پاکستان از «جنگ آشکار» به جنگ پنهان با طالبان روی میآورد؟

مخالفان طالبان با توجه به شرایط جاری در منطقه، بهویژه تنشهای فزاینده میان طالبان و پاکستان، باور دارند که نظم استبدادی حاکم در افغانستان در حال تغییر است.

مخالفان طالبان با توجه به شرایط جاری در منطقه، بهویژه تنشهای فزاینده میان طالبان و پاکستان، باور دارند که نظم استبدادی حاکم در افغانستان در حال تغییر است.
این امیدواری از کجا میآید؟ هرچه پاکستان از طالبان فاصله گرفته، در مقابل تلاش کرده به مخالفان آن نزدیکتر شود. احزاب جهادی- سیاسی سابق، بقایای جمهوریت و دیگر مخالفان طالبان، به دلیل حمایت سهدههای اسلامآباد از طالبان، همیشه به این کشور بیاعتماد بودهاند. اما در ماههای اخیر، نشانههایی از تلاش برای اعتمادسازی میان پاکستان و مخالفان طالبان مشاهده میشود.
به نظر میرسد پاکستان از رویکرد جنگ مستقیم به جنگ غیرمستقیم علیه طالبان افغانستان روی آورده است.
محمد محقق، از مخالفان سرشناس طالبان، اخیراً اعلام کرد که «یک کشور از مبارزه مسلحانه علیه طالبان حمایت میکند.» هرچند وی از ذکر نام آن کشور خودداری کرد، اما نشانهها و قرائن موجود عمدتاً به پاکستان اشاره دارند. احمد مسعود، رهبر جبهه مقاومت ملی، نیز از تحولاتی سخن گفته که در حال وقوع در افغانستان است.
این اظهارات حاکی از آن است که پس از پنج سال یاس و ناامیدی، مخالفان طالبان بار دیگر به امکان تغییر در افغانستان امیدوار شدهاند. در این پنج سال، نه تنها هیچ کشور مهمی از مخالفان حمایت جدی نکرد، بلکه تلاشهایی نیز برای جلوگیری از وحدت و همسویی آنها در برابر طالبان انجام شده است.
با این حال، تنشهای فزاینده میان طالبان و پاکستان که به درگیری نظامی منجر شده، اجماع منطقهای بر سر حفظ وضعیت موجود در افغانستان با محوریت حاکمیت طالبان را تضعیف کرده است.
روابط دو طرف به حدی بحرانی و تیره شده که دیگر چشماندازی برای بهبود آن از طریق گفتوگو و همکاری وجود ندارد. مرزهای افغانستان و پاکستان ماههاست که کاملاً بسته است، تجارت و روابط مردمی تعلیق شده و پاکستان در حال اخراج گسترده پناهجویان افغان است.
شواهد حاکی از آن است که اسلامآباد وارد فاز عملیاتی علیه طالبان شده و از مرحله «جنگ آشکار» به سیاست جنگ نیابتی روی آورده است. سازمان اطلاعات ارتش پاکستان سابقه طولانی و تبحر قابل توجهی در جنگهای نیابتی دارد و گزارشها نشان میدهد که با برخی چهرههای مخالف به صورت جداگانه در تماس است.
این تماسها در چه سطحی است و آیا به همکاری عملی و میدانی رسیده است؟
بسیاری از منابع معتقدند پاکستان با اکثر افراد با نفوذ مخالف طالبان ارتباط برقرار کرده است. یک چهره سیاسی شناختهشده به افغانستان اینترنشنال گفت که پاکستانیها با طیف وسیعی از افراد از جمله نیروهای ناراضی طالبان، مقامهای پیشین جمهوریت و فرماندهان جهادی سابق گفتوگو کردهاند.
با این حال، هنوز این تماسها به همکاری مستقیم و میدانی منجر نشده است. بسیاری از جریانهای مخالف با سوءظن به روابط با پاکستان مینگرند و به این جمعبندی نرسیدهاند که اسلامآباد واقعاً مصمم به برچیدن اداره طالبان و جایگزینی آن باشد.
یک چهره برجسته اپوزیسیون مسلح در این باره گفت: «هنوز از گامهای عملی چیزی جدی دیده نشده است.» او تاکید کرد: «تاهنوز کسی برای کار عملی به ما مراجعه نکرده است.»
تماسها عمدتاً سازمانی نیستند و بیشتر به صورت فردی و شخصی انجام میشوند. حتی با فرماندهان رده سوم و چهارم برخی گروهها نیز مستقیماً گفتوگو شده است. پاکستان با جریانهای مختلف در انقره، استانبول، دوشنبه و حتی با ناراضیان داخل صفوف طالبان ارتباط برقرار کرده است.
انتظار میرود اسلامآباد در آینده نزدیک برای مخالفان دفتر رسمی باز کند، هرچند برخی مخالفان نسبت به این امر تردید دارند. آنها معتقدند گشایش دفتر در پاکستان، با توجه به جو ضدپاکستانی در جامعه افغانستان، ممکن است به تقویت موضع طالبان و ایجاد پشتوانه مردمی برای آنها منجر شود. با وجود این، برخی منابع تایید کردهاند که نمایندگان چند جریان سیاسی مخالف به صورت منظم در اسلامآباد رفتوآمد دارند.
هدف اصلی پاکستان، گذار از عملیات آشکار («غضب للحق») به عملیات غیرمستقیم است. بسیاری از جریانهای مخالف از نبود بستر مناسب برای فعالیت میدانی رنج میبرند، اما نشانهها حاکی از تغییر این وضعیت است.
در شرق افغانستان، بهویژه در نورستان و کنر، نشانههای فعالیت میدانی آشکار شده است. گزارشهای پیوسته از حملات موشکی و بسته شدن گذرگاههای مرزی در این مناطق منتشر میشود.
شرق افغانستان در دستکم دو تحول بزرگ در چهار دهه گذشته آغازگر شورش و بحران بوده است.
در سالهای ۲۰۱۰ و ۲۰۱۲، زمانی که طالبان جنگ جبههای را از سر گرفتند، نورستان بهویژه ولسوالیهای برگمتال و کامدیش کانون درگیریها بود. در دوره جهاد علیه شوروی نیز شرق افغانستان شامل ولایات نورستان، کنر و لغمان نقش کلیدی داشتند؛ هم به دلیل مشارکت نیروهای بومی و هم به عنوان مسیر عبور کاروانهای مجاهدین از شمال و مرکز کشور.
به نظر میرسد پاکستان با تکیه بر تجربه تاریخی، تمرکز خود را بر خارج کردن مناطق شرقی از کنترول طالبان گذاشته است. بستر این مناطق برای چنین اقدامی مساعد است: مرز مشترک طولانی با پاکستان، نارضایتی گسترده مردمی از طالبان، و آسیبپذیری بالای نیروهای آن.
به گونه سنتی، مردم شرق افغانستان رابطه خوبی با طالبان ندارند و بیشترین نیروهای امنیتی حکومت پیشین نیز از همین مناطق بودند. اعتراضات مردمی پس از سقوط جمهوریت با برافراشتن پرچم ملی، هنوز در یادها مانده است.
به اعتقاد تحلیلگران، برای تضعیف طالبان و تقویت جبهههای مقاومت در شمال، ابتدا باید مسیر ارتباطی از شرق باز شود. بدون این مسیر، تامین عقبه و نگهداری مناطق شمالی دشوار خواهد بود، بهویژه آنکه کشورهای آسیای مرکزی تمایلی به همکاری مستقیم با مخالفان نشان ندادهاند و روابط اقتصادی گستردهای با طالبان دارند.
بنابراین، تمرکز فعلی بر شرق افغانستان است. در مرحله کنونی، تغییر رژیم در دستور کار اسلام آباد نیست، بلکه هدف، تضعیف طالبان، شکلدهی جریانهای چالشگر و برهم زدن ساختار متمرکز و مطلقه حاکم است.
اداره طالبان میتوانست با اتخاذ تدابیر انعطافپذیرتر، آسیبپذیری خود را کاهش دهد. در آغاز، هیچ جریان عمدهای به دنبال راهحل نظامی نبود، اما طالبان نه حکومت فراگیر تشکیل داد، نه انعطاف نشان داد و نه حقوق مردم را به رسمیت شناخت. نقض گسترده حقوق بشر، سلب کامل حقوق زنان و اقلیتهای قومی و مذهبی، جلو تعامل و همکاری بینالمللی با اداره طالبان را گرفت. این وضعیت، بحران مشروعیت داخلی و خارجی را تشدید کرد و بستر مناسبی برای تحولات پیشرو فراهم آورده است.