اعتراضها در ایران وارد سیزدهمین روز شد و مردم افغانستان این خیزش را پیوسته دنبال میکنند.
مشترکات فرهنگی، مرزهای مشترک، روابط گسترده اقتصادی و ترانزیتی، حضور میلیونها مهاجر افغان در ایران و نیز روابط نزدیک جمهوری اسلامی با طالبان، سبب شده است که اعتراضات ایران برای افغانها اهمیت ویژهای داشته باشد.
دامنه این اعتراضها گستردهتر شده و جمهوری اسلامی برای مهار آن اقدام به تیراندازی کرده که به گفته سازمانهای حقوق بشری ایران، ۴۶ کشته برجای گذاشته و بیش از دو هزار نفر بازداشت شدهاند.
واکنشهای بینالمللی به این اعتراضها نیز چشمگیر است. دونالد ترامپ، رئیسجمهور امریکا، هشدار داده است که در صورت برخورد خشونتآمیز حکومت ایران با معترضان، واشنگتن اقدام خواهد کرد.
برخی تحلیلگران معتقدند که اعتراضات ایران میتواند به طور مستقیم بر وضعیت افغانستان اثر بگذارد. جمهوری اسلامی طی ۴۵ سال گذشته یکی از بازیگران کلیدی در جنگها و بحرانهای افغانستان بوده است؛ از حمایت از گروههای مجاهدین در دهه ۱۳۷۰ خورشیدی، تا درگیری با طالبان در دوره مقاومت اول و در سالهای اخیر، همکاری و حمایت از طالبان در برابر نیروهای خارجی و دولت پیشین افغانستان.
با این حال، این پرسش همچنان مطرح است که آیا تغییر رژیم در ایران میتواند به سود افغانستان باشد یا تداوم وضعیت کنونی.
بیاعتمادی تاریخی
افغانستان، برخلاف پاکستان، اختلاف بنیادین ارضی یا سرزمینی با ایران ندارد. با این حال، روابط کابل و تهران در چهار دهه گذشته همواره با نوعی بیاعتمادی همراه بوده است. این در حالی است که در دوره پادشاهی، محمدظاهرشاه روابط نزدیک خانوادگی و شخصی با دربار ایران داشت.
شفیق شرق، وابسته فرهنگی پیشین افغانستان در ایران، میگوید روابط افغانستان و ایران در این ۴۵ سال هیچگاه ایدهآل نبوده است. او گفت که روابط میان دو کشور «نه کاملاً خوب و نه کاملاً بد بوده. تداوم جمهوری اسلامی به معنای تداوم همین وضعیت است.»
او میافزاید که هرچند دولتهای افغانستان و ایران همواره بر همکاری و تعمیق روابط تأکید کردهاند، اما بیاعتمادی متقابل هیچگاه بهطور کامل از میان نرفته است.
این دیپلومات پیشین با اشاره به نقش ایران در بحران طولانی افغانستان میگوید بخش بزرگی از جامعه افغانستان معتقد است که سیاستهای جمهوری اسلامی مبتنی بر حسن همجواری نبوده و مداخلات تهران و پیگیری سیاستهای چندگانه، به تداوم و تعمیق بحران افغانستان انجامیده است.
نارضایتی از حمایت ایران از طالبان
ایران از حامیان اصلی طالبان در منطقه به شمار میرود. به گفته ناظران، جمهوری اسلامی در روند بازگشت طالبان به قدرت نقش مؤثری داشته و در جنوبغرب افغانستان، این گروه را تسلیح و حمایت کرده است.
پس از تسلط طالبان بر کابل، ایران همکاریهای خود با این گروه را گسترش داده است. تهران به شریک اول اقتصادی و سیاسی طالبان تبدیل شده، مقامهای طالبان بهطور منظم به ایران سفر میکنند و در مقابل، مقامهای بلندپایه ایرانی از وزیران خارجه و نیروی این کشور به کابل رفتهاند. جمهوری اسلامی طالبان را «واقعیت موجود افغانستان» میداند و در مجامع بینالمللی از تعامل و همکاری با آنان دفاع میکند.
با وجود این، طالبان تاکنون واکنشی رسمی به اعتراضات ایران نشان ندادهاند.
یک دیپلومات پیشین افغان در ایران میگوید بخش بزرگی از مردم افغانستان از حمایت جمهوری اسلامی از طالبان ناراضی هستند.
یکی از استادان دانشگاه نیز معتقد است که تهران در حمایت از طالبان دچار «اشتباه محاسباتی» شده است.
آیا سقوط جمهوری اسلامی به تضعیف طالبان میانجامد؟
یک فعال سیاسی مخالف طالبان میگوید: «طالبان از تحولات ایران به شدت نگراناند، زیرا میدانند هر تغییر جدی در تهران، پیامد فوری برای افغانستان خواهد داشت.»
به گفته او، سقوط احتمالی جمهوری اسلامی میتواند پایههای حاکمیت طالبان را تضعیف کند.
اما این فعال سیاسی هشدار میدهد که اگر اعتراضات ایران به هرجومرج یا جنگ داخلی بیانجامد، پیامدهای آن برای مردم افغانستان منفی خواهد بود.
او میافزاید که در صورت دامنهدارشدن بحران در ایران، افغانستان بیش از پیش فراموش خواهد شد و میلیونها مهاجر افغان در ایران شغل و منبع درآمد خود را از دست خواهند داد؛ موضوعی که بلافاصله زندگی میلیونها نفر در داخل افغانستان را تحت تأثیر قرار میدهد.
یکی از وزیران دولت پیشین افغانستان نیز میگوید هرگونه درگیری فرسایشی در کشورهای همسایه، به سود طالبان تمام میشود.
وابستگی طالبان به ایران
ایران و پاکستان از حامیان اصلی اداره طالبان بودهاند. روابط پاکستان با طالبان در ماههای اخیر رو به تیرگی گذاشته و اسلامآباد در حال فاصلهگرفتن از طالبان است. در پی تنشها، روابط تجاری و ترانزیتی دو طرف به حالت تعلیق درآمده است.
طالبان برای کاهش وابستگی به بنادر پاکستان، بیش از پیش به ایران روی آوردند. مقامهای طالبان امیدوار بودند از طریق بنادر چابهار و بندرعباس، خلای ناشی از بستهشدن گذرگاههای پاکستان را جبران کنند. پس از درگیریها میان طالبان و پاکستان، روابط تجاری افغانستان با ایران بهطور چشمگیری افزایش یافته است.
بر اساس آمارهای رسمی، حجم تجارت سالانه میان دو طرف به حدود چهار میلیارد دالر میرسد. ناظران معتقدند پس از محدودشدن مسیرهای پاکستانی، دادوستد واقعی از این رقم فراتر رفته است.
همزمان، طالبان در پی آن بودند که داروهای ایرانی و هندی را جایگزین داروهای پاکستانی کنند. با این حال، بحران در ایران میتواند طالبان را با فشارهای تازهای روبهرو کند؛ چرا که هرگونه تغییر سیاسی در تهران لزوماً به سود طالبان نخواهد بود. به باور ناظران، نیروهای تکنوکرات و مخالف جمهوری اسلامی، تمایلی به همکاری با طالبان ندارند و در صورت تغییر در ایران، طالبان ممکن است دومین متحد منطقهای خود را نیز از دست بدهند.
تغییر رهبری، نه تغییر نظام؟
برخی ناظران افغان بر این باورند که اعتراضات ایران ممکن است به تغییر در رهبری منجر شود، اما لزوماً به تغییر نظام نخواهد انجامید.
عمر صدر، پژوهشگر سیاسی گفت: «سیاست امریکا، بهویژه در دوره ترامپ، دیگر تغییر نظام به شکل کلاسیک آن نیست، بلکه تمرکز بر تضعیف یا تغییر رهبری است.»
وابسته پیشین فرهنگی افغانستان در تهران نیز تاکید کرد که هنوز برای پیشبینی پیامدهای نهایی اعتراضات زود است.
در همین حال، یکی از وزیران دولت پیشین افغانستان میگوید به تغییر رژیم در ایران باور ندارد و معتقد است ایالات متحده نیز چنین تغییری را به سود خود نمیداند.
به گفته او، «جمهوری اسلامی بهانهای مهم برای فروش تسلیحات به اسرائیل و کشورهای خاورمیانه است.»