دختر محمد محقق خواستار اقدام عملی کشورهای اسلامی برای نجات زنان افغان شد
ذکیه محقق، دختر محمد محقق از رهبران سیاسی میگوید که با گذشت نزدیک به پنج سال از حاکمیت طالبان، وضعیت حقوق زنان در افغانستان پیوسته وخیمتر شده و کشورهای اسلامی باید بهجای سکوت، اقدامات عملی و راهحلهای مشخص ارائه کنند.
او در مصاحبه با افغانستان اینترنشنال افزود که این کشورها تاکنون اقدام موثری انجام ندادهاند و طالبان نیز از مواضع خود عقبنشینی نکرده است.
دختر رهبر حزب وحدت اسلامی مردم افغانستان، روز سهشنبه ۲۳ سرطان، درباره نشست زنان سازمان همکاری اسلامی در اسلامآباد توضیح داد.
ذکیه محقق تاکید کرد که اقدامات طالبان در قبال زنان، اقلیتها، اقوام و مذاهب هیچ ارتباطی با دین اسلام ندارد و این گروه از نام اسلام سوءاستفاده میکند. او همچنین بر تشکیل یک حکومت مردمسالار در افغانستان تاکید کرد.
او با اشاره به محرومیت پنجساله زنان افغان از تمامی حقوقشان افزود که بزرگترین قربانی شرایط کنونی در افغانستان زنان هستند و جبران این آسیبها برای جامعه طی سالهای آینده ممکن نخواهد بود.
خانم محقق به پیامدهای ادامه سیاستهای طالبان اشاره کرد و گفت که در افغانستان سیستمی وجود ندارد که از زنان به عنوان انسان صاحب کرامت حفاظت کند. به باور او با تداوم این وضعیت، جامعه با سقوط به پایینترین سطح ممکن مواجه خواهد شد.
ذکیه محقق با اشاره به برگزاری نشست زنان کشورهای اسلامی تاکید کرد که زنان افغان باید در این نشست حضور میداشتند تا گامهایی در جهت ارتباط با این کشورها و بلند کردن صدای دختران افغان بردارند.
دختر محمد محقق با بیان اینکه در حال حاضر هیچ کشوری حاضر به اقدام عملی نیست، خواستار آن شد که در آینده نزدیک اجماع بزرگتری شکل گیرد و کشورهای اسلامی، غربی و معتقد به حقوق بشر به کمک مردم افغانستان بشتابند.
سازمان همکاری اسلامی متشکل از ۵۷ کشور مسلمان در تازهترین نشست خود، محدودیتهای طالبان بر آموزش و اشتغال زنان را مغایر با فرهنگ اسلامی دانسته و هشدار داده که این رویکرد به چهره اسلام آسیب میزند.
عبدالحکیم همت آخندزاده، رئیس مطبوعات وزارت داخله طالبان در نشستی در پکتیا گفت که پاکستان آبادی، صلح و امنیت را در افغانستان نمیخواهد. او اظهار داشت که «دشمن منحوس» در همسایگی ما، افغانستانِ متحد، آباد و عاری از جنگ را برنمیتابد.
او در این نشست بدون نام بردن از پاکستان، گفت: «در کنار ما دشمن منحوسی قرار دارد که در نزدیکی پکتیا است.»
این مقام طالبان خطاب به حاضران گفت: «اگر از شما بپرسم که دشمنی این مردم و کشور با ما چیست؟ ما دشمنی دینی نداریم، دشمنی بر سر سرزمین و ملت نداریم، دشمنی زبانی هم نداریم؛ آنها فقط یک افغانستان متحد، آباد، روی پای خود ایستاده، عاری از جنگ و در صلح را تحمل کرده نمیتوانند.»
او بر آگاهی عامه و تنویر افکار عمومی در برابر این کشور تاکید ورزید.
این اظهارات در حالی ابراز میشود که پاکستان نیز طالبان را متهم میکند که در همدستی با هند، به ناامنی و بحران در این کشور دامن میزند. اسلامآباد همچنین طالبان را متهم به حمایت و پشتیبانی از تحریک طالبان پاکستانی و جداییطلبان بلوچ میکند.
مقامات پاکستانی میگویند که با برگشت طالبان به قدرت، سطح حملات و ناامنی در این کشور چند برابر افزایش یافته است. در حال حاضر روابط دو طرف به شدت بحرانی است، مذاکرات بینتیجه بوده و چشمانداز روابط تیره است.
همسر «سابق» شاپور حسنزوی، نماینده پیشین پارلمان افغانستان که او را به خشونت خانگی متهم میکند، اسناد پزشکی و عکسهایی از جراحات خود را به افغانستان اینترنشنال ارائه کرد. اما آقای حسنزوی این اتهام را رد میکند و میگوید همسر و دو فرزند او «با توطئه طالبان ربوده شدهاند.»
درباره سرنوشت این خانواده دو روایت کاملاً متفاوت وجود دارد: یکی روایت زنی که میگوید از خشونت خانگی به خانه پدرش پناه برده است و دیگری ادعای مردی که میگوید همسر و فرزندانش «ربوده» شدهاند و نهادهای طالبان در این «اختطاف» دست دارند.
بررسی مجموعهای از اسناد پزشکی، تصاویر جراحات، اسناد اقامت و گفتوگو با افراد مرتبط با این پرونده، نشان میدهد که این اختلاف خانوادگی اکنون به یک پرونده جنجالی با ابعاد سیاسی تبدیل شده است.
تصاویر جراحات و ادعای خشونت خانگی
اسناد پزشکی و تصاویری که افغانستان اینترنشنال بررسی کرده، نشان میدهد که همسر سابق شاپور حسنزوی دچار جراحات جدی شده است.
در این تصاویر، آثار کبودی در بخشهایی از بدن او، از جمله رانها، شکم و ناحیه کتف دیده میشود. همچنین تصاویر رادیولوژی (اکسری) که در اختیار افغانستان اینترنشنال قرار گرفته، شکستگی استخوان ترقوه راست او را نشان میدهد.
شکستگی استخوان ترقوه راست
این زن که نخواست نام کاملش منتشر شود، میگوید پس از تحمل خشونت شدید خانگی، کابل را ترک کرده و به خانه پدرش در تهران پناه برده است.
او میگوید اکنون حدود هشت ماه است که در تهران زندگی میکند و تحت درمان در بیمارستان پارسا قرار دارد.
واکنش وزارت داخله طالبان
رحیمالله بریال، معاون روابط عامه این وزارت، در پیامی در شبکه اجتماعی اکس نوشت که شاپور حسنزوی چهار همسر دارد و یکی از همسرانش از او شکایت کرده است.
به گفته این مقام طالبان، شکایت مطرحشده درباره «رفتار بسیار ظالمانه» آقای حسنزوی با همسرش بوده است. او ادعا کرده که آقای حسنزوی همسرش را از طبقه سوم ساختمان پایین انداخته و او پس از برخورد با سقف یک موتر، توسط همسایهها به شفاخانه منتقل شده است.
سند منتشر شده از سوی وزارت امور داخله طالبان
معاون روابط عامه وزارت داخله طالبان میگوید که همسایههای محل شاهد این رویداد بودهاند.
بر اساس روایت وزارت داخله طالبان، آقای حسنزوی پس از این حادثه به پاکستان رفت و پس از بازگشت به افغانستان، چهار ماه بعد بازداشت و به دادگاه معرفی شد.
این وزارت همچنین گفته است که همسر آقای حسنزوی در همین مدت، «با رضایت و تصمیم شخصی خود» همراه با فرزندان و برادرش از کشور خارج شده و اعلام کرده که دیگر حاضر به ادامه زندگی با او نیست.
ادعای «آدمربایی»
شاپور حسنزوی روایت وزارت امور داخله طالبان را رد میکند.
او در گفتوگو با افغانستان اینترنشنال، ادعاهای خشونت خانگی را «بیاساس» خوانده و گفته است که دادگاه طالبان پس از بررسی پرونده، او را تبرئه کرده است.
آقای حسنزوی میگوید حدود یکونیم ماه در زندان طالبان بوده و سپس آزاد شده است.
او مدعی است که مدارکی در اختیار دارد که حکم برائت او را نشان میدهد. او تا زمان تهیه این گزارش این اسناد را ارائه نکرده است.
شاپور حسنزوی میگوید همسر و فرزندانش ربوده شدهاند و خروج آنان از افغانستان «بدون اجازه» او انجام شده است.
به گفته او، پاسپورتهای اعضای خانوادهاش در اختیار خودش بوده، اما برای آنان اسناد سفر جدید صادر شده تا بتوانند کشور را ترک کنند.
او وزارت داخله طالبان را متهم میکند که در این ماجرا همکاری کرده و میگوید این پرونده برای بدنام کردن چهرههای حکومت پیشین افغانستان ساخته شده است.
خانواده زن چه میگویند؟
افغانستان اینترنشنال پس از تماس تصویری با همسر سابق آقای حسنزوی و دو دختر خردسال او، توانست حضور آنان را در خانه پدر کلانشان در تهران تأیید کند.
پدر این زن که نخواست نامش منتشر شود، میگوید دختر او با رضایت کامل به ایران آمده است.
او اسناد رسمی اقامت دو کودک را نیز ارائه کرد که نشان میدهد هر دو در تهران اقامت قانونی دارند.
پدرکلان کودکان میگوید برای دریافت مدارک اقامت هر یک از آنها حدود ۱۵۰۰ دالر هزینه کرده است.
او میگوید اگر داماد سابقش خواهان نگهداری از فرزندان خود است، میتواند برای دیدن آنان به تهران سفر کند، اما دخترش به دلیل آنچه «خشونتهای شدید» میخواند، حاضر نیست به کابل بازگردد.
پرونده خانوادگی که سیاسی شده است
اسناد بررسیشده نشان میدهد که خانواده همسر شاپور حسنزوی در دوم سرطان ۱۴۰۴ شکایتی علیه او در حوزه سوم امنیتی طالبان ثبت کرده است.
اما مشخص نیست که روند کامل رسیدگی قضایی این پرونده چگونه پیش رفته و آیا دادگاه طالبان درباره همه ادعاهای مطرحشده حکم نهایی صادر کرده است یا نه.
این پرونده در شرایطی شکل گرفته که آقای حسنزوی یکی از چهرههای سیاسی دوره جمهوری افغانستان بود.
او نماینده مردم ولایت لوگر در مجلس نمایندگان افغانستان بود. پس از سقوط حکومت جمهوری در سال ۱۴۰۰، او افغانستان را ترک کرد، اما بعدتر از طریق کمیسیون تماس طالبان با شخصیتهای افغان، به کشورش بازگشت.
آقای حسنزوی پیشتر گفته بود که به وعدههای طالبان برای بازگشت اعتماد کرده، اما بعدها از تصمیم خود ابراز پشیمانی کرده و گفته بود که طالبان به تعهدات خود عمل نکردهاند.
پرسشهای بیپاسخ
در حال حاضر دو روایت متضاد درباره این پرونده وجود دارد:
از یک سو، اسناد پزشکی و اظهارات همسر سابق شاپور حسنزوی و خانواده او، روایت خشونت خانگی و پناهبردن به ایران را برجسته میکند.
از سوی دیگر، آقای حسنزوی ادعا میکند که قربانی یک توطئه سیاسی و ربایش خانوادگی شده است.
روشن است که همسر و فرزندان این نماینده پیشین پارلمان افغانستان اکنون در تهران اند. همسر سابق او میگوید که قبلا در جریان خشونت خانگی، آقای حسنزوی او را «طلاق» داده است و بنابراین این ازدواج پایان یافته است.
این زن در تهران از حمایت پدر خود برخوردار است، اما سوال مهم دیگر این است که دیگر زنان قربانی خشونت خانگی در افغانستان -که محیط خانوادگی برای شان ناامن است- به کجا منتقل میشوند.
پیش از اسد ۱۴۰۰ زنان قربانی خشونت خانگی به خانههای امن تحت مدیریت وزارت امور زنان منتقل میشدند. طالبان پس از تسلط بر کابل حدود پنج سال قبل وزارت امور زنان و کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان را لغو کرد.
نمایندگی سازمان ملل در افغانستان (یوناما) در گزارشی در ماه قوس ۱۴۰۲ نوشته بود قضات طالبان زنان قربانی خشونت را «برای حفاظت» آنها به زندانهای زنانه فرستادهاند. افغانستان اینترنشنال از سخنگوی طالبان پرسید زمانی که ادارات دولتی این گروه تشخیص میدهد که محیط خانواده برای یک زن ناامن است، او را به کجا منتقل میکند اما تاکنون پاسخی دریافت نکرده است.
خشونت خانگی یکی از گستردهترین اشکال خشونت علیه زنان در افغانستان است؛ اما به دلیل ترس از پیامدهای اجتماعی، وابستگی اقتصادی، فشارهای خانوادگی و ضعف دسترسی به نظام حمایتی و قضایی، بخش بزرگی از این موارد هرگز گزارش نمیشود. به همین دلیل، آمارهای موجود احتمالاً تنها بخشی از واقعیت را نشان میدهد.
باشندگان ولسوالی جغتوی ولایت غزنی یک مکتب را با هزینه شخصی اعمار و به بهرهبرداری سپردند.
این مکتب هشت صنف درسی و چهار اتاق اداری دارد و با هزینه بیش از هفت میلیون افغانی ساخته شده است.
تلویزیون ملی افغانستان تحت کنترول طالبان روز سهشنبه، ۲۳ سرطان گزارش داد که این مکتب در روستای شاکی ولسوالی جغتو ساخته شده است.
این مکتب با حضور باشندگان محل، مسئولان محلی معارف طالبان و دانشآموزان گشایش یافت.
رحمتالله احمدی، رئیس یک بنیاد خیریه گفت که این لیسه با هزینه باشندگان محل و شهروندان افغانستان مقیم خارج از کشور ساخته شده است.
هزینه ساخت این مکتب هفتونیم میلیون افغانی اعلام شده و گفته میشود بیش از ۴۰۰ دانشآموز از آن بهرهمند خواهند شد. دانشآموزان این مکتب که پیش از این در فضای باز درس میخواندند، از ساخت این مکتب ابراز خرسندی کردند.
پیش از این نیز باشندگان ولسوالیهای راغستان بدخشان، نجراب کاپیسا، اشترلی دایکندی و شماری دیگر از مناطق افغانستان ساختمان چندین مکتب و درمانگاه را با هزینه شخصی اعمار کردهاند.
شهروندان افغانستان با ساخت مکاتب با هزینه شخصی، علاقه خود به آموزش و تحصیل فرزندانشان را نشان دادهاند.
طالبان اما پس از بازگشت به قدرت در افغانستان، دروازههای مکاتب را به روی دختران بالاتر از صنف ششم بسته و بر ایجاد و گسترش مدارس دینی تمرکز داشته است.
غیبت مقامهای ارشد طالبان در مراسم تشییع جنازه امیر پیشین قطر، توجه ناظران سیاسی را به روابط پر فراز و نشیب کابل و دوحه جلب کرده است.
این درحالی است که اخیرا هیئت بلندپایه طالبان به مراسم تشییع جنازه رهبر پیشین جمهوری اسلامی به تهران رفت.
قطر در دو دهه گذشته یکی از مهمترین بازیگران در پرونده افغانستان به ویژه در رابطه به موضوع گفتوگوهای صلح با طالبان بوده است. دوحه با میزبانی از دفتر سیاسی طالبان، زمینه گفتوگوهای این گروه با ایالات متحده را فراهم و پس از آن چند دور مذاکرات بینالافغانی میان حکومت پیشین و طالبان را تسهیل کرد.
دوحه پس از بازگشت دوباره طالبان به قدرت در سال ۲۰۲۱، به عنوان یکی از معدود کانالهای ارتباطی میان کابل و جامعه جهانی باقی ماند؛ نقشی که ناظران آن را در بازگشت مجدد طالبان به قدرت بسیار پررنگ و حیاتی ارزیابی میکنند.
با این حال، در مراسم تشییع شیخ حمد بن خلیفه آل ثانی، امیر پیشین قطر، هیچ مقام ارشد اداره طالبان از کابل به دوحه نرفت. تنها سهیل شاهین، سفیر طالبان در دوحه در این مراسم شرکت کرد که به باور آگاهان نشاندهنده سطح پایین روابط است.
این غیبت در حالی رخ داد که در سالهای گذشته، مقامهایی همچون ملا عبدالغنی برادر، معاون اقتصادی ریاستوزرا، امیرخان متقی، وزیر خارجه، ملا محمد یعقوب مجاهد، وزیر دفاع و دیگر چهرههای کلیدی طالبان بارها با هواپیماهای اختصاصی قطری به دوحه سفر کرده بودند.
مقایسه رفتار طالبان در قبال قطر و ایران
غیبت طالبان در مراسم تشییع امیر پیشین قطر زمانی بیشتر مورد توجه قرار گرفت که با رفتار دیپلوماتیک این گروه در قبال همسایه غربیشان، ایران، مقایسه شد. در سالهای اخیر، طالبان برای مراسمهای رسمی و مذهبی در ایران، از جمله مراسم تشییع ابراهیم رئیسی، رئیسجمهور پیشین، و علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، هیئتهای بلندپایهای را به تهران اعزام کردند. حضور مستقیم ملا برادر و امیرخان متقی در این مراسمها، نشاندهنده تلاش کابل برای نمایش روابط نزدیک با تهران بود. اما در مورد قطر، کشوری که سالها به عنوان جدیترین حامی و شریک دیپلوماتیک طالبان شناخته میشد، چنین سطحی از توجه و حضور دیپلوماتیک مشاهده نشد.
ملا برادر در راس هیئت عالیرتبه طالبان در مراسم تشییع جنازه علی خامنهای شرکت کرد.
کرزی و عبدالله جای طالبان را پر کردند؟
در غیاب مقامهای ارشد طالبان، چهرههای سیاسی پیشین افغانستان تلاش کردند خلاء دیپلوماتیک موجود را پر کرده و حضور خود را در مناسبات با قطر برجسته کنند. حامد کرزی، رئیسجمهور پیشین افغانستان، به سفارت قطر در کابل رفت و کتاب یادبود امیر پیشین قطر را امضا کرد. پیشتر، کرزی در مصاحبهای با شبکه الجزیره قطر، از نقش تاریخی دوحه در روند صلح افغانستان و تلاشهای این کشور برای تسهیل گفتوگوهای بینالافغانی قدردانی کرد. به باور ناظران، اگر زمینههای سفر برای آقای کرزی فراهم بود، احتمال میرفت که او شخصاً در مراسم تشییع جنازه شرکت کند؛ اما طالبان در سالهای گذشته همواره مانع سفرهای خارجی وی شدهاند که ممانعت از سفر او برای شرکت در مراسم تشییع علی خامنهای در تهران نمونهای از این محدودیتهاست.
حامد کرزی در سفارت قطر در کابل
همزمان، عبدالله عبدالله، رئیس پیشین شورای عالی مصالحه حکومت پیشین، با حضور در سفارت قطر در کابل، دفتر یادبود را امضا و با خانواده سلطنتی و مردم قطر ابراز همدردی کرد.
عبدالله عبدالله در حال امضای دفتر یادبود در سفارت قطر در کابل
حضور پررنگ پاکستان و رهبران منطقه در دوحه
در مقابل، پاکستان با اعزام یک هیئت بلندپایه به ریاست شهباز شریف، نخستوزیر، و با همراهی نواز شریف، نخستوزیر پیشین این کشور، سطح بالای روابط استراتژیک خود با قطر را به نمایش گذاشت.
حضور مقامهای ارشد پاکستان در این مراسم، نشاندهنده اهمیت روزافزون روابط اسلامآباد و دوحه در معادلات سیاسی، اقتصادی و امنیتی منطقه است. رسانههای دولتی و بینالمللی همچون قطر تریبون تایید کردند که علاوه بر رهبران پاکستان، مقامات ارشد و سران برجستهای از جمله قاسم جومارت توکایف، رئیسجمهور قزاقستان، عبدالفتاح السیسی، رئیسجمهور مصر، شیخ سیف بن زاید، معاون نخستوزیر و وزیر کشور امارات متحده عربی، شیخ صباح خالد الصباح، ولیعهد کویت، شاهزاده سلمان بن حمد آل خلیفه، ولیعهد و نخستوزیر بحرین، احمد شرع، رئیس سوریه، نواف سلام، نخستوزیر لبنان و پل کاگامه، رئیسجمهور رواندا و نخستوزیر ایتالیا به همراه دهها مقام خارجی و هیئت بلندپایه دیگر در قصر لوسیل دوحه حضور یافتند و به امیر قطر ادای احترام کردند.
رهبران پاکستان برای شرکت در مراسم تشییع جنازه امیر سابق قطر به دوحه رفتند.
چرخش تدریجی طالبان از دوحه به ابوظبی؟
برخی تحلیلگران معتقدند سردی روابط میان طالبان و قطر را باید در چارچوب چرخش و تغییر اولویتها در سیاست خارجی این گروه بررسی کرد. طالبان در سالهای اخیر روابط خود را با امارات متحده عربی به شکل چشمگیری گسترش داده است. ابوظبی پس از بازگشت طالبان به قدرت، کانالهای ارتباطی بسیار فعالی را با کابل ایجاد کرد و تعاملات اقتصادی و دیپلوماتیک گستردهتری نشان داد. به باور کارشناسان، هر اندازه کابل به ابوظبی نزدیکتر شده، فاصله آن از دوحه افزایش یافته است.
امارات برخلاف قطر که بیشتر نقش میانجی سیاسی میان طالبان و غرب را بازی میکرد، تلاش دارد خود را به عنوان یک شریک اقتصادی و امنیتی واقعبین برای طالبان تعریف کند. ابوظبی حتی برای جلب رضایت طالبان، محدودیتهای سختی بر فعالیت سیاسی مخالفان این گروه اعمال کرد؛ تا جایی که اشرف غنی، رئیسجمهور پیشین افغانستان، مجبور به ترک امارات شد. غنی پس از خروج از ابوظبی اعلام کرد که در امارات اجازه هیچگونه سخن گفتن یا فعالیت آزادیخواهانه سیاسی را نداشته است.
وزیر دفاع طالبان با رئیس امارات متحده عربی
دلایل احتمالی سردی روابط کابل و دوحه
پیش از این نیز گزارشهای متعددی درباره نارضایتی دوحه از سیاستهای سختگیرانه طالبان منتشر شده بود. اختلافنظر عمیق درباره موضوعات داخلی افغانستان، بهویژه ممنوعیت آموزش دختران و محدودیتهای فزاینده اجتماعی، از عوامل اصلی ایجاد فاصله میان دو طرف به شمار میرود.
قطر بارها از طالبان خواسته بود تا برای کسب مشروعیت بینالمللی، در زمینه حقوق بشر و تشکیل حکومت فراگیر انعطاف نشان دهد؛ خواستههایی که همواره با مقاومت شدید قندهار و حلقه نزدیک به هبتالله آخندزاده مواجه شده است.
شایان ذکر است که نخستوزیر و وزیر خارجه قطر، تنها مقام خارجی بلندپایهای بود که برای گفتوگوی مستقیم در این زمینهها با هبتالله آخندزاده به قندهار سفر کرد، اما این تلاشها نتیجه ملموسی در پی نداشت.
از سوی دیگر، پاسخ منفی طالبان به مطالبات منطقهای و بینالمللی در خصوص مهار شبهنظامیان خارجی، موضع قطر را به عنوان حامی و واسطه دیپلوماتیک این گروه در سطح جهانی زیر سوال برده است. همزمان، تنوعبخشی طالبان به روابط خود با کشورهایی چون ایران، چین، روسیه و امارات، نیاز انحصاری کابل به دوحه را به عنوان تنها پنجره ارتباطی با جهان به شدت کاهش داده است.
از سوی دیگر، دوحه در گذشته میزبان مذاکرات میان طالبان و پاکستان نیز بوده است. به نظر میرسد بخشی از نارضایتی و سردی روابط طالبان با قطر، به نحوه برخورد و مدیریت این کشور در روند مذاکرات دوحه میان کابل و اسلامآباد بازمیگردد.
پیام سیاسی غیبت طالبان
با توجه به تاریخچه طولانی روابط طالبان و قطر، غیبت رهبران ارشد طالبان در مراسم تشییع امیر پیشین این کشور، یک چرخش معنادار دیپلوماتیک تلقی میشود. این اقدام نشان میدهد طالبان در حال عبور از دوره تکیه بر «محور دوحه» هستند و تلاش میکنند شبکه تعاملات منطقهای خود را بدون پذیرش هنجارها و فشارهای سیاسی قطر توسعه دهند.
با این حال، به حاشیه راندن قطر میتواند در بلندمدت هزینههای سیاسی سنگینی برای طالبان داشته باشد؛ چرا که دوحه همچنان قویترین و معتبرترین میانجی دیپلوماتیک در ساختار تعاملات میان کابل، کشورهای غربی و نهادهای بینالمللی به شمار میرود.
دعوت یا عدم دعوت دوحه از رهبران طالبان برای این مراسم هنوز روشن نیست؛ با این حال، غیبت طالبان در هر دو سناریو، از سردی آشکار در مناسبات دوجانبه حکایت دارد.
در روزهای اخیر، اظهارات منتسب به عطاءالله عمری، وزیر زراعت طالبان، در نشستی در دهلی نو مبنی بر اینکه «دیانای هندیها و افغانها یکی است»، در شبکههای اجتماعی واکنشبرانگیز شده است.
در این نشست که روز جمعه در «اتاق بازرگانی و صنعت پیاچدی هند» برگزار شد، وزیر طالبان به زبان فارسی سخن گفت و یک مترجم صحبتهای او را به انگلیسی برگرداند.
براساس ویدیوهای منتشرشده، مترجم این نشست در بخشی از ترجمه سخنان وزیر طالبان درباره استقبال گرم از او در دهلی نو و رابطه قدیمی مردم افغانستان و هند، میگوید: همانطور که پیشتر شما ذکر کردید، دیانای ما یکی است.
بررسیهای افغانستان اینترنشنال از ویدیوهای متعدد این نشست که در رسانههای هندی منتشر شده، نشان میدهد وزیر طالبان هیچ اشارهای به یکسان بودن دیانای هندیها و افغانها نمیکند و ترجمه ارائهشده دقیق نیست.
عطاءالله عمری به زبان فارسی میگوید: «این بار اول من است که به هند میآیم. از خُردی (کودکی) در ارتباط تجارت با هندوستان، رفتوآمد با هندوستان و مناسبات خوب و قدیمی مردم عزیز افغانستان و هندوستان، [چیزهایی] در ذهن داشتم. روزی که اینجا آمدیم و در خاک هندوستان قدم گذاشتیم، استقبال بزرگان حکومت و وزرا، روسا و هر فرد ملت عزیز هندوستان را میبینیم، روحیه ما عالی میشود.»
مترجم که به نظر میرسد یک مرد هندی است و در تصویر دیده نمیشود، سخنان وزیر طالبان را اینگونه ترجمه کرده است: «این نخستین سفر من به هند است. اما رابطهٔ هند و افغانستان فقط رابطهٔ امروز نیست. از همان نخستین روزی که وارد هند شدم، از سوی دولت هند، وزیر امور خارجه و هر کسی که ملاقات کردم، با استقبال گرمی روبهرو شدم. احساس میکنم که در میان مردم خودم هستم. بنابراین، احساس نمیکنم که در یک جای بیگانه باشم. پس این کشورِ ماست، و همانطور که شما گفتید، احساس میکنم دیانای ما یکی است. اصل مطلب همین است.»
این ترجمه که به صورت همزمان انجام شده، ظاهراً دقیق نیست. بررسی افغانستان اینترنشنال از بخشهای دیگر سخنان وزیر طالبان و ترجمه انگلیسی آن نشان میدهد مترجم در بخشهای دیگری نیز کلماتی را به سخنان او افزوده و بخشهایی را حذف کرده است.
وزیر طالبان علاوه بر اینکه عبارت «دیانای» را به زبان نمیآورد، از جملاتی مانند «احساس میکنم در میان مردم خودم هستم»، «احساس نمیکنم در یک جای بیگانه باشم» و «این کشور ماست» نیز استفاده نمیکند.
در این نشست، در کنار وزیر طالبان، دیپلوماتهای ارشد این گروه، از جمله سفیر طالبان در دهلی نو، حضور داشتند، اما هیچگونه تصحیح یا اعتراضی به ترجمه سخنان عطاءالله عمری نشان ندادند. اداره طالبان تاکنون به طور رسمی درباره این اظهارات توضیحی نداده است.
با این حال، در شبکه اجتماعی اکس، چندین کاربر و فعال رسانهای نزدیک به طالبان به اشتباه در ترجمه سخنان وزیر طالبان اشاره کرده و با بازنشر ویدیوهای این نشست، تصریح کردهاند که عطاءالله عمری چیزی درباره دیانای نگفته است.
شماری از رسانههای هندی، از جمله ایانآی، ترزدی تایمز و نیوز۱۸، نیز سخنان منتسب به وزیر زراعت طالبان را از زبان مترجم پوشش دادهاند و به نقل از عطاءالله عمری نوشتهاند که دیانای هندیها و افغانها یکی است. در این گزارشها هیچ اشارهای به خطای ترجمه سخنان وزیر طالبان نشده است.
واکنشها در پاکستان
در میان واکنشها، به نظر میرسد بیشترین آنها مربوط به کاربران و رسانههای پاکستانی است.
پاکستان تیوی، رسانه دولتی پاکستان، در گزارشی در همین مورد، طالبان را نماینده یک «ایدئولوژی افراطی» خواند که شهروندان افغانستان، به ویژه زنان، را از حقوق اساسیشان محروم کرده است. این رسانه افزود در سوی دیگر، در هند، جنبش هندوتوا که بهعنوان پشتوانه ایدئولوژیک حزب بهاراتیا جاناتا، حزب حاکم هند، شناخته میشود، رویکردی مشابه طالبان در خشونتهای گجرات در سال ۲۰۰۲ و به حاشیه راندن مسلمانان داشته است.
گزارشگر این رسانه در ویدیویی که در شبکههای اجتماعی منتشر شد، گفت: «پس شاید عمری واقعاً شباهتی دیده باشد. شاید او به نکتهای اشاره کرده باشد.»
او افزود «هر دو نظام (اداره طالبان و حکومت هند) متهم شدهاند که تحمل اندکی در برابر مخالفت، اختلافنظر یا تفاوت دارند» و به باور منتقدان، در هر دو کشور «کسانی که ایدئولوژی حاکم را به چالش میکشند، اغلب با ارعاب، سرکوب یا حتی پیامدهای بدتری روبهرو میشوند.»
این گزارش ادامه میدهد: «پرچمها متفاوتاند، سرودهای ملی متفاوتاند، اما اگر از ظاهر عبور کنید و عمیقتر نگاه کنید، شباهتهای بسیار زیادی را خواهید دید. پس شاید واقعا دیانای [طالبان و حکومت هند] یکی باشد.»
اکسپرس تریبون، رسانه نزدیک به ارتش پاکستان، نیز این خبر را پوشش داد که وزیر زراعت طالبان در دهلی نو به هندیها گفت: «دیانای ما یکی است.»
این رسانه افزود که این اظهارات در حالی مطرح میشود که تماسها و روابط میان هند و حکومت طالبان، با وجود آنکه دهلی نو هنوز حکومت طالبان را بهطور رسمی به رسمیت نشناخته، بهطور پیوسته در حال گسترش است.
در همین گزارش، اکسپرس تریبون افزود پاکستان بارها حکومت طالبان را متهم کرده است که در مهار فعالیتهای تحریک طالبان پاکستانی ناکام بوده و به «تروریستهای مورد حمایت هند» اجازه داده است از خاک افغانستان فعالیت کنند.
آفتاب خان، یک کاربر پاکستانی، نیز نوشت وزیر طالبان هند را «خانه دوم» خود خواند و گفت هند و افغانستان «دیانای مشترک» دارند. او این اظهارات را «نهایت خیانت» به پاکستان خواند که به گفته او، در کنار طالبان جنگیده است. او افزود: «و حالا آنها با رقیب سرسخت ما، هند، علیه ما همدست شدهاند.»
او خطاب به دولت پاکستان گفت «وقت آن رسیده که مارها را بشناسی.»
همدلی وزیر طالبان با هند
هرچند آن بخش از سخنان منتسب به وزیر زراعت طالبان درباره یکسان بودن دیانای هندیها و افغانها ناشی از یک خطای ترجمه است، اما عطاءالله عمری سخنان همدلانه دیگری درباره آنچه «دوستی قدیمی هند و افغانستان» خواند، بیان کرد.
او هند را «دوست خوب و قدیمی» خواند و ابراز امیدواری کرد که این کشور در زمینه گذار افغانستان از زراعت و مالداری سنتی به مدرنسازی این حوزه کمک کند.
عمری همچنین گفت که دوستی افغانستان و هند، پدیده امروز نیست و «صدها سال قدامت دارد.»
او در ادامه افزود که در ولسوالیای که او از آنجا میآید، «هزاران خانه» متعلق به شهروندان «اهل هنود» وجود دارد و در کنار دیگر مردم «در یک منطقه و بازار» زندگی میکنند و هیچگونه تفاوتی میان هم قائل نمیشوند. عطاءالله عمری در ولسوالی اندخوی ولایت فاریاب متولد شده است.
طالبان که پیشتر به عنوان متحد سنتی پاکستان شناخته میشد، در سالهای اخیر روابط خود را با دهلی نو، رقیب دیرینه اسلامآباد، گسترش داده است. این در حالی است که روابط طالبان و پاکستان در ماههای اخیر بر سر آنچه اسلامآباد پناه دادن طالبان به شبهنظامیان مخالف پاکستان میداند، تیره شده و تا «جنگ آشکار» پیش رفته است.
در کمتر از یک سال گذشته، دستکم چهار وزیر طالبان به دهلی نو سفر کردهاند. هند همچنین سفارت افغانستان در دهلی نو و قنسولگریهای افغانستان در مومبای و حیدرآباد را به دیپلوماتهای طالبان واگذار کرده است.
آیا چیزی به نام «دیانای واحد» بین هندیها و افغانها وجود دارد؟
بر اساس پژوهشهای ژنتیکی، دانشمندان میگویند نمیتوان از «دیانای واحد» برای مردم افغانستان یا هند سخن گفت. هر دو کشور از نظر ژنتیکی بسیار متنوع هستند و جمعیتهای آنها در نتیجه هزاران سال مهاجرت و آمیختگی شکل گرفتهاند.
با این حال، افغانستان و هند امروزی پیشینهای طولانی از پیوندهای تاریخی، فرهنگی و تجاری دارند.
پژوهشی که در مجله پلوس وان (PLOS ONE) منتشر شده و بر پایه بررسی بیش از ۵۰۰ نمونه از پنج گروه قومی افغانستان انجام شده، نشان میدهد افغانستان در چهارراه ژنتیکی اوراسیا قرار دارد و مردم آن ترکیبی از مؤلفههای ژنتیکی آسیای مرکزی، جنوب آسیا، غرب آسیا و شرق آسیا هستند. نویسندگان این پژوهش میگویند افغانستان محل تلاقی جریانهای ژنتیکی بوده است، نه یک جمعیت ژنتیکی مجزا.
در مورد هند نیز پژوهش دیوید رایش و همکارانش که در نشریه نیچر (Nature) منتشر شده، نشان میدهد تقریباً همه جمعیتهای این کشور از آمیزش دو مؤلفه نیاکانی اصلی شکل گرفتهاند و نسبت این دو مؤلفه در گروههای مختلف هند متفاوت است؛ موضوعی که از تنوع بالای ژنتیکی در این کشور حکایت دارد.
همچنین، پژوهش تازهای که با بررسی ۲ هزار و ۷۶۲ ژنوم کامل از سراسر هند و انتشار نتایج آن در مجله سل (Cell) انجام شده، این تصویر کلی را تأیید میکند و نشان میدهد تاریخ ژنتیکی مردم هند بسیار پیچیده است و نمیتوان از یک ترکیب ژنتیکی واحد برای همه هندیها سخن گفت.