• العربية
  • پښتو
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • پښتو
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

طالبان می‌گوید بیش از ۹۰ درصد جاده‌های افغانستان خاکی است

۲۴ سنبلهٔ ۱۴۰۵، ۱۵:۵۶ (‎+۱ گرینویچ)

اداره احصائیه و معلومات طالبان اعلام کرد که طول مجموع سرک‌های افغانستان به بیش از ۲۴۵ هزار و ۷۲ کیلومتر می‌رسد که ۹۲.۶ درصد آن خاکی است. براساس این آمار، دایکندی و غور پایین‌ترین سهم سرک‌های آسفالت‌شده را در میان ولایت‌های افغانستان دارند.

اداره احصائیه و معلومات طالبان روز سه‌شنبه، ۲۴ سنبله در اعلامیه‌ای نوشت که برای نخستین‌بار شبکه سرک‌های افغانستان را تثبیت کرده است.

این اداره می‌گوید تنها ۷.۴ درصد جاده‌های کشور آسفالت شده‌اند. این آمار حدود ۱۸ هزار کیلومتر می‌شود.

براساس این آمار، کاپیسا با ۲۵.۱ درصد، بیشترین سهم سرک‌های آسفالت‌شده را در میان ولایت‌های افغانستان دارد. دایکندی و غور با تنها ۰.۵ درصد، کمترین سهم سرک‌های آسفالت‌شده را دارند.

از نظر طول سرک‌های آسفالت‌شده نیز کابل با ۴ هزار و ۸۴ کیلومتر در جایگاه نخست قرار دارد در حالی که نورستان با تنها ۱۲ کیلومتر کمترین طول سرک آسفالت‌شده را در میان ولایت‌ها دارد.

به گفته طالبان ۴ هزار و ۷۴۷ پل خرد و بزرگ، ۸ هزار و ۶۸۱ پلچک و ۸۵۴ سیل‌بر شناسایی و ۱۶ پل تخریب‌شده و ۲۴۹ نقطه نیازمند احداث پل نیز در مسیر شبکه سرک‌های کشور تثبیت شده است.

طالبان می‌گوید میزان دسترسی روستائیان به شبکه سرک‌ها براساس معیار دو کیلومتری بررسی شده که حدود ۴۱ درصد نفوس ده‌نشینان به سرک‌های آسفالت‌شده، ۶۳ درصد به سرک‌های عمومی و ۹۶ درصد به مجموع شبکه سرک‌ها دسترسی دارند.

جنگ‌های چند دهه اخیر، به‌ویژه درگیری‌ها و حملات طالبان در دوره جمهوریت، آسیب‌های گسترده‌ای به زیرساخت‌های افغانستان وارد کرده و شماری از جاده‌ها و پل‌ها نیز در جریان این درگیری‌ها تخریب یا آسیب‌دیده‌اند.

پربازدیدترین‌ها

متقی: هم جهان اسلام و هم غرب از ما می‌خواهند مکاتب دخترانه باز شوند
۱

متقی: هم جهان اسلام و هم غرب از ما می‌خواهند مکاتب دخترانه باز شوند

۲

سهم نامشخص زنان؛ طالبان روند استخدام حدود پنج هزار کارمند صحی را آغاز کرد

۳

واکنش‌ها به سخنان مهدی درباره عذرخواهی نخبگان پشتون

۴

بازداشت گروهی از زنان در تایمنی کابل

۵
اختصاصی

یک مقام ارشد سابق طالبان در قندهار 'بازداشت شد'

•
•
•

مطالب بیشتر

دانشجویان می‌گویند ترکیه با وجود پذیرش دانشگاه، به آنها ویزای تحصیلی نمی‌دهد

۲۴ سنبلهٔ ۱۴۰۵، ۱۵:۲۲ (‎+۱ گرینویچ)
100%

شماری از جوانان می‌گویند با وجود دریافت نامه پذیرش از دانشگاه‌های ترکیه و تکمیل مراحل لازم، درخواست ویزای آنان در سفارت ترکیه در کابل رد شده است.

این جوانان اسناد پذیرش دانشگاه و برگه‌های رد درخواست ویزای خود را در اختیار افغانستان اینترنشنال قرار داده‌اند.

آنان می‌گویند که برای گرفتن پذیرش، آماده‌سازی مدارک و طی مراحل درخواست ویزا زمان و هزینه زیادی صرف کرده‌اند و اکنون با خطر از دست دادن فرصت تحصیل روبه‌رو هستند.

براساس اسناد ارائه‌شده، این دانشجویان از برخی دانشگاه‌های خصوصی و دولتی از جمله در دانشگاه یدی‌تپه، دانشگاه خلیج و دانشگاه کیلیس ۷ آرالیک، نامه‌های پذیرش دریافت کرده‌اند.

آنها در رشته‌های مدیریت بازرگانی، مهندسی نرم‌افزار و الهیات پذیرش گرفته‌اند.

یکی از نامه‌ها مربوط به دانشگاه خصوصی یدی‌تپه است که در آن برای یک دانشجو پذیرش مشروط در رشته مدیریت بازرگانی برای سال تحصیلی ۲۰۲۶-۲۰۲۷ اعلام شده و ۵۰ درصد بورسیه نیز برای او در نظر گرفته شده است.

نامه پذیرش یکی دیگر از دانشجویان از دانشگاه خلیج در استانبول، پذیرش رسمی او را در رشته مهندسی نرم‌افزار انگلیسی در دانشکده مهندسی نشان می‌دهد. در نامه دیگری نیز دانشگاه کیلیس ۷ آرالیک، حق ثبت‌نام یک دانشجو در مقطع لیسانس رشته الهیات را تایید کرده است.

تاریخ این نامه‌ها نشان می‌دهد که برخی از دانشجویان پذیرش خود را در ماه‌های جون و جولای ۲۰۲۶ دریافت کرده‌اند. اسناد رد ویزای آنها حدود یک ماه تا ۴۰ روز بعد صادر شده است.

پذیرش از دانشگاه‌های ترکیه به‌تنهایی به معنای صدور ویزا نیست و متقاضیان پس از دریافت پذیرش باید مراحل مربوط به ویزا از جمله داشتن توانایی مالی در زمان حضور در ترکیه و نداشتن سابقه کیفری را نیز طی کنند.

این جوانان می‌گویند انتظار داشتند با داشتن پذیرش دانشگاه و تکمیل مدارک، درخواست‌های‌شان به‌صورت شفاف بررسی شود.

در برگه رد ویزایی که این جوانان در اختیار افغانستان اینترنشنال گذاشته‌اند، دلیل مشخصی برای رد درخواست ذکر نشده است. در این سند تنها آمده است: «درخواست ویزای متقاضی پس از ارزیابی مناسب تشخیص داده نشده و هزینه پرداخت‌شده برای درخواست ویزا نیز قابل بازپرداخت نیست.»

دست‌کم پنج جوانی که درخواست‌های‌شان رد شده خواهان توضیح درباره دلیل رد این درخواست‌ها هستند و می‌گویند متقاضی باید بداند که مشکل درخواستش مربوط به کدام بخش مدارک یا شرایط او بوده است.

یکی دیگر از جوانانی که درخواست ویزایش رد شده است، خواستار بررسی دوباره پرونده‌اش از سوی سفارت ترکیه شد و گفت که مقام‌های مسئول باید این موضوع را بررسی کنند و در صورت کامل بودن مدارک، برای متقاضیان واجد شرایط ویزا صادر شود.

افغانستان اینترنشنال برای دریافت دیدگاه سفارت ترکیه در کابل درباره رد درخواست ویزای این دانشجویان و روند بررسی ویزاهای تحصیلی با این سفارت تماس گرفت، اما تا زمان نشر این خبر پاسخی دریافت نکرده است.

روز جهانی دموکراسی؛ کارنامه پنج‌ساله طالبان و سقوط شاخص‌های آزادی در افغانستان

۲۴ سنبلهٔ ۱۴۰۵، ۱۴:۱۲ (‎+۱ گرینویچ)
•
نصیر ندیم
100%

هم‌زمان با ۱۵ سپتامبر، روز جهانی دموکراسی، ارزیابی‌های نهادهای معتبر بین‌المللی نشان می‌دهد که افغانستان زیر اداره طالبان با سقوط تاریخی امتیازات سیاسی و مدنی، در پایین‌ترین رده جدول دموکراسی در میان کشورهای جهان قرار گرفته است.

بررسی سالانه شاخص دموکراسی مجله اکونومیست حاکی است که امتیاز افغانستان از ۲.۸۵ در سال ۲۰۲۰ به ۰.۳۲ در سال ۲۰۲۱ و سرانجام به ۰.۲۵ در سال‌های ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵ سقوط کرده است؛ کاهشی نزدیک به ۸۹ درصد که نشان‌دهنده برچیده شدن سازوکارهای مبتنی بر اراده عمومی و حاکمیت قانون است.

در همین حال، سازمان فریدم هاوس در گزارش سال ۲۰۲۶ خود، افغانستان را با کسب تنها ۸ امتیاز از ۱۰۰، در رده کشورهای «غیرآزاد» قرار داده است. این نهاد برای شاخص حقوق سیاسی در افغانستان تنها یک امتیاز از ۴۰ و برای آزادی‌های مدنی هفت امتیاز از ۶۰ داده است.

بر بنیاد داده‌های این گزارش، شاخص‌های اساسی از جمله انتخاب رهبر حکومت و نمایندگان پارلمان، وجود چارچوب انتخاباتی شفاف، فعالیت احزاب سیاسی، امکان پیروزی گروه‌های مخالف در فرایندهای سیاسی، آزادی رسانه‌ها، استقلال دستگاه قضایی و دسترسی به دادرسی عادلانه، در پایین‌ترین سطح قرار گرفته‌اند.

100%

رأیی که دیگر صندوقی برای آن نیست

انتخابات در نظام‌های دموکراتیک، اصلی‌ترین ابزار مشارکت شهروندان در تعیین ساختار سیاسی است؛ اما پس از بازگشت طالبان به قدرت، کمیسیون‌های انتخاباتی در اواخر سال ۲۰۲۱ منحل شدند و برگزاری انتخابات ملی از دستور کار کنار گذاشته شد.

هم‌زمان، فعالیت احزاب سیاسی در سراسر کشور ممنوع اعلام شد و بستر قانونی رقابت سیاسی از میان رفت. این دگرگونی ساختاری در حالی صورت گرفته است که تمایل شهروندان به مشارکت در تعیین سرنوشت سیاسی کشور همچنان وجود دارد.

نتایج یک پژوهش میدانی با ۴۰۰ پاسخ‌دهنده در شش ولایت افغانستان نشان می‌دهد که ۹۱.۵ درصد پاسخ‌دهندگان از انتخابات به‌عنوان شیوه‌ای برای گزینش رهبری کشور حمایت کرده‌اند.

شهیم احمدی، استاد دانشگاه و کارشناس علوم سیاسی، درباره پیامدهای حذف انتخابات به افغانستان اینترنشنال گفت: «نباید ضعف‌ها و نارسایی‌های دوره جمهوریت را با نبود مطلق سازوکارهای سیاسی یکی دانست. در دوره جمهوریت، حتی اگر انتخابات با چالش تقلب، ضعف نهادها و بحران‌های حزبی روبه‌رو بود، اصل حق اعتراض، رقابت مدنی و امکان تلاش برای تغییر مسالمت‌آمیز وجود داشت. امروز مسئله صرفاً برگزار نشدن یک روز رأی‌گیری نیست؛ مسئله این است که شهروند تمامی ابزارهای نظارت و فشار قانونی بر قدرت را از دست داده است».

آقای احمدی می‌افزاید که احزاب سیاسی صرفاً ماشین‌های انتخاباتی نیستند، بلکه مطالبات طبقات مختلف جامعه را فرمول‌بندی و به برنامه‌های سیاسی تبدیل می‌کنند.

او معتقد است که حذف هم‌زمان احزاب و صندوق‌های رأی، جامعه را از نمایندگی سیاسی تهی کرده و قدرت را در انحصار حلقه‌ای بسته قرار داده است.

اعتراض مدنی؛ هزینه‌های سنگین دادخواهی در خیابان

مشارکت سیاسی به حضور در پای صندوق‌های رأی خلاصه نمی‌شود. حق برگزاری گردهمایی‌های مسالمت‌آمیز نیز یکی از ابزارهای شهروندان برای بیان خواسته‌ها و اعتراض به تصمیم‌های حکومت است.

در پنج سال گذشته، طالبان تجمع‌ها و راهپیمایی‌های اعتراضی را سرکوب کرده و معترضان و فعالان مدنی با تهدید، بازداشت و برخوردهای خشونت‌بار روبه‌رو شده‌اند.

طالبان در اسد ۱۴۰۵ با توشیح و نشر «قانون شرطه»، هرگونه گردهمایی اعتراضی و تظاهرات را در سراسر افغانستان ممنوع اعلام کرد. ذبیح‌الله مجاهد، سخنگوی طالبان، نیز پس از نشر این سند گفت که در ساختار این گروه پدیده‌ای به نام تظاهرات وجود ندارد.

این محدودیت‌ها پیش از تصویب این قانون نیز وجود داشت. در جون ۲۰۲۶، پس از بازداشت شماری از زنان در هرات، اعتراض‌های مردمی در منطقه جبرئیل این شهر با خشونت روبه‌رو شد.

  • طالبان در هرات «عملیات گسترده بازداشت زنان» را به‌دلیل حجاب آغاز کرد

    طالبان در هرات «عملیات گسترده بازداشت زنان» را به‌دلیل حجاب آغاز کرد

هیئت معاونت سازمان ملل متحد در افغانستان، یوناما، اعلام کرد که در پی شلیک نیروهای امنیتی و سرکوب این اعتراض، دست‌کم یک نوجوان کشته و چندین نفر دیگر زخمی شدند.

آقای احمدی با اشاره به پیامدهای امنیتی‌شدن فضای عمومی می‌گوید: «وقتی شهروند نتواند اعتراض مسالمت‌آمیز کند، کانال اصلی گفت‌وگو میان جامعه و حاکمیت قطع می‌شود. اعتراض به معنای ضدیت قطعی با اصل یک نظام نیست؛ بلکه راهی برای اصلاح یک سیاست نادرست است. ایجاد ترس و تحمیل سکوت اجباری نباید نشانه رضایت عامه تلقی شود؛ مردم ناراضی‌اند اما هزینه گزاف سرکوب، آنان را وادار به سکوت کرده است.»

رسانه زیر تیغ سانسور و ارعاب سازمان‌یافته خبرنگاران

رسانه‌ از ارکان دموکراسی محسوب می‌شود و برای پاسخ‌گو نگه‌داشتن حاکمان مهم تلقی می‌گردد، اما گزارش‌های جدید نهادهای ناظر از سقوط کم‌سابقه آزادی بیان زیر اداره طالبان حکایت دارد.

سازمان حمایت از رسانه‌های افغانستان، «نی»، در گزارشی به مناسبت پنجمین سال حاکمیت طالبان اعلام کرده است که در این مدت بیش از ۷۰۰ مورد خشونت علیه خبرنگاران و کارکنان رسانه‌ای را مستند کرده است. بر اساس این گزارش، دست‌کم شش خبرنگار کشته و حدود ۴۰۰ خبرنگار و کارمند رسانه‌ای بازداشت شده‌اند.

نی همچنین از حدود ۳۰۰ مورد ضرب‌وشتم خبرنگاران، بیکار شدن نزدیک به پنج هزار خبرنگار و کارمند رسانه‌ای و توقف فعالیت حدود ۵۰۰ رسانه در پنج سال گذشته خبر داده است.

  • نهاد نی می‌گوید بیش از ۷۰۰ مورد خشونت طالبان علیه خبرنگاران را مستند کرده است

    نهاد نی می‌گوید بیش از ۷۰۰ مورد خشونت طالبان علیه خبرنگاران را مستند کرده است

هم‌زمان با ادامه بازداشت‌های خودسرانه از سوی ریاست عمومی استخبارات و محتسبان امر به معروف، اجرای دستور ممنوعیت تصویربرداری از موجودات زنده در بیش از ۲۰ ولایت، فعالیت شماری از رسانه‌های تصویری را نیز با محدودیت روبه‌رو کرده است.

گزارش‌های سال ۲۰۲۶ یوناما و سازمان گزارشگران بدون مرز نشان می‌دهد که افغانستان با قرار گرفتن در رده ۱۷۵ از میان ۱۸۰ کشور جهان، یکی از پایین‌ترین جایگاه‌ها را در شاخص آزادی مطبوعات دارد.

گزارشگران بدون مرز همچنین گفته است که پس از بازگشت طالبان به قدرت، ۴۳ درصد رسانه‌های افغانستان در سه ماه نخست از میان رفتند و بیش از دو سوم از ۱۲ هزار خبرنگار، حرفه خود را ترک کردند.

احمد موسوی (نام مستعار) درباره فضای حاکم بر کار رسانه‌ای به افغانستان اینترنشنال می‌گوید: «خودسانسوری به بخش جدایی‌ناپذیر کار رسانه تبدیل شده است. خبرنگار قبل از انتشار هر فکت باید محاسبه کند که این گزارش چه پیامد امنیتی برای خودش، خانواده‌اش یا ادامه فعالیت رسانه‌اش در پی خواهد داشت.»

او که هنوز در داخل کشور به شغل خبرنگاری می‌پردازد ادامه می‌دهد که رسانه‌های بزرگ ادبیات‌شان را باب میل ارباب قدرت تغییر می‌دهند که تمام کدهای اخلاقی رسانه و آزادی مطبوعات را نقض کرده است.

اوی گفت وقتی دسترسی به اطلاعات قطع شود و پرسش‌گری درباره پرونده‌های کلان سیاسی و امنیتی با خطر زندان روبه‌رو باشد، رسانه‌ها از نهاد ناظر به پوشش‌دهنده رویدادهای بی‌خطر و اداری تقلیل می‌یابند.

محدودیت‌ها بر رسانه‌ها به محتوای خبری و فعالیت خبرنگاران محدود نمانده است. زنان خبرنگار و کارمند رسانه‌ای نیز با فشارهای گسترده روبه‌رو شده‌اند و شمار زیادی از آنان در پی محدودیت‌های اعمال‌شده از کار در رسانه‌ها کنار گذاشته شده‌اند.

زنان و حذف سازمان‌یافته

افغانستان زیر تسلط طالبان به تنها کشور جهان بدل شده که در آن آموزش دختران بالاتر از دوره ابتدایی و تحصیلات دانشگاهی به‌صورت رسمی و سیستماتیک ممنوع اعلام شده است.

سازمان یونسکو در اگست ۲۰۲۶ گزارش داد که در حال حاضر حدود ۲.۴ میلیون دختر از رفتن به مکاتب متوسطه و لیسه محروم شده‌اند؛ این در حالی است که تا پیش از سقوط جمهوریت در سال ۲۰۲۱، نزدیک به یک میلیون دختر در این دوره‌ها مشغول آموزش بودند. همچنین از دسامبر ۲۰۲۲، دروازه‌های دانشگاه‌ها به‌طور کامل بر روی دانشجویان دختر مسدود گردید.

این محدودیت‌ها نظام آموزشی کشور را با بحرانی ساختاری روبه‌رو کرده است. بر اساس آمار یونسکو، شمار استادان زن در دانشگاه‌های سراسر افغانستان از ۲۵۹۹ تن در سال ۲۰۱۹ به ۷۹۴ تن در سال ۲۰۲۴ فروپاشیده است.

هم‌زمان، نتایج بررسی میدانی نهادهای ناظر بر وضعیت آموزش عالی از وضعیت ۱۹۸ زن شاغل در حوزه تدریس و آموزش نشان می‌دهد که ۹۸.۵ درصد آنان با افت شدید عواید مواجه شده‌اند؛ به‌طوری‌که میانگین درآمد ماهانه آنان از ۴۰ هزار افغانی به ۴۸۵۲ افغانی کاهش یافته است، در حالی که ۹۱ درصد این زنان یگانه نان‌آور خانواده‌های خود بودند.

محرومیت آموزشی زنان هم‌زمان با تشدید سانسور و تثبیت محدودیت‌ها از طریق قوانین سخت‌گیرانه این گروه، از جمله «قانون امر به معروف و نهی از منکر»، ابعاد گسترده‌تری یافته است. بر بنیاد این قانون، صدا و تصویر زنان «عورت» دانسته شده و پخش تصویر از رسانه‌ها و فضاهای عمومی با سانسور روبه‌رو شده است.

دستگاه قضایی طالبان نیز با اعمال مجازات‌های بدنی و زدن شلاق بر متهمان در ورزشگاه‌ها و محضر عام، به سرکوب هرگونه مقاومت یا نافرمانی زنان پرداخته است.

  • گزارشگران بدون مرز: انتقاد از مقام‌های طالبان مجازات شلاق و زندان دارد

    گزارشگران بدون مرز: انتقاد از مقام‌های طالبان مجازات شلاق و زندان دارد

حسینه اکبر، فعال حقوق زن و ورزشکار به افغانستان اینترنشنال گفت که حذف زنان از مکاتب و دانشگاه‌ها تنها به معنی بازماندن از فراگیری سواد نیست؛ بلکه انزوای اجتماعی و خلع امکان اقتصادی نیمی از نفوس کشور است. زنان مسیر استقلال و تأثیرگذاری خود در عرصه‌های صحی، اداری و عدلی را از دست داده‌اند.

افغانستان عملاً نسلی از کادرهای متخصص، پزشکان و استادان را از دست می‌دهد که خلأ حضور آنان در درازمدت برای تمام جامعه غیرقابل جبران خواهد بود.

انحصار قومی و مذهبی قدرت

به باور کارشناسان، نقض اصول دموکراتیک در افغانستان زیر اداره طالبان به محدودیت‌های مدنی خلاصه نمی‌شود. منتقدان می‌گویند ساختار قدرت نیز به‌شدت برمحور قوم متمرکز شده و اقوام دیگر کشور، از جمله تاجیک‌ها، هزاره‌ها، اوزبیک‌ها و دیگر اقوان سهم محدودی در تصمیم‌گیری‌های کلان دارند.

یافته‌های پژوهشی مؤسسه خاورمیانه نشان می‌دهد که نزدیک به ۹۰ درصد پست‌های کلیدی و رهبری طالبان در اختیار پشتون‌ها قرار دارد.

بر اساس این داده‌ها در پست‌های کلیدی، سهم تاجیک‌ها ۵.۲ درصد و اوزبیک‌ها حدود سه درصد است، در حالی که حضور هزاره‌ها در ساختار رهبری طالبان نزدیک به صفر است.

افزون بر این، گزارش‌های سازمان ملل از تمرکز قدرت در ساختار طالبان و نقش پررنگ پشتون‌ها در ساختارهای قضایی و اجرایی حکایت دارد.

100%

هم‌زمان، ریچارد بنت، گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد برای افغانستان، در گزارش‌های خود نسبت به تبعیض ساختاری و به حاشیه‌راندن اقوام و اقلیت‌های مذهبی هشدار داده است. او در گزارش‌های خود به مسایلی از جمله کوچ‌های اجباری، منازعات بر سر زمین و محدودیت بر برخی مناسک مذهبی اشاره کرده است.

واسع رحمانی، کارشناس مسایل حقوقی، در گفت‌وگو با افغانستان اینترنشنال تصریح کرد که ساختار حقوقی حاکم، زمینه نقض گسترده حقوق اقوام را فراهم کرده است.

آقای رحمانی می‌افزاید، در ساختار اداره حاکم، یک قوم قدرت را تصاحب کرده و تمام قوانین و تصامیم کلان کشوری نیز صرفاً بر محور فقه حنفی تنظیم و تصویب می‌شوند.

به گفته او طالبان با وجود انکار ادامه‌دار این مسئله، عملاً بدنه اصلی قدرت را در انحصار کامل خود درآورده‌اند. این تمرکزگرایی قومی و مذهبی، نه تنها اصل شمولیت را باطل کرده، بلکه به‌گونه‌ای مستقیم و ساختاری زمینه‌ساز نقض گسترده حقوق اساسی سایر اقوام و اقلیت‌های مذهبی شده است.

از سوی دیگر، حسین یاسا، نویسنده و تحلیلگر مسایل سیاسی، معتقد است که برخورد طالبان با ساختار متکثر جامعه، ریشه در انکار موجودیت سیاسی اقوام دارد.

او می‌گوید که حاکمیت کنونی نه تنها مشروعیت دموکراتیک و پیشینه قانونی ادارات پیشین را به رسمیت نمی‌شناسد، بلکه با تحمیل یک‌دست‌سازی مذهبی و قومی، تنوع تاریخی افغانستان را نادیده می‌گیرد.

به گفته آقای یاسا اقداماتی نظیر تصرف مراکز فرهنگی و دینی یا نادیده گرفتن حقوق جامعه هزاره و اهل تشیع، صرفاً یک اختلاف اداری یا حقوقی نیست؛ بلکه پیامد سیاستی است که در آن سهم‌گیری اقوام در قدرت و حق موجودیت مستقل مذهبی و اجتماعی آنان عملاً انکار می‌شود.

  • برخورد دوگانه طالبان با شهرک شیرپور و مدرسه دینی شیعیان در کابل

    برخورد دوگانه طالبان با شهرک شیرپور و مدرسه دینی شیعیان در کابل

به باور کارشناسان، ترکیب تک‌قومی و تک جنسیتی نهادهای امنیتی، عدلی و اجرایی، نادیده گرفتن نظام فقهی جعفری و کوچ‌های اجباری شکاف‌های ملی را تشدید کرده است. این وضعیت همچنین شاخص‌های حکومت‌داری فراگیر و حاکمیت قانون را در رده‌بندی‌های جهانی به پایین‌ترین سطح رسانده است.

فروپاشی استقلال قضایی، تحمیل اصول‌نامه و ترویج مجازات‌ در ملای عام

حاکمیت قانون و استقلال دستگاه قضایی، از پایه‌های اصلی حفاظت از حقوق شهروندان در برابر قدرت سیاسی است. اما سازمان فریدم هاوس در گزارش سال ۲۰۲۶ خود، در شاخص‌های مربوط به استقلال قوه قضاییه، دسترسی به محاکمه عادلانه و برابری افراد در پیشگاه قانون، به افغانستان زیر اداره طالبان امتیاز صفر داده است.

در همین حال، با حذف قوانین موضوعه پیشین و لغو قانون اساسی، ساختار حقوقی و قضایی کشور دستخوش تغییرات گسترده شده است.

وزارت عدلیه و دادگاه عالی طالبان با تدوین و توشیح اسنادی مانند «اصول‌نامه محاکمات جزایی» و «اصول‌نامه تفریق زوجین»، بخش‌هایی از ساختار حقوقی کشور را تغییر داده‌اند.

در «اصول‌نامه تفریق زوجین» که با فرمان هبت‌الله آخندزاده صادر شد، موضوعاتی درباره جدایی زوجین و مواردی مربوط به نکاح صغیر و صغیره آمده است. در «اصول‌نامه محاکمات جزایی» نیز فرایند تحقیق مستقل حذف شده و مبنای اثبات جرایم بر اقرار و شهادت گذاشته شده است.

این سند همچنین خروج از مذهب حنفی را جرم‌انگاری کرده، برای تمرد از اوامر مسئولان حبس‌های سنگین در نظر گرفته و به مردان اجازه اعمال خشونت خانوادگی و تنبیه بدنی در چارچوب اختیارات داده است.

هم‌زمان با مسدود شدن انجمن مستقل وکلای مدافع و حذف کادرهای مسلکی و زنان از کرسی قضاوت، مجازات‌های بدنی و اعدام‌های علنی نیز ادامه یافته است.

بررسی افغانستان اینترنشنال از اعلامیه‌های رسمی دادگاه عالی طالبان نشان می‌دهد که از زمان بازگشت این گروه به قدرت در اگست ۲۰۲۱ تا پایان مارچ ۲۰۲۶، بیش از ۱۰۰ هزار ضربه شلاق در محضر عام بر متهمان تطبیق شده است. در همین مدت، طالبان چندین مورد حکم اعدام در محضر عام را نیز اجرا کرده است.

  • فراتر از ۱۰۷ هزار شلاق طالبان بر تن انسان افغانستان

    فراتر از ۱۰۷ هزار شلاق طالبان بر تن انسان افغانستان

آقای رحمانی در این مورد می‌گوید: «جوهر عدالت پیش از اجرای حکم سنجیده می‌شود. دادرسی منصفانه مستلزم حق داشتن وکیل مدافع، تفهیم اتهام مستند و دفاع در دادگاهی بی‌طرف است. زمانی که قاضی و مجری قانون از بدنه‌ای واحد و پیرو تفسیری سخت‌گیرانه باشند و اسنادی چون اصول‌نامه محاکم و زوجین مبنای قضاوت قرار گیرد، زن و اقلیت‌های مذهبی از هرگونه دادخواهی محروم می‌شوند. احکام صادره و تطبیق شلاق در انظار عمومی، کارکردی جز ارعاب اجتماعی برای تحکیم قدرت ندارد».

تهدید بنیادین برای فرهنگ سیاسی جامعه

دموکراسی صرفاً سازوکاری برای توزیع قدرت نیست. بر بنیاد پژوهش‌های علمی، فرهنگ مدارا، رقابت مدنی و حل مسالمت‌آمیز منازعات از طریق نهادهای قانونی نیز از عناصر مهم آن به شمار می‌رود.

محروم شدن جامعه از نهادهای مدنی، رسانه‌های آزاد و صندوق‌های رأی، تنها ساختار سیاسی امروز را تغییر نمی‌دهد؛ بلکه بر تجربه سیاسی نسل‌های آینده نیز اثر می‌گذارد.

پنج سال پس از سقوط جمهوریت، فاصله میان امتیاز ۲.۸۵ افغانستان در سال ۲۰۲۰ و امتیاز ۰.۲۵ در سال‌های اخیر، تصویری از این تغییر ارائه می‌کند.

شهروند افغانستان امروز نه می‌تواند در پای صندوق رأی برای آینده کشور تصمیم بگیرد، نه امکان اعتراض بدون هزینه سنگین دارد، نه دخترش به مکتب می‌رود و نه در برابر تعرض به حقوق اساسی خود به یک دادگاه بی‌طرف دسترسی دارد.

پرسش اصلی برای آینده افغانستان تنها این نیست که چه کسی در رأس قدرت در کابل قرار دارد؛ مسئله اساسی‌تر این است که اراده جمعی مردم تا چه اندازه در تعیین سرنوشت کشور سهم خواهد داشت.

فیلم پیکار داوود هلمندی به عنوان نماینده هالند به اسکار می‌رود

۲۴ سنبلهٔ ۱۴۰۵، ۱۲:۴۱ (‎+۱ گرینویچ)
100%

صندوق فیلم هالند اعلام کرد که فیلم «پیکار» ساخته داوود هلمندی، فیلم‌ساز افغان، به‌عنوان نماینده رسمی هالند برای اسکار انتخاب شده است.

داوود هلمندی روز سه‌شنبه با تایید این خبر به افغانستان اینترنشنال گفت که فیلم به زبان فارسی است، در افغانستان ساخته شده و کارگردان آن هم از افغانستان است.

آقای هلمندی می‌گوید که این فیلم بعد از یک رقابت و تحقیق جدی از میان فیلم‌های هالندی، به عنوان نماینده رسمی این کشور در اسکار انتخاب شد.

فیلم پیکار پیش از این از جشنواره ایدفا ۲۰۲۵ سه جایزه برده بود و از Hot Docs نیز جایزه گرفته بود.

  • فیلم «پیکار»، ساخته داوود هلمندی برنده سه جایزه جشنواره فیلم مستند آمستردام شد

    فیلم «پیکار»، ساخته داوود هلمندی برنده سه جایزه جشنواره فیلم مستند آمستردام شد

قرار است برگزیدگان جوایزه اسکار در ۱۵ دسامبر امسال و نامزدی‌ها در ۲۱ جنوری سال‌پیش رو اعلام شود. مراسم اسکار در چهاردهم مارچ ۲۰۲۷ برگزار و برگزیدگان اعلام خواهند شد.

فیلم پیکار یک مستند ۹۷ دقیقه‌ای است که داوود هلمندی آن را درباره تاریخچه خانواده خودش، مهاجرت، دوری از وطن و به‌ویژه رابطه‌اش با پدر سالخورده و سخت‌گیرش ساخته است. او پس از سال‌ها دوری، به ایران و افغانستان برمی‌گردد و تلاش می‌کند رابطه‌اش با پدرش را دوباره برقرار کند. فیلم به فارسی و هالندی ساخته شده است.

این فیلم موفقیت بسیار چشمگیر در جشنواره بین‌المللی مستند آمستردام (IDFA) در سال ۲۰۲۵ به دست آورد. «پیکار» در این جشنواره سه جایزه گرفت: بهترین فیلم اول (Best First Feature)، جایزه فیپرشی (FIPRESCI) و تقدیر ویژه در بخش بهترین فیلم هالندی.

داوران ایدفا فیلم را اثری شجاعانه توصیف کردند که به پیچیدگی خانواده‌ای می‌پردازد که نسل‌ها تحت تأثیر جنگ و آوارگی بوده است. آنها همچنین رابطه پدر و پسر در فیلم را روایتی شاعرانه و فراتر از مرزها و سنت‌ها دانسته‌اند.

جذاب‌ترین وجه «پیکار» این است که صرفاً یک فیلم درباره افغانستان یا مهاجرت نیست؛ یک روایت خانوادگی است که از طریق رابطه پدر و پسر، موضوعات بزرگ‌تری مثل جنگ، تبعید، هویت، تعلق، خانه و آزادی را بررسی می‌کند.

داوود هلمندی کیست؟

داوود هلمندی یک فیلمساز، عکاس و پژوهشگر افغان است که بخشی از زندگی‌اش در افغانستان، ایران و هالند گذشته و آثارش به موضوعاتی مانند مهاجرت، هویت، خانواده، مرز و مفهوم «خانه» می‌پردازد.

او از آکادمی فیلم هالند (NFA) در آمستردام فارغ شده و برادر ابوذر امینی، فیلمساز افغان، است.

«سفر به مکان صفر»

یکی از آثار مهم قبلی او مستند «سفر به مکان صفر» است که در سال ۲۰۱۶ ساخته شد. این فیلم را نمی‌توان به‌سادگی در یک ژانر مشخص قرار داد و از ترکیبی از تصاویر خانوادگی، آرشیوی، فیلم‌برداری دستی و عناصر ویدیوآرت استفاده می‌کند.

برخی منتقدان هلمندی را فیلمسازی توصیف می‌کند که خودش نوعی «شخصیت چهل‌تکه» دارد: بخشی افغانستان، بخشی ایران و بخشی هالند؛ و همین چندپارگی به موضوع فیلم‌هایش نیز راه پیدا می‌کند.

100%
سیمای داوود هلمندی

فیلم‌هایی درباره تجربه افغان‌بودن

در سال ۲۰۲۵، مستند ۹۷ دقیقه‌ای «پیکار» نقطه عطف کارنامه داوود هلمندی شد. فیلم درباره چند نسل از خانواده هلمندی و تجربه مهاجرت، دوری از وطن و جست‌وجوی تعلق، امنیت و آزادی است. هسته اصلی داستان رابطه خود داوود با پدر سالخورده و سخت‌گیرش است.

برخی کارشناسان می‌گویند هلمندی بیشتر از اینکه درباره افغانستان فیلم بسازد، درباره تجربه «افغان بودن» در میان چند خانه و چند جهان فیلم می‌سازد.

در «سفر به مکان صفر»، مسئله چندپارگی هویت و جست‌وجوی خانه پررنگ است؛ در «پیکار»، این جست‌وجو به رابطه پدر و پسر و تاریخ یک خانواده تبدیل می‌شود. بنابراین موفقیت «پیکار» را می‌توان ادامه یک مسیر هنری دانست، نه یک موفقیت ناگهانی.

پیشینه حضور افغانستان در اسکار

افغانستان از سال ۲۰۰۲، پس از سقوط نخستین دوره حاکمیت طالبان، حضور رسمی خود را در بخش بهترین فیلم بین‌المللی اسکار آغاز کرد.

نخستین نماینده افغانستان فیلم «رقصنده آتش» ساخته جاوید واسل بود. پس از آن، فیلم‌هایی چون «اسامه» ساخته صدیق برمک، «خاکستر و خاک» عتیق رحیمی، «جنگ تریاک» صدیق برمک، «چند متر مکعب عشق» جمشید محمودی، «نامه‌ای به رئیس‌جمهور» رویا سادات و «حوا، مریم، عایشه» صحرا کریمی به اسکار معرفی شدند.

با وجود معرفی ۱۴ فیلم تا سال ۲۰۱۹، هیچ فیلمی که به نمایندگی از افغانستان معرفی شده، به نامزدی نهایی اسکار نرسیده است. برخی آثار نیز پیش از مرحله نهایی از رقابت کنار رفتند یا رد صلاحیت شدند.

با این حال، سینمای افغانستان در خارج از این مسیر نیز در اسکار دیده شده است؛ از جمله «نان‌آور» (The Breadwinner) درباره یک دختر افغان و «فرار» (Flee) که هر دو نامزد اسکار شدند، اما این فیلم‌ها نماینده رسمی افغانستان نبودند.

مکتب نامرئی‌ها پنج ساله شد

۲۴ سنبلهٔ ۱۴۰۵، ۱۱:۰۱ (‎+۱ گرینویچ)
100%

لیلا هر روز به صنف درسی می‌رود که نباید دیده شود. او صبح از خانه بیرون می‌شود، به مکتبی می‌رود که لوحه ندارد و در کنار دخترانی درس می‌خواند که برای ادامه تحصیل باید پنهان بمانند.

100%
شاگرد مکتب نامرئی‌ها رسامی می‌کند

پنج سال پیش، لیلا ۱۲ ساله و تازه وارد صنف هفتم شده بود که طالبان درهای مکاتب متوسطه را به روی دختران بستند. مکتب رسمی برای او تمام شد؛ اما آموزش نه.

چند ماه بعد، او یک مکتب مخفی در محل زندگی‌اش پیدا کرد.

اکنون لیلا در صنف دوازدهم «نامرئی‌ها یا invisibly» است و در آستانه فراغت قرار دارد. او می‌گوید بزرگ‌ترین دشواری این پنج سال ترس از شناسایی مکتب، بازداشت دانش‌آموزان و تعطیلی صنف بوده است.

با این حال، این سال‌ها برای او فرصت یادگیری نیز بوده است.

او به افغانستان اینترنشنال گفت: «مهارت‌های ذهنی‌ام بسیار انکشاف یافته، درس را بهتر یاد می‌گیرم و خیاطی را یاد گرفته‌ام که می‌توانم از طریق آن درآمد داشته باشم.»

برای پرستو حکیم، بنیان‌گذار ابتکار «نامرئی‌ها»، پنهان‌ماندن بخشی از بهای ادامه آموزش دختران در افغانستان است.

نامرئی‌ها فراوان‌اند

حکیم می‌گوید این برنامه در ماه سنبله ۱۴۰۰، اندکی پس از بازگشت طالبان به قدرت، با یک مکتب مخفی آغاز شد. اکنون، به گفته او، این شبکه در ۱۶ ولایت افغانستان فعالیت دارد و ۳۵ مکتب، بیش از ۴۵ آموزگار و هزار و ۸۳۰ دانش‌آموز را پوشش می‌دهد.

اما برای حکیم، «نامرئی‌ها» فقط نام مکاتبی نیست که باید از چشم طالبان دور بمانند.

دخترانی صبح از خانه بیرون می‌شوند بی‌آنکه اطرافیانشان بدانند به مکتب می‌روند و آموزگارانی در خانه‌های معمولی، پشت درهای بسته، به آنان درس می‌دهند.

حکیم می‌گوید چیزی که ابتدا یک ضرورت امنیتی بود، به تدریج به بخشی از هویت این شبکه تبدیل شد.

«هر روز یک دختر صبح زود بیدار می‌شود، به‌صورت نامرئی به مکتب می‌رود و نامرئی درس می‌خواند. استاد نامرئی درس می‌دهد و تیم نامرئی کار می‌کند.»

او می‌گوید همین وضعیت به نقطه قوت شبکه تبدیل شده است.

«آنها می‌خواستند ما را یک نیروی ضعیف تعریف کنند، اما ما از نامرئی بودن خود استفاده کردیم تا نشان دهیم قدرت چه شکلی دارد.»

یونیسف می‌گوید بیش از ۲.۶ میلیون دختر در افغانستان از سال ۱۴۰۰ تاکنون از آموزش متوسطه محروم شده‌اند. افغانستان تنها کشور جهان است که در آن آموزش متوسطه و عالی برای دختران و زنان ممنوع است.

در چنین شرایطی، «نامرئی‌ها» تلاش می‌کند بخشی از آموزش را خارج از نظام رسمی حفظ کند.

100%

دانش‌آموزانی که آموزگار شدند

یلدا، ۱۸ ساله، سال گذشته با نمرات عالی از مکتب «نامرئی‌ها» فارغ شد. نام او به دلایل امنیتی تغییر کرده است.

اما فراغت برای او پایان این مسیر نبود. او پس از فراغت در محل زندگی خود در کابل یک صنف راه‌اندازی کرد، ده‌ها کودک را گرد آورد و برای تهیه کتاب و دیگر مواد آموزشی از ابتکار «نامرئی‌ها» کمک خواست.

به گفته حکیم، همین ابتکارهای دانش‌آموزان و آموزگاران به گسترش شبکه کمک کرده است. بیش از ۲٬۰۰۰ آموزگار در سراسر افغانستان نیز اعلام آمادگی کرده‌اند که به این برنامه بپیوندند و آموزش دانش‌آموزان خود را ادامه دهند.

یلدا می‌گوید پس از فراغت، از طریق همان مکتبی که در آن درس خوانده بود، فرصت یافت به عنوان آموزگار فعالیت کند.

«پس از فراغت فرصت پیدا کردم از طریق همان مکتبی که از آن فارغ شده بودم، به عنوان استاد فعالیت کنم.»

او می‌گوید این تجربه به او آموخته است که آموزش فقط یک حق نیست، بلکه می‌تواند زندگی را تغییر دهد.

هوسی، یکی دیگر از دانش‌آموزان این مکاتب، نیز زمانی که مکاتب دخترانه بسته شد، امیدی برای ادامه تحصیل نداشت.

«باورکردنی نبود که ما می‌توانیم مکتب زیرزمینی را پیدا کنیم، در آن پنج سال درس بخوانیم و فراغت خود را تجلیل کنیم.»

او می‌گوید نگرانی‌های امنیتی همیشه همراه دانش‌آموزان بوده، اما ادامه تحصیل آنان را از ماندن در خانه و بی‌سوادی دور کرد.

«ما را از بی‌سوادی نجات داد. اینگونه نشد که ما به عنوان یک دختر بی‌سواد در خانه بمانیم و فقط کار خانه را انجام دهیم.»

هوسی نیز پس از فراغت به عنوان آموزگار با «نامرئی‌ها» همکاری می‌کند.

مکاتب این ابتکار در کنار آموزش درسی، مهارت‌هایی مانند قالین‌بافی، خیاطی، آموزش‌های دیجیتال، جواهرسازی، طراحی و هنر را نیز آموزش می‌دهند.

حکیم می‌گوید هدف این است که دختران بتوانند از این مهارت‌ها برای کسب درآمد استفاده کنند.

100%
کارگاه قالین‌بافی نامرئی‌ها

آموزش در برابر آینده‌ای که محدود شده است

یونیسف هشدار داده است که دخترانی که از مکتب خارج می‌شوند با خطر بیشتری از جمله ازدواج زودهنگام، کار کودکان و خشونت روبه‌رو هستند.

داده‌های یونیسف نشان می‌دهد حدود ۲۹ درصد زنان افغان ۲۰ تا ۲۴ ساله پیش از رسیدن به ۱۸ سالگی ازدواج کرده‌اند. با این حال، این داده‌ها به‌تنهایی نشان نمی‌دهد که میزان ازدواج کودکان پس از بازگشت طالبان در سال ۱۴۰۰ افزایش یافته است.

حکیم می‌گوید با بسته‌شدن دانشگاه‌ها و تشدید محدودیت‌ها علیه زنان، مسئولیت «نامرئی‌ها» نیز فراتر از آموزش درسی رفت.

«مسئولیت ما بسیار فراتر از آموزش صرف رفت. ما باید به دختران کمک می‌کردیم تا از ازدواج اجباری، تصمیم‌های تحمیلی و وابستگی اقتصادی در امان بمانند.»

مریم، آموزگاری که نامش به دلایل امنیتی تغییر کرده است، پس از بازگشت طالبان حدود شش ماه در خانه ماند. او می‌گوید این خانه‌نشینی بر وضعیت روحی‌اش تأثیر منفی گذاشت.

پس از آن، کودکان منطقه به خانه‌اش آمدند و از او خواستند برایشان درس بدهد. مریم به تدریج دانش‌آموزان بیشتری را جمع کرد و بعدتر با «نامرئی‌ها» همکاری کرد.

او می‌گوید در پنج سال تدریس مخفی، «هر روز احساس ترس» کرده است؛ اما چیزی که او را به ادامه کار ترغیب کرده، دیدن امید در چشمان دانش‌آموزانش بوده است.

«دلیل اصلی که ادامه دادم، دیدن امید در چشم‌های دخترها بود.»

مریم اکنون یک دور از دانش‌آموزانش را فارغ داده و برای فراغت دور دوم آماده می‌شود.

سبا، ۱۵ ساله، یکی دیگر از دانش‌آموزان این مدارس، می‌گوید آموزش مخفی به او امید داده است که بتواند به اهداف آینده‌اش برسد.

«هر باری که ما افتادیم، استاد ما کمک کرد دوباره قوی‌تر از قبل بایستیم.»

او می‌گوید هر صبح با انگیزه رفتن به مکتب از خواب بیدار می‌شود و از آموزگارانش آموخته است که برای آینده خود اهداف بزرگی داشته باشد.

100%
صنف سوادآموزی نامرئی‌ها ویژه بزرگ‌سالان

یک صنف مخفی، یک انتخاب تازه

یلدا می‌گوید مکتب مخفی او چندین بار تعطیل شد، اما سرانجام در سال ۱۴۰۵ فارغ شد.

او پس از فراغت خود را یکی از خوش‌شانس‌ترین دختران افغانستان می‌دانست؛ اما همین احساس باعث شد از خود بپرسد چرا دختران دیگر نباید چنین فرصتی داشته باشند.

او به همین دلیل یک صنف مخفی برای دختران کوچک‌تر راه‌اندازی کرد.

«این تجربه به من یاد داد که آموزش فقط برای ساختن آینده نیست، بلکه امروز ما را نیز می‌تواند تغییر دهد.»

یلدا اکنون امیدوار است تحصیلات خود را در یکی از دانشگاه‌های معتبر جهان ادامه دهد و برای یک بورسیه تحصیلی درخواست کند.

حکیم می‌گوید در کنار آموزش درسی، «نامرئی‌ها» جلسات کتاب‌خوانی درباره حقوق بشر، کرامت انسانی، عدالت و احترام نیز برگزار می‌کند.

او می‌گوید هدف این جلسات تقویت توانایی دختران برای دفاع از حقوق خود در خانواده و جامعه است؛ به‌ویژه در شرایطی که دختران از آموزش رسمی دور نگه داشته می‌شوند.

این بخش از فعالیت «نامرئی‌ها» در آغاز برنامه وجود نداشت. حکیم می‌گوید نگاهش به این ابتکار نیز در طول پنج سال تغییر کرده است.

«وقتی این کار را شروع کردم، فکر می‌کردم هیچ راهی ندارد که طالبان پنج سال دوام بیاورند. فکر می‌کردم شاید فقط باید برای دختران کمی وقت بخرم؛ شاید جهان کاری برای نجات ما انجام دهد.»

اما پنج سال بعد، مکتب‌های مخفی همچنان فعال‌اند.

حکیم می‌گوید زنان افغانستان از یک سو از سوی حاکمان کشور به حاشیه رانده شده‌اند و از سوی دیگر احساس کرده‌اند که جهان نیز رنج آنان را به اندازه کافی نمی‌بیند.

«ما نامرئی‌هایی بودیم که رنج می‌کشیدیم، اما به هر صورت دوام می‌آوردیم؛ همان‌طور که همیشه دوام آورده‌ایم.»

برای حکیم، ادامه این فعالیت دیگر فقط درباره حفظ صنف‌های درس نیست؛ درباره حفظ امکان انتخاب برای نسلی از دختران است که بسیاری از مسیرهای معمول زندگی‌شان به روی آنها بسته شده است.

«اگر یک زن تصمیم بگیرد آینده‌اش را تغییر دهد، می‌تواند این کار را حتی به‌صورت نامرئی انجام دهد.»

برای لیلا، که پنج سال را با ترس از شناسایی مکتب و بازداشت سپری کرده است، ادامه تحصیل به معنای حفظ امکان انتخاب آینده‌ای متفاوت است.

برای یلدا، این انتخاب اکنون شکل دیگری گرفته است: او همان فرصتی را که زمانی برای خودش فراهم شد، برای دختران کوچک‌تر فراهم می‌کند.

مکتب‌ها ممکن است نامرئی باشند و آموزگاران در سکوت کار کنند، اما در همین صنف‌های کوچک، دخترانی در حال آماده‌شدن برای آینده‌ای هستند که نمی‌خواهند ممنوعیت آموزش آن را برایشان تعیین کند.

حکیم می‌گوید مبارزه برای حقوق اساسی زنان و دختران همیشه به حضور در خیابان‌ها یا در برابر دوربین‌ها نیاز ندارد.

«مبارزه برای حقوق اساسی انسان می‌تواند نامرئی و مخفی باشد.»

پنج سال پس از بسته‌شدن مکاتب دخترانه، این صنف‌های کوچک همچنان باز می‌مانند؛ دور از چشم طالبان و با این امید که روزی دیگر نیازی به نامرئی بودن برای درس خواندن نباشد.

100%

شکایت باشندگان ولسوالی چاه‌آب تخار از شرکت‌های استخراج طلا به دلیل تخریب جاده‌ها

۲۴ سنبلهٔ ۱۴۰۵، ۱۰:۴۳ (‎+۱ گرینویچ)
100%

باشندگان ولسوالی چاه‌آب تخار از تخریب جاده‌ها توسط ماشین‌آلات سنگین شرکت‌های استخراج طلا و بی‌توجهی این شرکت‌ها به زیرساخت‌ها شکایت دارند. باشندگان محل می‌گویند که روزانه ده‌ها عراده ماشین‌آلات سنگین و موترهای حامل افراد مسلح برای استخراج طلا وارد این ولسوالی می‌شوند.

شماری از باشندگان ولسوالی چاه‌آب روز سه‌شنبه (۲۴ سنبله) به افغانستان اینترنشنال گفتند که جاده‌های خاکی که چندی پیش با هزینه‌های شخصی مردم ترمیم شده بود، بار دیگر زیر زنجیر اسکواتورها و موترهای سنگین شرکت‌های استخراج طلا به‌طور کامل از بین رفته است.

مردم گفتند که طالبان هزینه ترمیم و بازسازی جاده‌‌های این ولسوالی را با زور از مردم جمع‌آوری کرده بود.

یکی از باشندگان ولسوالی چاه‌آب گفت: «عبدالرحمان، شهردار طالبان، چندی پیش از هر خانواده و دکاندار مبلغ ۱۰۰ افغانی جمع‌آوری و جاده مرکز ولسوالی را هموارکاری کرد؛ اما این جاده خیلی زود زیر زنجیر اسکواتورها و تایر موترهای سنگین شرکت‌ها تخریب شد.»

باشنده دیگری این ولسوالی با حفظ هویت خود تأکید کرد که روزانه ده‌ها موتر سنگین، اسکواتور و موترهای هایلکس حامل افراد مسلح وارد ولسوالی می‌شوند.

تصاوير و ویدیوهای فرستاده‌شده به افغانستان اینترنشنال ورود ماشین‌آلات را نشان می‌دهد. فرستنده تصویر مدعی است که این وسایط از شرکت‌های استخراج طلای وابسته به طالبان است.

100%
باشندگان چاه‌آب می‌گویند جاده‌های که با هزینه مردم بازسازی شده توسط ماشین‌آلات شرکت‌ها تخریب شده است

اعتراضات مردم علیه شرکت‌ها

ولسوالی چاه‌آب با داشتن معدن طلای «نورآبه» — یکی از بزرگ‌ترین معادن طلای افغانستان — در پنج سال اخیر کانون فعالیت صدها شرکت داخلی و خارجی بوده است.

منابع محلی می‌گویند که در حال حاضر شرکت‌های چینی و اماراتی تحت تدابیر شدید امنیتی و با محافظت نیروهای طالبان مشغول استخراج طلا در این منطقه هستند.

با این حال، مردم محل از حضور شرکت‌های خارجی، تخریب محیط زیست، قطع آب چشمه‌ها و نابودی زمین‌های کشاورزی شکایت دارند.

باشندگان محل می‌گویند که فعالیت‌های بی‌رویه استخراج طلا باعث خشک شدن چشمه‌ها و از بین رفتن مزارع کشاروزان در بخش‌های وسیعی از ولسوالی شده است.

سال گذشته، مردم چاه‌آب در اعتراض به قطع آب و تخریب جاده‌ها تظاهرات کردند و خواستار توقف فعالیت این شرکت‌ها شدند. این اعتراضات به خشونت کشیده شد که در نتیجه آن دست‌کم چهار نفر کشته و چند تن دیگر زخمی شدند.

چاه‌آب از ولسوالی‌های دوردست تخار است که با وجود ثروت عظیم معدنی، همچنان از داشتن جاده اسفالت، بازار منظم، شفاخانه معیاری و خدمات اولیه محروم است و شرکت‌های معدنی نیز هیچ اقدامی برای بازسازی و بازپرداخت آسیب‌ها انجام نداده‌اند.