها پیشتاز بود، اما در نهایت انتخابات را باخت و جورج بوش پیروز شد.

امتناع از آرایش، ریزش در رأی

در مبارزات انتخاباتی، تمامی جزئیات ظاهری نامزدها معنا و مفهوم خاصی دارند و تأثیر بسزایی در قضاوت رای‌دهندگان دارند. به همین دلیل برخی روانشناسان معتقدند مردم به طرح و برنامه رأی نمی‌دهند، بلکه به کاراکتر و شخصیت نامزدها رأی می‌دهند. یکی از بارزترین نمونه‌ها در تاریخ مبارزات انتخاباتی امریکا، زمانی است که ریچارد نیکسون، نامزد حزب جمهوری‌خواه، از آرایش کردن امتناع کرد و این تصمیم به ضررش تمام شد.

در سال ۱۹۶۰، یکی از معروف‌ترین مناظرات تلویزیونی ریاست‌جمهوری امریکا میان جان اف کندی از حزب دموکرات و ریچارد نیکسون از حزب جمهوری‌خواه برگزار شد. کندی با ظاهری جمع و جور و جذاب در مقابل دوربین‌ها ظاهر شد، در حالی که نیکسون که به‌تازگی از بیماری بهبود یافته بود، ظاهری نامناسب داشت. نیکسون قبل از رفتن روی صحنه مناظره از آرایش امتناع کرد و این تصمیم پیامد ناخوشایندی برای او داشت.

مناظره جان اف کندی و ریچارد نیکسون - ۱۹۶۰
100%
مناظره جان اف کندی و ریچارد نیکسون - ۱۹۶۰

پس از پایان مناظره، بینندگان تلویزیونی کندی را برنده دانستند، در حالی که شنوندگان رادیویی نیکسون را پیروز یا نتیجه را مساوی اعلام کردند. به عبارت دیگر، ظاهر نامناسب نیکسون تأثیر منفی بر نظر رای‌دهندگان تلویزیونی گذاشت، در حالی که شنوندگان رادیویی نظر متفاوتی داشتند. در نهایت، کندی در انتخابات پیروز شد و این اتفاق نشان داد که چگونه جزئیات ظاهری می‌توانند در سرنوشت یک نامزد تأثیرگذار باشند.

انتخابات ریاست‌جمهوری امریکا به‌وضوح نشان می‌دهد که زبان و ظاهر نامزدها نقش تعیین‌کننده‌ای در شکل‌گیری افکار عمومی و نتیجه نهایی انتخابات دارند. سوتی‌ها و اشتباهات لفظی، می‌توانند به‌راحتی زحمات چندین ماهه یک کمپین انتخاباتی را نابود کنند و برعکس، استفاده هوشمندانه از نقاط ضعف می‌تواند به فرصتی برای پیروزی تبدیل شود. در نهایت، انتخابات نه تنها آزمونی برای سیاست‌ها و برنامه‌ها، بلکه چالشی برای شخصیت و توانایی‌های ارتباطی نامزدهاست که می‌تواند سرنوشت یک کشور را رقم بزند.





پربازدیدترین‌ها

استفاده ابزاری جمهوری اسلامی از یک کودک افغان
۱

استفاده ابزاری جمهوری اسلامی از یک کودک افغان

۲

آیت‌الله فیاض؛ از افغانستان تا نجف، از مدارس سنتی تا اعتبار جهانی

۳

مرزبانان ایرانی از کشته شدن «۶ تروریست» در مناطق مرزی با افغانستان خبر دادند

۴

رسانه‌های ایران: ۴۱۷ میلیون متر مکعب آب از افغانستان وارد سیستان‌و‌بلوچستان شد

۵

اسرائیل از شلیک راکت‌های ایران به سمت این کشور خبر داد

•
•
•

مطالب بیشتر

نظرسنجی رویترز: کاملا هریس در میان رای دهندگان حومه شهرها از ترامپ پیشی گرفت

۱۹ میزان ۱۴۰۳، ۲۳:۴۳ (‎+۱ گرینویچ)
نظرسنجی رویترز: کاملا هریس در میان رای دهندگان حومه شهرها از ترامپ پیشی گرفت
100%

نظرسنجی رویترز/ایپسوس نشان می‌دهد کامالا هریس در میان رای دهندگان حومه شهر و خانواده‌های با درآمد متوسط، از دونالد ترامپ پیشی گرفته است. پیشتازی هریس در هر دو گروه بزرگ جمعیتی، چشم‌انداز پیروزی دموکرات‌ها در انتخابات ماه آینده را تقویت کرده‌است.

طبق این نظرسنجی،‌ هریس در میان ساکنان حومه‌های شهری ۴۷ به ۴۱ درصد و در میان خانواده‌های با درآمد متوسط ۴۵ به ۴۳ درصد از ترامپ پیش است.

حومه نشینان، که حدود نیمی از رای دهندگان امریکا را تشکیل می‌دهند و از نظر نژادی تنوع دارند، یک امتیاز کلیدی در رای گیری محسوب می‌شوند. بایدن در انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۲۰ ترامپ را در مناطق حومه شهری با حدود شش درصد شکست داد.

پیش از انصراف بایدن از رقابت، ترامپ در نظرسنجی ماه‌های جون و جولای، ۴۳ درصد به ۴۰ درصد در این مناطق پیش بود.

اما هریس با شروع کارزارهای انتخاباتی خود در ماه جولای، فاصله خود را با ترامپ کم کرد و طبق نظرسنجی ماه‌های سپتامبر و اکتبر، در میان رای دهندگان حومه‌های شهر ۴۷ به ۴۱ درصد از ترامپ پیشی گرفت که به معنی چرخش ۹ درجه‌ای به نفع حزب دموکرات است. در این نظرسنجی با ۶ هزار رای دهنده ثبت نام شده مصاحبه شده است.

نظرسنجی تازه رویترز/ایپسوس نشان داد که برای رای دهندگان اقتصاد مسئله درجه یک است و ۴۶ درصد رای دهندگان گفتند که ترامپ و ۳۸ درصد هم گفتند که هریس کاندید بهتری است.

این نظرسنجی همچنین نشان داد که تعدادی بیشتر رای هندگان در مسئله مهاجرت و مبارزه با جرایم به ترامپ اعتماد بیشتر دارند.

ترامپ در ماه آگست به رای دهندگان گفته بود که مناطق حومه شهری را امن نگهمیدارد و تضمین می‌کند مهاجرانی که به‌طور غیرقانونی از مرز وارد می‌شوند، از این مناطق دور نگهدارد.

هریس با شروع کارزارهای انتخاباتی خود در ماه جولای، فاصله خود را با ترامپ کم کرد
100%
هریس با شروع کارزارهای انتخاباتی خود در ماه جولای، فاصله خود را با ترامپ کم کرد

آیا واشنگتن دیگر گروه طالبان را «تروریستی» نمی‌داند؟

۱۹ میزان ۱۴۰۳، ۰۷:۵۶ (‎+۱ گرینویچ)
•
عارف یعقوبی
آیا واشنگتن دیگر گروه طالبان را «تروریستی» نمی‌داند؟
100%

وزارت خارجه امریکا اعلام کرده است که این کشور همچنان طالبان را به‌عنوان «یک سازمان تروریستی» می‌شناسد.

یکی از سخنگویان وزارت خارجه امریکا به افغانستان اینترنشنال گفت که امریکا و متحدانش طالبان را به‌عنوان حکومت مشروع افغانستان به رسمیت نمی‌شناسند و تا زمانی‌که تغییراتی در رفتار این گروه دیده نشود، هر گونه تعامل معنادار بین دولت امریکا و طالبان ممکن نیست.

دولت امریکا در سه سال گذشته بیشتر بر روی کمک‌های انسانی، رایزنی‌ها برای آزادی گروگان‌های امریکایی از زندان‌های طالبان، تلاش برای شکل‌دهی اجماع جهانی جهت تغییر وضعیت در افغانستان و کنترول و مهار تهدیدات گروه‌هایی مانند القاعده و داعش خراسان در افغانستان متمرکز بوده است.

آیا تأکید بر «تروریستی» بودن طالبان به معنای سخت‌گیری بیشتر امریکا در قبال این گروه است، یا اینکه واشنگتن انعطاف‌پذیری بیشتری نسبت به وضعیت افغانستان خواهد داشت؟

100%

چرا امریکا طالبان را «گروه تروریستی» می‌داند؟

وقتی سخنگوی وزارت خارجه امریکا طالبان را یک گروه تروریستی بین‌المللی می‌خواند، به یک فرمان قانونی اشاره دارد که توسط جورج بوش، رئیس‌جمهور پیشین این کشور، صادر شده است. پس از حادثه یازدهم سپتامبر، آقای بوش در تاریخ ۲۳ سپتامبر ۲۰۰۱ فرمان اجرایی ۱۳۲۲۴ را امضا کرد که بر اساس آن طالبان به‌عنوان یک گروه تروریستی بین‌المللی شناسایی شد. این فرمان همچنان معتبر است و به این معناست که در قوانین امریکا، طالبان و شبکه حقانی به‌عنوان گروه‌های بین‌المللی تروریستی ثبت شده‌اند.

جورج بوش در آن زمان اعلام کرد که «فرمان اجرایی ۱۳۲۲۴ برای جلوگیری از تأمین مالی تروریسم و بخشی از تعهد ملی امریکا به رهبری تلاش‌های بین‌المللی برای توقف فعالیت‌های شوم تروریستی است.» این دستور بر اساس اختیارات قانونی، از جمله قانون وضعیت‌های اضطراری ملی، صادر شد و به نهادهای مختلف دولت امریکا دستور داد تا اقدامات لازم را برای مقابله با تهدیدات فوق‌العاده به امنیت ملی، سیاست خارجی و اقتصاد امریکا ناشی از اعمال و تهدیدات تروریستی انجام دهند.

علاوه بر این، فرمان اجرایی بوش ابزارها و سازوکارهای قانونی را برای دولت امریکا فراهم کرد تا برای مختل کردن شبکه تأمین مالی طالبان و سازمان‌های تروریستی اقدام کند و دارایی‌های رهبران طالبان و نهادهای خارجی که با این گروه روابط داشتند را شناسایی و مسدود کند.

فرمان اجرایی رئیس جمهور امریکا چیست؟

یکی از صلاحیت‌های کلیدی رئیس‌جمهور امریکا، صدور فرمان‌های اجرایی است که در زمینه‌های مختلفی مانند امور اقتصادی، امنیت ملی و روابط خارجی به‌کار گرفته می‌شوند. فرمان‌های اجرایی ویژگی‌های خاصی دارند. نخست، این فرامین باید مطابق با قانون اساسی و قوانین فدرال باشند و نمی‌توانند قانونی را که توسط کانگرس تصویب شده است، نقض کنند. همچنین، این فرمان‌ها نیازی به تأیید کانگرس ندارند، اما کانگرس می‌تواند آن‌ها را بررسی کرده و در صورت لزوم، قوانینی را تصویب کند که این فرمان‌ها را محدود یا لغو کند.

دیگر ویژگی مهم فرمان‌های اجرایی این است که هر رئیس‌جمهور می‌تواند فرمان‌های اجرایی رئیس‌جمهور پیشین را لغو یا تغییر دهد و این کار معمولاً در ابتدای دوره ریاست‌جمهوری انجام می‌شود.

بر اساس فرمان اجرایی جورج بوش، طالبان از سال ۲۰۰۱ به‌عنوان یک گروه تروریستی شناخته می‌شود و این فرمان، هنوز لغو نشده است. حذف طالبان از فهرست گروه‌های تروریستی مسیری دشوار و طولانی است. بعید به نظر می‌رسد جو بایدن، که به خاطر خروج امریکایی‌ها از افغانستان تحت انتقاد شدید قرار دارد، فرمان اجرایی صادر کند و با لغو فرمان جورج بوش، طالبان را از فهرست گروه‌های تروریستی حذف کند.

این تصمیم به رئیس‌جمهور بعدی محول خواهد شد. رئیس‌جمهور بعدی هر کسی باشد، بعید است که به افغانستان اولویت دهد. بنابراین، تا یک سال پس از انتخاب رئیس‌جمهور بعدی، تغییرات خاصی در سیاست امریکا در قبال طالبان پیش‌بینی نمی‌شود. رئیس‌جمهور بعدی می‌تواند فرمان اجرایی جورج بوش را لغو کند تا طالبان از فهرست تروریستی حذف شود و راه برای معادلات دیگر باز شود. این مسئله زمان‌بر است، زیرا لغو فرمان ممکن است با مخالفت قانون‌گذاران در کانگرس مواجه شود.

فرمان اجرایی و کمک به افغانستان

مطابق فرمان اجرایی ۱۳۲۲۴، طالبان و شبکه حقانی از سوی دولت امریکا تحریم شده‌اند، اما این تحریم‌ها ارائه کمک‌های انسانی به افغانستان را ممنوع نمی‌کنند. به‌عنوان مثال، صادرات کالاهای کشاورزی، دارو و تجهیزات پزشکی به افغانستان ممنوع نیست. وزارت خزانه‌داری امریکا تصریح کرده است که این تحریم‌ها به شهروندان امریکا اجازه می‌دهند که کالاها یا خدمات را به افغانستان صادر کنند، به شرط آنکه معاملات شامل افراد یا نهادهای تحریم‌شده نباشد.

علاوه بر این، دفتر کنترل دارایی‌های خارجی (OFAC) در وزارت خزانه‌داری امریکا چندین مجوز عمومی مرتبط با افغانستان صادر کرده است که به تسهیل کمک‌های انسانی کمک می‌کند. این مجوزها شامل راهنمایی‌هایی در مورد مجاز بودن معاملات تحت تحریم‌ها هستند و بر این نکته تأکید دارند که کمک‌های انسانی به افغانستان می‌تواند بدون نقض مقررات ایالات متحده ارائه شود.

بنابراین، ارسال کمک‌های بشردوستانه دولت امریکا به افغانستان مطابق با مجوزهای صادرشده از سوی وزارت خزانه‌داری برای تسهیل این کمک‌ها انجام می‌شود. اما هرگونه کمک و دادوستد اقتصادی مستقیم میان دولت امریکا و هر نهاد دیگر با طالبان می‌تواند مطابق فرمان اجرایی ۱۳۲۲۴ پیامدهای قانونی داشته باشد. تا زمانی که فرمان جورج بوش درباره تروریستی بودن طالبان رسماً توسط رئیس‌جمهور امریکا لغو نشود، هرگونه معاملات اقتصادی و دادوستدهای رسمی با طالبان خلاف قانون این کشور است و پیامدهای سنگینی به همراه خواهد داشت.

چرا امریکا با گروه «تروریستی» توافقنامه امضا کرد؟

یکی از سوالات مهم این است که اگر طالبان یک گروه تروریستی است، پس چرا دولت امریکا با این گروه گفت‌وگو کرده و توافقنامه دوحه را امضا کرده است.

این اقدام بر اساس نرم رفتاری سازمان ملل انجام شده که به کشورهای مختلف اجازه می‌دهد برای «تأمین صلح» با گروه‌هایی مانند طالبان و حماس گفت‌وگو کنند. از دهه ۱۹۸۰، سازمان ملل با گروه‌های مختلفی که به‌عنوان سازمان‌های تروریستی شناخته می‌شوند، وارد گفت‌وگو شده است.

100%

پس از حملات ۱۱ سپتامبر، تعامل با این طالبان چالش‌برانگیزتر شد، زیرا شورای امنیت سازمان ملل نیز طالبان را به‌عنوان یک گروه تروریستی اعلام کرد. اما در سال ۲۰۰۸، با تعیین کای آیده به‌عنوان نماینده ویژه سازمان ملل برای افغانستان، این رویکرد تغییر کرد. او بر «اهمیت تعامل با طالبان برای برقراری صلح در افغانستان» تأکید کرد و آن را براساس «نرم بی‌طرفی» سازمان ملل موجهه دانست. او معتقد بود که «اجتناب از گفت‌وگو می‌تواند تلاش‌های صلح‌سازی را تضعیف کند و تعامل با همه طرف‌ها ضروری است.»

بعد از آن دولت امریکا نیز به صورت مخفیانه گفتگوها با طالبان را آغاز کرد.

بنابراین، از نظر دولت امریکا، گفت‌وگوی مستقیم با طالبان و امضای توافقنامه دوحه به منظور «تأمین صلح» مورد حمایت سازمان ملل است و به‌عنوان تخلف قانونی تلقی نمی‌شود.

نژادپرستی فرهنگی در ساختار قدرت جمهوری اسلامی؛ منع مهاجران افغان از کار در بخش تولید غذایی

۱۹ میزان ۱۴۰۳، ۰۷:۲۰ (‎+۱ گرینویچ)
•
شاهد علوی
نژادپرستی فرهنگی در ساختار قدرت جمهوری اسلامی؛ منع مهاجران افغان از کار در بخش تولید غذایی
100%

افشین سهراب‌خان، بازرس کل استان تهران و رئیس بازرسی منطقه یک کشوری اعلام کرد تولیدکنندگان مواد غذایی اجازه استفاده از شهروندان خارجی «چه مجاز و چه غیرمجاز» را ندارند و در صورت به‌کارگیری چنین افرادی، غذای تولید شده آن‌ها به عنوان غیراستاندارد و غیربهداشتی به جامعه معرفی خواهد شد.

مقام‌های جمهوری اسلامی عمدتا اصطلاحات «اتباع مجاز و غیرمجاز» درباره مهاجران افغان به کار می‌برند.

سهراب‌خان که به مناسبت ۱۹ میزان، سال‌روز تاسیس سازمان بازرسی کل ایران صحبت می‌کرد، گفت این سازمان براساس قانون نظارت بر حسن اجرای امور را برعهده دارد.

این مقام قضایی جمهوری اسلامی در شرایطی از نظارت قانونی صحبت می‌کند که بر اساس ماده ۲ آیین‌نامه اجرایی قانون «اصلاح ماده ۱۳ مواد خوردنی، آشاميدنی، آرايشی و بهداشتی»، شرط اختصاصی برای کارکنان مراکز تهیه و توزیع مواد غذایی و اماکن عمومی، داشتن کارت بهداشت است و در شرایط صدور آن هم، برای شهروندان خارجی محدودیتی در نظر گرفته نشده است.

علاه بر این‌ها، وزارت بهداشت پیشتر اعلام کرده بود شهروندان خارجی با ارائه کارت اقامت خود به جای کارت ملی می‌توانند برای دریافت کارت بهداشت اقدام کنند.

به این ترتیب، مشخص نیست مقامی قضائی که وظیفه‌اش نظارت بر اجرای صحیح قانون است چگونه اعلام می‌کند اتباع خارجی مجاز که کارت اقامت دارند و طبعا شرکت‌های مواد غذایی پس از اخذ کارت بهداشت آنان را استخدام کرده‌اند، اجازه ندارند در این مراکز کار کنند؟

علاوه بر این، این مقام قضایی مشخص نکرده بر مبنای چه قانونی، حضور کارکنان غیرایرانی در مراکز تولید موادغذایی موجب غیراستانداردشدن و غیربهداشتی شدن مواد غذایی تولیدی می‌شود؟

به بیان دیگر، بر اساس چه ویژگی بهداشتی یا معیار استانداردسنجی، حضور کارکنان غیرایرانی در یک شرکت تولید مواد غذایی، کیفیت مواد غذایی تولیدی را به سطح غیراستاندارد پائین آورده و به لحاظ بهداشتی هم غیرقابل مصرف می‌کند؟

این نگاه به شهروندان خارجی دارای مجوز در ایران که اجازه اقامت، کار و حق زندگی در این کشور را دارند را نمی‌توان با توجیهات امنیتی که متوجه شهروندان خارجی فاقد مجوزهای قانونی می‌شود، موجه کرد.

نژادپرستی فرهنگی علیه افغان‌ها در ایران

غیربهداشتی و غیراستاندارد خواندن محصولی غذایی که یک فرد غیرایرانی در تهیه آن نقش داشته است، دارای سویه‌های نژادپرستانه است ولو این‌که فرد گوینده خود به نژادپرستانه بودن آن آگاه نباشد.

علایق نژادپرستانه، در تعریف جدید و در چارچوب ترم «نژادپرستی فرهنگی»، همه انواع برچسب‌های کلیشه‌ای را شامل می‌شود که می‌تواند گروه‌بندی‌های مختلف غیر بیولوژیک همچون گروه‌های دینی/مذهبی/زبانی/قومی و فرهنگی را هدف بگیرد.

به این ترتیب در تعریف جدید، نژاد در ترم نژادپرستی، بر اساس گزاره‌های غیر بیولوژیکی و از منظر سیاسی و اجتماعی تعریف می‌شود و اندیشه، جریان و یا فردی به نژادپرستی فرهنگی متهم می‌شود که با نسبت دادن کلیشه‌های مثبت به گروه قومی/فرهنگی خود و کلیشه‌های منفی به دیگر گروه‌های قومی/فرهنگی، به همان تقسیم‌بندی کلاسیک نژادپرستی یعنی گروه‌های برتر و پست‌تر دامن می‌زند.

در این شرایط، احساسات فرد نژادپرست درباره خودش، چنان آسیب‌پذیر شده است که احساس می‌کند تنها از رهگذر بدنام کردن «دیگری» است که می‌تواند «ارزش‌های راستین و خاص» خود را برجسته کند.

در نگاه نژادپرستانه، فرهنگ که عامل اصلی تعیین سرنوشت همه گروه‌های مردمی دانسته می‌شود، محتوای معین و غیر قابل تغییری دارد و افراد متعلق به فرهنگ‌های مختلف شانس چندانی برای تغییر آن ندارند.

در این چارچوب، تلقی‌ای که فرد نژادپرست از «فرهنگ ایرانی» دارد واجد خصوصیات ارزشمندی است که در طول قرن‌ها ثابت مانده است و از آن طرف یک «دیگری» که این‌جا افغان است، واجد فرهنگی بدوی شناخته می‌شود که صرف حضورش در یک کارگاه مواد غذایی می‌تواند غذای تولیدی آن کارگاه را فاقد کیفیت و سلامت کند.

در این نگاه، مهاجر افغان در هر جایگاهی که باشد و هرچقدر هم بخواهد ویژگی‌های فرهنگی مطلوب فرد نژادپرست را کسب کنند، همچنان یک «افغانی» باقی می‌ماند.

به این ترتیب، نگاه مقام قضایی شاغل در دستگاه بازرسی کل کشور به افغان‌های ساکن ایران، که بازتاب‌دهنده نگاه ساختاری کلیت دستگاه حاکمه است، نگاهی نژادپرستانه است چون افغان‌ها به صرف ایرانی نبودن، واجد خصوصیت‌های نامطلوب شناخته می‌شود.

سیاست‌های تبعیض‌آمیز علیه پناهجویان و مهاجران افغان‌ها در ایران، که نه تنها بر اساس وضعیت اقامتی آن‌ها، که متاثر از نگاه نژادپرستانه عیله آنان اعمال می‌شود، ابعاد گوناگونی دارد و صحبت‌های مقام بازپرسی کشور تنها جلوه‌ای از این سیاست‌ها را که نقض حقوق بشر و موازین بین‌المللی است، بازتاب می‌دهد.

100%

محدودیت‌های ثبت‌نام در مکاتب

کودکان افغان‌ برای ثبت‌نام در مکاتب دولتی یا حضور در دانشگاه‌ها با موانع اداری و قانونی روبه‌رو هستند. یا به بهانه نداشتن مدارک هویتی مدنظر مدرسه از ثبت‌نام این کودکان خودداری می‌شود، یا نسبت به کودکان ایرانی از آن‌ها پول‌ و شهریه‌های بیشتری درخواست می‌شود یا در مدرسه و کلاس‌های درس با تبعیض‌هایی مواجه می‌شوند که مورد تائید و پشتیبانی ساختارهای رسمی است.

عدم ثبت‌نام کودکان افغان‌ فاقد اوراق قانونی در مدارس در حالی صورت می‌گیرد که طبق اصل ۱۳۸ قانون اساسی، کودکان فاقد مدرک هویتی که از نظر سنی شرایط نام‌نویسی و تحصیل در نظام آموزشی رسمی کشور را دارند، حق دارند با دریافت «کارت حمایت تحصیلی» وارد مدارس و نظام آموزشی کشور شوند.

تحصیلات دانشگاهی برای افغان‌‌ها هم که به شکل پناهجو یا مهاجر و به صورت قانونی در ایران زندگی می‌کنند رایگان نیست و بسیاری از این دانشجویان برای تحصیلات دانشگاهی با مشکلات متعددی از جمله هزینه بالای تحصیل یا مشکل تمدید روادید اقامتی مواجه می‌شوند. علاوه بر این‌ها افغان‌‌ها در ایران حق تحصیل در ۲۳ رشته و گرایش دانشگاهی و تقریبا اکثر رشته‌های فنی و حرفه‌‌ای را هم ندارند.

تبعیض در حوزه اشتغال

طبق قانون کار جمهوری اسلامی، اتباع خارجی می‌توانند فقط در شغل‌های مجاز که از طرف دولت تعیین می‌شود فعالیت کنند. در این میان، مهاجران افغان‌ تنها در برخی مشاغل خاص مجاز به کار هستند. این مشاغل در چهارگروه «کوره‌پزخانه»، «کارهای ساختمانی»، «کارگاه‌های کشاورزی» و «سایر مشاغل» که شامل شغل‌هایی از قبیل تولید کود شیمیایی، سوزاندن زباله و... است دسته‌بندی شده است.

100%

در این شرایط هم بسیاری از کارگران افغان‌ از حقوق و مزایای کاری برابر با کارگران ایرانی برخوردار نیستند و در معرض استثمار قرار دارند و نبود حمایت و حفاظت قانونی این استثمار را سیستماتیک می‌کند.

فقدان بیمه درمانی و خدمات حمایتی

عدم دسترسی به پوشش بیمه‌ای و حمایت‌های اجتماعی، وضعیت اقتصادی و بهداشتی پناهجویان و مهاجران افغان‌ را در ایران پیچیده‌تر کرده و آن‌ها را در معرض تبعیض جند لایه قرار می‌دهد.

و در موردی که در دنیا مطلقا نظیر ندارد، شورای عالی پیوند عضو ایران، قانونی مصوب کرده که بر اساس آن پیوند اندام ایرانیان به اتباع خارجی ممنوع است و مقامات وزارت بهداشت با این عنوان که این قانون برای حفظ حرمت ایرانی‌ها لازم است اجازه نمی‌دهند حتی در شرایطی که اهدای عضو ممکن باشد و حتی در صورتی که بیمار افغان‌ در خطر مرگ باشد، پیوند عضو انجام شود.

محدودیت‌های جغرافیایی و حق سکونت

جمهوری اسلامی، حق انتخاب محل زندگی را از مهاجران و پناهجویان افغان‌ سلب کرده است. زندگی و کار و حتی صرف حضور اتباع افغان در شانزده استان ایران به ‌طور کامل ممنوع است و در ۱۲ استان دیگر نیز در برخی شهرها و منطقه‌ها اقامت آن‌ها ممنوع هست.

افغان‌‌های دارای کارت آمایش (پناهجویان دارای مجوز قانونی) هم فقط حق تردد در استانی را دارند که کارت‌شان از آنجا صادر شده است و برای سفر به بیرون از استان باید درخواست مجوز کنند و در صورت تائید درخواست، هزینه این مجوز را پرداخت کنند.

100%

سیاست‌هایی که برای اتباع خارجی تدوین می‌شود و در عمل با توجه به مهاجرپذیر نبودن ایران، تنها متوجه پناهجویان افغان‌ ساکن ایران می‌شود، هر روز ابعاد تازه‌ای به خود می‌گیرد.

در تازه‌ترین مورد، طرحی در کمیسیون امور داخلی مجلس در دست بررسی است که بر اساس آن، اقامت دائم اتباع خارجی در ایران حذف شده و به جای آن سه نوع اقامت موقت یک ساله، سه ساله و هفت ساله برای آن‌ها در نظر گرفته شده است.

حملات به افغانستان اینترنشنال؛ رسانه‌ای که می‌خواهد صدای مردم باشد و طالبان را پاسخگو کند

۱۸ میزان ۱۴۰۳، ۱۳:۴۵ (‎+۱ گرینویچ)
•
هارون نجفی‌زاده
حملات به افغانستان اینترنشنال؛ رسانه‌ای که می‌خواهد صدای مردم باشد و طالبان را پاسخگو کند
100%

در اواخر سپتامبر، رژیم طالبان با استفاده از تجهیزات تازه‌ای که از ایران به‌دست آورده بود، اقدام به ایجاد اختلال در پخش شبکه خبری افغانستان اینترنشنال کرد. این گروه پیشتر در ماه می، ممنوعیت شدیدی برای ارتباط با افغانستان اینترنشنال وضع کرد که راه را برای پارازیت فعلی هموار می‌کرد.

گروه طالبان به‌طور صریح به شهروندان افغانستان هشدار داده بود که از تماس با افغانستان اینترنشنال و حتی تماشای این شبکه خودداری کنند.

این اقدامات سخت‌گیرانه ناشی از تعهد قاطع ما به ارائه اخبار و اطلاعات بدون سانسور به شهروندان افغانستان است که تحت کنترل شدید طالبان قرار دارند و می‌کوشند صدا‌ی‌شان از سد سانسور شدید رسانه‌ها عبور کند و به جهان برسد. رسانه‌های آزاد میراث دوره جمهوریت و مورد حمایت جامعه بین‌المللی در افغانستان بود.

چنین فرمان‌های استبدادی برای خاموش کردن صدای مردم افغانستان، در گذشته می‌توانست ناامیدکننده و به معنای پایان کار این شبکه ۲۴ ساعته مستقر در لندن باشد که به جمعیت ۴۰ میلیون نفری افغانستان خدمات‌رسانی می‌کند. با این حال، انقلاب دیجیتالی و روزنامه‌نگاری مدرن تضمین می‌کند که ما به فعالیت خود ادامه دهیم و بتوانیم رویدادهای افغانستان را در این دوره حساس پوشش دهیم و طالبان را در مورد عملکرد و رفتارش با مردم افغانستان پاسخگو قرار دهیم.

100%

کمیسیون تخلفات رسانه‌ای وزارت اطلاعات و فرهنگ تحت کنترل طالبان، ده اتهام سنگین علیه ما مطرح کرده است. از جمله تخریب شخصیت و جعل اطلاعات که برای هیچ‌کدام سند و مدرک تاییدکننده ای ارائه نشده است. این گروه نتوانسته‌ حتی یک نمونه از جعل یا گزارش نادرست در شبکه افغانستان اینترنشنال را ذکر کند. کاری که ما در رسانه می‌کنیم، روزنامه‌نگاری مستقل برای آگاهی مردم در میان جنگ سانسور، اطلاعات نادرست و پروپاگاندای طالبان است. به‌عنوان مثال، طالبان انتظار دارد که همه رسانه‌ها تفسیر رادیکال این گروه از اسلام را بپذیرند، از جمله اینکه رهبر نامرئی آن‌ها، ملا هبت‌الله آخندزاده، در نشرات ما به عنوان «امیرالمومنین» شناسایی و معرفی شود.

طالبان بدون هیچ‌گونه گفت‌‌وگو یا هشدار قبلی، اقداماتی افراطی علیه ماانجام داد و نارضایتی خود را از گزارش‌های آزاد و بی‌طرفانه ما نشان داد که روایت این گروه را به چالش می‌کشد.

از زمان تسلط دوباره طالبان در آگست ۲۰۲۱، وضعیت رسانه‌ها در افغانستان به شدت دگرگون شده است. گزارشگران بدون مرز در اواخر سال ۲۰۲۱ اعلام کرد که در عرض سه ماه از زمان بازگشت این گروه، ۴۳ درصد از رسانه‌های افغانستان ناپدید شده و بیش از دو سوم از ۱۲ هزار روزنامه‌نگار فعال در سال ۲۰۲۱ این حرفه را ترک کرده‌اند. در کشوری که حتی انتقاد خفیف به‌عنوان «تخریب شخصیت» تلقی می‌شود و رسانه‌ها و خبرنگاران محلی از گزارشگری مستقل منع شده‌اند، ارائه اخبار بی‌طرف نه تنها مهم بلکه حیاتی است.

با وجود اینکه طالبان همانند گذشته دیگر تلویزیون‌ها را نمی‌شکند، اما به تعطیلی رسانه‌های محلی و وضع محدودیت و ممنوعیت بر سر راه رسانه‌های بین‌المللی ادامه می‌دهد. به‌طور رسمی، این گروه یک استراتژی رسانه‌ای دوگانه در پیش گرفته است. طالبان می‌کوشد تصویر دستکاری‌شده‌ای از واقعیت‌های جامعه افغانستان در رسانه‌های بین‌المللی ارایه شود، در حالی که رسانه‌های افغانستان را در داخل سرکوب می‌کند. این گروه از طریق سازمان استخباراتی مخوف خود و نهادهای دیگر مانند وزارت اطلاعات و فرهنگ و وزارت امر به معروف و نهی از منکر، فرمان‌های مختلفی در راستای محدودیت کار رسانه‌ها و روزنامه‌نگاران صادر کرده و با سرکوب، بازداشت‌، حملات فیزیکی، پیگیرد روزنامه‌نگاران در محاکم نظامی و حتی ضرب و شتم و تهدید به کارمندان زن رسانه‌ها، کار اطلاع‌رسانی و رسانه‌ای آزادانه را برای روزنامه‌نگاران داخلی ناممکن کرده است.

100%

این محدودیت‌ها آن‌قدر شدید است که بسیاری از رسانه‌ها مجبور به حذف برنامه‌های انتقادی و خودسانسوری شده‌اند. این قوانین و فرمان‌ها، هرگونه فعالیت رسانه‌ای که تفسیر طالبان از اسلام را به چالش بکشد، ممنوع کرده و تولیدات رسانه‌ای سانسور نشده را سرکوب می‌کند.

به باور سازمان دیده‌بان حقوق بشر، این قوانین به‌قدری گسترده و مبهم است که به‌طور مؤثری هرگونه گزارش انتقادی درباره طالبان را ممنوع می‌کند.

در واکنش به تسلط دوباره طالبان بر افغانستان، شبکه ما که در ۱۵ اگست ۲۰۲۱، روز سقوط کابل به دست طالبان تأسیس شده و در لندن مستقر است، به‌طور مداوم و بدون سانسور به پوشش شبانه‌روزی رویدادهای افغانستان پرداخته است. رسانه ما که از طریق ماهواره و شبکه‌های اجتماعی قابل دسترسی است، به ارائه اخبار و اطلاعات آزاد و بی‌طرفانه به مردم در داخل و خارج افغانستان ادامه می‌دهد.

یک نظرسنجی از سوی بی‌بی‌سی (BBC Media Action) در دسامبر ۲۰۲۳ نشان داد که پس از سرکوب گسترده و محدودیت‌ها علیه رسانه‌های افغانستان از سوی طالبان، شبکه افغانستان اینترنشنال با افزایش محبوبیت مواجه شده و به عنوان رسانه اول بین‌المللی در خانه‌های مردم افغانستان استقبال شده است.

پس از اینکه رژیم طالبان با قوانین سختگیرانه خود، فضای آزاد رسانه‌های داخل افغانستان را تنگ کرد، نزدیک به سه سال طول کشید تا ما جایگاه خود را به عنوان یک منبع خبری معتبر برای خانواده‌های افغان تثبیت کنیم.

ما خوش‌شانسم که از یک کشور آزاد و دموکراتیک فعالیت می‌کنیم، جایی که آزادی روزنامه‌نگاری برای گزارش حقایق و بیان عقاید محترم شمرده می‌شود. به‌عنوان روزنامه‌نگاران افغان در خارج، ما به ارائه اخبار دقیق و واقعی متعهدیم و اطمینان حاصل می‌کنیم که میلیون‌ها افغان بتوانند از تحولات کشور، منطقه و جهان باخبر شوند. فشار طالبان ما را از حفظ بالاترین استانداردهای روزنامه‌نگاری و اصول حرفه‌ای بازنخواهد داشت.

ما با نوآوری در رویکرد رسانه‌ای خود و استفاده از همه ظرفیت‌های فناوری موجود، به گزارشگری برای مخاطبانی که در یک محیط غیردموکراتیک و بسته گیرافتاده‌اند، خبر و معلومات می‌رسانیم. این شامل استفاده از پیشرفت‌های سریع تکنولوژیکی است که ارتباطات را متحول کرده است. بر اساس یک نظرسنجی تازه جئوپول (GeoPoll) ۶۷ درصد افغان‌ها اکنون در خانه‌های خود به اینترنت دسترسی دارند و ۵۸ درصد از شبکه‌های اجتماعی استفاده می‌کنند. اتکا بر محتوای تولیدشده توسط کاربران و شبکه‌های اجتماعی به ما این امکان را می‌دهد که محدودیت‌های رسانه‌های سنتی را دور بزنیم و صدای مردم افغانستان را که رویدادهای مهم در زندگی و جامعه خود را به‌صورت زنده روایت، ثبت و به اشتراک می‌گذارند، به گوش دیگران برسانیم.

ما در فضایی قرار داریم که کار رسانه به‌صورت از بالا به پایین، تولید محتوا و سپس پمپاژ آن به مخاطبان در کابل یا قندهار از لندن یا واشنگتن دیگر امکان‌پذیر نیست. روزنامه‌نگاران شهروندی بسیاری از رویدادهای خبری را شناسایی کرده و آنها را برای به اشتراک‌گذاری با رسانه‌های جریان اصلی مانند ما ضبط می‌کنند. این پدیده در حال تحول بخش خبری است چرا که ما در گزارش‌های روزانه خود به‌طور چشمگیری به محتوای تولیدشده توسط کاربران « UGC» وابسته‌ایم.

تلفن‌های هوشمند به شهروندان افغان این امکان را داده‌ است که بی‌عدالتی، سوءمدیریت و اعتراضات را به‌صورت زنده ثبت کنند و به اشتراک بگذارند. اگرچه عدم وجود خبرنگار در افغانستان یک چالش است، اما به دلیل واکنش فوری شهروندان به تحولات خبری در مناطق خود، ما توانسته‌ایم رویدادهای خبری مهمی را پوشش دهیم. محتوای تولیدشده توسط کاربران و شبکه‌های اجتماعی به منبع جدید خبری تبدیل شده‌ است.

جالب است بدانید که رویداد مهم و جهانی کشته‌شدن ایمن‌ الظواهری، رهبر شبکه‌ القاعده، در کابل را ابتدا یک شهروند این شهر به افغانستان اینترنشنال خبر داد. او در یک پیام صوتی خبر داد که انفجاری در منطقه شیرپور کابل رخداده و مردم محل می‌گویند محل انفجار، خانه رهبر القاعده است. ما پس از تایید منابع امنیتی توانستیم این خبر را پخش کنیم.

هرچند روزنامه‌نگاری شهروندی می‌تواند اطلاعات و سرنخ‌های جدیدی را به همراه داشته باشد و دیدگاه‌های متنوع‌تری را ارائه دهد اما همچنین چالش‌هایی را در زمینه اعتبار و تأیید به همراه دارد. برای مقابله با اطلاعات نادرست، اطلاعات غلط و تحریف از سوی طرف‌های مختلف، ما یک تیم قوی برای پیگیری، بررسی و تایید واقعیت‌ها داریم. به طور کلی، ما با استفاده از محتوای تهیه‌شده توسط کاربران، شاهدان عینی و رسانه‌های اجتماعی در گزارش‌های خود، عملکرد رسانه‌ای خود را با روزنامه‌نگاری شهروندی سازگار کرده‌ایم.

با وجود ممنوعیت‌های اعمال‌شده از سوی طالبان، مردم در داخل افغانستان هر روز پیش از گذشته صدا و تصویر و روایت خود را به دست ما می رسانند. افغانستان اینترنشنال همچنان رسانه‌ای برای صدای همه مردم افغانستان است و بر خلاف طالبان، ما این صداها را خاموش نخواهیم کرد.

هارون نجفی‌زاده، سردبیر اجرایی افغانستان اینترنشنال، این یادداشت را به زبان انگلیسی در وب‌سایت مجله امریکایی دیپلومات نوشته است.

ادعای دونالد ترامپ درباره سفر به غزه پرسش‌برانگیز شد

۱۸ میزان ۱۴۰۳، ۰۷:۳۵ (‎+۱ گرینویچ)
ادعای دونالد ترامپ درباره سفر به غزه پرسش‌برانگیز شد
100%

دونالد ترامپ، نامزد ریاست‌جمهوری امریکا، در گفت‌وگو با یک مجری رادیویی گفت سال‌ها پیش به غزه رفته و این منطقه می‌تواند بهتر از موناکو (کشوری در اروپا) باشد. با این حال، نیویارک‌تایمز در گزارشی نوشت هیچ مدرکی دال بر سفر ترامپ به غزه وجود ندارد.

ترامپ در مصاحبه‌ای با هوگ هیویت، مجری رادیویی راست‌گرا، در پاسخ به این سوال که آیا غزه می‌تواند در صورت بازسازی به جایی مثل موناکو بدل شود، گفت:‌ «می‌تواند بهتر از موناکو باشد. بهترین موقعیت را در خاورمیانه دارد. بهترین آب و همه بهترین‌ها را دارد. من سال‌ها چنین گفته‌ام»

ترامپ افزود: «من آنجا [در غزه] بوده‌ام، و جای خشن است... قبل از تمام حملات و قبل از اتفاقات اخیر که در چند سال گذشته رخ داده است.»

هوگ هیویت اظهارات ترامپ درباره سفر به غزه را به چالش نکشید اما بعدتر روزنامه نیویارک‌تایمز نوشت که هیچ مدرکی دال بر این وجود ندارد که آقای ترامپ چه در جریان و چه قبل از دوران کارش در کاخ سفید، به غزه سفر کرده است.

این روزنامه به نقل از یکی از مقام‌های کارزار انتخاباتی ترامپ نوشت: «غزه در اسرائیل است. رئیس‌جمهور ترامپ به اسرائیل رفته است.»

غزه هیچ وقت بخشی از اسرائيل نبوده است هرچند برخی از اعضای راستگرای حکومت بنیامین نتانیاهو خواستار الحاق آن به اسرائيل شده‌اند.

هم‌زمان، کارولین لیویت، یکی از سخنگویان کارزار انتخاباتی ترامپ درباره اظهارات او به کسیوس گفت که رئیس‌جمهور پیشین «قبلاً به غزه رفته است». با این حال، او هیچ توضیحی درباره زمان این سفر ارائه نکرد.