کرزی: ممنوعیت آموزش دختران توان ملی افغانستان را تضعیف میکند
حامد کرزی، رئیسجمهور سابق افغانستان در واکنش به گزارش اخیر یونیسف مبنی بر کمبود آموزگاران و کادر درمانی زن در کشور، خواستار بازگشایی مکاتب و دانشگاهها به روی دختران شد.
او گفت که تداوم این روند، توان ملی را تضعیف کرده و افغانستان را وابسته به کشورهای خارجی میکند.
یونیسف گزارش داده است که با ادامه محدودیتهای طالبان، افغانستان تا چهار سال دیگر با کمبود ۲۵ هزار آموزگار و کادر درمانی زن روبهرو خواهد شد.
انتشار این گزارش واکنشهای گستردهای داشته است.
حامد کرزی روز پنجشنبه، دهم ثور در یادداشتی در شبکه اجتماعی اکس، نسبت به پیامدهای تداوم ممنوعیت آموزش دختران هشدار داد.
رئیسجمهور سابق افغانستان نوشت: «دوام ممنوعیت آموزش و بسته بودن درب مکاتب و دانشگاهها به روی دختران، باعث تضعیف توانایی ملی، احتیاج شدید و وابستگی افغانستان به خارج خواهد شد.»
او بار دیگر خواستار بازگشایی فوری مکاتب و دانشگاهها شده است.
در گزارش اخیر یونیسف آمده است که بیش از یک میلیون دختر به دستور طالبان از آموزش منع شدهاند و اگر این ممنوعیت تا سال ۲۰۳۰ ادامه یابد، بیش از دو میلیون دختر از آموزش فراتر از دوره ابتدایی محروم خواهند شد.
سازمان ملل هشدار داده است که کاهش شمار کارمندان صحی زن، دسترسی به خدمات صحی مادران، نوزادان و کودکان را مستقیماً کاهش خواهد داد و زنان و کودکان را با خطر بیشتری روبهرو میکند.
نشست کمیسیون مرکزی امور امنیتی و تصفیوی طالبان به ریاست ملا یعقوب، وزیر دفاع طالبان و رئیس این کمیسیون برگزار شد.
به گزارش رسانههای وابسته به طالبان، در این نشست، «وضعیت دفاعی و امنیتی» ارزیابی شد.
در این جلسه همچنین گزارشهای ولایتهای مختلف با اعضای جلسه کمیسیون طالبان و ملایعقوب شریک شد.
خبرگزاری باختر، تحت کنترول طالبان گزارش داد که پس از بررسیها، تصامیمی اتخاذ شد تا به «مشکلات موجود» به موقع و به گونهای موثر رسیدگی شود.
طالبان جزئیات این گفتوگوها و مشکلات موجود امنیتی خود را منتشر نکرده است.
با این حال، این نشست در حالی برگزاری شده که حملات پاکستان به نقاط مختلف در افغانستان تا روزهای گذشته ادامه داشته است.
منابع امنیتی پاکستان روز چهارشنبه نهم ثور به روزنامه دان گفتند که نیروهای امنیتی این کشور چندین پاسگاه و وسایط مربوط به طالبان افغان را در منطقه چمن از بین بردهاند. به گفته منابع، این عملیات در پاسخ به «تهاجم» طالبان افغان و افراد مسلح در مرز پاکستان و افغانستان انجام شد.
دوشنبه این هفته نیز نیروهای پاکستانی به مناطق مختلفی در کنر از جمله مرکز این ولایت حملات مرگباری انجام دادند.
دفتر هماهنگی کمکهای بشردوستانه سازمان ملل متحد (اوچا) در گزارشی تازه اعلام کرد که در پی سیلابهای ویرانگر اخیر در افغانستان، نیازهای امدادی در این کشور به شدت افزایش یافته است.
اوچا نوشت دستکم ۷۳ هزار و ۳۰۰ نفر تحت تاثیر سیلاب قرار گرفتند و «صدها نفر کشته و زخمی شدهاند.»
در این گزارش که روز چهارشنبه نهم ثور منتشر شده، شمار دقیق کشتهشدگان و افراد زخمی مشخص نشده است.
با این حال، بر اساس دادههای اولیه تا کنون تا ۷۵۰۰ خانه آسیب دیده یا تخریب شدهاند.
اوچا هشدار داده است که خطرات حفاظتی در مناطق سیلزده به شدت افزایش یافته است؛ بیش از ۱۴ هزار نفر در معرض خطر خشونتهای مبتنی بر جنسیت (GBV) قرار دارند. همچنین جابجایی مهمات عملنکرده و ماینها توسط جریان آب، جان حدود ۲.۷ میلیون نفر را در مناطق آلوده به مواد انفجاری تهدید میکند.
این نهاد همچنین اضافه کرد که از ۲۸ حمل تا ۶ ثور سال جاری بخشهای وسیعی از اراضی کشاورزی در سیلاب نابود شده و معیشت هزاران خانواده روستایی در معرض تهدید قرار دارد.
در گزارش آمده است که سیلابها نیازهای انسانی را عمیقتر کرده و خطر ناامنی غذایی، شیوع بیماریهای مرتبط با آب آلوده و بیسرپناهی را افزایش داده است.
به گفته اوچا، اولویت فوری، سرپناه اضطراری، آب سالم، خدمات بهداشتی و کمکهای غذایی است.
دفتر هماهنگی کمکهای بشردوستانه سازمان ملل متحد گفت شرکای بشردوستانه در حال پاسخگوییاند و ارسال تجهیزات و خدمات نجات، اسکان موقت، آب و بهداشت در جریان است.
همزمان تیمهای ارزیابی برای برآورد دقیقتر تلفات، خسارتها و نیازها به ولایات مختلف اعزام شدهاند تا برنامهریزی برای تداوم کمکها با استناد به دادههای میدانی انجام شود.
اوچا اعلام کرد که تا کنون نیاز قطعی ۵۶ هزار و ۹۰۰ نفر به کمکهای فوری تائید شده است؛ تیمهای امدادی موفق شدهاند به حدود ۳۱ هزار نفر کمکهای اضطراری شامل مواد غذایی، پول نقد، سرپناه موقت و خدمات بهداشتی ارائه کنند. با این حال، ارزیابیها در ۳۴ ولسوالی همچنان ادامه دارد و انتظار میرود آمار نیازمندان افزایش یابد.
منتقدان و کارشناسان بر این باورند که تمرکز افراطی طالبان بر محدودیتهای اجتماعی، باعث شده است که مدیریت بحران و نوسازی زیرساختهای فرسوده به حاشیه رانده شود.
در حالیکه سیلابهای فصلی سالهاست جان و مال مردم را تهدید میکند، مقامات طالبان به جای سرمایهگذاری در زیرساختها، بخش بزرگی از منابع افغانستان را صرف نهادهای امنیتی و تبلیغاتی خود کردهاند. به گفته منتقدان، فقدان برنامه برای مقابله با بلایای طبیعی، اکنون هزینههای سنگینی را بر دوش فقیرترین قشر جامعه گذاشته است که در گلولای سیلاب رها شدهاند.
از سوی دیگر، محدود کردن فعالیت زنان در سازمانهای امدادرسان از سوی طالبان، طبق گزارشها، بر کارایی تیمهای ارزیابی در مناطق فاجعهزده تاثیر گذاشته است.
سازمان گزارشگران بدون مرز شاخص جهانی آزادی مطبوعات در سال ۲۰۲۶ را منتشر کرد.
افغانستان تحت کنترول طالبان، از میان ۱۸۰ کشور در رتبه ۱۷۵ قرار دارد؛ جایگاهی که پارسال در آن ایستاده بود.
افغانستان در جریان نزدیک به پنج سال گذشته از نظر شاخص آزادی مطبوعات ۵۳ رتبه سقوط کرده است.
این سازمان گفت که طالبان از زمان بازگشت به قدرت در اگست ٢٠٢١، به اجراى طيف گستردهاى از قوانين كه براى كنترول وجهه كشور، سركوب هرگونه نظارت از حکومت و تحميل تبليغات خود طراحى کرده است، ادامه داده است.
افغانستان در سال ٢٠٢١ قبل از تسلط طالبان در شاخص جهانی آزادی مطبوعات در رتبه ۱۲۲ قرار داشت. با تحکیم طالبان، افغانستان ۳۴ پله سقوط کرد و در جایگاه ۱۵۶ قرار گرفت.
با ادامه سرکوب رسانهها توسط طالبان، افغانستان در سال ۲۰۲۳ از میان ۱۸۰ کشور، در رده ۱۵۲ قرار گرفت.
شاخص آزادی مطبوعات در افغانستان با تداوم سرکوب رسانهها و روزنامهنگاران، بیشتر از این افت کرد طوری که در سال ۲۰۲۴ افغانستان از میان ۱۸۰ کشور ۱۷۸ قرار گرفت. در سال گذشته نیز افغانستان در جایگاه ۱۷۵ قرار داشت.
سقوط بیسابقه شاخص آزادی مطبوعات در جهان
برای نخستینبار در تاریخ شاخص جهانی آزادی مطبوعات که توسط سازمان گزارشگران بدون مرز منتشر میشود، بیش از نیمی از کشورهای جهان اکنون در دستههای «دشوار» یا «بسیار وخیم» از نظر سطح آزادی مطبوعات قرار گرفتهاند.
در طول ۲۵ سال گذشته، میانگین امتیاز همه کشورها و مناطق کاهش یافته است.
این گزارش روز پنجشنبه دهم ثور، منتشر شد و گزارشگران بدون مرز میگوید از سال ۲۰۰۱، گسترش مداوم چارچوبهای قانونی محدودکننده بهویژه آنهایی که با سیاستهای امنیت ملی مرتبطاند، بهطور پیوسته حق دسترسی به اطلاعات را حتی در کشورهای دموکراتیک تضعیف کرده است.
پنج شاخص جهانی آزادی مطبوعات
سازمان گزارشگران بدون مرز برای سنجش سطح آزادی مطبوعات در سراسر جهان پنج شاخص اقتصادی، حقوقی، سیاسی، اجتماعی و امنیتی در نظر گرفته است. از این میان، شاخص حقوقی بیشترین افت را در سال جاری داشته است که نشاندهنده جرمانگاری فزاینده فعالیت روزنامهنگاری در سراسر جهان است.
جرمانگاری روزنامهنگاری به اوج رسیده است
کاهش حقوقی در سال جاری نشان میدهد که اکنون در ۶۰ درصد کشورها (۱۱۰ کشور از ۱۸۰ کشور)، بین سالهای ۲۰۲۵ تا ۲۰۲۶ وضعیت بدتر شده است.
این موضوع در کشورهایی مانند هند، مصر، اسرائیل و گرجستان دیده میشود. جرمانگاری روزنامهنگاری که از طریق قوانین سرکوبگر و سوءاستفاده از قوانین اضطراری انجام میشود، به یک پدیده جهانی تبدیل شده است.
جایگاه کشورها: ناروی اول، ایتره اخر
ناروی برای دهمین سال پیاپی در رتبه اول قرار دارد، در حالیکه اریتره برای سیزدهمین سال متوالی در رتبه آخر است.
سوریه پس از سقوط حکومت بشار اسد، بیشترین بهبود را داشته و ۳۶ پله صعود کرده است.
ایالات متحده چند رتبه سقوط کرده و دیگر کشورهای قاره امریکا مانند اکوادور و پرو نیز سقوط شدیدی در رتبهبندی داشتهاند.
پایینترین میانگین امتیاز در یکچهارم قرن
سازمان گزارشگران بدون مرز میگوید از زمانی که شاخص آزادی مطبوعات را ۲۵ سال پیش منتشر کرد، آزادی مطبوعات بهتدریج رو به وخامت گذاشته است. این کاهش در نقشه شاخص نیز دیده میشود که هر سال سرختر میشود.
روزنامهنگاران همچنان کشته و زندانی میشوند، اما روشهای تضعیف آزادی مطبوعات نیز در حال تغییر است.
روزنامهنگاری تحت فشار خصومت سیاسی نسبت به رسانهها، تضعیف صنعت رسانه از نظر اقتصادی، و استفاده از قوانین بهعنوان ابزار علیه مطبوعات قرار گرفته است.
در بیش از نیمی از کشورهای جهان، بیش از ۵۲ درصد، وضعیت آزادی مطبوعات «دشوار» یا «بسیار وخیم» است. این دسته در سال ۲۰۰۲ تنها ۱۳.۷ درصد بوده است. در سال ۲۰۰۲، حدود ۲۰ درصد جمعیت جهان در کشورهایی با وضعیت «خوب» زندگی میکردند؛ اما ۲۵ سال بعد، این رقم به کمتر از ۱ درصد رسیده است.
جنگها و محدودیتهای دسترسی به اطلاعات
گزارشگران بدون مرکز گفت که در برخی کشورها مانند عراق، سودان و یمن، جنگهای طولانیمدت عامل اصلی کاهش آزادی مطبوعات هستند.
به گفته این سازمان، جنگ در غزه از اکتبر ۲۰۲۳ باعث شده این منطقه به یکی از خطرناکترین مکانها برای روزنامهنگاران تبدیل شود؛ «جایی که ارتش اسرائیل بیش از ۲۲۰ روزنامهنگار را کشته است.»
در دیگر مناطق، سرکوب آزادی مطبوعات به بنبست سیاسی کشیده شده است. این وضعیت در کشورهایی مانند چین، کوریای شمالی و اریتره مشهود است، جایی که روزنامهنگاران مانند اسحاق داویت ایساک بیش از ۲۵ سال زندانی بودهاند.
اروپای شرقی و خاورمیانه نیز دو منطقهای هستند که در ۲۵ سال اخیر بیشترین کاهش را داشتهاند.
گزارشگران بدون مرز گفت که روسیه تحت رهبری ولادیمیر پوتین همچنان از بدترین کشورها برای آزادی مطبوعات است. ایران نیز به دلیل سرکوب داخلی و جنگ اسرائیل–ایران در پایین جدول باقی مانده است. ایران امسال در جایگاه ۱۷۷ قرار دارد.
فضای اطلاع رسانی در برخی کشورها طی ۲۵ سال گذشته به دلیل تغییرات سیاسی و رژیمهای سرکوبگر محدودتر شده است. این وضعیت بهویژه در هنگکنگ، السالوادور و گرجستان دیده میشود که کنترول بر رسانهها در آنها افزایش یافته است.
بیشترین سقوط در شاخص ۲۰۲۶ مربوط به نایجریا بوده که نشاندهنده کاهش گسترده آزادی مطبوعات در منطقه ساحل است.
در مقابل، عربستان سعودی پس از کاهش مجازات برخی روزنامهنگاران در سال ۲۰۲۵ اندکی بهبود یافته است. عربستان در شاخص جهانی آزادی مطبوعات در سال ۲۰۲۶ در جایگاه ۱۷۶ قرار دارد.
سقوط رژیم بشار اسد در دسامبر ۲۰۲۵ باعث بهبود وضعیت سوریه شده است.
سوءاستفاده از قوانین امنیت ملی
گزارشگران بدون مرز میگوید که پس از حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ در ایالات متحده، گسترش قوانین امنیت ملی به ابزاری برای جلوگیری از پوشش مسائل عمومی در بسیاری از کشورها تبدیل شده است. این روند که در رژیمهای اقتدارگرا رایج است، در دموکراسیها نیز دیده میشود و اغلب با نام مبارزه با تروریسم علیه روزنامهنگاران استفاده میشود.
این سازمان گفته است که حتی در دموکراسیها نیز قوانین محدودکننده در حال افزایش است، طوری که در جاپان، قوانین اسرار دولتی همچنان فعالیت روزنامهنگاران را محدود میکند. در فیلیپین، اتهامات تروریسم برای خاموش کردن روزنامهنگاران مستقل استفاده شده است. در هنگکنگ، قوانین سختگیرانه امنیت ملی باعث زندانی شدن ناشران مستقل شده است. در ترکیه نیز قوانین ضدتروریسم برای سرکوب رسانهها بهکار میرود. در تونس، قانون «اخبار جعلی» به ابزاری برای جرمانگاری روزنامهنگاری تبدیل شده است.
«امریکا تحت رهبری دونالد ترامپ از هم میپاشد»
از سال ۲۰۲۲، کاهش رتبه کلی ۲۸ کشور قاره امریکا (۱۴ امتیاز) مشابه کاهشی است که در دو منطقه خطرناک جهان برای روزنامهنگاران، یعنی اروپای شرقی و آسیای مرکزی و خامیانه- شمال افریقا مشاهده شده است.
در گزارش سازمان گزارشگران بدون مرز آمده است که دونالد ترامپ حملات مکرر خود به مطبوعات و روزنامهنگاران را به یک سیاسیت سیستماتیک تبدیل کرده و رتبه امریکا را از به رتبه ۶۴ تنزل داده است.
کاهش شدید نیروی کار آژانس رسانههای جهانی امریکا پیامدهای جهانی داشته و منجر به تعطیلی، تعلیق و کوچکسازی رسانههای بینالمللی مانند صدای امریکا، رادیو اروپای آزاد/رادیو آزادی، و رادیوی آسیای آزاد در کشورهای شده است که این رسانهها از آخرین منابع قابل اعتماد اطلاعات بودند.
«امریکای لاتین در حال زوال»
در کشورهای که جرایم سازمان یافته منجر به قتل میشود، رتبهبندیهای شاخص به شدت کاهش مییابد.
این مورد در اکوادور (رتبه ۱۲۵) صدق میکند که از زمان داروین باکه و پاتیسیو اگیل، ۳۱ رتبه سقوط کرده است.
در سال ۲۰۲۵، پرو دارای رتبه ۱۴۴، تحت تاثیر قتل چهار روزنامهنگار قرار گرفت.
تضمینهای آزادی مطبوعات در ونزوئلا علیرغم آزادی روزنامهنگاران بازداشت شده در اوایل سال، همچنان عمیقا نامشخص است.
در نهایت، کوبا دارای رتبه ۱۶۰ در حال گذر از یک بحران عمیق است که معدود روزنامهنگاران مستقل باقیمانده را مجبور به فعالیتهای زیرزمینی میکند و چشمانداز رسانهای نیکاراگوه دارای رتبه ۱۶۸ در حال ویرانی است که با سرکوب سیستماتیک و فروپاشی پایدار شرایط کاری روزنامهنگاران مشخص میشود.
آسیا و اقیانوسیه
در ٢١ كشور از ٣٢ كشور و سرزمين مورد بررسى در منطقه آسيا و اقيانوسيه، وضعيت آزادى مطبوعات به عنوان «دشوار» يا «بسيار جدى» طبقهبندى شده است.
گزارشگران بدون مرز میگوید که اين منطقه يكى از سركوبكَرترين مناطق جهان است و وضعيت همچنان رو به وخامت است.
اين امر عمدتاً به دليل حملات قانونى عليه مطبوعات، به ويره اتهامات توهينآميز و قوانين سختگيرانه است. نگرانكنندهتر از آن، سانسور و تاكتيكهاى تبليغاتى توسعه يافته توسط رژيمهاى اقتدارگراى منطقهاى، كه چین در صدر آنها قرار دارد، اكنون بسيار فراتر از مرزهاى آنها كَسترش يافته است.
كوریای شمالى در رتبه ١٧٩ افراطىترين نمونه است. اين كشور همچنان يكى از بستهترين رژيمهاى روى زمين است كه در آن روزنامهنكَارى مستقل به سادگى ممنوع است و تنها تبليغات رزيم رونق دارد. در چين (رتبه ١٧٨)، دولت در سالهاى اخير ابزارهاى سركوبكَرانه خود را به طرز چشمكَيرى كَسترش داده است، از جمله مجموعهاى از قوانين امنيت ملى كه مرتباً براى زندانى كردن روزنامهنكَاران از آنها استفاده مىشود.
جرمانگاری روزنامهنگاری از هند تا فیلیپین
حتا در محیطهای دمکراتیکتر، چارچوبهای قانونی به طول فزایندهای برای ساکت کردن اتاقهای خبر مورد استفاده قرار میگیرند. به گفته گزارشگران بدون مرز، در هند دارای رتبه ۱۵۷، آزار و اذیتهای قضایی رسانههای مستقل در حال تشدید است که ناشی از استفاده فزاینده از قوانین کیفری، از جمله افترا و قوانین امنیت ملی است که مستقیما روزنامهنگاران را هدف قرار میدهند.
همچنین در پاکستان دارای رتبه ۱۵۳، مطبوعات با موجهای بیوقفهای از محدودیتها در بحبوحه فضای سیاسی پرتنشی رو به رو هستند که در آن مقامات به دنبال کنترول و در برخی موارد سرکوب انتشار محتوای روزنامهنگاری هستند.
در فیلیپین دارای رتبه ۱۱۴، اتهامات تروریستی به روش ترجیحی مقامات برای ساکت کردن مطبوعات تبدیل شده است.
در اندونزیا دارای رتبه ۱۲۹ و سنگاپور دارای رتبه ۱۲۳، مالزی رتبه ۹۵ و تایلند رتبه ۹۲، رزنامهنگاران به طول معمول در معرض دعاوی استراتژیک که معلمولا توسط نخبگان اقتصادی و سیاسی مطرح میشوند و از چارچوب قانونی که حمایت کمی از مطبوعات ارائه میدهد، سوءاستفاده میکنند.
مدل های دموکراتیک تحت فشار
حتا در دموکراسیهای تثبیت شده مقررات قانونی میتوانند آزادی مطبوعات را تضعیف کنند. در جاپان، دارای رتبه ۶۲ قانون اسرار دولتی همچنان تاثیر منفی بر روزنامهنگاری دارد، زیرا هیچ حمایت کافی برای محرمانگی منابع برای مقابله با آن وجود ندارد که باعث خودسانسوری میشود.
در کوریای جنوبی دارای رتبه ۴۷ اقدامات دولت برای مبارزه با گسترش «اطلاعات نادرست» انتقاد سازمانهای ازادی مطبوعات را برانگیخته است که نمونه دیگری از تنش مداوم بین مقابله با اطلاعات نادرست و حفظ حق گزارش دهی است.
در هیچ کشوری در در این منطقه، در بین ۲۰ کشور برتر شاخص جهانی آزادی مطبوعات قرار ندارد. نیوزیلند دارای رتبه ۲۲ باوجود شش رتبه سقوط، همچنان الگوی منطقه برای آزادی مطبوعات است.
وزارت اطلاعات و فرهنگ طالبان به رسانههای داخلی دستور داده تا در بحثهای سیاسی، تنها از مهمانانی دعوت کنند که دارای کارت هویت و تایید رسمی این وزارت باشند.
یک سازمان حامی رسانهها با ابراز نگرانی از این تصمیم، آن را نقض صریح آزادی بیان و حق دسترسی شهروندان به اطلاعات دانسته است.
سازمان حمایت از رسانههای آزاد افغانستان (امسو) روز چهارشنبه، ۹ ثور، با نشر اعلامیهای نوشت که چنین اقداماتی حمله مستقیم به استقلال رسانهها است و حقوق بنیادی شهروندان برای دسترسی به اطلاعات را نقض میکند.
این سازمان تاکید کرده است که رسانهها باید بر بنیاد معیارهای حرفهای خود و نیاز مخاطبان، موضوعات بحث و مهمانان برنامهها را برگزینند. به گفته امسو، هرگونه مداخله بیرونی به هویت حرفهای رسانهها آسیب میزند.
در اعلامیه این سازمان آمده است که تنوع دیدگاهها برای یک جامعه سالم حیاتی است و محدود کردن انتخاب مهمانان، شکل دیگری از کنترول افکار عمومی و سانسور به شمار میرود.
امسو از طالبان خواسته است که در برابر فعالیت رسانهها مانع ایجاد نکنند و بر اساس اصول بینالمللی، امنیت خبرنگاران و فعالیت آزادانه آنان را تضمین نمایند.
طالبان پیش از این نیز فهرستی از تحلیلگران سیاسی را به رسانهها داده و دستور داده بودند که به جز این افراد، کسان دیگری را در بحثهای خود دعوت نکنند. این گروه همچنین حضور شماری از تحلیلگران منتقد را در برنامههای رسانهای به طور کامل ممنوع کرده است.
طالبان درباره درگیریهای منطقهای، بهویژه پس از حملات اسرائیل به ایران در جون ۲۰۲۵ و تهدیدهای بعدی ایالات متحده در اوایل ۲۰۲۶، موضعی عملگرایانه اما در عین حال صریح اتخاذ کرده است.
با وجود آنکه روابط میان طالبان سنیِ دیوبندی و ایران شیعه همواره با تنشهایی همراه بوده است، اما در تحولات اخیر، نوعی همبستگی و همدردی میان طالبان و جمهوری اسلامی ایران دیده میشود. این در حالی است که اختلافات دو طرف در زمینه درگیریهای مرزی، اختلافات آبی بر سر رود هلمند و اخراج پناهجویان افغان همچنان پابرجاست.
با این حال، اظهارات مقامهای طالبان و فعالان رسانهای این گروه نشان میدهد که نوعی همبستگی مقطعی شکل گرفته است. این همبستگی عمدتاً در قالب مخالفت با «تجاوز اسرائیل» و «تجاوز امریکا» بیان میشود.
این گزارش به بررسی اظهارات کلیدی و فعالیتهای شبکههای اجتماعی چهرههای طالبان، از جمله سخنگویان رسمی، اعضای کمیسیون فرهنگی، خبرنگاران نزدیک به حلقه رهبری طالبان و همچنین رادیو تلویزیون دولتی میپردازد.
موضع رسمی طالبان
روشنترین و معتبرترین بیان همدلی طالبان با ایران از سوی ذبیحالله مجاهد، سخنگوی ارشد این گروه، ارائه شده است. مجاهد در ۱۵ فبروری ۲۰۲۶، در مصاحبهای با بخش پشتوی رادیو ایران اظهار داشت که طالبان «طرفدار جنگ نیست»، اما بر حق ایران برای دفاع از خود تاکید کرد.
مجاهد تصریح کرد: «ما طرفدار جنگ نیستیم… شما به یاد دارید زمانی که به ایران حمله شد، نتیجه این بود که ایران پیروز بیرون آمد. فکر میکنم این بار هم همینطور خواهد بود. ایران بر حق است؛ دفاع، حق ایران است. هر چه پیش آید، افغانها آمادهاند در زمان جنگ و سختی با ایران همدردی کرده و در حد توان خود همکاری کنند.»
ذبیحالله مجاهد، سخنگوی طالبان
او همچنین ادعا کرد که ایران در «جنگ ۱۲ روزه» با اسرائیل پیروز شده و در هر رویارویی دیگری نیز پیروز خواهد شد، زیرا «توانایی دارد، بر حق است و حق دفاع از خود را دارد.»
وی تاکید کرد که افغانستان «در حد توان» همکاری خواهد کرد، بهویژه در صورتی که ایران درخواست کمک کند.
این مصاحبه بهطور گسترده توسط رسانههای داخلی و بینالمللی بازتاب یافت.
مجاهد همچنین بار دیگر ابراز امیدواری کرد که از طریق دیپلوماسی از جنگ جلوگیری شود.
او پیشتر نیز حملات اسرائیل را محکوم کرده بود. مجاهد پس از حملات اسرائیل به تأسیسات هستهای، پدافند هوایی و فرماندهان جمهوری اسلامی، در ۱۳ جون ۲۰۲۵ بیانیهای منتشر کرد و این حملات را «نقض آشکار اصول اساسی حقوق بینالملل، بهویژه اصل حاکمیت ملی و تمامیت ارضی» خواند.
همچنان، در مارچ ۲۰۲۶، وزارت خارجه طالبان و سخنگوی این گروه نسبت به تشدید تنشهای منطقهای پس از حملات مشترک امریکا و اسرائیل به ایران ابراز نگرانی کردند. اما در این بیانیهها اشارهای به تلفات گسترده غیرنظامیان در ایران نشده است.
محکومیت حملات امریکا و اسرائیل
از آغاز درگیریهای در ۲۸ فبروری، عباس عراقچی، وزیر خارجه جمهوری اسلامی ایران، بارها با امیرخان متقی، وزیر خارجه طالبان، تلفنی گفتوگو کرده است. وزارت خارجه طالبان در ۲ مارچ در بیانیهای از تماس تلفنی متقی با عراقچی خبر داد.
در این تماس، متقی با ابراز نگرانی عمیق نسبت به تحولات منطقهای، آنچه را «تجاوز ایالات متحده امریکا و اسراییل علیه جمهوری اسلامی ایران» خوانده به شدت محکوم کرد. او همچنین کشتهشدن علی خامنهای را «اندوهبار» توصیف نمود و با دولت و مردم ایران ابراز همدردی کرد.
او تاکید کرد که طالبان «نقض حاکمیت ملی، تمامیت ارضی و حریم کشورها» را «مردود و مغایر با اصول پذیرفتهشده بینالمللی» میداند.
در تماس دیگری، متقی وزیر خارجه ایران را به حل بحران از طریق دیپلوماسی و مذاکره ترغیب کرد.
در کنار مواضع رسمی، فعالان رسانهای طالبان نیز بهطور گسترده به حملات امریکا و اسرائیل علیه ایران واکنش نشان دادهاند.
شبکه حقانی
محمد جلال، عضو ارشد کمیسیون فرهنگی طالبان و عضو فعال شبکه حقانی، بهطور گسترده در حمایت از جمهوری اسلامی موضعگیری کرده است.
در جون ۲۰۲۵، اندکی پس از پاسخهای موشکی ایران به حملات اسرائیل، محمد جلال تصاویری از خسارات در مرکز اسرائیل منتشر کرد و نوشت: «صحنههایی از تلآویو اشغالی پس از آنکه جمهوری اسلامی ایران حق دفاع مشروع خود را اعمال کرد.»
این موضعگیری با گفتمان ضداسرائیلی طالبان همسو بود و اقدامات ایران را در چارچوب «دفاع مشروع» معرفی میکرد. دیدگاههای محمد جلال بازتابدهنده موضع سختگیرانه حلقه رهبری طالبان در مخالفت با اسرائیل و غرب است.
او همچنین ۱۸ حمل پستی از محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس جمهوری اسلامی و رئیس هیئت مذاکرهکننده با امریکا را در حساب کاربری خود در اکس بازنشر کرد. محمدباقر قالیباف در این پست، از پیوستن خود به طرح «جانفدا برای ایران» خبر داده بود و فورم آن را هم منتشر کرده بود.
محمد جلال از نزدیکان سراجالدین حقانی، وزیر داخله طالبان با بازنشر پست قالیباف در اکس خود نوشت: قالیباف، رئیس مجلس جمهوری اسلامی به تازگی در کمپین «جانفدا» ثبت نام کرد، «داوطلبانی که آمادهاند جان خود را برای دفاع از ایران فدا کنند.»
انس حقانی، برادر سراجالدین حقانی، وزیر داخله طالبان نیز ۱۹ حمل شعری را با اشاره به تنگه هرمز در اکس خود منتشر کرده است.
مشاور طالبان در کابل
عبدالله ریحان، فعال و نویسنده نزدیک به طالبان با بیش از ۸۵ هزار دنبالکننده، از جمله صریحترین حامیان رسانهای ایران در میان چهرههای طالبان بوده است. محتوای او ترکیبی از ستایش مقاومت ایران، ارائه درسهایی برای افغانها و انتقاد شدید از امریکا و اسرائیل است.
در ۱۱ اپریل ۲۰۲۶، ریحان در پستی به زبان پشتو، میهندوستی ایرانیان را در برابر تهدیدهای دونالد ترامپ برای بمباران زیرساختهای ملکی ایران ستود و نوشت: «افغانها باید میهندوستی و غیرت را از ایرانیان یاد بگیرند… وقتی ترامپ تهدید کرد زیرساختها و پلهای ایران را بمباران میکند، صبح روز بعد همه ایرانیان از خانههای شان بیرون آمدند، روی پلها ایستادند و به جهان گفتند: ما در خانهها پنهان نشدهایم، همینجا ایستادهایم. اگر میخواهید بمباران کنید، ما را بمباران کنید.»
او این وضعیت را با سقوط کابل در سال ۲۰۲۱ مقایسه کرد و گفت در آن زمان برخی نیروهای افغان تجهیزات نظامی را نابود یا به امریکا واگذار کردند، در حالیکه حتی منتقدان حکومت ایران نیز زیرساختهای ملی خود را تخریب نکردند.
ریحان در ۳ اپریل ۲۰۲۶ نوشت: «افغانها در هر شرایطی در کنار ایران خواهند ایستاد و از آن حمایت خواهند کرد. حمله به تاسیسات غیرنظامی هرگز قابل قبول یا توجیهپذیر نیست.»
او در پستی دیگر، حملات امریکا به پلها، شفاخانهها و مکاتب ایران را محکوم کرد و نوشت: «هرچقدر هم که دولت یک کشور ضعیف یا ناقص باشد، باز هم از اشغال خارجی بسیار بهتر است… آینده یک ملت باید همیشه توسط مردم خود آن تعیین شود.»
ریحان همچنین کارایی موشکهای ایرانی در برابر سامانههای دفاعی مانند گنبد آهنین اسرائیل و تاد امریکا را برجسته کرده است. او با الهام از سخنرانیهای آیتالله خامنهای در دوران جنگ ایران و عراق، بر وحدت افغانها تاکید کرد و ایران را الگویی از عزم ملی معرفی کرد.
در این میان، انس حقانی، عضو ارشد شبکه حقانی، هیچ پست عمومی درباره ایران منتشر نکرده است. فعالیت او بیشتر بر حکومتداری طالبان، پیروزی این گروه در ۱۴۰۰ و مسائل آزادی بیان متمرکز است.
پوشش تلویزیون ملی
رادیو تلویزیون دولتی تحت کنترول طالبان بهعنوان یکی مهمترین رسانههای داخلی، به زبانهای پشتو و دری فعالیت میکند. این رسانه معمولاً بیانیههای رسمی را بازتاب میدهد و کمتر به تولید تحلیل مستقل در حمایت از ایران میپردازد.
این رسانه مصاحبه فبروری ۲۰۲۶ ذبیحالله مجاهد با رادیو ایران و همچنین بیانیههای وزارت خارجه در محکومیت حملات به ایران را پوشش داده است. این گزارشها در چارچوب نگرانی طالبان از «تشدید تنشهای منطقهای» و دفاع از حاکمیت ملی ارائه میشود و با خط دیپلوماتیک اداره طالبان همخوانی دارد.
تمرکز این رسانه بیشتر بر تبلیغ حکومت طالبان در داخل کشور است. مسایل مربوط به ایران عمدتاً در دورههای اوج تنش مطرح میشود.
حمایت طالبان از ایران مقطعی و محدود است و بیشتر ریشه در مخالفت مشترک با امریکا و اسرائیل دارد تا یک اتحاد راهبردی. حلقه پیرامون هبتالله آخندزاده بهطور سنتی کمتر در عرصه رسانهای ظاهر میشود و فعالیت عمومی آن محدودتر از سخنگویان و چهرههای رسانهای طالبان است.
جمعبندی
در مجموع، از زمان حملات اسرائیل و امریکا در جون ۲۰۲۵ و فبروری ۲۰۲۶، مواضع طالبان از پیشنهاد صریح ذبیحالله مجاهد برای همدردی و «همکاری در حد توان»، تا توصیف محمد جلال از حملات ایران بهعنوان «دفاع مشروع» و فراخوانهای عبدالله ریحان برای ایستادن افغانها در کنار ایران، نشاندهنده نوعی همسویی عملگرایانه با جمهوری اسلامی ایران بوده است.
رسانههای دولتی تحت کنترول طالبان نیز این مواضع رسمی را بازتاب دادهاند، بدون آنکه به حمایت مستقل و ایدئولوژیک از جمهوری اسلامی بپردازند. با این حال، اینکه این رویکرد در آینده به همکاری عملی منجر شود یا نه، همچنان نامشخص است.
طالبان کوشیده است که مواضعی خیلی تند علیه امریکا اتخاذ نکند تا مناسباتش با این کشور وخیمتر از اکنون نشود. اداره طالبان امیدوارست که امریکا را به بازگشایی سفارت در کابل و عادیسازی روابط متقاعد کند تا بار سنگین و انزوا و تحریمهای بینالمللی از شانههای اداره طالبان و افغانستان کم شود.
در همین حال، همزمان با تشدید درگیریهای امریکا با ایران، واشنگتن به بهانه گروگانگیری، بهطور کمسابقهای طالبان را تهدید کرد. وزارت خارجه امریکا، مشاوران ترامپ و اعضای کانگرس به طور هماهنگ طالبان را تهدید کردند که اگر گروگانهای امریکایی را آزاد نکنند، مجازات خواهند شد. طالبان در واکنش، یک گروگان امریکایی را آزاد کرد.
ناظران تاکید کردند که این تهدیدها با جنگ ایران پیوند داشته است.