اسلامآباد میگوید بر بنیاد اطلاعات استخباراتی، هفت پایگاه وابسته به تحریک طالبان پاکستان را در ننگرهار و پکتیکا هدف قرار داده است. این در حالی است که طالبان از کشته و زخمی شدن دهها غیرنظامی، از جمله زنان و کودکان، و آسیب دیدن یک مدرسه دینی و چند خانه مسکونی خبر داده است.
این حملات نشان میدهد که زیر پوست روابط طالبان و پاکستان بحران عمیقی وجود دارد که پس از چند ماه آرامش نسبی، دوباره آشکار شده است و در واقع پرسشهایی را درباره آتشبسی زنده کرد که میان طالبان و پاکستان، با میانجیگری قطر و ترکیه در دوحه و سپس استانبول شکل گرفته بود.
به ویژه اینکه این حملات در هفته نخست ماه رمضان صورت گرفته است. رمضان برای افکار عمومی در هر دو سوی مرز، ماه عبادی و حساس است.
آیا آتشبس دوحه میان طالبان و پاکستان عملا فروپاشید؟
در ماههای اسد و میزان سال جاری پس از چند دور درگیری مرزی میان طالبان و پاکستان، نمایندگان هر دو طرف، در دوحه و سپس در استانبول بر سر یک آتشبس فوری و ایجاد سازوکارهایی برای کاهش تنش در مرز توافق کردند.
اما از همان ابتدا نشانههایی وجود داشت که این تفاهم نتوانسته دو طرف به ویژه پاکستانیها را آرام و قانع سازد. حتا پس از آتشبس فوری دستکم دو نشست طالبان و پاکستان در استانبول بینتیجه پایان یافت.
پاکستان از طالبان افغان میخواست که در سندی مکتوب بنویسد که جلو تحرکات تحریک طالبان پاکستان را میگیرد، اما طالبان افغان چون حضور این گروه در افغانستان را رد میکند، چنین متنی را امضاء نکرد.
پس از ناکامی روند، اگر چه توافق آتشبس پایدار ماند اما در ماههای بعد، پاکستان شاهد چند حمله مرگبار بود. از جمله حملاتی در ایالتهای بلوچستان و خیبرپختونخوا که در آن دهها سرباز و غیرنظامی کشته شدند و دستکم در بخشی از این پروندهها، تحریک طالبان پاکستان مسئولیت حملات را پذیرفت.
در پی این رویدادها، مقامهای پاکستانی بارها هشدار دادند که اگر حملات از آن سوی مرز مهار نشود، اسلامآباد دست به اقدام مستقیم در خاک افغانستان خواهد زد. حتا وزیر دفاع پاکستان در یکی از موضعگیریها گفت که پیش از ماه رمضان به افغانستان حمله خواهد شد.
با حملات شب گذشته، به نظر میرسد که تفاهم شکلگرفته در دوحه عملا کارکرد خود را از دست داده و سازوکارهای پیشبینیشده برای مهار تنش دیگر بازدارندگی لازم را ندارند.
طالبان افغان هم گفته که در موقع مناسب به این حملات پاسخ خواهد داد.
منطق امنیتی پاکستان از نگاه اسلامآباد
اسلامآباد میگوید این حملات در چارچوب یک اقدام «تلافیجویانه» و پس از موجی از حملات انتحاری و هدفگیری نیروهای امنیتی انجام شده است. پاکستان میکوشد حملات اخیر را واکنشی مشخص در برابر تهدیدهایی تعریف کند که به باورش از آن سوی مرز طراحی و هدایت میشوند.
اسلامآباد میخواهد بگوید که صبرش در برابر این حملات تمام شده و اگر طالبان این گروهها را مهار نکند، پاکستان آماده اقدام مستقیم نظامی در خاک افغانستان است، حتا اگر پیامدهای سیاسی کلان داشته باشد.
از دید بخشی از نخبگان امنیتی پاکستان، این حملات دو هدف را دنبال میکند، اول وارد کردن فشار بر طالبان برای برخورد جدیتر با گروههای پاکستانی مستقر در افغانستان و دوم، ارسال یک پیام بازدارنده به شبکههایی که حملات انتحاری را در شهرهای پاکستان طراحی میکنند.
روایت طالبان؛ از نقض حاکمیت تا بحث مشروعیت
در سوی دیگر، طالبان این حملات را نقض حاکمیت و تمامیت ارضی افغانستان میداند.
طالبان از یکسو میخواهد خود را در جایگاه مدافع حاکمیت افغانستان نشان دهد و از سوی دیگر، ناامنیهای داخلی پاکستان را نتیجه ضعف استخباراتی و امنیتی آن کشور معرفی کند.
این حملات طالبان را با یک چالش جدی روبهرو کرده است. گروهی که از تامین امنیت بیشتر نسبت به زمانی جمهوریت سخن میگوید، اکنون در ماه رمضان شاهد بمباران خاک افغانستان است. این وضعیت میتواند ادعای ثبات را نزد بخشی از افکار عمومی زیر سوال ببرد.
چرا طالبان به خواستهای پاکستان بیتوجه است؟
پیوندهای تاریخی و ایدئولوژیک میان طالبان افغانستان و تحریک طالبان پاکستان باعث میشود برخورد قاطع با این گروه، برای طالبان هزینه داخلی داشته باشد و شکاف در بدنه خودش ایجاد شود.
همچنان طالبان نمیخواهد بهعنوان بازیگری دیده شود که زیر فشار اسلامآباد عمل میکند. تمکین به خواست پاکستان میتواند تصویر استقلال سیاسی این گروه را در داخل افغانستان تضعیف کند.
از سویی نیز حتا اگر طالبان بخواهد، یاز هم مهار کامل همه گروههای مسلح در مناطق مرزی دشوار است.
نقش قطر و دیگر میانجیها؛ آیا فضا برای مهار تنش باقی است؟
تجربه ماههای گذشته نشان داده است که بدون میانجیگری کشورهایی مانند قطر و ترکیه، بازگشت طالبان و پاکستان به میز گفتوگو دشوار است. اکنون با افزایش تلفات و تندتر شدن مواضع، روایت تیرهگی روابط دو همسایه آن هم در اوج تنشهای میان امریکا و جمهوری اسلامی دوباره نیازمند کانالهای فعالتری مانند قطر، ترکیه و یا عربستان است تا از لغزش به سوی یک چرخه پرهزینهتر جلوگیری شود.
ترامپ نیز باری گفته بود علاقهمند است به هرگونه درگیری میان طالبان و پاکستان مداخله کند تا میانشان صلح ایجاد شود. ترامپ معمولا علاقهمند است صلح میان گروهها و یا کشورهای درگیر به پای خودش تمام شود. بنا بر این احتمالا مداخله او نیز در صورت افزایش خشونت در مرزهای دو کشور، بعید نیست.
پس میتوان گفت که اعتماد میان طالبان و پاکستان آسیب جدی دیده است. رشته آتشبس، اگرچه هنوز بهطور کامل قطع نشده، اما آنقدر فرسوده شده که برای دوام به بازسازی فوری و اراده سیاسی تازه نیاز دارد؛ ارادهای که احتمالاً بدون نقشآفرینی دوباره بازیگران بیرونی شکل نخواهد گرفت.