طالبان از تاجران اوزبیکستانی خواست برای تولید دارو در افغانستان سرمایهگذاری کنند
نور جلال جلالی، وزیر صحتعامه طالبان، در دیدار با اصیلبیک خدایاروف، وزیر صحت عامه اوزبیکستان، خواستار گسترش همکاریهای صحی میان دو کشور شد. جلالی ضمن تاکید بر تسهیل صدور ویزا برای بیماران افغان، از سرمایهگذاران اوزبیکستانی خواست در بخش تولید دارو در افغانستان سرمایهگذاری کنند.
نورجلال جلالی در این نشست بر همکاری در زمینه بیماریهای قلبی، ایجاد مرکز تشخیص و درمان سرطان، آموزش متخصصان، گسترش روابط دوجانبه در بخش صحت، اجرای پروژههای مشترک و تأمین تجهیزات تشخیصی تأکید کرده است.
وزیر صحت عامه اوزبیکستان نیز از آمادگی کشورش برای همکاری عملی خبر داد و گفت: «متخصصان افغان را در شفاخانههای پیشرفته اوزبیکستان آموزش میدهیم تا بتوانند بیماران را در داخل کشور تشخیص و درمان کنند.»
خدایاروف افزود که دو طرف در ارتقای ظرفیت متخصصان لابراتوار همکاری خواهند کرد و با مشارکت بخش خصوصی، مراکز صحی با تمرکز ویژه بر خدمات اطفال و نسایی-ولادی ایجاد خواهد شد.
پس از درگیریها و بسته شدن گذرگاههای مرزی، افغانستان در ماههای پسین با کمبود دارو مواجه شده است. پیشتر شماری از داروفروشان به افغانستان اینترنشنال گفتند که در کشور بحران کمبود دارو به وجود آمده است.
نورالله نوری، وزیر سرحدات، اقوام و قبایل طالبان، در یک نشست در ولایت سمنگان به اظهارات اخیر محمد محقق، از چهرههای سیاسی افغانستان، درباره خط دیورند واکنش تند نشان داد.
این مقام طالبان خطاب به آقای محقق گفت: «شما کیستید که خط دیورند را به رسمیت بشناسید؟»
محمد محقق پیشتر گفته بود که خط دیورند را به عنوان مرز رسمی میان افغانستان و پاکستان به رسمیت میشناسد.
این اظهارات واکنشهای متفاوتی را در میان سیاسیون افغانستان برانگیخته است. نورالله نوری در ادامه گفت: «شما تجربه شدهاید و مردم شما را خوب میشناسند.» او افزود: «مردم و قوم از نظام دفاع میکنند.» او همچنین به چهرههای حکومت پیشین و سیاستمداران مقیم خارج اشاره کرد و مدعی شد طالبان به «عفو عمومی» پایبند است.
نوری گفت: «افراد اردوی ملی، پولیس و نیروهای اربکی پیشین در افغانستان زیر یک بیرق و یک امیر زندگی میکنند.» او حامد کرزی، رئیسجمهور پیشین، و عبدالله عبدالله، رئیس پیشین شورای مصالحه ملی را نیز مثال زد و گفت آنان در کشور حضور دارند و کسی با آنان کاری ندارد. این وزیر طالبان از مخالفان سیاسی خواست به افغانستان بازگردند و گفت که چرا فرار کردهاند و بیایند خواستهای خود را از داخل کشور مطرح کنند.
وزیر سرحدات طالبان گفت که «دشمن دستاوردهای اداره طالبان را نمیبیند.»
خط دیورند، مرزی که در سال ۱۸۹۳ میان امیر وقت افغانستان و هند بریتانوی تعیین شد، همچنان یکی از مهمترین موضوعات اختلافی میان افغانستان و پاکستان است.
پاکستان این خط را مرز رسمی میداند، اما حکومتهای مختلف افغانستان در بیش از یک قرن گذشته آن را به رسمیت نشناخته است. نورالله نوری از چهرههای طالبان است که بارها مواضع تند در قبال این موضوع داشته و تأکید کرده است که این گروه خط دیورند را به رسمیت نمیشناسد.
او پیشتر نیز گفته بود طالبان توان هدف قرار دادن شهرهایی مانند لاهور و اسلامآباد را با استفاده از پهپادها دارند؛ اظهاراتی که بازتاب گستردهای داشت. این مواضع در حالی مطرح میشود که امیرخان متقی، وزیر خارجه طالبان، در واکنشی تلویحی گفته بود: «در باره پاکستان عقدهگشایی شخصی نکنید.»
یک خانواده در ننگرهار در گفتوگوها با افغانستان اینترنشنال، طالبان را متهم کرد که جمعهشب یکی از اعضای این خانواده را با شلیک گلوله در شهر جلالآباد کشته است.
این خانواده خواستار تأمین عدالت و انجام تحقیقات در مورد این حادثه شد.
این خانواده که بشیرخان ۵۱ ساله توسط جنگجویان طالبان کشه شده است. آنها شنبه، ۵ ثور گفت که مسئولان حوزه دوم طالبان در جلالآباد در پیوند به کشته شدن او، اطلاعات ضد و نقیض ارائه کردهاند.
به گفته اعضای خانواده بشیرخان، طالبان در آغاز به آنان گفتند که او به دلیل توقف نکردن در یک ایست بازرسی هدف شلیک گلوله قرار گرفته است، اما بعداً ادعا کردند که او هنگام یورش به یک خانه با مأموران این گروه مقابله کرده بود.
یکی از اعضای این خانواده گفت: «به بشیرخان ۱۶ گلوله شلیک شده بود. این رویداد به هر شکلی که رخ داده باشد، کشتن یک فرد غیرمسلح بدون دلیل و حکم محکمه غیرقابل تحمل است.»
این خانواده افزود که بر علاوه شلیک گلوله «آثار شکنجه شدید» نیز، در بدن بشیرخان دیده شده است. به گفته آنها، کبودی و آثار ضرب و شتم در بدن این فرد به درشتی قابل مشاهده بوده است.
خانواده این فرد گفت که مقامات طالبان در ابتدا از سپردن جسد خودداری کردند، اما پس از تحویل دادن جسد بر آنها فشار وارد کرد که این رویداد رسانهای نشود.
بربنیاد اطلاعات خانواده، جسد بشیرخان، نخست به حوزه دوم شهر جلالآباد منتقل شده و سپس طالبان با تعیین برخی شرایط جسد را به خانواده تحویل داده است.
این خانواده با انتقاد از اداره طالبان میگوید در حال حاضر سیستم قضایی و روندهای قانونی وجود ندارد. به گفته آنها جنگجویان طالبان «هم قاضیاند و هم مجری قانون.»
مقامات طالبان تاکنون بهطور رسمی درباره کشته شدن این باشنده جلالآباد ابراز نظر نکردهاند.
در ماههای اخیر، تغییرات طالبان در بدخشان—از جابهجایی مقامهای محلی تا اعزام یک قطعه ویژه هزار نفری—نشانههایی از تحول در کنترول معادن طلا را آشکار میکند.
به گفته شماری از اعضای طالبان بدخشانی، این اقدامات با تلاش رهبری طالبان برای بیرون کشیدن کنترول معادن طلا و سنگهای قیمتی از دست فرماندهان محلی و سپردن آن به حلقه مرکزی قدرت در قندهار مرتبط است.
بررسی افغانستان اینترنشنال نشان میدهد که رهبری طالبان در ماههای اخیر مجموعهای از اقدامات هماهنگ را برای مهار نفوذ روزافزون فرماندهان محلی بدخشان روی دست گرفته است. از برکناری، بازداشت و تبعید چهرههای بانفوذ محلی گرفته تا جایگزینی آنان با چهرههای مورد اعتماد هبتالله و نزدیکانش در قندهار و همزمان استقرار نیروی تازهنفس نظامی هزار نفری در بدخشان.
برخی منابع در میان طالبان محلی به افغانستان اینترنشنال گفتهاند که این اقدامات ناشی از نگرانی فزاینده رهبری طالبان از قدرتیابی اقتصادی و نظامی فرماندهان محلی طالبان بدخشی است؛ فرماندهانی که بر اساس این اطلاعات، از رهگذر کنترول معادن به منابع مالی کلانی دست یافته و برخی از آنان اکنون بهطور مستقل مدعی توان اجرای پروژههایی به ارزش یک میلیون دالر هستند.
قطعه ویژه ۱۰۰۰ نفری برای محافظت از معادن یا سرکوب نارضایتیها؟
اسماعیل غزنوی، والی طالبان در بدخشان، حدود دو ماه پیش از هبتالله آخندزاده، رهبر طالبان در قندهار درخواست اعزام یک قطعه ویژه هزار نفری به بدخشان اعزام کند. نیرویی که اکنون به بدخشان رسیده است. والی طالبان هدف این نیرو را «حفاظت از معادن طلا» عنوان کرده، اما باشندگان بدخشان میگویند مأموریت اصلی این قطعه، مهار فرماندهان محلی و تحکیم کنترول مستقیم قندهار بر معادن بدخشان است.
برخی اعضای طالبان بدخشانی این اقدام را بخشی از روند «قندهاریسازی» کنترول معادن بدخشان میدانند؛ روندی که به باور آنان، با هدف تثبیت سلطه هبتالله آخندزاده بر منابع استراتژیک بدخشان دنبال میشود.
حذف، برکناری و تبعید طالبان بدخشی
تحولات اخیر نشان میدهد این روند صرفا اداری نیست و ابعاد امنیتی و سیاسی نیز یافته است.
حذف یک طالب بدخشی از ریاست معادن بدخشان
در تازهترین مورد طالبان شفیقالله حفیظی را از رئیس معادن بدخشان کنار زد.
حفیظی اصالتا زاده یفتل بدخشان طالبان است. به جای او، عبدالمتین رحیمزی از ولایت لوگر بهعنوان رئيس جدید معادن بدخشان تعیین شده است.
حفیظی پیشتر یکی از چهرههای کلیدی در مدیریت معادن شهربزرگ و شیوه به شمار میرفت. پارسال نیز تلاشهایی برای برکناری او صورت گرفته بود، اما با حمایت قاری ایوب خالد، والی پیشین طالبان، در سمتش باقی مانده بود.
منابع میگویند جایگزینی او بخشی از روند انتقال مدیریت معادن به افراد نزدیک به حلقه قندهار است.
شفیق حفیظی، رئیس برکنار شده طالبان از ریاست معادن بدخشان
جمعه خان فاتح از درواز تبعید شد
یکی از برجستهترین موارد، برکناری و تبعید جمعه خان فاتح، از چهرههای بانفوذ طالبان در ولسوالیهای درواز بدخشانن است. او از سمت ولسوال نُسی کنار گذاشته و بهعنوان معاون والی زابل منصوب شد.
منابع از بدخشان به افغانستان اینترنشنال گفتند جمعه خان فاتح از این جابجایی به شدت ناراض بود و حدود یک ماه از رفتن به زابل خودداری کرد.
جمعه خان فاتح در سالهای گذشته تلاش کرده بود با اعطای هدایایی گرانقیمت حمایت مقامهای بلندپایه طالبان در کابل از جمله عبدالغنی برادر، معاون اقتصادی رئیسالوزرای طالبان را جلب کند و او بتواند بهعنوان چهره قدرتمند دروازهای بدخشان بماند.
با این حال طالبان با احساس بیاعتمادی به جمعهخان فاتح او را به زابل اعزام کردند تا از گسترش نفوذ او جلوگیری کنند.
منابع از بدخشان گفتند جمعه خان فاتح هنوز از طریق فردی به نام «موسی کاکه» و با صدها نیروی مسلح، عملاً بر معادن نُسی، شکی و خواهان نفوذ و کنترول دارد. فاتح از این معادن میلیونها افغانی درآمد جمعآوری میکند.
منابعی در ولسوالی شکی گفتند افراد وابسته به جمعه خان فاتح حتی مانع جمعآوری عواید معادن توسط مدیر رسمی معادن این ولسوالی میشوند.
جمعه خان فاتح و عبدالغنی برادر
بازداشت عبدالخبیر نظامی، ولسوال ارگو
عبدالخبیر نظامی، ولسوال طالبان در ارگو و از چهرههای بانفوذ مرتبط با معدن شیوه، هفته گذشته پس از درگیری مسلحانه با نیروهای طالبان در ارغنجخواه بازداشت شد.
منابع میگویند نیروهای وابسته به والی طالبان برای محدود کردن نفوذ او وارد منطقه شیوه شدند و پس از درگیری، نظامی به دفتر والی در فیضآباد احضار و توسط قطعه ویژه بازداشت شد.
عبدالخبیر نظامی اکنون در زندان قندوز و در انتظار حکم دادگاه نظامی طالبان است.
عبدالخبیر نظامی، ولسوال طالبان در ارگو که در قندوز زندانی است
رئیس پیشین معادن بدخشان در قندوز زندانی است
منابع از بدخشان گفتند عبدالرحمان عمار، رئیس پیشین معادن بدخشان و از چهرههای بانفوذ در شهربزرگ نیز از چهرههایی است که در کمپاین حذفی که طالبان قندهاری راه انداختهاند، هدف قرار گرفت.
عبدالرحمان عمار در هشتم عقرب ۱۴۰۴، پس از مخالفت با حضور «طالبان غیربومی» و شرکتهای وابسته به آنان در شهربزرگ، بازداشت شد.
یکی از بزرگترین پروژههای استخراج طلای طالبان در شهر بزرگ جریان دارد؛ معادنی که در آن طالبان به همکاری چینیها کار ۲۴ ساعته استخراج را راه انداختهاند.
منابع محلی میگویند او پس از میانجیگری و ضمانت شفاهی قاری فصیحالدین از مقاومت مسلحانه دست کشید و تسلیم شد، اما اکنون به حکم دادگاه نظامی طالبان در زندان قندوز دوران حبس خود را میگذراند.
[@portabletext/react] Unknown block type "facebook", specify a component for it in the `components.types` prop
طالبان ۱۰۰ هزار نفر برای استخراج طلای بدخشان گماشته است
بدخشان از مهمترین حوزههای معدنی افغانستان است؛ با ذخایر سرشار از طلا، لاجورد و سنگهای قیمتی که سالها محل رقابت بازیگران مختلف بودهاند.
وزارت معادن و پترولیم طالبان اعلام کرده که ۱۰۰ هزار نفر در پروژههای استخراج طلا در این ولایت کار میکنند.
پروژههای عمده استخراج در ولسوالیهای شهربزرگ، یاوان، کوهستان، راغستان، خواهان و ارغنجخواه جریان دارد.
اما منتقدان این استخراجها را بهدلیل نبود شفافیت، فقدان پاسخگویی و نقض قوانین افغانستان و معیارهای بینالمللی، غیرقانونی میدانند.
اشرف غنی، رئیسجمهور پیشین افغانستان، نیز پیشتر گفته بود قراردادهایی که طالبان «پنهانی» بر معادن میبندند، فاقد مشروعیت بینالمللی است و روشن نیست این معادن برای چه مدت واگذار میشوند و درآمدهای آن کجا مصرف میشود.
جنگ طلا بزرگتر خواهد شد؟
تحلیلگران میگویند آنچه در بدخشان جریان دارد، صرفاً یک رقابت اداری نیست، بلکه بازتاب رقابت بر سر ثروت، اقتدار و کنترول طلا در درون طالبان است.
در حالی که رهبری طالبان در قندهار میکوشد منابع درآمدی استراتژیک را تحت کنترول مستقیم خود درآورد، برخی فرماندهان محلی بدخشی که در سالهای جنگ نفوذ و قدرت مستقل یافتهاند، این روند را تهدیدی علیه جایگاه خود میبینند.
اعزام نیرو، بازداشت فرماندهان و تغییرات مدیریتی، همگی میتواند نشانهای از تلاش برای مهار این شکاف پیش از تبدیل شدن آن به چالشی بزرگتر برای انسجام درونی طالبان باشد.
بدخشان، به نظر میرسد، اکنون تنها صحنه رقابت اداری نیست؛ بلکه به میدان آزمون قدرت در جنگ طلا بدل شده است.
رئیسوزرای طالبان، رئیس معادن بدخشان را برکنار کرد و عبدالمتین رحیمزی را به جای او منصوب کرد.
بر اساس نسخه یک مکتوب که در اختیار افغانستان اینترنشنال قرار گرفته، وزیر معادن طالبان عبدالمتین رحیمزی را به عنوان رئیس جدید معادن بدخشان پیشنهاد و محمدحسن آخند آن را تایید کرده است.
منابع محلی میگویند رحیمزی از لوگر و از چهرههای پشتونتبار در ساختار طالبان است. شفیقالله حفیظی، رئیس برکنار شده معادن بدخشان، از نزدیکان فصیحالدین فطرت، رئیس ستاد ارتش طالبان و باشنده ولسوالی یفتل این ولایت است.
بدخشان دارای معادن طلا، لاجورد و سنگهای قیمتی است و روند استخراج معادن در این ولایت به گونه بیرویه جریان دارد. در سالهای اخیر گزارشهای متعددی از تنشها، درگیریها و استخراج غیرقانونی معادن در بدخشان منتشر شده است.
فعالان محلی و مدنی نسبت به ادامه استخراج گسترده بدون نظارت و آسیبهای جدی آن به محیط زیست ابراز نگرانی کردهاند.
یافتههای افغانستان اینترنشنال نشان میدهد که اداره طالبان از زمان بازگشت به قدرت در اگست ۲۰۲۱ تا پایان مارچ ۲۰۲۶، بیش از ۱۰۷ هزار و ۵۵۰ ضربه شلاق بر بدن شهروندان افغانستان زده است.
این مجازاتها که با هدف ایجاد ترس و بازدارندگی مبتنی بر هراس، عمدتاً پیش چشم مردم اجرا شده، در بسیاری موارد برای اتهامهایی بوده است که اداره طالبان آنها را اخلاقی مینامد؛ مانند رابطه جنسی بیرون از ازدواج و رابطه جنسی میان دو مرد که دادگاههای طالبان آنها را به ترتیب «زنا» و «لواط» مینامند؛ همچنین ترک خانه از سوی زنان در پروندههایی که «فرار از منزل» خوانده میشود.
در جریان چهار و نیم سال گذشته، دستکم ۲ هزار و ۷۳۷ شهروند افغانستان گونه علنی از سوی طالبان شلاق خوردهاند، که بهگونه میانگین بیش از ۶۴ شلاق رو روز بوده است. تنها در سال ۲۰۲۵، دستکم هزار و صد نفر جمعاً ۴۳ هزار و ۲۹۰ ضربه شلاق زدهاشدهاند. این رقم نسبت به سال پیش از آن دو برابر شده است.
این آمار تنها موارد رسمی و اعلام شده از سوی دادگاه عالی طالبان را شامل میشود. بسیاری دیگر از مجازاتهای شلاق در ولایتها و مناطق دور افتاده و روستایی، یا ثبت رسمی و اعلام نمیشود یا بهدلیل فضای سانسور حاکم بر رسانهها، رسانهای نمیشود.
منابع و روش تحقیق
دادههای اولیه از خود دادگاه عالی طالبان، اسناد رسمی سازمان ملل، از جمله گزارشهای یوناما و بیانیه مشترک کارشناسان سازمان ملل، گزارشهای وزارت خارجه ایالات متحده، دیدبان حقوق بشر، عفو بینالملل و رسانههای مستقل از جمله افغانستان اینترنشنال گردآوری شده است. علاوه بر مصاحبه مستقیم با دو قربانی و یک شاهد عینی، دیدگاههای کارشناسی ریچارد بنت، گزارشگر ویژه سازمان ملل، و شهرزاد اکبر، رئیس سازمان حقوق بشری رواداری منابع این گزارش هستند.
افغانستان اینترنشنال برای تهیه این گزارش بیش از ۹۲۸۰ خبرنامه و اعلامیه رسمی منتشرشده در حساب ایکس و وبسایت این نهاد را بررسی کرده است.
تمام آمارها با دادههای مستقل سازمان ملل، دیدبان حقوق بشر، عفو بینالملل و وزارت خارجه امریکا تطبیق و مثلثسازی شدهاند. هرجا اختلافی در دادهها وجود داشته، محافظهکارانهترین ارقام انتخاب شده تا گزارش از نظر اعتبار و قابلیت دفاع مستحکم باشد.
این گزارش به چگونگی طی مراحل «قانونی» رسیدگی به پروندهها نگاه انداخته و ضعف نظام قضایی قرون وسطایی طالبان را برجسته کرده است؛ از جمله مجازاتهای سلیقهای، نبود وکیل مدافع، محکومیت بر اساس گواهی یک یا دو نفر و اعتراف گرفتن از متهمان.
قربانیان در این گزارش تحقیقی، از درد شدید، آسیب جسمی و شرم اجتماعی ناشی از شلاق سخن گفتهاند. به گفته شاهدان و قربانیان این مجازاتها، ضربههای شلاق بر بدن زنان سنگین و محکمتر زده میشود و هیچ خدمات درمانی یا حمایتی در شفاخانهها برای آنها فراهم نمیشود.
اجرای مجازات شلاق پس از فرمان رهبر طالبان در نوامبر ۲۰۲۲ شدت یافت. در همین دوره، اجرای علنی حد قذف (۸۰ ضربه) و سایر مجازاتهای بدنی در ورزشگاههای ولایتهای مختلف مانند کابل، پروان، تخار، لوگر و لغمان بیشتر شد.
فرمان شماره یک امر به معروف و نهی از منکر طالبان در جولای ۲۰۲۴، صلاحیت مجازات تعزیر را به ماموران غیرقضایی داد و اصولنامه جزایی محاکم در جنوری ۲۰۲۶، دامنه جرمانگاری و شلاق را گستردهتر کرد.
کارشناسان حقوق بشری، از جمله ریچارد بنت، گزارشگر ویژه سازمان ملل، شهرزاد اکبر، رئیس پیشین کمیسیون حقوق بشر افغانستان و رئيس سازمان حقوقبشری رواداری، و خوان بوجینو، روانکاو بالینی، تاکید میکنند که مجازات شلاق نهتنها مصداق شکنجه و نقض آشکار کنوانسیون منع شکنجه و اعلامیه جهانی حقوق بشر است، بلکه اثرات روانی و اجتماعی عمیقی بر قربانیان و جامعه برجای میگذارد. آنها هشدار میدهند که این مجازاتها باید فوراً متوقف شود.
یافتههای گزارش تحقیقی افغانستان اینترشنال نشان میدهد که شلاق در نظام طالبان دیگر یک مجازات «شرعی» محدود نیست، بلکه به ابزاری سیستماتیک برای کنترل بدن و ذهن شهروندان، ایجاد ترس عمومی و تثبیت پایههای رژیم تبدیل شده است.
با وجود ادعای طالبان مبنی بر محدود بودن ضربات برخی از مجازاتها به ۳۹ ضربه، بسیاری از قربانیان گزارش دادهاند که در عمل گاهی تا ۱۰۰ ضربه یا بیشتر وارد شده و شلاقزنندگان طالبان، ضربههای خود را نمیشمارند. توزیع جغرافیایی شلاقها نشان میدهد که تقریباً همه ۳۴ ولایت افغانستان شاهد چنین مجازاتهایی بودهاند و مردان ۸۰ تا ۸۵ درصد و زنان ۱۵ تا ۲۰ درصد قربانیان را تشکیل میدهند.
در موارد متعدد، شلاق بهصورت علنی در ورزشگاهها، محاکم و حتی مراسم عروسی اجرا شده و گاهی افراد به اجبار پس از شلاق به نکاح هم درآورده شدهاند.
شلاقهای ثبتنشده
یکی از مهمترین یافتههای این گزارش، وجود یک شکاف عمیق و ساختاری در اطلاعات است؛ شکافی که خود بخشی از سیاست نظاممند طالبان برای ایجاد هراس به شمار میرود. آمار ارائهشده فقط مواردی را دربر میگیرد که بهطور رسمی از سوی دادگاه طالبان اعلام شدهاند. شلاقزدنهایی که توسط پولیس امر به معروف در خیابانها، درون زندانها، محاکم محلی یا حتی در خانههای شخصی اجرا میشود، عمدتاً ثبت نمیشوند.
هراس شدید قربانیان از انتقام، سانسور سنگین رسانهای و نبود دسترسی خبرنگاران به مناطق روستایی باعث شده بسیاری از موارد—بهویژه شلاقزدن کودکان، زنان روستایی، قربانیان خشونت جنسی و مجازاتهای خیابانی مانند ضربه بر کف پا—اصلاً گزارش نشوند.
حتی صدمات جسمی، درمانهای پزشکی، عفونتها، مرگهای احتمالی و طرد اجتماعی قربانیان از سوی خانواده و جامعه، در هیچ آمار رسمی مستندسازی نشده است.
ریچارد بنت و کارشناسان سازمان ملل نیز صراحتاً بر این خلأها تأکید کرده و ابراز نگرانی کردهاند که سوابق رسمی حتی سن قربانیان یا اطلاعاتی درباره وضعیت ذهنی و فکری آنان را در بر نمیگیرد.
این شکافهای اطلاعاتی نه تنها آمار را ناقص میسازد، بلکه خود بخشی از سازوکار عامدانه پنهانکاری رژیم برای جلوگیری از هرگونه نظارت مستقل است.