آدام بولر، مشاور ترامپ، هشدار داد که اگر طالبان شهروندان زندانی امریکایی را آزاد نکند، با سرنوشتی مشابه ونزوئلا و جمهوری اسلامی مواجه خواهد شد. در حال حاضر سه شهروند امریکایی در زندان طالبان به سر میبرند.
طالبان ظاهراً تهدیدهای امریکا را جدی گرفتهاند. رهبران این گروه در برابر این تهدیدها سکوت اختیار کردهاند و وزارت خارجه طالبان نیز اعلامیهای محترمانه و بسیار محتاطانه منتشر کرده است.
با این حال، ذبیحالله مجاهد، سخنگوی طالبان و فرد معتمد هبتالله آخندزاده، تعبیر دیگری از تحرکات امریکا در منطقه ارائه داد که بازگوکننده ذهنیت حلقه قندهار است. او در یک مصاحبه گفت که امریکا به دنبال بهانه است تا سناریوهایی علیه طالبان ترتیب دهد. او پیش از این نیز حملات پاکستان به افغانستان را به دسایس امریکا علیه طالبان نسبت داده بود.
امریکا در حالی بر طالبان فشار میآورد که درگیر یک جنگ پرهزینه با ایران است. چشمانداز پیروزی دونالد ترامپ بر جمهوری اسلامی نامشخص است و اقتصاد جهان به علت اختلال در عرضه انرژی دچار شوک شده است.
دونالد ترامپ، رئیسجمهور امریکا، سیاست خارجی مبتنی بر قدرت نظامی را در پیش گرفته و میگوید دشمنان امریکا باید در برابر این کشور تمکین کنند.
طالبان پس از بیانیه وزارت خارجه امریکا و تهدید نماینده ترامپ، لحن دیپلوماتیک در پیش گرفته است، اما به نظر نمیرسد بدون دریافت امتیاز، سه زندانی امریکایی را آزاد کند. طالبان خواهان آزادی فردی به نام عبدالرحیم افغانی است که در گوانتانامو زندانی است. این گروه آزادی امریکاییها را تنها در چارچوب تبادل زندانیان ممکن میداند.
اما سرسختی طالبان صبر امریکا را به سر رسانده است. اگر سخنان آدام بولر را جدی بگیریم، شاید ترامپ به این نتیجه برسد که طالبان بدون فشار نظامی حاضر به امتیاز دادن نیست. این رویکرد فشار و حذف راس قدرت در ونزوئلا نتیجه داد و نیکولاس مادورو در یک معامله مخفی به امریکا تحویل داده شد، اما سیاست «دیپلماسی بی-۵۲» در ایران هنوز به نتیجه قطعی نرسیده است.
مایکل کوگلمن، کارشناس ارشد امریکایی، باور دارد که احتمالاً فشارهای امریکا بر طالبان در افغانستان با جنگ خاورمیانه مرتبط است. در مقطعیکه خاورمیانه به کانون بحران و درگیری تبدیل شده است، افغانستان باردیگر اهمیت راهبردی یافته است.
در حال حاضر پاکستان، بهرغم بمباران پایگاههای نظامی طالبان، قادر نشده است این گروه را وادار به پذیرش خواستههایش کند. این احتمال را نمیتوان رد کرد که پاکستان با حمایت امریکا این حملات را انجام میدهد.
سرنوشت جنگ ایران میتواند سیاست بعدی ترامپ در برابر طالبان را تعیین کند. از لحن مقامهای امریکایی پیداست که آنها به فشار و تهدید علیه طالبان تمایل دارند. این تمایل بیش از هر چیز در خروج تحقیرآمیز امریکا از افغانستان ریشه دارد؛ خروجی که دونالد ترامپ بارها با سرخوردگی از آن یاد کرده است.
ترامپ که همواره به قدرت امریکا و ارتش آن افتخار میکند، نمیتواند بپذیرد که سربازان امریکایی با شتاب و هرجومرج افغانستان را ترک کردند و آن را به دشمنان خود واگذار کردند.
طالبان و ایران
طالبان، بهرغم خصومتهای تاریخی، پس از سقوط حکومت پیشین به همکار ایران تبدیل شده است. با حمله امریکا و اسرائیل به ایران، طالبان از جمهوری اسلامی حمایت کرد.
برخی ناظران باور دارند که حملات پاکستان به افغانستان برای سرگرم کردن طالبان بوده است، زیرا طالبان تنها دولتی در منطقه است که با ایران روابط عمیق راهبردی دارد. بسیاری از همسایگان ایران مانند عربستان و امارات با این کشور در تنش هستند و عراق نیز تحت نفوذ امریکا است.از این رو، طالبان تنها عقبه استراتژیک ایران در این مقطع دشوار محسوب میشود.
به این ترتیب، فشار امریکا بر طالبان علت موجه دیگری نیز پیدا کرده است. طالبان نمیخواهد به عنوان نیروی نیابتی در محور مقاومت ضدامریکایی جمهوری اسلامی معرفی شود، اما روابط نزدیک و عمیق آن با ایران، این گروه را در برابر فشارهای امریکا آسیبپذیر کرده است.
نباید از یاد برد که در فردای براندازی جمهوری اسلامی، اهمیت اداره طالبان به پایینترین سطح خواهد رسید. طالبان در مرزهای غربی افغانستان شاهد روی کار آمدن رژیمی خواهد بود که روابط نزدیک با امریکا دارد و با متحدان منطقهای جمهوری اسلامی مناسبات سردی خواهد داشت.
لحن عاجزانه طالبان
طالبان در حال حاضر درگیر یک جنگ فرسایشی با پاکستان است. پاکستان بهطور مداوم مواضع طالبان را در کابل، قندهار و ولایتهای مرزی افغانستان بمباران میکند. این وضعیت در بلندمدت پایدار نیست، زیرا خسارات مادی و نظامی جبرانناپذیری بر طالبان تحمیل میکند.
در چنین شرایطی، امریکا نیز برای آزادی شهروندانش بر طالبان فشار آورده و از حملات پاکستان حمایت کرده است.
رهبران طالبان در برابر تهدیدهای امریکا سکوت اختیار کردهاند. تنها یک مقام محلی طالبان واکنش تهدیدآمیزی نشان داد، اما بعدتر پست خود را در شبکه ایکس حذف کرد. این نشان میدهد که اداره طالبان تا چه اندازه در موضعگیری در برابر ایالات متحده محتاط است.
واکنش محتاطانه طالبان نشان میدهد که آنان این تهدیدها را جدی گرفتهاند. مقامات طالبان بارها گفتهاند که حملات پاکستان ریشه در برنامههای امریکا برای ناامن کردن افغانستان و منطقه دارد. سخنگوی طالبان نیز بارها ادعا کرده است که پاکستان از سوی امریکا مامور اجرای پروژه ناامنسازی منطقه و نابود کردن جنگافزارهای باقیمانده امریکایی در افغانستان شده است.
این به آن معناست که طالبان هنوز از امریکا احساس خطر میکند و خاطرات بمباران سنگین جنگندههای بی-۵۲ را فراموش نکرده است.
با گذشت هر روز، امریکا متوجه اشتباه خروج از افغانستان میشود. آیا این کشور به دنبال جبران این اشتباه راهبردی است؟ حمله امریکا به ایران نشان داد که حکومت ترامپ این خروج را نادرست میداند. پیش از آن نیز ترامپ گفته بود که پایگاه بگرام برای نظارت بر تاسیسات هستهای چین اهمیت دارد.
در پی آن، سفیر امریکا در سازمان ملل با اشاره به مجاورت افغانستان با ایران، از دست دادن پایگاه بگرام را مایه حسرت دانست. ترامپ با انتقاد از نحوه خروج از افغانستان گفت که نیروهای امریکایی از بگرام فرار کردند.
پایگاههای امریکا در کشورهایی چون عربستان، قطر، بحرین و کویت نهتنها کمکی به این کشور نکرده، بلکه به نقطه ضعف آن تبدیل شده است. در این مقطع، امریکا باردیگر به اهمیت راهبردی بگرام در منطقه پی برده است. از این رو، بعید نیست که ایالات متحده باردیگر کنترول این پایگاه را به دست گیرد.
موضعگیریهای تازه واشنگتن، مخالفان مسلح طالبان را به مداخله امریکا در افغانستان امیدوار کرده است. به نظر میرسد آنان بهزودی وارد فاز عملی همکاری نظامی با برخی کشورهای منطقه شوند. بنابراین احتیاط و نگرانی طالبان درباره تهدیدهای امریکا بیش از پیش قابل درک است.