• العربية
  • پښتو
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • پښتو
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

طالبان و نظم جدید منطقه‌ای

عارف یعقوبی
عارف یعقوبی

روزنامه‌نگار، افغانستان اینترنشنال

۲ سرطان ۱۴۰۵، ۲۲:۵۹ (‎+۱ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۰۳:۲۵ (‎+۱ گرینویچ)

بعد از توافق احتمالی ایران و امریکا، خاورمیانه با نظم جدیدی روبه‌رو خواهد شد. طالبان اما یکی از چالش‌های اصلی در برابر این نظم جدید به شمار می‌رود.

در صورت نهایی شدن توافق ایران و امریکا، چند تحول قابل پیش‌بینی به نظر می‌رسد: ایران و پاکستان به بازیگران جدی‌تر منطقه تبدیل خواهند شد، روند توسعه اقتصادی سرعت بیشتری خواهد گرفت و روابط کشورهای عربی، از جمله عربستان سعودی و قطر، با ایران نزدیک‌تر خواهد شد. در این معادله، طالبان با ساختار کنونی خود یک مانع جدی محسوب می‌شود.

اسلام‌آباد و گوش شنوا در واشنگتن

پاکستان با نقشی که در مذاکرات میان ایران و امریکا ایفا کرد، توانست جایگاه و نفوذ خود را در منطقه و تا حدی در سطح جهانی تقویت کند. این کشور اکنون هم نزد کشورهای منطقه و هم نزد قدرت‌هایی مانند امریکا از جایگاه بیشتری برخوردار است. در روابط بین‌الملل، داشتن نفوذ و تأثیرگذاری در ارتباط با قدرت‌های مؤثر اهمیت زیادی دارد. مثلا همه کشورها خواهان روابط خوب با واشنگتن هستند، زیرا این روابط منافع سیاسی و اقتصادی به همراه دارد.

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور امریکا، بارها از مقام‌های پاکستانی تمجید کرده و اخیراً جی‌دی ونس، معاون وی، گفته است که در ماه‌های اخیر بسیاری از رهبران جهان با عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان، گفت‌وگو داشته است. این موضوع نشان می‌دهد که پاکستان تا حدی در گسترش نفوذ و روابط خود با واشنگتن موفق بوده است. اسلام‌آباد از این نفوذ برای گسترش نقش خود در پرونده افغانستان نیز استفاده خواهد کرد.

اظهارات دونالد ترامپ درباره سلاح‌های امریکایی باقی‌مانده در افغانستان نیز بی‌ارتباط با نگرانی‌های پاکستان درباره افغانستان نیست. طبق برخی برآوردها، بیش از ۴۰۰ هزار قبضه سلاح و تجهیزات نظامی به ارزش بیش از ۷ میلیارد دالر در افغانستان باقی مانده است. پاکستان ادعا می‌کند که ۷۰ درصد حملاتی که در خاک این کشور انجام شده، با همین سلاح‌ها صورت گرفته است. اسلام‌آباد این موضوع را تهدیدی علیه امنیت خود و حتی امریکا می‌داند.

هرچند طالبان بارها این اتهام‌ها را رد کرده و گفته است که از «خاک افغانستان هیچ کشوری تهدید نمی‌شود.» طالبان همچنین درخواست بازگرداندن سلاح‌های امریکایی را به‌صراحت رد کرده و آن‌ها را «غنیمت جنگی» توصیف کرده است که قابل بازگرداندن نیستند.

با این حال، به نظر می‌رسد که پس از امضای توافق میان ایران و امریکا، سطح همکاری و تبادل اطلاعات میان پاکستان و ایالات متحده افزایش یابد و دو کشور در حوزه‌های مشخص امنیتی و اطلاعاتی هماهنگی بیشتری داشته باشند. در چنین شرایطی، احتمالاً اسلام‌آباد برای آنچه «مبارزه مشترک با تروریسم در افغانستان» خوانده می‌شود، فشارهای بیشتری بر طالبان وارد خواهد کرد.

پایان رابطه مصلحتی ایران و طالبان؟

ایران در کوتاه‌مدت با طالبان مدارا خواهد کرد. دلیل اصلی این رویکرد، نگرانی‌های امنیتی است. اگر توافق ایران و امریکا نهایی شود، بخش مهمی از نگرانی‌های امنیتی تهران کاهش خواهد یافت و ایران دیگر تهدیدی وجودی در منطقه احساس نخواهد کرد. بر اساس مفاد تفاهم احتمالی، ایران پس از این توافق فرصت‌های اقتصادی بیشتری به دست خواهد آورد و دست بازتری برای گسترش روابط اقتصادی در داخل و خارج از کشور خواهد داشت.

براساس یکی از بندهای تفاهم ایران و امریکا، قرار است صندوق سرمایه‌گذاری‌ای ایجاد شود که حدود ۳۰۰ میلیارد دالر توسط متحدان امریکا در منطقه در ایران سرمایه‌گذاری کند. ایران تلاش دارد این توافق از برجام گسترده‌تر باشد تا کشورهای بیشتری در آن دخیل شوند و احتمال بازگشت دوباره فشارهای امریکا کاهش یابد.

در این چارچوب، ایران دست بازتری در منطقه خواهد داشت و به یکی از بازیگران اصلی تبدیل خواهد شد. در این معادله، تهران تلاش خواهد کرد یکی از مشکلات اصلی خود با طالبان را حل کند. مشکل اصلی ایران، طالبان با ساختار کنونی آن است. ایران در پنج سال گذشته روابط خود با طالبان را عمدتاً بر مبنای تعاملات موقت و کوتاه‌مدت تنظیم کرده و امتیازهایی نیز به این گروه داده است؛ اما در بلندمدت، طالبان می‌تواند به یک چالش جدی برای ایران تبدیل شود.

مشکل ایران با طالبان در درازمدت حتی عمیق‌تر از نگرانی‌های پاکستان است. طالبان با ساختار کنونی خود یک تهدید ایدئولوژیک جدی برای ایران محسوب می‌شود و تهران به‌خوبی از این خطر آگاه است. بنابراین، ایران با همکاری پاکستان و دیگر کشورهای منطقه و با استفاده از فرصت‌های اقتصادی ناشی از توافق با امریکا و کاهش نگرانی‌های امنیتی، تلاش خواهد کرد طالبان را برای ایجاد تغییرات تحت فشار قرار دهد.

دست‌کم سه دلیل عمده برای این فشارها وجود دارد: نخست، دلایل امنیتی. یکی از نگرانی‌های تاریخی تهران این است که طالبان یک جریان تندرو سنی است، با ایران شیعه خصومت دارد و زمینه رشد گروه‌های افراطی مانند داعش را فراهم می‌کند. از نگاه ایران، این تهدیدها همچون آتشی زیر خاکستر هستند که هر زمان ممکن است منافع این کشور را بسوزاند.

دوم، طالبان بسیاری از متحدان تاریخی، فرهنگی و سیاسی ایران را از قدرت کنار زده است. تاجیک‌ها، شیعیان و دیگر گروه‌های غیرپشتون سهم چندانی در ساختار قدرت ندارند و این مسئله بخشی از نگرانی‌های تهران است. ایران در صورت افزایش نفوذ منطقه‌ای خود ممکن است طالبان را برای تغییر این سیاست تحت فشار قرار دهد.

سوم، مسئله اقتصادی است. با گسترش روابط اقتصادی در منطقه، ایران طالبان را مانعی جدی در مسیر این همکاری‌ها می‌بیند؛ به‌ویژه آنکه بخشی از این تعاملات اقتصادی از طریق مسیرهای ترانزیتی منطقه، از جمله بندر چابهار، انجام خواهد شد. طالبان با ساختار فعلی خود مانعی در برابر ادغام کامل افغانستان در این روندها محسوب می‌شود. افغانستان برای بهره‌برداری از فرصت‌های اقتصادی منطقه باید به‌صورت قانونی و با مشروعیت بین‌المللی به اقتصاد منطقه متصل باشد و موانع حقوقی و امنیتی برطرف شود. از این رو، ایران تلاش خواهد کرد با همکاری پاکستان و دیگر کشورهای منطقه فشار بیشتری بر طالبان وارد کند.

کشورهای عربی و بازتعریف رابطه با ایران

اگر توافق ایران و امریکا نهایی شود، احتمال زیادی وجود دارد که کشورهای عربی، به‌ویژه عربستان سعودی و قطر، روابط خود با تهران را در سطحی راهبردی گسترش دهند. یکی از دلایل این نزدیکی آن است که پس از جنگ میان امریکا و اسرائیل با ایران، آسیب‌پذیری‌های امنیتی کشورهای عربی بیش از پیش آشکار شد. این کشورها دریافتند که چتر امنیتی امریکا به تنهایی کافی نیست و نمی‌توان همه سرمایه‌گذاری‌های امنیتی خود را بر واشنگتن متمرکز کرد.

حملات متقابل میان ایران و اسرائیل و پیامدهای آن نشان داد که تصویر «جزیره امن سرمایه‌گذاری» در کشورهای حاشیه خلیج فارس در برابر تهدیدهای امنیتی ایران آسیب‌پذیر است. بنابراین، بدون سطحی از همکاری و تفاهم میان ایران و کشورهای عربی، حفظ ثبات اقتصادی و جذب سرمایه‌گذاری دشوار خواهد بود.

در نتیجه، کشورهای عربی تلاش خواهند کرد با ایران وارد تعاملات راهبردی سیاسی و اقتصادی شوند. در این چارچوب نیز طالبان می‌تواند یک مانع باشد. در گذشته، به دلیل رقابت‌های شدید و بی‌اعتمادی میان ایران، عربستان و قطر، مسئله گروه‌های تندرو سنی و تهدید داعش همواره یکی از نگرانی‌های اصلی بوده است. تداوم وضعیت کنونی طالبان می‌تواند این بی‌اعتمادی را حفظ کرده و مانعی در برابر توسعه روابط اقتصادی و سیاسی میان کشورهای منطقه باشد.

از این رو، ممکن است ایران و پاکستان با همکاری کشورهایی مانند قطر و عربستان سعودی فشار بیشتری بر طالبان وارد کنند تا عوامل بی‌اعتمادی و موانع موجود در مسیر توسعه روابط سیاسی و اقتصادی منطقه کاهش یابد. پاکستان نیز روابط نزدیکی با قطر و عربستان دارد و آینده افغانستان ممکن است بیش از گذشته تحت تأثیر هماهنگی میان ایران، پاکستان، قطر و عربستان قرار گیرد. نگرانی‌های امریکا درباره افغانستان نیز می‌تواند در چارچوب همکاری و هماهنگی این کشورها با واشنگتن مورد بررسی قرار گیرد.

پربازدیدترین‌ها

هبت‌الله افراد بیکار طالبان را جایگزین کارمندان دولت پیشین می‌کند
۱

هبت‌الله افراد بیکار طالبان را جایگزین کارمندان دولت پیشین می‌کند

۲

رهبر طالبان فرمانده ناراضی خود را از معاونت والی زابل برکنار کرد

۳

هبت‌الله آخندزاده برای حل مشکلات بدخشان کمیسیون عالی‌رتبه ایجاد کرد

۴

آلمان 'شش دیپلومات دیگر طالبان را می‌پذیرد'

۵
اختصاصی

سرزمین بودا زیر برمه شرکت‌های استخراج معدن

بازی‌های جام جهانی ۲۰۲۶

•
•
•

مطالب بیشتر

سایه توافق امریکا و ایران بر کابل؛ فرصت اقتصادی یا پایان حاشیه امن طالبان؟

۲۹ جوزا ۱۴۰۵، ۱۳:۲۸ (‎+۱ گرینویچ)
سایه توافق امریکا و ایران بر کابل؛ فرصت اقتصادی یا پایان حاشیه امن طالبان؟
100%

با امضای توافق میان رؤسای جمهور امریکا و ایران، نگاه‌ها در افغانستان نیز به پیامدهای احتمالی این تحول دوخته شده است.

برخی ناظران این توافق را فرصتی برای کاهش تنش‌های منطقه‌ای و رونق همکاری‌های اقتصادی می‌دانند، اما گروهی دیگر معتقدند که پایان رویارویی تهران و واشنگتن می‌تواند حاشیه امن سیاسی طالبان را محدود کرده و بار دیگر افغانستان را به کانون توجه بازیگران بین‌المللی بازگرداند.

افغانستان همواره تحت تأثیر تحولات ژئوپولیتیکی منطقه قرار داشته و روابط پرتنش میان ایران و امریکا نیز از این قاعده مستثنا نبوده است.

از زمان حضور نظامی ایالات متحده در افغانستان تا امروز، رقابت و اختلاف میان تهران و واشنگتن یکی از عوامل تأثیرگذار بر معادلات این کشور بوده است. تنها استثنای مهم در این روند به سال ۲۰۰۱ بازمی‌گردد؛ زمانی که ایران در روند سرنگونی حکومت طالبان با امریکا همکاری کرد. با این حال، روابط دو کشور پس از آن بار دیگر وارد دوره‌ای از تنش و رقابت شد.

در سال‌های اخیر، بازگشت طالبان به قدرت، جنگ اوکراین، درگیری‌های غزه، تحولات سوریه و تنش‌های فزاینده میان ایران، امریکا و اسرائیل باعث شد افغانستان تا حد زیادی از اولویت دستور کار سیاست خارجی قدرت‌های جهانی خارج شود. اکنون و در شرایطی که تهران و واشنگتن به توافق رسیده‌اند، این پرسش مطرح است که چنین تحولی چه پیامدهایی برای افغانستان خواهد داشت و آیا این کشور بار دیگر به یکی از موضوعات مهم سیاست منطقه‌ای و بین‌المللی تبدیل خواهد شد؟

بازگشت افغانستان به دستور کار جهانی

در چند سال گذشته، تمرکز قدرت‌های بزرگ بر جنگ اوکراین، بحران خاورمیانه و دیگر چالش‌های امنیتی باعث شد افغانستان در مقایسه با سال‌های نخست بازگشت طالبان، توجه کمتری را به خود جلب کند. این وضعیت به طالبان فرصت داد تا با فشار بین‌المللی کمتری موقعیت خود را تثبیت کنند؛ هرچند موضوع افغانستان همچنان در حوزه‌های امنیتی، حقوق بشری و بشردوستانه مورد توجه باقی مانده است.

متین امین، دیپلومات پیشین افغان، معتقد است توافق میان امریکا و ایران می‌تواند این روند را تغییر دهد. به باور او، با کاهش تنش‌های منطقه‌ای، قدرت‌های جهانی بار دیگر فرصت و انگیزه بیشتری برای تمرکز بر پرونده افغانستان خواهند یافت. او می‌گوید در چنین شرایطی طالبان ممکن است با فشارهای بیشتری از سوی کشورهای غربی و برخی بازیگران منطقه‌ای روبه‌رو شوند؛ کشورهایی که از عملکرد این گروه در زمینه حقوق بشر، مبارزه با تروریسم، ایجاد نظام سیاسی فراگیر و روابط نزدیک با روسیه رضایت ندارند.

نشانه‌های افزایش فشار غرب بر طالبان نیز در ماه‌های اخیر قابل مشاهده بوده است. از جمله، شورای امنیت سازمان ملل متحد به پیشنهاد امریکا، بریتانیا و فرانسه در برخی اسناد رسمی از عنوان «مقامات ذی‌ربط» به جای «مقامات دی‌فکتو» برای طالبان استفاده کرده است؛ اقدامی که از نگاه برخی تحلیلگران بیانگر احتیاط بیشتر جامعه جهانی در قبال مشروعیت‌بخشی به این گروه است.

در همین راستا، محمود صیقل، نماینده سابق افغانستان در سازمان ملل متحد به افغانستان اینترنشنال اظهار داشت که تغییر لحن کشورها درباره طالبان، مستقیماً به مناسبات منطقه‌ای اخیر این گروه، به‌ویژه توافق نظامی اخیر آن‌ها با روسیه مرتبط است.

نورالرحمن اخلاقی، وزیر پیشین مهاجرین و عودت‌کنندگان افغانستان، نیز معتقد است طالبان در سال‌های گذشته از بحران‌های جهانی برای دور ماندن از کانون توجه بین‌المللی بهره برده‌اند. به گفته او، از جنگ اوکراین گرفته تا بحران غزه و تنش‌های ایران، هر بحرانی که افکار عمومی جهان را به خود مشغول کرده، فرصتی برای طالبان بوده است تا بدون فشار جدی‌تر بین‌المللی به سیاست‌های خود ادامه دهند. از نگاه او، پایان جنگ‌ها و کاهش تنش‌های منطقه‌ای می‌تواند بار دیگر توجه جامعه جهانی را متوجه وضعیت افغانستان کند.

ایران؛ از ضرورت همکاری با طالبان تا بازگشت به بازارهای جهانی

در پنج سال اخیر، روابط تهران و طالبان به شکل محسوسی گسترش یافته است. ایران در کنار تعاملات سیاسی و امنیتی، یکی از شرکای مهم اقتصادی افغانستان تحت حاکمیت طالبان نیز بوده است. اما برخی تحلیلگران معتقدند که توافق با امریکا می‌تواند این معادله را دگرگون کند.

وزیران خارجه ایران و طالبان
100%
وزیران خارجه ایران و طالبان

مصطفی مدثر، پژوهشگر روابط بین‌الملل، در گفت‌وگو با افغانستان اینترنشنال می‌گوید ایران طی سال‌های گذشته به دلیل تحریم‌ها و انزوای بین‌المللی ناچار بود برای کاهش فشارها و گسترش نفوذ منطقه‌ای خود به همکاری با بازیگرانی چون طالبان روی آورد. به گفته او، افغانستان یکی از معدود عرصه‌هایی بود که تهران در آن آزادی عمل بیشتری داشت و روابط اقتصادی و سیاسی خود را بدون محدودیت‌های گسترده بین‌المللی دنبال می‌کرد.

مدثر معتقد است در صورت اجرایی شدن توافق و بازگشت تدریجی ایران به اقتصاد جهانی، اولویت‌های تهران نیز تغییر خواهد کرد. به باور او، ایران دیگر مانند گذشته برای دور زدن تحریم‌ها یا حفظ اهرم‌های منطقه‌ای خود به طالبان نیاز نخواهد داشت و تمرکز بیشتری بر بازارهای بین‌المللی و مناسبات اقتصادی گسترده‌تر خواهد گذاشت.

او همچنین یادآور می‌شود که هرچند طالبان در جریان جنگ دوازده‌روزه و همچنین تنش‌های ماه‌های اخیر اقدامی آشکار علیه منافع ایران انجام ندادند، اما کاهش فشارهای خارجی بر تهران می‌تواند انگیزه و ضرورت همکاری نزدیک و ویژه با طالبان را کاهش دهد. به بیان دیگر، مسئله اصلی نه اختلاف با طالبان، بلکه کاهش نیاز استراتژیک ایران به این رابطه خواهد بود.

فرصت اقتصادی یا تهدید سیاسی؟

در مقابل این دیدگاه‌ها، برخی چهره‌های نزدیک به طالبان بر پیامدهای مثبت توافق تاکید می‌کنند. فضل‌الرحمن اوریا، فعال سیاسی نزدیک به طالبان، معتقد است کاهش تنش میان ایران و امریکا می‌تواند خطر گسترش جنگ‌های منطقه‌ای را کاهش دهد و فضای باثبات‌تری برای تجارت و ترانزیت افغانستان فراهم سازد.

به گفته او، با آرام‌تر شدن فضای منطقه، زمینه برای اجرای پروژه‌های اقتصادی، سرمایه‌گذاری و همکاری‌های منطقه‌ای مساعدتر خواهد شد. از نگاه وی، توافق تهران و واشنگتن می‌تواند توجه قدرت‌های بزرگ را از رقابت‌های نظامی به همکاری‌های اقتصادی سوق دهد؛ روندی که افغانستان نیز از آن سود خواهد برد.

پاکستان و معادلات تازه منطقه‌ای

توافق بین امریکا و ایران نتیجه میانجیگری پاکستان بوده است. اسلام‌آباد در ماه‌های اخیر علاوه بر مدیریت تنش‌های خود با طالبان، تلاش کرده است نقش فعال‌تری در تحولات منطقه ایفا کند و جایگاه خود را در معادلات ژئوپولیتیکی تقویت سازد. بر این اساس، کاهش تنش میان تهران و واشنگتن می‌تواند فضای مانور دیپلوماتیک بیشتری برای پاکستان فراهم کند.

هاتف مختار، آگاه مسائل سیاسی نیز در پیامی در شبکه اجتماعی اکس نوشت که نام‌گذاری توافق میان امریکا و ایران به عنوان «تفاهم‌نامه اسلام‌آباد» نشان‌دهنده تلاش پاکستان برای تثبیت جایگاه خود به‌عنوان یک بازیگر مؤثر دیپلوماتیک و میانجی در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی است.

در چنین شرایطی، اسلام‌آباد احتمالاً تمرکز بیشتری بر پرونده افغانستان و به‌ویژه فعالیت‌های تحریک طالبان پاکستانی خواهد داشت. مقام‌های پاکستانی بارها هشدار داده‌اند که تهدیدهای امنیتی برخاسته از خاک افغانستان تنها محدود به پاکستان نیست و می‌تواند پیامدهای منطقه‌ای و حتی فرامنطقه‌ای داشته باشد.

هم‌زمان، پاکستان تلاش دارد اجماع تازه و هماهنگی را در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی درباره افغانستان شکل دهد. از این رو، پایان بحران میان ایران و امریکا ممکن است ظرفیت دیپلوماتیک بیشتری را در اختیار اسلام‌آباد قرار دهد تا دغدغه‌های امنیتی خود درباره وضعیت افغانستان را با جدیت بیشتری دنبال کند.

پایان حاشیه امن طالبان؟

در نهایت، تأثیر توافق امریکا و ایران بر افغانستان را می‌توان در دو سطح متفاوت ارزیابی کرد. در سطح اقتصادی، کاهش تنش‌های منطقه‌ای می‌تواند به ثبات بیشتر، افزایش تجارت و فراهم شدن فرصت‌های تازه برای همکاری‌های منطقه‌ای منجر شود. اما در سطح سیاسی، این توافق ممکن است شرایطی را ایجاد کند که افغانستان بار دیگر به اولویت قدرت‌های منطقه‌ای و جهانی تبدیل شود.

اگر چنین سناریویی تحقق یابد، طالبان با محیطی مواجه خواهند شد که در آن فشارهای سیاسی، حقوق بشری و امنیتی بیش از گذشته افزایش می‌یابد و بازیگرانی مانند ایران، پاکستان و کشورهای غربی نیز با فراغت بیشتری به پرونده افغانستان خواهند پرداخت. در چنین وضعیتی، توافق تهران و واشنگتن می‌تواند نه تنها یک تحول در روابط دو کشور، بلکه نقطه عطفی در آینده سیاسی کابل باشد.

از کنر تا نورستان؛ آتش‌بس با میانجی‌گری جرگه‌ها برقرار شد اما نگرانی‌ها باقی است

۲۶ جوزا ۱۴۰۵، ۲۲:۵۶ (‎+۱ گرینویچ)
•
محبوب‌شاه محبوب
از کنر تا نورستان؛ آتش‌بس با میانجی‌گری جرگه‌ها برقرار شد اما نگرانی‌ها باقی است
100%

به دنبال شدید شدن درگیری‌های طالبان و پاکستان، عبدالقاهر روستاهای کوهستانی ولسوالی دانگام ولایت کنر را پشت سرگذشت. او می‌گوید بعضی شب‌ها چنان تیراندازی شدید بود که کودکان نمی‌توانستند بخوابند. اکنون او همراه با خانواده و دختر زخمی‌اش در ولسوالی بهسود ننگرهار زندگی می‌کند.

این مرد گفت: «وحشت بر ما حاکم بود، هر روز گلوله می‌بارید. خانه‌ها ویران شد و مردم کشته شدند.»

در جریان جنگ میان پاکستان و طالبان دو عضو خانواده او کشته شده‌اند.

یک مقام طالبان در شفاخانه‌ای در کنر به افغانستان اینترنشنال گفت که از دلو ۱۴۰۴ تا ۲۰ ثور ۱۴۰۵، در کنر ۳۱ نفر در حملات پاکستان کشته و ۱۰۷ نفر دیگر زخمی شده‌اند.

هیأت معاونت سازمان ملل متحد در افغانستان (یوناما) در آخرین گزارش خود گفته است که از ۱۱ جدی ۱۴۰۴ تا ۱۱ حمل ۱۴۰۵، در نتیجه درگیری‌ها میان طالبان و پاکستان و خشونت‌ها در امتداد مرز دو کشور، دست‌کم ۳۷۲ غیرنظامی افغان کشته و ۳۹۷ نفر دیگر زخمی شده‌اند.

درگیری‌ها میان طالبان و پاکستان پس از حمله هواپیماهای پاکستانی به کابل در ۱۷ میزان ۱۴۰۴ آغاز شد.

اسلام‌آباد از طالبان افغان انتقاد می‌کند که مانع عبور جنگجویان مسلح پاکستانی به پاکستان نمی‌شوند و خاک افغانستان علیه این کشور استفاده می‌شود، اما اداره طالبان موضوع جنگجویان پاکستانی را مسئله داخلی آن کشور می‌داند.

با وجود این‌که با میانجی‌گری قطر آتش‌بس میان دو طرف اعلام شد و دو طرف در ترکیه، عربستان سعودی و چین برای گفت‌وگو دور یک میز نشستند، اما درگیری‌ها میان دو طرف متوقف نشده است. در آخرین مورد، پاکستان در ۱۹ جوزا به سه ولایت مرزی افغانستان حمله کرد که در آن دستکم ۱۳ نفر کشته شدند. طالبان از پاسخ نظامی به این حمله خودداری کرد.

هم‌زمان با گسترش جنگ، شمار زیادی از خانواده‌ها از مناطق مرزی کنر و نورستان و نیز مناطق آن‌سوی مرز، از باجور و چترال، خانه‌های خود را ترک کرده و بی‌جا شدند. همچنین راه‌های رفت‌وآمد به ولسوالی‌های برگمتال و کامدیش نورستان به‌دلیل تیراندازی نیروهای پاکستانی بسته شد.

یک بزرگی قومی در نورستان می‌گوید که به‌دلیل بسته‌شدن راه‌ها، در ولسوالی‌های کامدیش و برگمتال دارو و مواد غذایی کم شد و یک بوجی آرد به ۲۸ هزار افغانی رسید. بسیاری از مردم دام‌های خود را ذبح کردند، زیرا آرد پیدا نمی‌شد یا قیمت آن آن‌قدر بالا بود که از توان مالی آنان خارج بود.

دیپلوماسی قومی

پس از ماه‌ها درگیری، تیراندازی و بسته‌بودن راه‌ها، مردم در دو سوی خط دیورند به‌تدریج به این نتیجه رسیدند که شاید سیاستمداران نتوانند کاری را انجام دهند که جرگه‌های قومی می‌توانند انجام دهند.

یک بزرگ محلی در کنر می‌گوید: «مردم می‌خواستند زندگی دوباره به حالت عادی برگردد. وقتی حکومت‌ها به نتیجه نرسیدند و راه‌های رسمی دیپلوماتیک پاسخ نداد، مردم به جرگه‌های سنتی خود روی آوردند.»

۲۴ حمل، ۲۶ تن از بزرگان قومی ولسوالی‌های برگمتال و کامدیش نورستان با بزرگان چترال پاکستان به توافقی رسیدند که بر اساس آن، درگیری‌ها از ناری کنر تا نورستان متوقف شد و راه‌ها دوباره باز شد.

در این توافق‌نامه آمده است که آنان برخی تصمیم‌ها را «با اجازه پاکستان و امارت اسلامی» اتخاذ کرده‌اند.

بر اساس یافته‌های افغانستان اینترنشنال، این نشست در یک قرارگاه نیروهای پاکستانی برگزار شد و نظامیان پاکستانی نیز در محل جرگه حضور داشتند.

بزرگان محلی گفتند که نظامیان پاکستانی از آنان خواسته‌اند اعضای تحریک طالبان پاکستان (تی‌تی‌پی) را در مناطق خود اجازه فعالیت ندهند و اگر کسی از آنان حمایت می‌کند، مردم در برابرشان ایستادگی کنند.

سه هفته بعد، در ۱۴ ثور، میان بزرگان قومی باجور و کنر نیز توافق مشابهی صورت گرفت که بر اساس آن، هر دو طرف (ارتش پاکستان و طالبان) در مواضع قبلی خود باقی بمانند، تیراندازی را متوقف کنند، خانواده‌های بی‌جا شده به مناطق خود بازگردند و اگر از یک طرف به طرف دیگر تیراندازی شود، مسئولیت آن مشخص باشد. در این توافق همچنین آمده است که «هر نظام مسئول امنیت داخلی خود است.»

این نکته به موضع رسمی حکومت طالبان درباره رویدادهای امنیتی در پاکستان نزدیک است.

امیرخان متقی، وزیر خارجه طالبان، در اوایل عقرب ۱۴۰۴ در دیداری با دیپلومات‌های خارجی در کابل گفت که آنان مسئول امنیت پاکستان نیستند و افغانستان نیز نمی‌تواند مشکلات پاکستان را به داخل خانه خود بیاورد.

طالبان تاکنون درباره این توافق‌های بزرگان قومی واکنش رسمی نشان نداده‌اند، اما پاکستان از آن استقبال کرده است.

طاهر اندرابی، سخنگوی وزارت خارجه پاکستان، در نشست خبری هفتگی خود در ۱۷ ثور گفت که این توافق نشان می‌دهد مردم در هر دو طرف خواهان صلح اند.

این توافق‌ها سطح درگیری‌ها در منطقه را کاهش داد و زمینه بازگشت خانواده‌های بی‌جا شده را فراهم کرد، اما همچنان درباره تأثیرات بلندمدت این توافق‌های غیررسمی پرسش‌هایی وجود دارد.

یک بزرگ قومی کنر که نخواست نامش فاش شود، به افغانستان اینترنشنال گفت که یکی از خواسته‌های ارتش پاکستان این بوده است که طالبان از نقاط مرز در محدوده کنر فاصله بگیرند و پاسگاه‌های امنیتی ایجاد نکنند. همچنین گزارش‌ها می‌گویند از بزرگان قومی خواسته شده که به جنگجویان تحریک طالبان پاکستان در مناطق خود پناه ندهند.

حامد کرزی، رئیس‌جمهور پیشین افغانستان، در واکنش به این توافق‌ها در ۲۰ ثور گفت: «پاکستان از طریق تجاوزها و فشارهای اخیر، مردم ساکن در دو سوی خط دیورند را وادار کرده است که برای حل مشکلات امنیتی و دیگر مسائل خود به نهادهای دولت پاکستان مراجعه کنند.»

کرزی «توافق‌های امنیتی» را بخشی از تلاش‌های پاکستان برای به‌رسمیت‌شناختن خط دیورند دانست و گفت که این روند اقدامی علیه حاکمیت ملی افغانستان است. او از طالبان خواست درباره این توافق‌ها به مردم توضیح بدهند، اما طالبان تاکنون در این مورد توضیحی ارائه نکرده‌اند.

شماری از تحلیلگران امور افغانستان و پاکستان، توافق‌های اخیر در امتداد مناطق مرزی را تلاشی برای ایجاد تعامل غیررسمی از طریق جرگه‌های قومی، پس از ناکامی گفت‌وگوهای مستقیم میان دو طرف، می‌دانند. به باور آنان، چنین توافق‌هایی نمی‌تواند ثبات درازمدت را تضمین کند.

نذیر احمد سهار، تحلیلگر امور مناطق قبایلی، می‌گوید: «ارتش پاکستان پیش از این نیز در وزیرستان و دیگر مناطق قبایلی با قبایل توافق‌های مشابهی انجام داده بود، اما همه آن‌ها بی‌اثر ثابت شدند.»

به گفته او، این توافق‌ها نشان می‌دهد که طالبان نیز به‌جای اعمال فشار مستقیم بر تحریک طالبان پاکستان (تی‌تی‌پی)، از نفوذ بزرگان قومی و قبایل استفاده می‌کند.

سهار یکی از تفاوت‌های این توافق‌ها با نمونه‌های پیشین را در این می‌داند که این بار توافق‌ها میان قبیله با قبیله صورت گرفته، در حالی که توافق‌های قبلی میان ارتش پاکستان و قبایل منعقد می‌شد. او این روند را تکرار سیاست‌های ناکام گذشته می‌خواند، سیاست‌هایی که بار مهار گروه‌های مسلح را بار دیگر بر دوش اقوام و قبایل می‌گذارد.

پاکستان، تی‌تی‌پی را تهدید اصلی خود می‌داند

پاکستان بارها اعلام کرده است که مشکل اصلی این کشور حضور تحریک طالبان پاکستان در افغانستان است و از طالبان خواسته تا در برابر جنگجویان پاکستانی «اقدام‌های عملی و ملموس» انجام دهد.

با این حال، مواضع رسمی دو طرف طی سال‌های گذشته تغییری نکرده است. طالبان، تحریک طالبان پاکستان را مسئله داخلی پاکستان می‌داند و می‌گوید مسئول تأمین امنیت این کشور نیست.

امیرخان متقی، وزیر خارجه طالبان، در واکنش به ادعاهای مقام‌های پاکستانی پس از انفجار ۱۲ دلو ۱۴۰۱ در پیشاور، که گفته بودند این حمله در افغانستان برنامه‌ریزی شده بود، گفت: «پاکستان نباید برف بام خود را بر بام دیگران بیندازد.»

طالبان نیز بارها پاکستان را متهم کرده است که در حملات خود، خانه‌های مردم، مکاتب، دانشگاه‌ها و دیگر تأسیسات عمومی را هدف قرار می‌دهد.

یک سفیر پیشین طالبان که به دلیل حساسیت موضوع نخواست نامش فاش شود، گفت: «پاکستان برای تحریک مردم علیه طالبان، غیرنظامیان را هدف قرار می‌دهد.»

مقام‌های پاکستانی اما هر بار تلفات غیرنظامیان در حملات خود را رد کرده‌اند.

در ماه حوت سال جاری، پس از حمله هوایی پاکستان به یک مرکز درمان معتادان در کابل که به کشته و زخمی شدن ده‌ها نفر انجامید، حملات هوایی این کشور علیه افغانستان با انتقادهای گسترده روبه‌رو شد. این حمله واکنش‌های بین‌المللی را نیز برانگیخت و سازمان‌های مدافع حقوق بشر خواستار انجام تحقیقات شفاف و پاسخ‌گویی شدند.

پس از این حمله، پاکستان حملات هوایی خود را متوقف کرد و در پی مذاکرات ارومچی در چین، آتش‌بس قبلی به‌صورت غیررسمی تمدید شد.

آصف درانی، نماینده پیشین پاکستان در امور افغانستان، در گفت‌وگو با افغانستان اینترنشنال گفت که مشکل اصلی اسلام‌آباد، تحریک طالبان پاکستان است.

با این حال، شماری از تحلیلگران افغان درباره اهداف حملات هوایی پاکستان در افغانستان ابراز تردید کرده‌اند؛ زیرا به باور آنان، از میزان ۱۴۰۴ تاکنون در حملات هوایی و تیراندازی‌های پاکستان، هیچ عضو ارشد تحریک طالبان پاکستان هدف قرار نگرفته است.

با وجود آن‌که در پی توافق‌های غیررسمی اخیر، سلسله درگیری‌ها متوقف شده، روند «دیپلوماسی مردمی» در دو سوی خط دیورند هنوز به‌عنوان یک راه‌حل نهایی سیاسی تلقی نمی‌شود. به باور برخی تحلیلگران، این‌گونه توافق‌ها اگرچه آرامش موقت ایجاد می‌کند، اما تا زمانی که سازوکارهای رسمی و پایدار سیاسی شکل نگیرد، احتمال ازسرگیری درگیری‌ها همچنان وجود خواهد داشت.

عبدالقاهر، که از دانگام بی‌جا شده است، و شمار زیادی از خانواده‌های دیگر هنوز به مناطق اصلی خود بازنگشته‌اند. آنان می‌گویند با وجود برقراری آرامش نسبی، ترس از آغاز دوباره جنگ باعث شده است تصمیم بازگشت‌شان را به تعویق بیندازند.

احمد ظاهر چگونه جزئیات زندگی پر ماجرای خود را به موسیقی تبدیل کرد

۲۴ جوزا ۱۴۰۵، ۱۶:۰۲ (‎+۱ گرینویچ)
•
مصور زادفر
احمد ظاهر چگونه جزئیات زندگی پر ماجرای خود را به موسیقی تبدیل کرد
100%

یک روز عادی کاری در رادیوی ملی افغانستان در جریان بود. احمد ظاهر می‌خواست آهنگی را که از قبل تمرین کرده بود در استودیوی رادیو ثبت کند. در جریان کار، یکی از ماموران رادیو پیش آوازخوان آمد و گفت: «کسی پشت دروازه آمده و کارت دارد.»

احمد ظاهر از استدیو بیرون شد و دقایقی بعد با یک پارچه کاغذی در دست بازگشت. او که در بازگشت غمگین و تکیده بود، به نوازندگان گفت: «به جای آهنگی که تمرین کرده بودیم، آهنگ دیگری را می‌خوانم.»

نوازندگان و ماموران رادیو تعجب کردند، زیرا برای آهنگ جدید هیچ تمرین نداشتند.

آن روز احمد ظاهر این آهنگ را اجرا و ثبت کرد: «امشب به قصهٔ دل من گوش می‌کنی / فردا مرا چو قصه فراموش می‌کنی» با شعری از هوشنگ ابتهاج و آهنگ‌سازی سلیم سرمست.

غوث زلمی، خبرنگار پیشین رادیو تلویزیون ملی افغانستان که در استودیو حضور داشت به افغانستان اینترنشنال گفت از احمد ظاهر پرسیدم چرا این آهنگ را خواند. به گفته او احمد ظاهر چیزی نگفت جز قطره‌ای اشک.

به گفته آقای زلمی، نامه‌ای که احمد ظاهر دریافت کرده بود، به جدایی از ناجیه، همسر اولش، ارتباط داشت.

این تنها یکی از نمونه‌هایی است که نشان می‌دهد احمد ظاهر چگونه رنج‌ها و تلخی‌های زندگی شخصی خود را به آهنگ‌هایی تبدیل کرد که در موسیقی افغانستان جاودانه شدند؛ ترانه‌هایی که بعدها میلیون‌ها نفر با آن‌ها زیستند و گریستند.

او آهنگ‌های برای مادرش، پسرش، دخترش، خواهرش و دوستانش خوانده است.

ظاهره ظاهر، خواهر این آوازخوان افسانه‌ای، در پاسخ به این پرسش که کدام آهنگ احمد ظاهر را بیشتر دوست دارد، گفته است همه آثار او را دوست دارد، زیرا هر یک از آن‌ها در حال‌وهوای ویژه‌ای خلق شده‌اند. او گفت: «احمد ظاهر نظر به حالت روحی خود، اگر خوش می‌بود، یک بیت مست می‌خواند و اگر دق می‌بود، یک بیت دق می‌خواند.»

۲۴ جوزای، سالروز طلوع و غروب احمد ظاهر است. ۴۷ سال از مرگ «مرموز» او در یک رویداد ترافیکی گذشته و اگر زنده می‌بود، امسال هشتادمین سالگرد تولدش را جشن می‌گرفت.

ولی اشپاری، بنیان‌گذار استودیوی موسیقی آریانا که آثار زیادی از احمد ظاهر را ثبت کرده است، می‌گوید بسیاری از هنرمندان هنگام ورود به استودیو برای ثبت آثارشان پر از دلهره و نگرانی بودند. او می‌گوید هیچ هنرمندی را ندیده بود که به اندازه احمد ظاهر، بی‌هراس، سرشار از انرژی و با شوخ‌طبعی روی صحنه برود.

آقای اشپاری در مصاحبه‌ای با «امید تی‌وی ۲۴» که در یوتیوب منتشر شده، گفته است برای احمد ظاهر هنگام ثبت یک آهنگ فقط یک چیز اهمیت داشت: «می‌گفت من در وقت آهنگ خواندن باید کیف کنم، باید از آوازخوانی خودم لذت ببرم.»

100%

«باز آمدی ای جان من»

ولی اشپاری در مصاحبه‌ای با داوود صدیقی، خبرنگار گفته است که احمد ظاهر آهنگ «باز آمدی ای جان من» را برای شبنم، تنها دخترش، خوانده بود.

شبنم هنوز به دنیا نیامده بود که پدرش درگذشت. فخریه، مادر شبنم، سال‌ها پیش در یک مصاحبه تلویزیونی گفته بود که نام «شبنم» را خود احمد ظاهر برای دخترش انتخاب کرده بود و با اشتیاق فراوان در انتظار تولد او بود؛ آرزویی که به آن نرسید.

شبنم ظاهر، دختر احمد ظاهر
100%
شبنم ظاهر، دختر احمد ظاهر

«ماهم ز ره رسید ولی نارسیده رفت»

ولی اشپاری که شمار زیادی از آهنگ‌های احمد ظاهر را ثبت کرده است، می‌گوید احمد ظاهر این آهنگ را با چشمانی اشک‌بار اجرا کرد: «ماهم ز ره رسید ولی نارسیده رفت.»

او گفته است احمد ظاهر این آهنگ را برای «زندگی اولش» خوانده بود؛ عبارتی که به نظر می‌رسد اشاره به همسر اول او داشته باشد.

احمد ظاهر و ناجیه، همسر اولش
100%
احمد ظاهر و ناجیه، همسر اولش

«خدا بود یارت» و «خدا بود همراهت»

آهنگ‌های «خدا بود یارت، قرآن نگه‌دارت» و «خدا بود همراهت، قرآن پشت و پناهت» از مشهورترین و محبوب‌ترین آثار احمد ظاهر است.

ظاهره ظاهر در مصاحبه‌ای با بی‌بی‌سی فارسی که در سال ۲۰۰۹ منتشر شد، گفت که برای احمد ظاهر، جدایی از ناجیه، همسر اولش، و دوری از رشاد، یگانه پسرش، سخت‌ترین حادثه زندگی بود.

او گفت: « یکی از روز ها وقتی ناجیه، همسر سابق احمدظاهر به امریکا رفت و یگانه پسر او رشاد را نیز با خود برد، احمدظاهر به شدت غمزده شد و احساس تنهایی کرد. او کسی را بیشتر از رشاد، دوست نداشت. روزی خانه آمد و این آهنگ را برایم زمزمه کرد: «خدا بود یارت، قرآن نگهدارت، سخی مددگارت... و بعد دوبیتی های آنرا خواند .... که مرگ بی خبر داره جدایی" و آنگاه در حالی که اشک می ریخت گفت: " می دانی این آهنگ را برای کی ساخته ام ؟ گفتم :"نه!" گفت:"برای پسرم رشاد! حس می‌کنم شاید نتوانم دیگر او را ببینم، اگر روزی زنده نبودم، برایش بگو، این آهنگ را برای او خوانده‌ام و بگو که چقدر دوستش داشته‌ام."»

با این حال، یک پژوهشگر موسیقی به افغانستان اینترنشنال گفت که درباره این دو آهنگ روایت‌های متفاوتی وجود دارد. به گفته او، احمد ظاهر این دو آهنگ را پس از جدایی از ناجیه، همسر اولش، خوانده بود، اما به دلایلی بعدها به نام رشاد ظاهر نیز روایت شدند.

فضای این دو آهنگ، وداعی تلخ آمیخته با آرزوی نیکی و خوشبختی برای محبوبی است که از او دور شده است.

احمد ظاهر و پسرش احمد رشاد ظاهر
100%
احمد ظاهر و پسرش احمد رشاد ظاهر

«بنازم قلب پاکت مادر من»

یکی از دردناک‌ترین لحظه‌های زندگی احمد ظاهر، درگذشت مادرش بود؛ آن هم زمانی که در زندان به سر می‌برد. احمد ظاهر خبر درگذشت مادرش را در زندان شنید و به‌طور موقت اجازه یافت در مراسم تشییع جنازه او شرکت کند.

اعضای خانواده احمد ظاهر از درگذشت مادر به‌عنوان یکی از تلخ‌ترین روزهای زندگی او یاد می‌کنند؛ رویدادی که تأثیر عمیقی بر روحیه‌اش گذاشت. گفته می‌شود او آهنگ «بنازم قلب پاکت مادر من» را تحت تأثیر همین اندوه خوانده است.

ظاهر هویدا، آوازخوان فقید افغانستان و از دوستان نزدیک احمد ظاهر، در مصاحبه‌ای گفته بود: «احمد ظاهر مادرش را در حد پرستش دوست داشت.»

احمد ظاهر آهنگ غمگین دیگری نیز دارد که در آن می‌خواند: «ای خدا، مادر من باز به من ده.»

«می‌روی از من و لبریز فغانم چه کنم»

ظاهره ظاهر در مصاحبه‌ای با آصف معروف در رادیوی بی‌بی‌سی فارسی که در اپریل ۲۰۲۲ منتشر شده، گفته است روزی همراه مادرش بر سر میز غذا نشسته بودند و درباره مراسم عروسی او که قرار بود به‌زودی برگزار شود، صحبت می‌کردند.

او می‌گوید در همین هنگام احمد ظاهر وارد شد و گفت: «من آهنگی برای تو ساخته‌ام.» سپس در حضور ظاهره ظاهر و مادرش این آهنگ را خواند: «می‌روی از من و لبریز فغانم چه کنم / دوستت دارم و ترکت نتوانم چه کنم.» ظاهره ظاهر و مادر با شنیدن این آهنگ اشک ریختند.

به گفته ظاهره ظاهر، احمد ظاهر بعداً به درخواست پادشاه، همین آهنگ را در مراسم عروسی او اجرا کرد.

«پر کن پیاله را» برای «رفیق گل»

«رفیق گل... گوش کن خوب، یک آهنگ برت می‌خوانم به یاد خاطره راه بامیان، به یاد دوست عزیز ما و تو، مرحوم آصفی، زیر کوتل شیبر. اگر یادت باشد، همین آهنگ را برت می‌خوانم.»

این جملات را احمد ظاهر در یکی از نسخه‌های ثبت‌شده مجلسی پیش از آغاز آهنگ «پر کن پیاله را» بیان می‌کند. گفته می‌شود او این آهنگ را برای رفیق یحیایی، کارگردان دهه ۵۰ خورشیدی، پس از سفر او به خارج از کشور تقدیم کرده بود.

احمد ظاهر در بامیان
100%
احمد ظاهر در بامیان

«ما ز رسوایی بلندآوازه‌ایم...»؛ آهنگی که اسطوره برای خودش خواند

احمد ظاهر آهنگ دیگری با شعری از رهی معیری دارد که با این بیت آغاز می‌شود: «همچو نی می‌نالم از سودای دل / آتشی در سینه دارم جای دل.»

در یکی از نسخه‌های اجراهای مجلسی این آهنگ که کمیاب است، هنگامی که احمدظاهر به مصراع «ما ز رسوایی بلندآوازه‌ایم» می‌رسد، می‌گوید: «ای ره، به مه گفته.»

به راستی هم زندگی احمد ظاهر پر از ماجرا و حاشیه بود؛ از روایت‌های گوناگون درباره سه ازدواج گرفته تا زندان، شهرت، «حنجره طلایی» و محبوبیتی کم‌نظیر در میان هنرمندان هم‌عصرش.

100%

«سرآغاز من از انجام خیزد»

با وجود گذشت دهه‌ها از مرگ احمد ظاهر، او همچنان در افغانستان، تاجیکستان و شماری از کشورهای دیگر زنده است. چندین نسل، با آهنگ‌های او زندگی کرده‌اند، عاشق شده‌اند، گریسته‌اند و لبخند زده‌اند.

هر سال سالروز تولد و درگذشت او گرامی داشته می‌شود و رسانه‌ها درباره‌اش یادداشت، خاطره و مقاله منتشر می‌کنند. غروب او، همان‌گونه که خود در آهنگ «سرمه کدی» می‌خواند، شاید سرآغازش بود: «ز سوز مرگ یابم راز هستی/ سرآغاز من از انجام خیزد»

ظاهر هویدا در یکی از مصاحبه‌هایش روایت می‌کند که روزی در باغ احمد ظاهر در استالف همراه او و جمعی از دوستان آواز می‌خواندند.

به گفته او، عبدالظاهر، نخست‌وزیر وقت افغانستان و پدر احمد ظاهر نیز به جمع آنان پیوست تا به موسیقی گوش دهد.

طبق این روایت، عبدالظاهر با شوخی به ظاهر هویدا گفت: «این آدم هم آواز دارد، تو هم آواز داری، اما یک مقدار پیشرفت زندگی هنری‌ات را مرهون ما هم هستی.»

ظاهر هویدا می‌گوید احمد ظاهر از این سخن پدرش برآشفت و گفت: «پدر، در کشور مثل تو هزاران وزیر و صدراعظم آمده‌اند و رفته‌اند، اما احمد ظاهر یکی است.»

او سپس افزود: «تاریخ پس از مرگ ما قضاوت خواهد کرد که جنازه کدام یک با شکوه بیشتری به خاک سپرده خواهد شد؛ جنازه شما یا جنازه احمد ظاهر.»

تغییر چهره برای بقا؛ ۲۵ گروه تروریستی فعال در افغانستان کدام‌اند؟

۲۳ جوزا ۱۴۰۵، ۱۳:۲۳ (‎+۱ گرینویچ)
•
جمشید یما امیری
تغییر چهره برای بقا؛ ۲۵ گروه تروریستی فعال در افغانستان کدام‌اند؟
100%

نگرانی کشورهای منطقه از حضور و فعالیت گروه‌های تروریستی در افغانستان تحت اداره طالبان ابعاد تازه‌ای پیدا کرده است. مقام‌ها از دوشنبه و اسلام‌آباد تا مسکو و تهران درباره حضور و تحرک ۲۳ تا ۲۵ گروه تروریستی در افغانستان هشدار می‌دهند؛ آماری که شورای امنیت سازمان ملل تأیید کرده است.

براساس اسناد کمیته تحریم‌های شورای امنیت، گروه‌های یادشده با توجه به خاستگاه جغرافیایی، اهداف راهبردی و سطح تهدید، در شش دسته عمده قرار می‌گیرند. برخی از این شبکه‌ها از خاک افغانستان برای طراحی و هدایت عملیات‌های فرامرزی استفاده می‌کنند و برخی دیگر سرگرم بازسازی تشکیلات، جذب نیرو و آماده‌سازی برای اهداف درازمدت خود هستند.

برخلاف تصور عمومی، بسیاری از این گروه‌ها دیگر به شکل سازمان‌های بزرگ و مستقل فعالیت نمی‌کنند، بلکه برای کاهش فشارهای امنیتی و حفظ بقا، در قالب هسته‌های کوچک، شبکه‌های اقماری و یا جبهه‌های پوششی فعالیت دارند.

مدیریت این تکثر گروه‌های مسلح، یکی از پیچیده‌ترین چالش‌های امنیتی افغانستان به شمار می‌رود.

یک مقام پیشین امنیتی افغانستان در تشریح این وضعیت می‌گوید: «واقعیت این است که یک روند گسترده ادغام صورت گرفته است. حدود ۲۳ گروه از این مجموعه عملاً در ساختار گروه‌های بزرگ‌تر جذب شده‌اند. طالبان تلاش کرده‌اند فعالیت رسانه‌ای این گروه‌ها را محدود نگه دارند و آن‌ها را زیر نوعی چتر حمایتی قرار دهند تا حساسیت‌های منطقه‌ای و جهانی برانگیخته نشود.»

به گفته این مقام، این تغییرات ساختاری حتی بزرگ‌ترین شبکه‌های تروریستی را نیز دربر گرفته است. او گفت «برای نمونه، در حوزه القاعده اکنون با دو هسته جداگانه روبه‌رو هستیم؛ یکی القاعده مرکزی و دیگری شاخه شبه‌قاره هند. این دو پیش‌تر به‌عنوان یک مجموعه واحد شناخته می‌شدند، اما اکنون به‌عنوان دو بازوی مجزا ارزیابی می‌شوند. در جبهه ضد پاکستان نیز شش تا هفت گروه کوچک‌تر که زمانی مستقل فعالیت می‌کردند، امروز در بدنه تحریک طالبان پاکستانی ادغام شده‌اند و زیر یک چتر واحد فعالیت دارند.»

کشورهای منطقه بارها درباره حضور گروه‌های تروریستی در افغانستان هشدار داده‌اند
100%
کشورهای منطقه بارها درباره حضور گروه‌های تروریستی در افغانستان هشدار داده‌اند

گروه‌های فرامنطقه‌ای؛ از داعش خراسان تا القاعده

در رأس تهدیدهای فرامرزی، داعش خراسان، شبکه القاعده و شاخه شبه‌قاره هند القاعده قرار دارند؛ گروه‌هایی که اهداف خود را فراتر از مرزهای افغانستان تعریف کرده‌اند.

داعش خراسان

پس از بازگشت طالبان به قدرت، داعش خراسان زیر فشار شدید قرار گرفت. این گروه از آغاز شکل‌گیری خود، هم با دولت پیشین افغانستان و هم با طالبان درگیر بوده و همچنان دشمنی آشکاری با طالبان دارد.

برآوردهای امنیتی نشان می‌دهد که داعش خراسان میان دو تا چهار هزار جنگجو در اختیار دارد. رهبری آن عمدتاً در دست افغان‌هاست، اما شهروندان کشورهای آسیای مرکزی، به‌ویژه تاجیکستان و اوزبیکستان، نیز در صفوف آن حضور چشم‌گیری دارند.

داعش خراسان تنها گروهی است که مشروعیت طالبان را به رسمیت نمی‌شناسد و به همین دلیل، فعالیت آن تنها محدود به اقدامات مخفیانه نیست، بلکه به‌صورت آشکار علیه طالبان و اهداف منطقه‌ای عمل می‌کند. حمله مرگبار به تالار کنسرت «کروکوس» در مسکو نمونه‌ای از توانایی این گروه در اجرای عملیات‌های پیچیده فرامرزی با استفاده از تیم‌های کوچک عملیاتی بود.

شبکه القاعده

ایالات متحده پس از کشته شدن ایمن الظواهری، رهبر پیشین القاعده در کابل تصور می‌کرد که القاعده در افغانستان به پایان راه رسیده است، اما گزارش‌های شورای امنیت سازمان ملل متحد نشان می‌دهد که این شبکه در حال بازسازی تدریجی ساختار خود است.

براساس این گزارش‌ها، القاعده پایگاه‌ها و مراکز آموزشی خود را احیا کرده و در چندین ولایت افغانستان حضور دارد؛ هرچند هنوز نشانه‌ای از آغاز عملیات‌های مستقیم فرامرزی توسط هسته مرکزی آن مشاهده نشده است. با این وجود القاعده، نفوذ چشم‌گیری در ساختار و رهبری طالبان دارد.

شاخه شبه‌قاره هند القاعده

گزارش‌های اخیر سازمان ملل متحد از افزایش فعالیت این شاخه حکایت دارند. براساس این گزارش‌ها، اسامه محمود، رهبر شاخه شبه‌قاره هند القاعده، و یحیی غوری، معاون او، در کابل حضور دارند.

همچنین گفته می‌شود بخش رسانه‌ای این شاخه در ولایت هرات فعالیت می‌کند. تیم نظارت بر تحریم‌های سازمان ملل متحد هشدار داده است که نگرانی‌های فزاینده‌ای درباره تمرکز روزافزون این شاخه بر عملیات‌های خارجی وجود دارد.

گروه‌های آسیای مرکزی

جماعت انصارالله، معروف به طالبان تاجیکستان، حرکت اسلامی اوزبیکستان، اتحاد جهاد اسلامی، جماعت امام البخاری و کتائب التوحید والجهاد از مهم‌ترین گروه‌های فعال در این حوزه به شمار می‌روند.

این گروه‌ها عمدتاً در ولایت‌های بدخشان، تخار، قندوز و بغلان مستقر هستند و کشورهای آسیای مرکزی را هدف قرار می‌دهند.

این گروه‌ها گهگاه در امتداد مرزهای افغانستان و آسیای مرکزی، به‌ویژه در مرز تاجیکستان، دست به عملیات می‌زنند. علاوه بر حملات مسلحانه، قاچاق مواد مخدر، انتقال سلاح و جذب نیرو از طریق شبکه‌های اجتماعی نیز بخشی از فعالیت‌های آن‌ها را تشکیل می‌دهد.

طالبان با برگشت به قدرت برای رفع نگرانی کشورهای آسیای مرکزی، این شبه‌نظامیان را از مرزها به مناطق مرکزی و ولایات دورتر منتقل کرد. اما طبق اظهارات برخی منابع، آنان باردیگر به مناطق سرحدی برگشته‌اند.

مقامات امنیتی می‌گویند گروه‌های تروریستی با طالبان پیوند ایدئولوژیک دارند
100%
مقامات امنیتی می‌گویند گروه‌های تروریستی با طالبان پیوند ایدئولوژیک دارند

گروه‌های پاکستانی

تحریک طالبان پاکستانی، جماعت‌الاحرار، حزب‌الاحرار، سپاه صحابه پاکستان، لشکر جهنگوی، لشکر طیبه، جیش محمد و تحریک جهاد پاکستان از مهم‌ترین گروه‌های پاکستانی حاضر در افغانستان به شمار می‌روند.

اسلام‌آباد مدعی است که بیش از شش هزار جنگجوی تحریک طالبان پاکستانی در افغانستان حضور دارند و از خاک این کشور برای طراحی و اجرای حملات در داخل پاکستان استفاده می‌کنند. برخی از این گروه‌ها با دولت پاکستان مشکل ندارند. برخی متمرکز به فعالیت در کشمیر و هند هستند. اما شماری، به ویژه تحریک طالبان پاکستانی به دشمن سرسخت حکومت پاکستان تبدیل شده‌اند.

این موضوع به یکی از مهم‌ترین محورهای تنش میان طالبان و پاکستان تبدیل شده است. طالبان این اتهام‌ها را رد می‌کنند و در مقابل، اسلام‌آباد را به حمایت از پروژه‌های بی‌ثبات‌کننده در افغانستان متهم می‌سازند.

به باور برخی مقام‌های پیشین امنیتی افغانستان، «میان این گروه‌ها باید تفاوت قائل شد. گروه‌هایی مانند جیش محمد و لشکر طیبه از ظرفیت عملیاتی قابل توجهی برخوردارند، اما به دلایل سیاسی کمتر در مباحث بین‌المللی برجسته می‌شوند. پاکستان نیز معمولاً از این گروه‌ها در مجامع جهانی نام نمی‌برد، زیرا این سازمان‌ها در چارچوب رقابت منطقه‌ای با هند و مسئله کشمیر شکل گرفته‌اند.»

آزمون دشوار روابط طالبان و بیجینگ

حزب اسلامی ترکستان شرقی که از جنگجویان اویغور تشکیل شده، عمدتاً در مناطق شمال‌شرقی افغانستان، به‌ویژه بدخشان، حضور دارد.

چین این گروه را یکی از مهم‌ترین تهدیدهای امنیت ملی خود می‌داند و بارها از طالبان خواسته است مانع فعالیت اعضای آن شوند و جنگجویان اویغور را به چین تحویل دهند.

با این حال، طالبان تاکنون از اجرای کامل این خواسته خودداری کرده‌اند؛ موضوعی که نشان می‌دهد پیوندهای ایدئولوژیک همچنان در تصمیم‌گیری‌های این گروه نقش پررنگی دارد. وزیر خارجه چین در سفر به کابل از طالبان خواست از فعالیت گروه‌های ضد چینی در این کشور جلوگیری کنند.

گروه‌های بلوچ

در جنوب و جنوب‌غرب افغانستان، چندین گروه مسلح بلوچ از جمله ارتش آزادی‌بخش بلوچ، جبهه آزادی‌بخش بلوچ و ارتش متحد بلوچ فعالیت دارند. این گروه‌ها عمدتاً در مناطق مرزی افغانستان و پاکستان تحرک دارند. ارتش آزادی بخش بلوچستان بزرگترین عملیات‌ها را در یکی دو سال اخیر در بلوچستان پاکستان راه‌اندازی کرده است. پاکستان، هند را متهم می‌کند که از این گروه شبه‌نظامی حمایت می‌کند. هم‌زمان، طالبان را متهم می‌کند از هند پول می‌گیرد و عملیات بلوچ‌ها را تسهیل می‌کند.

در جبهه ضد ایران نیز جیش‌العدل مهم‌ترین گروه فعال به شمار می‌رود. گزارش‌های مختلف از حضور و رفت‌وآمد برخی اعضای این گروه در مناطق مرزی نیمروز و قندهار حکایت دارند.

چتر حمایتی و بازسازی تشکیلاتی

حضور بیش از ۲۰ گروه تروریستی در افغانستان موضوع تازه‌ای نیست و در دوران حکومت پیشین افغانستان نیز بارها درباره آن هشدار داده شده بود، اما آنچه وضعیت کنونی را متفاوت می‌سازد، فراهم شدن فضای امن‌تر برای فعالیت این گروه‌ها است.

مقامات سابق بدین باور هستند که رابطه همه این گروه‌ها با طالبان رابطه سازمانی است و همه این گروه‌ها با طالبان رابطه استراتژیک دارند.

یک مقام ارشد امنیتی سابق افغان گفت که ۷۵ درصد انتحارکنندگان طالبان از میان اعضای این گروه‌ها بود.

این مقام پیشین با حفظ هویت گفت «طالبان متعهد شده بودند که شما با ما همکاری کنید، پس از آن نوبت شما هم می‌رسد و ما در آزادی کشورهای شما همکاری می‌کنیم.»

او گفت که نمونه این همکاری را اکنون می‌توان با تی‌تی‌پی در پاکستان و با مخالفان تاجیکستان دید. او هشدار داد که «اگر بی‌تفاوتی کنونی ادامه یابد نوبت دیگر کشورها هم می‌رسد.»

به استثنای داعش خراسان، بیشتر این گروه‌ها به‌نوعی با طالبان ارتباط یا همکاری دارند. از همین رو، افغانستان دیگر تنها یک مخفیگاه برای گروه‌های افراطی نیست، بلکه به محیطی امن برای بازسازی تشکیلات، جذب نیرو و گسترش شبکه‌های ارتباطی آن‌ها تبدیل شده است.

احمدضیا سراج، رئیس پیشین امنیت ملی افغانستان، در این باره می‌گوید: «این گروه‌ها از یکدیگر تغذیه می‌کنند. آن‌ها اکنون به بخشی از آرمان‌های خود در افغانستان دست یافته‌اند؛ جایی که نه تنها تحت تعقیب قرار نمی‌گیرند، بلکه در محیطی نسبتاً امن فعالیت می‌کنند. بیشتر این گروه‌ها در پی پیاده‌سازی همان نوع نظامی هستند که طالبان در افغانستان ایجاد کرده‌اند.»

احمدضیا سراج، رئیس پیشین امنیت امنیت ملی افغانستان
100%
احمدضیا سراج، رئیس پیشین امنیت امنیت ملی افغانستان

به گفته او، مهم‌ترین نقش القاعده در این شبکه گسترده، تأمین منابع مالی یا نیروی انسانی نیست، بلکه ارائه چارچوب فکری و ایدئولوژیک «جهاد جهانی» است.

یکی دیگر از نگرانی‌های عمده، گسترش مدارس جهادی وابسته به طالبان است. منتقدان می‌گویند این مدارس در سال‌های اخیر به‌سرعت توسعه یافته‌اند و می‌توانند در آینده به یکی از منابع اصلی جذب نیرو برای گروه‌های افراطی تبدیل شوند. طالبان در پنج سال بیش از ۲۳ هزار مدرسه دینی در سراسر افغانستان ساخته است. هزاران دانش‌آموز در این مدارس سرگرم آموزش‌های جهادی هستند. این نگرانی بسیار جدی است که اگر این دانش‌آموزان از مدارس فارغ شوند، در چه عرصه‌ای به فعالیت ادامه می‌دهند.

ابزار چانه‌زنی سیاسی

بسیاری از تحلیلگران امنیتی معتقدند که خودداری طالبان از برخورد با این گروه‌ها صرفاً ناشی از ناتوانی نیست، بلکه بخشی از یک محاسبه سیاسی به شمار می‌رود.

نصیر احمد اندیشه، نماینده افغانستان در دفتر سازمان ملل متحد در ژنو، می‌گوید: «طالبان از حضور این گروه‌ها به‌عنوان اهرم فشار و ابزار چانه‌زنی در تعامل با کشورهای منطقه و جامعه جهانی استفاده می‌کنند. مخالفان مسلح کشورهای دیگر را در افغانستان نگه می‌دارند و سپس از این ظرفیت برای کسب امتیاز سیاسی بهره می‌گیرند.»

سفیر افغانستان در ژنو
100%
سفیر افغانستان در ژنو

او هشدار می‌دهد که این سیاست در درازمدت پایدار نخواهد بود.

دیپلومات افغانستان گفت که «نشانه‌های این بن‌بست را هم‌اکنون در روابط طالبان و پاکستان می‌بینیم. طالبان در وضعیت دشواری قرار گرفته‌اند؛ اگر علیه تحریک طالبان پاکستانی اقدام کنند، با واکنش این گروه روبه‌رو خواهند شد و اگر اقدامی نکنند، فشارهای پاکستان افزایش خواهد یافت.»

نتیجه‌گیری: تغییر هویت برای بقا

آخرین ارزیابی‌های امنیتی نشان می‌دهد که بسیاری از گروه‌های افراطی مستقر در افغانستان وارد مرحله تازه‌ای از بازسازی تشکیلاتی شده‌اند؛ مرحله‌ای که می‌توان آن را «تغییر هویت برای بقا» نامید.

هدف این روند، از یک سو کاهش فشارهای بین‌المللی بر طالبان به اتهام حمایت از تروریسم فرامرزی و از سوی دیگر، ادامه فعالیت‌های ایدئولوژیک و عملیاتی در قالب نام‌ها و ساختارهای جدید است.

تاکنون هیچ نشانه روشن و قابل راستی‌آزمایی مبنی بر تلاش طالبان برای برچیدن کامل این پناهگاه‌ها در گزارش‌های بین‌المللی مشاهده نشده است. در کنار این چالش امنیتی، تداوم بن‌بست سیاسی، محدودیت‌های گسترده حقوق بشری، محرومیت زنان و دختران از حقوق اساسی و افزایش موج مهاجرت، افغانستان را به کانون‌ اصلی تولید بحران در منطقه تبدیل کرده است.

تا زمانی که سازوکارهای مؤثر و قابل راستی‌آزمایی برای مهار این شبکه‌ها ایجاد نشود، افغانستان همچنان یکی از مهم‌ترین منابع نگرانی امنیتی برای کشورهای منطقه و فراتر از آن باقی خواهد ماند.

آیا کرزی از خط قرمز طالبان عبور کرده است؟

۲۱ جوزا ۱۴۰۵، ۲۱:۱۵ (‎+۱ گرینویچ)
•
سخی احمدی
آیا کرزی از خط قرمز طالبان عبور کرده است؟
100%

برخورد تند طالبان با زنان در هرات و سرکوب خشونت‌آمیز تجمعات مردمی، موجی از اعتراض‌های داخلی و محکومیت‌های بین‌المللی را برانگیخته است. از ملل متحد و سازمان‌های حقوق بشری تا نمایندگان برخی کشورها، همگی خشم و نگرانی خود را نسبت به این رفتارها ابراز کرده‌اند.

در میان واکنش‌های داخلی، موضع‌گیری حامد کرزی، رئیس‌جمهور پیشین افغانستان جلب توجه می‌کند. او با تأکید بر حفظ کرامت و عزت زنان، نسبت به شیوه برخورد مأموران طالبان با زنان بازداشت‌شده در هرات اعتراض کرد.

این موضع‌گیری را می‌توان ادامه دفاع او از حقوق زنان در دوران حاکمیت طالبان دانست، اما انتقاد اخیر او از یک جهت با مواضع پیشینش تفاوت داشت که به‌طور آشکار عملکرد اداره امر به معروف را زیر سوال برد، نهادی که یکی از مهم‌ترین ابزارهای کنترول فرهنگی و مذهبی طالبان به شمار می‌رود. طالبان اجرای دستورات مذهبی و فرهنگی خود را به امر به معروف سپرده است.

اهمیت این موضع‌گیری زمانی بیشتر آشکار می‌شود که با سکوت داکتر عبدالله عبدالله مقایسه شود. هر دو در کابل و زیر نظارت طالبان زندگی می‌کنند. اما در حالی که کرزی بار دیگر به تحولات کشور واکنش نشان داد، عبدالله تاکنون درباره رویدادهای هرات اظهارنظر نکرده است.

کرزی در سال‌های اخیر به‌طور پیوسته درباره بازگشایی مکاتب دخترانه و رعایت حقوق اساسی زنان موضع گرفته، اما عبدالله ترجیح داده است در قبال تحولات داخلی موضع نگیرد.

دو جنبه موضع کرزی

موضع‌گیری کرزی با توجه به محدودیت‌هایی که طالبان در سال‌های اخیر بر او اعمال کرده، قابل توجه است. این گروه بارها سفرهای خارجی و دیدارهای وی با دیپلومات‌های بین‌المللی را محدود کرده و نسبت به انتقادهای علنی او حساسیت نشان داده است. با این حال، کرزی این بار، با وجود پیامدهای احتمالی، سکوت خود را شکست و مستقیماً به سرکوب اعتراضات هرات واکنش نشان داد.

به نظر می‌رسد کرزی با اتکا به جایگاه سیاسی، اعتبار داخلی و روابط گسترده بین‌المللی خود، احساس می‌کند می‌تواند با احتیاط بیشتری از خطوط قرمز طالبان عبور کند. او همچنان یکی از شناخته‌شده‌ترین چهره‌های سیاسی افغانستان در سطح بین‌المللی است و دیپلومات‌های خارجی معمولاً پس از دیدار با مقام‌های طالبان، تلاش می‌کنند با او و در مرحله بعد با داکتر عبدالله نیز دیدار کنند.

  • کرزی بر حق مردم افغانستان در تعیین سرنوشت‌شان تاکید کرد

    کرزی بر حق مردم افغانستان در تعیین سرنوشت‌شان تاکید کرد

اما خط سرخی که کرزی به آن نزدیک شده، صرفاً انتقاد از یک رویداد مشخص نیست. اداره امر به معروف برای طالبان تنها یک نهاد اجرایی نیست، بلکه بخشی از هویت ایدئولوژیک و سازوکار اعمال اقتدار این گروه به شمار می‌رود. انتقاد از نحوه عملکرد این نهاد، به‌ویژه در موضوع حجاب، در واقع به چالش کشیدن یکی از مهم‌ترین پایه‌های رژیم هبت‌الله است.

کرزی در سال‌های اخیر از جمله سیاستمدارانی بوده که بر اصلاح رفتار طالبان و گفت‌وگو با این گروه تأکید کرده است. او بارها با سرنگونی قهری طالبان مخالفت کرده و بر ضرورت یافتن راه‌حل سیاسی و گفت‌وگوهای بین‌الافغانی تأکید ورزیده است. از نگاه او، افغانستان زمانی می‌تواند به ثبات و پیشرفت دست یابد که طالبان و دیگر نیروهای سیاسی و اجتماعی کشور برای ساختن آینده‌ای مشترک همکاری کنند.

با این حال، بازداشت‌های پی‌درپی زنان به دلیل نوع حجاب و برخورد خشونت‌آمیز با معترضان هرات، ممکن است امید سیاستمداران عمل‌گرا و اهل مصالحه‌ای مانند کرزی را نسبت به امکان تغییر در طالبان را کمرنگ‌تر کرده باشد. او در مواضع علنی خود همچنان از تعامل و تشویق طالبان به اصلاح سخن گفته است، اما رویدادهای اخیر بار دیگر این پرسش را مطرح می‌کند که سیاست مدارا و ترغیب تا چه اندازه توان تأثیرگذاری بر رفتار طالبان دارد.

در نهایت، اختلاف میان کرزی و طالبان را نمی‌توان صرفاً اختلافی بر سر حجاب یا آموزش دختران دانست. این اختلاف به دو برداشت متفاوت از مشروعیت سیاسی بازمی‌گردد. کرزی پیش‌تر در گفت‌وگو با هفته‌نامه اشپیگل گفته بود که افغان‌ها حکومتی می‌خواهند که نماینده اراده آنان باشد. این سخن، در جوهر خود، به چالش کشیدن حاکمیت مطلقه هبت‌الله آخندزاده است؛ رهبری که تاکنون هیچ اشاره‌ای به حق مردم برای انتخاب حاکمان کشور نکرده است.

اعتراض کرزی به بازداشت زنان در هرات، در ظاهر واکنشی به یک رویداد مشخص است، اما در سطحی عمیق‌تر، بازتاب دو تصور متفاوت از حکومت در افغانستان است: یکی مبتنی بر اقتدار مطلق هبت‌الله و دیگری مبتنی بر رضایت و مشارکت مردم صاحب حقوق کرامت.