• العربية
  • پښتو
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • پښتو
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

عقب‌گرد به هزار سال پیش؛ دشمنی عجیب طالبان با دقیق‌ترین گاه‌شمار جهان

ستار سعیدی

روزنامه‌نگار

۲ حمل ۱۴۰۳، ۱۱:۰۷ (‎+۰ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۱۰:۵۳ (‎+۰ گرینویچ)

لحظه گردش سال ۱۴۰۳ خورشیدی به وقت افغانستان ساعت ۷ و ۳۶ دقیقه و ۲۶ ثانیه‌ بامداد چهارشنبه،‌ اول فروردین (حمل)‌ بود؛ همین‌قدر دقیق، نه یک ثانیه پیش نه پس. نه مانند تقویم قمری نیاز به استهلال و چشم دوختن به فتوای این و آن دارد‌ و نه مانند میلادی وابسته به ساعت و روز قراردادی است.

این لحظه گذر مرکز خورشید از نقطه اعتدال بهاری در نیم‌کره شمالی زمین است. در لحظه گردش سال نو خورشیدی، درازای شب و روز در سراسر کره ‏زمین مساوی می‌شود و در نیم‌کره شمالی فصل بهار و در نیم‌کره جنوبی،‌ فصل خزان شروع می‌شود.

لحظه گردش یا تحویل سال، بر اساس محاسبات دقیق نجومی تعیین می‌شود و از همین حالا می‌توان لحظه گردش سال‌های آینده را با دقت دقیقه و ثانیه محاسبه کرد.

طول سال هجری خورشیدی، به‌‌گونه میانگین ۳۶۵ روز و ۵ ساعت و ۴۸ دقیقه و ۴۵ ثانیه است. اگر طول سال را ۳۶۵ روز بگیریم، آن ۵ ساعت و تقریبا ۴۹ دقیقه اضافه باعث می‌شود که هر چهار سال یک بار،‌ نوروز (همان لحظه اعتدال بهاری) یک روز به داخل اسفندماه (حوت)‌ فرو رود و سال عرفی به مرور زمان از سال طبیعی فاصله گیرد.

این اتفاقی است که برای پارسیان هند افتاده است؛ آن‌ها پس از هجوم اعراب به ایران‌زمین، به هند کوچیدند تا زبان و فرهنگ و آیین‌شان آسیب نبیند. در آن زمان هم گاه‌شمار یا تقویم خورشیدی در ایران‌زمین رایج بود که با فروردین شروع و با اسفند پایان می‌یافت، اما فقط ۳۶۵ روز داشت و ساعت‌ها و دقایق اضافه در آن لحاظ نشده بود . اکنون پارسیان هند نوروز را در اواخر امرداد (اسد) جشن می‌گیرند و این روز باز هم جابه‌جا خواهد شد.

در گاه‌شمار جلالی که پنج قرن بعد از کوچ پارسیان در سرزمین ما رایج شد، هر چهار سال یک بار، یک روز به طول سال اضافه می‌شود که آن را سال کبیسه می‌نامند. سال ۱۴۰۳ هم کبیسه است.

گاه‌شمار میلادی هم که در بیشتر کشورهای جهان رایج است سال کبیسه دارد. اما میزان خطای گاه‌شمار میلادی ۲۶ ثانیه در سال است، در حالی که خطای گاهشمار جلالی ۱ ثانیه در سال است. در میان گاه‌شمار‌های رایج در جهان، گاه‌شمار ما که به نام جلالی معروف است، دقیق‌ترین گاه‌شمار است.

عمر خیام، دانشمند خراسانی،‌ هزار سال پیش تقویم یا گاه‌شماری طراحی کرد که هنوز و در قرن بیست ویکم، دقیق‌ترین گاه‌شمار جهان است.

در آن زمان ملک‌شاه سلجوقی بر سرزمین پهناوری حکومت می‌کرد که از غرب چین تا شرق ترکیه امروز و از شمال ازبکستان تا جنوب عمان را دربر می‌گرفت. نگهداری حساب و کتاب سال و ماه با تقویم قمری که سالش ۳۵۴ روز است و برای آگاهی از شروع هر ماه،‌ باید چشم به آسمان دوخت، برای پادشاه قرن یازدهم میلادی ایران‌زمین مقدور نبود.

عمر خیام با گاه‌شمار جلالی، سال عرفی (۳۶۵ روز) را با سال طبیعی که با نوروز شروع می‌شود، منطبق کرد. این گاه‌شمار در نیمه اسفند (حوت) برابر با ۶ مارچ ۱۰۷۹ میلادی تکمیل شد و مقرر شد که مبدا یا سال اول این گاه‌شمار، همانند تقویم هجری قمری، هجرت پیامبر مسلمانان از مکه به مدینه باشد.

اکنون در حالی که همه کشورهای عربی، به جای تقویم ملی و مذهبی و عرفی خود، یعنی هجری قمری،‌ برای نگه داشتن حساب و کتاب سال و ماه، به گاه‌شمار گریگوری مسیحی (میلادی) روی آورده و ماه‌های قمری را برای امور دینی نگه داشته‌اند، گروه طالبان در افغانستان،‌ یکی از دو کشور دارای گاه‌شمار رسمی جلالی، با دقیق‌ترین تقویم جهان سر ناسازگاری برداشته است.

خبر ۱۴۰۱/۰۱/۰۹
100%
خبر ۱۴۰۱/۰۱/۰۹

این پرسش به صورت جدی به میان می‌آید که در حالی که هزار سال پیش نگه داشتن حساب و کتاب سال و ماه به تقویم قمری ممکن نبود، در قرن بیست‌ویکم،‌ طالبان با چه استدلال و منطقی، با دقیق‌ترین گاه‌شمار جهان دشمنی می‌کند. آن‌هم در حالی که تقویم هجری قمری،‌ حتی در زادگاه خود هم از رسمیت افتاده و به موضوعی عرفی و مذهبی تبدیل شده است.

موضوعات مرتبط:

ادیان و امپراتوری‌ها آمدند و رفتند، اما نوروز ماند، ریشه دواند و جهانی شد

دلیل مخالفت طالبان با نوروز چیست؟

پربازدیدترین‌ها

رئیس انستیتوت ثبات راهبردی جنوب آسیا: افغانستان جغرافیای خود را از دست می‌دهد
۱

رئیس انستیتوت ثبات راهبردی جنوب آسیا: افغانستان جغرافیای خود را از دست می‌دهد

۲

ریچارد بنت: افغان‌های مقیم خارج باید امید را زنده نگه دارند

۳

از رخشانه تا فرزانه؛ روایت قتل هولناک زنی جوان در غور

۴

روسیه از کشورها خواست فورا دیپلمات‌های خود را از کی‌یف خارج کنند

۵

رهبر یهودی که برای مسلمانان بریتانیا می‌رزمد کیست؟

•
•
•

مطالب بیشتر

دلیل مخالفت طالبان با نوروز چیست؟

۱ حمل ۱۴۰۳، ۱۱:۵۰ (‎+۰ گرینویچ)
•
ایوب آروین

با فرارسیدن نوروز در افغانستان جدل بر سر این است که نوروز را جشن بگیرند یا نه. این جدل نزدیک به سه دهه پیش با مخالفت طالبان با برگزاری جشن نوروز شدت یافت. طالبان و طیف‌های همسو با این گروه نوروز را با استدلال دینی تحریم کردند، ولی بسیاری دیگر استدلال طالبان را بی‌بنیاد دانستند.

با این حال، آیا نوروز ریشه‌های دینی دارد؟ آیا مخالفت با نوروز انگیزه‌های دینی دارد یا انگیزه‌های دیگر؟ در این مطلب به گونه فشرده به این پرسش‌ها پرداخته می‌شود.

«عید مجوسیان»؟

طالبان نوروز را «عید غیرمسلمانان» به‌ویژه زردشتیان می‌دانند. محمدیحیی عارف، از مقام‌های وزارت امر به معروف طالبان پارسال با این استدلال که نوروز «عید مجوسیان است» و «کسانی که از نوروز تجلیل می‌کنند، از دایره اسلام خارج می‌شوند»، جشن نوروز را ممنوع اعلام کرد. پخش این سخنان او از منابع این وزارت، نظر رسمی طالبان تلقی شد.

طالبان هم در دور نخست حکومت خود، که در پاییز ۱۳۷۵ قدرت را در کابل به دست گرفتند و هم در دور دوم، که از ۲۴ اسد ۱۴۰۰ بر افغانستان مسلط شدند، نه تنها نوروز را ممنوع کردند، بلکه تقویم رسمی را هم از خورشیدی به قمری تغییر دادند. این گروه تعطیل ملی نوروز را هم از تقویم رسمی حذف کرده است.

چنین مخالفتی را نه حامیان برگزاری جشن نوروز، که بر اعتقاد اسلامی خود تاکید دارند، بلکه شماری از روحانیون و پژوهشگران دینی هم مردود دانسته‌اند. از جمله محمد محق، اسلام‌شناس معروف تاکید کرده است که هیچ حکمی در قرآن و احادیث معتبر در تحریم نوروز به صورت مطلق وجود ندارد.

جشن طبیعت

با این حال، آیا نوروز واقعاً ریشه دینی و به‌ویژه زردشتی دارد؟ ریشه‌های تاریخی نوروز به روشنی آشکار نیست. برخی پژوهشگران پیشینه آن را تا حدود سه هزار سال پیش جست‌وجو کرده‌اند. بنابراین، قدیمی‌ترین روایات درباره نوروز ریشه در اسطوره‌ها دارد. مهرداد بهار، اسطوره‌شناس ایرانی، باور دارد که در اوستا نامی از نوروز نیست؛ چون نوروز ریشه دینی ندارد.

بنابراین، ریشه‌های نوروز را باید در فرهنگ مردم و دربارهای پادشاهان قدیم جستجو کرد. از این نظر هم به این نتیجه می‌رسیم که نوروز محدود به جمعیت زردشتی و پادشاهان باورمند به آیین زردشت نبوده است. از نظر جغرافیایی، محل برگزاری نوروز از غرب چین تا شرق اروپا گسترده بوده است که در آن مردمانی با ادیان گوناگون می‌زیسته‌اند.

آیین‌های نوروزی بیشتر با طبیعت و زندگی این‌جهانی مرتبط است و نه با مسائل فراطبیعی و آن‌جهانی که بیشتر ماهیت دینی دارد. قرار گرفتن نوروز در آغاز سال نو، اعتدال بهاری، زنده شدن طبیعت و آغاز فصل کشاورزی در بسیاری از مناطق حوزه نوروز دلیلی بر گرایش نوروز به طبیعت و زندگی است.

روایات اسطوره‌ای درباره نوروز هم غیردینی است. معروف‌ترین روایت اسطوره‌ای نوروز را به آغاز پادشاهی جمشید می‌رساند؛ چون آن را روزی بزرگ و نو در زندگی مردم دانستند، «نوروز» نامیدند. این روایت در آثارالباقیه ابوریحان بیرونی، شاهنامه فردوسی و برخی منابع دیگر آمده است.

جشن نوروز در استانبول، ترکیه
100%
جشن نوروز در استانبول، ترکیه

نوروز و ادیان

با این حال، در مواردی به نوروز رنگ و بوی دینی داده شده است. به گونه نمونه، زردشتیان در سراسر جهان نوروز را به شیوه‌های گوناگون گرامی می‌دارند. افروختن آتش و چهارشنبه سوری از جلوه‌های زردشتی نوروز است. در یهودیت هم نوروز با عید پسح پیوند خورده است. بهائیان نوروز را به گونه رسمی عید دینی خود می‌دانند.

رابطه مسلمانان اما با نوروز متناقض است. برخی با باور بر این که آغاز خلافت حضرت علی در روز نوروز بوده، نوروز را گرامی می‌دارند. برگزاری جشن نوروز دو آرامگاه منسوب به او در بلخ و کابل هم ریشه در همین باور دارد. با این همه، مخالفت مسلمانان با نوروز شدیدتر از تایید آنها بوده است. معروف است که غزالی می‌گفت نوروز باید «مندرس» شود.

با این حال، در واقع، صدها سال است که نوروز در گستره جغرافیایی از غرب چین تا شرق اروپا، از روسیه تا هند در میان مردمانی با فرهنگ‌ها و ادیان گوناگون جشن گرفته می‌شود. نوروز در ۱۰ کشور تعطیل ملی است: افغانستان، ایران، تاجیکستان، اوزبیکستان، ترکمنستان، قرقیزستان، قزاقستان، آذربایجان، عراق و آلبانیا.

جشن جهانی

در حال حاضر برپایه سند شماره ۱۱۶۱ سال ۲۰۱۶ یونسکو، نوروز از ۸ میزان ۱۳۸۸ به عنوان «میراث فرهنگی ناملموس بشری» به پیشنهاد دوازده کشوری که در آن‌ها این روز جشن گرفته می‌شود، به رسمیت شناخته شده است: افغانستان، آذربایجان، هند، ایران، عراق، قزاقستان، قرغیزستان، پاکستان، تاجیکستان، ترکیه، ترکمنستان و اوزبیکستان.

مجمع عمومی سازمان ملل با تصویب قطعنامه شماره ۲۵۳/۶۴ در ۱۰ می ۲۰۱۰، نوروز را به عنوان جشنی که بیش از ۳۰۰ میلیون نفر در بیش از سه هزار سال از بالکان تا دریای سیاه، قفقاز، آسیای میانه، خاور میانه و منطقه گرامی داشته می‌شود، جشن جهانی اعلام کرد و روز نوروز (۲۱ مارچ) به عنوان روز جهانی نوروز در تقویم سازمان ملل ثبت شد.

بنابراین، نوروز در مجامع جهانی و کشورهای گوناگون به عنوان میراث بشری شناخته می‌شود و متعلق به هیچ گروه ویژه دینی، مذهبی و اجتماعی نیست. ملل و جوامع گوناگون با ادیان و باورهای متفاوت به آن به عنوان پدیده‌ای فرهنگی ارزش قایلند که مخاصمت دینی با نوروز را منتفی می‌کند.

جشن نوروز در تهران، ایران
100%
جشن نوروز در تهران، ایران

نوروز در افغانستان معاصر

با این حال، چه انگیزه‌های دیگری می‌تواند دلیل مخالفت با نوروز در افغانستان باشد؟ افغانستان مدرن با امارت عبدالرحمان در ۱۸۸۰ آغاز می‌شود. معصومه نظری، رئیس پیشین آرشیف ملی افغانستان با اشاره به اسناد دوره عبدالرحمان می‌گوید نوروز در این امیر با حضور اعیان و اشراف در دربار جشن گرفته می‌شد و او مانند پادشاهان قدیم «بار عام» برگزار می‌کرد.

به گفته خانم نظری، در جشن نوروز در دربار امیر عبدالرحمان مجلس آوازخوانی و در یک جلسه خصوصی‌تر با حضور امیر بازی نرد و شطرنج برگزار می‌شد. او می‌گوید جشن بزرگتری در بیرون دربار هم برگزار می‌شده که براساس سندی، شهزاده حبیب‌الله چهار روز برای حضور در آن مرخصی درخواست کرده بوده است.

در دوران حبیب‌الله خان و امان‌الله خان جشن نوروز گسترش یافت و در منطقه‌ای از باغ بابر تا «هندکی» (چهلستون) برگزار می‌شد. جشن در روضه مزارشریف و سخی کابل هم از گذشته مراسمی با رنگ و بوی مذهبی برگزار می‌شد. امان‌الله خان در ۱۹۲۲ تقویم رسمی کشور را از قمری به خورشیدی تغییر داد که باعث تقویت نوروز شد.

در دوران نادر شاه و ظاهر شاه و پس از آن هم تلاش‌ها بر هرچه باشکوه‌تر برگزار کردن جشن نوروز بود. در این دوره تبریک گفتن آغاز سال نو و نوروز در رسانه‌ها رایج بود. در سراسر این دوره مخالفت جدی با نوروز وجود نداشته است. موردی که به طور صریح مخالفت با نوروز شمرده نمی‌شود، ولی زمینه‌ساز محدود شدن جشن نوروز شد، نامگذاری «جشن دهقان» در روز دوم حمل در زمان محمد ظاهر بود. در زمان حکومت حزب دموکراتیک خلق، به دلیل اعلام حمایت حزب از دهقانان، جشن دهقان نوروز را تا حد زیادی تحت تاثیر قرار داد.

بنابراین، از نظر تاریخی در افغانستان مخالفت آشکاری با نوروز دیده نشده است. این گروه طالبان بوده که برای نخستین بار نوروز را به صورت رسمی و آشکارا تحریم کرده است. برخی این نظر را مطرح کرده‌اند که طالبان به دلایل «قومی» و «سیاسی» با نوروز مخالفت می‌کند؛ چرا که نوروز را متعلق به تبار خود و به سود قدرت خود نمی‌داند. طالبان خود چنین استدلالی را مطرح نکرده‌ است.

درخواست حبیب‌الله خان از پدرش امیر عبدالرحمان برای مرخصی در جشن نوروز در کابل
100%
درخواست حبیب‌الله خان از پدرش امیر عبدالرحمان برای مرخصی در جشن نوروز در کابل

هواپیماهای بی‌سرنشین توازن قدرت نظامی را در جهان تغییر می‌دهند

۲۷ حوت ۱۴۰۲، ۲۲:۱۹ (‎+۰ گرینویچ)

فرمانده پیشین نیروهای عالی متفقین در ناتو می‌گوید پهپادها به کمک هوش مصنوعی تحولی بزرگ در میدان‌های جنگ به وجود می‌آورند. جیمز استارودیس در مقاله‌ای در وال استریت جورنال نوشت که این پرنده‌های ارزان قیمت می‌توانند ناوهای جنگی و بمب‌افگن‌های چند میلیارد دالری را آسیب‌پذیر کنند.

دریاسالار استارودیس و الیوت اکرمن، عضو پیشین نیروی دریایی امریکا در این مقاله مشترک نوشتند که تهدید پهپادها در میدان‌های جنگ فعلا برای ارتش‌ها قابل مدیریت است اما به زودی این وضعیت به کمک هوش مصنوعی تغییر خواهد کرد و پهپادها به ابزار فتح میدان‌ها تبدیل خواهند شد.

در همین حال، استفاده از پهپادها در جنگ روسیه و اوکراین گسترش یافته است و ارتش اوکراین امیدوارست که به کمک این هواپیماها توان محدودتر جنگی و تسحلیاتی خود در برابر ارتش روسیه را جبران کند.

ارزان اما ویرانگر

استارودیس و اکرمن نوشتند که کشورهای کوچکتر و گروه‌های شبه نظامی با کمک پهپاد می‌توانند دشمن جدی برای کشورها و ارتش‌های توانمند شوند. از همه مهمتر، تسلیحات و فناوری‌های نظامی‌ای را که کشورهایی چون امریکا با صرف میلیون‌ها دالر و زمان زیاد تولید کرده‌اند، تهدید کنند.

در ۱۲ دلو ۱۴۰۲، پهپادهای واحد ۱۳ استخبارات اوکراین بر ناو جنگی ۷۰ میلیون دالری ایوانوتس روسیه در دریای سیاه هجوم بردند و آن را غرق کردند. همچنین، در چند ماه گذشته، حوثی‌های یمن با کمک پهپادهای ایرانی به کشتی‌های تجاری در خلیج عدن حمله کرده و میلیون‌ها دالر به اقتصاد کشورهای جهان آسیب زده‌اند.

نویسندگان نوشتند: «پهپادها به یکباره در تمام جنگ‌ها ظاهر شده‌اند. اما این تازه، طلوع یک عصر جدید در جنگ‌ها است.»

سازوبرگ‌های نظامی امریکا در تیررس ایران

روسیه به طور گسترده از پهپادهای شاهد ۱۵۰، تولید سپاه پاسداران جمهوری اسلامی در جنگ اوکراین استفاده می‌کند. اما، تهران نیز در صورت بروز درگیری با امریکا می‌تواند از آن برای دفاع از خود نیز بهره گیرد.

استارودیس و اکرمن نوشتند که چند پهپاد شاهد کافی است که ناو ۱۰ میلیارد دالری جرالد فورد را از کار بیندازند یا حتی غرق کنند. فورد بزرگترین و پیشرفته‌ترین کشتی جنگی ایالات متحده در جهان به حساب می‌آید.

حالا تصور کنید که صدها پهپاد شاهد یکباره بر کشتی‌ها و ناوهای امریکایی هجوم بیاورند. نویسندگان مقاله می‌گویند کشتی‌های جنگی امریکا از سیستم دفاع راکتی گسترده برخوردار اند، ولی احتمال تصادف این هواپیماهای کوچک انتحاری با بدنه ناوها وجود دارد. آنها می‌گویند که توسعه سریع هوش مصنوعی کار را برای این سیستم‌های دفاعی دشوار خواهد کرد.

هشدار به پنتاگون

استارودیس و اکرمن نوشتند: «اگر پهپادها چون گروهی زنبوران با هدایت هوش مصنوعی برای حمله قابل استفاده شوند، چهره جنگ‌ها را تغییر خواهند داد. هنوز ما به این مرحله نرسیده‌ایم، اما به سرعت به آن نزدیک می‌شویم. اگر ما آماده نباشم این تکنولوژی‌های جدید در مقیاس وسیع توازن جهانی قدرت نظامی را تغییر خواهند داد.»

پنتاگون نیز بر هوش مصنوعی و پهپادها سرمایه‌گذاری را آغاز کرده است. اما، تاکید پنتاگون بر این است که انسان‌ها هدایت جنگ‌افزارهای مجهز به هوش مصنوعی مانند پهپادها و ربات‌های قاتل را در نبردها در اختیار داشته باشند. اما نویسندگان هشدار می‌دهند تضمینی وجود ندارد که دشمنان امریکا به این اصل پایبند بمانند و زمام حمله را به هوش مصنوعی ندهند.

استارودیس و اکرمن از ارتش امریکا می‌خواهند که به آسیب‌پذیری تجهیزات پیشرفته نظامی خود در برابر پهپادهای ارزان قیمت توجه کند.

آنها نوشتند: «دولت‌هایی که به سیستم‌های بزرگ و پر خرچ دفاعی مانند ناوهای هواپیمابر، جنگنده‌های فوق پیشرفته و حتی تانک‌ها متکی اند، خود را در برابر دولت‌های متخاصمی آسیب‌پذیر خواهند دید که از تسلیحات خودکار و متنوع ارزان و دوربرد بهره می‌گیرند.»

به اعتقاد آنان، مشابه عصر رقابت اتمی در قرن گذشته، تسلیحات مجهز به هوش مصنوعی رقابت‌های نظامی در سده کنونی را رقم خواهند زد.

آنها هشدار می‌دهند اگر این سلاح‌ها به دست رژیم‌های اقتدارگرا بیفتند، ابزار تسخیر برای آنها خواهند بود.


چه کسی حامد کرزی را ممنوع‌الخروج کرده است؟

۲۶ حوت ۱۴۰۲، ۱۳:۲۵ (‎+۰ گرینویچ)
•
الیاس کیان

حامد کرزی، رئیس‌جمهور سابق افغانستان که به یک عملیات حساس چشم نیاز دارد، در کابل گیر مانده است و رهبران مستقر در کابل طالبان نیز مانند رئیس‌جمهور سابق، نمی‌دانند که چه کسی یا نهادی مانع سفر او به آلمان می‌شود.

هفته پیش رئیس‌جمهور سابق در شفاخانه امیری در کابل دیده شد که برای معاینات عمومی و درمان چشمش رفته بود. مشوره پزشکان افغان این است که مناسب‌ترین روش درمان چشم او یک عملیات کوچک است که باید در خارج از کشور انجام شود.

آقای کرزی، برخلاف اشرف غنی، رئیس‌جمهور پیشین و ده‌ها رهبر سیاسی و جهادی پس از سقوط افغانستان به دست طالبان، از وطن فرار نکرد و با خانواده‌اش در کابل ماند.

منابع نزدیک به آقای کرزی تایید می‌کنند که بسیاری از رهبران طالبان از جمله امیرخان متقی وزیر خارجه، ملا یعقوب مجاهد وزیر دفاع، سراج الدین حقانی وزیر داخله، عبدالحق وثیق رئیس استخبارات و حتی ملا حسن آخند رئیس‌الوزرای طالبان با سفر کرزی به خارج از کشور موافق‌اند. آن‌ها حتی کوشیده‌اند که این محدودیت را از سر راه آقای کرزی بردارند اما تاکنون نتوانسته‌اند مانع فرمان قندهار شوند.

براساس گزارش منابع، دستور شفاهی از نام ملا هبت‌الله آخندزاده، رهبر طالبان که تاکنون دیده نشده است، صادر شده که براساس آن حامد کرزی نمی‌تواند به خارج برود. چنین دستوری درباره عبدالله عبدالله، رئیس شورای عالی مصالحه حکومت سرنگون شده افغانستان نیز وجود ندارد.

حساسیت مسئله در این است که دفتر ملا هبت‌الله آخندزاده هیچ توضیحی درباره چرایی و چگونگی مخالفت با سفر آقای کرزی حتی برای انجام عملیات چشم نداده است.

پیش از این، چند باری که آقای کرزی توانسته از افغانستان بیرون شود، با ارائه درخواست به رهبران طالبان و موافقت آنها انجام شده است. اما بیش از یک سال است که «قندهار» مانع بیرون شدن کرزی از افغانستان می‌شود.

فردی که خود را در جایگاه رهبری طالبان می‌داند و به نام ملا هبت‌الله آخندزاده فعالیت می‌کند، پس از کشته شدن اختر محمد منصور، رهبر سابق طالبان در سال ۲۰۱۶ در خاک پاکستان، به رهبری طالبان رسید.

ملا هبت الله آخندزاده پیش از آن قاضی‌القضات طالبان بود و پس از اختلافات فراوان داخلی در همان سال به عنوان رهبر طالبان اعلام شد. اما حدود سه سال بعد از رسیدن به رهبری، حمله انتحاری در ایالت بلوچستان پاکستان رخ داد که منابع امنیتی گزارش دادند رهبر طالبان با برادرش در انفجار این مدرسه کشته شده‌اند.

از آن زمان هیچ عکس جدید و ویدیوی ملا هبت الله آخندزاده دیده نمی‌شود. گردانندگی حکومت طالبان از قندهار هم بر این شک و تردیدها افزوده است. منابع استخباراتی غربی مانند سی‌آی‌ای هم تاکنون زنده بودن یا کشته شدن ملا هبت‌الله را تایید نکرده‌اند. از این رو، بسیاری از اوامری که از قندهار صادر می‌شود و از جمله ممانعت حامد کرزی از سفر به خارج، تردیدهای زیادی را برانگیخته است.

اما چه هدفی در بازداشتن کرزی از رفتن از افغانستان وجود دارد؟

حامد کرزی، رئیس‌جمهور سابق افغانستان که ۱۳ سال زمام امور کشور را به دست داشت، منتقدان و هواداران زیادی دارد اما چند موضع‌گیری او آشکارا خلاف سیاست‌های قندهار است.

در نخست، او خواهان افغانستان کثرت‌گرا است که تمام اقوام، مذاهب، اقشار و از جمله زنان کشور در آن نمایندگی داشته باشند و برای پیشرفت و ترقی آن بکوشند. مخالفت با بستن درهای مکاتب دختران از همان روز اول تا همین امروز در دستور برنامه‌های کرزی وجود دارد. حتی دختران خود او عنقریب در خطر محرومیت قرار دارند و بارها گفته است که بازداشتن دختران از آموزش، با فرهنگ افغانی سازگاری ندارد. او همچنین با بسیاری از دیپلومات‌های خارجی و رهبران سیاسی افغانستان در تماس است و قدرت بسیج افکار عمومی را دارا است.

گذشته از آن، کرزی بارها از دخالت خارجی چه امریکایی و چه پاکستانی، در قلمروی ملی افغانستان انتقاد کرده است. آنگاه که نیروهای پاکستانی مناطقی از افغانستان را به اتهام حضور نیروهای تحریک طالبان پاکستانی مورد حمله قرار دادند، در سکوت ملا هبت الله آخندزاده، بیشترین انتقاد از زبان کرزی شنیده شد.

موضع‌گیری‌های ملی او می‌تواند اهداف قدرت‌های خارجی را به چالش بکشد و چه بسا که به تثبیت حکومت به رهبری طالبان که در آن سایر افغان‌ها نیز شامل باشند، بینجامد.

قاعدتا چنین چیزی نباید با مخالفت طالبان مواجه شود که از آن باید استقبال هم شود. حامد کرزی رابطه محکمی با رهبران آلمان از جمله رئیس‌جمهور و وزیر خارجه این کشور دارد و دفعه قبل که طالبان مانع سفر او به خارج شد، وزیر خارجه آلمان تماس تصویری برقرار و با کرزی گفت‌وگو کرد.

منابع نزدیک به آقای کرزی می‌گویند که سفر او به خارج همواره کوتاه و موقت بوده و این بار هم مانند گذشته می‌کوشد به زودی به افغانستان برگردد.

دلیل بازگشت آقای کرزی به افغانستان شخصی و سیاسی است. چهره‌های تاثیرگذار سیاسی مانند او در آوردن تغییری که تشویش‌های مردم افغانستان را رفع کند، می‌توانند نقش تعیین‌کننده‌ای بازی کنند.

این است که به نظر می‌رسد انگیزه‌های خارجی در جلوگیری از بیرون شدن کرزی از افغانستان دیده می‌شود. گفته می‌شود چند روز قبل از نشست دوحه تا ختم این نشست ملاقات‌های وی با مهمانان داخلی و خارجی نیز قطع شده بود.

سوال این است که آیا نیروهای وابسته به خارج می‌کوشند یک رئیس‌جمهور دیگر را برای مدت طولانی حصر خانگی کنند؟

آیا شکست پوتین در انتخابات امکان‌پذیر است؟

۲۵ حوت ۱۴۰۲، ۰۰:۱۳ (‎+۰ گرینویچ)

از انتخابات ریاست‌جمهوری روسیه چه انتظاری باید داشت؟ این انتخابات چه معنایی برای جنگ در اوکراین و چه تاثیری بر آن دارد؟ آیا می‌توان احتمال شکست ولادیمیر پوتین را در این رویداد در نظر گرفت؟ برخی رسانه‌های مطرح جهان در گزارش‌هایی به این پرسش‌ها پرداختند.

در آستانه برگزاری انتخابات سراسری و سه روز رای‌گیری برای انتخاب رییس‌جمهوری روسیه از روز جمعه ۲۵ حوت، وزارت امور خارجه اوکراین انتخابات روسیه در سرزمین‌های اشغالی کشورش را غیرقانونی و باطل خواند و از شرکای بین‌المللی خود خواست نتایج آن را به رسمیت نشناسند.

به گزارش رویترز، این وزارت‌خانه در بیانیه‌ای اعلام کرد راه‌اندازی کارزار انتخاباتی در سرزمین‌های تحت اشغال روسیه نشان می‌دهد مسکو «آشکارا به هنجارها و اصول حقوق بین‌الملل بی‌اعتنا» است.

اسکای نیوز به کشته شدن الکسی ناوالنی در شرایطی نامشخص و منع بوریس نادژدین، نامزد مخالف پوتین از شرکت در انتخابات ریاست‌جمهوری اشاره کرد و نوشت: «اکنون دیگر هیچ مانعی برای تمدید شش ساله حکومت ولادیمیر پوتین باقی نمانده‌ است.»

کسانی که به دنبال بررسی دسیسه‌های سیاسی روسیه و نیز سوگیری‌ها در سراسر این کشورند، انتخابات ریاست‌جمهوری را به دقت زیر نظر خواهند‌ داشت.

انتخابات چه زمانی برگزار می‌شود؟

انتخابات ریاست‌جمهوری در روسیه و در مناطق الحاق شده از خاک اوکراین، طی سه روز و از ۱۵ تا ۱۷ مارچ (۲۵ تا ۲۷ حوت) برگزار می‌شود.

این اولین بار است که رای‌گیری در انتخابات ریاست‌جمهوری روسیه طی چند روز و همچنین به صورت آنلاین برگزار می‌شود.

مخالفان رای‌گیری آنلاین می‌گویند در آرای دیجیتال انتخابات پارلمانی سال ۲۰۲۱، نشانه‌هایی از دستکاری وجود‌ داشت.

در دوره‌های قبلی چه شد؟

انتخابات ریاست‌جمهوری روسیه در چند سال گذشته از یک الگوی خاص پیروی کرده ‌است.

برای نمونه در انتخابات ریاست‌جمهوری ۲۰۱۸، پاول گرودینین، نفر دوم حزب کمونیست توانست تنها ۱۱/۸ درصد از آرای رای‌دهندگان را به‌دست آورد، در حالی که پوتین ۷۶/۷ درصد رای‌ها را کسب کرد.

در آن زمان اتهاماتی مبنی بر رای دادن اجباری و بروز تخلفات انتخاباتی وجود داشت.

تصاویر منتشر شده از سوی گروه‌های مخالف دولت نشان می‌دادند صندوق‌های رای از قبل پر بوده‌اند.

پوتین سال ۲۰۱۲ با ۶۴/۳۵ درصد آرا، در سال ۲۰۰۴ با ۷۱/۹۱ درصد آرا و در سال ۲۰۰۰ با ۵۳/۴۴ درصد آرا پیروز انتخابات شده‌ بود.

مبارزات انتخاباتی روسیه چگونه است؟

رئيس‌جمهور روسیه با رای مستقیم مردم انتخاب می‌شود. اگر هیچ نامزدی نتواند بیش از ۵۰ درصد رای‌ها را به دست بیاورد، دور دوم به فاصله سه هفته بین دو نامزد برتر برگزار می‌شود.

ثبت‌نام نامزدها معمولا تا فبروری سال برگزاری انتخابات به پایان می‌رسد.

مبارزه‌های میان نامزدها در ماه‌های فبروری و مارچ و تا قبل از روز انتخابات ادامه دارد.

در سال‌های گذشته میان برخی از نامزدهای ریاست‌جمهوری مناظره‌های تلویزیونی برگزار شد. در یکی از مناظره‌های پر تب و تاب سال ۲۰۱۸، کسنیا سوبچاک، لیوان آب را روی رقیب خود، ولادیمیر ژیرینوفسکی ریخت.

پوتین در آن مناظره حضور نداشت و امسال نیز حضور در مناظره‌ها را رد کرده است.

شاید پوتین می‌داند پیروزی‌اش از پیش مشخص است و برای همین فعالیت چندانی در مبارزات انتخاباتی نمی‌کند.

نامزدهای امسال چه کسانی هستند؟

پوتین ۷۱ ساله پیشتاز این انتخابات است. او اساسا از سال ۱۹۹۹ قدرت را در روسیه در دست گرفته است.

رییس کاخ کرملین برای اینکه بتواند بعد از مدت‌ها حضور در راس قدرت، مجددا نامزد ریاست‌جمهوری شود، قانون اساسی را تغییر داد. بر این اساس او می‌تواند پس از انتخابات سال ۲۰۲۴ هم دو دوره دیگر در این انتخابات شرکت کند.

پوتین با سه رقیب نمادین، نیکولای خاریتونوف از حزب کمونیست فدراسیون روسیه (KPRF)، لئونید اسلوتسکی از حزب ملی‌گرای لیبرال دموکرات (LDPR) و ولادیسلاو داوانکوف از حزب نوپا و میانه‌روی مردم جدید روبه‌رو است.

هیچ یک از این نامزدها تا کنون از او انتقاد نکرده‌اند.

این افراد عمدتا از کرملین و سیاست‌های آن، از جمله حمله به اوکراین حمایت می‌کنند.

انتخابات قبلی نشان داد چنین نامزدهایی بعید است که آرای کافی را برای ایجاد یک چالش واقعی به دست آورند.

آیا ولادیمیر پوتین جشن پیروزی خود را برنامه‌ریزی کرده ‌است؟

هنوز هیچ اعلامیه‌ رسمی‌ای از سوی تیم انتخاباتی پوتین برای برپایی جشن پیروزی منتشر نشده‌ است. با این حال گمانه‌زنی‌ها نشان از برگزاری یک تجمع برنامه‌ریزی شده برای روز ۱۸ مارچ به مناسبت دهمین سالگرد الحاق کریمه به روسیه دارند.

بوریس نادژدین چطور؟

بوریس نادژدین پس از مرگ الکسی ناوالنی، یکی از برجسته‌ترین چهره‌های ضد جنگ است که هنوز در روسیه به سر می‌برد.

نادژدین پس از برگزاری کمپین موفق جمع‌آوری امضا برای شرکت در این رویداد، از سوی کمیسیون انتخابات کشور از حضور در این رقابت منع شد.

نادژدین که ۶۰ سال دارد، خواستار توقف جنگ در اوکراین شد و از دولت روسیه خواست گفت‌و‌گو با غرب را آغاز کند.

او در چهارم ماه مارچ اعلام کرد با وجود قبول اینکه شانس حضورش در انتخابات در حد صفر است اما به اعتراض علیه محرومیتش از سوی کمیسیون انتخابات کشور ادامه می‌دهد.

انتخابات روسیه چه تاثیری بر جنگ در اوکراین دارد؟

بسیاری از مفسران و معدود مخالفان پوتین در روسیه، این انتخابات را یک همه‌پرسی در مورد ادامه جنگ در اوکراین قلمداد می‌کنند.

عباس گالیاموف، تحلیل‌گر سیاسی که در گذشته متن سخنران‌های پوتین را می‌نوشت در این مورد گفت رای‌گیری زمانی معنا دارد که به جای یک گزینه ساده و دوقطبی مانند اینکه «شما موافق یا مخالف پوتین هستید؟»، چند گزینه وجود داشته ‌باشد.

گلیاموف گفت که این انتخابات یک همه‌پرسی در مورد جنگ در اوکراین است و رای به پوتین به مثابه موافقت با ادامه درگیری‌ها.

آیا اعتراضی وجود خواهد ‌داشت؟

تعداد زیادی از رسانه‌های مستقل روسیه در حدود دو سال اخیر توقیف شده‌اند.

شماری از روزنامه‌نگاران و فعالان سیاسی روس به دلیل انتشار آنچه دولت «اطلاعات عمدا نادرست» در مورد تهاجم به اوکراین می‌داند، مجرم شناخته شدند و در خطر صدور حکم مجازات حبس ۱۵ ساله قرار دارند.

در سال‌های اخیر حضور در تظاهرات‌ها علیه دولت در روسیه خطرناک‌تر شده‌ است و کسانی که به خیابان‌ها می‌آیند اغلب دستگیر و زندانی می‌شوند.

ناوالنی اندکی قبل از مرگش از رای‌دهندگان خواسته ‌بود تا ظهر روز یک‌شنبه ۱۷ مارچ پای صندوق‌های رای بروند و به عنوان اعتراض، صف‌هایی طولانی تشکیل دهند.

کرملین هشدار داد هر کسی که به این فراخوان توجه کند، با عواقب قانونی مواجه خواهد ‌شد.

طالبان چگونه از دشمن سرسخت چابهار به حامی این پروژه تبدیل شدند؟

۲۴ حوت ۱۴۰۲، ۱۵:۱۳ (‎+۰ گرینویچ)
•
رضا فرزام

در سال ۲۰۰۹ میلادی حامد کرزی، رئیس‌جمهور پیشین افغانستان و پرانا موکرجی، وزیر خارجه هند شاهراه دلارام – زرنج را افتتاح کردند. افتتاح این پروژه فصل جدیدی از رقابت و همکاری میان کشورهای منطقه را کلید زد.

این شاهراه با هزینه نزدیک به ۱۴۰ میلیون دالر از مجرای کمک‌های دولت هند و طول ۲۲۰ کیلومتر افغانستان را به بنادر مهم چابهار و بندرعباس ایران وصل کرد.

این شاهراه در عین حال بخشی از جاده حلقوی در داخل کشور بود که ولایت‌های هرات و کندهار را به کابل و ولایت‌های شمالی و بالاخره اوزبیکستان متصل می‌کرد.

این مهم‌ترین اقدام عملی برای اتصال افغانستان به دهلیز استراتژیک تجارتی – ترانزینی چابهار بود.

برنامه بعدی هند، ساخت ۹۰۰ کیلومتر خط آهن از چابهار تا بامیان جهت سرمایه‌گذاری ۱۱ میلیارد دالری در معدن آهن حاجی‌گک بود که به دلیل بحران سیاسی پس از تسلط دوباره طالبان به تعویق افتاد.

در مدت دو سالی که کار ساخت این شاهراه به طول انجامید، به صورت پیوسته مورد حملات مرگبار طالبان قرار گرفت.

در سلسله حملات زنجیره‌ای این گروه برای متوقف ساختن این پروژه، بین ۱۰۰ تا ۱۳۰ تن از مهندسان و کارمندان این پروژه حیاتی به قتل رسیدند.

این حملات در نگرانی عمیق بعضی از مقامات نظامی پاکستان در زمینه توسعه روابط هند، ایران و افغانستان ریشه داشت. جنرال آصف یاسین ملک، وزیر دفاع پیشین پاکستان (۲۰۱۲ – ۲۰۱۴) که قبل از آن در موقف‌های مهم نظامی در این کشور کار کرده‌ بود، در سال ۲۰۱۶ این نگرانی را به‌صورت علنی در یک نشست مهم در اسلام‌آباد مطرح و کریدور چابهار را تهدیدی برای امنیت ملی پاکستان قلمداد کرد.

هرچند وزارت خارجه پاکستان و سرتاج عزیز، مشاور پیشین امنیت ملی این کشور، چابهار را نه تنها تهدید بلکه فرصتی برای تقویت مناسبات منطقه‌ای عنوان کردند، اما آنچه طالبان به عنوان نیروهای نیابتی پاکستان در زمین واقعی به نمایش گذاشتند، نشان می‌داد که استراتژیست‌های پاکستان به صورت فزاینده‌ای از تقویت نفوذ سیاسی و اقتصادی هند در افغانستان، نگران اند.

به صورت تاریخی، پاکستان مهم‌ترین مسیر تجارتی و ترانزیتی برای افغانستان و دسترسی به آب‌های آزاد بین‌المللی به شمار می‌رود. با وجود تغییرات جدی در ساختار تجارت خارجی افغانستان، هنوز هم پاکستان به عنوان بزرگترین مقصد صادراتی کشور از جذابیت برخوردار است. این وابستگی گسترده، برای پاکستان امتیاز استراتژیک ایجاد کرده‌است.

چابهار، هم از منظر هزینه و زمان و هم به لحاظ کاهش وابستگی استراتژیک از مجرای متنوع‌سازی مسیرهای تجارتی برای افغانستان از اهمیت ویژه برخوردار است.

بر اساس شواهد تاریخی در دهه ۵۰ میلادی، همزمان با آغاز جنگ سرد و اوج گرفتن تنش‌ها بر سر مساله دیورند، افغانستان برای اولین بار طرح استفاده از چابهار را مطرح کرد ولی از جانب امریکا و شاه ‌ایران به دلیل غیر عملی خواندن، مورد استقبال قرار نگرفت. با این حال روشن است که دلیل محوری مخالفت با این پروژه، نگرانی از نفوذ سیاسی و اقتصادی اتحاد جماهیر شوروی بود.

پس از به قدرت رسیدن دوباره طالبان و تداوم روابط دیپلوماتیک با هند – برخلاف دور اول حاکمیت این گروه – به نظر می‌رسد چابهار دوباره به یکی از اولویت‌های مهم تبدیل شده‌ است.

بازدید بلندپایه‌ترین مقام اقتصادی طالبان از چابهار و سفر رئیس بخش افغانستان، ایران و پاکستان وزارت خارجه هند به کابل، تلاش‌های دیپلوماتیک در راستای تقویت همکاری و به‌خصوص در زمینه دهلیز چابهار به شمار می‌رود.

از سوی دیگر، افزایش تنش‌ها میان طالبان و پاکستان بر سر مسایل مهمی چون خط دیورند، اخراج اجباری هزاران مهاجر افغان و حضور نیروهای تحریک طالبان پاکستان در مرزهای دو کشور، بارها منجر به درگیری مرزی و بسته‌شدن مرزها شد.

این تنش‌ها به صورت واقعی فشار بر حاکمیت طالبان را افزایش داده و زندگی روزمره مردم و به خصوص صادرکنندگان کشور را تحت تاثیر قرار داده است.

این چالش‌ها با ایران نیز هم‌چنان وجود دارد. ایران به دلیل برنامه هسته‌ای و سیاست بی‌ثبات‌سازی منطقه‌ای، مورد شدیدترین تحریم‌های غرب قرار دارد. پروژه‌های چون چابهار و تقویت مناسبات اقتصادی و تجاری با کشورهای منطقه، بخشی از استراتژی این کشور در راستای دور زدن تحریم‌های غرب است. پس از تسلط دوباره طالبان، این کشور به بزرگترین وارد کننده کالا به افغانستان تبدیل شده و بازرگانان افغانستان در جایگاه نخست سرمایه‌گذاران خارجی در این کشور قرار دارند.

ضمن تقویت روابط تجارتی و دیپلوماتیک، طالبان با رژیم ایران مسایل حل‌نشده‌ای زیادی دارند. از اختلافات ایدیولوژیک تا جنجال بر سر حقابه هلمند، بحران مهاجرین و نگرانی‌های امنیتی ایران از ناحیه افغانستان و قاچاق مواد مخدر. بنابرین به نظر می‌رسد اختلافات سیاسی استفاده از ظرفیت بالقوه دهلیز چابهار را حداقل در کوتاه‌مدت تحت تاثیر قرار خواهد داد.

با تغییر مناسبات سیاسی و اقتصادی جهان و اهمیت محوری هند در استراتژی جنوب آسیای امریکا و مهار چین، به نظر می‌رسد این پروژه مورد حمایت امریکا نیز است.

در دوران ریاست‌جمهوری ترامپ، که ایران مورد شدیدترین تحریم‌های اقتصادی قرار گرفت، پروژه چابهار از این تحریم‌ها معافیت گرفته‌ بود. حضور هند برای توسعه و ثبات افغانستان همواره مورد حمایت امریکا قرار داشته‌ است. هند، برای دسترسی به بازارهای آسیای میانه و رقابت با برنامه‌های بلندپروازانه‌ای چین در منطقه مانند بندر گوادر، اصلی‌ترین بازیگر در این پروژه است.

هرچند چینایی‌ها نیز خواستار سرمایه‌گذاری در بندر چابهار شده‌اند، اما به نظر نمی‌رسد حداقل در کوتاه‌مدت، چابهار تبدیل به صحنه‌ای برای همکاری میان هند و چین به عنوان دو قدرت رقیب در منطقه شود.

این واقعیت را می‌توان از نگرانی فزاینده‌ای امریکا در مورد نفوذ در حال افزایش چین، درک کرد. پارسال، در نشست سران گروه بیست در هند، امریکا از توافق بر سر ابر پروژه تجارتی و ترانزیتی هند – خاورمیانه – اروپا سخن گفت.

این دهلیز استراتژیک تجارتی، به عنوان رقیب یک جاده یک کمربند چین، که از آن به عنوان عظیم‌ترین پروژه تجارتی – ترانزیتی در تاریخ بشر یاد می شود، مطرح شده‌است. این پروژه جدید، چابهار را به یکی از زیر مجموعه‌های مهم در چارچوب استراتژی مهار چین و دسترسی آسان‌تر به ذخایر عظیم انرژی آسیای میانه تبدیل خواهد کرد.

با وجود مناسبات پیچیده ژیوپولتیک میان قدرت‌های منطقه‌ای و بین‌المللی، و نگرانی عمیق از تشدید فعالیت گروه‌های تروریستی در افغانستان تحت حاکمیت طالبان، بعید به نظر می‌رسد که مناسبات اقتصادی و تجارتی میان کشورهای منطقه، مجزا از تنش‌های سیاسی، تبدیل به فرصتی برای افزایش تعامل منطقه‌ای شود. پروژه‌های بزرگ منطقه‌ای مانند چابهار و تاپی سال‌هاست که تحت تاثیر فضای رقابت‌های سیاسی با چشم‌انداز نامطمینی مواجه بوده‌است.