• العربية
  • پښتو
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • پښتو
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

هواپیماهای بی‌سرنشین توازن قدرت نظامی را در جهان تغییر می‌دهند

۲۷ حوت ۱۴۰۲، ۲۲:۱۹ (‎+۰ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۱۰:۵۵ (‎+۰ گرینویچ)

فرمانده پیشین نیروهای عالی متفقین در ناتو می‌گوید پهپادها به کمک هوش مصنوعی تحولی بزرگ در میدان‌های جنگ به وجود می‌آورند. جیمز استارودیس در مقاله‌ای در وال استریت جورنال نوشت که این پرنده‌های ارزان قیمت می‌توانند ناوهای جنگی و بمب‌افگن‌های چند میلیارد دالری را آسیب‌پذیر کنند.

دریاسالار استارودیس و الیوت اکرمن، عضو پیشین نیروی دریایی امریکا در این مقاله مشترک نوشتند که تهدید پهپادها در میدان‌های جنگ فعلا برای ارتش‌ها قابل مدیریت است اما به زودی این وضعیت به کمک هوش مصنوعی تغییر خواهد کرد و پهپادها به ابزار فتح میدان‌ها تبدیل خواهند شد.

در همین حال، استفاده از پهپادها در جنگ روسیه و اوکراین گسترش یافته است و ارتش اوکراین امیدوارست که به کمک این هواپیماها توان محدودتر جنگی و تسحلیاتی خود در برابر ارتش روسیه را جبران کند.

ارزان اما ویرانگر

استارودیس و اکرمن نوشتند که کشورهای کوچکتر و گروه‌های شبه نظامی با کمک پهپاد می‌توانند دشمن جدی برای کشورها و ارتش‌های توانمند شوند. از همه مهمتر، تسلیحات و فناوری‌های نظامی‌ای را که کشورهایی چون امریکا با صرف میلیون‌ها دالر و زمان زیاد تولید کرده‌اند، تهدید کنند.

در ۱۲ دلو ۱۴۰۲، پهپادهای واحد ۱۳ استخبارات اوکراین بر ناو جنگی ۷۰ میلیون دالری ایوانوتس روسیه در دریای سیاه هجوم بردند و آن را غرق کردند. همچنین، در چند ماه گذشته، حوثی‌های یمن با کمک پهپادهای ایرانی به کشتی‌های تجاری در خلیج عدن حمله کرده و میلیون‌ها دالر به اقتصاد کشورهای جهان آسیب زده‌اند.

نویسندگان نوشتند: «پهپادها به یکباره در تمام جنگ‌ها ظاهر شده‌اند. اما این تازه، طلوع یک عصر جدید در جنگ‌ها است.»

سازوبرگ‌های نظامی امریکا در تیررس ایران

روسیه به طور گسترده از پهپادهای شاهد ۱۵۰، تولید سپاه پاسداران جمهوری اسلامی در جنگ اوکراین استفاده می‌کند. اما، تهران نیز در صورت بروز درگیری با امریکا می‌تواند از آن برای دفاع از خود نیز بهره گیرد.

استارودیس و اکرمن نوشتند که چند پهپاد شاهد کافی است که ناو ۱۰ میلیارد دالری جرالد فورد را از کار بیندازند یا حتی غرق کنند. فورد بزرگترین و پیشرفته‌ترین کشتی جنگی ایالات متحده در جهان به حساب می‌آید.

حالا تصور کنید که صدها پهپاد شاهد یکباره بر کشتی‌ها و ناوهای امریکایی هجوم بیاورند. نویسندگان مقاله می‌گویند کشتی‌های جنگی امریکا از سیستم دفاع راکتی گسترده برخوردار اند، ولی احتمال تصادف این هواپیماهای کوچک انتحاری با بدنه ناوها وجود دارد. آنها می‌گویند که توسعه سریع هوش مصنوعی کار را برای این سیستم‌های دفاعی دشوار خواهد کرد.

هشدار به پنتاگون

استارودیس و اکرمن نوشتند: «اگر پهپادها چون گروهی زنبوران با هدایت هوش مصنوعی برای حمله قابل استفاده شوند، چهره جنگ‌ها را تغییر خواهند داد. هنوز ما به این مرحله نرسیده‌ایم، اما به سرعت به آن نزدیک می‌شویم. اگر ما آماده نباشم این تکنولوژی‌های جدید در مقیاس وسیع توازن جهانی قدرت نظامی را تغییر خواهند داد.»

پنتاگون نیز بر هوش مصنوعی و پهپادها سرمایه‌گذاری را آغاز کرده است. اما، تاکید پنتاگون بر این است که انسان‌ها هدایت جنگ‌افزارهای مجهز به هوش مصنوعی مانند پهپادها و ربات‌های قاتل را در نبردها در اختیار داشته باشند. اما نویسندگان هشدار می‌دهند تضمینی وجود ندارد که دشمنان امریکا به این اصل پایبند بمانند و زمام حمله را به هوش مصنوعی ندهند.

استارودیس و اکرمن از ارتش امریکا می‌خواهند که به آسیب‌پذیری تجهیزات پیشرفته نظامی خود در برابر پهپادهای ارزان قیمت توجه کند.

آنها نوشتند: «دولت‌هایی که به سیستم‌های بزرگ و پر خرچ دفاعی مانند ناوهای هواپیمابر، جنگنده‌های فوق پیشرفته و حتی تانک‌ها متکی اند، خود را در برابر دولت‌های متخاصمی آسیب‌پذیر خواهند دید که از تسلیحات خودکار و متنوع ارزان و دوربرد بهره می‌گیرند.»

به اعتقاد آنان، مشابه عصر رقابت اتمی در قرن گذشته، تسلیحات مجهز به هوش مصنوعی رقابت‌های نظامی در سده کنونی را رقم خواهند زد.

آنها هشدار می‌دهند اگر این سلاح‌ها به دست رژیم‌های اقتدارگرا بیفتند، ابزار تسخیر برای آنها خواهند بود.


پربازدیدترین‌ها

رئیس انستیتوت ثبات راهبردی جنوب آسیا: افغانستان جغرافیای خود را از دست می‌دهد
۱

رئیس انستیتوت ثبات راهبردی جنوب آسیا: افغانستان جغرافیای خود را از دست می‌دهد

۲

ریچارد بنت: افغان‌های مقیم خارج باید امید را زنده نگه دارند

۳

از رخشانه تا فرزانه؛ روایت قتل هولناک زنی جوان در غور

۴

روسیه از کشورها خواست فورا دیپلمات‌های خود را از کی‌یف خارج کنند

۵

رهبر یهودی که برای مسلمانان بریتانیا می‌رزمد کیست؟

•
•
•

مطالب بیشتر

چه کسی حامد کرزی را ممنوع‌الخروج کرده است؟

۲۶ حوت ۱۴۰۲، ۱۳:۲۵ (‎+۰ گرینویچ)
•
الیاس کیان

حامد کرزی، رئیس‌جمهور سابق افغانستان که به یک عملیات حساس چشم نیاز دارد، در کابل گیر مانده است و رهبران مستقر در کابل طالبان نیز مانند رئیس‌جمهور سابق، نمی‌دانند که چه کسی یا نهادی مانع سفر او به آلمان می‌شود.

هفته پیش رئیس‌جمهور سابق در شفاخانه امیری در کابل دیده شد که برای معاینات عمومی و درمان چشمش رفته بود. مشوره پزشکان افغان این است که مناسب‌ترین روش درمان چشم او یک عملیات کوچک است که باید در خارج از کشور انجام شود.

آقای کرزی، برخلاف اشرف غنی، رئیس‌جمهور پیشین و ده‌ها رهبر سیاسی و جهادی پس از سقوط افغانستان به دست طالبان، از وطن فرار نکرد و با خانواده‌اش در کابل ماند.

منابع نزدیک به آقای کرزی تایید می‌کنند که بسیاری از رهبران طالبان از جمله امیرخان متقی وزیر خارجه، ملا یعقوب مجاهد وزیر دفاع، سراج الدین حقانی وزیر داخله، عبدالحق وثیق رئیس استخبارات و حتی ملا حسن آخند رئیس‌الوزرای طالبان با سفر کرزی به خارج از کشور موافق‌اند. آن‌ها حتی کوشیده‌اند که این محدودیت را از سر راه آقای کرزی بردارند اما تاکنون نتوانسته‌اند مانع فرمان قندهار شوند.

براساس گزارش منابع، دستور شفاهی از نام ملا هبت‌الله آخندزاده، رهبر طالبان که تاکنون دیده نشده است، صادر شده که براساس آن حامد کرزی نمی‌تواند به خارج برود. چنین دستوری درباره عبدالله عبدالله، رئیس شورای عالی مصالحه حکومت سرنگون شده افغانستان نیز وجود ندارد.

حساسیت مسئله در این است که دفتر ملا هبت‌الله آخندزاده هیچ توضیحی درباره چرایی و چگونگی مخالفت با سفر آقای کرزی حتی برای انجام عملیات چشم نداده است.

پیش از این، چند باری که آقای کرزی توانسته از افغانستان بیرون شود، با ارائه درخواست به رهبران طالبان و موافقت آنها انجام شده است. اما بیش از یک سال است که «قندهار» مانع بیرون شدن کرزی از افغانستان می‌شود.

فردی که خود را در جایگاه رهبری طالبان می‌داند و به نام ملا هبت‌الله آخندزاده فعالیت می‌کند، پس از کشته شدن اختر محمد منصور، رهبر سابق طالبان در سال ۲۰۱۶ در خاک پاکستان، به رهبری طالبان رسید.

ملا هبت الله آخندزاده پیش از آن قاضی‌القضات طالبان بود و پس از اختلافات فراوان داخلی در همان سال به عنوان رهبر طالبان اعلام شد. اما حدود سه سال بعد از رسیدن به رهبری، حمله انتحاری در ایالت بلوچستان پاکستان رخ داد که منابع امنیتی گزارش دادند رهبر طالبان با برادرش در انفجار این مدرسه کشته شده‌اند.

از آن زمان هیچ عکس جدید و ویدیوی ملا هبت الله آخندزاده دیده نمی‌شود. گردانندگی حکومت طالبان از قندهار هم بر این شک و تردیدها افزوده است. منابع استخباراتی غربی مانند سی‌آی‌ای هم تاکنون زنده بودن یا کشته شدن ملا هبت‌الله را تایید نکرده‌اند. از این رو، بسیاری از اوامری که از قندهار صادر می‌شود و از جمله ممانعت حامد کرزی از سفر به خارج، تردیدهای زیادی را برانگیخته است.

اما چه هدفی در بازداشتن کرزی از رفتن از افغانستان وجود دارد؟

حامد کرزی، رئیس‌جمهور سابق افغانستان که ۱۳ سال زمام امور کشور را به دست داشت، منتقدان و هواداران زیادی دارد اما چند موضع‌گیری او آشکارا خلاف سیاست‌های قندهار است.

در نخست، او خواهان افغانستان کثرت‌گرا است که تمام اقوام، مذاهب، اقشار و از جمله زنان کشور در آن نمایندگی داشته باشند و برای پیشرفت و ترقی آن بکوشند. مخالفت با بستن درهای مکاتب دختران از همان روز اول تا همین امروز در دستور برنامه‌های کرزی وجود دارد. حتی دختران خود او عنقریب در خطر محرومیت قرار دارند و بارها گفته است که بازداشتن دختران از آموزش، با فرهنگ افغانی سازگاری ندارد. او همچنین با بسیاری از دیپلومات‌های خارجی و رهبران سیاسی افغانستان در تماس است و قدرت بسیج افکار عمومی را دارا است.

گذشته از آن، کرزی بارها از دخالت خارجی چه امریکایی و چه پاکستانی، در قلمروی ملی افغانستان انتقاد کرده است. آنگاه که نیروهای پاکستانی مناطقی از افغانستان را به اتهام حضور نیروهای تحریک طالبان پاکستانی مورد حمله قرار دادند، در سکوت ملا هبت الله آخندزاده، بیشترین انتقاد از زبان کرزی شنیده شد.

موضع‌گیری‌های ملی او می‌تواند اهداف قدرت‌های خارجی را به چالش بکشد و چه بسا که به تثبیت حکومت به رهبری طالبان که در آن سایر افغان‌ها نیز شامل باشند، بینجامد.

قاعدتا چنین چیزی نباید با مخالفت طالبان مواجه شود که از آن باید استقبال هم شود. حامد کرزی رابطه محکمی با رهبران آلمان از جمله رئیس‌جمهور و وزیر خارجه این کشور دارد و دفعه قبل که طالبان مانع سفر او به خارج شد، وزیر خارجه آلمان تماس تصویری برقرار و با کرزی گفت‌وگو کرد.

منابع نزدیک به آقای کرزی می‌گویند که سفر او به خارج همواره کوتاه و موقت بوده و این بار هم مانند گذشته می‌کوشد به زودی به افغانستان برگردد.

دلیل بازگشت آقای کرزی به افغانستان شخصی و سیاسی است. چهره‌های تاثیرگذار سیاسی مانند او در آوردن تغییری که تشویش‌های مردم افغانستان را رفع کند، می‌توانند نقش تعیین‌کننده‌ای بازی کنند.

این است که به نظر می‌رسد انگیزه‌های خارجی در جلوگیری از بیرون شدن کرزی از افغانستان دیده می‌شود. گفته می‌شود چند روز قبل از نشست دوحه تا ختم این نشست ملاقات‌های وی با مهمانان داخلی و خارجی نیز قطع شده بود.

سوال این است که آیا نیروهای وابسته به خارج می‌کوشند یک رئیس‌جمهور دیگر را برای مدت طولانی حصر خانگی کنند؟

آیا شکست پوتین در انتخابات امکان‌پذیر است؟

۲۵ حوت ۱۴۰۲، ۰۰:۱۳ (‎+۰ گرینویچ)

از انتخابات ریاست‌جمهوری روسیه چه انتظاری باید داشت؟ این انتخابات چه معنایی برای جنگ در اوکراین و چه تاثیری بر آن دارد؟ آیا می‌توان احتمال شکست ولادیمیر پوتین را در این رویداد در نظر گرفت؟ برخی رسانه‌های مطرح جهان در گزارش‌هایی به این پرسش‌ها پرداختند.

در آستانه برگزاری انتخابات سراسری و سه روز رای‌گیری برای انتخاب رییس‌جمهوری روسیه از روز جمعه ۲۵ حوت، وزارت امور خارجه اوکراین انتخابات روسیه در سرزمین‌های اشغالی کشورش را غیرقانونی و باطل خواند و از شرکای بین‌المللی خود خواست نتایج آن را به رسمیت نشناسند.

به گزارش رویترز، این وزارت‌خانه در بیانیه‌ای اعلام کرد راه‌اندازی کارزار انتخاباتی در سرزمین‌های تحت اشغال روسیه نشان می‌دهد مسکو «آشکارا به هنجارها و اصول حقوق بین‌الملل بی‌اعتنا» است.

اسکای نیوز به کشته شدن الکسی ناوالنی در شرایطی نامشخص و منع بوریس نادژدین، نامزد مخالف پوتین از شرکت در انتخابات ریاست‌جمهوری اشاره کرد و نوشت: «اکنون دیگر هیچ مانعی برای تمدید شش ساله حکومت ولادیمیر پوتین باقی نمانده‌ است.»

کسانی که به دنبال بررسی دسیسه‌های سیاسی روسیه و نیز سوگیری‌ها در سراسر این کشورند، انتخابات ریاست‌جمهوری را به دقت زیر نظر خواهند‌ داشت.

انتخابات چه زمانی برگزار می‌شود؟

انتخابات ریاست‌جمهوری در روسیه و در مناطق الحاق شده از خاک اوکراین، طی سه روز و از ۱۵ تا ۱۷ مارچ (۲۵ تا ۲۷ حوت) برگزار می‌شود.

این اولین بار است که رای‌گیری در انتخابات ریاست‌جمهوری روسیه طی چند روز و همچنین به صورت آنلاین برگزار می‌شود.

مخالفان رای‌گیری آنلاین می‌گویند در آرای دیجیتال انتخابات پارلمانی سال ۲۰۲۱، نشانه‌هایی از دستکاری وجود‌ داشت.

در دوره‌های قبلی چه شد؟

انتخابات ریاست‌جمهوری روسیه در چند سال گذشته از یک الگوی خاص پیروی کرده ‌است.

برای نمونه در انتخابات ریاست‌جمهوری ۲۰۱۸، پاول گرودینین، نفر دوم حزب کمونیست توانست تنها ۱۱/۸ درصد از آرای رای‌دهندگان را به‌دست آورد، در حالی که پوتین ۷۶/۷ درصد رای‌ها را کسب کرد.

در آن زمان اتهاماتی مبنی بر رای دادن اجباری و بروز تخلفات انتخاباتی وجود داشت.

تصاویر منتشر شده از سوی گروه‌های مخالف دولت نشان می‌دادند صندوق‌های رای از قبل پر بوده‌اند.

پوتین سال ۲۰۱۲ با ۶۴/۳۵ درصد آرا، در سال ۲۰۰۴ با ۷۱/۹۱ درصد آرا و در سال ۲۰۰۰ با ۵۳/۴۴ درصد آرا پیروز انتخابات شده‌ بود.

مبارزات انتخاباتی روسیه چگونه است؟

رئيس‌جمهور روسیه با رای مستقیم مردم انتخاب می‌شود. اگر هیچ نامزدی نتواند بیش از ۵۰ درصد رای‌ها را به دست بیاورد، دور دوم به فاصله سه هفته بین دو نامزد برتر برگزار می‌شود.

ثبت‌نام نامزدها معمولا تا فبروری سال برگزاری انتخابات به پایان می‌رسد.

مبارزه‌های میان نامزدها در ماه‌های فبروری و مارچ و تا قبل از روز انتخابات ادامه دارد.

در سال‌های گذشته میان برخی از نامزدهای ریاست‌جمهوری مناظره‌های تلویزیونی برگزار شد. در یکی از مناظره‌های پر تب و تاب سال ۲۰۱۸، کسنیا سوبچاک، لیوان آب را روی رقیب خود، ولادیمیر ژیرینوفسکی ریخت.

پوتین در آن مناظره حضور نداشت و امسال نیز حضور در مناظره‌ها را رد کرده است.

شاید پوتین می‌داند پیروزی‌اش از پیش مشخص است و برای همین فعالیت چندانی در مبارزات انتخاباتی نمی‌کند.

نامزدهای امسال چه کسانی هستند؟

پوتین ۷۱ ساله پیشتاز این انتخابات است. او اساسا از سال ۱۹۹۹ قدرت را در روسیه در دست گرفته است.

رییس کاخ کرملین برای اینکه بتواند بعد از مدت‌ها حضور در راس قدرت، مجددا نامزد ریاست‌جمهوری شود، قانون اساسی را تغییر داد. بر این اساس او می‌تواند پس از انتخابات سال ۲۰۲۴ هم دو دوره دیگر در این انتخابات شرکت کند.

پوتین با سه رقیب نمادین، نیکولای خاریتونوف از حزب کمونیست فدراسیون روسیه (KPRF)، لئونید اسلوتسکی از حزب ملی‌گرای لیبرال دموکرات (LDPR) و ولادیسلاو داوانکوف از حزب نوپا و میانه‌روی مردم جدید روبه‌رو است.

هیچ یک از این نامزدها تا کنون از او انتقاد نکرده‌اند.

این افراد عمدتا از کرملین و سیاست‌های آن، از جمله حمله به اوکراین حمایت می‌کنند.

انتخابات قبلی نشان داد چنین نامزدهایی بعید است که آرای کافی را برای ایجاد یک چالش واقعی به دست آورند.

آیا ولادیمیر پوتین جشن پیروزی خود را برنامه‌ریزی کرده ‌است؟

هنوز هیچ اعلامیه‌ رسمی‌ای از سوی تیم انتخاباتی پوتین برای برپایی جشن پیروزی منتشر نشده‌ است. با این حال گمانه‌زنی‌ها نشان از برگزاری یک تجمع برنامه‌ریزی شده برای روز ۱۸ مارچ به مناسبت دهمین سالگرد الحاق کریمه به روسیه دارند.

بوریس نادژدین چطور؟

بوریس نادژدین پس از مرگ الکسی ناوالنی، یکی از برجسته‌ترین چهره‌های ضد جنگ است که هنوز در روسیه به سر می‌برد.

نادژدین پس از برگزاری کمپین موفق جمع‌آوری امضا برای شرکت در این رویداد، از سوی کمیسیون انتخابات کشور از حضور در این رقابت منع شد.

نادژدین که ۶۰ سال دارد، خواستار توقف جنگ در اوکراین شد و از دولت روسیه خواست گفت‌و‌گو با غرب را آغاز کند.

او در چهارم ماه مارچ اعلام کرد با وجود قبول اینکه شانس حضورش در انتخابات در حد صفر است اما به اعتراض علیه محرومیتش از سوی کمیسیون انتخابات کشور ادامه می‌دهد.

انتخابات روسیه چه تاثیری بر جنگ در اوکراین دارد؟

بسیاری از مفسران و معدود مخالفان پوتین در روسیه، این انتخابات را یک همه‌پرسی در مورد ادامه جنگ در اوکراین قلمداد می‌کنند.

عباس گالیاموف، تحلیل‌گر سیاسی که در گذشته متن سخنران‌های پوتین را می‌نوشت در این مورد گفت رای‌گیری زمانی معنا دارد که به جای یک گزینه ساده و دوقطبی مانند اینکه «شما موافق یا مخالف پوتین هستید؟»، چند گزینه وجود داشته ‌باشد.

گلیاموف گفت که این انتخابات یک همه‌پرسی در مورد جنگ در اوکراین است و رای به پوتین به مثابه موافقت با ادامه درگیری‌ها.

آیا اعتراضی وجود خواهد ‌داشت؟

تعداد زیادی از رسانه‌های مستقل روسیه در حدود دو سال اخیر توقیف شده‌اند.

شماری از روزنامه‌نگاران و فعالان سیاسی روس به دلیل انتشار آنچه دولت «اطلاعات عمدا نادرست» در مورد تهاجم به اوکراین می‌داند، مجرم شناخته شدند و در خطر صدور حکم مجازات حبس ۱۵ ساله قرار دارند.

در سال‌های اخیر حضور در تظاهرات‌ها علیه دولت در روسیه خطرناک‌تر شده‌ است و کسانی که به خیابان‌ها می‌آیند اغلب دستگیر و زندانی می‌شوند.

ناوالنی اندکی قبل از مرگش از رای‌دهندگان خواسته ‌بود تا ظهر روز یک‌شنبه ۱۷ مارچ پای صندوق‌های رای بروند و به عنوان اعتراض، صف‌هایی طولانی تشکیل دهند.

کرملین هشدار داد هر کسی که به این فراخوان توجه کند، با عواقب قانونی مواجه خواهد ‌شد.

طالبان چگونه از دشمن سرسخت چابهار به حامی این پروژه تبدیل شدند؟

۲۴ حوت ۱۴۰۲، ۱۵:۱۳ (‎+۰ گرینویچ)
•
رضا فرزام

در سال ۲۰۰۹ میلادی حامد کرزی، رئیس‌جمهور پیشین افغانستان و پرانا موکرجی، وزیر خارجه هند شاهراه دلارام – زرنج را افتتاح کردند. افتتاح این پروژه فصل جدیدی از رقابت و همکاری میان کشورهای منطقه را کلید زد.

این شاهراه با هزینه نزدیک به ۱۴۰ میلیون دالر از مجرای کمک‌های دولت هند و طول ۲۲۰ کیلومتر افغانستان را به بنادر مهم چابهار و بندرعباس ایران وصل کرد.

این شاهراه در عین حال بخشی از جاده حلقوی در داخل کشور بود که ولایت‌های هرات و کندهار را به کابل و ولایت‌های شمالی و بالاخره اوزبیکستان متصل می‌کرد.

این مهم‌ترین اقدام عملی برای اتصال افغانستان به دهلیز استراتژیک تجارتی – ترانزینی چابهار بود.

برنامه بعدی هند، ساخت ۹۰۰ کیلومتر خط آهن از چابهار تا بامیان جهت سرمایه‌گذاری ۱۱ میلیارد دالری در معدن آهن حاجی‌گک بود که به دلیل بحران سیاسی پس از تسلط دوباره طالبان به تعویق افتاد.

در مدت دو سالی که کار ساخت این شاهراه به طول انجامید، به صورت پیوسته مورد حملات مرگبار طالبان قرار گرفت.

در سلسله حملات زنجیره‌ای این گروه برای متوقف ساختن این پروژه، بین ۱۰۰ تا ۱۳۰ تن از مهندسان و کارمندان این پروژه حیاتی به قتل رسیدند.

این حملات در نگرانی عمیق بعضی از مقامات نظامی پاکستان در زمینه توسعه روابط هند، ایران و افغانستان ریشه داشت. جنرال آصف یاسین ملک، وزیر دفاع پیشین پاکستان (۲۰۱۲ – ۲۰۱۴) که قبل از آن در موقف‌های مهم نظامی در این کشور کار کرده‌ بود، در سال ۲۰۱۶ این نگرانی را به‌صورت علنی در یک نشست مهم در اسلام‌آباد مطرح و کریدور چابهار را تهدیدی برای امنیت ملی پاکستان قلمداد کرد.

هرچند وزارت خارجه پاکستان و سرتاج عزیز، مشاور پیشین امنیت ملی این کشور، چابهار را نه تنها تهدید بلکه فرصتی برای تقویت مناسبات منطقه‌ای عنوان کردند، اما آنچه طالبان به عنوان نیروهای نیابتی پاکستان در زمین واقعی به نمایش گذاشتند، نشان می‌داد که استراتژیست‌های پاکستان به صورت فزاینده‌ای از تقویت نفوذ سیاسی و اقتصادی هند در افغانستان، نگران اند.

به صورت تاریخی، پاکستان مهم‌ترین مسیر تجارتی و ترانزیتی برای افغانستان و دسترسی به آب‌های آزاد بین‌المللی به شمار می‌رود. با وجود تغییرات جدی در ساختار تجارت خارجی افغانستان، هنوز هم پاکستان به عنوان بزرگترین مقصد صادراتی کشور از جذابیت برخوردار است. این وابستگی گسترده، برای پاکستان امتیاز استراتژیک ایجاد کرده‌است.

چابهار، هم از منظر هزینه و زمان و هم به لحاظ کاهش وابستگی استراتژیک از مجرای متنوع‌سازی مسیرهای تجارتی برای افغانستان از اهمیت ویژه برخوردار است.

بر اساس شواهد تاریخی در دهه ۵۰ میلادی، همزمان با آغاز جنگ سرد و اوج گرفتن تنش‌ها بر سر مساله دیورند، افغانستان برای اولین بار طرح استفاده از چابهار را مطرح کرد ولی از جانب امریکا و شاه ‌ایران به دلیل غیر عملی خواندن، مورد استقبال قرار نگرفت. با این حال روشن است که دلیل محوری مخالفت با این پروژه، نگرانی از نفوذ سیاسی و اقتصادی اتحاد جماهیر شوروی بود.

پس از به قدرت رسیدن دوباره طالبان و تداوم روابط دیپلوماتیک با هند – برخلاف دور اول حاکمیت این گروه – به نظر می‌رسد چابهار دوباره به یکی از اولویت‌های مهم تبدیل شده‌ است.

بازدید بلندپایه‌ترین مقام اقتصادی طالبان از چابهار و سفر رئیس بخش افغانستان، ایران و پاکستان وزارت خارجه هند به کابل، تلاش‌های دیپلوماتیک در راستای تقویت همکاری و به‌خصوص در زمینه دهلیز چابهار به شمار می‌رود.

از سوی دیگر، افزایش تنش‌ها میان طالبان و پاکستان بر سر مسایل مهمی چون خط دیورند، اخراج اجباری هزاران مهاجر افغان و حضور نیروهای تحریک طالبان پاکستان در مرزهای دو کشور، بارها منجر به درگیری مرزی و بسته‌شدن مرزها شد.

این تنش‌ها به صورت واقعی فشار بر حاکمیت طالبان را افزایش داده و زندگی روزمره مردم و به خصوص صادرکنندگان کشور را تحت تاثیر قرار داده است.

این چالش‌ها با ایران نیز هم‌چنان وجود دارد. ایران به دلیل برنامه هسته‌ای و سیاست بی‌ثبات‌سازی منطقه‌ای، مورد شدیدترین تحریم‌های غرب قرار دارد. پروژه‌های چون چابهار و تقویت مناسبات اقتصادی و تجاری با کشورهای منطقه، بخشی از استراتژی این کشور در راستای دور زدن تحریم‌های غرب است. پس از تسلط دوباره طالبان، این کشور به بزرگترین وارد کننده کالا به افغانستان تبدیل شده و بازرگانان افغانستان در جایگاه نخست سرمایه‌گذاران خارجی در این کشور قرار دارند.

ضمن تقویت روابط تجارتی و دیپلوماتیک، طالبان با رژیم ایران مسایل حل‌نشده‌ای زیادی دارند. از اختلافات ایدیولوژیک تا جنجال بر سر حقابه هلمند، بحران مهاجرین و نگرانی‌های امنیتی ایران از ناحیه افغانستان و قاچاق مواد مخدر. بنابرین به نظر می‌رسد اختلافات سیاسی استفاده از ظرفیت بالقوه دهلیز چابهار را حداقل در کوتاه‌مدت تحت تاثیر قرار خواهد داد.

با تغییر مناسبات سیاسی و اقتصادی جهان و اهمیت محوری هند در استراتژی جنوب آسیای امریکا و مهار چین، به نظر می‌رسد این پروژه مورد حمایت امریکا نیز است.

در دوران ریاست‌جمهوری ترامپ، که ایران مورد شدیدترین تحریم‌های اقتصادی قرار گرفت، پروژه چابهار از این تحریم‌ها معافیت گرفته‌ بود. حضور هند برای توسعه و ثبات افغانستان همواره مورد حمایت امریکا قرار داشته‌ است. هند، برای دسترسی به بازارهای آسیای میانه و رقابت با برنامه‌های بلندپروازانه‌ای چین در منطقه مانند بندر گوادر، اصلی‌ترین بازیگر در این پروژه است.

هرچند چینایی‌ها نیز خواستار سرمایه‌گذاری در بندر چابهار شده‌اند، اما به نظر نمی‌رسد حداقل در کوتاه‌مدت، چابهار تبدیل به صحنه‌ای برای همکاری میان هند و چین به عنوان دو قدرت رقیب در منطقه شود.

این واقعیت را می‌توان از نگرانی فزاینده‌ای امریکا در مورد نفوذ در حال افزایش چین، درک کرد. پارسال، در نشست سران گروه بیست در هند، امریکا از توافق بر سر ابر پروژه تجارتی و ترانزیتی هند – خاورمیانه – اروپا سخن گفت.

این دهلیز استراتژیک تجارتی، به عنوان رقیب یک جاده یک کمربند چین، که از آن به عنوان عظیم‌ترین پروژه تجارتی – ترانزیتی در تاریخ بشر یاد می شود، مطرح شده‌است. این پروژه جدید، چابهار را به یکی از زیر مجموعه‌های مهم در چارچوب استراتژی مهار چین و دسترسی آسان‌تر به ذخایر عظیم انرژی آسیای میانه تبدیل خواهد کرد.

با وجود مناسبات پیچیده ژیوپولتیک میان قدرت‌های منطقه‌ای و بین‌المللی، و نگرانی عمیق از تشدید فعالیت گروه‌های تروریستی در افغانستان تحت حاکمیت طالبان، بعید به نظر می‌رسد که مناسبات اقتصادی و تجارتی میان کشورهای منطقه، مجزا از تنش‌های سیاسی، تبدیل به فرصتی برای افزایش تعامل منطقه‌ای شود. پروژه‌های بزرگ منطقه‌ای مانند چابهار و تاپی سال‌هاست که تحت تاثیر فضای رقابت‌های سیاسی با چشم‌انداز نامطمینی مواجه بوده‌است.

ماجرای کارزار «ما سلیطه‌ایم» در ایران چیست؟

۲۴ حوت ۱۴۰۲، ۱۰:۰۵ (‎+۰ گرینویچ)
•
نعیمه دوستدار

قرن‌هاست کلمات و تعاریف در مورد زنان به شکلی کلیشه‌ای، پر تبعیض و توهین‌آمیز به کار گرفته می‌شوند. برای مقابله با این زبان تحقیرآمیز، نوعی از مبارزه زنان، به کارگیری رتوریک تقابلی و بازپس‌گیری معناست. هشتگ «ما سلیطه‌ایم» از همین دست است.

هفته گذشته ایران اینترنشنال ویدیویی را منتشر کرد که در آن دیده می‌شود یک زن در درمانگاه قم در برابر آخوندی که بی‌اجازه از او فیلم می‌گرفت، اعتراض می‌کند.

پس از آن که گروهی از حامیان حکومت ایران به صورت هماهنگ از عبارت «‌سلیطه» که در افغانستان به آن «شلیطه» می‌گویند، برای خطاب کردن این زن معترض استفاده کردند، فعالان زن و کاربران رسانه‌های اجتماعی با هشتگ ما سلیطه‌ایم، به این اقدام واکنش نشان دادند.

هر جا زنی جاه‌طلب باشد، رئیس خوانده می‌شود اما به مردان می‌گویند «رهبر ذاتی»، حرف زدن زن‌ها با هم اسمش «غیبت» است و مکالمات مردان «شبکه‌سازی». زنی که اعتراض کند «نق‌نقو» است اما مرد «منتقد» است. زنی که مانند زن قمی به حجاب اجباری یا نقض حریم خصوصی‌اش اعتراض کند، سلیطه است.

به همین دلیل است که فمینیست‌ها معتقدند کلمات مهم هستند. در باور کنشگران حقوق زنان کلمات ابزارهای تفکر بشری هستند که واقعیت اجتماعی را بازتاب و آن را شکل می‌دهند. به لحاظ جامعه‌شناختی، کلمات واکنش‌های آگاه و ناخودآگاه را به وجود می‌آورند. ما از کلمات هم برای ارتباط با دیگران هم برای ابهام‌زدایی استفاده می‌کنیم که خود یک شکل از ارتباط است.

یکی از مهم‌ترین موارد تحلیل زبان، اثرات غیرمستقیم آن است. به عنوان مثال، در عین در نظر گرفتن نیت افراد، شوخی‌های جنسیتی و نژادی می‌تواند محیطی را ایجاد کند که مردم واقعا از چوب، سنگ، تفنگ‌ یا بمب‌ برای آسیب رساندن به دیگران استفاده ‌کنند. هر گونه اصطلاحی که از دیگران انسان‌زدایی کند، می‌تواند آسیب‌رساندن به انسان‌ها را آسان‌تر کند.

کلمات اغلب پیش از عمل می‌آیند. نخست کلمات سخت و توهین‌آمیز مبادله می‌شوند و سپس دعوا آغاز می‌شود. کلمات یک سخنران می‌تواند دیگران را به سازمان‌دهی در برابر ناعدالتی وادارد یا از این کار منع‌شان کند.

زنان به طور سیستماتیک با نام‌های ژنریک نامرئی می‌شوند. صدها اصطلاح در زبان‌های مختلف درباره زنان وجود دارد که بیشتر آن‌ها جنسیت‌زده هستند. بنابراین منطقی است که نتیجه بگیریم مردان به طور سیستماتیک مزایایی در زبان دارند و زنان در زبان زیان‌دیده هستند. «دیوانه»، «هرزه»، «سلیطه» و «فاحشه» خواندن زنان تنها چند نمونه از زیان‌دیدگی زنان در زبان و فرهنگ است.

هیستری یا دیوانه‌انگاری زنان

زن‌ها دیوانه/ هیستریک هستند. تاریخ دیوانه خواندن زنان از افلاطون تا ادبیات رسمی و فرهنگ عامه امروز امتداد دارد. هزاران سال است به هزاران روش به زنان گفته شده است نسبت به مردان کم‌هوش‌تر، احساسی‌تر، غیرمنطقی‌تر و ... هستند.

یکی از افراد سرشناس معاصر که زنان را معمولا دیوانه خطاب می‌کند، دونالد ترامپ است. او زنان را به عملکردهای بدنی و کارکرد جنسی‌شان تقلیل می‌دهد اما مجنون خواندن زنان کاری بود که یونانیان باستان شروع کردند. آنها به این نتیجه رسیده بودند مشکل زنان این است که رحم‌هایشان سرگردان است (کلمه هیستری از کلمه یونانی Hustere به معنی رحم یا زهدان مشتق شده است). افلاطون می‌گفت زنان در بطن خود دارای حیوانی بی‌روح هستند که موجب عوارض متعددی برای آنها می‌شود. بنابراین، به لطف این مردان «عاقل»، نیمی از جمعیت جهان به یک اختلال مبتلا شدند: هیستری. با پیشرفت پزشکی، تعریف هیستری تکامل یافت اما در نهایت بی‌اعتبار شد و اکنون در روان‌پزشکی مدرن جایگاهی ندارد. با این حال این ایده که زنان از نظر بیولوژیکی بی‌ثبات هستند در فرهنگ عمومی جا افتاده است.

ایده زن دیوانه به کرات در ادبیات و آثار هنری و سینمایی استفاده شده و وجه مشترک همه این شخصیت‌ها این است که در طول زمان به چیزی بیش از یک استعاره و یک هنجار فرهنگی تبدیل شده‌اند. «دیوانه خواندن زن» تبدیل به روشی برای «سرکوب کردن زنان» و «سر جای خود نشاندنشان» و یادآور این موضوع است که مهم نیست یک زن به چه چیزی دست پیدا می‌کند: او ذاتا دارای نقص است.

یک مثال زنده و امروزی در این زمینه تیلور سوئیفت است. او یکی از ثروتمندترین زنان خودساخته ایالات متحده است اما با این حال همواره در رسانه‌ها تمسخر می‌شود.

سوئیفت اما شخصیت ساخته و پرداخته در رسانه‌ها را نادیده گرفته و در تک‌آهنگ موفق خود یعنی Blank Space این دیوانه‌انگاری را هجو کرده است: «فهرستی طولانی از عاشق‌های سابق دارم/به تو می‌گویند دیوانه هستم …» او در موزیک‌ویدیوی این آهنگ نقش زن دیوانه‌ای را بازی می‌کند.

هرزه و فاحشه خواندن زنان

مدونا یک بار گفت: «من قوی و جاه‌طلبم و می‌دانم چه می‌خواهم. اگر این باعث می‌شود که مرا هرزه بخوانند، خوب است. زنان واقعی نه تنها صمیمی، شجاع، باهوش و شوخ هستند که مهربان و حامی نیز هستند. پس بگذارید زنانه و واقعی باشند. زندگی دشوار است و بعد خواهیم مرد.»

هرزه/Bitch یکی دیگر از اطلاق‌های پر استفاده خطاب به زنان است. آن را می‌توان به طور خلاصه توهینی خواند که اغلب به زنان ناسازگار، قوی، جاه‌طلب و صریح گفته می‌شود. احتمالا این کلمه را بتوان معادل سلیطه فارسی قرار داد. بت دیویس بازیگر گفته است: «وقتی یک مرد نظر می‌دهد، نظر او نظر است؛ اما وقتی یک زن نظر می‌دهد، هرزه است.»

حتی در مناسبات خصوصی هم این اطلاق از سوی مردان به زنان رواج دارد، زنی که قرار ملاقات نگذارد، در محل کار پیشرفت کند، رئیس باشد و نظر کارمند مردی را رد کند، «هرزه/Bitch» است.

روش سنتی برخورد با این خشونت‌های کلامی این بوده که زنان در برابر آن سکوت کنند. برای حقوق برابر درخواست نکنند و وارد رقابت شغلی، سیاسی و اجتماعی نشوند، در برابر نابرابری‌ها اعتراض نکنند و تمام حقوق خود را بابت دریافت لقب زن خوب، زن عفیف، زن پاک و … معامله کنند و برچسب هرزه/هیستریک/ سلیطه را نپذیرند.

فمینیست‌ها و کنشگران حقوق زنان سال‌هاست با این اطلاق‌ها مبارزه می‌کنند و یک روش بسیار پرطرفدار، بازپس‌گیری و مال خود کردن واژه است. یعنی به جای اینکه تلاش کنند خود را از عبارات توهین‌آمیز مبرا کنند، آن‌ها را به شکل طنز و به عنوان رتوریک تقابلی به کار می‌گیرند.

تا سال ۲۰۲۲ یک مجله فمینیستی به نام BITCH وجود داشت که شعارش «پاسخ فمینیستی به فرهنگ پاپ» بود و در وب‌سایت خود این‌گونه توضیح می‌داد: «از این عبارت به عنوان توهین استفاده می‌شود. هرزه را به زنانی می‌گویند که حرف‌ می‌زنند، نظراتی دارند و از بیان نظراتشان ابایی ندارند. اگر اذیت یا آزرده‌خاطر شدید لبخند بزنید. اگر رک و صریح بودن یک زن به معنای هرزه بودن است، ما آن را به عنوان یک تعریف تلقی می‌کنیم.»

مبنای این شیوه برخورد این است که اگر تحت تاثیر کلیشه‌های مرسوم ارزش درونی زن نادیده گرفته می‌شود لازم نیست حتما عصبانی شود یا آن صفت را انکار کند. احساس رهایی‌بخش این است که دنبال تایید مردسالاری نباشد و با خوشحالی قرارداد را زیر پا بگذارد.

شرمسار کردن هرزه‌ها (Slut-shaming) هم اصطلاحی کنشگرانه در همین حوزه است که در واکنش به انتقاد از افراد، به ویژه زنان و دخترانی به کار برده می‌شود که انتظارات رفتاری و ظاهری را در مورد مسایل مربوط به جنسیت نقض می‌کنند. این اصطلاح برای بازپس‌گیری کلمه هرزه/Slut و توانمندسازی زنان و دختران برای داشتن اختیار بر تمایلات جنسی خود به کار می‌رود.

یکی از نمونه‌های بین‌المللی این رتوریک و واکنش، راهپیمایی هرزه‌ها (SlutWalk) است که به دنبال پایان دادن به فرهنگ تجاوز جنسی، از جمله مقصر دانستن و سرزنش قربانیان تجاوز جنسی است.

شرکت‌کنندگان به هر گونه توجیه یا توضیح تجاوز جنسی‌ با اشاره به ظاهر زن اعتراض می‌کنند و نام کمپین خود را راهپیمایی هرزه‌ها گذاشته‌اند تا به هرزه‌ خواندن زنان معترض یا آسیب‌دیده اعتراض کنند. این راهپیمایی نخستین بار در سال ۲۰۱۱ در تورنتوی کانادا در واکنش به یک افسر پولیس تورنتو انجام شد که برای پیشگیری از تجاوز جنسی‌ پیشنهاد کرده بود زنان باید از پوشیدن لباس‌های نامناسب مانند هرزه‌ها خودداری کنند.

آنچه این روزها در فضای شبکه‌های اجتماعی ایران با هشتگ «ما سلیطه‌ایم» دیده می‌شود، نمونه دیگری از این شیوه تقابل رتوریکی در مقابل جریانی است که دهه‌هاست هم به شکل حکومتی و سیاسی زنان را سلیطه می‌خواند هم این تلقی از زنان معترض را تبدیل به یک فرهنگ عمومی کرده است.

کسانی که این هشتگ را به طور گسترده در شبکه‌های اجتماعی به کار گرفته‌اند به دهه‌ها سلیطه نامیده شدن زنان ایرانی در رسانه‌های رسمی جمهوری اسلامی و از زبان شخصیت‌های حکومتی اعتراض دارند و تلاششان این است که تاکید کنند: «اگر مقاومت ما در برابر فرهنگ ضد زن و مردسالار، مقاومت مدنی‌مان در برابر قوانین تبعیض آمیز و فریادمان در برابر ظلم سلیطگی است، #ما_سلیطه‌ایم.»

تهدید هسته‌ای پوتین؛ روسیه چه تعداد سلاح اتمی دارد و چه کسی آن را کنترول می‌کند؟

۲۳ حوت ۱۴۰۲، ۱۸:۱۱ (‎+۰ گرینویچ)

ولادیمیر پوتین، رئيس‌جمهور روسیه به غرب هشدار داده است که اگر حاکمیت کشورش به خطر بیفتد، مسکو آماده استفاده از سلاح هسته‌ای است. روسیه بزرگترین زرادخانه هسته‌ای جهان را دارد. تعداد این سلاح‌ها چقدر است و چه کسی بر آن کنترول دارد؟

به گزارش فدراسیون دانشمندان امریکایی، پوتین کنترول حدود ۵۵۸۰ کلاهک هسته‌ای را دست دارد. تخمین زده می‌شود که از این تعداد، حدود ۱۲۰۰ آن از کار افتاده و حدود ۴۳۸۰ کلاهک دیگر برای استفاده توسط پرتابگرهای استراتژیک دوربرد و نیروهای هسته‌ای تاکتیکی کوتاه‌برد ذخیره شده‌اند.

طبق این گزارش، از میان کلاهک‌های ذخیره شده، ۱۷۱۰ کلاهک استراتژیک روی انواع موشک‌ها مستقراند: حدود ۸۷۰ کلاهک روی موشک‌های بالستیک زمینی، حدود ۶۴۰ کلاهک روی موشک‌های بالستیک زیردریایی و احتمالا ۲۰۰ کلاهک در پایگاه‌های بمب افکن‌های سنگین مستقر‌اند.

چنین اعدادی به این معنی است که مسکو می‌تواند جهان را چندین مرتبه نابود کند.

در طول جنگ سرد، اتحاد جماهیر شوروی بیش از ۴۰ هزار کلاهک هسته‌ای داشت، در حالی که امریکا حدود ۳۰ هزار کلاهک داشت. این دو کشور بعدا در چارچوب توافقاتی، از میزان کلاهک‌های اتمی خود کاستند.

تحت چه شرایطی از سلاح هسته‌ای استفاده می‌شود؟

دکترین هسته‌ای منتشر شده روسیه در سال ۲۰۲۰ شرایطی را برای استفاده از سلاح هسته‌ای مشخص می‌کند: در پاسخ به حمله هسته‌ای یا سایر سلاح‌های کشتار جمعی، یا سلاح‌های متعارف علیه روسیه که «موجودیت دولت را در معرض تهدید قرار دهد.»

چه کسی دستور حمله هسته‌ای را می دهد؟

رئیس جمهور روسیه تصمیم گیرنده نهایی در مورد استفاده از سلاح‌های هسته‌ای روسیه است.

در واقع کیف هسته‌ای یا «چگت»، برگرفته از نام کوه چگت در قفقاز، همیشه همراه ولادیمیر پوتین است. سرگئی شویگو، وزیر دفاع و والری گراسیموف، رئیس ستاد کل نیروهای روسیه نیز چنین کیف‌هایی دارند.

این کیف یک ابزار ارتباطی است که رئیس جمهور را از طریق شبکه فرماندهی و کنترول الکترونیکی بسیار محرمانه به نیروهای نظامی و سپس به نیروهای موشکی متصل می‌کند.

آزمایش تسلیحات هسته‌ای

فدراسیون دانشمندان امریکایی می‌گوید که روسیه به استثنای مدرن‌سازی سلاح‌های هسته‌ای خود، قصد ساخت تسلیحات هسته‌ای بیشتر را ندارد. علاوه بر این، مسکو آزمایش هسته‌ای را منوط به انجام آن از سوی امریکا کرده است.

بعد از فروپاشی شوروی سابق،‌ روسیه اقدام به انجام آزمایش هسته‌ای نکرده است.

آخرین آزمایش هسته‌ای امریکا در سال ۱۹۹۲،‌ چین و فرانسه در سال ۱۹۹۶، هند و پاکستان در سال ۱۹۹۸ و کوریای شمالی در سال ۲۰۱۷ بوده است. آخرین آزمایش هسته‌ای اتحاد جماهیر شوروی سابق در سال ۱۹۹۰ انجام شد.

روسیه معاعده منع جامع آزمایش هسته‌ای را در سال ۱۹۹۶ امضا و در سال ۲۰۰۰ تصویب کرد. امریکا آن را در سال ۱۹۹۶ امضا کرده اما هنوز به تصویب نرسانده است.