• العربية
  • پښتو
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • پښتو
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

ملا هبت‌الله: در تمام افغانستان صدای گلوله شنیده نمی‌شود

۲۵ اسد ۱۴۰۵، ۱۱:۰۷ (‎+۱ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۱۲:۳۶ (‎+۱ گرینویچ)

هم‌زمان با درگیری‌های طالبان با افراد جمعه‌خان فاتح و نیروهای جبهه آزادی در بدخشان، حکومت طالبان فایل صوتی منتسب به هبت‌الله آخندزاده، رهبر این گروه، را منتشر کرد که او در آن مدعی شده در هیچ ولسوالی افغانستان صدای گلوله شنیده نمی‌شود.

این فایل صوتی را ذبیح‌الله مجاهد، سخنگوی طالبان، با عنوان سخنرانی هبت‌الله آخندزاده به مناسبت پنجمین سالگرد بازگشت طالبان به قدرت در شبکه اکس منتشر کرده است. هبت‌الله در این پیام مدعی شده که پس از قدرت‌گیری طالبان امنیت در سراسر کشور برقرار شده و «در تمام ولسوالی‌ها صدای مرمی شنیده نمی‌شود».

رهبر طالبان همچنین گفته است که در یک قرن گذشته، افغانستان حکومتی مانند اداره این گروه نداشته است.

سخنگوی طالبان درباره زمان و مکان دقیق محل سخنرانی هبت‌الله آخندزاده اطلاعاتی ارائه نکرده است.

اظهارات رهبر طالبان درباره امنیت سرتاسری و آرامش در سراسر کشور، هم‌زمان با افزایش حملات حملات مخالفان و درگیری‌ها در بدخشان منتشر شده است.

جبهه آزادی افغانستان اعلام کرده است که از روز شنبه، ۲۴ اسد، تاکنون با نیروهای طالبان در زیباک بدخشان درگیری داشته است.

هم‌زمان، در روزهای گذشته، نیروهای طالبان و افراد جمعه‌خان فاتح، فرمانده ناراضی این گروه، در نسی و مناطق همجوار آن در بدخشان درگیری‌های متعدد داشته‌اند. فصیح‌الدین فطرت، رئیس ارتش طالبان روز یکشنبه برای مذاکره با فاتح به بدخشان رفت.

هبت‌الله: حمایت از نظام طالبان «فرض» است

هبت‌الله آخندزاده، رهبر طالبان در این پیام‌ همچنین از حاکمیت طالبان به عنوان نتیجه «جهاد مقدس» یاد کرده و گفته است حمایت از حکومت این گروه برای هر افغان «فرض» است.

رهبر طالبان در این پیام، ۲۴ اسد ۱۴۰۰ را روز «پیروزی» طالبان و «شکست اشغال امریکا» توصیف کرد و گفت این رویداد با «کمک خداوند و نیروهای دین‌دوست و وطن‌دوست» تحقق یافته است. او همچنین مدعی شد که طالبان از رهگذر «جهاد مقدس»، امریکا را در برابر مردم افغانستان و جهان «شرمنده» و «شکست‌خورده» ساخته‌اند.

آخندزاده گفت اکنون در افغانستان «یک نظام شرعی، خدایی و افغانی» حاکم است و از اعضا و هواداران طالبان خواست برای حفظ این نظام تلاش کنند.

آخندزاده در عین حال از نظام جمهوری پیشین انتقاد کرد و گفت در دوره انتخابات جمهوری، گاهی دو نفر همزمان خود را رئیس‌جمهور اعلام می‌کردند. او این موضوع را نشانه ضعف ساختار سیاسی حکومت پیشین دانست.

رهبر طالبان بار دیگر بر اطاعت از حکومت خود تأکید کرد و خطاب به اعضای این گروه گفت که آنان در برابر مردم، شریعت و خداوند مسئولیت دارند و باید از نظام موجود حفاظت کنند.

او همچنین از «وحدت» و «همبستگی» میان مردم افغانستان سخن گفت.

در این سخنرانی، هبت‌الله آخندزاده به موضوع حقوق زنان، محدودیت‌های اعمال‌شده بر آموزش و کار زنان، وضعیت مشروعیت بین‌المللی حکومت طالبان، مشکلات اقتصادی، بیکاری و بحران معیشتی مردم اشاره‌ای نکرد.

طالبان در ۲۴ اسد ۱۴۰۰ پس از فروپاشی نظام جمهوری وارد کابل شدند و قدرت را در افغانستان به دست گرفتند. با گذشت پنج سال از حاکمیت این گروه، حکومت طالبان هنوز از سوی هیچ کشوری به استثنای به رسمیت شناخته نشده است.

پربازدیدترین‌ها

«از سقوط تا قیام»؛ زمان عمل فرا رسیده است
۱

«از سقوط تا قیام»؛ زمان عمل فرا رسیده است

۲

دو جنرال مخالف طالبان برای آینده افغانستان چه طرحی دارند؟

۳

درگیری تازه در ولسوالی مایمی بدخشان

۴

روزی که کابل فرو ریخت

۵

وزیر خارجه طالبان خواهان بازگشایی سفارت امریکا در کابل شد

  • جبهه آزادی از ادامه درگیری با طالبان در زیباک بدخشان خبر داد

    جبهه آزادی از ادامه درگیری با طالبان در زیباک بدخشان خبر داد

  • رئيس ارتش طالبان برای مذاکره با فاتح به نسی رفت

    رئيس ارتش طالبان برای مذاکره با فاتح به نسی رفت

•
•
•

مطالب بیشتر

افغان‌ها در ۲۴ شهر جهان علیه طالبان تظاهرات کردند

۲۵ اسد ۱۴۰۵، ۰۹:۲۷ (‎+۱ گرینویچ)
100%

افغان‌ها همزمان با پنجمین سالگرد بازگشت طالبان به قدرت، دست‌کم در ۲۴ شهر جهان تجمع اعتراضی، راهپیمایی و نشست‌های مختلف برگزار کردند. محور بیشتر این برنامه‌ها حقوق زنان، مخالفت با عادی‌سازی روابط با طالبان و حمایت از پناهجویان بود.

بر اساس اطلاعات گردآوری‌شده، این برنامه‌ها روز شنبه بیست‌وچهارم اسد در بن، ژنو، آمستردام، مونیخ، اشتوتگارد، هامبورگ، اسلام‌آباد، برلین، کیل، فرانکفورت، هلسینکی، زوریخ، اسلو، کلن، ویانا، لاهه، استکهلم، مادرید، بارسلونا، بیلبائو، تورنتو، نیو وست‌مینستر، رستون و دوسلدورف برگزار شد.

در برخی شهرها افغان‌ها به خیابان آمدند و علیه طالبان شعار دادند.

در شماری دیگر نشست، برنامه دادخواهانه، خیمه اعتراضی و اعتصاب غذا برگزار شد.

بخش بزرگی از برنامه‌ها بر وضعیت زنان و دختران افغانستان و مخالفت با عادی‌سازی روابط کشورهای جهان با طالبان متمرکز بود.

بن

در بن آلمان، کارزار مبارزه علیه آپارتاید جنسیتی در افغانستان تجمعی در مقابل دفتر سازمان ملل برگزار کرد و در پایان قطعنامه‌ای منتشر شد. در این قطعنامه از سازمان ملل و جامعه جهانی خواسته شد آپارتاید جنسیتی به رسمیت شناخته و جرم‌انگاری شود، تلاش‌ها برای مشروعیت‌بخشی به طالبان متوقف شود و صدای زنان، قربانیان، معترضان، جامعه مدنی و نیروهای دموکراتیک افغانستان در تصمیم‌گیری‌های بین‌المللی شنیده شود.

100%
شماری از افغان‌ها در پنجمین سالگرد بازگشت طالبان به قدرت، مقابل دفتر سازمان ملل در بن آلمان تجمع اعتراضی برگزار کردند.

ژنو

در ژنو سوییس نیز تجمعی در حمایت از زنان و دختران افغانستان در مقابل دفتر سازمان ملل برگزار شد.

برگزارکنندگان هدف این برنامه را زنده نگه‌داشتن صدای زنان افغانستان، جلب توجه جامعه جهانی به وضعیت حقوق بشر و تاکید بر حقوق، آزادی، برابری و کرامت انسانی زنان و دختران خواندند.

100%
شماری از افغان‌ها در پنجمین سالگرد بازگشت طالبان به قدرت، مقابل دفتر سازمان ملل در ژنو سوییس تجمع کردند.

برلین

در برلین، برنامه اعتراضی چند روز ادامه داشت.

برگزارکنندگان خیمه اعتراضی و اعتصاب غذای داوطلبانه برپا کردند و برنامه روز ۱۵ اگست با تجمع پایانی در نزدیکی دروازه براندنبورگ پایان یافت.

برگزارکنندگان گفته‌اند هدف برنامه حمایت از کرامت انسانی، آزادی، برابری و حقوق بشر در افغانستان است.

100%
معترضان در برلین ساعتی پیش از برگزاری تجمع اعتراضی در نزدیکی دروازه مشهور براندنبورگ

مونیخ

در مونیخ، فعالان افغان، دانشگاهیان، مدافعان حقوق بشر، چهره‌های سیاسی، هنرمندان و شهروندان در «بلووی دی موناکو» گردهم آمدند.

زنان از داخل افغانستان و پاکستان نیز به‌صورت زنده در این برنامه درباره محدودیت‌ها، نگرانی‌ها و تجربه‌های خود صحبت کردند.

حقوق بشر، وضعیت زنان و دختران، آموزش، اقتصاد، مهاجرت، پناهندگی و نقش آلمان و اتحادیه اروپا در قبال افغانستان از موضوعات این نشست بود.

100%
مونیخ، زنی در حال گوش‌دادن به سخنرانی‌ها در نشستی به مناسبت پنجمین سالگرد بازگشت طالبان به قدرت.

در قطعنامه پایانی برنامه مونیخ گفته شد حق آموزش، کار، آزادی و کرامت انسانی حقوق بنیادی است. برگزارکنندگان همچنین خواستند هرگونه تعامل سیاسی با طالبان با توجه به وضعیت حقوق بشر انجام شود و به عادی‌سازی نقض حقوق مردم افغانستان منجر نشود.

کیل

در کیل آلمان، تظاهراتی با عنوان «صدای دیده‌نشده‌ها» و پس از آن یک برنامه فرهنگی نیز برگزار شد. شورای پناهندگان شلسویگ هولشتاین نیز همزمان خواستار توقف اخراج پناهجویان به افغانستان و حمایت از افغان‌های در معرض خطر شد.

100%
شماری از معترضان در کیل آلمان

آمستردام

در آمستردام، چند سازمان در پنجمین سالگرد ورود طالبان به کابل تظاهرات کردند. معترضان از هالند و اتحادیه اروپا خواستند از مشروعیت‌بخشی به طالبان خودداری کنند و حقوق زنان افغانستان را در اولویت قرار دهند. تصاویر این تجمع در میدان دام نیز منتشر شده است.

100%
آمستردام، معترضان در میدان دام در پنجمین سالگرد بازگشت طالبان به قدرت، علیه این گروه و محدودیت‌های اعمال‌شده بر زنان تجمع کردند.

مادرید، بارسلونا و بیلبائو

در اسپانیا، برنامه‌هایی در مادرید، بارسلونا و بیلبائو برگزار شد.

در مادرید، زنان افغان، پناهجویان و گروه‌های فمینیستی در منطقه پورتا دل سول گردهم آمدند.

معترضان همچنین خواستار اقدام جامعه جهانی در حمایت از حقوق زنان افغانستان شدند.

مادرید، بارسلونا و بیلبائو در میان شهرهایی بودند که در چارچوب یک کارزار هماهنگ بین‌المللی برای ۱۵ اگست برنامه داشتند. این کارزار با شعارهای مخالفت با آپارتاید جنسیتی و مشروعیت‌بخشی به طالبان برگزار شد.

100%
مردی در مادرید اسپانیا، در حاشیه تجمع پنجمین سالگرد بازگشت طالبان به قدرت، یادداشتی می‌نویسد.

تورنتو

در تورنتو، معترضان در کویینز پارک تجمع کردند. شرکت‌کنندگان بر حق آموزش و کار زنان تاکید کردند و خواستند کانادا طالبان را به رسمیت نشناسد. تصاویر این تجمع نیز منتشر شده است.

شهروندان افغانستان مقیم تورنتو در قطعنامه خود خواستار پایان آپارتاید جنسیتی، مخالفت با عادی‌سازی روابط با طالبان، تضمین حقوق زنان و دختران، آزادی بیان و رسانه‌ها، حمایت از پناهجویان و بررسی مستقل موارد نقض حقوق بشر شدند.

100%
زنان مهاجر افغان در تظاهرات ضد طالبان در تورنتوی کانادا

اسلام‌آباد

در اسلام‌آباد، شماری از جنبش‌های اعتراضی زنان افغانستان، سازمان‌ها و نهادهای حقوق بشری یک برنامه مشترک برگزار کردند. شرکت‌کنندگان با شعارهایی علیه طالبان، بر حق تحصیل، کار و آزادی زنان تاکید کردند و گفتند مبارزه مدنی زنان برای آزادی، عدالت و برابری ادامه خواهد یافت.

100%
اسلام‌آباد، گروهی از زنان افغانستان در پنجمین سالگرد بازگشت طالبان به قدرت، با شعار «تحصیل، کار، آزادی» گردهم آمدند.

هامبورگ

در آلمان شماری از شهروندان مهاجر و فعالان مدنی به مناسبت پنجمین سالگرد به‌قدرت‌رسیدن طالبان، در هامبورگ تظاهرات کردند و حاکمیت این گروه و نقض حقوق و آزادی‌های مردم افغانستان را محکوم کردند.
اشتراک‌کنندگان همچنین از سیاست دولت آلمان در قبال طالبان و روند اخراج پناهجویان به افغانستان انتقاد کرده و خواستار حمایت جدی‌تر از حقوق زنان، آزادی‌های مدنی و مردم افغانستان شدند.

100%
تجمع اعتراضی افغان‌ها در شهر هامبورگ آلمان

همچنان کنفرانس «پنج سال حاکمیت طالبان؛ وضعیت کنونی، سیاست آلمان در قبال افغانستان و مقاومت جامعه افغان‌های در هامبورگ» در ساختمان شهرداری هامبورگ برگزار شد.

در این نشست، نمایندگان جامعه افغانستان، فعالان مدنی و مهمانان درباره وضعیت سیاسی، اجتماعی و بشری افغانستان پس از پنج سال حاکمیت طالبان، سیاست دولت آلمان در قبال افغانستان و موضوع اخراج پناهجویان گفت‌وگو کردند. نحوه تعامل با طالبان و پیامدهای این سیاست‌ها نیز از محورهای اصلی بحث بود.

100%
کنفرانس هامبورگ

فرانکفورت

هم‌زمان با پنجمین سال بازگشت طالبان به قدرت، شماری از شهروندان و فعالان افغانستانی در فرانکفورت آلمان تجمع کردند و ۱۵ اگست را «روز سیاه در تاریخ افغانستان» خواندند. معترضان شعارهایی مانند «نه به طالبان»، «طالبان را به رسمیت نشناسید» و «تحصیل، کار، آزادی» سر دادند.

شرکت‌کنندگان خواستار حمایت جامعه جهانی از حقوق اساسی مردم افغانستان، به‌ویژه حق آموزش و کار زنان و دختران، آزادی‌های مدنی و حقوق بشر شدند. آنان از دولت‌ها و نهادهای بین‌المللی خواستند طالبان را بدون رعایت حقوق مردم افغانستان به رسمیت نشناسند.

100%
دختری با بیرق ملی در فرانکفورت همزمان با پنجمین سالگرد بازگشت طالبان

اسلو

در اسلو نیز چند برنامه مرتبط با پنجمین سالگرد بازگشت طالبان برگزار شد. در یک برنامه، معترضان از مقابل سفارت افغانستان به سوی پارلمان ناروی راهپیمایی کردند. برگزارکنندگان این تظاهرات بر حمایت از مبارزه زنان افغانستان تاکید کردند.

همچنین نشست دیگری در اسلو با عنوان «از دادخواهی تا پاسخ‌گویی» برگزار شد. این برنامه بر عدالت، پاسخ‌گویی، همکاری میان مدافعان حقوق بشر و آینده دادخواهی برای افغانستان متمرکز بود و از سوی «دیالوگ هاب برای زمینه مشترک» و «جنبش عدالت زنان» برگزار شد.

100%

نیو وست‌مینستر

در نیو وست‌مینستر کانادا، برنامه‌ای با عنوان «زخم تازه، از یادبود تا اقدام» برگزار شد. سخنرانی کارشناسان، میزگرد، موسیقی اعتراضی و تیاتر بخشی از این برنامه بود و موضوعاتی مانند حقوق بشر، آپارتاید جنسیتی، نسل‌کشی فرهنگی و آینده فعالیت‌های مدنی در آن بررسی شد.

کلن

در کلن آلمان، تجمعی با عنوان «پنج سال حاکمیت طالبان» در میدان هوی‌مارکت برگزار شد. برگزارکنندگان این برنامه، از جمله گروه «افغانستان امن نیست، کلن و بن»، آکادمی انار، عفو بین‌الملل کلن و موسایک کلن مولهایم، با این تجمع همبستگی خود را با زنان و دختران افغانستان نشان دادند و نسبت به وضعیت حقوق بشر پس از پنج سال حاکمیت طالبان اعتراض کردند.

رستون

در رستون ایالت ویرجینیای امریکا نیز برنامه‌ای با عنوان «افغانستان، پنج سال پس از سقوط» برای روز ۱۵ اگست برگزار شد. این برنامه در مرکز دولتی نورت کانتی برگزار شد و هدف آن یادبود قربانیان، بازتاب صدای زنان افغان، پناهجویان و خانواده‌های جداشده و گفت‌وگو درباره آینده افغانستان بود. برنامه از ساعت سه تا شش بعدازظهر تعیین شده بود.

در اشتوتگارت، هلسینکی، زوریخ، ویانا، لاهه، استکهلم و دوسلدورف نیز برنامه‌های مرتبط با پنجمین سالگرد بازگشت طالبان برگزار شد.

روز پیروزی برای طالبان و «روز سیاه» برای مردم

در ۱۵ آگست ۲۰۲۱ (۲۴ اسد ۱۴۰۰)، طالبان هم‌زمان با خروج نیروهای امریکا و ناتو، وارد کابل شدند و با فروپاشی حکومت جمهوری، بار دیگر قدرت را در افغانستان به دست گرفتند. محمد اشرف غنی، رئیس‌جمهور وقت، در همان روز کشور را ترک کرد و طالبان بدون مقاومت گسترده کنترل پایتخت را در اختیار گرفتند.

روز پیروزی برای طالبان «روز سیاه» برای مردم

در ۱۵ آگست ۲۰۲۱ (۲۴ اسد ۱۴۰۰)، هم‌زمان با خروج نیروهای امریکا و ناتو، اشرف غنی، رئيس‌جمهور پیشین افغانستان فرار کرد و طالبان بر کابل تسلط یافتند.

طالبان از آن زمان، ۲۴ اسد را با عنوان‌های «روز پیروزی» و «روز فتح» یاد می‌کنند و پایان آنچه «اشغال» افغانستان می‌خوانند، می‌دانند و هر سال این مناسبت را با برگزاری مراسم و سخنرانی مقام‌های خود جشن می‌گیرند.

در مقابل، بسیاری از مخالفان طالبان، فعالان مدنی، مدافعان حقوق بشر و شماری از شهروندان افغانستان این روز را «روز سیاه» می‌خوانند و در کشورهای مختلف تظاهرات می‌کنند.

پنج سال پس از بازگشت طالبان، حکومت این گروه همچنان از سوی هیچ کشوری به استثنای روسیه به رسمیت شناخته نشده است. طالبان پس بازگشت به قدرت، محدودیت‌های گسترده بر زندگی شهروندان، به ویژه در خصوص آموزش، کار و حضور اجتماعی زنان و دختران وضع کرده است.

گزارش تحقیقی؛ بازار گرم قرص‌های اعتیادآور در افغانستان

۲۵ اسد ۱۴۰۵، ۰۸:۱۰ (‎+۱ گرینویچ)
•
سلیمان قیومی
100%

جواد، نام مستعار، نزدیک به سه شبانه‌روز بیشتر در خواب یا حالتی شبیه خواب عمیق بود.

به گفته همسرش، در خانه پنج کودک خردسال گرسنه بودند و او برای تأمین نیازهای روزمره خانواده با مشکل روبه‌رو بود. سرانجام توانست شوهرش را بیدار کند. جواد پس از بیدار شدن مدتی گیج و خشمگین بود و کمی بعد میان این زوج مشاجره درگرفت.

اما این، به گفته همسر جواد، نخستین بار نبود که او برای مدت طولانی می‌خوابید.

او می‌گوید در ماه‌های گذشته، جواد گاهی یک یا چند روز را بیشتر در خواب می‌گذراند و در این مدت مسئولیت‌های خانوادگی خود را انجام نمی‌داد.

همسرش چندین بار از جیب او قرص پیدا کرده بود. جواد گفته بود این قرص‌ها را برای سردرد مصرف می‌کند. اما نزدیکان خانواده می‌گویند او به مصرف «زیکپ» ــ نام تجاری پرگابالین ــ وابسته شده بود.

جواد بعدها هنگام فروش پرگابالین بازداشت شد و بیش از سه ماه را در زندان طالبان گذراند.

داستان او به یکی از پرسش‌های تازه درباره بازار مواد در افغانستان می‌انجامد: آیا پس از کاهش شدید کشت خشخاش و ممنوعیت مواد مخدر سنتی، بخشی از مصرف مواد به سوی داروهای طبی و مواد مصنوعی در حال حرکت است؟

پاسخ قطعی به این پرسش هنوز وجود ندارد.

اما تحقیقات چند هفته‌ای افغانستان اینترنشنال، شامل گفت‌وگو با مسئولان مراکز درمان اعتیاد، شفاخانه‌های خصوصی، ده‌ها داروخانه، اتحادیه داروسازان افغانستان، واردکنندگان و تولیدکنندگان دارو، مصرف‌کنندگان، فروشندگان مواد مخدر، مقام‌های پیشین مبارزه با مواد مخدر و دفتر مقابله با مواد مخدر و جرم سازمان ملل متحد، شواهدی از دسترسی و مصرف غیرپزشکی پرگابالین و ترامادول در بخش‌هایی از افغانستان به دست آورده است.

این تحقیق نمی‌تواند اندازه این بازار یا شمار افرادی را که به پرگابالین وابسته‌اند مشخص کند. افغانستان آمار ملی و قابل اتکایی درباره مصرف غیرپزشکی این دارو در اختیار ندارد.

اما مصاحبه‌ها و اسناد بررسی‌شده تصویری از بازاری چندلایه ارائه می‌کنند: داروهایی که برای درمان بیماری تولید و وارد می‌شوند، در کنار مواد مصنوعی و مواد مخدر سنتی، در برخی نقاط از مسیرهای رسمی و غیررسمی به دست مصرف‌کنندگان می‌رسند.

پرگابالین (زیکپ) چیست و چرا مورد سوءمصرف قرار می‌گیرد؟

پرگابالین دارویی است که برای درمان برخی انواع صرع، دردهای عصبی و اختلال اضطراب فراگیر استفاده می‌شود. این دارو بر سیستم عصبی مرکزی اثر می‌گذارد.

اما پرگابالین، برخلاف موادی مانند تریاک یا هروئین، ذاتاً یک ماده مخدر غیرقانونی نیست. کاربرد پزشکی مشخص دارد و در بسیاری از کشورها به‌عنوان دارو تجویز می‌شود.

100%
قرص ۷۵ ملی گرم پریگابلین تولید توسط کمپنی‌های تولیدی داخلی افغانستان

در عین حال، بررسی‌های سازمان جهانی بهداشت نشان داده است که پرگابالین می‌تواند مورد سوءمصرف قرار گیرد و در برخی مصرف‌کنندگان باعث وابستگی شود.

خواب‌آلودگی، گیجی، کاهش هوشیاری و اختلال هماهنگی حرکتی از جمله عوارض شناخته‌شده آن هستند. قطع ناگهانی دارو، به‌ویژه پس از مصرف طولانی یا دوزهای بالا، نیز می‌تواند با علائم ترک همراه باشد.

خطرات آن در صورت مصرف هم‌زمان با داروها یا مواد تضعیف‌کننده سیستم عصبی مرکزی، به‌ویژه مواد افیونی، می‌تواند افزایش یابد و در موارد شدید به اختلال تنفسی منجر شود.

بنابراین، مسئله‌ای که در افغانستان مطرح است، «مخدر بودن» پرگابالین نیست؛ بلکه مصرف آن بدون تجویز، مصرف بیش از مقدار تجویزشده یا استفاده از آن برای ایجاد آثار روانی است.

الگوی بازار مواد در افغانستان در حال تغییر است

افغانستان سال‌ها یکی از مهم‌ترین منابع تریاک و هروئین جهان بود. اما پس از ممنوعیت کشت خشخاش از سوی طالبان، تولید خشخاش به‌شدت کاهش یافته است.

دفتر مقابله با مواد مخدر و جرم سازمان ملل متحد در ارزیابی منتشرشده در فبروری ۲۰۲۶ همچنان مواد سنتی را بخش مهمی از الگوی مصرف در افغانستان می‌داند، اما هم‌زمان به اهمیت مواد مصنوعی و سوءمصرف برخی داروهای طبی اشاره می‌کند.

در این ارزیابی، مردان مورد بررسی، چرس و تریاک را از جمله مواد رایج در جوامع خود معرفی کردند. در کنار آن‌ها، «تابلیت کی» و متامفتامین یا شیشه نیز در میان موادی بودند که گزارش شدند.

این داده‌ها نشان نمی‌دهد که داروهای نسخه‌ای جایگزین تریاک یا چرس شده‌اند.

اما نشان می‌دهد که بازار مواد در افغانستان دیگر فقط به مواد سنتی محدود نیست.

  • چهارمین نشست مبارزه با مواد مخدر «روند دوحه» در کابل برگزار شد

    چهارمین نشست مبارزه با مواد مخدر «روند دوحه» در کابل برگزار شد

چرا کابل در این میان اهمیت دارد؟

کابل بزرگ‌ترین مرکز شهری افغانستان و یکی از مراکز اصلی ارائه خدمات درمانی و دارویی در کشور است.

افغانستان اینترنشنال از دفتر مقابله با مواد مخدر و جرم سازمان ملل متحد درباره عوامل احتمالی افزایش دسترسی به داروهای مورد سوءمصرف در کابل پرسید.

این نهاد در پاسخ، به عواملی مانند جمعیت بالای کابل، دسترسی بیشتر به داروخانه‌ها و مراکز درمانی خصوصی و وجود شبکه‌های غیررسمی فروش دارو اشاره کرد.

کابل همچنین یکی از مراکز اصلی درمان اختلالات مصرف مواد است.

اما هیچ‌یک از این داده‌ها به‌تنهایی ثابت نمی‌کند که کابل «کانون مصرف پرگابالین» در افغانستان است.

برای چنین نتیجه‌ای، به مطالعات شیوع و داده‌های قابل مقایسه میان کابل و سایر ولایت‌ها نیاز است؛ داده‌هایی که در حال حاضر وجود ندارد.

100%

آنچه در مراکز درمان اعتیاد دیده می‌شود

در شفاخانه هزاربستر تداوی معتادین ابن‌سینا در کابل، یکی از مراکز بزرگ درمان افراد دارای اختلال مصرف مواد، یک منبع آگاه که به دلیل حساسیت موضوع نخواست نامش منتشر شود، گفت بیش از نیمی از بیماران این مرکز را جوانانی تشکیل می‌دهند که به گفته او پس از مصرف پرگابالین وابسته شده‌اند.

این منبع گفت برخی از این افراد در ادامه به مصرف «تابلیت کا» و مواد مصنوعی دیگر روی آورده‌اند.

این ادعا به‌طور مستقل تأیید نشد و مشخص نیست این برآورد بر اساس پرونده چند بیمار یا مربوط به چه دوره‌ای است.

به گفته همین منبع، بسیاری از مراجعه‌کنندگان جوان و شهرنشین‌اند و برخی تحصیلات دانشگاهی دارند.

او همچنین از جوانی سخن گفت که به گفته او پس از مصرف ۴۰ قرص ۷۵ میلی‌گرمی پرگابالین در یک روز، اقدام به خودزنی کرده بود. این منبع گفت برخی مصرف‌کنندگان پرگابالین و «تابلیت کا» سابقه چندین اقدام به خودکشی داشته‌اند.

منبع که می‌گوید به اطلاعات پنج مرکز درمان اعتیاد در کابل دسترسی دارد، همچنین مدعی افزایش مصرف پرگابالین در میان دانش‌آموزان و درمان یک نوجوان ۱۴ ساله به دلیل وابستگی به این دارو شد.

تصویری بزرگ‌تر از بحران

یافته‌های این منبع در شرایطی مطرح می‌شود که سازمان ملل متحد نیز از افزایش مصرف مواد مصنوعی و سوءمصرف داروهای طبی در افغانستان خبر داده است. با این حال، ارزیابی ملی دفتر مقابله با مواد مخدر و جرم سازمان ملل متحد تأکید می‌کند که مصرف مواد در افغانستان همچنان عمدتاً تحت تأثیر مواد سنتی است و داده‌های موجود به‌تنهایی میزان شیوع سوءمصرف پرگابالین را در کشور مشخص نمی‌کند.

در عین حال، اسناد سازمان ملل نشان می‌دهد که پرگابالین و زیکپ در بحث تغییر بازار مواد در افغانستان مطرح شده‌اند؛ در گزارش «بررسی تریاک افغانستان ۲۰۲۵» نیز در اظهارات بخش مبارزه با مواد مخدر طالبان، پرگابالین و زیکپ در میان موادی ذکر شده‌اند که به گفته این نهاد، برخی مصرف‌کنندگان مواد مخدر به سوی آن‌ها روی آورده‌اند. این اظهارات، با این حال، داده مستقل درباره میزان مصرف پرگابالین در افغانستان نیست.

آنچه از مجموعه این شواهد می‌توان گفت این است که سوءمصرف داروهای طبی در افغانستان به موضوعی فزاینده در حوزه سلامت و درمان اعتیاد تبدیل شده است؛ اما برای تعیین ابعاد واقعی مصرف پرگابالین، میزان وابستگی، شیوع آن در میان دانش‌آموزان و نرخ بازگشت به مصرف پس از درمان، به داده‌های منظم و قابل راستی‌آزمایی نیاز است.

از دانش‌آموزان تا کادر صحی و نیروهای طالبان

بلخ در شمال افغانستان میزبان شماری از مراکز درمان افراد دارای اختلال مصرف مواد است. یک مسئول ارشد که می‌گوید به اطلاعات چهار مرکز درمان اعتیاد در این ولایت دسترسی دارد، با حفظ هویتش به افغانستان اینترنشنال گفت تا ۷۰ درصد بیماران این مراکز، سابقه مصرف پرگابالین یا «زیکپ» را داشته‌اند.

این رقم به‌طور مستقل تأیید نشده است و مشخص نیست این برآورد بر اساس پرونده‌های چه تعداد بیمار و در چه بازه زمانی انجام شده است.

به گفته این منبع، در میان افرادی که سابقه مصرف پرگابالین داشته‌اند، علاوه بر دانش‌آموزان، شماری از کارکنان بخش صحی، از جمله نرس‌ها، نیز دیده می‌شوند. او مدعی است برخی از این افراد پس از مصرف پرگابالین به مصرف مواد مصنوعی دیگر، از جمله «تابلیت کا»، روی آورده‌اند.

این منبع همچنین ادعا می‌کند که در میان مراجعه‌کنندگان به مراکز درمان اعتیاد در بلخ، افرادی از اعضای طالبان نیز حضور دارند؛ افرادی که به گفته او، در ساختار حکومت طالبان وظایف رسمی دارند.

او گفت: «تا ۱۵ نفر از مجاهدین را داریم که در امارت اسلامی کار می‌کنند، وظیفه رسمی دارند؛ افسر هستند، سرباز هستند، در محکمه و ولایت کار می‌کنند و به این مواد معتاد شده‌اند.»

به گفته این منبع، این افراد به دلیل مصرف پرگابالین، «تابلیت کا» و مواد دیگر، در مراکز درمان اعتیاد تحت درمان قرار گرفته‌اند. افغانستان اینترنشنال نتوانسته است هویت یا وضعیت درمانی این افراد را به‌طور مستقل تأیید کند.

این منبع همچنین از انتقال یک جوان ۲۰ ساله به یکی از مراکز درمانی خبر داد و گفت این فرد پس از مصرف مقدار زیادی پرگابالین در یک روز، در حالت بیهوشی به مرکز منتقل شده بود.

او در موردی دیگر ادعا کرد که والی طالبان در بلخ دو تن از افراد نزدیک خود را برای درمان به یکی از مراکز فرستاده و این افراد در اتاق‌های ویژه تحت درمان قرار گرفته‌اند. طالبان تاکنون این ادعا را رسما تایید نکرده‌اند.

دسترسی آسان به پرگابالین

به گفته این منبع، دسترسی به پرگابالین در بلخ برای جوانان و کارکنان حکومت طالبان دشوار نیست. او می‌گوید این دارو هم از برخی داروخانه‌ها و هم از فروشندگان غیررسمی مواد قابل تهیه است و با قیمت نسبتاً پایین فروخته می‌شود.

او دسترسی به این قرص‌ها را «بسیار آسان» توصیف کرد.

در حالی که پرگابالین یک داروی پزشکی با کاربردهای درمانی مشخص است، سوءمصرف آن می‌تواند با خواب‌آلودگی، گیجی و وابستگی همراه باشد. سازمان جهانی بهداشت نیز درباره امکان سوءمصرف و وابستگی به این دارو بررسی‌هایی انجام داده است.

رشد مراکز خصوصی ترک و تداوی اعتیاد؛ نشانه‌ای از بازاری تازه

بررسی‌های افغانستان اینترنشنال نشان می‌دهد که هم‌زمان با افزایش تقاضا برای درمان اعتیاد، شمار شفاخانه‌ها و کلینیک‌های خصوصی درمان اعتیاد، به‌ویژه در کابل، افزایش یافته است.

100%
تصویر تبلیغاتی یک درمانگاه خصوصی در کابل

عبید مجددی، رئیس پیشین اتحادیه شفاخانه‌های خصوصی، به افغانستان اینترنشنال گفت که در این اواخر دست‌کم هفت شفاخانه خصوصی برای درمان اعتیاد و بیماری‌های روانی در کابل ایجاد شده است.

به گفته او، افزایش این مراکز می‌تواند نشانه‌ای از افزایش تقاضا برای خدمات درمان اعتیاد باشد.

افغانستان اینترنشنال برای بررسی خدمات این مراکز، صفحات مجازی آنها را نیز بررسی کرد. در تبلیغات شماری از این مراکز، درمان افراد وابسته به پریگابالین (زیکپ) به‌طور آشکار وعده داده شده است.

100%
تصویر تبلیغاتی یک درمانگاه خصوصی در کابل

ردپای پریگابالین در شبکه‌های اجتماعی

افغانستان اینترنشنال در جریان این تحقیق، فعالیت صفحات و حساب‌های شبکه‌های اجتماعی در افغانستان، از جمله فیسبوک، اینستاگرام و تیک‌تاک، را نیز بررسی کرد.

یافته‌های این بررسی نشان می‌دهد که شماری از تولیدکنندگان محتوا درباره مصرف پریگابالین با شهروندان و مصرف‌کنندگان گفت‌وگو کرده‌اند. در چند مورد، مصاحبه‌شوندگان از افزایش مصرف این دارو در میان جوانان ابراز نگرانی کرده و درباره پیامدهای آن هشدار داده‌اند.

در این ویدیوها، برخی مصاحبه‌شوندگان همچنین از دسترسی آسان به پریگابالین سخن گفته و از جوانان و شهروندان خواسته‌اند از مصرف خودسرانه آن خودداری کنند.

از داروخانه تا دست‌فروشان؛ تجارت پنهان اما پرسود

با وجود محدودیت‌های وضع‌شده برای فروش برخی دوزهای بالای پرگابالین، این پرسش مطرح است که حجم رو به افزایش این دارو چگونه به دست مصرف‌کنندگان می‌رسد.

یافته‌های افغانستان اینترنشنال، بر اساس گفت‌وگو با داروسازان، صاحبان داروخانه‌ها، مصرف‌کنندگان و منابع فعال در بازار دارو، حاکی از آن است که دسترسی به پرگابالین، با نام تجاری «زیکپ»، در بخش‌هایی از افغانستان همچنان آسان است و بخشی از خرید و فروش آن خارج از شبکه رسمی دارو انجام می‌شود.

جان‌آغا، معاون اتحادیه سراسری داروخانه‌های کابل، به افغانستان اینترنشنال گفت فروش پرگابالین ۳۰۰ میلی‌گرمی «کاملاً ممنوع است»، اما خرید و فروش مخفیانه این دارو همچنان ادامه دارد.

او همچنین گفت بخشی از داروهای خاص، از جمله برخی داروهای نسخه‌ای، به‌صورت غیررسمی و قاچاق وارد افغانستان می‌شوند. به گفته او، «شرکت‌های بزرگ واردکننده دارو» نیز در برخی موارد در این روند نقش دارند.

افغانستان اینترنشنال برای تهیه این گزارش با مسئولان و مالکان بیش از ۴۰ داروخانه در چهار منطقه کابل، هرات، بلخ و بدخشان گفت‌وگو کرده است.

اکثر داروفروشان افزایش تقاضا برای پرگابالین، به‌ویژه از سوی جوانان، را تأیید کردند. بیشتر آنان فروش این دارو بدون نسخه را رد کردند، اما گفتند برخی داروخانه‌های دیگر ممکن است آن را به‌صورت پنهانی و بدون نسخه در اختیار مصرف‌کنندگان قرار دهند.

احمد جاوید [نام مستعار] مالک یک داروخانه در کابل، گفت به دلیل تقاضای بالا و سود فروش، برخی داروخانه‌ها پرگابالین را به افراد مورد اعتماد خود بدون طی مراحل معمول عرضه می‌کنند.

او گفت: «به خاطر تقاضای بلند و فایده زیاد، برخی داروخانه‌ها زیکپ را برای افراد مورد اعتمادشان، با گذاشتن در داخل پاکت‌های پلاستیکی، می‌فروشند.»

ستار [نام مستعار] مالک یک داروخانه در هرات، به افغانستان اینترنشنال گفت روزانه بین ۱۵ تا ۲۰ نفر برای خرید پرگابالین به داروخانه او مراجعه می‌کنند. او گفت این دارو را تنها در صورت ارائه نسخه در اختیار مشتریان قرار می‌دهد.

بازاری فراتر از داروخانه‌ها

گفت‌وگوهای افغانستان اینترنشنال با منابع مختلف نشان می‌دهد که بازار پرگابالین تنها به داروخانه‌ها محدود نیست. برخی منابع از فروش این دارو از طریق دست‌فروشان و فروشندگان غیررسمی مواد نیز خبر می‌دهند.

این در حالی است که پرگابالین یک داروی پزشکی است و برای درمان برخی بیماری‌ها از جمله دردهای عصبی و صرع استفاده می‌شود. اما مصرف بدون نظارت پزشکی می‌تواند خطر سوءمصرف، خواب‌آلودگی و وابستگی را افزایش دهد.

ترکیب این دارو با برخی مواد دیگر، به‌ویژه مواد افیونی و داروهای تضعیف‌کننده سیستم عصبی مرکزی، نیز می‌تواند خطر عوارض جدی را افزایش دهد.

یافته‌های این تحقیق نشان می‌دهد که در کنار بازار رسمی دارو، شبکه‌ای غیررسمی برای دسترسی به پرگابالین وجود دارد؛ اما اندازه واقعی این بازار، حجم قاچاق و سهم داروخانه‌ها، واردکنندگان و فروشندگان غیررسمی در آن، بدون داده‌های رسمی و بررسی‌های مستقل قابل تعیین نیست.

  • طالبان در برخی مناطق به‌طور شفاهی و مشروط اجازه کشت خشخاش داده است

    طالبان در برخی مناطق به‌طور شفاهی و مشروط اجازه کشت خشخاش داده است

از واردات قانونی تا تولید داخلی و قاچاق

تقاضای بالای پرگابالین در بازار افغانستان، به گفته فعالان صنعت دارو، علاوه بر زنجیره رسمی تأمین دارو، توجه شبکه‌های غیررسمی و قاچاقچیان را نیز به این دارو جلب کرده است.

یعقوب منگل، معاون اتحادیه واردکنندگان دارو، به رادیوی افغانستان اینترنشنال گفت ضعف نظارت زمینه قاچاق برخی داروها از پاکستان، ایران و هند را فراهم کرده است.

به گفته او، دوزهای پایین‌تر پرگابالین از مسیرهای قانونی وارد افغانستان می‌شوند، اما بخشی از دوزهای بالاتر از مسیرهای غیررسمی به بازار راه پیدا می‌کنند.

منگل همچنین گفت ممنوعیت فروش پرگابالین ۳۰۰ میلی‌گرمی به قطع کامل دسترسی به این دارو منجر نشده است؛ زیرا برخی مصرف‌کنندگان با خرید چند قرص با دوز پایین‌تر، مقدار مورد نیاز خود را تأمین می‌کنند.

او افزود که تقاضای بازار برای پرگابالین باعث شده است چند شرکت داروسازی در داخل افغانستان نیز این دارو را تولید کنند و محصولات خود را تا دوز ۱۵۰ میلی‌گرم به بازار عرضه کنند.

منگل از شرکت‌های سنوفارما در قندهار، زعفران فارما در بلخ و اویسن فارما در هرات نام برد.

شعیب صدیقی، مدیر تولیدات سنوفارما، به افغانستان اینترنشنال گفت این شرکت که حدود ۲۰۰ نوع دارو تولید می‌کند، پرگابالین ۵۰، ۷۵ و ۱۵۰ میلی‌گرمی را نیز تولید و در بازار توزیع می‌کند.

اما درباره زعفران فارما روایت متفاوت است. با وجود آن‌که تبلیغات مربوط به پرگابالین در بروشورها و صفحات مجازی این شرکت در بلخ دیده می‌شود، صمد سروری، مسئول بازاریابی زعفران فارما در شمال، تولید این دارو توسط شرکت را رد کرد.

سروری در عین حال گفت با وجود ممنوعیت واردات دارو از پاکستان، قاچاق پرگابالین از این کشور همچنان ادامه دارد.

افغانستان اینترنشنال برای دریافت دیدگاه مسئولان اویسن فارما در هرات تلاش کرد، اما تا زمان انتشار این گزارش پاسخی دریافت نکرد.

بازار رسمی و غیررسمی

اظهارات مسئولان اتحادیه‌های داروخانه‌ها و واردکنندگان دارو، همراه با گفت‌وگوهای افغانستان اینترنشنال با داروخانه‌ها و فعالان بازار، نشان می‌دهد پرگابالین در افغانستان علاوه بر کاربرد پزشکی، با تقاضای قابل توجهی در بازار غیرپزشکی نیز روبه‌رو است.

با این حال، برای تعیین حجم واقعی واردات قانونی، تولید داخلی، قاچاق و میزان مصرف غیرپزشکی پرگابالین در افغانستان، آمار جامع و قابل اتکای ملی در دسترس نیست.

آنچه از شواهد این تحقیق برمی‌آید، شکل‌گیری بازاری چندلایه برای پرگابالین است؛ بازاری که در آن داروی تولیدشده در داخل، واردات قانونی و محموله‌های غیررسمی در کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند و بخشی از تقاضا نیز از مسیرهای خارج از شبکه رسمی تأمین می‌شود.

روایت مصرف‌کنندگان؛ چرا جوانان به زیکپ روی می‌آورند؟

افغانستان اینترنشنال با ۱۰ مصرف‌کننده پرگابالین که عمدتاً در کابل و بلخ زندگی می‌کنند، گفت‌وگو کرده است.

شش نفر از این افراد بین ۲۵ تا ۴۰ سال سن داشتند و در زمان انجام مصاحبه بیکار بودند. چهار نفر دیگر بین ۱۸ تا ۲۵ سال داشتند و در میان آنان دانش‌آموز، دانشجو و فرد شاغل نیز حضور داشت.

بیشتر این افراد، مشکلات اقتصادی، بیکاری و نداشتن چشم‌انداز روشن برای آینده را از جمله دلایل روی آوردن خود به پرگابالین عنوان کردند. با این حال، این گفت‌وگوها با ۱۰ مصرف‌کننده نمی‌تواند نشان‌دهنده دلایل مصرف در میان همه مصرف‌کنندگان این دارو در افغانستان باشد.

سیر [نام مستعار] پس از بازگشت طالبان به قدرت شغلش را از دست داده و اکنون سه فرزند دارد. او می‌گوید حدود یک سال پیش، از طریق دوستانش با پرگابالین آشنا شد.

او گفت: «بیشتر دوستانم استفاده می‌کنند. وقتی در کنار هم هستیم، همه می‌خواهیم خستگی‌مان رفع شود و دل خود را خوش بسازیم.»

سیر می‌گوید معمولاً هفته‌ای دو بار پرگابالین مصرف می‌کند و گاهی آن را با آب یا نوشیدنی‌های انرژی‌زا می‌خورد.

میرویس، ۲۲ ساله، نیز می‌گوید دوستانش نخستین کسانی بودند که این قرص را به او معرفی کردند.

وقتی از او پرسیدیم آیا پس از مصرف پرگابالین رفتار خشونت‌آمیز داشته است، گفت: «وقتی مصرف نکنم، ناراحتی‌ام بیشتر می‌شود و جنجال می‌کنم.»

این گفته، به‌تنهایی نمی‌تواند نشان دهد که پرگابالین علت رفتار خشونت‌آمیز یا تحریک‌پذیری اوست. تغییرات خلقی و رفتاری می‌تواند دلایل مختلفی داشته باشد و برای تعیین رابطه مستقیم آن با یک دارو، ارزیابی پزشکی لازم است.

صبور، ۳۸ ساله، که در یک شرکت خصوصی کار می‌کند، مدعی است شماری از همکارانش نیز از پرگابالین و دیگر داروهای روان‌فعال استفاده می‌کنند.

او گفت: «چندین سال است که با هم همکار هستیم، اما در یک سال اخیر، خوی، عادت، حوصله و رفتار همکارانم که از این داروها استفاده می‌کنند بسیار تغییر کرده و بی‌نهایت کم‌حوصله شده‌اند.»

دسترسی آسان

یکی از نکات مشترک در گفت‌وگو با مصرف‌کنندگان، نحوه دسترسی آنان به پرگابالین بود.

تقریباً همه این افراد گفتند که این دارو را از طریق داروخانه‌های شهری یا فروشندگان غیررسمی مواد تهیه می‌کنند.

این روایت‌ها با یافته‌های دیگر این تحقیق درباره دسترسی نسبتاً آسان به پرگابالین در برخی شهرهای افغانستان هم‌خوانی دارد.

روایت این افراد نشان می‌دهد که برای بخشی از مصرف‌کنندگان، پرگابالین تنها به‌عنوان یک داروی درمانی وارد زندگی‌شان نشده است؛ بلکه در برخی موارد از طریق شبکه دوستان، برای کاهش احساس خستگی، تغییر حالت روحی یا فرار موقت از فشارهای زندگی به آنان معرفی شده است.

چرا بازار از مواد مخدر سنتی به سمت قرص‌های صنعتی رفته است؟

برای یافتن پاسخ این پرسش، افغانستان اینترنشنال با شماری از فروشندگان مواد مخدر در کابل و چند ولایت دیگر گفت‌وگو کرده است.

سالم، نام مستعار، که می‌گوید نزدیک به دو دهه در شمال افغانستان به فروش انواع مواد مخدر مشغول بوده، افزایش تقاضا برای پرگابالین را تأیید می‌کند.

او گفت: «در دوران جمهوریت مشروبات الکولی و تابلیت کا بازار گرم داشت، اما فعلاً چون قیودات زیاد است و اقتصاد مردم هم ضعیف است، بیشتر فروشات ما تابلیت پرگابالین و تابلیت کا است.»

به گفته سالم، او هر قرص پرگابالین را بین ۵۰ تا ۱۲۰ افغانی می‌فروشد. او قیمت «تابلیت کا» را نیز از حدود ۲۰ افغانی اعلام کرد و گفت قیمت آن به توان مالی خریدار بستگی دارد.

سالم همچنین از تجربه شخصی خود در مصرف پرگابالین سخن گفت. او مدعی شد حدود یک سال پیش، برای نزدیک به دو ماه به‌طور پیوسته این دارو را مصرف کرده و میزان مصرف روزانه‌اش در آن دوره به ۲۴۰۰ میلی‌گرم رسیده بود.

او گفت پس از دو ماه مصرف، در برابر اعضای خانواده‌اش رفتار خشونت‌آمیز داشته و پس از آن تصمیم گرفته است مصرف پرگابالین را متوقف کند.

سالم اکنون می‌گوید از «تابلیت کای» خارجی، یا به تعبیر خودش «باکیفیت»، استفاده می‌کند.

او مشتریان خود را عمدتاً نوجوانان و جوانان بیکار و کم‌درآمد معرفی می‌کند و مدعی است شماری از افراد طالبان و کارکنان ادارات این گروه نیز از مشتریان او هستند.

سالم همچنین مدعی است ادامه فعالیت فروشندگان مواد مخدر بدون همکاری برخی مسئولان محلی و افراد بانفوذ در میان طالبان امکان‌پذیر نیست.

بازداشت فروشندگان

صمد، نام مستعار، فروشنده دیگری در کابل، می‌گوید در نخستین سال حکومت طالبان، به دلیل نداشتن افراد رابط در میان این گروه، دو بار هنگام فروش «تابلیت کا» بازداشت شده است.

او مدعی است در جریان بازداشت در زندان طالبان مورد ضرب‌وشتم قرار گرفته، اما پس از آن‌که خود را فردی معتاد معرفی کرده، چند ماه بعد آزاد شده است.

صمد همچنین مدعی است برخی دوستانش در پی مصرف زیاد این داروها، به گفته او، «کنترول دهان و دندان» خود را از دست داده‌اند.

از فروش مواد تا زندان

جواد، همان فردی که روایت زندگی‌اش در ابتدای این گزارش آمده است، نیز مدتی بعد هنگام فروش پرگابالین از سوی نیروهای طالبان بازداشت شد.

او بیش از سه ماه در زندان طالبان بود.

نزدیکان جواد می‌گویند او با پرداخت ۵۰۰ هزار افغانی آزاد شد و اتهام فروش غیرقانونی پرگابالین علیه او، پس از پرداخت رشوه، به اتهام اعتیاد تغییر یافت.

با این حال، روایت این فروشندگان تصویری از بازاری ارائه می‌کند که در آن پرگابالین در کنار مواد مخدر سنتی و مواد مصنوعی دیگر معامله می‌شود؛ بازاری که بخشی از آن در داروخانه‌ها و بخش دیگری خارج از شبکه رسمی دارو فعالیت دارد.

پشت پرده بازار؛ قاچاق و تولید غیرقانونی

سود حاصل از فروش و افزایش تقاضا برای برخی داروهای روان‌فعال، نگرانی‌هایی را درباره گسترش قاچاق و تولید غیرقانونی این مواد در افغانستان ایجاد کرده است.

فرهاد بشریار، کارشناس مبارزه با مواد مخدر، به افغانستان اینترنشنال گفت بر اساس بررسی‌های او، برخی مقام‌های طالبان، از جمله مسئولان گمرکی و مرزی، در قاچاق این داروها دست دارند.

او همچنین مدعی شد در کنار قاچاق، لابراتوارها و مراکز تولید غیرمعیاری در بخش‌هایی از افغانستان فعال‌اند و برخی داروهای روان‌فعال و مواد مخدر صنعتی را تولید و وارد بازار غیررسمی می‌کنند.

در جریان تهیه این گزارش، سه فروشنده مواد مخدر نیز به افغانستان اینترنشنال گفتند که برخی داروهای روان‌فعال، به‌ویژه «تابلیت کا»، از مراکز تولیدی در بخش‌هایی از افغانستان به دست آنان می‌رسد.

این فروشندگان از ولسوالی بلخ، ولسوالی امام‌صاحب قندوز، دره مومند در ننگرهار و منطقه سرای شمالی کابل به‌عنوان محل‌هایی نام بردند که به گفته آنان، مواد تولیدشده در آن‌ها وارد شبکه توزیع می‌شود.

لابراتوارهای کوچک؛ بخشی از شبکه تولید

ابراهیم ازهر، معاون پیشین وزارت مبارزه با مواد مخدر، می‌گوید لابراتوارهای تولید مواد مخدر صنعتی همچنان در بخش‌هایی از افغانستان فعال‌اند.

او گفت: «لابراتوار یک ساختمان مغلق و پیچیده نیست؛ بلکه با یک دیگ، تعدادی شبکه زرد و یک فضای باز هم می‌توان صدها نوع داروی روان‌گردان تولید کرد.»

ازهر همچنین مناطق قبایلی پاکستان، به‌ویژه بازار باجور، را از مسیرهای مهم قاچاق مواد مخدر صنعتی عنوان کرد.

او گفت پیوندهای اقتصادی و اجتماعی میان ساکنان دو سوی خط دیورند، در کنار فعالیت شبکه‌های قاچاق، مبارزه با انتقال غیرقانونی مواد میان افغانستان و پاکستان را دشوار کرده است.

وزارت داخله طالبان: قاچاق تابلیت‌های نشئه‌آور از خارج ادامه دارد

وزارت داخله طالبان می‌گوید مبارزه با مواد مخدر و به‌ویژه قاچاق و توزیع تابلیت‌های نشئه‌آور، از اولویت‌های نیروهای امنیتی این گروه است.

عبدالمتین قانع، سخنگوی وزارت داخله طالبان، در اظهارات متعدد گفته است که پس از ممنوعیت کشت و تولید مواد مخدر سنتی، تمرکز این وزارتخانه بر جلوگیری از قاچاق مواد مصنوعی و داروهای مورد سوءمصرف، از جمله «تابلیت کا»، پرگابالین با نام‌های تجاری «زیکپ» یا «زیکاب» و ترامادول، قرار گرفته است.

قانع در اظهاراتی در سال ۲۰۲۶ مدعی شد که کشت و تولید مواد مخدر سنتی در افغانستان به «نزدیک صفر» رسیده و بخش عمده مواد مصنوعی موجود در بازار از خارج وارد می‌شود. او به‌ویژه از پاکستان و دیگر کشورهای همسایه نام برده و گفته است که این مواد به‌صورت قاچاق وارد افغانستان می‌شوند.

  • ورود طالبان به خانه‌ها برای تخریب خشخاش نارضایتی در هلمند را افزایش داد

    ورود طالبان به خانه‌ها برای تخریب خشخاش نارضایتی در هلمند را افزایش داد

هزاران قرص ضبط شده است

وزارت داخله طالبان در ماه‌ها و سال‌های اخیر به‌طور منظم از کشف و ضبط محموله‌های بزرگ تابلیت‌های نشئه‌آور خبر داده است.

در اطلاعیه‌های این وزارتخانه، از کشف محموله‌هایی شامل صدها تا ده‌ها هزار قرص پرگابالین یا «زیکپ» و «تابلیت کا» در کابل و ولایت‌های مختلف خبر داده شده است. در برخی موارد نیز مقام‌های طالبان از کشف بیش از صد هزار قرص و بازداشت چندین نفر خبر داده‌اند.

وزارت داخله می‌گوید افراد بازداشت‌شده پس از تحقیقات به نهادهای عدلی و قضایی معرفی می‌شوند.

این موارد نشان می‌دهد که عملیات کشف و ضبط این مواد واقعاً بخشی از فعالیت‌های اعلام‌شده وزارت داخله طالبان است؛ اما آمار کشفیات به‌تنهایی نمی‌تواند میزان واقعی قاچاق یا اندازه بازار مصرف این مواد را مشخص کند.

100%

ادعای درمان ده‌ها هزار معتاد

وزارت داخله طالبان همچنین از جمع‌آوری و انتقال افراد دارای اعتیاد به مراکز درمانی خبر داده است.

مقام‌های این وزارتخانه در گزارش‌های خود از درمان حدود ۷۴ هزار فرد دارای اعتیاد و کشف و نابودی حدود ۱۰ هزار تُن مواد مخدر سخن گفته‌اند. همچنین ادعا شده که نزدیک به ۲۵۰۰ کارخانه و لابراتوار تولید مواد مخدر تخریب شده است.

روایت متفاوت سازمان ملل

در حالی که طالبان از نزدیک‌شدن تولید مواد مخدر سنتی به صفر سخن می‌گویند، گزارش‌های سازمان ملل تصویری پیچیده‌تر ارائه می‌کند.

دفتر مقابله با مواد مخدر و جرم سازمان ملل متحد (UNODC) کاهش شدید کشت خشخاش پس از ممنوعیت طالبان را تأیید کرده است، اما هم‌زمان درباره تغییر بازار مواد در افغانستان، افزایش اهمیت مواد مصنوعی و سوءمصرف برخی داروهای طبی هشدار داده است.

بنابراین، کاهش شدید کشت خشخاش لزوماً به معنای از بین رفتن بحران مواد مخدر نیست. بخشی از بازار می‌تواند از مواد سنتی به سمت مواد مصنوعی، داروهای نسخه‌ای و سایر مواد روان‌فعال تغییر کند.

فاصله میان آمار رسمی و واقعیت بازار

وزارت داخله طالبان می‌گوید قاچاق و توزیع تابلیت‌های نشئه‌آور را سرکوب می‌کند و بخش عمده این مواد از خارج وارد افغانستان می‌شود. در مقابل، یافته‌های افغانستان اینترنشنال، بر اساس گفت‌وگو با مصرف‌کنندگان، فروشندگان، داروسازان، مسئولان مراکز درمان اعتیاد و کارشناسان، نشان می‌دهد که دسترسی به پرگابالین و برخی مواد مصنوعی همچنان در بخش‌هایی از کشور آسان است.

این تحقیق همچنین به شواهدی از فروش این داروها در خارج از شبکه رسمی دارویی و ادعاهایی درباره تولید داخلی برخی مواد دست یافته است؛ هرچند بخشی از این ادعاها نیازمند تأیید مستقل است.

در نتیجه، تصویر موجود دو واقعیت هم‌زمان را نشان می‌دهد: طالبان از عملیات گسترده برای کشف و ضبط مواد و درمان افراد دارای اعتیاد خبر می‌دهند، اما در بازارهای شهری افغانستان، دسترسی به برخی داروهای مورد سوءمصرف و مواد مصنوعی همچنان ادامه دارد.

این شکاف میان آمار و روایت رسمی حکومت طالبان و روایت مصرف‌کنندگان، فروشندگان و مراکز درمانی، یکی از پرسش‌های اصلی درباره آینده بحران مواد در افغانستان است.

مسئله اصلی: خلأ داده

تصویر به‌دست‌آمده از این تحقیق بازاری در حال تغییر را نشان می‌دهد.

از یک سو، کشت خشخاش در افغانستان به‌دنبال ممنوعیت طالبان به‌شدت کاهش یافته است و سازمان ملل از افزایش اهمیت مواد مصنوعی در بازار منطقه‌ای سخن می‌گوید. از سوی دیگر، در شهرهایی مانند کابل و بلخ، مصرف‌کنندگان و فعالان بازار از دسترسی نسبتاً آسان به برخی داروهای نسخه‌ای مانند پرگابالین خبر می‌دهند.

اما هنوز پاسخ روشنی به پرسش‌های اساسی وجود ندارد: چند نفر پرگابالین را بدون تجویز مصرف می‌کنند؟ چه مقدار از آن به‌صورت قانونی وارد یا تولید می‌شود؟ چه سهمی قاچاق است؟ و آیا مصرف آن واقعاً در میان جوانان با سرعتی که برخی منابع ادعا می‌کنند افزایش یافته است؟

بدون آمار ملی و مطالعات مستقل، هیچ‌کدام از این پرسش‌ها پاسخ قطعی ندارند.

برای خانواده جواد، مسئله اما آماری نیست. همسر او می‌گوید شوهرش روزهایی را در خواب می‌گذراند، از مسئولیت خانواده فاصله گرفته و سرانجام به اتهام فروش پرگابالین بازداشت شده است.

داستان او نشان می‌دهد که در افغانستانِ پس از ممنوعیت گسترده مواد مخدر سنتی، بحران اعتیاد ممکن است دیگر فقط در مزارع خشخاش یا بازار تریاک دیده نشود؛ بخشی از آن می‌تواند از مسیرهایی عبور کند که در ظاهر بخشی از زنجیره قانونی سلامت هستند، اما در نبود نظارت مؤثر می‌توانند به بازار غیرپزشکی راه پیدا کنند.

نتیجه‌گیری

روایت جواد، داستان یک فرد تنها نیست؛ بلکه نمونه‌ای از تغییری عمیق‌تر در الگوی مصرف مواد در افغانستان است. این تحقیق نشان می‌دهد که بحران مواد مخدر در این کشور وارد مرحله‌ای تازه شده است؛ مرحله‌ای که در آن، خطر تنها از مزارع کوکنار، قاچاق تریاک و شبکه‌های سنتی مواد مخدر ناشی نمی‌شود، بلکه از مسیرهایی عبور می‌کند که در ظاهر قانونی به نظر می‌رسند؛ از داروخانه‌ها، بازار دارویی و زنجیره توزیع دارو.

یافته‌های این گزارش، بر اساس گفت‌وگو با مصرف‌کنندگان، خانواده‌های آنان، مسئولان مراکز درمان اعتیاد، داروخانه‌ها، واردکنندگان، تولیدکنندگان دارو، فروشندگان مواد مخدر، مقام‌های پیشین، بیانیه‌های وزارت امور داخله طالبان و گزارش های سازمان ملل متحد، نشان می‌دهد که پریگابالین (زیکپ) در بخش‌هایی از جامعه افغانستان از چارچوب مصرف پزشکی خارج شده و به یکی از مواد مورد سوءمصرف، به‌ویژه در میان جوانان، تبدیل شده است.

این تحقیق نشان می‌دهد که مشکل تنها در دسترسی مصرف‌کنندگان به یک قرص خلاصه نمی‌شود؛ بلکه زنجیره‌ای از عوامل به گسترش این پدیده کمک کرده است: ضعف نظارت بر داروهای نسخه‌ای، فروش غیررسمی، تقاضای رو به افزایش، مشکلات اقتصادی، بیکاری، فشارهای اجتماعی و نبود برنامه‌های مؤثر پیشگیری و درمان.

شواهد این گزارش نشان می‌دهد که افغانستان با یک بحران نوظهور روبه‌رو است؛ بحرانی که ممکن است در ظاهر کوچک‌تر از موج‌های گذشته مواد مخدر به نظر برسد، اما به دلیل دسترسی آسان، پنهان بودن در زنجیره دارویی و درگیر کردن نسل جوان، می‌تواند در سال‌های آینده پیامدهای عمیق‌تری ایجاد کند. این روند را می‌توان یک سونامی خاموش دانست؛ بحرانی که بدون هیاهو در حال گسترش است، اما آثار آن با گذشت هر روز، در زندگی خانواده‌ها، سلامت جوانان و آینده اجتماعی افغانستان آشکار می‌شود.

اما در پشت آمارها، زنجیره‌های پیچیده توزیع و بازارهای پنهان، داستان انسان‌هایی مانند جواد قرار دارد؛ مردی که یک روز برای درمان درد به قرص پناه برد، اما به تدریج خانواده، مسئولیت و کنترل زندگی خود را از دست داد. امروز، پرسش اصلی تنها این نیست که چند نفر دیگر مانند جواد در افغانستان وجود دارند؛ پرسش اصلی این است که سونامی خاموش با نسل جدید افغانستان چی خواهد کرد و جامعه را به کدام سمت خواهد برد؟

«از سقوط تا قیام»؛ زمان عمل فرا رسیده است

۲۴ اسد ۱۴۰۵، ۱۵:۱۶ (‎+۱ گرینویچ)
100%

پنج سال پس از بازگشت طالبان به قدرت، اسماعیل میاخیل، رئیس پیشین رادیو و تلویزیون ملی افغانستان، در این مقاله بر ضرورت بازنگری در رویکرد مخالفان طالبان تأکید می‌کند.

او، که در دوره ریاست‌جمهوری اشرف غنی در رأس رسانه ملی افغانستان بود، می‌گوید زمان سرزنش و مقصرشناسی گذشته و مخالفان طالبان باید برای ایجاد یک حرکت سیاسی منسجم و مستقل اقدام کنند.

پنج سال گذشته، بیش از هر چیز، نشان داد که طالبان چه می‌خواهند، چگونه حکومت می‌کنند و با کدام زبان با شهروندان و مخالفان سخن می‌گویند.

گروه‌های سیاسی افغانستان در این پنج سال، بارها از صلح، آشتی ملی، تفاهم و ایجاد یک نظام باثبات سخن گفته‌اند، اما نتیجه آنچه در افغانستان رخ داد، نه صلح و تفاهم، بلکه گسترش استبداد، انحصار قدرت و محدود شدن حقوق اساسی شهروندان بود.

پیش از سقوط جمهوری، برخی سیاسیون سال‌ها ادعا می‌کردند که طالبان تغییر کرده‌اند؛ برخی جریان‌های بین‌المللی نیز این روایت را تقویت می‌کردند که طالبان دیگر مثل دهه هفتاد نیستند و مشکل اصلی افغانستان، اشرف غنی، رئيس‌جمهور پیشین افغانستان و تیم او است.

تیم رئيس‌جمهور اشرف غنی اما بر این باور بود که تغییر اساسی در طالبان رخ نداده و این گروه هنوز به دنبال یک نظام انحصاری است. منتقدان طالبان نیز می‌گفتند صلحی که طالبان دنبال می‌کنند، الزاماً به معنای صلحی نیست که مردم افغانستان می‌خواهند؛ صلحی که در آن حقوق شهروندان، دستاوردهای دو دهه گذشته و اراده مردم حفظ شود.

امروز پنج سال از سقوط جمهوری گذشته است. اشرف غنی دیگر در قدرت نیست و نظامی که منتقدان طالبان آن را مانع اصلی صلح می‌دانستند، وجود ندارد. اما همان کشورهایی که آن زمان با طالبان مذاکره می‌کردند، همان سیاستمداران و بسیاری از همان رسانه‌ها همچنان حضور دارند.

پس پرسش ساده‌ای باقی می‌ماند: صلح کجاست؟ ثبات کجاست؟ حکومت فراگیر کجاست؟ و زندگی بهتر برای مردم افغانستان کجاست؟

  • نامه زن پنجشیری به مردانی که در خانه طالب‌اند در بیرون مقاومتی

    نامه زن پنجشیری به مردانی که در خانه طالب‌اند در بیرون مقاومتی

از سرزنش به سوی مسئولیت

مشکل این است که هنوز بخش بزرگی از بحث سیاسی افغانستان در گذشته متوقف مانده است. سیاستمداران، نخبگان و حتی برخی کشورهای خارجی همچنان بیشتر سرگرم یافتن مقصر برای سقوط جمهوری‌اند تا یافتن راهی برای آینده.

در همین حال، برخی رسانه‌هایی که زمانی از تغییر طالبان سخن می‌گفتند، امروز عملاً به بازتاب‌دهنده روایت و تبلیغات این گروه تبدیل شده‌اند.

در میان مخالفان طالبان نیز پراکندگی جدی وجود دارد. هر جریان به شبکه و حلقه خود تکیه کرده و کمتر تلاشی برای ایجاد یک ساختار سیاسی فراگیر و منسجم دیده می‌شود. فعالیت مدنی مهم است، اما نمی‌تواند جای یک مبارزه سیاسی سازمان‌یافته را بگیرد.

طالبان زمانی که در دوحه دفتر سیاسی داشتند، هم‌زمان در داخل افغانستان جنگ می‌کردند، نیرو جذب می‌کردند و برای به دست گرفتن قدرت آماده می‌شدند. اگر آنها توانستند برای رسیدن به هدف سیاسی خود ساختار ایجاد کنند، چرا مخالفان سیاسی‌شان باید همچنان بدون تشکیلات منسجم و در انتظار حمایت دیگران باقی بمانند؟

  • درس‌های ۲۴ اسد؛ آیا سرنگونی طالبان راه حل است؟

    درس‌های ۲۴ اسد؛ آیا سرنگونی طالبان راه حل است؟

بدون سازمان، سیاست نتیجه نمی‌دهد

افغانستان امروز بیش از هر زمان دیگر به یک مرجع سیاسی قدرتمند و فراگیر، یک دفتر سیاسی فعال، تشکیلات منظم، منابع مالی شفاف، حضور رسانه‌ای مؤثر، دیپلماسی فعال و بسیج گسترده ملی نیاز دارد.

افغان‌ها، چه در داخل کشور و چه در خارج، سرمایه‌های بزرگی در اختیار دارند: تخصص، تجربه، ارتباطات، نفوذ، منابع مالی و شبکه‌های اجتماعی. مسئله اصلی این است که این ظرفیت‌ها هنوز به یک نیروی سیاسی منسجم تبدیل نشده‌اند.

مبارزه سیاسی با صدور اعلامیه و شعار پیش نمی‌رود. به افراد متخصص، پژوهش، رسانه، دیپلماسی، کار حقوقی و منابع مالی پایدار نیاز دارد.

اگر هر افغان، متناسب با توان خود، سهمی در این روند داشته باشد؛ یکی با تخصص، دیگری با وقت، دیگری با ارتباطات و دیگری با منابع مالی، می‌توان پایه‌های یک حرکت ملی مستقل و پایدار را ایجاد کرد.

  • روزی که کابل فرو ریخت

    روزی که کابل فرو ریخت

مخالفان طالبان منتظر خارجی‌ها نمانند

آینده افغانستان تنها با کمک دیگران ساخته نخواهد شد. افغان‌ها باید خود نیز مسئولیت ساختن آن را بپذیرند.

این به معنای قطع رابطه با جامعه جهانی نیست. برعکس، افغانستان به حمایت بین‌المللی نیاز دارد. اما این رابطه باید بر اساس منافع ملی و همکاری متقابل باشد، نه وابستگی.

ما دوست می‌خواهیم، نه ارباب.

مسئله فقط طالبان نیست؛ تفکر طالبانی است

در عین حال، باید مرز این مبارزه روشن باشد. مخالفت ما با افراد نیست؛ مخالفت با تفکری است که زور، انحصار، تبعیض، جهل و اطاعت مطلق را ابزار حکومت‌داری می‌داند.

اگر طالبی حاضر باشد از چنین تفکری فاصله بگیرد و حقوق همه افغان‌ها، اراده مردم و یک افغانستان بهتر را بپذیرد، راه سیاست و تفاهم نباید برای او بسته باشد.

اما تجربه پنج سال گذشته یک درس روشن دارد: استبداد با نصیحت از میان نمی‌رود.

اعلامیه، محکومیت و درخواست سیاسی، بدون پشتوانه قدرت سازمان‌یافته، تأثیر محدودی دارد. اگر قرار است اراده مردم افغانستان شنیده شود، این اراده باید به یک نیروی سیاسی واقعی تبدیل شود.

نباید دوباره از صفر شروع کنیم

نشانه‌های بحران در نظام طالبان کم نیست، اما نباید آینده افغانستان را به انتظار فروپاشی این نظام گره بزنیم.

مسئولیت ما این است که از سقوط جمهوری و اشتباهات چند دهه گذشته درس بگیریم؛ نه این‌که سال‌های بیشتری را صرف سرزنش یکدیگر کنیم.

افغانستان از صفر شروع نمی‌کند. این کشور هنوز کادرهای متخصص، تجربه، نهادهای سابق، حافظه جمعی و نسلی را در اختیار دارد که تجربه یک افغانستان متفاوت، آزادتر و مدرن‌تر را دیده است.

اما زمان به زیان ما می‌گذرد.

هر روز ادامه حاکمیت طالبان به معنای مهاجرت بیشتر، تضعیف نهادها، از دست رفتن سرمایه انسانی و بزرگ شدن نسلی دیگر زیر سایه تفکر طالبانی است. هرچه این وضعیت طولانی‌تر شود، بازسازی سیاسی و اجتماعی افغانستان دشوارتر خواهد شد.

زمان عمل است

مخالفت با ظلم و استبداد تنها یک انتخاب سیاسی نیست؛ برای بسیاری از افغان‌ها یک مسئولیت ملی، اخلاقی و دینی است.

اما برای انجام این مسئولیت، باید از گذشته عبور کنیم. دیگر نمی‌توانیم تمام انرژی خود را صرف این کنیم که چه کسی در سقوط جمهوری مقصر بود و چه کسی نبود.

تاریخ درباره گذشته قضاوت خواهد کرد. پرسش فوری‌تر این است که امروز چه می‌کنیم؟

افغانستان به یک حرکت سیاسی گسترده، منسجم و ملی نیاز دارد؛ حرکتی که از اشتباهات گذشته درس گرفته باشد، انتقام‌جو نباشد، حقوق همه شهروندان را به رسمیت بشناسد و آینده کشور را نه برای یک گروه، قوم یا جریان، بلکه برای همه افغان‌ها بخواهد.

در نهایت، هر افغان باید از خود بپرسد:

من برای آینده افغانستان چه می‌کنم؟ سهم من چیست؟

پنج سال برای تجربه کردن، انتظار کشیدن و سرزنش یکدیگر کافی بود.

افغانستان پنج سال دیگر برای هدر دادن ندارد.

مقاله‌هایی که در صفحه زاویه منتشر می‌شوند، بیانگر دیدگاه نویسندگان است و لزوما نظر تحریریه افغانستان اینترنشنال را بازتاب نمی‌دهند. صفحه زاویه با انتشار دیدگاه‌های گوناگون، می‌کوشد فضای گفت‌وگوی باز بین دیدگاه‌های متفاوت را فراهم کند.

دو جنرال مخالف طالبان برای آینده افغانستان چه طرحی دارند؟

۲۴ اسد ۱۴۰۵، ۱۴:۱۶ (‎+۱ گرینویچ)
•
عبدالحق عمری
100%

پنج سال پیش، طالبان با ورود به کابل اعلام کردند که جنگ در افغانستان پایان یافته است؛ اما درگیری و خون‌ریزی متوقف نشد. طالبان برای سرکوب مخالفان در پنجشیر، اندراب، بلخاب و بدخشان لشکرکشی کردند و کشتار و نقض حقوق نیروهای امنیتی حکومت پیشین نیز ادامه یافت.

در آستانه پنجمین سالگرد بازگشت طالبان به قدرت، جبهه‌های مسلح مخالف طالبان نیز بر شدت حملات خود افزوده‌اند. طالبان مدعی است که امنیت سرتاسری برقرار شده اما مخالفان می‌گویند حاکمیت طالبان پایان جنگ نیست، بلکه آغاز یک منازعه دیگر است.

به همین مناسبت، افغانستان اینترنشنال با یاسین ضیا، رهبر جبهه آزادی افغانستان، و سمیع سادات، رهبر جبهه متحد افغانستان گفت‌وگو کرده و از آنان درباره طرح‌شان برای افغانستان پس از طالبان، آینده نظام سیاسی و چگونگی پایان بحران این کشور پرسیده است.

«جنگ پایان نیافته است»

سمیع سادات ادعای طالبان مبنی بر پایان جنگ در افغانستان را رد می‌کند و می‌گوید بازگشت این گروه به قدرت به معنای پایان درگیری نبوده است.

او می‌گوید طالبان جنگ را پایان نداده‌اند، بلکه آن را «به هر کوچه کابل و هر خانه افغان» کشانده‌اند. به گفته سادات، جوانان، زنان و بزرگان قومی افغانستان به شیوه‌های مختلف در برابر طالبان مقاومت می‌کنند.

سادات می‌گوید رهبری جبهه متحد افغانستان پیش از این تلاش کرده بود طالبان را به مصالحه با مردم وادار کند و دست‌کم از آنچه او «ظلم» می‌خواند، بازدارد؛ اما به باور او، نتیجه برعکس بوده و وضعیت بدتر شده است.

او می‌گوید: «اکنون راه رهایی و آزادی، جنگ است و زمان مرحله سیاسی گذشته است.»

یاسین ضیا، رهبر جبهه آزادی افغانستان، نیز وضعیت کنونی افغانستان زیر حاکمیت طالبان را صلح نمی‌داند. جبهه او در ماه‌های اخیر در چندین ولایت حملاتی علیه طالبان انجام داده است.

ضیا می‌گوید طالبان قدرت خود را از طریق زور و سرکوب گسترده حفظ کرده‌اند و آنچه از سوی این گروه به‌عنوان «امنیت» ارائه می‌شود، به تعبیر او «کمتر از جنگ و منازعه نیست».

به گفته او، طالبان در سه دهه گذشته هیچ‌گاه اراده واقعی برای رسیدن به یک تفاهم سیاسی با مردم افغانستان نشان نداده‌اند. ضیا معتقد است آرامش نسبی و کاهش درگیری‌های گسترده به معنای برقراری صلح و امنیت پایدار نیست.

نقاط مشترک بیشتر از اختلاف‌هاست

با وجود تفاوت‌هایی در نگاه به ساختار نظام آینده، دیدگاه‌های سمیع سادات و یاسین ضیا در بسیاری از موارد به یکدیگر نزدیک است. هر دو خواهان پایان حاکمیت طالبان، ایجاد یک نظام مردم‌سالار، مشارکت سیاسی مردم و تعیین آینده افغانستان از طریق اراده عمومی هستند.

هر دو تأکید دارند که شکل نظام سیاسی نباید از سوی یک فرد یا جریان سیاسی بر مردم تحمیل شود و مردم افغانستان باید در تعیین آینده کشور نقش اصلی داشته باشند. هر دو همچنین بر ضرورت یک روند سیاسی فراگیر و ایجاد نظامی که بتواند تنوع قومی، اجتماعی و فرهنگی افغانستان را بازتاب دهد، تأکید می‌کنند.

البته اختلاف‌هایی نیز در مورد چگونگی رسیدن به این هدف و ساختار نهایی نظام وجود دارد. سادات بر احیای جمهوری و قانون اساسی سال ۱۳۸۲ تأکید دارد؛ ضیا نیز نیاز به این قانون اساسی را انکار نمی‌کند. ضیا خواهان بازنگری در ساختار نظام و تمرکززدایی از قدرت است و شکل نهایی نظام را به تصمیم مردم واگذار می‌کند.

با این حال هر دو جنرال تاکید دارند که تصمیم نهایی را باید شهروندان در یک روند دموکراتیک بگیرند.

100%

دو روایت از سقوط جمهوری؛ از توافق دوحه تا بحران دولت‌سازی

هر دو جنرال سقوط جمهوری را از نزدیک تجربه کرده‌اند، اما در تحلیل عوامل آن بر یکسانی تأکید ندارند. با این حال، هر دو معتقدند که نظام آینده نباید اشتباهات جمهوری را تکرار کند.

سمیع سادات، که در روزهای پایانی جمهوری از فرماندهان ارشد ارتش افغانستان بود، سقوط جمهوری را پیش از هر چیز یک شکست سیاسی می‌داند. به گفته او، ارتش افغانستان نمی‌توانست همزمان فشار ناشی از شکست سیاسی، خروج نیروهای امریکایی و قطع حمایت‌های لوژستیکی را تحمل کند.

او می‌گوید ارتش در میدان جنگ مقاومت کرد، اما «خانه سیاسی» آن استوار نبود.

سادات در توضیح عوامل سقوط جمهوری، برای توافق‌نامه دوحه نقش محوری قائل است. او در کنار تضعیف روحیه و صفوف ارتش، کمبود مهمات، مشکلات لوژستیکی، مداخلات سیاسی و بحران رهبری را از دیگر عوامل مؤثر می‌داند، اما توافق دوحه را «بزرگ‌ترین دلیل» سقوط جمهوری توصیف می‌کند. به باور او، این توافق جایگاه و مشروعیت دولت افغانستان را تضعیف و رهبری سیاسی کشور را با بحران روبه‌رو کرد.

او همچنین می‌گوید با خروج نیروهای امریکایی و ناتو، تنها سربازان خارجی افغانستان را ترک نکردند، بلکه بخش مهمی از پشتیبانی لوژستیکی ارتش افغانستان نیز از میان رفت.

سادات درباره سقوط کابل می‌گوید تا آخرین روزها امکان دفاع از شهر وجود داشت، اما به روایت او، زمانی که اشرف غنی، رئیس‌جمهور وقت، کشور را ترک کرد، فرماندهی و هماهنگی نیروهای امنیتی نیز از هم پاشید و در نتیجه، «سوق و اداره» ارتش فرو ریخت.

یاسین ضیا، شکست جمهوری را بیشتر از منظر بحران سیاسی و اجتماعی و ناکامی در دولت‌سازی بررسی می‌کند. او فساد، تبعیض، اختلافات قومی و سیاسی‌شدن نهادهای امنیتی و دفاعی را از عوامل مهم این شکست می‌داند.

به گفته ضیا، سیاسی‌شدن نهادهای امنیتی و بی‌اعتبار شدن روندهای ملی و دموکراتیک، از جمله انتخابات، باعث شد اعتماد بخشی از مردم به نظام کاهش یابد.

او می‌گوید: «سیاسی شدن موضوع امنیت و به‌ویژه سیاسی شدن انتصاب‌ها در نهادهای امنیتی و دفاعی در سال‌های پایانی نظام جمهوری، از عواملی بود که در شکست روند دولت‌ملت‌سازی در افغانستان سهم داشت.»

با وجود این اختلاف در تحلیل، هر دو جنرال معتقد نیستند که تمام دوره جمهوری را باید یک شکست دانست. سادات وجود فساد در آن دوره را می‌پذیرد، اما می‌گوید میزان فساد به اندازه‌ای که امروز از سوی برخی جریان‌ها مطرح می‌شود، نبود. او می‌گوید در نظام مورد نظرش جایی برای فساد وجود نخواهد داشت و با افراد فاسد برخورد خواهد شد.

ضیا نیز در کنار اشاره به کاستی‌های جمهوری، بر دستاوردهای آن دوره تأکید دارد.

در نهایت، نقطه مشترک دو جنرال روشن است: افغانستانِ پس از طالبان، اگر قرار باشد نظامی پایدار داشته باشد، نباید اشتباهات سیاسی، مدیریتی و ساختاری گذشته را تکرار کند.

درگیری‌ها گسترش می‌یابد؟

جبهه متحد می‌گوید نخستین عملیات خود را در قندهار و هلمند آغاز کرده و در مدت کوتاهی دامنه فعالیت‌هایش را به بدخشان گسترش داده است.

سمیع سادات می‌گوید عملیات نظامی این جبهه در چند مرحله انجام خواهد شد و اکنون «مرحله نخست» آن در جریان است.

در سوی دیگر، یاسین ضیا می‌گوید جبهه آزادی در ۲۱ ولایت حضور عملیاتی دارد، در ۹ ولایت دیگر روند استقرار نیروهایش ادامه دارد و در چهار ولایت نیز ایجاد هسته‌های اولیه این جبهه در مراحل پایانی قرار دارد. او در بخش دیگری از مصاحبه می‌گوید این جبهه در مجموع در ۳۱ ولایت حضور بالقوه دارد. از جمله در بدخشان جبهه آزادی مدعی است که با طالبان وارد درگیری جبهه‌ای شده است.

بر اساس آماری که جبهه آزادی ارائه می‌کند، این گروه از زمان تأسیس در حوت ۱۴۰۰ تا سرطان ۱۴۰۵، ۴۰۷ عملیات انجام داده و مدعی است که در این حملات یک‌هزار و ۱۵ عضو طالبان کشته و یک‌هزار و ۴۰ نفر دیگر زخمی شده‌اند. به گفته ضیا، در همین مدت ۱۲ عضو جبهه آزادی نیز کشته شده‌اند.

این آمار از سوی جبهه آزادی ارائه شده و طالبان آن را تأیید نکرده‌اند. افغانستان اینترنشنال نمی‌تواند مستقلانه آمار و اطلاعات این دو جبهه را تایید کند.

مخالفان طالبان با کشورهای خارجی گفت‌وگو می‌کنند اما «وابسته به آن‌ها نیستند»

یکی از پرسش‌های همیشگی درباره گروه‌های مسلح مخالف در افغانستان، میزان وابستگی آنان به دولت‌های خارجی بوده است. تجربه چند دهه جنگ در افغانستان نشان می‌دهد که حمایت قدرت‌های منطقه‌ای و جهانی از گروه‌های مسلح، همواره بخشی از معادلات جنگ بوده است. از همین رو، با اعلام هر جبهه تازه علیه طالبان، پرسش درباره منابع مالی، نظامی و لوژستیکی آن نیز مطرح می‌شود.

یاسین ضیا و سمیع سادات هر دو می‌گویند جبهه‌های‌شان مستقل‌اند و زیر نفوذ یا فرمان هیچ دولت خارجی فعالیت نمی‌کنند.

ضیا می‌گوید سنگرها و مراکز جبهه آزادی در داخل افغانستان قرار دارند، اما درباره محل استقرار نیروها، مراکز آموزشی و جزئیات عملیات این جبهه اطلاعات بیشتری ارائه نمی‌کند. او ادعاهای مربوط به حمایت کشورهای خارجی را تبلیغات طالبان می‌داند و تأکید می‌کند که جبهه آزادی «به هیچ کشوری وابسته نیست».

با این حال، ضیا می‌گوید جبهه آزادی حق گفت‌وگو و برقراری ارتباط با همه کشورهایی را که در قضیه افغانستان نقش دارند، برای خود محفوظ می‌داند. او همچنین از آنچه «آزادی‌خواهان» می‌خواند می‌خواهد از مبارزه مردم افغانستان علیه طالبان حمایت کنند.

سادات نیز جبهه متحد را یک حرکت مستقل می‌داند که به گفته او توسط افغان‌ها ایجاد و رهبری شده است. او حمایت خارجی را به‌طور کامل رد نمی‌کند، اما می‌گوید هرگونه کمک باید با اصول جبهه و منافع افغانستان سازگار باشد.

در مجموع، هر دو رهبر اتهام وابستگی به دولت‌های خارجی را رد می‌کنند، اما هم‌زمان راه ارتباط با کشورهای دیگر و دریافت حمایت احتمالی از آنها را کاملاً نمی‌بندند.

100%

چرا جبهه‌های مخالف زیر یک چتر قرار نمی‌گیرند؟

یکی از پرسش‌های مهم درباره مخالفان مسلح طالبان این است که چرا، با وجود هدف مشترک، تاکنون نتوانسته‌اند به یک ساختار واحد سیاسی و نظامی برسند.

یاسین ضیا این وضعیت را تا حدی ناشی از تنوع افغانستان می‌داند. به گفته او، افغانستان کشوری متنوع از نظر قومی، زبانی، فرهنگی و فکری است و حاکمیت طالبان نیز به گفته او شکاف‌های اجتماعی را عمیق‌تر کرده است.

ضیا می‌گوید جبهه آزادی با دیگر جریان‌های سیاسی و نظامی مخالف طالبان روابط خوبی دارد. درباره رابطه این جبهه با جبهه مقاومت ملی به رهبری احمد مسعود نیز می‌گوید دو طرف به‌طور مستقل فعالیت می‌کنند، اما در سه سال گذشته در برخی موضوعات سیاسی مواضع مشترک داشته و در زمینه تبادل اطلاعات، عملیات و مقابله با تبلیغات طالبان نیز هماهنگی کرده‌اند.

سادات نیز می‌گوید با احمد مسعود و دیگر جبهه‌های مخالف در هدف کلی همسو است، اما تشکیل یک ساختار مشترک و فعالیت زیر یک چتر واحد را ضروری نمی‌داند.

با وجود این اختلاف‌ها، هر دو جنرال بر اهمیت تفاهم سیاسی تأکید دارند؛ هرچند در شرایط کنونی امکان مذاکره با طالبان را اندک می‌دانند.

سادات می‌گوید مرحله مذاکره با طالبان به پایان رسیده و جبهه متحد قصد گفت‌وگو با این گروه را ندارد. ضیا نیز می‌گوید طالبان تاکنون پیشنهاد رسمی برای مذاکره ارائه نکرده‌اند و در وضعیت فعلی دلیلی برای آغاز گفت‌وگو نمی‌بیند. با این حال، او خواهان نقش فعال‌تر جامعه جهانی، به‌ویژه سازمان ملل متحد، در تلاش برای یافتن راه‌حل سیاسی برای افغانستان است.

پس از سقوط طالبان چه خواهد شد؟

یکی از پرسش‌های اصلی از هر دو جنرال این است که اگر طالبان از قدرت کنار بروند، چه چیزی جای آن را خواهد گرفت و چگونه از ایجاد خلأ قدرت و تکرار جنگ‌های داخلی جلوگیری خواهد شد.

سمیع سادات می‌گوید جبهه متحد برای دوره پس از طالبان نقشه مشخصی دارد: نخست پایان جنگ، سپس یک دوره انتقالی و برگزاری لویه‌جرگه و در نهایت حرکت به سوی ثبات سیاسی.

یاسین ضیا بر شکل‌گیری یک ساختار انتقالی از طریق تفاهم سیاسی تأکید بیشتری دارد. به گفته او، پس از کنار رفتن طالبان باید میان جریان‌های مختلف سیاسی و نظامی افغانستان بر سر ساختاری توافق شود که بتواند برای نظام آینده مشروعیت ایجاد کند.

هر دو جنرال حمایت مردم را یکی از پایه‌های اصلی مبارزه خود می‌دانند. ضیا می‌گوید بیشتر نیروهای جبهه آزادی جوانان هستند و زنان و مردان از اقوام مختلف افغانستان نیز در این جبهه حضور دارند.

سادات نیز می‌گوید جنرالان پیشین و نسل جدید رهبران افغانستان همچنان از ظرفیت‌های مهم کشورند و می‌توانند در ساختن آینده سیاسی نقش داشته باشند.

با این حال، تصویر این دو از نظام آینده یکسان نیست. سادات بر احیای پرچم ملی، اردوی ملی، قانون اساسی و یک نظام مردم‌سالار تأکید دارد. ضیا نیز از نظامی مبتنی بر رأی مردم حمایت می‌کند، اما در عین حال خواهان ساختاری غیرمتمرکز و نظامی است که تنوع قومی، فرهنگی و اجتماعی افغانستان را بازتاب دهد.

در کنار این اختلاف دیدگاه‌ها، پرسش مهم دیگری نیز مطرح است: آیا جبهه‌های مختلف مخالف طالبان خواهند توانست بر سر یک نقشه سیاسی مشترک برای آینده افغانستان به توافق برسند؟ تجربه جنگ‌های گذشته نگرانی از بازگشت افغانستان به دور تازه‌ای از درگیری‌های داخلی را افزایش داده است.

پاسخ دو جنرال به این پرسش یکسان نیست. سادات می‌گوید میان جبهه‌های مخالف همفکری وجود دارد، اما ایجاد یک چتر مشترک ضروری نیست. ضیا نیز بر استقلال جبهه خود تأکید می‌کند، اما راه هماهنگی سیاسی و اتخاذ مواضع مشترک با دیگر جریان‌ها را باز می‌گذارد.

در نهایت، هر دو می‌گویند برای روز پس از طالبان نقشه‌ای دارند، اما عملی شدن آن به نتیجه مبارزه نظامی، شکل‌گیری اجماع سیاسی و توافق بر سر ساختار نظام آینده افغانستان بستگی خواهد داشت.

تا آن زمان، هر دو جبهه بر ادامه مبارزه تأکید دارند. سادات پیام خود را این‌گونه خلاصه می‌کند: «آزادی ارزش جنگیدن را دارد، مبارزه کنید.» ضیا نیز هدف جبهه آزادی را پایان حاکمیت طالبان و بازگرداندن نظامی می‌داند که بر رأی و اراده مردم افغانستان استوار باشد.

طالبان پس از بازگشت به قدرت دروازه مکتب را به‌روی 'بیش از دوونیم میلیون' دختر بست

۲۴ اسد ۱۴۰۵، ۱۳:۰۴ (‎+۱ گرینویچ)
100%

صندوق کودکان ملل متحد (یونیسف) اعلام کرد که پس از باگشت طالبان به قدرت، در پنج سال گذشته دست‌کم ۲.۶ میلیون دختر از آموزش بالاتر از دوره ابتدائیه محروم شده‌اند. یونیسف نوشت دختران محروم از آموزش با خطرات ازدواج زودهنگام، خشونت مبتنی بر جنسیت و سوءاستفاده روبه‌رو هستند.

صندوق کودکان ملل متحد (یونیسف) شنبه، ۲۴ اسد به مناسبت پنجمین سالگرد بازگشت طالبان نوشت در حال حاضر افغانستان تنهاکشور در جهان است که آموزش‌ بالاتر از صنف ششم برای دختران و زنان در آن منع شده است.

کاترین راسل، رئیس دفتر یونیسف در افغانستان گفت: «ممکن است پنج سال، در تاریخ یک کشور زمان کوتاهی باشد، اما دوره‌ای تعیین‌کننده در زندگی یک دختر است.» او افزود که صنف‌های آموزشی در مکاتب چیزی بیش از یادگیری ارائه می‌دهد.

این مقام ملل متحد گفت مکتب برای نوجوانان فرصت دستیابی به تمام ظرفیت‌های شان را فراهم می‌کند. او تاکید کرد که مکاتب می‌توانند به عنوان سپر در برابر ازدواج‌های زودهنگام، خشونت، سوءاستفاده و تبدیل شدن دختران به کودکان کار عمل کنند. او افزود که با ممنوعیت آموزش این حمایت در زمانی از بین رفت که دختران افغان بیشترین نیاز را به آن داشتند.

در بیانیه یونیسف آمده است که فقر و آوارگی خطرات فراراه دختران نوجوان را افزایش می‌دهد که هردوی این عناصر اکنون در افغانستان گسترش یافته‌اند. به گزارش این نهاد از سال ۲۰۲۳ بیش از ۲.۷ میلیون مهاجر از ایران و پاکستان بازگشتند که ۶۰ درصد آنها کودک و نوجوان‌اند.

  • یونسکو می‌گوید طالبان بیش از ۲ میلیون دختر را از آموزش متوسطه محروم کرده‌ است

    یونسکو می‌گوید طالبان بیش از ۲ میلیون دختر را از آموزش متوسطه محروم کرده‌ است

یونسکو در اسد سال گذشته اعلام کرده بود که در پی ممنوعیت آموزشی طالبان دست‌کم ۲.۲ میلیون کودک از آموزش متوسطه محروم شده‌اند. این نهاد سازمان ملل هشدار داده است که ادامه ممنوعیت آموزش دختران، در درازمدت به اقتصاد و جامعه افغانستان آسیب زیاد خواهد زد.

یونیسف نوشت که تبعات ممنوعیت آموزش فراتر از دخترانی است که مستقیماً تحت تأثیر قرار گرفته‌اند. بررسی این دفتر ملل متحد نشان می‌دهد که افغانستان تا سال ۲۰۳۰ با خطر از دست دادن ۲۰ هزار معلم زن و ۵ هزار و ۴۰۰ کارمند بهداشتی مواجه خواهد شد.

یک گزارش تحلیلی یونیسف که در ماه اپریل منتشر شدف تخمین زده است که ممنوعیت آموزشی طالبان سالانه ۸۴ میلیون دالر به افغانستان ضرر می‌رساند. گزارش تاکید کرده که با ادامه محدودیت‌ها، این ضررها هر ساله بیشتر می‌شود.

صندوق کودکان ملل متحد نوشت که به‌رغم محدودیت‌های طالبان، از آموزش در افغانستان حمایت می‌کند. این دفتر در سال ۲۰۲۵، از آموزش ۳.۷ میلیون کودک در مکاتب دولتی حمایت کرده است.

یونیسف افزود که در این بازه زمانی ۴۴۲ کودک در برنامه آموزش مبتنی بر جامعه شرکت کردند که از این میان ۶۶ درصد دختران بودند.