طالبان و نظم جدید منطقهای

بعد از توافق احتمالی ایران و امریکا، خاورمیانه با نظم جدیدی روبهرو خواهد شد. طالبان اما یکی از چالشهای اصلی در برابر این نظم جدید به شمار میرود.

بعد از توافق احتمالی ایران و امریکا، خاورمیانه با نظم جدیدی روبهرو خواهد شد. طالبان اما یکی از چالشهای اصلی در برابر این نظم جدید به شمار میرود.
در صورت نهایی شدن توافق ایران و امریکا، چند تحول قابل پیشبینی به نظر میرسد: ایران و پاکستان به بازیگران جدیتر منطقه تبدیل خواهند شد، روند توسعه اقتصادی سرعت بیشتری خواهد گرفت و روابط کشورهای عربی، از جمله عربستان سعودی و قطر، با ایران نزدیکتر خواهد شد. در این معادله، طالبان با ساختار کنونی خود یک مانع جدی محسوب میشود.
اسلامآباد و گوش شنوا در واشنگتن
پاکستان با نقشی که در مذاکرات میان ایران و امریکا ایفا کرد، توانست جایگاه و نفوذ خود را در منطقه و تا حدی در سطح جهانی تقویت کند. این کشور اکنون هم نزد کشورهای منطقه و هم نزد قدرتهایی مانند امریکا از جایگاه بیشتری برخوردار است. در روابط بینالملل، داشتن نفوذ و تأثیرگذاری در ارتباط با قدرتهای مؤثر اهمیت زیادی دارد. مثلا همه کشورها خواهان روابط خوب با واشنگتن هستند، زیرا این روابط منافع سیاسی و اقتصادی به همراه دارد.
دونالد ترامپ، رئیسجمهور امریکا، بارها از مقامهای پاکستانی تمجید کرده و اخیراً جیدی ونس، معاون وی، گفته است که در ماههای اخیر بسیاری از رهبران جهان با عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان، گفتوگو داشته است. این موضوع نشان میدهد که پاکستان تا حدی در گسترش نفوذ و روابط خود با واشنگتن موفق بوده است. اسلامآباد از این نفوذ برای گسترش نقش خود در پرونده افغانستان نیز استفاده خواهد کرد.
اظهارات دونالد ترامپ درباره سلاحهای امریکایی باقیمانده در افغانستان نیز بیارتباط با نگرانیهای پاکستان درباره افغانستان نیست. طبق برخی برآوردها، بیش از ۴۰۰ هزار قبضه سلاح و تجهیزات نظامی به ارزش بیش از ۷ میلیارد دالر در افغانستان باقی مانده است. پاکستان ادعا میکند که ۷۰ درصد حملاتی که در خاک این کشور انجام شده، با همین سلاحها صورت گرفته است. اسلامآباد این موضوع را تهدیدی علیه امنیت خود و حتی امریکا میداند.
هرچند طالبان بارها این اتهامها را رد کرده و گفته است که از «خاک افغانستان هیچ کشوری تهدید نمیشود.» طالبان همچنین درخواست بازگرداندن سلاحهای امریکایی را بهصراحت رد کرده و آنها را «غنیمت جنگی» توصیف کرده است که قابل بازگرداندن نیستند.
با این حال، به نظر میرسد که پس از امضای توافق میان ایران و امریکا، سطح همکاری و تبادل اطلاعات میان پاکستان و ایالات متحده افزایش یابد و دو کشور در حوزههای مشخص امنیتی و اطلاعاتی هماهنگی بیشتری داشته باشند. در چنین شرایطی، احتمالاً اسلامآباد برای آنچه «مبارزه مشترک با تروریسم در افغانستان» خوانده میشود، فشارهای بیشتری بر طالبان وارد خواهد کرد.
پایان رابطه مصلحتی ایران و طالبان؟
ایران در کوتاهمدت با طالبان مدارا خواهد کرد. دلیل اصلی این رویکرد، نگرانیهای امنیتی است. اگر توافق ایران و امریکا نهایی شود، بخش مهمی از نگرانیهای امنیتی تهران کاهش خواهد یافت و ایران دیگر تهدیدی وجودی در منطقه احساس نخواهد کرد. بر اساس مفاد تفاهم احتمالی، ایران پس از این توافق فرصتهای اقتصادی بیشتری به دست خواهد آورد و دست بازتری برای گسترش روابط اقتصادی در داخل و خارج از کشور خواهد داشت.
براساس یکی از بندهای تفاهم ایران و امریکا، قرار است صندوق سرمایهگذاریای ایجاد شود که حدود ۳۰۰ میلیارد دالر توسط متحدان امریکا در منطقه در ایران سرمایهگذاری کند. ایران تلاش دارد این توافق از برجام گستردهتر باشد تا کشورهای بیشتری در آن دخیل شوند و احتمال بازگشت دوباره فشارهای امریکا کاهش یابد.
در این چارچوب، ایران دست بازتری در منطقه خواهد داشت و به یکی از بازیگران اصلی تبدیل خواهد شد. در این معادله، تهران تلاش خواهد کرد یکی از مشکلات اصلی خود با طالبان را حل کند. مشکل اصلی ایران، طالبان با ساختار کنونی آن است. ایران در پنج سال گذشته روابط خود با طالبان را عمدتاً بر مبنای تعاملات موقت و کوتاهمدت تنظیم کرده و امتیازهایی نیز به این گروه داده است؛ اما در بلندمدت، طالبان میتواند به یک چالش جدی برای ایران تبدیل شود.
مشکل ایران با طالبان در درازمدت حتی عمیقتر از نگرانیهای پاکستان است. طالبان با ساختار کنونی خود یک تهدید ایدئولوژیک جدی برای ایران محسوب میشود و تهران بهخوبی از این خطر آگاه است. بنابراین، ایران با همکاری پاکستان و دیگر کشورهای منطقه و با استفاده از فرصتهای اقتصادی ناشی از توافق با امریکا و کاهش نگرانیهای امنیتی، تلاش خواهد کرد طالبان را برای ایجاد تغییرات تحت فشار قرار دهد.
دستکم سه دلیل عمده برای این فشارها وجود دارد: نخست، دلایل امنیتی. یکی از نگرانیهای تاریخی تهران این است که طالبان یک جریان تندرو سنی است، با ایران شیعه خصومت دارد و زمینه رشد گروههای افراطی مانند داعش را فراهم میکند. از نگاه ایران، این تهدیدها همچون آتشی زیر خاکستر هستند که هر زمان ممکن است منافع این کشور را بسوزاند.
دوم، طالبان بسیاری از متحدان تاریخی، فرهنگی و سیاسی ایران را از قدرت کنار زده است. تاجیکها، شیعیان و دیگر گروههای غیرپشتون سهم چندانی در ساختار قدرت ندارند و این مسئله بخشی از نگرانیهای تهران است. ایران در صورت افزایش نفوذ منطقهای خود ممکن است طالبان را برای تغییر این سیاست تحت فشار قرار دهد.
سوم، مسئله اقتصادی است. با گسترش روابط اقتصادی در منطقه، ایران طالبان را مانعی جدی در مسیر این همکاریها میبیند؛ بهویژه آنکه بخشی از این تعاملات اقتصادی از طریق مسیرهای ترانزیتی منطقه، از جمله بندر چابهار، انجام خواهد شد. طالبان با ساختار فعلی خود مانعی در برابر ادغام کامل افغانستان در این روندها محسوب میشود. افغانستان برای بهرهبرداری از فرصتهای اقتصادی منطقه باید بهصورت قانونی و با مشروعیت بینالمللی به اقتصاد منطقه متصل باشد و موانع حقوقی و امنیتی برطرف شود. از این رو، ایران تلاش خواهد کرد با همکاری پاکستان و دیگر کشورهای منطقه فشار بیشتری بر طالبان وارد کند.
کشورهای عربی و بازتعریف رابطه با ایران
اگر توافق ایران و امریکا نهایی شود، احتمال زیادی وجود دارد که کشورهای عربی، بهویژه عربستان سعودی و قطر، روابط خود با تهران را در سطحی راهبردی گسترش دهند. یکی از دلایل این نزدیکی آن است که پس از جنگ میان امریکا و اسرائیل با ایران، آسیبپذیریهای امنیتی کشورهای عربی بیش از پیش آشکار شد. این کشورها دریافتند که چتر امنیتی امریکا به تنهایی کافی نیست و نمیتوان همه سرمایهگذاریهای امنیتی خود را بر واشنگتن متمرکز کرد.
حملات متقابل میان ایران و اسرائیل و پیامدهای آن نشان داد که تصویر «جزیره امن سرمایهگذاری» در کشورهای حاشیه خلیج فارس در برابر تهدیدهای امنیتی ایران آسیبپذیر است. بنابراین، بدون سطحی از همکاری و تفاهم میان ایران و کشورهای عربی، حفظ ثبات اقتصادی و جذب سرمایهگذاری دشوار خواهد بود.
در نتیجه، کشورهای عربی تلاش خواهند کرد با ایران وارد تعاملات راهبردی سیاسی و اقتصادی شوند. در این چارچوب نیز طالبان میتواند یک مانع باشد. در گذشته، به دلیل رقابتهای شدید و بیاعتمادی میان ایران، عربستان و قطر، مسئله گروههای تندرو سنی و تهدید داعش همواره یکی از نگرانیهای اصلی بوده است. تداوم وضعیت کنونی طالبان میتواند این بیاعتمادی را حفظ کرده و مانعی در برابر توسعه روابط اقتصادی و سیاسی میان کشورهای منطقه باشد.
از این رو، ممکن است ایران و پاکستان با همکاری کشورهایی مانند قطر و عربستان سعودی فشار بیشتری بر طالبان وارد کنند تا عوامل بیاعتمادی و موانع موجود در مسیر توسعه روابط سیاسی و اقتصادی منطقه کاهش یابد. پاکستان نیز روابط نزدیکی با قطر و عربستان دارد و آینده افغانستان ممکن است بیش از گذشته تحت تأثیر هماهنگی میان ایران، پاکستان، قطر و عربستان قرار گیرد. نگرانیهای امریکا درباره افغانستان نیز میتواند در چارچوب همکاری و هماهنگی این کشورها با واشنگتن مورد بررسی قرار گیرد.