اکونومیست همچنان یادآوری کرده است که ترامپ درک نادرستی از تاریخ بگرام دارد. نویسنده مقاله باور دارد امریکا این پایگاه را ساخته است، در حالی که این تأسیسات در دهه پنجاه میلادی توسط اتحاد شوروی ساخته شد و در جنگ دهه هشتاد علیه مجاهدین مورد استفاده قرار گرفت.
در سال ۲۰۰۱ نیروهای ویژه بریتانیا آن را تصرف کردند و سپس به پایگاه اصلی نیروهای امریکایی بدل شد. امریکاییها در سالهای حضورشان آن را به یک منطقه شهرگونه نظامی مجهز تبدیل کردند؛ با استخر، سینما، فروشگاهها و حتی شعبههای برگرکینگ و پیتزاهات.
شاشانک جوشی نوشته است که دولت ترامپ این روزها روی سند استراتژی دفاع ملی کار میکند که قرار است بر تمرکز کمتر بر اروپا و توجه بیشتر به داخل امریکا، مقابله با مواد مخدر و احتمالاً چین تأکید کند. اما مشکل اینجاست که ترامپ چندان به اسناد رسمی یا قوانین بینالمللی توجهی ندارد.
به نوشته او، در عمل، تصرف دوباره بگرام مستلزم اعزام هزاران سرباز امریکایی و ایجاد یک پل هوایی از مسیر پاکستان است. چنین اقدامی همچنین نقض توافقی خواهد بود که خود ترامپ در سال ۲۰۲۰ با طالبان امضا کرده بود و بعدتر مبنای خروج شتابزده جو بایدن شد. افزون بر این، سود واقعی چنین اقدامی زیر سوال است، زیرا راههای دیگری برای نظارت بر آزمایشهای موشکی چین وجود دارد.
اکونومیست تأکید کرده است که پیگیری بگرام از سوی ترامپ بیش از آنکه بر پایه ملاحظات عملی باشد، ناشی از نگاه نواستعماری او به جهان است. این نشریه یادآوری کرده که ترامپ در گذشته نیز به اشکال مختلف تهدید به تصرف کانادا، گرینلند و غزه کرده بود و حالا بگرام آخرین قطعهای است که به فهرست ذهنی او اضافه شده است.
ترامپ هفته گذشته ابتدا در یک نشست خبری در اقامتگاه نخستوزیر بریتانیا، هنگامی که پرسشی درباره جنگ اوکراین مطرح شد، بحث را به افغانستان کشاند. او خروج امریکا از افغانستان را یک «فاجعه کامل» خواند، بهویژه به خاطر تخلیه پایگاه بگرام. ترامپ افزود: «ما آن را رایگان به آنها دادیم. حالا داریم تلاش میکنیم دوباره آن را پس بگیریم—این شاید خبر فوری باشد.»
ترامپ بعدا از گفتوگو با طالبان خبر داد و هشدار داد اگر این گروه بگرام را به امریکا به عنوان سازنده آن تحویل ندهد «اتفاقات بدی رخ خواهد داد».