اداره طالبان طرحی برای جلوگیری از فروپاشی نظام پزشکی ارایه داد
وزارت صحت عامه طالبان از استراتیژی جدید خود برای توسعه و بهبود بخش صحت رونمایی کرد. مقامهای طالبان در مراسم رونمایی این سند مدعی شدند که این برنامه تازه، زمینه پیشرفت خدمات درمانی و ارائه مراقبتهای بهتر به مادران و نوزادان را در سراسر کشور فراهم میسازد.
عبدالسلام حنفی، معاون اداری رئیسوزرای طالبان، بر تجهیز مراکز درمانی و آموزش کادرهای مسلکی تاکید کرد. او با انتقاد شدید از عملکرد حکومت پیشین ادعا کرد که در بیست سال دوره جمهوریت «حتی یک دستگاه امآرآی» وارد افغانستان نشده است.
نورجلال جلالی، وزیر صحت عامه طالبان، این استراتیژی را گامی مهم در جهت تقویت شفاخانهها و ارتقای کیفیت خدمات صحی عنوان کرد.
عبداللطیف نظری، معین وزارت اقتصاد طالبان، در مراسم معرفی این سند پنجساله، گفت که تطبیق این برنامه میتواند در کاهش مرگومیر مادران و نوزادان مؤثر باشد.
مقامهای طالبان در سخنان خود هیچ اشارهای به محدودیتهای موجود علیه آموزش و کار زنان در بخش صحت نکردند. هشدار سازمان بهداشت جهانی از فروپاشی نظام درمانی
رونمایی از این سند در حالی صورت میگیرد که گزارش تازه سازمان بهداشت جهانی، تصویر کاملاً متفاوتی از وضعیت درمانی کشور ارائه میدهد.
بر اساس گزارش سالانه این سازمان که روز ۸ اسد منتشر شد، فرمانها و محدودیتهای طالبان بر کار، آموزش و سفر پرسنل زن، خدمات اساسی بهداشتی و پاسخگویی به شیوع بیماریها را در سراسر افغانستان مختل کرده است.
سازمان بهداشت جهانی هشدار داده است که کمبود بیسابقه بودجه و سیاستهای محدودکننده طالبان، سیستم صحی افغانستان را در آستانه فروپاشی قرار داده است.
بر اساس آمارهای این سازمان، طرح نیازمندیهای بشردوستانه در سال ۲۰۲۵ میلادی تنها ۴۵.۳ درصد از بودجه مورد نیاز خود را دریافت کرد و با کسری شدیدی مواجه شد. این کمبود بیسابقه منابع مالی سبب شد تا ۲۷ مرکز ارائه خدمات اولیه صحی در نقاط مختلف کشور به طور کامل بسته شوند.
تعطیلی این مراکز، حدود ۲۹۴ هزار شهروند را از دسترسی به سادهترین و ابتداییترین مراقبتهای پایه درمانی محروم کرده است. از سوی دیگر، حذف و نبود پزشکان و کارمندان زن، بهویژه در مناطق دوردست و ولایات محروم، کیفیت خدمات درمانی برای زنان و کودکان را به شدت تضعیف کرده و سلامت آنان را با تهدید جدی روبهرو ساخته است.
یک فرمانده لشکر فاطمیون روز سهشنبه به افغانستان اینترنشنال گفت با صدها نیروی تحت امرش آماده است در برابر طالبان بجنگد. او گفت هر گروه از مخالفان طالبان که بتواند امکانات کافی در اختیارش قرار دهد، آماده است صدها نفر از نیروهایش را زیر پرچم آن جبهه بسیج کند و به جنگ طالبان برود.
این فرمانده لشکر فاطمیون -که به دلایل امنیتی نخواست نامش ذکر شود- گفت اظهارات سیدحسن مرتضوی، معاون سفارت ایران در کابل در مورد اینکه جمهوری اسلامی جنگ علیه طالبان را «مقاومت» نمیداند خشم نیروهای فاطمیون را برانگیخته است.
به گفته او بسیاری در صفوف فاطمیون فکر میکنند اگر جنگ علیه طالبان «مقاومت» نیست، جنگ در غزه، لبنان، سوریه و تنگه هرمز نیز بیمعناست.
این نظامی آموزشیافته توسط سپاه پاسداران معتقد است که برای بسیاری از اعضای فاطمیون که او با آنها کار میکند، رسیدگی به وضعیت افغانستان نسبت به هر جنگ دیگری در منطقه اولویت دارد.
براساس اظهارات منابع از داخل فاطمیون، برخی اعضای این لشکر هماکنون در تنگه هرمز موقعیت دارند. منبع دوم از لشکر فاطمیون گفت اظهارات معاون سفارت ایران حتی روی روحیه سربازانی که همین اکنون در تنگه هرمز در حال آمادهباش هستند تاثیر گذاشته است. زیرا آنان از نابرابری و تبعیض علیه اقوام خود در افغانستان ناراضیاند و مقاومت علیه طالبان را بالای خود «یک فریضه میدانند».
سیدحسن مرتضوی، معاون سفارت ایران در کابل اخیرا اعلام کرد که جمهوری اسلامی از هیچ جریان سیاسی و نظامی مخالف طالبان برای مقابله با این گروه حمایت نمیکند. او گفت که جمهوری اسلامی جنگ مسلحانه علیه اداره طالبان را «مقاومت» نمیداند. مرتضوی افزود در افغانستان «حکومت اسلامی» مستقر شده و همه طرفها برای حل بحران گفتوگو کنند.
ذبیحالله مجاهد، سخنگوی طالبان از این اظهارات معاون سفارت ایران در کابل استقبال کرد. اما این اظهارات به نارضایتیها در میان نیروهای لشکر فاطمیون دامن زده است.
یک فرمانده فاطمیون برای نخستینبار اطلاعاتی محرمانهای را درباره تعامل لشکر فاطمیون با سپاه پاسداران در اختیار افغانستان اینترنشنال گذاشت.
به نقل از فرمانده لشکر فاطمیون، سپاه پاسداران در سال ۱۳۹۵ به اعضای فاطمیون وعده سپرد که از آنها حمایت خواهد کرد تا یک حزب نظامی-سیاسی قدرتمند شبیه حزبالله در لبنان، در افغانستان تشکیل دهند تا در آینده بتوانند بخشی از معادلات سیاسی در این کشور را رقم بزنند. او گفت جمهوری اسلامی سپس «هرگز وعده خود را عملی نکرد.»
در اسد ۱۴۰۰ که طالبان وارد کابل شدند، مقامات سپاه پاسداران به لشکر فاطمیون گفتند باید برای مقاومت علیه طالبان منتظر زمان مناسب بمانند. فرمانده لشکر فاطمیون گفت مقامات سپاه گفتند اگر الان وارد جنگ علیه طالبان شوید، آنها در میان شیعیان کشتار راه خواهند انداخت.
در آن زمان سپاه پاسداران وعده داد که در بهار ۱۴۰۶ خورشیدی لشکر فاطمیون - شبیه حزبالله- به یک جناح قدرتمند در معادلات افغانستان تبدیل خواهد شد.
فرمانده لشکر فاطمیون میگوید درد افغانستان برای او بیش از درد غزه و لبنان اهمیت دارد. او همچنین میگوید نیروهای فاطمیون اکثرا با انگیزههای مذهبی - اعتقادی و «وعدههای سرخوسبز» به سپاه پاسداران پیوستند، اما به مرور زمان وعده خلافی، اهمیت قایلنشدن به «جان و خون شهدای لشکر فاطمیون»، بدرفتاری و تبعیض علیه افغانها در ایران سبب شده است نیروهای فاطمیون از همکاری با جمهوری اسلامی دلسرد شوند.
او معتقد است که اتحاد جمهوری اسلامی با طالبان، سبب خواهد شد که بسیاری از نیروهای فاطمیون به دنبال فرصتی باشند تا به جریانهای مقاومت علیه طالبان بپیوندند. این فرمانده معتقد است که اگر یکی از جبهههای ضد طالبان امکانات لازم را فراهم کند، اعضای فاطمیون آمادهاند سپاه را ترک کنند و برای آزادی کشور خود به افغانستان برگردند.
لشکر فاطمیون در سال ۱۳۹۴ با حمایت و سازماندهی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران و از ادغام گروهی از رزمندگان افغان، از جمله نیروهای پیشین تیپ ابوذر و مجاهدان افغان، تشکیل شد. این نیروی شبهنظامی عمدتاً از میان شیعیان و هزارههای افغانستان، بهویژه مهاجران افغان ساکن ایران، جذب نیرو کرده است.
فاطمیون بهعنوان یکی از مهمترین نیروهای همپیمان ایران در حمایت از حکومت بشار اسد، سالها در جنگ سوریه حضور داشت؛ جنگی که به کشته شدن صدها هزار نفر و آوارگی میلیونها تن انجامید.
تماس پیچیده فاطمیون با سپاه پاسداران
او گفت اعضا و فرماندهان فاطمیون از طریف وبسایتی به نام «سایت درخشان» به شاخهای از سپاه که مستقیما با بیت رهبری مجتبی خامنهای وصل است در تماساند.
اعضا و فرماندهان سپاه پاسداران در صورت نیاز رمز کد و درخواست خود را وارد سایت درخشان میکنند و سپس پاسخ سپاه را از طریق یک تماس تلفنی یا قرار ملاقات دریافت میکنند.
دفتر مرکزی سایت درخشان در مشهد و نمایندگیهای آن در شهرهای مختلف ایران موقعیت دارد.
وبسایت درخشان که فاطمیون از طریق آن با سپاه پاسداران تماس میگیرند
تاکنون جمهوری اسلامی آمار دقیق لشکر فاطمیون را اعلام نکرده است.
هزارهها و شیعیان افغانستان -که بسیاری نیروهای فاطمیون را تشکیل میدهند- تحت حاکمیت طالبان همچنان با چالشهای امنیتی و حقوقی روبهرو هستند. حملات داعش خراسان علیه شیعیان و هزارهها ادامه داشته، گزارشهایی از منازعات زمین و کوچهای اجباری در برخی مناطق منتشر شده و این گروهها در ساختار اصلی قدرت طالبان حضور ندارند.
مذهب تشیع از نظام عدلی و قضایی، دانشگاهها و مکاتب حذف شده است و در مناطق هزارهنشین ارائه خدمات عمومی محدود است. طالبان این اتهامها را رد میکنند، اما سازمانهای حقوق بشری و سازمان ملل همچنان درباره وضعیت هزارهها و شیعیان ابراز نگرانی میکنند.
طالبان به استفاده نظامی سپاه پاسداران از مهاجران افغانستان تحت عنوان لشکر فاطمیون تاکنون واکنش نشان نداده است. با این حال دولت پیشین افغانستان از ایران خواسته بود تشکیلات سپاه پاسداران را لغو کند.
پس از منتشر شدن آمار تلفات لشکر فاطمیون در سال ۱۳۹۶ ریاست جمهوری افغانستان، از به کار گرفتن شهروندان افغانستان در جنگهای نیابتی انتقاد کرد و تلویحا خواهان لغو آن شد. ریاستجمهوری افغانستان در آن زمان گفت که «نباید از احساسات و مشکلات افغانهای مهاجر ایران برای توسعه طلبی و اهداف سیاسی کشورهای همسایه استفاده شود.»
وزارت دارایی امریکا در ماه دلو ۱۳۹۷ لشکر فاطمیون را تحریم کرد.
گوردون براون، نخستوزیر پیشین بریتانیا و فرستاده ویژه سازمان ملل در امور آموزش جهانی
از جامعه جهانی خواست بهطور واقعی از آموزش دختران افغان حمایت کند.
او با نشر مقالهای در روزنامه گاردین، خواستار ایجاد یک صندوق جهانی برای حمایت از دختران افغان در معرض ازدواج اجباری شده است.
آقای براون در این مقاله که همزمان با نزدیک شدن به پنجمین سالگرد بازگشت طالبان به قدرت منتشر شده، مینویسد که در پنج سال گذشته این گروه با صدور «فرمانهای انتقامجویانه پیدرپی» سرکوب زنان و دختران را بهطور مداوم تشدید کرده است.
او افزوده جامعه جهانی اقدام مؤثری برای مقابله با این وضعیت انجام نداده است.
فرستاده ویژه سازمان ملل در امور آموزش جهانی در بخشی از مقاله خود به تیراندازی نیروهای طالبان به سوی معترضان حقوق زنان در ماه جوزا در هرات اشاره کرده که به گفته او کمتر مورد توجه گزارشهای جهانی قرار گرفته است.
در اعتراضات ماه جوزا دو تن از جمله یک نوجوان کشته و شماری دیگر زخمی شدند.
آقای براون میگوید که این معترضان با شعار «آزادی» به محرومیت دختران از آموزش و محدودیتهای طالبان بر پوشش زنان و آزادی اجتماعی آنان راهپیمایی کردند.
گوردون براون همچنین مینویسد که طالبان با تصویب قوانین سختگیرانهتر، در حال مشروعیتبخشی به ازدواج کودکان و فراهمکردن مصونیت قانونی برای خشونت خانگی از سوی مردان هستند؛ اقداماتی که به گفته ناظران سازمان ملل، مصداق «آپارتاید جنسیتی» به شمار میرود.
او یادآور میشود که با وجود هزینه بیش از یک تریلیون دالر، کشتهشدن هزاران سرباز و استقرار بیش از یک میلیون نیروی ائتلاف در افغانستان، جامعه جهانی نتوانسته از نابودی ابتداییترین حقوق زنان جلوگیری کند.
در این مقاله آمده است که افغانستان امروز با یکی از شدیدترین محدودیتها علیه زنان در جهان روبهرو است.
آقای براون در نوشته خود به محرومیت دختران و زنان از آموزش و تحصیلات دانشگاهی و کار در بخش دولتی و حتی همکاری با سازمانهای غیر دولتی و آزادی رفتوآمد آنان اشاره کرده است.
نخستوزیر پیشین بریتانیا به موردی پرداخته که در آن یک دختر ۱۵ ساله همراه با مادرش بهدست یک مقام طالبان، پس از مقاومت در برابر ازدواج اجباری، کشته شده است.
او در ادامه با مقایسه وضعیت افغانستان با کشورهایی مانند پاکستان و بنگلادش، به نمونههایی از اقدامات موفق در مقابله با ازدواج کودکان از جمله جرمانگاری ازدواج زیر ۱۸ سال در ایالت سند پاکستان، تقویت سیستم ثبت تولد در بنگلادش و برنامههای حمایت مالی از خانوادههای فقیر برای امکان ادامه تحصیل کودکان اشاره کرده است.
به گفته او، این تجربهها نشان میدهد که ازدواج کودکان تنها یک سنت فرهنگی نیست، بلکه به فقر و ضعف اجرای قانون نیز مرتبط است.
فرستاده ویژه سازمان ملل در امور آموزش جهانی تأکید میکند که آموزش مهمترین ابزار برای جلوگیری از ازدواج زودهنگام است و هر سال تحصیل بیشتر، احتمال ازدواج کودکان را کاهش میدهد.
او مینویسد که با وجود محدودیتها، برخی دختران در افغانستان از طریق آموزشهای آنلاین، مکاتب مخفی و صنفهای خانگی به تحصیل ادامه میدهند، اما این تلاشها کافی نیست.
او به طرح جدید دولت بریتانیا اشاره میکند که بر اساس آن، دو مسیر برای حمایت از دختران افغان در نظر گرفته شده است: یکی از طریق حمایت نهادهای خیریه برای انتقال آنها به بریتانیا و دیگری از طریق اعطای بورسیههای تحصیلی از سوی دانشگاهها.
فرستاده ویژه سازمان ملل در امور آموزش جهانی این اقدامات را ناکافی دانسته و خواستار گامهای عملیتر شده است.
او پیشنهاد میکند که یک صندوق جهانی برای حمایت از دختران افغان ایجاد شود؛ صندوقی که بتواند برای دخترانی که در معرض ازدواج اجباری قرار دارند، بورسیههای تحصیلی و امکان آموزش از خارج افغانستان را برای آنان فراهم کند.
نخستوزیر پیشین بریتانیا اعلام کرده که آماده همکاری با نهادهای آموزشی و خیریه برای اجرای این طرح است.
آقای براون در مقاله خود حمایت از دختران افغان را وظیفهای اخلاقی برای جهان دانسته و تاکید کرد جامعه جهانی بهطور واقعی از دخترانی که برای آموزش و آیندهای بهتر جان و آزادی خود را به خطر میاندازند، حمایت کند.
در جریان جنگ ۱۲ روزه ایران و اسرائیل، شماری از شهروندان افغانستان در ایران به ظن همکاری یا جاسوسی برای اسرائیل بازداشت شدند. افغانستان اینترنشنال با دو نفر از بازداشتشدگان گفتوگو کرده که میگویند بدون تفهیم اتهام، روزها زیر بازجویی، تهدید، بدرفتاری و فشار روانی قرار داشتند.
فرهاد و شفیقه( نامهای مستعار)، دو شهروند افغانستان، در روزهای جنگ بازداشت شدند. فرهاد هنگام سفر از مشهد به تهران و شفیقه در خوابگاهی که در آن زندگی میکرد، بازداشت شد. هر دو میگویند سرانجام بدون محاکمه و بدون آنکه اتهامی به آنان تفهیم شود، آزاد شدند.
«فکر میکردم دیگر از آنجا بیرون نمیآیم»
چند روز پیش از آغاز جنگ، فرهاد از برلین به ایران رفت تا پس از سالها خواهرش را ببیند که بهتازگی از افغانستان به ایران رفته بود. قرار بود چند روزی نزد خانوادهاش بماند و سپس به آلمان بازگردد، اما بسته شدن حریم هوایی ایران و لغو پروازها برنامه سفرش را برهم زد.
فرهاد چند روز در مشهد منتظر ماند. وقتی امیدش به ازسرگیری پروازها از بین رفت، تصمیم گرفت از راه زمینی به تهران برود و از آنجا ایران را ترک کند.
او روز دوشنبه ۲۶ جوزای ۱۴۰۴، چهارمین روز جنگ، سوار قطار مشهد به تهران شد. فرهاد میگوید مأموران امنیتی در مسیر وارد واگن شدند و پس از بررسی مدارکش از او خواستند همراه شان برود.
او گفت: «هیچ توضیحی ندادند. فقط گفتند باید با ما بیایی.»
به گفته فرهاد، مأموران تلفن همراه، پاسپورت و وسایل شخصیاش را گرفتند و او را با موتر به بازداشتگاهی منتقل کردند. بازجوییها چند ساعت بعد آغاز شد.
فرهاد احتمال میدهد مأمورانی که از او بازجویی میکردند، وابسته به سپاه پاسداران بودند. او میگوید در سه روز بازداشت، بارها با پرسشهای مشابه درباره اسرائیل روبهرو شد.
او گفت: «مرا به اتاقی نسبتاً تاریک بردند. هر چند دقیقه یک مأمور میآمد و همان سؤالها را تکرار میکرد. میگفتند تو برای اسرائیل کار میکنی و جاسوس هستی. هرچه میگفتم فقط برای دیدن خواهرم آمدهام، باور نمیکردند.»
به گفته فرهاد، مأموران ساعتها تلفن همراهش را بررسی کردند. تماسها، پیامها، عکسها و شمارههای ذخیرهشده را دیدند و درباره زندگی او در آلمان، سفرهایش و ارتباطش با شهروندان خارجی پرسیدند.
فرهاد میگوید اقامتش در آلمان و وجود شمارههای خارجی در تلفنش، ظن بازجوها را بیشتر کرده بود. با این حال، دشوارترین بخش بازداشت برای او نه شرایط سلول، بلکه بلاتکلیفی و فشار روانی بود.
او گفت: «یک مأمور میگفت فقط چند روز اینجا میمانی. مأمور دیگری میگفت کارت تمام است و دیگر نمیتوانی سفرت را ادامه بدهی. یکی هم میگفت با مرکز ارتباط نداریم که آزادت کنیم. این حرفهای متناقض و بازجوییهای پیدرپی آدم را از نظر روحی فرسوده میکرد.»
فرهاد میگوید بدرفتاری جسمی با او محدود بود، اما آثار فشار روانی بازجوییها تا مدتها پس از آزادی ادامه داشت.
او پس از سه روز، بدون معرفی به محکمه، تفهیم اتهام یا سپردن ضمانت آزاد شد. فرهاد گفت: «هنوز هم نمیدانم چرا بازداشت شدم و چرا آزادم کردند.»
او پس از آزادی از راه زمینی ایران را ترک کرد، به ترکیه رفت و از آنجا به آلمان بازگشت. فرهاد میگوید تجربه سه روز بازداشت برداشت او از ترس را تغییر داده است.
او گفت: «همیشه فکر میکردم چنین اتفاقهایی فقط در فیلمها رخ میدهد. هیچوقت تصور نمیکردم روزی خودم در دل همان روایت قرار بگیرم.»
بازداشتهای گسترده در روزهای جنگ
همزمان با جنگ ایران و اسرائیل، فضای امنیتی در ایران بهشدت افزایش یافت. سازمان حقوق بشری ههنگاو گزارش داده است که از آغاز جنگ در ۱۳ جون تا پس از برقراری آتشبس، دستکم هزار و ۸۰۰ نفر در شهرهای مختلف ایران بازداشت شدند.
به گفته این سازمان، بخش بزرگی از این افراد به همکاری یا جاسوسی برای اسرائیل متهم شدند.
ههنگاو همچنین گزارش داد که در همین مدت دستکم ۸۵ زندانی در ایران اعدام شدند. بر اساس گزارش این نهاد، شش تن از آنان شهروندان افغانستان بودند که با اتهام جاسوسی برای اسرائیل اعدام شدند.
«فکر میکردم در ایران امنیت خواهم داشت»
در آخرین روز جنگ، شفیقه، دانشجوی افغان رشته پرستاری، در خوابگاهی که در آن زندگی میکرد بازداشت شد. او میگوید نزدیک به دو هفته در بازداشت بود. جنگ پایان یافته بود، اما بازجویی و فشار بر او ادامه داشت.
به گفته شفیقه، مأموران امنیتی وارد خوابگاه شدند، مدارکش را بررسی کردند و بدون توضیح روشنی درباره علت بازداشت به او گفتند که به دلیل خارجی بودن باید همراه آنان برود.
او گفت: «گفتند این کار برای امنیت خودت است.»
شفیقه میگوید مأموران او را با یک ون به بازداشتگاهی منتقل کردند و بازجویی از همان روز نخست آغاز شد. به گفته او، بیشتر پرسشها درباره موضوعاتی بود که هیچ ارتباطی با زندگی و فعالیتهایش نداشت.
او گفت: «من فقط دانشجوی پرستاری بودم. هیچ فعالیتی خلاف قانون یا علیه امنیت هیچ کشوری نداشتم، اما مدام درباره چیزهایی سوال میکردند که هیچ ارتباطی با زندگی من نداشت.»
به گفته شفیقه، بازجوها او را به همکاری با اسرائیل مظنون میدانستند و بخش اصلی پرسشها نیز در همین زمینه بود.
او میگوید در دوران بازداشت چند بار داروهایی به او تزریق شد، اما مأموران درباره نوع و دلیل استفاده از آنها توضیحی ندادند.
شفیقه گفت: «این اتفاق آسیب روحی شدیدی به من وارد کرد. از آن زمان تاکنون با ترس و اضطراب زندگی میکنم.»
او همچنین میگوید در نزدیک به دو هفته بازداشت، علاوه بر بازجوییهای مکرر، با بدرفتاری و شکنجه روبهرو شده است. عکسهایی که در اختیار افغانستان اینترنشنال قرار گرفته، آثار کبودی بر بدن او را نشان میدهد و با بخشی از روایتش از دوران بازداشت مطابقت دارد.
شفیقه پس از نزدیک به دو هفته، بدون تفهیم اتهام و معرفی به محکمه آزاد شد. او میگوید وضعیت جسمی و روانیاش پس از آزادی به اندازهای وخیم بود که مدتی در بخش روانپزشکی یکی از شفاخانههای تهران بستری شد و هنوز تحت درمان است.
او گفت: «از آن زمان دارو مصرف میکنم. گاهی هرجا که باشم، ممکن است دو یا سه ساعت بیهوش بمانم.»
روایت شفیقه از روز بازداشت آغاز نمیشود. او میگوید پس از بازگشت طالبان به قدرت، دیگر امکان ادامه تحصیل در افغانستان را نداشت و بهعنوان یک زن شیعه، آیندهای برای خود نمیدید.
او گفت: «در افغانستان نه میتوانستم درس بخوانم و نه احساس امنیت میکردم. هم بهعنوان زن و هم به دلیل شیعه بودن، آیندهای برای خودم نمیدیدم.»
شفیقه به همین دلیل افغانستان را ترک کرد و برای ادامه تحصیل در رشته پرستاری به ایران رفت. او تصور میکرد در ایران میتواند درس بخواند و در امنیت زندگی کند.
او گفت: «فکر میکردم در ایران میتوانم تحصیلاتم را ادامه بدهم و زندگی آرامی داشته باشم. حالا نه از ماندن احساس امنیت میکنم و نه بازگشت به افغانستان را ممکن میدانم.»
به گفته شفیقه، دلایلی که او را وادار به ترک افغانستان کرد، همچنان پابرجاست.
در سالهای اخیر گزارشهایی درباره فشار بر شیعیان در افغانستان منتشر شده است. شماری از دانشجویان دانشگاه بلخ از فشار برای پیروی از فقه حنفی خبر دادهاند. همچنین گزارشهایی به افغانستان اینترنشنال رسیده است که نشان میدهد کارمندان شیعه در ولایت بلخ به دلیل مذهبشان تحقیر شده و از آنان خواسته شده است نماز خود را مطابق فقه حنفی بخوانند.
شفیقه میگوید اکنون احساس میکند از یک تبعیض به تبعیضی دیگر پناه برده است.
افزایش اخراج افغانها از ایران
همزمان با پایان جنگ، اخراج مهاجران افغان از ایران نیز بهشدت افزایش یافت.
کمشنری عالی سازمان ملل در امور پناهندگان اعلام کرده است که تا پایان جون بیش از ۶۴۰ هزار شهروند افغانستان از ایران وارد افغانستان شدند. بیش از ۳۶۶ هزار تن از آنان اخراج شده بودند.
این نهاد همچنین اعلام کرد که با ادامه این روند، شمار افغانهایی که از آغاز سال ۲۰۲۵ از ایران بازگشته یا اخراج شدهاند، از یک میلیون نفر گذشته است.
افزایش بازداشتها، اخراجها و گزارشهای مربوط به محاکمه و اعدام شماری از شهروندان افغانستان، نگرانیها درباره وضعیت مهاجران افغان در ایران را افزایش داده است.
برای فرهاد، سه روز بازداشت با آزادی و بازگشت به برلین پایان یافت، هرچند میگوید خاطره بازجوییها و فشار روانی هنوز از ذهنش پاک نشده است.
اما برای شفیقه، پیامدهای بازداشت همچنان ادامه دارد. او در تهران زندگی میکند، تحت درمان است و میگوید هر بار وضعیتش وخیم میشود، ممکن است ساعتها بیهوش بماند.
شفیقه در پایان گفت: «گاهی فکر میکنم یک افغان هر جای دنیا که باشد، جنگ و تبعیض رهایش نمیکند. در افغانستان به دلیل زن و شیعه بودن امنیت نداشتم و مجبور شدم فرار کنم. حالا در ایران فقط به دلیل افغان بودن، دوباره همان ترس را تجربه میکنم.»
یک دادگاه فدرال امریکا به وزارت خارجه این کشور دستور داده تا ظرف ۱۵ روز اسناد سفر را برای خانوادههای شماری از پناهجویان افغان صادر کند.
دادگاه تأکید کرد که ممنوعیت سفر برای شهروندان افغانستان، نباید مانع پیوستن همسران و فرزندان این پناهجویان به خانوادههای شان در امریکا شود.
به گزارش روزنامه استارز اند استرایپز، بستگان این افراد پیشتر برای دریافت ویزا و سفر به امریکا تأیید شده بودند، اما اجرای فرمان ممنوعیت سفر مانع ورود آنان شد. به همین دلیل، این هفت پناهجوی افغان علیه دولت امریکا اقامه دعوا کردند. آنتونی ترنگا، قاضی دادگاه فدرال ایالت ویرجینیا، روز چهارشنبه ۷ اسد حکم داده بود که وزارت خارجه امریکا باید ظرف ۱۵ روز اسناد سفر برای خانوادههای پنج تن از هفت شاکی پرونده را صادر کند.
دادگاه همچنین به وزارت خارجه دستور داد پرونده سایر اعضای خانواده این پناهجویان را بار دیگر بررسی کند و در این روند، فرمان ممنوعیت سفر را ملاک تصمیمگیری قرار ندهد.
بر اساس حکم دادگاه، وزارت خارجه باید تا زمان ورود این خانوادهها به امریکا، هر دو هفته یکبار گزارشی از روند اجرای حکم ارائه کند.
وزارت خارجه امریکا تاکنون درباره این رأی اظهارنظر نکرده و مشخص نیست که حکومت قصد تجدیدنظرخواهی دارد یا خیر.
این پرونده در اکتوبر سال گذشته در دادگاه فدرال ویرجینیا ثبت شد. شاکیان، حکومت امریکا، وزارت خارجه، وزارت امنیت داخلی و اداره خدمات شهروندی و مهاجرت امریکا را به نقض حقوق قانونی خود متهم کردهاند.
سازمان «گلوبال رفیوج»، از نهادهای حامی پناهجویان و مهاجران، از این حکم استقبال کرد. کریش اومارا ویگناراجا، رئیس این سازمان، گفت افغانهایی که با نیروهای امریکایی در افغانستان همکاری کردند و در امریکا پناهندگی گرفتند، سالهاست در انتظار پیوستن همسران و فرزندان خود هستند.
این پرونده به دو فرمان محدودیت سفر بازمیگردد که سال گذشته دونالد ترامپ، رئیسجمهور امریکا، صادر کرد. نخستین فرمان در جون ۲۰۲۵ اجرایی شد و ورود شهروندان ۱۹ کشور، از جمله افغانستان، را بهطور کامل یا جزئی محدود کرد. شمار کشورهای مشمول این محدودیت بعداً به ۳۹ کشور افزایش یافت.
حکومت امریکا در توجیه سفربند شهروندان افغانستان گفته بود که طالبان بر افغانستان حاکماند و این کشور سازوکارهای لازم را برای بررسی و ارزیابی امنیتی مسافران در اختیار ندارد، موضوعی که به گفته حکومت خطر تروریسم را افزایش میدهد.
در مقابل، وکلای شاکیان استدلال کردند که در متن این فرمانها بهصراحت آمده است محدودیتهای سفر شامل افرادی که در امریکا پناهندگی دریافت کردهاند و اعضای خانواده آنان نمیشود.
بر اساس آمار وزارت خارجه امریکا، تاکنون بیش از ۱۹۰ هزار شهروند افغانستان به کمک حکومت وارد ایالات متحده شدهاند.
در دادخواست آمده است که شاکیان پیش از اجرای ممنوعیت سفر، درخواست انتقال اعضای خانواده خود را ثبت کرده بودند. از آنجا که امریکا در افغانستان سفارت ندارد، شماری از همسران و فرزندان آنان که پروندههای شان از سوی وزارت امنیت داخلی تأیید شده بود، برای انجام مصاحبههای قنسولی به کشورهای ثالث، از جمله پاکستان، سفر کردند.
با این حال، به گفته شاکیان، برخی از آنان حتی پیش از زمان تعیینشده برای مصاحبه، نامههای رد درخواست دریافت کردند.
در دادخواست آمده است که همسران و فرزندان افغانهایی که در امریکا پناهندگی گرفتهاند، اکنون در کشورهایی مانند پاکستان، بدون پشتوانه مالی و حمایت کافی، با خطر آزار، خشونت و اخراج به افغانستان روبهرو هستند، یا ناچار شدهاند به افغانستان بازگردند و به دلیل همکاری اعضای خانوادهشان با نیروهای امریکایی، با خطر پیگرد و انتقامجویی مواجهاند.
احمد مسعود، رهبر جبهه مقاومت، در مقالهای از اتحادیه اروپا خواست از عادیسازی روابط با طالبان و همکاری با این گروه برای اخراج پناهجویان افغان خودداری کند.
او هشدار داد هرگونه تعامل سیاسی با طالبان، این گروه را مشروع جلوه میدهد و پیام خطرناکی به دیگر گروههای افراطی میفرستد.
احمد مسعود و اورلین پرادیه، نماینده پارلمان فرانسه، روز دوشنبه در این مقاله مشترک در روزنامه فرانسوی لوموند از رویکرد اخیر اتحادیه اروپا در قبال طالبان انتقاد کردند. آنان نوشتند که پناهجویان افغان تهدیدی برای اروپا نیستند، بلکه از حکومتی گریختهاند که با سرکوب و استبداد بر افغانستان حکومت میکند.
نویسندگان با اشاره به نشستهای اخیر مقامهای اروپایی و هیئت طالبان در بروکسل درباره بازگرداندن پناهجویان، ارائه خدمات قنسولی و گسترش حضور دیپلوماتیک طالبان در اروپا، هشدار دادند که این روند به عادیسازی روابط با طالبان میانجامد و اروپا نباید به ابزاری برای تعقیب و فشار بر مخالفان این گروه تبدیل شود.
به گفته آنها، چنین اقداماتی هرچند زیر عنوان «گفتوگوهای فنی» انجام میشود، اما در عمل به عادیسازی روابط با طالبان میانجامد.
آنها نوشتند: «تاریخ معمولاً با یک عقبنشینی بزرگ تغییر مسیر نمیدهد. این روند از امتیازهای کوچک آغاز میشود: از عادی شدن واژهای که پیشتر پذیرفتنی نبود، از دستدادنی که توجیهاش میکنند و از دیداری که آن را «فنی» میخوانند. با تکرار این عقبنشینیها، آنچه زمانی غیرقابل تصور بود، کمکم عادی و پذیرفتنی میشود.»
آنها افزودند: «گفتوگوی اتحادیه اروپا با هیئت طالبان در بروکسل نیز میتواند آغاز همین روند باشد.»
مسعود و پرادیه گفتند که از اروپا نمیخواهند در افغانستان مداخله نظامی کند، اما در عین حال نباید به طالبان مشروعیت بدهد.
آنها نوشتند: «هیچ ملتی از اروپا نمیخواهد به جای او وارد جنگ شود. اما بسیاری از ملتها انتظار دارند اروپا از تأیید سرکوبگران شان خودداری کند و از کسانی حمایت کند که از آزادی، کثرتگرایی و حق مردم برای تعیین سرنوشت خود دفاع میکنند.»
هشدار درباره دسترسی طالبان به اطلاعات پناهجویان
در این مقاله آمده است که سپردن اسناد هویتی، اطلاعات شخصی و پروندههای اداری صدها هزار پناهجوی افغان به طالبان، جان مخالفان، خبرنگاران، فعالان زن و خانوادههای آنان را به خطر میاندازد. به باور نویسندگان، چنین اقدامی میتواند زمینه اعمال فشار و تعقیب مخالفان طالبان را حتی در خارج از افغانستان فراهم کند.
آنان همچنین استدلال برخی کشورهای اروپایی برای اخراج پناهجویان افغان به دلایل امنیتی را رد کردند و نوشتند: «شهروندان افغانستان که به مرزهای اروپا میرسند، از تهدید گریختهاند، نه اینکه خود تهدید باشند. اخراج آنان به نام امنیت، قربانیان را با عاملان سرکوب یکسان میانگارد.»
‘مردم افغانستان تسلیم نشدهاند’
مسعود و پرادیه در ادامه نوشتند که طالبان بدون برخورداری از مشروعیت مردمی، انتخابات و حاکمیت قانون بر افغانستان حکومت میکنند و با محروم کردن زنان از حقوق اساسی، بازداشتهای خودسرانه، ناپدیدسازی اجباری، شکنجه و اعدامهای فراقضایی، فضای سرکوب را بر سراسر کشور حاکم کردهاند.
با این حال، آنان تأکید کردند که مردم افغانستان تسلیم طالبان نشدهاند. به نوشته آنان، زنان به آموزش مخفیانه ادامه میدهند، خبرنگاران با وجود محدودیتها اطلاعرسانی میکنند و نیروهای مخالف طالبان در شماری از مناطق، بهویژه در شمال افغانستان، همچنان به مقاومت ادامه میدهند.
هشدار درباره مشروعیتبخشی به طالبان
رهبر جبهه مقاومت ملی و نماینده پارلمان فرانسه هشدار دادند که عادیسازی روابط با طالبان، این پیام را به گروههای جهادی خواهد داد که با حفظ قدرت و گذشت زمان میتوانند به پذیرش و مشروعیت بینالمللی دست یابند.
به باور آنان، هرگونه امتیاز دیپلوماتیک به طالبان بدون تغییر رفتار این گروه، این تصور را تقویت میکند که یک حکومت میتواند با ادامه سرکوب، در نهایت از سوی جامعه جهانی پذیرفته شود.
نویسندگان در پایان تأکید کردند که مردم افغانستان از اروپا انتظار مداخله نظامی ندارند، بلکه میخواهند کشورهای اروپایی از مشروعیتبخشی به طالبان خودداری کرده و از کسانی که برای آزادی، حقوق شهروندی و حاکمیت مردم مبارزه میکنند، حمایت کنند.
اتحادیه اروپا و طالبان روز ۲ سرطان ۱۴۰۵ برای نخستین بار در بروکسل نشستی رسمی درباره مهاجرت برگزار کردند. در این نشست، دو طرف درباره بازگرداندن پناهجویان افغان گفتوگو کردند. این دیدار با انتقاد شماری از سیاستمداران و نهادهای حقوق بشری روبهرو شد که آن را گامی در جهت عادیسازی روابط با طالبان و مشروعیتبخشی به این گروه دانستند.
حملات مرگبار شماری از مهاجران افغان در کشورهای اروپایی، فشار افکار عمومی و جریانهای سیاسی راستگرا برای اخراج این مهاجران را افزایش داده است. آلمان و اتریش از جمله کشورهایی هستند که برای بازگرداندن مهاجران افغان، بهویژه افراد دارای سابقه جرمی، پیشگام تعامل با طالبان شدهاند.
آلمان اخیراً یک شهروند افغان را نیز اخراج کرد که سابقه کیفری نداشت. رسانههای آلمانی گزارش دادهاند که دولت این کشور قصد دارد دامنه اخراجها را فراتر از مهاجران دارای سابقه جرمی گسترش دهد و افرادی را که درخواست پناهندگیشان رد شده است نیز شامل این روند کند.