یک فرمانده ارتش سابق بهطرز فجیعی در پروان به قتل رسید
منابع محلی به افغانستان اینترنشنال تایید کردند که حشمتالله، از فرماندهان پیشین ارتش، بهطرز فجیعی در پروان به قتل رسیده است.
منابع گفتند حشمتالله، فرمانده تولی کندک سوم لوای چهارم قولاردوی ۲۰۱ سیلاب در نظام جمهوری بود. او اخیرا ناپدید شده بود و جسدش روز جمعه پیدا شده است.
بستگان این نظامی پیشین میگویند که حشمتالله چهار روز پیش هنگامی که سرگرم کار در مزرعهاش در ولسوالی جبلالسراج ولایت پروان بود، ناپدید شد. جسد او سرانجام روز جمعه (۲۹ جوزا) در حالی پیدا شد.
براساس تصاویری که در اختیار افغانستان اینترنشنال قرار گرفته، آثار شکنجه بر پیکر این نظامی مشهود است. بستگان او گفتند عاملان قتل چشمان این فرمانده را از حدقه بیرون آوردهاند.
یکی از نزدیکان حشمتالله به افغانستان اینترنشنال گفت که جسد این فرمانده پیشین ارتش در کنار رودخانه در مربوطات ولایت همجوار، کاپیسا، یافت شده است.
پیکر حشمتالله روز جمعه پس از انتقال به زادگاهش در ولسوالی جبلالسراج پروان به خاک سپرده شد.
بستگان حشمتالله میگویند که او پس از سقوط نظام جمهوری، یکبار توسط نیروهای طالبان بازداشت شده بود، اما پس از سپردن تعهد کتبی آزاد شد. او پس از آزادی، از ترس انتقامجویی به ایران پناه برد؛ اما اخیراً به افغانستان بازگشته بود و در زادگاهش به زندگی عادی و کشاورزی میپرداخت.
بستگان وی گفتهاند که حشمتالله هیچگونه فعالیت نظامی و مسلحانه نداشته است.
ادامه نقض عفو عمومی و انتقامجوییهای سیستماتیک
قتل فجیع این فرمانده ارتش در حالی رخ میدهد که گزارشهای متعدد نهادهای بینالمللی، از جمله سازمان ملل متحد (یوناما) و سازمان عفو بینالملل، نشان میدهند که انتقامجویی، بازداشتهای خودسرانه، شکنجه و قتل مدافعان و نیروهای امنیتی سابق در افغانستان تحت کنترول طالبان همچنان ادامه دارد.
با آنکه رهبر طالبان در بدو ورود به قدرت فرمان «عفو عمومی» صادر کرد، اما ترورهای هدفمند نظامیان پیشین در ولایتهای مختلف کشور نشان میدهد که این فرمان عملاً به یک پوشش سیاسی تبدیل شده و نیروهای امنیتی سابق هیچ حاشیه امنی برای زندگی در افغانستان ندارند.
مقامات محلی طالبان در پروان تاکنون در رابطه با این قتل ابراز نظری نکردهاند.
با امضای توافق میان رؤسای جمهور امریکا و ایران، نگاهها در افغانستان نیز به پیامدهای احتمالی این تحول دوخته شده است.
برخی ناظران این توافق را فرصتی برای کاهش تنشهای منطقهای و رونق همکاریهای اقتصادی میدانند، اما گروهی دیگر معتقدند که پایان رویارویی تهران و واشنگتن میتواند حاشیه امن سیاسی طالبان را محدود کرده و بار دیگر افغانستان را به کانون توجه بازیگران بینالمللی بازگرداند.
افغانستان همواره تحت تأثیر تحولات ژئوپولیتیکی منطقه قرار داشته و روابط پرتنش میان ایران و امریکا نیز از این قاعده مستثنا نبوده است.
از زمان حضور نظامی ایالات متحده در افغانستان تا امروز، رقابت و اختلاف میان تهران و واشنگتن یکی از عوامل تأثیرگذار بر معادلات این کشور بوده است. تنها استثنای مهم در این روند به سال ۲۰۰۱ بازمیگردد؛ زمانی که ایران در روند سرنگونی حکومت طالبان با امریکا همکاری کرد. با این حال، روابط دو کشور پس از آن بار دیگر وارد دورهای از تنش و رقابت شد.
در سالهای اخیر، بازگشت طالبان به قدرت، جنگ اوکراین، درگیریهای غزه، تحولات سوریه و تنشهای فزاینده میان ایران، امریکا و اسرائیل باعث شد افغانستان تا حد زیادی از اولویت دستور کار سیاست خارجی قدرتهای جهانی خارج شود. اکنون و در شرایطی که تهران و واشنگتن به توافق رسیدهاند، این پرسش مطرح است که چنین تحولی چه پیامدهایی برای افغانستان خواهد داشت و آیا این کشور بار دیگر به یکی از موضوعات مهم سیاست منطقهای و بینالمللی تبدیل خواهد شد؟
بازگشت افغانستان به دستور کار جهانی
در چند سال گذشته، تمرکز قدرتهای بزرگ بر جنگ اوکراین، بحران خاورمیانه و دیگر چالشهای امنیتی باعث شد افغانستان در مقایسه با سالهای نخست بازگشت طالبان، توجه کمتری را به خود جلب کند. این وضعیت به طالبان فرصت داد تا با فشار بینالمللی کمتری موقعیت خود را تثبیت کنند؛ هرچند موضوع افغانستان همچنان در حوزههای امنیتی، حقوق بشری و بشردوستانه مورد توجه باقی مانده است.
متین امین، دیپلومات پیشین افغان، معتقد است توافق میان امریکا و ایران میتواند این روند را تغییر دهد. به باور او، با کاهش تنشهای منطقهای، قدرتهای جهانی بار دیگر فرصت و انگیزه بیشتری برای تمرکز بر پرونده افغانستان خواهند یافت. او میگوید در چنین شرایطی طالبان ممکن است با فشارهای بیشتری از سوی کشورهای غربی و برخی بازیگران منطقهای روبهرو شوند؛ کشورهایی که از عملکرد این گروه در زمینه حقوق بشر، مبارزه با تروریسم، ایجاد نظام سیاسی فراگیر و روابط نزدیک با روسیه رضایت ندارند.
نشانههای افزایش فشار غرب بر طالبان نیز در ماههای اخیر قابل مشاهده بوده است. از جمله، شورای امنیت سازمان ملل متحد به پیشنهاد امریکا، بریتانیا و فرانسه در برخی اسناد رسمی از عنوان «مقامات ذیربط» به جای «مقامات دیفکتو» برای طالبان استفاده کرده است؛ اقدامی که از نگاه برخی تحلیلگران بیانگر احتیاط بیشتر جامعه جهانی در قبال مشروعیتبخشی به این گروه است.
در همین راستا، محمود صیقل، نماینده سابق افغانستان در سازمان ملل متحد به افغانستان اینترنشنال اظهار داشت که تغییر لحن کشورها درباره طالبان، مستقیماً به مناسبات منطقهای اخیر این گروه، بهویژه توافق نظامی اخیر آنها با روسیه مرتبط است.
نورالرحمن اخلاقی، وزیر پیشین مهاجرین و عودتکنندگان افغانستان، نیز معتقد است طالبان در سالهای گذشته از بحرانهای جهانی برای دور ماندن از کانون توجه بینالمللی بهره بردهاند. به گفته او، از جنگ اوکراین گرفته تا بحران غزه و تنشهای ایران، هر بحرانی که افکار عمومی جهان را به خود مشغول کرده، فرصتی برای طالبان بوده است تا بدون فشار جدیتر بینالمللی به سیاستهای خود ادامه دهند. از نگاه او، پایان جنگها و کاهش تنشهای منطقهای میتواند بار دیگر توجه جامعه جهانی را متوجه وضعیت افغانستان کند.
ایران؛ از ضرورت همکاری با طالبان تا بازگشت به بازارهای جهانی
در پنج سال اخیر، روابط تهران و طالبان به شکل محسوسی گسترش یافته است. ایران در کنار تعاملات سیاسی و امنیتی، یکی از شرکای مهم اقتصادی افغانستان تحت حاکمیت طالبان نیز بوده است. اما برخی تحلیلگران معتقدند که توافق با امریکا میتواند این معادله را دگرگون کند.
وزیران خارجه ایران و طالبان
مصطفی مدثر، پژوهشگر روابط بینالملل، در گفتوگو با افغانستان اینترنشنال میگوید ایران طی سالهای گذشته به دلیل تحریمها و انزوای بینالمللی ناچار بود برای کاهش فشارها و گسترش نفوذ منطقهای خود به همکاری با بازیگرانی چون طالبان روی آورد. به گفته او، افغانستان یکی از معدود عرصههایی بود که تهران در آن آزادی عمل بیشتری داشت و روابط اقتصادی و سیاسی خود را بدون محدودیتهای گسترده بینالمللی دنبال میکرد.
مدثر معتقد است در صورت اجرایی شدن توافق و بازگشت تدریجی ایران به اقتصاد جهانی، اولویتهای تهران نیز تغییر خواهد کرد. به باور او، ایران دیگر مانند گذشته برای دور زدن تحریمها یا حفظ اهرمهای منطقهای خود به طالبان نیاز نخواهد داشت و تمرکز بیشتری بر بازارهای بینالمللی و مناسبات اقتصادی گستردهتر خواهد گذاشت.
او همچنین یادآور میشود که هرچند طالبان در جریان جنگ دوازدهروزه و همچنین تنشهای ماههای اخیر اقدامی آشکار علیه منافع ایران انجام ندادند، اما کاهش فشارهای خارجی بر تهران میتواند انگیزه و ضرورت همکاری نزدیک و ویژه با طالبان را کاهش دهد. به بیان دیگر، مسئله اصلی نه اختلاف با طالبان، بلکه کاهش نیاز استراتژیک ایران به این رابطه خواهد بود.
فرصت اقتصادی یا تهدید سیاسی؟
در مقابل این دیدگاهها، برخی چهرههای نزدیک به طالبان بر پیامدهای مثبت توافق تاکید میکنند. فضلالرحمن اوریا، فعال سیاسی نزدیک به طالبان، معتقد است کاهش تنش میان ایران و امریکا میتواند خطر گسترش جنگهای منطقهای را کاهش دهد و فضای باثباتتری برای تجارت و ترانزیت افغانستان فراهم سازد.
به گفته او، با آرامتر شدن فضای منطقه، زمینه برای اجرای پروژههای اقتصادی، سرمایهگذاری و همکاریهای منطقهای مساعدتر خواهد شد. از نگاه وی، توافق تهران و واشنگتن میتواند توجه قدرتهای بزرگ را از رقابتهای نظامی به همکاریهای اقتصادی سوق دهد؛ روندی که افغانستان نیز از آن سود خواهد برد.
پاکستان و معادلات تازه منطقهای
توافق بین امریکا و ایران نتیجه میانجیگری پاکستان بوده است. اسلامآباد در ماههای اخیر علاوه بر مدیریت تنشهای خود با طالبان، تلاش کرده است نقش فعالتری در تحولات منطقه ایفا کند و جایگاه خود را در معادلات ژئوپولیتیکی تقویت سازد. بر این اساس، کاهش تنش میان تهران و واشنگتن میتواند فضای مانور دیپلوماتیک بیشتری برای پاکستان فراهم کند.
هاتف مختار، آگاه مسائل سیاسی نیز در پیامی در شبکه اجتماعی اکس نوشت که نامگذاری توافق میان امریکا و ایران به عنوان «تفاهمنامه اسلامآباد» نشاندهنده تلاش پاکستان برای تثبیت جایگاه خود بهعنوان یک بازیگر مؤثر دیپلوماتیک و میانجی در سطح منطقهای و بینالمللی است.
در چنین شرایطی، اسلامآباد احتمالاً تمرکز بیشتری بر پرونده افغانستان و بهویژه فعالیتهای تحریک طالبان پاکستانی خواهد داشت. مقامهای پاکستانی بارها هشدار دادهاند که تهدیدهای امنیتی برخاسته از خاک افغانستان تنها محدود به پاکستان نیست و میتواند پیامدهای منطقهای و حتی فرامنطقهای داشته باشد.
همزمان، پاکستان تلاش دارد اجماع تازه و هماهنگی را در سطح منطقهای و بینالمللی درباره افغانستان شکل دهد. از این رو، پایان بحران میان ایران و امریکا ممکن است ظرفیت دیپلوماتیک بیشتری را در اختیار اسلامآباد قرار دهد تا دغدغههای امنیتی خود درباره وضعیت افغانستان را با جدیت بیشتری دنبال کند.
پایان حاشیه امن طالبان؟
در نهایت، تأثیر توافق امریکا و ایران بر افغانستان را میتوان در دو سطح متفاوت ارزیابی کرد. در سطح اقتصادی، کاهش تنشهای منطقهای میتواند به ثبات بیشتر، افزایش تجارت و فراهم شدن فرصتهای تازه برای همکاریهای منطقهای منجر شود. اما در سطح سیاسی، این توافق ممکن است شرایطی را ایجاد کند که افغانستان بار دیگر به اولویت قدرتهای منطقهای و جهانی تبدیل شود.
اگر چنین سناریویی تحقق یابد، طالبان با محیطی مواجه خواهند شد که در آن فشارهای سیاسی، حقوق بشری و امنیتی بیش از گذشته افزایش مییابد و بازیگرانی مانند ایران، پاکستان و کشورهای غربی نیز با فراغت بیشتری به پرونده افغانستان خواهند پرداخت. در چنین وضعیتی، توافق تهران و واشنگتن میتواند نه تنها یک تحول در روابط دو کشور، بلکه نقطه عطفی در آینده سیاسی کابل باشد.
منابع به افغانستان اینترنشنال گفتهاند که ملا هبتالله آخندزاده، رهبر طالبان، دستور تشکیل یک قطعه ویژه ۸ هزار نفری را برای نظارت و تأمین امنیت مرز با پاکستان صادر کرده است.
این قطعه تحت نام «هبتی» تشکیل میشود و حقوق سربازان آن بیشتر از سایر نیروهای طالبان خواهد بود.
به گفته منابع، این قطعه ویژه که توسط رهبر طالبان ایجاد شده، به منظور حفظ امنیت مرز با پاکستان شکل میگیرد.
پس از ساماندهی این قطعه، نظارت بر خط دیورند و فرماندهی هرگونه تحرکات، جنگ یا آتشبس در امتداد مرز با پاکستان، در اختیار این قطعه خواهد بود.
دو منبع در قندهار و کابل به افغانستان اینترنشنال گفتند: «سربازان قبلی نیز در پاسگاههای خود در امتداد خط دیورند حضور خواهند داشت، اما کنترول و فرماندهی کل در دست این قطعه جدید خواهد بود؛ یعنی اگر جنگی رخ دهد یا رخ ندهد، صلاحیت تصمیمگیری در مورد تمام این امور با همین قطعه است.»
بر اساس اطلاعات منابع، ۴ هزار تن از اعضای این قطعه هماکنون در لوای ولسوالی ژیری قندهار مستقر هستند و روند ثبتنام و راجستر آنها جریان دارد. همچنین ۴ هزار سرباز دیگر این قطعه در کابل حضور دارند و کارهای نامنویسی و سازماندهی آنها در پایتخت در حال انجام است.
قطعه هشت هزار نفری طالبان زیر نظر ملا هبتالله فعالیت خواهد کرد
منابع تصریح کردهاند که حقوق و امتیازات جنگجویان این قطعه نسبت به سایر نیروهای طالبان بالاتر است. این قطعه بهگونه مستقیم تحت امر هبتالله آخندزاده فعالیت خواهد کرد و در ساختار تشکیلاتی وزارتخانههای امنیتی این گروه قرار ندارد.
یک منبع که روند نامنویسی این قطعه را از نزدیک رصد کرده است، گفت: «در این قطعه رتبه سربازی وجود ندارد و استخدام از رتبه افسری شروع میشود. امتیازات آنها بالا است و این افراد تنها به شیخ صاحب (هبتالله آخندزاده) پاسخگو هستند. آنها نه تحت اثر وزارت دفاع هستند و نه وزارت امور داخله.»
منابع دخیل در میان طالبان به افغانستان اینترنشنال گفتهاند که جنگجویان این قطعه بیشتر ساکنان ولایتهای قندهار، ارزگان و هلمند هستند و تعداد محدودی از جنگجویان ولایت زابل نیز در میان آنها حضور دارند.
منابع میگویند بر اساس برنامه پیشبینیشده، تسلیحات پیشرفته بهجامانده از امریکا، تجهیزات دید در شب، موترها، بالگردهای فعال و پهپادهای شناسایی نیز در اختیار این قطعه ۸ هزار نفری قرار داده خواهد شد.
قطعه ویژه طالبان از امتیازات بالا برخوردار است
به گفته آنان، پس از تکمیل پروسه جلب و جذب این قطعه ۸ هزار نفری، قرار است به جنگجویان آن در بخشهای توپوگرافی، گشتهای مرزی، جلوگیری از تردد غیرقانونی، عملیاتهای ضد قاچاق، نظارت، شناسایی و تعقیب افراد مشکوک و همچنین استفاده از جیپیاس، کمره پهپاد و پهپادهای شناسایی آموزش داده شود.
منابع در مورد مرکز فرماندهی این قطعه گفتند: «۴ هزار سرباز در قندهار و ۴ هزار تن دیگر در کابل مستقر خواهند بود و در صورت نیاز، با فرمان مستقیم هبتالله آخندزاده به مأموریت اعزام خواهند شد.»
منابع درباره فرمانده این قطعه چیزی نگفتهاند، اما گمانهزنی میکنند که احتمالاً یکی از فرماندهان زونهای هفتگانه طالبان به عنوان فرمانده این قطعه تعیین شود.
تحلیلگران این اقدام رهبر طالبان را گامی برای کنترول درگیریها، گشتزنیها، امور پاسگاههای امنیتی، تحرکات و رفتوآمد در امتداد خط دیورند میدانند.
پاکستان میگوید یک پهپاد طالبان را در مناطق مرزی سرنگون کرده است
این قطعه در حالی تشکیل میشود که روابط طالبان با پاکستان به شدت متشنج شده است. طالبان امروز جمعه از حملات پهپادی به دو ایالت بلوچستان و خیبرپختونخوا در پاکستان خبر دادند و مدعی شدند که مراکز داعش را هدف قرار دادهاند.
وزارت اطلاعات و رسانههای پاکستان حمله پهپادی طالبان را تایید کرده، اما گفته که یک پهپاد پیش از رسیدن به هدف سرنگون شده است. ظاهراً وزارت دفاع طالبان در واکنش به حملات اخیر پاکستان به ولایتهای کنر، خوست و پکتیا این حملات را راهاندازی کرده است.
سازمان بینالمللی کاریتاس گزارش داد که افغانستان در میان هفت کشور اصلی مبدأ پناهندگان در جهان قرار دارد.
این سازمان امدادی در آستانه روز جهانی پناهجویان گفته است که میلیونها نفر در نتیجه جنگ، خشونت و بحرانهای طولانیمدت در کشورهای مختلف ناچار به ترک خانههای خود شدهاند.
در کنار افغانستان، کشورهایی چون ونزوئلا، اوکراین، سوریه، سودان، سودان جنوبی و فلسطین قرار دارند که حدود ۷۰ درصد کل پناهندگان جهان را تشکیل میدهند.
شمار افراد آواره در جهان بهدلیل جنگ، خشونت، بحرانهای طولانیمدت و تغییرات اقلیمی تشدید شده و طبق گزارشها میلیونها نفر ناچار به ترک خانههای خود شدهاند.
سازمان کاریتاس گفته است که این وضعیت نشاندهنده فشار فزاینده بر نظام جهانی حمایت از پناهجویان است. این سازمان خواستار پایبندی کشورها به کنوانسیون ۱۹۵۱ پناهندگان شده است.
این نهاد همچنین بر ضرورت پرهیز از سیاستهای بازدارنده، تقویت اصل عدم بازگرداندن اجباری، تأمین حمایتهای پایدار بشردوستانه و گسترش همکاری جامعه جهانی برای حمایت از پناهجویان و کشورهای میزبان تأکید کرده است.
بر اساس گزارش سالانه جابجایی داخلی ۲۰۲۶، حدود ۷ میلیون نفر در افغانستان در سال گذشته میلادی در نتیجه درگیریهای طولانیمدت و حوادث طبیعی در داخل کشور آواره شدند.
شعار امسال سازمان ملل «تا زمانی که همه در امنیت باشند» است، اما پناهجویان افغان همچنان با ناامنی، محدودیتهای گسترده و آیندهای نامشخص در کشورهای مختلف روبهرو هستند.
در چنین وضعیتی و افزایش فشارها بر نظام پناهندگی، قرار است اتحادیه اروپا نیز برای بررسی روند بازگشت پناهجویان، با مقامهای طالبان در بلجیم و در سطح اتحادیه اروپا دیدار کند؛ اقدامی که با واکنشهای جهانی به همراه بوده است.
ریچارد بنت، گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل برای افغانستان، گفت که فرمان طالبان درباره «جدایی زوجها» ازدواج کودکان را مجاز میداند و زنان و دختران را در ازدواجهای خشونتآمیز گرفتار میکند.
او خواستار بازنگری یا لغو این فرمان مطابق با معیارهای حقوق بشری شد.
وزارت عدلیه طالبان در ماه ثور سندی را زیر نام «اصولنامه تفریق زوجین» منتشر کرد و گفت این سند پس از توشیح هبتالله آخندزاده، رهبر طالبان، در جریده رسمی ثبت شده است.
محتوای این اصولنامه با واکنشها و انتقادهای گسترده نهادهای حقوق بشری و فعالان مدنی روبهرو شده است.
گزارشگر ویژه سازمان ملل جمعه ۲۹ جوزا از این اصولنامه انتقاد کرد و آن را ناقض حقوق زنان و کودکان خواند.
او در یادداشتی در شبکه اجتماعی اکس نوشت: «فرمان شماره ۱۸ زنان و دختران را در ازدواجهای خشونتآمیز گرفتار میکند و در عین حال، با تنظیم روند جدایی از چنین ازدواجهایی بهجای ممنوع کردن آنها، عملا ازدواج کودکان را مجاز و تایید میکند.»
پیشتر کارشناسان حقوق بشر ملل متحد در ژنو نیز هشدار دادند که این فرمان قدرت تعیینکنندگی اولیا (پدران) را در تصمیمگیری درباره ازدواج افزایش میدهد و شرایطی ایجاد میکند که گزارش خشونت خانگی برای دختران تقریبا غیرممکن میشود.
آنها نیز خواستار لغو مفاد تبعیضآمیز این فرمان شدند و اعلام کردند که در حال تهیه تحلیلی جامع از این دستور هستند.
اصولنامه «تفریق زوجین» طالبان در مواردی مانند ازدواج با «غیرکفو»، غیبت طولانی شوهر و شرایط بازگشت شوهر اول، محدودیتهایی بر حق درخواست جدایی از سوی زنان وضع میکند.
این سند همچنین در برخی موارد بیماری، اختلاف و ادعاهای خشونت، روند جدایی را منوط به شرایط سخت و تصمیم قاضی یا رضایت شوهر کرده است.
وزارت اطلاعات و نشرات پاکستان میگوید که پدافند نیروی هوایی این کشور یک پهپاد ابتدایی متعلق به رژیم طالبان را در نزدیکی شینکو، در ولسوالی خیبر شناسایی و سرنگون کرد.
بهگفته این وزارت، این نفوذ هوایی بهسرعت مهار شد و هیچ خسارت یا تلفاتی نداشته است.
وزارت دفاع طالبان صبح روز شنبه اعلام کرد که شب گذشته با انجام حملات هوایی، «مراکز وابسته به گروه داعش» را در دو ایالت بلوچستان و خیبرپختونخوای پاکستان هدف قرار داد.
وزارت اطلاعات و نشرات پاکستان گفت که این ادعا نادرست است.
بخش راستیآزمایی وزارت اطلاعات و نشرات پاکستان گفت «اردوگاههای تروریستی، از جمله اردوگاههای داعش و بیش از دو دهه سازمان تروریستی دیگر، در واقع در مناطق تحت کنترول حکومت طالبان افغانستان قرار دارند و از آنجا اداره و حمایت میشوند.»
این وزارت تصاویر از پهپاد سرنگون شده را منتشر کرده است و گفته است که اداره طالبان برای «پنهان کردن حمایت خود از فعالیتهای تروریستی در کشورهای همسایه و منطقه، از جمله فعالیتهای مرتبط با داعش، ارتش جدایی بخش بلوچ، تحریک طالبان پاکستانی و سایر گروهها، به صدور چنین بیانیههای جعلی و مغرضانهای عادت دارد.»
همزمان، ساکنان محلی در منطقهای دورافتاده از ناحیه خیبر در نزدیکی مرز پاکستان و افغانستان، بقایای پهپادهایی را که گفته میشود شب گذشته سرنگون شدهاند، پیدا کردهاند.
این بقایا در فاصلهای دور از مناطق مسکونی کشف شده است.