اظهارات او حاکی از برداشتن پول از گاوصندوقش توسط طالبان، ضبط وسایل آیتی، سلول انفرادی، شکنجه، تهدید به اعدام و آویزانکردن برهنه از سقف است.
کوین کورنول، امدادگر بریتانیایی و پزشک پیشین ارتش است که هنگام کار با آژانس پناهندگان سازمان ملل در کابل در جدی ۱۴۰۱، از سوی طالبان بازداشت شد.
کورنول ۲۷۲ روز در زندان طالبان ماند.
او گفته است که طالبان در این مدت تلاش کرد از پروندهاش برای گرفتن پول، تبادل زندانیان و کشاندن حکومت بریتانیا به میز مذاکره استفاده کند.
او در ۱۷ میزان ۱۴۰۲ همراه با چند شهروند دیگر بریتانیا آزاد شد. کورنول گفته است آزادی او و چند زندانی دیگر پس از پرداخت ۱۲۰ میلیون پوند به طالبان صورت گرفته است.
طالبان پیش از خروج به او هشدار داد که به افغانستان برنگردد، چون نامش در فهرست سیاه قرار گرفته است.
داستان دستگیری
او میگوید نیروهای استخبارات طالبان در آن روز به اتاقش در هتلی در کابل وارد شدند. آنها درباره یک تفنگچه در گاوصندوق از او پرسیدند. کورنول میگوید برای آن تفنگچه جواز داشت و قرار بود در صورت حمله تروریستی از آن استفاده شود، اما ماموران طالبان وجود جواز را رد کردند.
به گفته کورنول، طالبان ۱۲ هزار دالر از گاوصندوق او برداشت و تمام وسایل آیتی او را نیز ضبط کرد. او میگوید سپس کیسهای روی سرش گذاشته شد و او را به یک محل دیگری بردند.
کورنول گفته است که در نخستین بازجویی، روی زانو نشانده شد و دستهایش از پشت بسته بود. به گفته او، هر پاسخی که مورد پسند بازجویان نبود، با قنداق تفنگ به پشت سرش پاسخ داده میشد.
او میگوید طالبان چند میل کلاشینکوف، خشابهای پر از مرمی، سیم، رادیو و وسایلی را که او نمیشناخت، نشان داد و مدعی شد که قصد داشته از آنها برای حمله تروریستی استفاده کند.
به گفته کورنول، بازجویان طالبان به او گفتند: «تو تروریست هستی، آمدهای تا از طرف حکومت بریتانیا به طالبان آسیب بزنی.»
طالبان مرا لتوکوب کردند
کورنول گفته است پس از رد این اتهامها، دوباره لتوکوب شد، چشمبسته به یک قفس زیرزمینی در سلول انفرادی برده شد و ۱۱ روز در آنجا نگهداری شد.
او میگوید بهجز یک بار رفتن روزانه به تشناب، تنها تماسش با دیگران زمانی بود که نگهبانان برای شلاقزدن، لتوکوب یا تهدید با چاقو وارد سلول میشدند.
او میگوید طالبان تلاش داشت او را وادار کند به خواستههای آنان تن بدهد. به گفته او، مرحله بعدی زندان زمانی آغاز شد که او را در یک سلول با پنج جهادگرا قرار دادند.
کورنول گفته است: «اینها افراد بسیار خشنی بودند که سه ماه تمام تلاش کردند مرا از نظر جسمی و روانی بشکنند و افراطی کنند.»
او میگوید زندانیان گاهی بهصورت ناگهانی به او حمله میکردند. به گفته او، وقتی توانست از خود دفاع کند، نگهبانان طالبان او را با چوب میزدند.
کورنول گفته است این افراد به انگلیسی شکسته به او میگفتند: «جهان مسیحی دیگر وجود ندارد» و «مسلمانان در جهان بسیار زیاد شدهاند، همه مسیحیان خواهند مرد.»
به گفته او، این افراد زمانی که نماز نمیخواندند، به نوبت قرآن را در برابر او میخواندند و تلاش میکردند او را به اسلام دعوت کنند.
او گفته است در میان زندانیانی که با او نگهداری میشدند، افرادی بودند که مرتکب قتل، تجاوز و ربودن کودکان برای فروش اعضای بدن شده بودند. به گفته او، آنان میخواستند او را مسلمان کنند، چون باور داشتند این کار برایشان راه ورود به بهشت را باز میکند.
کورنول میگوید طالبان در بازجوییها درباره سابقه نظامی او نیز پرسوجو میکرد. او نزدیک به ۲۵ سال در ارتش خدمت کرده بود که ۱۲ سال آن در بخش پزشکی ارتش سلطنتی بریتانیا بود.
او گفته است طالبان با تهدید اسلحه از او میخواست یادداشتهایی را بخواند که در آن نوشته شده بود او تروریست و جاسوس بریتانیا است و همچنین مطالبی درباره بدن بودن حکومتهای بریتانیا و امریکا بیان شده بود.
کورنول میگوید تنها زمانی حاضر میشد متنها را بخواند که به انگلیسی نادرست نوشته شده بود. او عمداً همان اشتباهها را با تلفظ غلط میخواند تا نشان دهد چیزی درست نیست.
او گفته است در یکی از یادداشتها به انگلیسی نادرست نوشته شده بود: «من کوین، مامور استخبارات بریتانیا هستم.» در یادداشت دیگری نوشته شده بود که او برای حکومت بریتانیا در افغانستان کار کرده است. کورنول میگوید در پاسخ تأکید میکرد که در کابل برای سازمان ملل بهعنوان مدیر پروژه و پزشک کار میکرده است.
به گفته او، همین کار باعث لتوکوب دوباره او میشد.
میخواستند مرا به جاسوسی متهم کنند
کورنول میگوید وقتی نگهبانان طالبان ویدیوها را به فرماندهان خود میفرستادند، متوجه اشتباهها میشدند و عصبانی میگفتند: «چرا مثل انگلیسی صحبت نمیکنی؟» و «این مثل تلویزیون نیست.»
او گفته است یکی از فرماندهان طالبان به او گفت: «تو کار را آسان نمیکنی.» کورنول در پاسخ گفته بود: «من اینجا نیستم که کار را آسان کنم.»
به گفته کورنول، طالبان چندینبار از نظر جسمی او را شکست، اما از نظر روانی نتوانست او را بشکند. او میگوید همین موضوع باعث خشم طالبان شد و شکنجهها ادامه یافت.
کورنول گفته است در آخرین بازجویی، طالبان تهدید کرد که او را به جاسوسی متهم میکند. به گفته او، این اتهام زیر اداره طالبان میتوانست مجازات اعدام علنی داشته باشد.
او در جریان زندان میان چند سلول جابهجا شد. وضعیت صحیاش بدتر شد و دو بار به دلیل عفونت خون در شفاخانه بستری شد. کورنول پیش از بازداشت نیز سنگ گرده داشت و به دلیل نداشتن دارو، وضعیتش بدتر شد. او میگوید لتوکوبها نیز به اعضای بدنش آسیب زد.
کورنول گفته است نخستینبار که به شفاخانه برده شد، آنجا زیر اداره طالبان بود و «بدترین محیط» صحی بود که دیده بود. به گفته او، یک گردهاش به دلیل سنگهای زیاد بسته شده بود و نیاز به عملیات داشت.
او میگوید پیشنهاد بیهوشی را نپذیرفت و خواست با بیحسی نخاعی عملیات شود، چون اگر قرار بود بمیرد، میخواست لحظههای آخر را بیدار باشد.
دیدم که به اندام جنسی یک زندانی گیره وصل میکردند
کورنول در گزارش سن گفته است طالبان با زندانیان محلی نیز بهشدت خشن برخورد میکرد. او میگوید یک زندانی محلی با وصلکردن گیره به اندام جنسی و بخشهای دیگر بدنش برق داده شد.
به گفته او، پس از بازگرداندن آن زندانی به سلول، نگهبانان گفتند او دیوانه شده است، اما کورنول میگوید طالبان او را شکسته بود و بدنش پر از بافت سوخته بود.
او گفته است برخی زندانیان تا آستانه مرگ شکنجه میشدند. به گفته کورنول، آنان را با حلقآویزکردن تا لحظههای آخر خفه میکردند، سپس پایین میآوردند و دوباره این کار را تکرار میکردند.
کورنول گفته است در برخی لحظهها امید خود را از دست داده بود و فکر میکرد تنها راه خروجش از زندان، داخل تابوت چوبی است.
همسر او، کلی کورنول، در بریتانیا تلاش میکرد او را آزاد کند. به نوشته سن، با آنکه از او خواسته شده بود با رسانهها صحبت نکند، او در تلویزیون ظاهر شد تا چهره انسانی کوین را نشان دهد، حمایت عمومی جلب کند و بر حکومت فشار وارد کند.
کورنول در ۲۷۲ روز زندان تنها شش بار توانست با همسرش صحبت کند. او میگوید در این تماسها از پیامهای رمزی استفاده میکرد که در دوران خدمت نظامی با همسرش هماهنگ کرده بود.
او گفته است اگر درباره شهر «بنیدورم» حرف میزد، در واقع رمزواژهای برای همسرش بوده که متوجه شود منظور او برعکس هر جمله بعدی است. به گفته او، اگر میگفت «امروز مردم خیلی مهربان هستند»، همسرش معنای برعکس آن را میفهمید.
کورنول گفته است در زندان با مدیتیشن آرامش میگرفت و گاهی تا ۱۰ ساعت در این حالت میماند. او میگوید فکرکردن به خانه به او کمک میکرد از فشار روانی و درد جسمی فاصله بگیرد.
به گفته او، در سپتامبر، مقامهای طالبان به او گفتند ابتدا زندانیان امریکایی آزاد میشوند و سپس نوبت بریتانیاییها میرسد، آنهم پس از پرداخت پول از سوی حکومتهایشان.
کورنول میگوید در بامداد ۱۷ میزان ۱۴۰۲، دستهایش بسته شد، کیسهای روی سرش گذاشتند و او همراه با چند بریتانیایی دیگر با موتر نظامی به میدان هوایی برده شد.
اگر طالبان بروند، بر میگردم
او میگوید برای آزادی چند زندانی، ۱۲۰ میلیون پوند پرداخت شد. پیش از ترک افغانستان، به او هشدار داده شد: «به این کشور برنگرد، نامت در فهرست سیاه است. اگر برگردی، نمیتوانیم امنیتت را تضمین کنیم.»
کورنول پس از رسیدن به میدان هوایی هیترو در لندن و دیدار با همسرش گریه کرد. او میگوید زندان پایان یافت، اما زخمهای جسمی و روانی آن باقی مانده است.
او پس از آزادی به دو عملیات گرده نیاز پیدا کرد. به گفته او، گردههایش به دلیل آسیبهای واردشده از سوی طالبان و ندادن دارو، تنها ۲۵ درصد و ۷۵ درصد کار میکردند.
کورنول گفته است در آغاز، نسبت به محیطهای پر سروصدا و نور حساس بود. هنوز هم ترجیح میدهد در تاریکی بنشیند، چون برایش آرامتر است.
اکنون کوین و کلی کورنول به کسانی که با خشونت خانگی، فشار روانی و مشکلات مربوط به سلامت روان روبهرو هستند، مشاوره و کمک میدهند. آنان همچنین با شماری از کسانی که ناعادلانه زندانی شدهاند و خانوادههایشان کار کردهاند.
کورنول میگوید آنچه بر او گذشته، او را به فردی قویتر و سازگارتر تبدیل کرده است. او تنها یادگار زندان خود را یک مسواک دستساز میداند که یک نگهبان ۱۸ ساله به او داده بود. او میگوید این مسواک را در کشوی خانه نگه میدارد و هر از گاهی به آن نگاه میکند تا یادش بماند حتا در میان خشونت و شکنجه نیز نشانههایی از خوبی وجود دارد.
کورنول که پدر هفت فرزند و پدربزرگ ۱۸ نواسه است، گفته است اگر طالبان بر افغانستان حاکم نباشد، حاضر است فردا دوباره برای کار بشردوستانه به افغانستان برگردد.
او گفته است: «من این کشور را دوست دارم و مردم آن فوقالعاده، مهربان و دلسوز هستند. زورگویان در آنجا برای مردم خود مشکلات جدی ایجاد کردهاند و این بسیار دردناک و دلسردکننده است.»