• العربية
  • پښتو
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • روایت شما
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • روایت شما
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • پښتو
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • روایت شما
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

توپ، هاموی و چرخبال؛ چرا ترامپ می‌خواهد آن‌ها را از طالبان پس بگیرد؟

۵ حوت ۱۴۰۳، ۱۸:۵۵ (‎+۰ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۲۱:۲۳ (‎+۰ گرینویچ)

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، بار دیگر بر لزوم بازپس‌گیری تجهیزات نظامی برجا‌مانده امریکا در افغانستان تاکید کرد.

او روز گذشته در همایش بزرگ جمهوری‌خواهان چندین بار گفت که از تماشای رژه نظامی طالبان با تجهیزات امریکایی به‌شدت عصبانی می‌شود و این گروه را متهم کرد که جنگ‌افزارهای باقی‌مانده را به فروش می‌رسانند.

ترامپ کمک امدادی به افغانستان را مشروط به بازگرداندن این تجهیزات کرد و گفت: «آن‌ها تانک، موتر، اسلحه و دوربین‌های دید در شب دارند، حتی بهتر از آنچه ما داریم؛ تازه و نو، مستقیماً از جعبه بیرون آمده است. باورکردنی نیست.»

تجهیزات نظامی برجا‌مانده و سقوط افغانستان

سقوط ناگهانی دولت افغانستان باعث شد میلیاردها دالر تجهیزات نظامی امریکا به یک‌باره به دست طالبان بیفتد. هرچند نیروهای امریکایی در روزهای پایانی خروج، برخی تجهیزات را در بگرام و کابل منهدم کردند، اما همچنان بخش زیادی از آن‌ها سالم باقی ماند.

در این میان، برخی تجهیزات به‌ویژه دوربین‌های دید در شب، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار بودند. نیروهای امریکایی این دوربین‌ها را در اختیار نیروهای ویژه ارتش، امنیت ملی و پولیس افغانستان قرار داده بودند تا در عملیات‌های شبانه استفاده کنند. برخی از این دوربین‌ها قادر به تشخیص حرارت بدن موجودات زنده نیز بودند.

بر اساس گزارش‌ها، ایالات متحده از سال ۲۰۰۳ حدود ۱۶ هزار دستگاه دوربین دید در شب به نیروهای امنیتی افغانستان تحویل داده بود.

در سال‌های پایان حکومت اشرف‌غنی تلفات نیروهای امنیتی عمدتا ناشی از حمله‌های برق‌آسای طالبان با استفاده از دوربین‌های دید در شب‌ بود.

بااین‌حال، برخی مقامات امنیتی سابق معتقدند که این دوربین‌ها از قابلیت چندانی برخوردار نبودند. یکی از منابع امنیتی به افغانستان اینترنشنال گفت که طالبان در آن زمان دوربین‌های بسیار پیشرفته‌تر داشتند که قیمت آن‌ها بین ۵ تا ۱۰ هزار دالر بود، درحالی‌که دوربین‌های امریکایی تنها حدود ۱۰۰۰ دالر در بازار سیاه قیمت داشتند.

رژه نظامی طالبان و واکنش ترامپ

طالبان هرسال ۲۴ اسد را به‌عنوان روز «فتح» و خروج نیروهای امریکایی جشن می‌گیرند. سومین سالگرد این رویداد در بگرام با نمایش تانک‌های زرهی، هاموی‌ها و حتی جرخبال‌ها برگزار شد. این مراسم توجه رسانه‌های بین‌المللی را جلب کرد و ویدیوهای آن به‌سرعت در شبکه‌های اجتماعی منتشر شد. بگرام که دو دهه مقر اصلی نیروهای بین‌المللی بود، اکنون صحنه نمایش نظامی طالبان شده است. ترامپ با لحن تند اعلام کرد که از تماشای این مراسم خشمگین می‌شود.

رژه نظامی طالبان در بگرام
100%
رژه نظامی طالبان در بگرام

عدم تسلیم تجهیزات به معنای جنگ است

یک منبع امنیتی به افغانستان اینترنشنال گفت که بازگرداندن دوربین‌های دید در شب به امریکا، قابلیت نظامی طالبان را به‌شدت کاهش می‌دهد و این فرصتی برای مخالفان طالبان خواهد بود. این منبع هشدار داد که اگر طالبان این تجهیزات را تحویل ندهند، احتمال درگیری وجود دارد.

طالبان پیش از این در واکنش به اظهارات ترامپ درباره تسلیحات باقی مانده گفته بود که سلاح‌های به جا مانده غنیمت جنگی است، به امریکا نمی‌دهد و به هیچ گروهی نیز نمی‌فروشد.

طالبان همواره قدرت‌ نظامی خود را به رخ مخالفان می‌کشد. رئیس ستاد ارتش این گروه اخیرا گفت که «افغانستان پسا طالبان وجود ندارد.» بدین معنی که این گروه برای همیشه در قدرت خواهد ماند. این اعتماد به نفس از جنگ‌افزاربرجامانده امریکایی می‌آید.

تجهیزات نظامی در اختیار طالبان

ترامپ رقم تجهیزات نظامی برجامانده امریکا را در افغانستان ۸۵ میلیارد تخمین زده است که رقم دقیقی نیست. ایالات متحده از سال ۲۰۰۲ تا جون ۲۰۲۰ مبلغ ۸۸.۶۱ میلیارد دالر را از طریق صندوق حمایت از نیروهای امنیتی و دفاعی افغانستان برای تجهیز، تسلیح، آموزش و بازسازی نیروهای دفاعی و امنیتی این کشور هزینه کرده است.

بر اساس گزارش وزارت دفاع ایالات متحده، تجهیزات نظامی به‌جامانده شامل ۷۸ فروند چرخبال نظامی با ارزش ۹۲۳ میلیون دالر، بیش از ۴۰ هزار موتر نظامی از مجموع ۹۶ هزار موتر و همچنین بیش از ۳۰۰ هزار سلاح از مجموع ۴۲۷ هزار سلاح موجود در افغانستان است.

به گفته مقامات، تعدادی از موترهای نظامی و تجهیزات به‌دلیل جنگ و نبردهای رو در رو عمدتاً تخریب شده و وضعیت عملیاتی آنها نامشخص است.

همچنین، پس از سقوط حکومت افغانستان، مقادیر قابل توجهی از مهمات و تجهیزات نظامی، از جمله ۱۸۱ هزار واحد مهمات هوایی و ۹۲۰۰ دستگاه پرتاب‌کننده مهمات، در این کشور باقی مانده‌اند.

نیروهای ارتش پیشین افغانستان، در روز آخر سقوط افغانستان به دست طالبان، ده‌ها چرخبال را به تاجیکستان و اوزبیکستان منتقل کردند. ایالات متحده با این دو کشور به توافق رسیده است که چرخبال‌ها را از آنها پس گیرد.

ایالات متحده سابقه جمع‌آوری تجهیزات نظامی خود در افغانستان را دارد. پس از خروج شوروی از افغانستان، این کشور، راکت‌های استینگر را از مجاهدین خریداری کرد.

دسترسی تروریستان جهانی

نهادهای مستقل بین‌المللی بارها از نفوذ روزافزون گروه‌های تروریستی در افغانستان به ویژه القاعده و داعش نگران هستند. بربنیاد گزارش شورای امنیت سازمان ملل، القاعده پایگاه‌هایش را در افغانستان ایجاد کرده و در پی احیای مجدد است.

علی‌رغم ادعای طالبان مبنی بر نابودی داعش، این گروه به گونه خاموشانه به سربازگیری و گسترش نفوذ خود در افغانستان ادامه می‌دهد.

داعش خراسان با راه‌اندازی حملات مرگبار، پیچیده و سراسری، خطرناک‌ترین گروه‌ تروریستی حال حاضر در جهان است. پس از ترور مقامات طالبان، این نگرانی نیز افزایش یافته است که داعش در میان نیروهای طالبان رخنه کرده است. شورای امنیت نیز گفت که داعش در نهادهای امنیتی طالبان نفوذ کرده است.

به نظر می‌رسد که ایالات متحده از دسترسی این گروه‌ها به جنگ‌افزار برجامانده خود در افغانستان نگران است. امریکا برای نابود کردن القاعده به افغانستان لشکرکشی کرد. اما در نهایت با جاگذاشتن سلاح به القاعده این کشور را ترک کرد.

دسترسی القاعده و داعش به سلاح‌های امریکایی به ویژه دوربین‌های شب‌بین یک زنگ خطر به کشورهای منطقه و جهان است. چنانچه پیشتر برخی کشورهای منطقه از دسترسی مخالفان خود به این سلاح‌ها ابراز نگرانی کرده بودند. پاکستان باور دارد که تحریک طالبان پاکستانی به این سلاح‌ها دسترسی پیدا کرده است. 

اکنون، ترامپ پس از سه سال و اندی سعی دارد که از وقوع چنین خطری جلوگیری کند. اما مشخص نیست که ایالات متحده با چه رویکرد و برنامه‌ای به دنبال بازپس‌گیری تجهیزات از افغانستان است.

احتمال اینکه ایالات متحده بتواند این تجهیزات را از سراسر افغانستان جمع‌آوری کند، اندک است. جمع آوری این سلاح‌ها به معنای درگیری با طالبان است که با توجه به شعار ترامپ برای پایان مداخله نظامی امریکا، این اقدام بعید به نظر می‌رسد.

ترامپ گفته است که طالبان در بدل دریافت کمک امدادی، سلاح‌های امریکایی را به این کشور تحویل دهد. اما، این به معنای فروپاشی ارتش طالبان است که آنان را از یک گروه شورشی که سلاح پیشرفته شان کلاشنیکوف و بمب‌های بشکه ای و کنارجاده بود، به یک گروه دارای حاکمیت تبدیل کرده است.

سیاست داخلی

تاکید ترامپ و دیگر جمهوری خواهان بر سلاح های باقی مانده ریشه در درگیری‌های سیاسی آنها با بایدن و دموکرات‌ها قبل از انتخابات سرنوشت‌ساز ریاست جمهوری در نوامبر ۲۰۲۴ نیز دارد.

ترامپ با طرح پیوسته این موضوع و همچنان خروج آشفته امریکا از افغانستان، تلاش کرده است که از یک موضوع سیاست خارجی برای نمایش بی‌کفایتی حکومت بایدن استفاده کند.

اما، حکومت بایدن استدلال کرده بود که سلاح‌ها در طول ۲۰ سال به ارتش افغانستان کمک شده بود و این تجهیزات متعلق به نیروهای مسلح این کشور بود.

یک مقام پیشین ارتش به افغانستان اینترنشنال گفت که نمایش سلاح‌ها و رژه نظامی طالبان از این روز ترامپ را خشمگین می کند که یادآور شکست این کشور در افغانستان است. خروج آشفته و بازگشت فاتحانه طالبان تصویر یک امریکای ضعیف را در جهان به نمایش گذاشت.

به گفته او، ترامپ حاضر نیست طالبان را به عنوان یک نیروی فاتح بپذیرد و با بیانیه‌های آمرانه می‌خواهد قدرت امریکا را به رخ جهان و برای جبران خارج شدن امریکا از افغانستان، بکشد.

پربازدیدترین‌ها

داعش مسئولیت قتل روحانی شناخته‌شده پاکستانی را بر عهده گرفت
۱

داعش مسئولیت قتل روحانی شناخته‌شده پاکستانی را بر عهده گرفت

۲

تاجیکستان ۲۵۰ خانواده افغان را اخراج کرد

۳

وزیر کار طالبان: جامعه جهانی نباید موضوع کارگران را سیاسی کند

۴

پارلمان اروپا آپارتاید جنسیتی و تروریستی بودن طالبان را رسما بررسی می‌کند

۵

ارتش پاکستان: طالبان با حمایت از شبه‌نظامیان منافع افغانستان را نادیده گرفته است

•
•
•

مطالب بیشتر

انتخابات فدرال ۲۰۲۵: سیاست احزاب قدرتمند آلمان در قبال مهاجران چیست؟

۵ حوت ۱۴۰۳، ۱۱:۳۸ (‎+۰ گرینویچ)

حملات خشونت‌آمیز مرتبط با مهاجران، امنیت و مهاجرت را به موضوعات کلیدی در انتخابات آلمان تبدیل کرده است. احزاب مختلف آلمانی در سال‌های اخیر به طور فزاینده‌ای خواستار اتخاذ تدابیر سختگیرانه‌تر در زمینه مهاجرت شده‌اند. این احزاب کدام‌ها هستند و سیاست آن‌ها در قبال مهاجران چیست؟

در مجموع، احزاب آلمانی نگرش‌های متفاوتی نسبت به مهاجرت دارند. از مواضع سختگیرانه حزب دموکرات مسیحی، حزب سوسیالی مسیحی و حزب آلترناتیو برای آلمان گرفته تا رویکردهای نسبتاً بازتر حزب سوسیال دموکرات و سبزها، موضوع مهاجرت همچنان یکی از محورهای اصلی بحث‌های سیاسی در آلمان است.

انتخابات فدرال روز یکشنبه فرصتی خواهد بود تا این نگرش‌ها و سیاست‌ها به‌طور رسمی‌تر مورد بررسی قرار گیرد و نشان‌دهنده تمایلات جدید جامعه آلمانی در این زمینه باشد.

حزب دموکرات مسیحی (CDU) و حزب سوسیالی مسیحی (CSU)

حزب دموکرات مسیحی (CDU) و حزب سوسیالی مسیحی (CSU) موضعی سخت‌گیرانه در قبال مهاجرت اتخاذ کرده و خواستار بازگرداندن کنترول‌های مرزی و کاهش حق الحاق خانواده‌ها برای پناهندگان هستند. نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد این دو حزب در انتخابات پیش رو با حدود ۳۰ درصد آرا به‌عنوان حزب برتر شناخته خواهند شد. آن‌ها به دنبال توقف ورود مهاجران غیرقانونی و اجرای «یخ‌زدگی واقعی در مهاجرت» هستند.

این احزاب معتقدند که باید مهاجرانی که به‌طور غیرقانونی وارد آلمان می‌شوند، رد شوند و تنها به کسانی که به حمایت نیاز دارند، پناهندگی داده شود. همچنین، آن‌ها قصد دارند برنامه الحاق خانواده برای افراد تحت حمایت فرعی را متوقف و کمک‌های اجتماعی را کاهش دهند. علاوه بر این، آن‌ها به دنبال تسریع در فرایندهای پناهندگی، افزایش اخراج پناهجویان رد شده و معرفی کشورهایی به‌عنوان «کشورهای امن مبدا» برای بازگرداندن پناهجویان هستند. در زمینه حق شهروندی نیز، این احزاب می‌خواهند قوانینی وضع کنند که شهروندی افراد دو تابعیتی مرتکب جرم را لغو کند.

بیشتر بخوانید: زیر سایه موضوع مهاجرت و امنیت؛ رأی‌گیری در انتخابات حساس آلمان آغاز شد

حزب آلترناتیو برای آلمان (AfD)

حزب افراطی «آلترناتیو برای آلمان» (AfD) به دلیل دیدگاه‌های ضد مهاجرتی‌اش شناخته شده و خواستار بسته شدن مرزها و لغو حق الحاق خانواده‌ها برای پناهجویان است. این حزب سیاست‌های مهاجرتی خود را بخشی از سیاست امنیتی می‌داند و به دنبال کاهش مهاجرت به حداقل و بازگرداندن قوانین ملیت به قبل از ۱۹۹۰ است.

حزب آلترناتیو برای آلمان معتقد است که وضعیت کنونی مهاجرت فشار زیادی به اقتصاد آلمان وارد می‌کند و به دنبال بسته شدن «بهشت پناهندگی» است. پیشنهادات این حزب شامل محدود کردن مهاجرت، ارسال پناهجویان به کشورهای امن، افزایش بازگشت مهاجران غیرقانونی و کاهش برنامه‌های حمایتی اجتماعی برای پناهجویان است. آن‌ها همچنین بر «حفاظت از فرهنگ و زبان آلمانی» تأکید دارند و مهاجرت را تهدیدی برای فرهنگ و اقتصاد آلمان می‌دانند.

فعالان ضد راست‌گرا در اعتراض به یک برنامه برگزار شده توسط حزب آلترناتیو برای آلمان در برلین دست به اعتراض زده‌اند، ۲۲ فبروری ۲۰۲۵.
100%
فعالان ضد راست‌گرا در اعتراض به یک برنامه برگزار شده توسط حزب آلترناتیو برای آلمان در برلین دست به اعتراض زده‌اند، ۲۲ فبروری ۲۰۲۵.

حزب سوسیال دموکرات (SPD)

حزب سوسیال دموکرات که دولت کنونی را رهبری می‌کند، در حال حاضر با حدود ۱۵ درصد آرا در جایگاه سوم قرار دارد. رهبری این حزب اخیراً سیاست‌های سختگیرانه‌تری در زمینه مهاجرت را اتخاذ کرده و در عین حال به جذب بیشتر کارگران ماهر خارجی نیز تمایل دارد. این حزب به دنبال ایجاد توازن بین سیاست‌های سختگیرانه و نیاز به نیروی کار است.

این حزب بر قانونی بودن مهاجرت تأکید دارد و معتقد است که آلمان از مهاجرت بهره‌مند می‌شود.

حزب سوسیال دموکرات بر محدود کردن مهاجرت غیرقانونی و مبارزه با قاچاق انسان تأکید کرده و خواستار حفظ حق الحاق خانواده‌ها برای پناهجویان است. همچنین به بهبود سیستم آموزشی برای کودکان از پس‌زمینه‌های مختلف و سرمایه‌گذاری در مناطق شرقی آلمان برای کاهش نژادپرستی و افراط‌گرایی متعهد است. این حزب مخالف بسته شدن مرزها و بر حفاظت از مرزهای خارجی اتحادیه اروپا تأکید دارد.

 اولاف شولتس، صدراعظم آلمان، از حزب سوسیال دموکرات در یک مرکز رأی‌دهی در در پوتسدام، آلمان.
100%
اولاف شولتس، صدراعظم آلمان، از حزب سوسیال دموکرات در یک مرکز رأی‌دهی در در پوتسدام، آلمان.

حزب سبزها

حزب سبزها که به‌عنوان بخشی از دولت کنونی عمل می‌کند، در حال حاضر حدود ۱۳ تا ۱۴ درصد آرا را دارد. این حزب به خاطر سیاست‌های نسبتاً دوستانه‌اش نسبت به مهاجرت و پناهندگی شناخته می‌شود. با این حال، آن‌ها نیز اخیرا در برخی مسائل مانند اخراج مهاجرانی که مرتکب جرم شده‌اند، سیاست‌های سختگیرانه‌تری را در پیش گرفته‌اند.

حزب سبزها (Greens) در آلمان به‌عنوان یک حزب انسان‌گرا و محیط‌زیست‌گرا، در زمینه مهاجرت بر این باور است که آلمان باید به‌عنوان کشوری مهاجرپذیر و حمایت‌کننده از پناهندگان شناخته شود. آن‌ها بر تفکیک مهاجرت کاری و پناهندگی تأکید دارند و می‌گویند که این دو باید بر اساس منطق‌های متفاوتی بررسی شوند. سبزها به‌دنبال تسهیل قوانین مهاجرت و پذیرش بیشتر کارگران ماهر از خارج هستند و همچنین به دنبال حذف موانع کاری برای پناهندگان هستند تا آن‌ها سریع‌تر به جامعه ادغام شوند.

در سند انتخاباتی آن‌ها، بر نیاز به سیاست‌های انسانی و بین‌المللی برای مقابله با علل اصلی مهاجرت، مانند تغییرات اقلیمی و بحران‌های جهانی، تأکید شده است. همچنین، سبزها خواستار برقراری سیاست‌های منسجم و مشترک در سطح اروپا برای توزیع عادلانه پناهجویان هستند و به دنبال تقویت قوانین حمایت از پناهندگان در اتحادیه اروپا هستند. این حزب همچنین مخالف ایده‌های سختگیرانه‌تر در خصوص مهاجرت و اخراج افراد است و بر اهمیت ادغام خانواده‌ها تأکید می‌کند.

پوستر تبلیغاتی انتخاباتی روبرت هابک، نامزد حزب سبزهای آلمان، یک روز قبل از انتخابات پارلمانی در برلین،
100%
پوستر تبلیغاتی انتخاباتی روبرت هابک، نامزد حزب سبزهای آلمان، یک روز قبل از انتخابات پارلمانی در برلین،

حزب چپ

حزب چپ به‌عنوان حزبی با کمترین سیاست‌های سختگیرانه در زمینه مهاجرت و پناهندگی شناخته می‌شود. این حزب در هفته‌های اخیر محبوبیت زیادی پیدا کرده و در حال حاضر حدود ۷ درصد آرا را به خود اختصاص داده است.

چپ‌ها در مورد مهاجرت بر این باورند که باید یک «قانون مهاجرت باز و مبتنی بر همبستگی» برقرار شود. در مناظره‌های انتخاباتی پیش‌رو، آن‌ها به پنج محور اصلی در سیاست‌های مهاجرتی خود اشاره دارند:

حذف موانع ادغام: ایجاد وزارتخانه‌ای مستقل برای مهاجرت و تسهیل قوانین ویزا، به طوری که همه درخواست‌کنندگان پناهندگی بتوانند از روز اول کار کنند و در شرایط مناسب‌تری زندگی کنند.

برابری حقوق و فرصت‌ها: تأکید بر یک «جامعه مهاجرتی» که در آن همه افراد، صرف‌نظر از ملیت یا قومیت، دارای حقوق یکسان باشند. همچنین، پیشنهاد اصلاح قوانین تابعیت برای آسان‌تر کردن فرآیند طبیعی‌سازی.

سیاست‌های اتحادیه اروپا: جایگزینی آژانس مرزی با یک برنامه نجات دریایی تحت هدایت جامعه مدنی و تضمین دسترسی به رویه‌های پناهندگی در مرزهای خارجی اتحادیه اروپا.

مخالفت با اخراج و نژادپرستی: رد هرگونه اخراج، حتی از مجرمان، و تأکید بر ایجاد مسیرهای قانونی برای اقامت مهاجران و مقابله با نژادپرستی.

گسترش شناخت دلایل فرار: به رسمیت شناختن تعقیب به دلایل جنسی و آسیب‌های زیست‌محیطی به عنوان دلایل فرار و همچنین تأکید بر مهاجرت به دلایل اقتصادی و اجتماعی به عنوان یک نیاز مشروع.

چپ‌ها بر اساس این اصول به دنبال ایجاد یک نظام مهاجرتی انسانی و عادلانه در آلمان و اتحادیه اروپا هستند.

حزب آزاد (FDP)

حزب لیبرال‌های آزاد (FDP) که یکی از قدیمی‌ترین احزاب آلمان است، ممکن است به پارلمان راه نیابد زیرا تنها ۴ درصد آرا را دارد. این حزب به دنبال تسهیل شرایط مهاجرت برای کارگران ماهر است، اما محدودیت‌هایی برای الحاق مجدد خانواده‌ها و افزایش اخراج‌ها نیز مدنظر دارد.

حزب لیبرال‌های آزاد بر کنترول مهاجرت غیرقانونی و بهبود سیستم پناهندگی تأکید دارد و پیشنهاد می‌کند که فرآیندهای پناهندگی در کشورهای ثالث انجام شود. این حزب همچنین خواستار کمک به کودکان مهاجر برای یادگیری زبان آلمانی و شناسایی مدارک تحصیلی خارجی است، اما در زمینه حقوق و امتیازات مهاجران سیاست‌های مشخصی ارائه نمی‌دهد.

این حزب به امنیت داخلی و مقابله با افراط‌گرایی اهمیت می‌دهد و سیاست‌های سختگیرانه‌ای برای جلوگیری از ورود تهدیدها به جامعه پیشنهاد می‌کند. همچنین خواستار محدود کردن حمایت‌های اجتماعی برای افرادی است که نمی‌توانند به کشورهای خود بازگردانده شوند و تأکید دارد بر بررسی نقش اسلام در جامعه و شفافیت در روابط با گروه‌های اسلامی.

بیشتر بخوانید: خشونت‌ها و حملات پیاپی پناهجویان افغان در آلمان چه پیامدهایی دارد

آیا طالبان صلاحیت قانونی و جایگاه حقوقی برای لغو عضویت افغانستان در اساسنامه رم را دارد؟

۳ حوت ۱۴۰۳، ۰۹:۲۱ (‎+۰ گرینویچ)
•
خندان دانش

طالبان روز پنجشنبه، دوم حوت، اعلام کرد که عضویت افغانستان در اساسنامه رم را پایان می‌دهد. این گروه نوشت که پیوستن حکومت پیشین افغانستان به این اساسنامه «هیچ‌گونه اعتبار حقوقی» ندارد و این گروه خود را ملزم به رعایت هیچ‌یک از مفاد این اساسنامه نمی‌بیند.

این ادعا پرسش‌هایی اساسی را در مورد جایگاه حقوقی طالبان، مشروعیت بین‌المللی آن و روند قانونی خروج از معاهدات بین‌المللی خلق کرده است.

بیشتر بخوانید: اداره طالبان می‌گوید به عضویت افغانستان در اساسنامه رم پایان داده است

عضویت افغانستان در اساسنامه رم

افغانستان در ۱۰ فبروری ۲۰۰۳ به‌عنوان یک کشور (واحد حقوقی) به عضویت اساسنامه رم درآمد و این عضویت به دیوان کیفری بین‌المللی (آی‌سی‌سی) صلاحیت داد تا جرایم جنگی، جنایات علیه بشریت و نسل‌کشی‌هایی که در خاک افغانستان یا توسط اتباع افغان رخ می‌دهد، بررسی و تعقیب کند. اما نکته مهمی که باید مورد توجه قرار گیرد این است که افغانستان به‌عنوان یک کشور (State) این عضویت را به دست آورد، نه به‌عنوان یک حکومت خاص (Government).

در نظام حقوق بین‌الملل، مفهوم دولت یا کشور از حکومت متمایز است. این تفاوت‌ها به‌ویژه در زمینه روابط بین‌الملل و نحوه تعامل کشورها با یکدیگر اهمیت دارند.

  • دولت: شامل سرزمین، ملت و حاکمیت است. افغانستان به‌عنوان یک کشور با سرزمین و جمعیت خاص در حقوق بین‌الملل شناخته می‌شود، چه تحت حکومت جمهوری اسلامی افغانستان باشد و چه تحت حکومت طالبان.
  • حکومت: ساختاری است که قدرت را در کشور اعمال می‌کند.

بنابراین، حقوق بین‌الملل عرفی (Customary International Law) صلاحیت تعهدات معاهده‌ای را به دولت‌ها نسبت می‌دهد، نه به ساختارهای حاکمیتی که ممکن است تغییر کنند.

به همین دلیل، اساسنامه رم کشورها را به‌عنوان اعضا به رسمیت می‌شناسد، نه حکومت‌های خاص را.

بنابراین، تغییرات حکومتی یا تغییر رژیم حتا از راه خشونت، تعهدات یک کشور را در قبال معاهدات بین‌المللی تغییر نمی‌دهد، مگر اینکه خود کشور رسماً درخواست خروج بدهد.

بیشتر بخوانید: دادستان ارشد دادگاه لاهه خواهان صدور حکم بازداشت برای رهبران طالبان شد

چرا طالبان نمی‌تواند درخواست خروج بدهد؟

  1. عدم شناسایی توسط سازمان ملل

طبق اصول سازمان ملل، تنها دولت‌های به رسمیت شناخته‌شده می‌توانند در مجامع بین‌المللی و امور معاهداتی عمل کنند. پس از سقوط کابل در اگست ۲۰۲۱، طالبان قدرت را به‌دست گرفت، اما جامعه بین‌المللی و سازمان ملل متحد هنوز طالبان را به‌عنوان دولت رسمی افغانستان به رسمیت نشناخته‌اند.

دولت پیشین افغانستان هنوز نماینده رسمی این کشور در سازمان ملل شناخته می‌شود و نمایندگی رسمی افغانستان در سازمان ملل همچنان در اختیار نمایندگان دولت سابق است که تحت حکومت اشرف غنی تعیین شده بودند. هرچند که حق رأی آن به دلیل عدم پرداخت «حق العضویت» به تعلیق درآمده است.

صلاحیت و روند برای خروج از اساسنامه رم

روند و صلاحیت خروج از اساسنامه رم در ماده ۱۲۷ اساسنامه تعریف شده است. این روند شامل مراحل حقوقی مشخصی در سطح بین‌المللی و داخلی کشور عضو است. ماده ۱۲۷ بند ۲ اساسنامه رم تصریح می‌کند که هر دولت عضو می‌تواند با ارسال اطلاعیه کتبی به دبیرکل سازمان ملل متحد از معاهده خارج شود و این خروج یک سال پس از دریافت اطلاعیه توسط دبیرکل سازمان ملل نافذ می‌شود. بر اساس اصول سازمان ملل، این اطلاعیه باید از طریق نماینده رسمی کشور به سازمان ملل ارائه شود. همچنین، بر اساس کنوانسیون ۱۹۷۵ وین در مورد حقوق معاهدات، تنها مقامات رسمی و شناخته‌شده بین‌المللی می‌توانند اعلامیه‌های حقوقی را از طرف یک کشور ارائه دهند. ماده ۷ این کنوانسیون، به صراحت تصریح می کند که نماینده یک کشور برای انعقاد، اصلاح یا لغو معاهدات باید دارای «صلاحیت رسمی» باشد.

این بدان معناست که فقط دولت به‌ رسمیت شناخته‌شده افغانستان (نمایندگی کنونی در سازمان ملل) می‌تواند چنین اعلامیه‌ای ارائه دهد.

از آنجایی که طالبان فاقد شناسایی بین‌المللی است و حکومت این گروه نماینده در سازمان ملل ندارد، نمی‌تواند به‌طور قانونی از طرف افغانستان در مورد معاهدات بین‌المللی اقدام کند.

بنابراین، از نظر حقوقی طالبان به دلیل فقدان شناسایی بین‌المللی، فاقد صلاحیت حقوقی هم به‌عنوان یک حکومت است و هم به‌عنوان نماینده حقوقی در مراودات بین‌المللی. لذا، تا شرایط قانونی در سطح بین‌المللی برای خروج وجود نداشته باشد، افغانستان به‌عنوان یک کشور عضو اساسنامه رم باقی می‌ماند، حتی اگر طالبان قدرت را به‌دست گرفته باشد.

بیشتر بخوانید: درخواست بازداشت هبت‌الله آخندزاده و عبدالحکیم حقانی چه معنایی دارد؟

آیا طالبان می‌تواند روند حقوقی داخلی را تکمیل کند؟

خروج از اساسنامه رم نه‌تنها یک اقدام بین‌المللی، بلکه یک فرآیند داخلی قانونی است. هر کشور بسته به نظام حقوقی و قانون اساسی خود، روند مشخصی دارد. در اکثر کشورها، قوه مجریه (دولت) صلاحیت پیشنهاد خروج از معاهدات بین‌المللی را دارد. در افغانستان، این اختیار در زمان دولت جمهوری بر عهده ریاست جمهوری و وزارت امور خارجه بود.

وزارت خارجه معمولاً پیش‌نویس اعلامیه خروج را تهیه و برای بررسی به کابینه دولت ارائه می‌کرد. اما بر اساس ماده ۹۰ قانون اساسی افغانستان (۲۰۰۴)، تصویب یا لغو معاهدات بین‌المللی از صلاحیت پارلمان است و در نهایت، رئیس‌جمهور فرمان خروج را امضا می‌کند.

اساسنامه رم به‌عنوان یک معاهده بین‌المللی، نیز توسط پارلمان افغانستان در سال ۲۰۰۳ تصویب شده بود. از آنجا که الحاق به معاهده نیازمند تصویب پارلمان بود، خروج نیز باید همان روند را طی کند.

از این رو، طالبان، به‌عنوان یک رژیم فاقد مشروعیت، پارلمان و حاکمیت قانونی، نمی‌تواند این روند را تکمیل کند. همچنین، نمایندگی دائم افغانستان در سازمان ملل هنوز توسط دولت پیشین اداره می‌شود و وزارت خارجه این گروه نمی‌تواند از این طریق مکتوب ارسال کند.

هنوز دیپلومات‌های جمهوری کرسی افغانستان در سازمان ملل را در اختیار دارند
100%
هنوز دیپلومات‌های جمهوری کرسی افغانستان در سازمان ملل را در اختیار دارند

موضع دیوان کیفری بین‌المللی

طبق ماده ۱۲۷ بند ۲ اساسنامه رم، خروج از اساسنامه بر تعهدات قبلی کشور تأثیر نمی‌گذارد. این بند نشان می‌دهد که حتی اگر یک کشور تصمیم به خروج از اساسنامه بگیرد، صلاحیت دیوان نسبت به جرایم ارتکابی قبل از تاریخ خروج پابرجا می‌ماند.

به عبارتی دیگر، تغییر رژیم سیاسی یا خروج از اساسنامه نه تنها بر صلاحیت دیوان تأثیر نمی‌گذارد، بلکه دیوان همچنان می‌تواند به دنبال محاکمه و پیگرد جرایم گذشته باشد.

اگر به استدلال حقوقی این موضوع توجه شود، به‌طور کلی، دیوان کیفری بین‌المللی بر اصل ثبات حقوقی تأکید دارد و از آنجا که کشورها ممکن است در دوران‌های مختلف سیاسی دستخوش تغییرات شوند، این ماده تصریح می‌کند که تغییر رژیم یا حتی خروج از اساسنامه بر حقوق و تعهدات پیشین تأثیری ندارد.

با توجه به این شرایط حقوقی، دیوان کیفری بین‌المللی (آی‌سی‌سی) همچنان افغانستان را به‌عنوان یک کشور عضو در نظر می‌گیرد، صرف‌نظر از اینکه طالبان کنترول کشور را به‌دست گرفته است.

به‌عنوان مثال، بروندی، در سال ۲۰۱۶، از اساسنامه خارج شد، اما دیوان همچنان به بررسی جرایم ارتکابی قبل از تاریخ خروج ادامه داد. همچنین، فیلیپین، در سال ۲۰۱۹ خارج شد، اما تحقیقات درباره جنایات در دوران «جنگ علیه مواد مخدر» همچنان ادامه دارد.

بیشتر بخوانید: دادستان دیوان کیفری بین‌المللی: درخواست بازداشت دیگر مقام‌های طالبان نیز ارسال می‌شود

نتیجه‌گیری

افغانستان به‌عنوان یک کشور عضو اساسنامه رم باقی خواهد ماند و اعلامیه طالبان در مورد خروج از این اساسنامه، به دلیل عدم شناسایی بین‌المللی و فاقد کرسی رسمی افغانستان در سازمان ملل و مجامع بین‌المللی، از نظر حقوق بین‌الملل فاقد اعتبار است.

علاوه بر این، خروج از اساسنامه رم مستلزم تصویب پارلمان، تأیید دولت و ارسال اطلاعیه رسمی است که طالبان به دلیل نبود مشروعیت بین‌المللی و داخلی، قادر به اجرای این روند نیست.

بنابراین، رهبران طالبان با ادعای حاکمیت بر افغانستان و نشر اطلاعیه در صفحات اجتماعی، نمی‌توانند از تعقیب قضایی در برابر ارتکاب جنایات بشری، به‌ویژه در برابر زنان، فرار کنند.

در اوایل ماه گذشته، کریم خان، دادستان ارشد دادگاه کیفری بین‌المللی، خواستار صدور حکم بازداشت برای هبت‌الله آخندزاده، رهبر گروه طالبان، و عبدالحکیم حقانی، رئیس دادگاه عالی این گروه، شد. این دو رهبر طالبان، به سرکوب سیستماتیک زنان و دختران و «جنایت علیه بشریت» متهم هستند.

کریم خان، دادستان ارشد دیوان کیفری بین‌المللی
100%
کریم خان، دادستان ارشد دیوان کیفری بین‌المللی

چشم به راه اسلام‌آباد و تهران؛ چرا رهبران سیاسی ابتکار عمل ندارند؟

۱ حوت ۱۴۰۳، ۰۰:۳۹ (‎+۰ گرینویچ)
•
امان فرهنگ

به تازگی هیئتی از سپاه پاسداران ایران با برخی از رهبران سیاسی افغانستان در ترکیه دیدار کرده است. دیدار پنهانی‌که دو طرف درباره آن چیزی نگفتند. اما چند منبع به افغانستان اینترنشنال گفتند که جنرال‌های سپاه به این چهره‌های سیاسی توصیه کرده که از نزدیکی با پاکستان خودداری کنند.

این سفر، دو هفته بعد از سفر هیئت سازمان استخبارات ارتش پاکستان به ترکیه انجام می‌شود. دو هفته پیش هیئتی از آی‌اس‌آی، برای دیدار با شماری از رهبران سیاسی مخالف طالبان به استانبول رفت. جزئیات این دیدار نیز بیرون داده نشد.

دیدار هیئت استخبارات پاکستان و سپاه پاسداران با شماری از مخالفان طالبان در ترکیه پس از سفر مقامات پاکستان به تاجیکستان و کابل انجام شده است.

در اوج تنش‌های سیاسی طالبان و پاکستان، در اوایل ماه جدی، عاصم ملک، رئیس آی‌اس‌آی به تاجیکستان رفت. تاجیکستان تنها کشوری در منطقه است که به گونه‌ جدی منتقد سیاست‌های طالبان است و پایگاه سیاسی و نظامی جبهه مقاومت ملی نیز در دوشنبه قرار دارد.

رئیس آی‌اس‌آی، در سفرش به دوشنبه، با رهبری جبهه مقاومت ملی دیدار کرد. برخی از اعضای جبهه مقاومت ملی گفتند که اسلام‌آباد به گفت‌وگو تمایل نشان داده‌ است.

از سوی دیگر، عباس عراقچی، وزیر خارجه جمهوری اسلامی به دیدار رهبران طالبان به کابل رفت. برای نخستین بار، هیئتی به سطح وزیر خارجه از ایران با مقام‌های طالبان گفت‌وگو کرد.

طالبان سفر عراقچی به کابل را، آغاز فصل تازه‌ روابط دو طرف خواند.

با نگاه به روابط طالبان و اسلام‌آباد در سه ونیم‌سال گذشته، تنش میان دو طرف به شدت درحال افزایش است. شاهد آن از درگیری‌های مرزی مرگبار تا حمله هوایی ارتش پاکستان به خاک افغانستان است که بیش از ۳۰ کشته برجای گذاشت. اسلام آباد گفت که رهبران تحریک طالبان را هدف قرار داده‌است.

پاکستان بارها هشدار داده که اگر طالبان برای مهار رهبران طالبان پاکستانی در افغانستان‌ اقدام نکند، دست به کار خواهد شد.

پس از به قدرت رسیدن طالبان در افغانستان، طالبان پاکستانی به چالش جدی برای اسلام آباد بدل شده است.

روابط تهران و طالبان هم پر فراز و نشیب بوده است. طالبان در جریان سه سال گذشته علاوه بر درگیری‌های مرزی با ایران بر سر حقابه اختلاف نظرهایی داشته است.

اما با تیره شدن روابط طالبان با پاکستان، طالبان روابط خود را با جمهوری اسلامی تقویت کرده است.

این دو کشور همسایه، با توجه به نفوذ شان در درون اداره‌ طالبان و اشراف بر وضعیت افغانستان، خوب می‌دانند که تحولات افغانستان در چه مسیری پیش‌ می‌رود.

رهبران افغانستان هم در گذشته و هم حالا، همواره پاکستان و ایران را متهم کرده اند که دوگانه بازی می‌کنند. چنانچه، در دو دهه گذشته، باوجود روابط رسمی دولت با دولت، با طالبان نیز روابط نزدیکی داشتند و از این گروه حمایت مالی و تسلیحاتی کردند.

نبود ابتکار عمل

تحولات و دگرگونی در نظام‌های افغانستان، همواره از بیرون رقم خورده است. نقش اسلام‌آباد، بیش از هر کشور دیگری در این تحولات برجسته بوده و این را اکثر مقام‌ها و رهبران پیشین به گونه‌ رسمی و غیر رسمی بیان کرده اند.

به نظر می‌رسد چهره‌های سیاسی مخالف طالبان روی تهران و اسلام آباد حساب باز کرده و تصور می کنند دو کشور همسایه افغانستان از آنها پشتیبانی خواهند کرد. در ۲۴اسد ۱۴۰۰، روز سقوط افغانستان، همین چهره‌های سیاسی به رهبری محمد یونس قانونی، به پاکستان رفتتند.

این هیئت در اسلام آباد بود که طالبان وارد کابل شد و این رهبران آواره و هرکدام به کشوری رفتند. در سه ونیم سال گذشته هم هیچ‌گونه اقدام و طرح عملی را برای آینده افغانستان مطرح نکرده‌اند.

حالا، بیشتر این چهره‌های سیاسی در ترکیه مستقر اند. بزرگترین اقدام آنها، جریان سیاسی زیرنام "شورای عالی مقاومت برای نجات افغانستان" است. آنها تنها در روزهای مناسبتی و سال‌روز درگذشت و کشته شدن رهبران پیشین، نشست مجازی برگزار می‌کنند.

گاهی به دنبال واکنش نهادهای بین‌المللی درباره موضوعی، این جریان بیانیه‌های صادر می‌کند.

در اقدام دیگر، در ماه قوس امسال شماری از اعضای این شورا و برخی نهادهای مدنی، جریان سیاسی دیگری، زیرنام " مجمع ملی نجات افغانستان" را تشکیل دادند.

با تشکیل دومین جریان سیاسی نیز در موضع و رویکرد این سیاستگران تغییر نیامده است.

این امر، زبان طالبان را تیزتر کرده است. این گروه بارها گفته که گزینه‌ دیگری برای اداره افغانستان وجود ندارد.

حتا مردم افغانستان اکنون ناامید شده اند که جریان سیاسی مقتدری که بتواند در برابر طالبان قدعلم کند، وجود ندارد.

رهبرانی که خود ابتکار عمل نداشته باشند و منتظر دریافت علامات از اسلام‌آباد و تهران باشند، وضعیت در افغانستان بهبود نخواهد کرد.

نسل میانه و جوان افغانستان هم نتوانسته اند که در این سه سال و اندی، یک چتر واحد تشکیل دهند و با کشورهای جهان وارد مذاکره شوند تا به جهان و طالبان ثابت کنند که آینده افغانستان در دست آنها است.

با چنین وضعیت، دورنمایی روشنی برای افغانستان به زودی متصور نیست.

چرا که حمایت پاکستان از گروه‌ها و جریان‌های سیاسی در افغانستان، همواره براساس منافع شان بوده‌است.

حالا جنرالان و هیئت استخبارات خود را دنبال مهره‌های سابق فرستاده، تا اگر منافع این کشورها را تامین کنند، از حمایت برخوردار خواهند بود.

این است که افغانستان همواره دست‌خوش بازی استخباراتی کشورها شده و هرگز از گذشته درس گرفته نشده است.

خشونت‌ها و حملات پیاپی پناهجویان افغان در آلمان چه پیامدهایی دارد

۲۶ دلو ۱۴۰۳، ۱۲:۱۵ (‎+۰ گرینویچ)
•
جمشید یما امیری

روز پنجشنبه آلمان بار دیگر شاهد حمله‌ای از سوی یک پناهجوی افغان بود. یک جوان ۲۴ ساله با موتر به جمعی از مردم در مرکز شهر مونیخ حمله کرد. این نخستین حمله این‌چنینی از سوی یک افغان است، اما اولین بار نیست که نام افغان‌ها به‌دلیل اعمال خشونت‌آمیز به سرخط خبرهای آلمان می‌رود.

دو هفته پیش از آن حدود ۳۰ جوان افغان در مرکز شهر لیمبورگ با هم درگیر شدند که پولیس مجبور شد برای پراکنده کردن آن‌ها با چرخبال به‌محل برود. در ماه جنوری، مهاجر دیگری از افغانستان در پارکی در شهر آشافنبرگ با چاقو به جمعی از کودکان حمله کرد و یک کودک ۲ ساله و یک مرد ۴۱ ساله را کشت. در ماه می ۲۰۲۴ نیز یک مهاجر افغان در شهر مانهایم یک افسر پولیس را به قتل رساند و پنج نفر دیگر را به‌شدت زخمی کرده بود.
تکرار این حملات از سوی شهروندان افغانستان، موجی از انتقادات علیه سیاست‌های پناهندگی دولت آلمان را برانگیخته است.

افزایش تنش‌ها در آستانه انتخابات پارلمانی

این حمله در شرایطی رخ داد که آلمان در آستانه انتخابات پارلمانی قرار دارد. انتخاباتی که قرار است در ۲۳ فبروری برگزار شود و مسئله مهاجرت یکی از محورهای اصلی آن است. احزاب راست‌گرا، به‌ویژه حزب آلترناتیو برای آلمان (AfD)، که بر پایه مخالفت با مهاجرت شکل گرفته، از این حوادث به‌عنوان ابزاری برای تقویت جایگاه خود در میان رای‌دهندگان آلمانی استفاده کرده است.

پیش از این، کمتر کسی تصور می‌کرد که حزب آ اف د بتواند در میان احزاب قدرتمند و تأثیرگذار آلمان جایگاهی پیدا کند. اما افزایش حملات خشونت‌آمیز از سوی مهاجران، به‌ویژه شهروندان افغانستان، باعث رشد نفوذ این حزب شده و آن را در یک‌قدمی دستیابی به قدرت قرار داده است.

توقف روند تخلیه افغان‌ها به آلمان

یکی از پیامدهای مستقیم این حملات، توقف روند تخلیه افغان‌هایی است که آلمان پیش‌تر به آن‌ها وعده پذیرش داده بود. دولت آلمان که پس از سقوط کابل متعهد شده بود هزاران شهروند افغانستان را به این کشور انتقال دهد، اکنون این روند را متوقف کرده است.

در نتیجه، هزاران نفر که در افغانستان، پاکستان و ایران در انتظار انتقال به آلمان بودند، در وضعیت بلاتکلیفی قرار گرفته‌اند. بسیاری از این افراد زندگی خود را در کشورهای مبدأ رها کرده و چشم‌انتظار اجرای وعده‌های دولت آلمان هستند. اما وقوع حملات اخیر، فشارها بر سیاستمداران آلمانی را افزایش داده و بهانه‌ای برای تعلیق این روند فراهم کرده است.

تأثیرات منفی بر جامعه مهاجران افغانستان

افغان‌ها پیشینه زیادی در آلمان دارند. شهرهای بزرگی مانند هامبورگ، فرانکفورت و مونشن (مونیخ) از گذشته‌ها جمعیت زیادی شهروند افغان‌تبار داشته است. افغان‌ها به گونه سنتی در آلمان به خشونت و قانون‌شکنی شهره نبوده‌اند؛ اما به‌نظر می‌رسد با موج مهاجرت اخیر،‌ به ویژه پس از بازگشت طالبان به قدرت، وررق برگشته است.
اکنون کمتر هفته‌ای پشت‌سر گذاشته می‌‌شود که نام افغان‌ها به دلایلی مانند حمله، خشونت یا بی‌نظمی، در رسانه‌ها مطرح نشود.

تکرار این حملات، مهاجران افغان را در آلمان در موقعیت بسیار دشواری قرار داده است. بسیاری در آلمان اکنون با سوءظن و بی‌اعتمادی بیشتری به این گروه از مهاجران نگاه می‌کنند. در حالی که حدود ۲۵ میلیون نفر از جمعیت آلمان دارای ریشه‌های مهاجرتی اند، آما نشان می‌دهد که درصد زیادی از جرایم جنایی، حمله‌های تروریستی و قتل‌های ناموسی از سوی مهاجران افغان رخ داده است.

این وضعیت باعث شده است که اعتماد عمومی به جامعه مهاجر افغان به‌شدت آسیب ببیند. بسیاری از مهاجران شاغل در آلمان اذعان دارند که پس از وقوع چنین حوادثی، از مواجهه با همکاران آلمانی خود احساس شرمساری می‌کنند. از سوی دیگر، شهروندان آلمانی نیز با نگاه‌ها و رفتارهایشان نشان می‌دهند که افغان‌ها را غیرقابل‌اعتماد می‌دانند؛ گروهی که از امکانات این کشور بهره می‌برند اما امنیت ملی آن را تهدید می‌کنند.

محدود شدن فرصت‌های پناهندگی و اشتغال

افزایش این حملات پیامدهای جدی برای مهاجران افغان دارد. بسیاری از آن‌ها بر این باورند که یافتن مسکن و فرصت‌های شغلی برایشان دشوارتر شده است. علاوه بر این، روند بررسی پرونده‌های پناهندگی نیز پیچیده‌تر خواهد شد.

دولت آلمان اکنون ناچار است با دقت بیشتری پرونده‌های پناهجویان افغان را بررسی کند. احتمالاً برای هر فرد، تحقیقات دقیق‌تری انجام خواهد شد و تنها کسانی پذیرفته خواهند شد که هیچ تهدیدی برای امنیت عمومی محسوب نشوند. این مسئله می‌تواند سرنوشت هزاران نفری را که به دلیل شرایط دشوار در افغانستان شانس پذیرش پناهندگی داشتند، به خطر بیندازد.

نگرانی از نفوذ گروه‌های افراطی در میان مهاجران

این حملات بار دیگر آسیب‌پذیری کشورهای اروپایی، به‌ویژه آلمان، را که میزبان صدها هزار پناهجوی افغان است، آشکار ساخته است. پیش‌تر، برخی تحلیلگران نسبت به احتمال نفوذ اعضای گروه‌های افراطی در موج مهاجرت از افغانستان هشدار داده بودند. این نگرانی وجود دارد که برخی افراد مرتبط با داعش و گروه‌های مشابه، خود را در میان مهاجران به اروپا و امریکا رسانده باشند.

علاوه بر این، نوجوانان افغان در کشورهای اروپایی، به‌ویژه آلمان، در معرض خطر جذب توسط گروه‌های افراطی قرار دارند. بسیاری از آن‌ها بدون خانواده وارد این کشورها شده و سال‌ها در بلاتکلیفی به سر برده‌اند. این شرایط، آن‌ها را از فرصت‌های شغلی و تحصیلی محروم کرده و باعث سرخوردگی‌شان شده است. در چنین وضعیتی، گروه‌های رادیکال به‌راحتی می‌توانند از طریق شبکه‌های اجتماعی، به‌ویژه تیک‌تاک، اینستاگرام و فیسبوک، آن‌ها را جذب کنند. داعش و سایر گروه‌های افراطی به‌طور هدفمند روی فعالیت در این شبکه‌ها سرمایه‌گذاری کرده‌اند.

لزوم اقدامات فوری برای مهار تهدیدات امنیتی

در چنین شرایطی، اگر تدابیر جدی برای مهار این جریان‌ها اتخاذ نشود، احتمال تکرار این حوادث همچنان وجود دارد. دولت‌های اروپایی، به‌ویژه آلمان، باید به‌سرعت برای جلوگیری از نفوذ و فعالیت گروه‌های افراطی در میان مهاجران، سیاست‌های مؤثرتری اتخاذ کنند. عدم اقدام جدی می‌تواند نه‌تنها امنیت عمومی را به خطر بیندازد، بلکه به افزایش شکاف‌های اجتماعی و رشد بیشتر جریان‌های راست‌افراطی نیز منجر شود.

چه دلایلی باعث کاهش میل به رابطه جنسی در میان زوج‌ها می‌شود؟

۲۵ دلو ۱۴۰۳، ۲۲:۳۶ (‎+۰ گرینویچ)

متخصصان می‌گویند عوامل متعددی از جمله مشکلات سلامتی و تغییرات هورمونی می‌توانند باعث کاهش میل جنسی شوند که در بسیاری از موارد این مشکلات قابل درمان هستند. در این گزارش ۹ دلیل برای کاهش میل به رابطه جنسی آمده است.

نظرسنجی نشریه سان در قالب گزارش‌های سالانه سلامت نشان می‌دهد خستگی با ۲۷ درصد، شایع‌ترین دلیل بی‌میلی به رابطه جنسی است. پس از آن، مشکلات نعوظ و استرس به ترتیب با ۲۸ و ۱۲ درصد، از دیگر دلایل مهم این بی‌میلی اند.

داکتر جانین دیوید، متخصص سلامت، رابطه جنسی را یکی از نیازهای اساسی انسان می‌داند که بر سلامت تاثیر مستقیم دارد.

او معتقد است اگرچه رابطه جنسی تنها عنصر سازنده یک رابطه عاشقانه نیست، اما اجتناب از آن می‌تواند به کاهش عزت نفس و احساس شرم در هر دو طرف منجر شود.

وقتی یکی از طرفین علاقه‌اش را به رابطه جنسی از دست می‌دهد، طرف مقابل دچار تردیدهایی می‌شود، آیا من مقصرم؟ آیا هنوز جذابم؟ آیا خیانتی در کار است؟ اما واقعیت این است که در بیشتر موارد، این بی‌میلی دلایل دیگری دارد که ارتباطی به طرف مقابل ندارد.

۱-مشکلات سلامتی

دکتر دیوید معتقد است مشکلات سلامتی مهم‌ترین دلیل دوری از رابطه جنسی هستند.

بیماران قلبی-عروقی به دلیل ترس از حمله قلبی یا سکته و افراد مبتلا به چاقی و دیابت به طور کلی فعالیت جنسی کمتری دارند.

در مردان مبتلا به دیابت، روند کاهش فعالیت جنسی ۱۵ سال سریع‌تر از حد معمول است. این بیماری با آسیب به رگ‌های خونی و اعصاب، احتمال اختلال نعوظ را تا سه برابر افزایش می‌دهد.

درد مزمن نیز علاوه بر کاهش لذت رابطه جنسی، می‌تواند با ایجاد افسردگی و اضطراب باعث کاهش میل جنسی شود. داروهای ضدافسردگی و ضداضطراب نیز چنین تاثیری دارند.

برای حل این مشکلات، مشورت با پزشک درباره تغییر داروها یا استفاده از درمان‌های مناسب توصیه می‌شود.

۲- تاثیر هورمون‌ها

نوسانات هورمونی علاوه بر تاثیر بر سلامت پوست، خلق‌وخو، انرژی و خواب، می‌توانند میل جنسی را نیز تحت تاثیر قرار دهند.

دکتر دیوید در این زمینه به سان می‌گوید: «چرخه قاعدگی، بارداری و یائسگی می‌توانند باعث تغییرات هورمونی و کاهش میل جنسی در زنان شوند.»

در چرخه قاعدگی، میل جنسی زنان هنگام تخمک‌گذاری به دلیل افزایش استروژن و تستوسترون به اوج می‌رسد، اما یک هفته پیش از قاعدگی به دلیل افزایش پروژسترون کاهش می‌یابد.

یائسگی نیز که به طور معمول بین ۴۵ تا ۵۱ سالگی رخ می‌دهد، می‌تواند با ایجاد علائمی مانند خشکی واژن، رابطه جنسی را دشوار کند.

در این موارد، مراجعه به پزشک و استفاده از درمان‌های هورمونی مانند درمان جایگزینی هورمون (HRT) که شامل استفاده از هورمون‌های جایگزین است، می‌تواند کمک‌کننده باشد.

100%

۳- خستگی

خستگی و کمبود خواب، شایع‌ترین دلیل کاهش روابط جنسی است. نظرسنجی نشریه سان نشان می‌دهد ۲۷ درصد افراد این عامل را دلیل اصلی می‌دانند.

از این میان، ۳۶ درصد زنان گفته‌اند آنقدر خسته هستند که حتی نمی‌توانند به رابطه جنسی فکر کنند.

هوپ فلین، کارشناس روابط، می‌گوید که خستگی ناشی از کار طولانی یا ورزش، نه تنها انرژی را تخلیه می‌کند، بلکه می‌تواند رابطه جنسی را ناخوشایند کند.

او پیشنهاد می‌کند زمانی را در تقویم برای رابطه جنسی مشخص کنید و اگر می‌دانید عصرها خسته‌تر هستید، صبح‌ها یا آخر هفته‌ها را انتخاب کنید. در صورت تداوم خستگی با وجود خواب و تغذیه مناسب، با پزشک مشورت کنید.

۴- اختلال نعوظ

بر اساس نظرسنجی نشریه سان، ۲۸ درصد خوانندگان این نشریه به دلیل اختلال نعوظ رابطه جنسی کمتری دارند.

به گفته دکتر دیوید، حدود نیمی از مردان بالای ۴۰ سال و بیش از یک‌چهارم مردان زیر ۴۰ سال با این مشکل روبه‌رو هستند.

او پیش‌بینی می‌کند با افزایش سن جامعه، چاقی، دیابت نوع دو و بیماری‌های قلبی-عروقی، این آمار بیشتر هم خواهد‌ شد.

اختلال نعوظ می‌تواند نشانه‌ای از بیماری‌های جدی‌تر باشد. عوامل جسمی مانند مشکلات عروقی، عصبی و هورمونی، و عوامل روانی مانند استرس و اضطراب در بروز آن نقش دارند.

اگرچه این مشکل با افزایش سن شایع‌تر می‌شود، اما در بیشتر موارد قابل درمان است و گزینه‌های درمانی متنوعی برای آن وجود دارد.

۵- استرس

در نظرسنجی نشریه سان، ۱۲ درصد از خوانندگان استرس را عامل اصلی کاهش روابط جنسی می‌دانند.

به گفته کارشناسان، بسیاری از ما حتی متوجه نیستیم که در وضعیت استرس مزمن زندگی می‌کنیم و این وضعیت می‌تواند چه تاثیری بر سلامت و روابط جنسی‌مان می‌گذارد.

به باور فلین نگرانی‌های مداوم درباره کار، مسائل مالی و خانوادگی می‌تواند آرامش را مختل و فضای صمیمیت را تخریب کند.

او برای کاهش استرس پیشنهاد می‌کند، موقع رفتن به اتاق خواب تلفن‌ها را کنار بگذارید، هنگام شام درباره نگرانی‌هایتان با یکدیگر صحبت کنید یا آخر هفته‌ها با هم ورزش کنید و در صورت تداوم استرس با پزشک مشورت کنید.

100%

۶- یکنواختی رابطه جنسی

گاهی مشکل پزشکی خاصی وجود ندارد و تنها تکرار مداوم روالی یکسان باعث کاهش علاقه به رابطه جنسی می‌شود.

به گفته فلین، تکرار مداوم همان روش‌های قدیمی می‌تواند رابطه جنسی را خسته‌کننده و بی‌روح کند.

او پیشنهاد می‌کند برای ایجاد انگیزه، از تغییرات کوچک شروع کنید. با شریک زندگی‌تان درباره علایق و خواسته‌هایتان صحبت کنید، مکان‌های متفاوتی را امتحان کنید و حتی می‌توانید با استفاده از لوازم جانبی تنوع ایجاد کنید. فقط مطمئن شوید هر تغییری با توافق و رضایت هر دو طرف انجام می‌شود.

۷- اختلاف‌های مداوم

مشاجره‌های پی در پی می‌تواند میل جنسی را از بین ببرد. فلین معتقد است وقتی احساسات منفی، سوتفاهم یا رنجش بین دو نفر وجود دارد، نمی‌توان انتظار رابطه جنسی خوب داشت، چون رابطه جنسی به اعتماد و ارتباط عاطفی نیاز دارد.

او توصیه می‌کند به جای درگیر شدن بر سر مسائل کوچک، روی مشکل اصلی تمرکز کنید.

هنگام بالا گرفتن بحث، کمی فاصله بگیرید و پس از آرام شدن، دوباره گفت‌وگو کنید. در این گفت‌وگوها، خوب به حرف‌های یکدیگر گوش دهید و از قطع کردن صحبت طرف مقابل خودداری کنید.

اگر نمی‌توانید مشکل را حل کنید، مراجعه به مشاور رابطه می‌تواند کمک‌کننده باشد.

۱۰- عزت نفس پایین

گاهی عزت نفس پایین می‌تواند دلیل اصلی دوری از رابطه جنسی باشد. احساس نامطلوب بودن، نگرانی از تصویر بدن، ترس از قضاوت شدن یا اضطراب عملکرد می‌تواند باعث دوری از رابطه جنسی شود.

تغییرات طبیعی بدن مانند بارداری، تغییرات وزن، پیری یا بیماری می‌توانند این احساسات را تشدید کنند.

فلین توصیه می‌کند قبل از صحبت درباره مسائل جنسی، به تقویت اعتماد به نفس شریک زندگی‌تان بپردازید. می‌توانید با لحنی هم‌دلانه بگویید: «احساس می‌کنم اخیرا کمی از هم دور شده‌ایم» و نظر او را جویا شوید.

این گفت‌وگوی صمیمانه می‌تواند به شریک زندگی‌تان کمک کند تا احساس ارزشمندی و دوست داشته شدن کند.