یک جوان اخراجشده از ایران بهدست افراد مسلح در دایکندی کشته شد
منابع آگاه میگویند یک جوان ۲۱ ساله به نام حسن خدایی در روستای کیان ولسوالی خدیر دایکندی بهدست افراد مسلح کشته شده است.
به گفته منابع، این جوان حدود شش ماه پیش از ایران اخراج شده بود. برادر او از نظامیان حکومت پیشین بود که اکنون در امریکا به سر میبرد.
منابع آگاه در دایکندی به افغانستان اینترنشنال گفتند این جوان حوالی ساعت ۳:۳۰ بامداد جمعه، دوم عقرب در خانهاش در روستای کیان ولسوالی خدیر کشته شده است.
بربنیاد اطلاعات، این جوان هنگام وقوع حادثه در اتاقی بود که دروازهای به سمت کوچه دارد. فرد یا افراد مسلح به این اتاق از سمت کوچه در زده و به محض باز شدن دروازه به او شلیک شده است.
منابع گفتند دستکم یک گلوله به بالای سینه و نزدیک گردن این جوان برخود کرده و او را از پای درآرورده است.
نزدیکان این جوان به افغانستان اینترنشنال گفتند با هیچ کس دشمنی شخصی ندارند. به گفته آنها، برادر این جوان از ماموران پولیس دایکندی در حکومت پیشین بوده است. بربنیاد اطلاعات، برخی اعضای دیگر خانواده او نیز از نظامیان حکومت پیشیناند.
یک منبع مطلع گفت طالبان نخست اجازه نداده بود خانواده جسد این جوان را دفن کند. به گفته او، مقامات محلی طالبان سپس فشار آوردهاند که خانواده این جوان رویداد را خودکشی اعلام کنند.
طالبان تاکنون درباره این رویداد بهطور رسمی ابرازنظر نکرده و معلوم نیست این جوان از سوی چه کسی و به چه دلیلی کشته شده است. بربنیاد اطلاعات، طالبان سرانجام از خانواده این جوان خواسته سرنخی بدهند تا این رویداد را بررسی کنند.
نزدیکان این جوان گفتند مادر و پدر کهنسال این جون در پی این حادثه شوک دیدهاند و از سخن گفتن باز ماندهاند. به آنها، این جوان پس از زخمی شدن در آغوش پدر و مادرش جان باخته است.
این بار نخست نیست که یک مهاجر بازگشته از ایران یا فردی با پیشینه نظامی خانوادگی در افغانستان تحت تسلط طالبان بهطور مرموز کشته میشود.
گزارش تحقیقی افغانستان اینترنشنال در قوس سال گذشته نشان داد که دهها مهاجر افغان به ویژه نظامیان حکومت پیشن پس از بازگشت از ایران در افغانستان بهطور مرموز کشته شدهاند یا مورد بازداشت و شکنجه قرار گرفتهاند. بسیاری از این رویدادها بدون پیگیری از سوی اداره طالبان باقی ماندهاند.
منابع محلی در فیضآباد به افغانستان اینترنشنال گفتند والی طالبان در بدخشان مانع برگزاری مراسم تجلیل از روز ملی زبان اوزبیکی شده است.
به گفته منابع، رحمتالله نجیب در لحظه آخر برگزارکنندگان این مراسم را تهدید کرده و مانع تجلیل از این روز شده است.
منابع محلی گفتند مراسم تجلیل از روز ملی زبان اوزبیکی قرار بود جمعه، اول عقرب در هوتل بام دنیا در فیضآباد برگزار شود. به گفته منابع، رحمتالله نجیب، والی طالبان در بدخشان پنجشنبهشب به برگزارکنندگان پیام فرستاده و تهدید کرده که در صورت برگزاری مورد پیگرد قرار میگیرند.
بربنیاد اطلاعات، والی طالبان در بدخشان برای ممانعت از برگزاری این مراسم دلیل خاصی نیاورده است. یک منبع مطلع گفت ریاست اطلاعات و فرهنگ طالبان در بدخشان قبلا بهطور رسمی اجازه داده بود این مراسم برگزار شود، اما والی طالبان بعدا با آن مخالفت کرد.
حکومت پیشین افغانستان ۲۹ میزان را روز ملی زبان اوزبیکی نامگذاری کرده بود. پیش از بازگشت طالبان از این روز در مقر ریاستجمهوری، شماری از نهادهای دولتی، خصوصی و ولایات افغانستان تجلیل میشد.
گرامیداشت از روز ملی زبان اوزبیکی در بدخشان قرار بود از سوی شماری از فعالان فرهنگی در این ولایت برگزار شود. قرار بود شماری از مهمانان از ولایتهای همجوار نیز در این مراسم شرکت کنند.
یک فعال فرهنگی اوزبیک از تخار که در این نشست دعوت شده بود به افغانستان اینترنشنال گفت: «یک شب قبل از مراسم به ما خبر دادند که برنامه برگزار نمیشود.» او افزود که سفرش به بدخشان را در آخرین لحظات لغو کرده است.
طالبان در پنج سال سلطه بر افغانستان بارها مانع برگزاری مراسم، فرهنگی، مذهبی و تجلیل از مناسبتهای سنتی و فرهنگی بسیاری از گروههای قومی، مذهبی و زبانی شده است. این گروه بارها مانع برگزاری مراسم عزاداری شیعیان در ماه محرم شده و تابلوهای شماری از نهادهای دولتی به زبان فارسی و اوزبیکی را حذف کرده است.
فعالان افغان در پی این اقدامات، طالبان را به دامن زدن به تبعیض قومی و زبانی متهم کردهاند.
عبدالباری جهانی، وزیر اطلاعات و فرهنگ سابق و شاعر شناختهشده زبان پشتو در ۲۹ ثور با انتقاد شدید از اقدامات طالبان علیه شیعیان و نحوه حکومتداری این گروه گفت مخالفت برخی گروههای قومی و مذهبی، به ویژه شیعیان با طالبان اکنون «به نفرت» تبدیل شده است.
از سویی هم، نصیر فایق، سرپرست نمایندگی افغانستان در سازمان ملل در ۲۹ میزان در نشست کمیته سوم جمع سازمان ملل درباره حقوق فرهنگی طالبان را به سرکوب نظاممند فرهنگی متهم کرد. او گفت هیچ «رژیم نامشروعی» حق ندارد تنوع فرهنگی افغانستان را نابود کند یا عقاید خود را بر همه شهروندان تحمیل کند.
این نخستین بار نیست که طالبان با زبان اوزبیکی آشکارا مخالفت میکند. این گروه قبل از این زبان اوزبیکی را از تابلوهای دانشگاههای جوزجان و سمنگان حذف کرده بود. طالبان همچنین در ماههای گذشته در فاریاب به فارغان رشتههای اوزبیکی و ترکمنی اجازهٔ شرکت در آزمون استخدام بستهای دولتی را نداد.
حذف زبان اوزبیکی از تابلوی دانشگاه سمنگان و تخریب تندیس علیشیر نوایی در مزارشریف در اسد سال گذشته با واکنش تند وزارت خارجه اوزبیکستان مواجه شد. طالبان پس از تماس مقامات اوزبیکستان زبان اوزبیکی را به تابلوی دانشگاه بازگرداند و درباره تندیس علیشیرنوایی هم متعهد شد که در آن محل یک مجتمع فرهنگی میسازد. اما با گذشت یک سال تاکنون طالبان اقدامی برای ساخت این مجتمع نکرده است.
۲۴ اکتبر، برابر با دوم عقرب، روز جهانی فلج کودکان است. موارد فلج کودکان در افغانستان از چهار مورد در سال ۱۴۰۰ به ۴۲ مورد رسیده است.
در پنج سال گذشته و از زمان بازگشت طالبان به قدرت در افغانستان موارد ابتلا به این بیماری با افزایش ۹۵۰ درصدی، بیش از ۱۰ برابر شده است.
چند دهه مبارزه ناتمام با پولیو
مبارزه با فلج کودکان در افغانستان حدود نیم قرن سابقه دارد. نخستین برنامه واکسیناسیون این بیماری در سال ۱۳۵۷ آغاز شد.
براساس دادههای سازمان بهداشت جهانی، در دهه ۱۳۶۰ و در جریان جنگ با نیروهای شوروی، سالانه صدها و گاهی نزدیک به دو هزار مورد پولیو در افغانستان ثبت میشد.
پوشش واکسیناسیون کودکان یکساله با وجود جنگ، از سه درصد در سال ۱۳۶۰ به ۳۳ درصد در سال ۱۳۶۸ رسید.
براساس گزارش مرکز کنترول و پیشگیری بیماریهای امریکا، در دوره حکومت مجاهدین، بین سالهای ۱۳۷۳ تا ۱۳۷۵، سه کارزار واکسیناسیون با حمایت نهادهای بینالمللی اجرا شد که حدود ۷۰ درصد کودکان زیر پنج سال را زیر پوشش قرار داد.
واکسیناسیون یک کودک در کابل در سال ۱۳۷۱ خورشیدی. عکس: آرشیف یونیسف
سپس در سالهای ۱۳۷۷ تا ۱۳۷۸، در دوره نخست حاکمیت طالبان، ۱۵۰ مورد پولیوی وحشی در افغانستان ثبت شد.
از سقوط طالبان تا بازگشت دوباره این گروه
پس از سقوط نخستین حکومت طالبان، موارد پولیو با ادامه واکسیناسیون از ۱۱ مورد در سال ۱۳۸۰ به چهار مورد در سال ۱۳۸۳ کاهش یافت. اما این رقم در سالهای ۱۳۸۹ تا ۱۳۹۰ به ۸۰ مورد و در سالهای ۱۳۹۸ تا ۱۳۹۹ به ۵۶ مورد رسید.
حامد کرزی، رئیسجمهور پیشین افغانستان، هنگام تطبیق واکسین پولیو به یک کودک در سال ۱۳۸۵.
در سالهای ۱۳۹۹ تا ۱۴۰۰، همزمان با بازگشت طالبان به قدرت، چهار مورد پولیو ثبت شد. این رقم سال بعد به دو مورد کاهش یافت، اما سپس به شش مورد در سالهای ۱۴۰۱ تا ۱۴۰۲ و ۲۵ مورد تا ۱۴۰۳ رسید.
در سال ۱۴۰۳، طالبان واکسیناسیون خانهبهخانه را متوقف کرد. شمار موارد پولیو تا سال ۱۴۰۴ به ۲۱ مورد و براساس تازهترین آمار ابتکار جهانی ریشهکنی پولیو، تا ۲۹ میزان ۱۴۰۵ به ۴۲ مورد رسید.
این رقم در مقایسه با چهار مورد در سال بازگشت طالبان، ۹۵۰ درصد افزایش را نشان میدهد.
روند موارد فلج کودکان در افغانستان از ۱۳۷۹ تا ۱۴۰۵
جنوب و شرق افغانستان با بیشترین رقم فلج اطفال
بررسی افغانستان اینترنشنال نشان میدهد که در سال جاری ۱۲ ولایت افغانستان درگیر ویرویس پولیو هستند. بیشترین موارد در جنوب و سپس شرق کشور بهویژه در ولایتهای هممرز با پاکستان و مواردی نیز در غرب افغانستان گزارش شده است.
در شمال افغانستان تنها یک مورد در بغلان ثبت شده است.
براساس این بررسی، قندهار با ۱۰ مورد در صدر و پس از آن، هلمند و ننگرهار هرکدام با ۹ مورد بیشترین آمار پولیو را در افغانستان دارند.
نگاه فرهنگی و اعتقادی به واکسیناسیون و همسایگی این ولایتها پاکستان عوامل اصلی رشد این ویروس در جنوب و شرق افغانستان عنوان شده است.
داکتر محمد خاکراه رشیدی، هماهنگکننده پیشین مرکز ملی عملیات اضطراری مبارزه با پولیو در افغانستان میگوید پوشش پایین واکسیناسیون، مشکلات امنیتی و تبلیغات ضد واکسین از موانع قدیمی مبارزه با این بیماری در جنوب و شرق افغانستان بودهاند.
موارد ثبتشده فلج کودکان در افغانستان به تفکیک ولایتها
ردپای پولیو در ۱۶ ولایت
آزمایش نمونههای فاضلاب آلوده به مدفوع انسانی نشان میدهد ویروس پولیو در افغانستان در متن جامعه در گردش و رو به گسترش است.
یک سند رسیده به افغانستان اینترنشنال نشان میدهد که نمونههای مثبت ویروس پولیو در فاضلاب، دستکم در ۱۶ ولایت افغانستان شناسایی شده است. به این معنا که علاوه بر ۱۲ ولایت درگیر، در لغمان، زابل، بادغیس و قندوز نیز با وجود ثبتنشدن بیمار، وجود این ویرویس تاییدشده است.
بر اساس این سند، بیشترین نمونههای مثبت بررسی فاضلابها مربوط به قندهار با ۲۹، ننگرهار با ۲۴ و هلمند با ۲۰ نمونه است. در کابل نیز هشت نمونه مثبت ثبت شده است.
کمسنترین موارد ثبتشده، دو کودک پنجماهه در هلمند و قندهار و بزرگترین مورد، کودکی ۱۲ ساله و ۱۰ ماهه در ولسوالی دانگام کنر بوده است.
این سند نشان میدهد از ۴۴۷ بیمار دچار فلج، نمونهبرداری شده تا مشخص شود علت بیماری آنان پولیو بوده یا نه، اما نتیجه آزمایشها تا زمان تهیه گزارش مشخص نشده بود.
در این سند، ۶۳ کودک با نشانههای مشکوک به پولیو نیز در انتظار نتیجه آزمایش ثبت شدهاند.
چرا پولیو پس از بازگشت طالبان افزایش یافت
طالبان از سال ۱۴۰۳ کمپاین واکسیناسیون خانهبهخانه پولیو را متوقف کرد و اجرای آن را به مساجد و برخی اماکن خاص محدود کرد.
داکتر عبدالحکیم تمنا، رئیس صحت عامه هرات در حکومت پیشین، میگوید در واکسیناسیون مسجدبهمسجد، همه خانوادهها کودکان خود را برای دریافت واکسین نمیبرند و شماری از کودکان از واکسین بازمیمانند.
به گفته او، در روش خانهبهخانه، شمار کودکان هر خانه ثبت میشد و تیمها روز سوم برای واکسینکردن کودکان جامانده بازمیگشتند. او میگوید با تغییر این شیوه، ثبت اطلاعات و پیگیری واکسیناسیون کودکان جامانده نیز از میان رفته است.
طالبان در سال ۱۴۰۳ واکسیناسیون خانهبهخانه پولیو را به مسجدها و مراکز مشخص محدود کرد.
داکتر رشیدی نیز میگوید برخی خانوادهها از زمان کمپاین خبر نمیشوند و برخی نیز کودکان خود را به مسجد نمیبرند.
او میگوید روند کنونی میتواند گسترش بیماری را مهارنشدنی کند. به گفته آقای رشیدی موارد کشف نشده ابتلا به این بیماری ممکن است بسیار بیشتر از آمار کنونی باشد.
داکتر عبید (نام مستعار) در وزارت صحت عامه طالبان در گفتوگو با افغانستان اینترنشنال گفت تصمیمگیری درباره این شیوه متاثر از دیدگاه شورای علمای قندهار است که به رهبر طالبان مشورت میدهد. او گفت مسوولان وزارت صحت عامه طالبان، از جمله وزیر، با واکسیناسیون خانهبهخانه موافقاند، اما تغییر تصمیم شورای قندهار برای آنها دشوار است.
همچنین یک گزارش هیئت مستقل نظارت بر ابتکار جهانی ریشهکنی پولیو از بازداشت تیمهای واکسیناسیون در سال گذشته در جنوب افغانستان خبر داده است. این هیئت همچنین رهبری طالبان را به استفاده از برنامه پولیو برای گرفتن کمکهای بیشتر متهم کرده است.
در این گزارش به نقل از شریکان برنامه آمده است که نبود پیام روشن رهبری طالبان در حمایت از واکسیناسیون، باعث برخوردهای متفاوت مقامهای طالبان با این برنامه شده است.
هیئت همچنین میگوید رهبری طالبان از برنامه پولیو برای گرفتن منابع مالی برای دیگر بخشهای صحی استفاده میکند. به ارزیابی این نهاد، این رویکرد بهویژه در جنوب دیده میشود و فعالیتهای ریشهکنی پولیو به ابزاری برای درخواست کمکهای گستردهتر توسعهای تبدیل شده است.
این هیئت نوشته است که تا زمان تهیه گزارش، هیچ طرح عملی برای توقف کامل انتقال ویروس در جنوب افغانستان وجود ندارد.
گزارش همچنین میگوید وزیر صحت عامه طالبان و مسئولان پولیو، با وجود آمادهشدن ترتیبات سفر و ویزا، در نشست حضوری این هیئت، سال گذشته در جینوا شرکت نکردند.
کاهش نقش زنان
در دوره جمهوریت، زنان واکسیناتور میتوانستند وارد خانهها شوند، با مادران درباره نگرانیهایشان گفتوگو کنند و کودکان را واکسین کنند. یک کارمند ارشد وزارت صحت عامه طالبان به افغانستان اینترنشنال میگوید این ارتباط به شناسایی کودکان جامانده و رفع باورهای نادرست خانوادهها کمک میکرد.
پس از بازگشت طالبان، محدودیتهای کار و رفتوآمد زنان و توقف واکسیناسیون خانهبهخانه، فعالیت آنان را دشوار کرده است.
یک زن واکسیناتور هنگام تطبیق واکسین پولیو به یک کودک در جنوب افغانستان
سازمان بهداشت جهانی هشدار داده که حضور زنان در تیمهای واکسیناسیون، بهویژه در جنوب افغانستان، بسیار پایین است. یونیسف نیز میگوید محدودیت رفتوآمد زنان، نیاز به همراه مرد و دشواری ورود آنها به مسجدها، مانع دسترسی برخی کودکان به واکسین میشود.
گزارش هیئت مستقل نظارت بر ریشهکنی پولیو نیز صریحا از سیاست طالبان برای جلوگیری از حضور زنان در برنامه مبارزه با پولیو در جنوب افغانستان انتقاد کرده و آن را مانعی در برابر ریشهکنی بیماری دانسته است.
خطر انتقال ویروس به بیرون از افغانستان
نگرانی از سرایت ویروس پولیو از افغانستان به کشورهای دیگر نیز مطرح شده است. سازمان بهداشت حهانی میگوید گردش ویروس خطر انتقال آن به کشورهای همسایه و حتی کشورهای دورتر را همچنان حفظ کرده است.
آقای تمنا به شناسایی ویروس پولیو در فاضلاب هامبورگ آلمان اشاره میکند که به گفته سازمان بهداشت جهانی، با ویروس شناساییشده در قندهار ارتباط ژنتیکی دارد.
با همه اینها، آقای رشیدی میگوید مهار پولیو همچنان در افغانستان ممکن است، به شرط آنکه واکسیناسیون منظم باشد و کودکان جامانده شناسایی شوند.
او همچنین یکی از راههای اساسی بهبود برنامه مبارزه با پولیو را کاهش بروکراسی، هزینههای هنگفت و ناهماهنگی میداند. به گفته آقای رشیدی، وزارت صحت عامه مسئول برنامهریزی است، سازمان بهداشت جهانی و یونیسف در مدیریت مالی و فنی نقش دارند و موسسههای غیردولتی خدمات را اجرا میکنند.
روشی که به باور او روند تطبیق کارزارهای مبارزه با پولیو را کُند، پرمصرف و پرچالش میسازد.
نماینده دایمی افغانستان در سازمان ملل متحد، میگوید همکاری دیرینه افغانستان و سازمان ملل باید تقویت شود.
نصیراحمد فایق، به مناسبت هشتاد و یکمین سالگرد تأسیس این سازمان گفت افغانها باید بتوانند در تعیین آینده کشورشان نقش معنادار داشته باشند.
فایق روز شنبه، دوم عقرب، به مناسبت هشتاد و یکمین سالگرد تأسیس سازمان ملل، در پیامی در صفحه اکس خود نوشت که افغانستان در فعالیتهای این سازمان سهم داشته و سازمان ملل نیز در جریان جنگها، آوارگی و تلاشها برای توسعه، در کنار مردم افغانستان ایستاده است.
او تأکید کرد که با توجه به شرایط کنونی افغانستان، این همکاری باید بار دیگر تقویت شود، کمکهای بشردوستانه ادامه یابد، از حقوق زنان و دختران دفاع شود و نقش معنادار افغانها در تعیین آینده کشور تضمین گردد.
فایق همچنین روز جمعه در کمیته سوم هشتاد و یکمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل درباره وضعیت افغانستان سخنرانی کرد.
او متن این سخنرانی را در شبکه اجتماعی اکس منتشر کرد.
نماینده دایمی افغانستان در این سخنرانی از افزایش محدودیتها بر آزادی دین و باور در افغانستان و تبعیض علیه اقلیتهای دینی و قومی، از جمله مسلمانان شیعه، هزارهها و اسماعیلیان، ابراز نگرانی کرد.
او همچنین گفت که از تفسیرهای دینی برای توجیه محرومکردن زنان و دختران از آموزش، اشتغال و حضور در زندگی عمومی استفاده میشود. فایق تأکید کرد که سیاستهای تبعیضآمیز طالبان نباید با اسلام یا فرهنگ افغانستان یکسان دانسته شود؛ زیرا به گفته او، این سیاستها با اصول اسلامی عدالت، کرامت انسانی و دانشاندوزی در تضاد آشکار قرار دارند.
او افزود که نه دین و نه فرهنگ، تبعیض، آزار و اذیت یا محرومکردن افراد از حقوق اساسیشان را توجیه نمیکند.
این اظهارات در حالی مطرح میشود که پس از بازگشت طالبان به قدرت در اگست ۲۰۲۱، زنان و دختران در افغانستان با محدودیتهای گسترده در زمینه آموزش، تحصیل و اشتغال روبهرو شدهاند و از بسیاری از حقوق و فرصتهای اجتماعی محروم ماندهاند.
فایق همچنین بر ایجاد افغانستانی صلحآمیز و فراگیر تأکید کرد؛ کشوری که به تعهدات بینالمللی پایبند باشد و در صلح با خود و کشورهای همسایه زندگی کند.
او یادآوری کرد که همکاری افغانستان و سازمان ملل پیشینهای طولانیتر از جنگهای چند دهه اخیر این کشور دارد.
افغانستان در سال ۱۹۴۶ عضویت سازمان ملل متحد را به دست آورد.
سازمان ملل متحد هر سال ۲۴ اکتبر را به مناسبت سالگرد تأسیس این سازمان، بهعنوان روز ملل متحد تجلیل میکند.
سازمانهای حقوق بشری و جامعه مدنی فرانسه و افغانستان از حکومت فرانسه خواستهاند مذاکرات با اداره طالبان برای تسهیل اخراج افغانها را متوقف کند و به تعهدات بینالمللی خود در زمینه حقوق بشر پایبند بماند.
وزارت خارجه فرانسه در ۱۶ میزان تأیید کرد که «گفتوگوهای فنی» با مقامهای طالبان را با هدف تسهیل اخراج افغانهایی آغاز کرده است که اقامت قانونی در فرانسه ندارند و از نظر مقامهای فرانسوی تهدیدی برای نظم عمومی به شمار میروند.
شماری از سازمانهای حقوق بشری و جامعه مدنی در نامهای مشترک بهشدت از این تصمیم انتقاد کردهاند.
امضاکنندگان نامه گفتهاند که از زمان بازگشت طالبان به قدرت در اسد ۱۴۰۰، نقض گسترده حقوق بشر، بهویژه حقوق زنان و دختران، در افغانستان ادامه داشته است. به گفته آنها، بازگرداندن افغانها به این کشور میتواند جان آنان را در معرض خطر جدی قرار دهد و آنها را با خطر آزار، شکنجه و آسیبهای جسمی و روانی روبهرو کند.
این سازمانها تأکید کردهاند که اصل «عدم بازگرداندن اجباری» باید رعایت شود و هیچ فردی نباید به کشوری بازگردانده شود که در آن با خطر جدی آزار و نقض حقوق اساسی خود روبهرو است.
امضاکنندگان همچنین هشدار دادهاند که مذاکره با طالبان برای تسهیل اخراج افغانها میتواند به عادیسازی روابط با این گروه کمک کند و با سیاست اعلامشده فرانسه مبنی بر بهرسمیتنشناختن اداره طالبان در تضاد باشد. به گفته آنها، این روند میتواند ترس از اخراج را در میان افغانهای مقیم فرانسه افزایش دهد.
عفو بینالملل فرانسه، اتحادیه حقوق بشر فرانسه، سازمان «لا سیماد» و انجمن «فوروم پناهندگان» از جمله امضاکنندگان این نامهاند. آنها از حکومت فرانسه خواستهاند مذاکرات برای تسهیل اخراج اجباری افغانها به افغانستان را کنار بگذارد، مسیرهای حفاظت از جمله پناهندگی، ویزای بشردوستانه و پیوند خانوادگی را تقویت کند و پیش از تصمیمگیری درباره اخراجها با جامعه مدنی مشورت کند.
حکومت فرانسه گفته است که این گفتوگوها ماهیت فنی دارد و به معنای بهرسمیتشناختن طالبان نیست. به گفته مقامهای فرانسوی، این روند شامل پناهجویان و زنان نمیشود. با این حال، سازمانهای حقوق بشری درباره ابهام در تعریف افرادی که تهدیدی برای نظم عمومی شناخته میشوند، ابراز نگرانی کردهاند.
فرانسه در حالی برای تسهیل اخراج افغانها با طالبان وارد گفتوگو شده است که شماری دیگر از کشورهای اروپایی نیز در این زمینه با این گروه تماس برقرار کردهاند. آلمان از سال گذشته اخراج مستقیم افغانها را از سر گرفته و اتریش نیز در أواخر سال گذشته نخستین مورد اخراج مستقیم به افغانستان را انجام داد.
در ۲ سرطان امسال، اتحادیه اروپا برای نخستین بار میزبان هیئتی از طالبان در بروکسل بود. این دیدار با حضور نمایندگان کمیسیون اروپا و ۱۵ کشور عضو اتحادیه اروپا برگزار شد و محور اصلی آن، گفتوگو درباره بازگرداندن افغانهایی بود که حق اقامت در کشورهای اروپایی را ندارند. این نشست با انتقاد سازمانهای حقوق بشری روبهرو شد که هشدار دادند چنین تماسهایی میتواند به عادیسازی روابط با طالبان کمک کند.
همزمان با تلاش امریکا برای گسترش روابط اقتصادی و راهبردی با کشورهای آسیای مرکزی، بحران سیاسی و امنیتی افغانستان میتواند بلندپروازیهای واشنگتن در این منطقه را با مانع روبهرو کند.
زلمی نشاط و کریس بلکبرن، دو پژوهشگر، در مقالهای با عنوان «سیاست امریکا در آسیای مرکزی با یک مشکل افغانستانی روبهرو است» که اول عقرب ۱۴۰۵ در نشریه نشنل انترست منتشر شد، استدلال کردهاند که رفاه آسیای مرکزی از ثبات افغانستان جداییپذیر نیست و پروژههای اتصال منطقهای بدون مرزهای امن، نهادهای کارآمد و ترتیبات امنیتی قابل پیشبینی به نتیجه نخواهند رسید.
مارکو روبیو، وزیر خارجه امریکا، در سفرش به اوزبیکستان و دیدار با نمایندگان پنج کشور آسیای مرکزی در چارچوب سازوکار «C5+1»، گسترش تجارت، سرمایهگذاری، ارتباطات ترانسپورتی و همکاریهای امنیتی را در دستور کار قرار داد. او در ۲۶ میزان به سمرقند رسید و روز بعد گفت که توجه امریکا به این منطقه وارد مرحله تازهای شده است. با این حال، آینده سیاسی و امنیتی افغانستان همچنان یکی از چالشهای اساسی در برابر تحقق اهداف واشنگتن در آسیای مرکزی است.
در مقالهای که در نشنل انترنست منتشر شد، آمده است که امریکا نمیتواند رفاه اقتصادی آسیای مرکزی را از تحولات افغانستان جدا بداند. به باور نویسندگان مقاله، پروژههای بزرگ زیرساختی، بهویژه طرحهایی که آسیای مرکزی را به آسیای جنوبی وصل میکنند، به امنیت مرزی، نهادهای کارآمد و ثبات سیاسی وابستهاند؛ شرایطی که در افغانستان هنوز فراهم نشده است.
حلقه مفقوده اتصال آسیای مرکزی و جنوبی
افغانستان به دلیل موقعیت جغرافیایی خود میتواند پل ارتباطی میان آسیای مرکزی، پاکستان، هند و منطقه اقیانوس هند باشد. انتقال انرژی، توسعه شبکههای ترانسپورتی و گسترش تجارت منطقهای از جمله فرصتهاییاند که تحقق آنها به مشارکت افغانستان وابسته است.
با این حال، نویسندگان میگویند نظام سیاسی انحصارگرای طالبان، محدودیتهای گسترده بر زنان و دختران و نبود یک توافق سیاسی ملی با مشروعیت گسترده، چشمانداز استفاده از این ظرفیتها را محدود کرده است.
پروژه انتقال برق کاسا-۱۰۰۰ نمونهای از وابستگی اتصال منطقهای به وضعیت افغانستان است. بانک جهانی در بهروزرسانی این پروژه در جنوری ۲۰۲۶ تأکید کرد که کاسا-۱۰۰۰ بدون تکمیل بخش خط انتقال برق در افغانستان نمیتواند فعالیت کند.
این پروژه قرار است برق مازاد تاجیکستان و قرقیزستان را به افغانستان و پاکستان انتقال دهد. وابستگی آن به تکمیل زیرساختها در افغانستان نشان میدهد که بیثباتی و موانع سیاسی در این کشور میتواند بر طرحهای اقتصادی فراتر از مرزهای آن تأثیر بگذارد.
گسترش نفوذ امریکا بدون حل بحران افغانستان
به نوشته نویسندگان، دولت دونالد ترامپ به مواد معدنی حیاتی، منابع انرژی، مسیرهای ترانسپورتی و بازارهای آسیای مرکزی توجه بیشتری نشان میدهد. واشنگتن میخواهد از طریق سرمایهگذاری در این منطقه، وابستگی شرکتهای امریکایی به چین را کاهش دهد و روابط اقتصادی خود را متنوع سازد.
آقای روبیو در ۲۷ میزان در سمرقند گفت: «این پایان کار نیست، بلکه آغاز آن است.»
قزاقستان و اوزبیکستان اصلاحات اقتصادی را دنبال میکنند و دیگر کشورهای منطقه نیز توسعه ارتباطات ترانسپورتی را راهی برای افزایش استقلال خود میدانند. اتحادیه اروپا از طریق برنامه دروازه جهانی و چین از طریق ابتکار کمربند و راه، در این منطقه حضور اقتصادی گسترده دارند.
اما نویسندگان هشدار میدهند که رقابت اقتصادی و امنیت منطقهای از یکدیگر جدا نیستند. کشورهای آسیای مرکزی در کنار فرصتهای تجاری، با نگرانیهایی چون تروریسم، قاچاق مواد مخدر، امنیت مرزی و بیثباتی منطقهای روبهرو هستند.
به باور آنان، همکاری اقتصادی امریکا با کشورهای منطقه ممکن است بهتدریج به همکاریهای دفاعی، تبادل اطلاعات استخباراتی، نظارت مرزی، امنیت سایبری و آموزش نظامی گسترش یابد. با این حال، بازگشت امریکا به ایجاد پایگاههای نظامی دایمی در آسیای مرکزی، در مقایسه با همکاریهای محدودتر امنیتی، دشوارتر به نظر میرسد.
نزدیکی روسیه به طالبان و نگرانی پاکستان
نویسندگان مقاله میگویند گسترش روابط روسیه با طالبان، معادلات امنیتی منطقه را پیچیدهتر کرده است.
روسیه در جولای ۲۰۲۵ نخستین کشوری شد که طالبان را به رسمیت شناخت. پس از آن، مسکو و طالبان زمینه همکاریهای نظامی و فنی را نیز فراهم کردند. جزئیات این همکاریها بهگونه عمومی منتشر نشده است، اما مقامهای روسی درباره تعمیر و نگهداری تجهیزات نظامی ساخت شوروی و روسیه گفتوگو کردهاند.
سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه، در نشستهای مشورتی مسکو در ۱۳ میزان ۱۴۰۵ ادعا کرد که موفقیت طالبان در مبارزه با مواد مخدر و تروریسم با همکاریهای نظامی و فنی دو طرف مرتبط است. به نوشته نویسندگان، این اظهارات تعهد علنی مسکو به روابط با طالبان را نشان میدهد، اما میزان و اثربخشی کمکهای روسیه را روشن نمیکند.
این نزدیکی برای پاکستان نیز پیامدهایی دارد. اسلامآباد زمانی بازگشت طالبان به قدرت را یک موفقیت راهبردی میدانست و انتظار داشت که اداره همسو با این کشور در کابل، امنیت مرزهای غربی پاکستان را تقویت کند.
اما روابط دو طرف در پی حملات منسوب به تحریک طالبان پاکستان، اتهام پناهدادن به گروههای مسلح در افغانستان و رویاروییهای مستقیم نظامی رو به وخامت گذاشته است.
راهحل منطقهای بدون کنارگذاشتن مردم افغانستان
نویسندگان مقاله تأکید میکنند که تعامل اقتصادی با آسیای مرکزی باید با تلاش جدی دیپلوماتیک برای رسیدگی به بحران افغانستان همراه باشد.
آنان پیشنهاد میکنند که گفتوگویی منطقهای با مشارکت همسایگان افغانستان، کشورهای آسیای مرکزی، هند، پاکستان، روسیه، چین، ترکیه و عربستان سعودی برای دستیابی به اصول مشترک در زمینه امنیت و ادغام اقتصادی شکل بگیرد.
به باور آنان، چنین گفتوگویی باید مکمل یک روند گفتوگوی ملی به رهبری افغانها باشد، نه آنکه به ابزاری برای توافقهای ژئوپولیتیکی قدرتهای خارجی تبدیل شود که حقوق سیاسی مردم افغانستان را نادیده میگیرند.
نویسندگان همچنین به محدودیتهای اعمالشده بر زنان و دختران اشاره میکنند و میگویند نبود یک توافق سیاسی فراگیر در افغانستان، مانعی در برابر تحقق ظرفیتهای اقتصادی این کشور است.
آنان به نقل از روزا اوتونبایوا، رئیس وقت هیئت معاونت سازمان ملل متحد در افغانستان، مینویسند که بازگرداندن حق آموزش و کار به زنان و دختران میتواند زندگی آنان، جوامعشان و آینده افغانستان را به سود همگان دگرگون کند.
مقاله در پایان تأکید میکند که توجه دوباره امریکا به آسیای مرکزی، بهتنهایی برای تحقق اهداف اقتصادی و راهبردی واشنگتن کافی نیست. تا زمانی که بحران سیاسی افغانستان حل نشود و امنیت مسیرهای منطقهای تضمین نگردد، پروژههای اتصال آسیای مرکزی و جنوبی با محدودیت روبهرو خواهند بود.
نویسندگان میگویند رفاه آسیای مرکزی از ثبات افغانستان جداییپذیر نیست و هر استراتژی پایدار برای منطقه باید هر دو موضوع را همزمان در نظر بگیرد.