سایه توافق امریکا و ایران بر کابل؛ فرصت اقتصادی یا پایان حاشیه امن طالبان؟

با امضای توافق میان رؤسای جمهور امریکا و ایران، نگاهها در افغانستان نیز به پیامدهای احتمالی این تحول دوخته شده است.

با امضای توافق میان رؤسای جمهور امریکا و ایران، نگاهها در افغانستان نیز به پیامدهای احتمالی این تحول دوخته شده است.
برخی ناظران این توافق را فرصتی برای کاهش تنشهای منطقهای و رونق همکاریهای اقتصادی میدانند، اما گروهی دیگر معتقدند که پایان رویارویی تهران و واشنگتن میتواند حاشیه امن سیاسی طالبان را محدود کرده و بار دیگر افغانستان را به کانون توجه بازیگران بینالمللی بازگرداند.
افغانستان همواره تحت تأثیر تحولات ژئوپولیتیکی منطقه قرار داشته و روابط پرتنش میان ایران و امریکا نیز از این قاعده مستثنا نبوده است.
از زمان حضور نظامی ایالات متحده در افغانستان تا امروز، رقابت و اختلاف میان تهران و واشنگتن یکی از عوامل تأثیرگذار بر معادلات این کشور بوده است. تنها استثنای مهم در این روند به سال ۲۰۰۱ بازمیگردد؛ زمانی که ایران در روند سرنگونی حکومت طالبان با امریکا همکاری کرد. با این حال، روابط دو کشور پس از آن بار دیگر وارد دورهای از تنش و رقابت شد.
در سالهای اخیر، بازگشت طالبان به قدرت، جنگ اوکراین، درگیریهای غزه، تحولات سوریه و تنشهای فزاینده میان ایران، امریکا و اسرائیل باعث شد افغانستان تا حد زیادی از اولویت دستور کار سیاست خارجی قدرتهای جهانی خارج شود. اکنون و در شرایطی که تهران و واشنگتن به توافق رسیدهاند، این پرسش مطرح است که چنین تحولی چه پیامدهایی برای افغانستان خواهد داشت و آیا این کشور بار دیگر به یکی از موضوعات مهم سیاست منطقهای و بینالمللی تبدیل خواهد شد؟
بازگشت افغانستان به دستور کار جهانی
در چند سال گذشته، تمرکز قدرتهای بزرگ بر جنگ اوکراین، بحران خاورمیانه و دیگر چالشهای امنیتی باعث شد افغانستان در مقایسه با سالهای نخست بازگشت طالبان، توجه کمتری را به خود جلب کند. این وضعیت به طالبان فرصت داد تا با فشار بینالمللی کمتری موقعیت خود را تثبیت کنند؛ هرچند موضوع افغانستان همچنان در حوزههای امنیتی، حقوق بشری و بشردوستانه مورد توجه باقی مانده است.
متین امین، دیپلومات پیشین افغان، معتقد است توافق میان امریکا و ایران میتواند این روند را تغییر دهد. به باور او، با کاهش تنشهای منطقهای، قدرتهای جهانی بار دیگر فرصت و انگیزه بیشتری برای تمرکز بر پرونده افغانستان خواهند یافت. او میگوید در چنین شرایطی طالبان ممکن است با فشارهای بیشتری از سوی کشورهای غربی و برخی بازیگران منطقهای روبهرو شوند؛ کشورهایی که از عملکرد این گروه در زمینه حقوق بشر، مبارزه با تروریسم، ایجاد نظام سیاسی فراگیر و روابط نزدیک با روسیه رضایت ندارند.
نشانههای افزایش فشار غرب بر طالبان نیز در ماههای اخیر قابل مشاهده بوده است. از جمله، شورای امنیت سازمان ملل متحد به پیشنهاد امریکا، بریتانیا و فرانسه در برخی اسناد رسمی از عنوان «مقامات ذیربط» به جای «مقامات دیفکتو» برای طالبان استفاده کرده است؛ اقدامی که از نگاه برخی تحلیلگران بیانگر احتیاط بیشتر جامعه جهانی در قبال مشروعیتبخشی به این گروه است.
در همین راستا، محمود صیقل، نماینده سابق افغانستان در سازمان ملل متحد به افغانستان اینترنشنال اظهار داشت که تغییر لحن کشورها درباره طالبان، مستقیماً به مناسبات منطقهای اخیر این گروه، بهویژه توافق نظامی اخیر آنها با روسیه مرتبط است.
نورالرحمن اخلاقی، وزیر پیشین مهاجرین و عودتکنندگان افغانستان، نیز معتقد است طالبان در سالهای گذشته از بحرانهای جهانی برای دور ماندن از کانون توجه بینالمللی بهره بردهاند. به گفته او، از جنگ اوکراین گرفته تا بحران غزه و تنشهای ایران، هر بحرانی که افکار عمومی جهان را به خود مشغول کرده، فرصتی برای طالبان بوده است تا بدون فشار جدیتر بینالمللی به سیاستهای خود ادامه دهند. از نگاه او، پایان جنگها و کاهش تنشهای منطقهای میتواند بار دیگر توجه جامعه جهانی را متوجه وضعیت افغانستان کند.
ایران؛ از ضرورت همکاری با طالبان تا بازگشت به بازارهای جهانی
در پنج سال اخیر، روابط تهران و طالبان به شکل محسوسی گسترش یافته است. ایران در کنار تعاملات سیاسی و امنیتی، یکی از شرکای مهم اقتصادی افغانستان تحت حاکمیت طالبان نیز بوده است. اما برخی تحلیلگران معتقدند که توافق با امریکا میتواند این معادله را دگرگون کند.
مصطفی مدثر، پژوهشگر روابط بینالملل، در گفتوگو با افغانستان اینترنشنال میگوید ایران طی سالهای گذشته به دلیل تحریمها و انزوای بینالمللی ناچار بود برای کاهش فشارها و گسترش نفوذ منطقهای خود به همکاری با بازیگرانی چون طالبان روی آورد. به گفته او، افغانستان یکی از معدود عرصههایی بود که تهران در آن آزادی عمل بیشتری داشت و روابط اقتصادی و سیاسی خود را بدون محدودیتهای گسترده بینالمللی دنبال میکرد.
مدثر معتقد است در صورت اجرایی شدن توافق و بازگشت تدریجی ایران به اقتصاد جهانی، اولویتهای تهران نیز تغییر خواهد کرد. به باور او، ایران دیگر مانند گذشته برای دور زدن تحریمها یا حفظ اهرمهای منطقهای خود به طالبان نیاز نخواهد داشت و تمرکز بیشتری بر بازارهای بینالمللی و مناسبات اقتصادی گستردهتر خواهد گذاشت.
او همچنین یادآور میشود که هرچند طالبان در جریان جنگ دوازدهروزه و همچنین تنشهای ماههای اخیر اقدامی آشکار علیه منافع ایران انجام ندادند، اما کاهش فشارهای خارجی بر تهران میتواند انگیزه و ضرورت همکاری نزدیک و ویژه با طالبان را کاهش دهد. به بیان دیگر، مسئله اصلی نه اختلاف با طالبان، بلکه کاهش نیاز استراتژیک ایران به این رابطه خواهد بود.
فرصت اقتصادی یا تهدید سیاسی؟
در مقابل این دیدگاهها، برخی چهرههای نزدیک به طالبان بر پیامدهای مثبت توافق تاکید میکنند. فضلالرحمن اوریا، فعال سیاسی نزدیک به طالبان، معتقد است کاهش تنش میان ایران و امریکا میتواند خطر گسترش جنگهای منطقهای را کاهش دهد و فضای باثباتتری برای تجارت و ترانزیت افغانستان فراهم سازد.
به گفته او، با آرامتر شدن فضای منطقه، زمینه برای اجرای پروژههای اقتصادی، سرمایهگذاری و همکاریهای منطقهای مساعدتر خواهد شد. از نگاه وی، توافق تهران و واشنگتن میتواند توجه قدرتهای بزرگ را از رقابتهای نظامی به همکاریهای اقتصادی سوق دهد؛ روندی که افغانستان نیز از آن سود خواهد برد.
پاکستان و معادلات تازه منطقهای
توافق بین امریکا و ایران نتیجه میانجیگری پاکستان بوده است. اسلامآباد در ماههای اخیر علاوه بر مدیریت تنشهای خود با طالبان، تلاش کرده است نقش فعالتری در تحولات منطقه ایفا کند و جایگاه خود را در معادلات ژئوپولیتیکی تقویت سازد. بر این اساس، کاهش تنش میان تهران و واشنگتن میتواند فضای مانور دیپلوماتیک بیشتری برای پاکستان فراهم کند.
هاتف مختار، آگاه مسائل سیاسی نیز در پیامی در شبکه اجتماعی اکس نوشت که نامگذاری توافق میان امریکا و ایران به عنوان «تفاهمنامه اسلامآباد» نشاندهنده تلاش پاکستان برای تثبیت جایگاه خود بهعنوان یک بازیگر مؤثر دیپلوماتیک و میانجی در سطح منطقهای و بینالمللی است.
در چنین شرایطی، اسلامآباد احتمالاً تمرکز بیشتری بر پرونده افغانستان و بهویژه فعالیتهای تحریک طالبان پاکستانی خواهد داشت. مقامهای پاکستانی بارها هشدار دادهاند که تهدیدهای امنیتی برخاسته از خاک افغانستان تنها محدود به پاکستان نیست و میتواند پیامدهای منطقهای و حتی فرامنطقهای داشته باشد.
همزمان، پاکستان تلاش دارد اجماع تازه و هماهنگی را در سطح منطقهای و بینالمللی درباره افغانستان شکل دهد. از این رو، پایان بحران میان ایران و امریکا ممکن است ظرفیت دیپلوماتیک بیشتری را در اختیار اسلامآباد قرار دهد تا دغدغههای امنیتی خود درباره وضعیت افغانستان را با جدیت بیشتری دنبال کند.
پایان حاشیه امن طالبان؟
در نهایت، تأثیر توافق امریکا و ایران بر افغانستان را میتوان در دو سطح متفاوت ارزیابی کرد. در سطح اقتصادی، کاهش تنشهای منطقهای میتواند به ثبات بیشتر، افزایش تجارت و فراهم شدن فرصتهای تازه برای همکاریهای منطقهای منجر شود. اما در سطح سیاسی، این توافق ممکن است شرایطی را ایجاد کند که افغانستان بار دیگر به اولویت قدرتهای منطقهای و جهانی تبدیل شود.
اگر چنین سناریویی تحقق یابد، طالبان با محیطی مواجه خواهند شد که در آن فشارهای سیاسی، حقوق بشری و امنیتی بیش از گذشته افزایش مییابد و بازیگرانی مانند ایران، پاکستان و کشورهای غربی نیز با فراغت بیشتری به پرونده افغانستان خواهند پرداخت. در چنین وضعیتی، توافق تهران و واشنگتن میتواند نه تنها یک تحول در روابط دو کشور، بلکه نقطه عطفی در آینده سیاسی کابل باشد.