از امانالله تا هبتالله؛ ۱۰۷ سال فراز و فرود قدرت در افغانستان

قدرت در افغانستان اغلب با جنگ، کودتا و تنشهای سیاسی بهدست آمده و در بیشتر موارد نیز با همان شیوه از دست رفته است.

قدرت در افغانستان اغلب با جنگ، کودتا و تنشهای سیاسی بهدست آمده و در بیشتر موارد نیز با همان شیوه از دست رفته است.
مرور تاریخ معاصر افغانستان نشان میدهد که انتقال مسالمتآمیز و قانونی قدرت در این کشور، بیش از آنکه یک قاعده باشد، استثنایی تاریخی بوده است. از زمان امانالله خان تاکنون، بر اساس روایتها و مستندات تاریخی، تنها یک انتقال قدرت از مسیر انتخابات و مطابق قانون اساسی انجام شده است.
از همین رو، تاریخ حاکمان افغانستان تنها داستان رسیدن به قدرت نیست؛ بلکه روایت فرجام حکومتها و سرنوشت رهبرانی است که بسیاری از آنان قدرت را نه با واگذاری داوطلبانه، بلکه با کودتا، جنگ، ترور، تبعید یا زندان از دست دادهاند.
شاه امانالله خان؛ پادشاهی که به دلیل اصلاحات از قدرت سقوط کرد
امانالله خان در سال ۱۹۱۹ پس از اعلام استقلال افغانستان به قدرت رسید و برنامه گستردهای برای نوسازی کشور آغاز کرد. او تلاش داشت افغانستان را از ساختار سنتی به یک دولت مدرن تبدیل کند و در زمینههایی مانند آموزش، قانونگذاری، اصلاح نظام اداری، گسترش روابط خارجی و بهبود جایگاه زنان اصلاحات گستردهای را به اجرا بگذارد.
اما این اصلاحات با مخالفت بخشی از روحانیون، سران قبایل و مخالفان سیاسی روبهرو شد. همزمان مشکلات اقتصادی و ضعف دولت نیز نارضایتیها را افزایش داد.
در سال ۱۹۲۹ با قیام حبیبالله کلکانی، حکومت امانالله خان سقوط کرد. او ابتدا از سلطنت کنارهگیری و سپس به قندهار رفت و در نهایت افغانستان را ترک کرد.
امانالله خان نزدیک به سه دهه پایانی عمر خود را در تبعید گذراند و هرگز به قدرت بازنگشت. او پادشاهی بود که استقلال افغانستان را به دست آورد اما پایان زندگی سیاسی خود را دور از وطن سپری کرد.
حبیبالله کلکانی؛ ۹ ماه حکومت و پایان با اعدام
حبیبالله کلکانی در اوایل سال ۱۹۲۹ با قیام علیه حکومت امانالله خان کابل را تصرف کرد و خود را امیر افغانستان اعلام کرد.
حکومت او از همان آغاز با چالشهای جدی روبهرو بود. بسیاری از فرماندهان نظامی، چهرههای سیاسی و بزرگان کشور از او حمایت نمیکردند و در بخشهای مختلف افغانستان درگیریها ادامه داشت.
چند ماه بعد، محمد نادر خان با نیروهایش کابل را بازپس گرفت و دولت کلکانی سقوط کرد. کلکانی دستگیر شد و در همان سال اعدام شد.
دوره دولت او تنها حدود ۹ ماه دوام آورد و یکی از کوتاهترین دورههای زمامداری در تاریخ معاصر افغانستان به شمار میرود.
محمد نادر شاه؛ پادشاهی که در اوج قدرت ترور شد
محمد نادر شاه پس از شکست حبیبالله کلکانی و تصرف کابل، در سال ۱۹۲۹ به سلطنت رسید. او تلاش کرد پس از سالها ناآرامی، حکومت مرکزی را دوباره سازماندهی کند و ثبات را به کشور بازگرداند.
در دوران حکومت او، روند بازسازی ساختار دولت و تقویت نظام سلطنتی آغاز شد اما مخالفتهای سیاسی همچنان ادامه داشت. حکومت نادر شاه تنها چهار سال دوام کرد.
او در سال ۱۹۳۳ هنگام شرکت در مراسمی در لیسه استقلال کابل، توسط یکی از دانشآموزان این لیسه به نام عبدالخالق، هدف گلوله قرار گرفت و کشته شد. نادر شاه نیز مانند شماری از حاکمان افغانستان، حکومت خود را نه با کنارهگیری بلکه با ترور از دست داد.
محمد ظاهر شاه؛ طولانیترین دوران سلطنت و سالهای تبعید
محمد ظاهر شاه پس از کشته شدن پدرش، محمد نادر شاه در سال ۱۹۳۳ به سلطنت رسید. او نزدیک به چهار دهه بر افغانستان حکومت کرد و طولانیترین دوره زمامداری را در میان حاکمان معاصر این کشور رقم زد.
دوران حکومت ظاهر شاه با ثبات نسبی، گسترش روابط خارجی، اجرای برخی برنامههای توسعه و اصلاحات سیاسی همراه بود. در سالهای پایانی سلطنت او، نظام مشروطه و قانون اساسی جدید زمینه فعالیت احزاب، مطبوعات و انتخابات را تا حدی فراهم کرد.
سلطنت او نیز با کودتا پایان یافت. در سال ۱۹۷۳ زمانی که او برای درمان در ایتالیا به سر میبرد، محمد داوود خان، پسر کاکایش با یک کودتای بدون خونریزی نظام سلطنتی را برچید و جمهوری را اعلام کرد.
ظاهر شاه پس از این کودتا دیگر به سلطنت بازنگشت. او نزدیک به سه دهه در شهر رم ایتالیا زندگی کرد و پس از سقوط حکومت طالبان در سال ۲۰۰۲ به افغانستان آمد اما دیگر نقشی در قدرت اجرایی کشور نداشت.
محمد داوود خان؛ نخستین رئیسجمهور و پایان حکومت با انقلاب ثور
محمد داوود خان در سال ۱۹۷۳ با کودتایی بدون خونریزی علیه حکومت محمد ظاهر شاه، نظام سلطنتی را پایان داد و جمهوری افغانستان را اعلام کرد. او به عنوان نخستین رئیسجمهور افغانستان، رهبری نظام جدید را بر عهده گرفت.
داوود خان در دوران حکومت خود بر تقویت دولت مرکزی، توسعه اقتصادی و اجرای سیاست خارجی مستقل تاکید داشت. در سالهای پایانی حکومتش، اختلافات سیاسی، مشکلات اقتصادی و افزایش تنش با حزب دموکراتیک خلق، شرایط را برای او دشوار کرد.
در هفتم ثور ۱۳۵۷ حکومت داوود خان در جریان انقلاب ثور سقوط کرد. او همراه با شماری از اعضای خانوادهاش در ارگ ریاستجمهوری کشته شد. نخستین رئیسجمهور افغانستان نیز نتوانست قدرت را بهصورت مسالمتآمیز واگذار کند.
نورمحمد ترهکی؛ نخستین رهبر حکومت کمونیستی که به دست نزدیکترین همکارش کنار رفت
نورمحمد ترهکی پس از انقلاب ثور در سال ۱۹۷۸ به قدرت رسید و به عنوان نخستین رئیس حکومت کمونیستی افغانستان رهبری کشور را بر عهده گرفت. او از رهبران حزب دموکراتیک خلق افغانستان بود و با اجرای اصلاحات گسترده سیاسی، اقتصادی و اجتماعی تلاش کرد ساختار حکومت را تغییر دهد.
اما سیاستهای حکومت او با مخالفت گسترده در بخشهای مختلف کشور روبهرو شد و شورشهای مسلحانه علیه نظام گسترش یافت. همزمان اختلافات درون حزب دموکراتیک خلق نیز شدت گرفت.
در سال ۱۹۷۹ حفیظالله امین، نخستوزیر و از نزدیکترین همکاران ترهکی، او را از قدرت برکنار کرد. نورمحمد ترهکی اندکی بعد کشته شد و حکومت او پایان یافت.
سرنوشت او نشان داد که رقابت بر سر قدرت در افغانستان، حتی رهبران یک حکومت را نیز از درگیری و حذف سیاسی مصون نگذاشته است.
حفیظالله امین؛ سه ماه حکومت و پایان با مداخله شوروی
حفیظالله امین پس از برکناری نورمحمد ترهکی در سال ۱۹۷۹ به قدرت رسید و رهبری حکومت را در دست گرفت. حکومت او با گسترش شورشهای مسلحانه، اختلافات داخلی و بحران سیاسی روبهرو بود.
دوران زمامداری امین تنها حدود سه ماه ادامه یافت. در دسامبر ۱۹۷۹، همزمان با ورود نیروهای اتحاد شوروی به افغانستان، کاخ تاج بیگ هدف عملیات نیروهای ویژه شوروی قرار گرفت. در جریان این عملیات، حفیظالله امین کشته شد و حکومت او پایان یافت.
ببرک کارمل؛ رهبری که با حمایت شوروی به قدرت رسید
ببرک کارمل پس از مداخله نظامی اتحاد شوروی در سال ۱۹۷۹ به قدرت رسید. حکومت او با حمایت شوروی شکل گرفت و ادامه یافت. ادامه جنگ، مشکلات اقتصادی و مقاومت مجاهدین، حکومت او را با چالشهای جدی روبهرو کرد.
با تصمیم شوروی برای خروج از افغانستان، موقعیت سیاسی کارمل نیز تضعیف شد. او در سال ۱۹۸۶ از قدرت کنار رفت، به تبعید رفت و سالهای پایانی عمر خود را خارج از افغانستان سپری کرد.
نجیبالله؛ از ریاستجمهوری تا پناهندگی در دفتر سازمان ملل
نجیبالله در سال ۱۹۸۶ به قدرت رسید و سیاست «آشتی ملی» را برای پایان دادن به جنگ و حل سیاسی بحران افغانستان اعلام کرد. با وجود خروج نیروهای شوروی، حکومت او چند سال دیگر دوام آورد اما در سال ۱۹۹۲ با پیشروی مجاهدین سقوط کرد و نجیبالله از قدرت کنارهگیری کرد.
او به دفتر سازمان ملل متحد در کابل پناه برد و چهار سال در آنجا ماند. در سال ۱۹۹۶، پس از ورود طالبان به کابل، از دفتر سازمان ملل خارج شد، دستگیر و کشته شد.
صبغتالله مجددی؛ دو ماه ریاست دولت موقت
صبغتالله مجددی پس از سقوط حکومت نجیبالله در ۲۸ اپریل ۱۹۹۲ به عنوان رئیس دولت موقت اسلامی افغانستان قدرت را در دست گرفت.
دوره زمامداری او تنها حدود دو ماه ادامه داشت. در این مدت اختلاف میان گروههای مجاهدین و آغاز درگیریهای داخلی مانع تشکیل یک حکومت باثبات شد. پس از پایان دوره انتقالی، قدرت به برهانالدین ربانی واگذار شد.
برهانالدین ربانی؛ رئیسجمهوری که سالها بعد ترور شد
برهانالدین ربانی پس از مجددی به ریاستجمهوری رسید و در سالهای جنگ داخلی رهبری افغانستان را بر عهده داشت.
با تصرف کابل توسط طالبان در سال ۱۹۹۶، او پایتخت را ترک کرد اما همچنان به عنوان رئیس یکی از جریانهای سیاسی افغانستان فعالیت داشت. ربانی در سال ۲۰۱۱ زمانی که ریاست شورای عالی صلح را بر عهده داشت در یک حمله انتحاری کشته شد.
ملا محمد عمر؛ از قدرت تا سالهای زندگی مخفی
ملا محمد عمر پس از تصرف کابل توسط طالبان در سال ۱۹۹۶، رهبری این گروه را بر عهده گرفت.
حکومت طالبان در سال ۲۰۰۱ با حمله امریکا و متحدانش سقوط کرد و ملا محمد عمر از انظار عمومی ناپدید شد. او هرگز بار دیگر به قدرت بازنگشت.
حامد کرزی؛ تنها انتقال مسالمتآمیز قدرت
حامد کرزی پس از سال ۲۰۰۱ رهبری نظام جدید افغانستان را بر عهده گرفت. او در تاریخ معاصر افغانستان جایگاه ویژهای دارد زیرا نه با کودتا از قدرت کنار رفت نه کشته شد و نه مجبور به تبعید شد.
کرزی در سال ۲۰۱۴ قدرت را به اشرف غنی واگذار کرد. او پس از پایان ریاستجمهوری نیز در کابل ماند و همچنان در عرصه سیاسی افغانستان فعال است.
اشرف غنی؛ آخرین رئیسجمهور نظام جمهوری و تبعید
اشرف غنی در سال ۲۰۱۴ به ریاستجمهوری رسید. برای نخستینبار در تاریخ افغانستان، قدرت از یک رئیسجمهور به رئیسجمهور دیگر از طریق انتخابات منتقل شد.
حکومت او با مشکلات امنیتی، اختلافات سیاسی و فشارهای اقتصادی روبهرو بود. در سال ۲۰۲۱، همزمان با پیشروی سریع طالبان، کابل سقوط کرد و غنی افغانستان را ترک کرد. او از آن زمان تاکنون در خارج از افغانستان زندگی میکند.
هبتالله آخندزاده
هبتالله آخندزاده پس از بازگشت طالبان به قدرت در سال ۲۰۲۱، رهبری این گروه را بر عهده دارد.
تاریخ حاکمان افغانستان این پرسش را مطرح میکند که سرنوشت هر حاکم چگونه رقم خواهد خورد. در کشوری که تجربه انتقال منظم قدرت را کمتر داشته، پیشبینی پایان هر حکومت آسان نیست.
اینکه حکومت کنونی چگونه به پایان خواهد رسید، پرسشی است که پاسخ آن را آینده خواهد داد.
از امانالله خان تا امروز، تاریخ سیاسی افغانستان نشان میدهد که سرنوشت بسیاری از حاکمان این کشور با کودتا، جنگ، ترور، تبعید یا فروپاشی حکومت گره خورده است. انتقال مسالمتآمیز قدرت، در مقایسه با دیگر شیوههای تغییر حکومت، در تاریخ معاصر افغانستان استثنایی کمسابقه بوده است.
مرور این تجربه تاریخی نشان میدهد که در افغانستان، چالش اصلی تنها رسیدن به قدرت نبوده، بلکه ایجاد سازوکاری پایدار برای انتقال قانونی و مسالمتآمیز آن نیز همواره یکی از دشوارترین مسائل سیاست این کشور بوده است.