طالبان تایید کرد که موترهای زغالسنگ در سرپل آتش زده شدند

فرماندهی پولیس طالبان در سرپل تایید کرد که دو موتر حامل زغالسنگ در ولسوالی بلخاب روز یکشنبه آتش زده شدهاند.

فرماندهی پولیس طالبان در سرپل تایید کرد که دو موتر حامل زغالسنگ در ولسوالی بلخاب روز یکشنبه آتش زده شدهاند.
پیشتر جبهه جمهوریت گفته بود نیروهایش یک کاروان موترهای حامل زغالسنگ متعلق به طالبان را در این منطقه به آتش کشیدهاند.
با این حال، نقیبالله علمیار، سخنگوی فرماندهی پولیس طالبان در سرپل، گفته است که این دو موتر روز یکشنبه در ساحه کوتل «بادخانه» در ولسوالی بلخاب بهدست «افراد ناشناس» آتش زده شدهاند.
طالبان گفته است که عاملان این رویداد پیش از رسیدن نیروهای این گروه از ساحه متواری شدند.
مقام پولیس طالبان گفت بررسیهای ابتدایی نشان میدهد این رویداد به دلیل «خصومتهای شخصی» رخ داده است و تلاشها برای شناسایی و بازداشت عاملان ادامه دارد.
جبهه جمهوریت اما روز گذشته گفته بود که نیروهایش در یک عملیات برنامهریزیشده، یک کاروان موترهای حامل زغالسنگ را در کوتل «راهگردو» در مسیر میان بلخاب سرپل و درهصوف سمنگان آتش زدهاند.
این جبهه مدعی شده بود که موترها متعلق به طالبان بوده و در حال انتقال غیرقانونی منابع طبیعی افغانستان بودهاند. جبهه جمهوریت ویدیویی منتسب به این رویداد را نیز منتشر کرده است.
جبهه جمهوریت همچنین طالبان را متهم کرده بود که پس از محدودشدن تجارت مواد مخدر، به استخراج و انتقال منابع زیرزمینی روی آوردهاند و این روند را عامل محرومیت مردم محل از عواید معادن، افزایش فقر و بیکاری دانسته بود.

شماری از رسانههای پاکستانی گزارش دادهاند که ادامه بسته ماندن گذرگاههای افغانستان و پاکستان، تجارت، کشاورزی، مرغداری و صادرات پاکستان را متضرر و شمار زیادی از مردم دو طرف مرز را از کار محروم کرده است.
روزنامه دان روز دوشنبه گزارش داد که بستهبودن گذرگاههای تورخم و چمن طی ۱۰ تا ۱۱ ماه گذشته، بازرگانان را زیر فشار شدید مالی و روانی قرار داده است.
نزدیک به یک میلیارد دالر صادرات پاکستان از دست رفته است
ضیاالحق سرحدی، معاون ارشد اتاق مشترک تجارت و صنایع پاکستان و افغانستان، میگوید پاکستان سالانه حدود یکونیم میلیارد دالر کالا به افغانستان صادر میکرد.
به گفته او، بازرگانان پاکستانی در ۱۰ ماه گذشته نزدیک به یک میلیارد دالر از این بخش زیان کردهاند.
او گفت افغانستان یکی از نزدیکترین و مهمترین بازارهای محصولات پاکستانی بود و خریداران افغان معمولا پول سفارشها را پیش از فرستادن کالا پرداخت میکردند.
پاکستان همچنین سالانه حدود ۸۰۰ میلیون دالر کالا را از مسیر افغانستان به کشورهای آسیای مرکزی صادر میکرد. به گفته سرحدی، بستهبودن مسیر ترانزیتی در ۱۰ ماه گذشته حدود ۲۲۵ میلیون دالر به صادرکنندگان پاکستانی زیان زده است.
پاکستان پنبه، حبوبات و کالاهای دیگری را نیز با هزینه کمتر از مسیر افغانستان از آسیای مرکزی وارد میکرد. توقف این مسیر، هزینه واردات این کالاها را افزایش داده است.
افغانستان نیز صدها میلیون دالر زیان دیده است
براساس گزارش دان، ارزش صادرات سالانه افغانستان به هند از مسیر گذرگاه واگه حدود ۳۰۰ میلیون دالر بود.
ضیاالحق سرحدی گفت توقف این مسیر طی ۱۰ ماه گذشته نزدیک به ۲۰۰ میلیون دالر به صادرکنندگان افغان زیان زده است.
او همچنین گفت بستهبودن تجارت افغانستان و پاکستان، میلیونها نفر را بهگونه مستقیم و غیرمستقیم از کار محروم کرده و خزانه پاکستان نیز میلیاردها روپیه درآمد گمرکی و مالیاتی را از دست داده است.
توقف کانتینرها روزانه ۱.۲ میلیون دالر هزینه داشته است
سالانه حدود ۴۰ تا ۴۵ هزار کانتینر کالاهای افغانستان از بندرهای کراچی عبور میکرد. برای انتقال، بیمه، خدمات بندری، ترخیص و دیگر خدمات هر کانتینر بهطور میانگین چهار هزار دالر هزینه میشد.
پاکستان از این بخش سالانه حدود ۱۶۰ میلیون دالر درآمد داشت. سرحدی زیان پاکستان از توقف این فعالیتها را حدود ۱۰۶ میلیون دالر برآورد کرده است.
دان نوشته است که از اکتوبر ۲۰۲۵ تا اپریل ۲۰۲۶، حدود ۱۰ هزار کانتینر ترانزیتی افغانستان در پاکستان متوقف ماند. از هر کانتینر روزانه حدود ۱۲۰ دالر هزینه توقف گرفته شد.
براساس این محاسبه، واردکنندگان افغان روزانه حدود ۱.۲ میلیون دالر هزینه اضافی پرداخت کردهاند.
صنعت مرغداری پاکستان با مازاد تولید روبهرو شده است
رسانه بیزنس ریکوردر پاکستان هم گزارش داد که پیش از بستهشدن مرز، حدود ۲۰ درصد تولید مرغ پاکستان به افغانستان صادر میشد. توقف این صادرات، بازار داخلی پاکستان را با مازاد تولید روبهرو کرده است.
عمران خان یک عضو اجرایی انجمن مرغداری پاکستان، گفته است هزینه تولید هر کیلوگرام مرغ حدود ۲۹۰ روپیه است، اما تولیدکنندگان آن را به قیمت حدود ۲۵۰ روپیه میفروشند. به این ترتیب، آنان در هر کیلوگرام حدود ۴۰ روپیه زیان میکنند.
نمایندگان این صنعت میگویند مرغداری پاکستان اکنون با حدود ۲۰ درصد مازاد تولید روبهرو است. آنان وضعیت کنونی را شدیدترین بحران صنعت مرغداری پاکستان خواندهاند و خواستار ازسرگیری صادرات به افغانستان شدهاند.
بازار افغانستان برای محصولات کشاورزی پاکستان بسته شده است
دان در یک گزارش دیگر نوشت افغانستان یکی از بازارهای سنتی شکر، برنج و جواری پاکستان بود. بستهبودن مرز، فروش مازاد این محصولات را دشوارتر کرده و فشار بر کشاورزان پاکستانی را افزایش داده است.
صادرات برنج پاکستان از ۳.۳۵ میلیارد دالر در سال مالی ۲۰۲۵ به ۲.۲۹ میلیارد دالر در سال مالی ۲۰۲۶ کاهش یافته است. این کاهش در کنار هزینه بالای تولید، دشواری دسترسی به بازارهای جهانی و بستهبودن بازار افغانستان رخ داده است.
صنعت شکر پاکستان نیز خواستار اجازه صادرات ۶۰۰ هزار تن شکر مازاد شده است. کشاورزان نگراناند که باقیماندن این مقدار شکر در بازار داخلی، قیمت نیشکر را در فصل آینده پایین بیاورد.
تولیدکنندگان جواری نیز با ذخایر بالا و دشواری صادرات روبهرو شدهاند.
مسیر ترانزیتی پاکستان جایگاه خود را از دست داده است
آمار گمرکی نشان میدهد که ترانزیت کالاهای افغانستان از پاکستان در سال مالی ۲۰۲۳ به ۱۰۲ هزار و ۸۸۶ کانتینر به ارزش ۶.۷ میلیارد دالر رسیده بود.
این رقم در سال مالی ۲۰۲۴ به ۵۴ هزار و ۱۱۴ کانتینر و در سال مالی ۲۰۲۵ به ۴۲ هزار و ۹۵۹ کانتینر کاهش یافت. در سال مالی ۲۰۲۶ تنها ۱۱ هزار و ۵۹۲ کانتینر به ارزش ۳۶۷ میلیون دالر از این مسیر عبور کرد.
صادرات افغانستان به کشورهای دیگر از مسیر پاکستان نیز از ۴۵۴ میلیون دالر در سال مالی ۲۰۲۵ به هفت میلیون دالر در سال مالی ۲۰۲۶ سقوط کرده است.
دان نوشت افغانستان همزمان بخشی از تجارت خود را به ایران و کشورهای آسیای مرکزی منتقل کرده است. براساس دادههای بانک جهانی که این روزنامه به آن استناد کرده، واردات مستقیم افغانستان از ایران و کالاهایی که از مسیر ایران وارد شده، در مجموع ۴۸.۶ درصد کل واردات افغانستان را تشکیل داده است.
دان در سرمقاله روز دوشنبه نوشت که بانک توسعه آسیایی یک بسته ۴۰۰ میلیون دالری برای نوسازی گذرگاههای منطقه تصویب کرده است، اما نوسازی زیرساختها بدون بازبودن مرز و روابط باثبات، تجارت را احیا نمیکند.
این روزنامه نوشت پاکستان همزمان با سرمایهگذاری برای تبدیلشدن به مسیر تجارت منطقه، به دلیل بستهبودن مرز افغانستان، محدودبودن تجارت با ایران و توقف بخش عمده تجارت با هند، ارتباط اقتصادی ضعیفی با بازارهای اطراف خود دارد.
گروه بینالمللی بحران میگوید طالبان پس از پنج سال حاکمیت بر افغانستان، با مجموعهای از بحرانها روبهروست که بخش زیاد آن ناشی از سیاستهای این گروه است.
این نهاد نوشت محدودیتهای شدید طالبان علیه زنان و دختران، انزوای بینالمللی، تنش با پاکستان و بحران اقتصادی، آینده افغانستان را با بیثباتی روبهرو کرده است.
گرروه بینالمللی بحران دوشنبه، نهم سنبله در یک گزارش تحلیلی درباره وضعیت افغانستان نوشت طالبان با وجود کنترول گسترده بر کشور، نشانهای از اصلاح سیاستهای خود نشان نداده است. گزارش تاکید میکند که سیاستهای سختگیرانه طالبان، بهویژه بخش حقوق و آموزش زنان و دختران به انزوای افغانستان در جهان دامن زده است.
گزارش تاکید میکند افغانستان تنها کشور جهان است که در آن دختران از آموزش رسمی بالاتر از دوره ابتدایی محروماند. گزارش میافزاید که طالبان همچنین محدودیتهای گستردهای بر کار، رفتوآمد، فعالیتهای اجتماعی و حضور زنان در عرصه وضع کرده و در پی آن بخش بزرگی از زنان عملاً از زندگی اجتماعی حذف شدهاند.
گروه بحران میگوید اداره طالبان، بهویژه هبتالله آخندزاده، رهبر این گروه و حلقه نزدیک او در قندهار، نهتنها نشانهای از کاهش این محدودیتها نشان ندادهاند، بلکه در برخی موارد آن را تشدید کردهاند. بر اساس این گزارش، اصولنامه جزایی جدید طالبان نیز زمینه خشونت خانوادگی و ازدواجهای زودهنگام و اجباری زنان را فراهم کرده است.
گروه بینالمللی بحران میافزاید که طالبان در کنار سیاستهای مربوط به زنان و دختران، درخواستها برای ایجاد یک حکومت فراگیر را نیز نپذیرفته و اداره حاکم متشکل از افراد وابسته به این گروه است. به گفته گروه بحران، این رویکرد سبب شده است بسیاری از افغانها احساس کنند صدایشان در اداره طالبان شنیده نمیشود.
گروه بحران میگوید انزوای افغانستان از اقتصاد جهانی نیز تا حد زیادی نتیجه همین رویکرد طالبان است. اختلاف میان طالبان و کشورهای خارجی بر سر سیاستهای این گروه، روند آزادسازی میلیاردها دالر داراییهای منجمدشده افغانستان را متوقف کرده و مؤسسات مالی جهانی نیز به دلیل تحریمها و نگرانی از آسیبهای اعتباری، در ارائه خدمات به افغانستان محتاطاند.
گزارش همچنین تصریح میکند که بخش خصوصی افغانستان با وجود رشد محدود داخلی، همچنان شکننده است و تلاشهای سازمان ملل برای پیوند دادن این بخش با شبکه مالی جهانی نیز به دلیل بنبست میان طالبان و جامعه جهانی پیشرفت اندکی داشته است.
بدخشان؛ کانون تازه مخالفت علیه طالبان
گروه بحران میگوید شمال افغانستان، بهویژه بدخشان اخیران شاهد افزایش ناآرامی و اختلاف میان طالبان و باشندگان محل و همچنین میان فرماندهان محلی و مقامهای مرکزی این گروه بوده است.
گزارش اشاره میکند که در ۱۷ جولای برای نخستینبار پس از سپتمبر ۲۰۲۱ یک ولسوالی در بدخشان برای چندین ساعت بهدست نیروهای مخالف افتاد. جبهه تازه تاسیس سپاهی میهن در بامداد این روز کنترول ولسوالی یفتل پایین بدخشان را بهدست گرفت.
گروه بحران میگوید این رویداد به تنهایی نمیتواند تهدیدی برای حاکمیت طالبان شمرده شود، اما میتواند گروههای مخالف مسلح را به ادامه فعالیت تشویق کند و تصور شکستناپذیری طالبان را زیر سوال ببرد.
بدخشان در ماههای اخیر شاهد فعالیت گروههای مخالف طالبان، از جمله جبهه آزادی افغانستان، جبهه مقاومت ملی و همچنین حملات داعش خراسان بوده است. در این ولایت، اختلاف میان فرماندهان محلی طالبان و مقامهای مرکزی نیز افزایش یافته است.
گروه بحران میگوید تلاش طالبان برای جلوگیری از کشت خشخاش در شمال با مقاومت کشاورزان روبهرو شده است؛ زیرا بسیاری از آنان جایگزین اقتصادی مناسبی برای این محصول ندارند. همچنین رقابت بر سر معادن، قاچاق و درآمدهای حاصل از منابع طبیعی میان فرماندهان محلی و مقامهای مرکزی طالبان، از مواردیاند که به ناآرامی در شمال دامن زدهاند.
به گزارش این نهاد، رونق استخراج معادن در شمال افغانستان با وجود جذب سرمایهگذاری، نارضایتیهای محلی را نیز افزایش داده است؛ زیرا بخش اندکی از درآمدهای حاصل از این معادن به باشندگان محل میرسد.
گروه بحران تأکید میکند که هیچیک از گروههای مسلح مخالف طالبان در حال حاضر تهدید جدی برای حاکمیت این گروه نیست، اما نارضایتیهای گسترده در شمال میتواند زمینهساز ادامه ناآرامیهای گستردهتر شوند.
تنش با پاکستان؛ جدیترین چالش خارجی طالبان
گروه بحران تنش فزاینده با پاکستان را یکی از جدیترین و فوریترین چالشهای طالبان میداند. اسلامآباد طالبان را متهم میکند که به تحریک طالبان پاکستان (تیتیپی)، اجازه داده است از خاک افغانستان علیه پاکستان استفاده کند. طالبان این اتهام را رد میکند.
گزارش میافزاید که پس از افزایش حملات تیتیپی در مناطق مرزی پاکستان، اسلامآباد از سال ۲۰۲۳ محدودیتهای اقتصادی علیه افغانستان وضع کرد و میلیونها مهاجر افغان را نیز به افغانستان بازگرداند.
گروه بحران نوشت در اکتبر ۲۰۲۵، پس از آنکه فشارهای اقتصادی نتوانست موضع طالبان افغان را تغییر دهد، پاکستان حملات هوایی در داخل افغانستان انجام داد. در پی آن، طالبان نیز به مواضع نظامی پاکستان در امتداد مرز حمله کرد و تلاشهای ترکیه و قطر برای برقراری آتشبس تنها برای مدت کوتاهی نتیجه داد.
گروه بحران تصریح کرده که تلاش کشورهای منطقه برای دستیابی به آتشبس پایدار میان طالبان و پاکستان تاکنون بینتیجه مانده است.
گروه بحران میگوید این تنشها پیامدهای اقتصادی مهمی برای افغانستان داشته است. در پی بسته شدن گذرگاهها، بخش بزرگی از تجارت میان دو کشور متوقف شده است. به باور گروه بحران، این وضعیت برای افغانستان که از نظر تاریخی به مسیرهای تجاری پاکستان وابسته بوده، ضربه سنگین اقتصادی به شمار میرود.
گروه بحران میگوید این وضعیت همچنین طرحهای منطقهای برای تبدیل شدن افغانستان به مسیر ترانزیتی میان آسیای مرکزی و جنوبی را تضعیف کرده است. طالبان اکنون بیشتر درباره مسیرهای مستقیم تجاری با چین و استفاده از ایران برای دسترسی به راههای دریایی تلاش میکند.
این نهاد هشدار میدهد که ادامه تنش میتواند افغانستان را وارد چرخه خطرناکتری از خشونت کند. به گفته گروه بحران، این احتمال وجود دارد که پاکستان در آینده بیشتر به دنبال نیروهای نیابتی برای تضعیف طالبان باشد و طالبان نیز در واکنش، حمایت بیشتری از تیتیپی انجام دهد؛ وضعیتی که میتواند برای افغانستان و منطقه پیامدهای فاجعهباری داشته باشد.
مشکلات اقتصادی و بحران بشری
گروه بحران نوشت مشکلات اقتصادی افغانستان تنها به تنش با پاکستان محدود نیست. جنگ در خاورمیانه و اختلال در مسیرهای تجاری از طریق ایران نیز مشکلات اقتصادی افغانستان را تشدید کرده است.
این نهاد میگوید پیش از این بحرانها حدود ۱۷.۴ میلیون افغان با ناامنی غذایی روبهرو بودند و میلیونها نفر دیگر در سال ۲۰۲۶ به کمکهای بشردوستانه نیاز دارند؛ در حالی که کمکهای خارجی به افغانستان کاهش یافته است.
گروه بحران همچنین از پیامدهای خشکسالی، زلزله و سیلابها بر اقتصاد و کشاورزی افغانستان هشدار داده است. این نهاد نوشت بخش کشاورزی که یکی از منابع اصلی درآمد مردم است، با تغییرات اقلیمی و ممنوعیت کشت خشخاش نیز آسیب دیده است.
با این حال، این نهاد میگوید طالبان همچنان کنترول محکمی بر قدرت دارند و مقاومتهای مسلحانه تاکنون نتوانستهاند تهدیدی جدی برای حکومت این گروه ایجاد کنند.
گروه بحران همچنین تاکید کرده است که ترکیب محدودیتهای شدید علیه زنان و دختران، انزوای بینالمللی، فشار اقتصادی، حکومت انحصاری و تنشهای مداوم با پاکستان، افغانستان تحت تسلط طالبان را در وضعیت بحرانی قرار داده است. به باور این نهاد، طالبان برای مقابله با مشکلات داخلی و روابط پرتنش با جهان به مسیری عملگرایانهتر نیاز دارند.
پنج سال پس از خروج امریکا از افغانستان، تصویر تاریک و سبزرنگ کریستوفر دوناهو آخرین سرباز ایالات متحده در حال سوار شدن به آخرین هواپیمای نظامی امریکا در خاک افغانستان، به یکی از نمادهای ماندگار این رویداد تاریخی تبدیل شده است.
۳۲ سال پیشتر، جنرال بوریس گروموف نیز آخرین فرمانده ارتش شوروی بود که از افغانستان بیرون شد؛ دو تصویر ماندگار از پایان حضور نظامی دو ابرقدرت جهانی در جغرافیای افغانستان.
پنج سال پیش، در آخرین دقایق ۳۰ آگست ۲۰۲۱، کریستوفر دوناهو از عقب یک فروند هواپیمای C-17 بالا رفت؛ تصویری که ارتش امریکا با دوربین دید در شب ثبت کرده بود و مردی را با تجهیزات کامل نظامی نشان میداد که در تاریکی مطلق میدان هوایی کابل وارد هواپیما میشود.
چند ساعت بعد، این عکس در صفحه نخست رسانههای جهان حک و به یکی از نمادهای پایان حضور ۲۰ ساله امریکا در افغانستان بدل شد. این تورنجنرال دو سال بعد از مدیریت میدانهوایی کابل از طرف جوبایدن رئیسجمهور پیشین ایالات متحده امریکا به خاطر خدماتش ربته جنرال چهار ستاره را از آن خود کرد.
سیودو سال پیش از آن در ۱۵ فبروری ۱۹۸۹، جنرال بوریس گروموف از پل دوستی در بندر حیرتان گذشت. فرمانده ارتش چهلم شوروی در افغانستان، از آخرین نفربر زرهی پیاده شد و به طرف مرز رفت.
در آن سوی دریای آمو، شهر ترمذ در جمهوری شوروی اوزبیکستان قرار داشت؛ جایی که پسر ۱۴ سالهاش ماکسیم، با دستهای گل منتظر او ایستاده بود. روزنامه واشنگتنپست گزارش داد که گروموف در ساعت ۱۱:۵۵ پیش از چاشت از مرز عبور کرد و او را «آخرین سرباز شوروی» خواند.
شب پرالتهاب تخلیه در میدان هوایی کابل
جنرال امریکایی در ماه آکست فرمانده لشکر ۸۲ هوابرد امریکا و مسئول کل نیروهای زمینی در میدان هوایی کابل بود. در روزهای پس از سقوط کابل در ۱۵ آگست، میدان هوایی به کانون عملیات بزرگ تخلیه بدل شد و مسئولیت او تا لحظه خروج آخرین سرباز ادامه داشت.
ایالات متحده و متحدانش در جریان حدود دو هفته، بیش از ۱۲۰ هزار تن را از افغانستان تخلیه کردند که شامل شهروندان امریکایی، دارندگان پروندههای مهاجرتی ویژه و شمار زیادی از افغانهایی میشد که با بازگشت طالبان با خطر مستقیم مرگ روبهرو بودند.
در آخرین مرحله این عملیات، پنج فروند هواپیمای C-17 برای تخلیه نیروهای باقیمانده آماده شده بودند و حدود ۵۰۰ تا ۶۰۰ سرباز امریکایی هنوز در محوطه میدان هوایی حضور داشتند. دستور نهایی بر جمعآوری سریع نیروها و سوار شدن فوری به هواپیماها تأکید داشت.
دوناهو باید شخصاً اطمینان حاصل میکرد که هیچ نیروی امریکایی روی زمین باقی نمانده است. در آخرین هواپیما، علاوه بر او راس ویلسون، سرپرست سفارت امریکا در کابل نیز حضور داشت. این پرواز در ساعت ۱۱:۵۹ شب، تنها یک دقیقه پیش از پایان مهلت قانونی تعیینشده، باند میدان هوایی کابل را ترک کرد.
پایان یک دهه جنگ ارتش سرخ در افغانستان
در بندر حیرتان نیز جنرال گروموف آخرین مرحله خروج را از نزدیک فرماندهی کرد. ارتش شوروی در دسامبر ۱۹۷۹ وارد خاک افغانستان شده بود و در طول یک دهه حضور نظامی، شمار نیروهایش در مقاطعی به بیش از ۱۰۰ هزار تن رسید. در این جنگ نزدیک به ۱۵ هزار سرباز شوروی کشته و حدود ۳۷ هزار تن دیگر زخمی شدند.
در ۹ ماه پیش از خروج نهایی، نزدیک به ۱۰۵ هزار سرباز ارتش سرخ از افغانستان بیرون شده بودند. در روز پایانی، کاروانی متشکل از حدود ۵۰ نفربر زرهی و ۴۰۰ سرباز از پل دوستی گذشتند و گروموف آخرین چهره نظامی بود که پا به خاک شوروی گذاشت.
خبرنگاران در همان لحظه عبور از جنرال گروموف پرسیدند چه حسی دارد؛ پاسخ او کوتاه بود: «به عقب نگاه نکردم.» او پس از در آغوش کشیدن پسرش، در مراسم رسمی در ترمذ برای سربازان بازگشته سخنرانی کرد و گفت ارتش شوروی «وظیفه بینالمللی» خود را به پایان رسانده است، اما «اندوه کسانی که برنگشتند هرگز فراموش نخواهد شد».
فاجعه خونین و عملیات انتقال
دوناهو در کابل فرصتی برای چنین تشریفاتی نداشت. چند روز پیش از خروج نهایی، در ۲۶ آگست، حمله انتحاری داعش در نزدیکی «دروازه ابی» میدان هوایی کابل جان ۱۳ نظامی امریکایی و بیش از ۱۷۰ غیرنظامی افغان را گرفته بود.
با وجود این فاجعه خونین، عملیات انتقال ادامه یافت؛ نیروهای امریکایی همزمان باید امنیت محیط را تأمین میکردند و روند عقبنشینی خود را پیش میبردند. زمانی که چرخهای پرواز C-17 از زمین کنده شد، دیگر هیچ چکمهپوش امریکایی در میدان باقی نمانده بود.
این فرمانده امریکایی پس از سوار شدن به هواپیما خطاب به سربازانش گفت: «کار بهخوبی انجام شد؛ به همه شما افتخار میکنم.» این از معدود جملات ثبتشده او در آن دقایق پایانی است.
پایان حضور ارتشها؛ تداوم شعلههای جنگ
خروج ژنرال گروموف از افغانستان بهمعنای پایان جنگ نبود؛ حکومت نجیبالله هنوز در کابل بر اریکه قدرت تکیه داشت و مسکو به حمایتهای مالی و تسلیحاتی از آن ادامه میداد.
واشنگتنپست در روز خروج نوشت که بحران افغانستان با رفتن نیروهای شوروی پایان نیافته، بلکه این کشور وارد فصل تازهای از خونریزی شده است. ارتش سرخ رفته بود، اما شعلههای جنگ میان دولت کابل و مجاهدین زبانه میکشید.
سالها بعد، در سپتامبر ۲۰۰۱ و در آستانه لشکرکشی ایالات متحده به افغانستان، جنرال گروموف در گفتوگو با واشنگتنپست درباره آن روز تاریخی گفت: «احساس کردم بار بسیار سنگینی از دوشم برداشته شد.» این فرمانده کهنهکار شوروی جنگی دهساله را تجربه کرده بود و اکنون میدید همان سرزمینی که ارتش سرخ از آن عقب نشست، حضور نظامی قدرت دیگری را تجربه میکند.
در کابل، خروج دوناهو نقطه پایانی بر طولانیترین جنگ تاریخ امریکا پس از حملات ۱۱ سپتامبر بود. با سقوط پایتخت در ۱۵ آگست، میدان هوایی بینالمللی تنها گلوگاه فرار از حاکمیت دوباره طالبان به شمار میرفت؛ میدانی که بهمحض برخاستن آخرین پرواز C-17، به کنترول کامل جنگجویان طالبان درآمد.
سقوط دوباره کابل و قدرتگیری طالبان
همزمان با پنجمین سالگرد این رویداد، ذبیحالله مجاهد، سخنگوی طالبان، ۳۱ اگست را «روز شکست امریکا و متحدان غربی آن» و از رویدادهای «پرافتخار» در تاریخ افغانستان خوانده است.
او در گفتوگو با رسانههای وابسته به طالبان مدعی شده که افغانها در این روز به «اشغال ۲۰ ساله» پایان دادند و با رفتن نیروهای خارجی، کشور به گفته او به ثبات و حکومت مقتدر مرکزی دست یافته است؛ ادعایی که به قول کارشناسان در تضاد آشکار با واقعیت بحرانهای عمیق سیاسی، حقوق بشری و انزوای بینالمللی افغانستان قرار دارد.
دو قاب متفاوت از یک سرنوشت مشابه
در حیرتان، جنرال شوروی در روشنایی روز، در برابر دوربینها و با استقبال فرزندش از پل گذشت؛ در کابل، فرمانده امریکایی در دل سیاهی شب و زیر لنز سبز دوربین دید در شب از عقب هواپیما بالا رفت.
میان این دو تصویر ۳۲ سال فاصله است؛ هر دو ابرقدرت با دلیلهای متفاوت پا به این کشور گام گذاشتند و سرانجام ناگزیر به ترک آن شدند، اما در هر دو مقطع، سوار شدن آخرین سرباز هرگز پایان رنج و بحران افغانستان نبود؛ یکی در ۱۹۸۹ از روی پل پیاده عبور کرد و دیگری در ۲۰۲۱ از پلههای هواپیما بالا رفت تا دو قاب متفاوت از پایانی مشابه در تاریخ ثبت شود.
نشست سازمان همکاری شانگهای روز دوشنبه، ۹ سنبله، در بیشکک، پایتخت قرغیزستان، آغاز شد. انتظار میرود در این نشست به نگرانیهای مرتبط با امنیت، تروریسم و قاچاق مواد مخدر در افغانستان نیز پرداخته شود. با این حال، طالبان بار دیگر به این نشست دعوت نشده است.
افغانستان از سال ۲۰۱۲ تاکنون عنوان رسمی «عضو ناظر» سازمان همکاری شانگهای را دارد، اما طالبان پس از بازگشت به قدرت در هیچ یک از نشستهای سالانه سران این سازمان حضور نداشته است.
نشست اصلی سران کشورهای سازمان همکاری شانگهای فردا، سهشنبه، برگزار خواهد شد. در روز نخست اجلاس، کشورهای عضو عمدتا در حال برگزاری نشستهای دوجانبه و چندجانبهاند.
در این نشست، رهبران کشورهای عضو از جمله شی جینپینگ، رئیسجمهور چین، ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه، نرندرا مودی، نخستوزیر هند، مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران و شهباز شریف، نخستوزیر پاکستان، در کنار سران قزاقستان، قرغیزستان، تاجیکستان، اوزبیکستان و بلاروس گردهم آمدهاند.
آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل متحد، و رجب طیب اردوغان، رئیسجمهور ترکیه، نیز از دیگر شرکتکنندگان در این نشست هستند. ترکیه عضو کامل سازمان همکاری شانگهای نیست و در جایگاه شریک گفتوگو در این سازمان قرار دارد.
در حاشیه این گردهمایی، دیدارهای دوجانبه متعددی میان رهبران برنامهریزی شده است؛ از جمله دیدار ولادیمیر پوتین با رهبران چین، هند، ایران و ترکیه. همکاریهای اقتصادی و تجاری، انرژی، حملونقل و اتصال منطقهای نیز در کنار مسائل امنیتی از موضوعات مورد بحث در این نشست است.
در پایان اجلاس، قرار است «اعلامیه بیشکک» به مناسبت بیستوپنجمین سالگرد تأسیس سازمان همکاری شانگهای تصویب شود و قرغیزستان ریاست دورهای این سازمان را به پاکستان واگذار کند.
نگرانی از فعالیت گروههای تروریستی، بهویژه داعش، در افغانستان، سابقه طولانی در بحثهای سازمان همکاری شانگهای دارد.
کشورهای عضو، بهویژه همسایگان افغانستان، فعالیت گروههای تروریستی در این کشور را تهدیدی برای امنیت منطقه میدانند و انتظار میرود این نگرانی در چارچوب مباحث امنیتی نشست نیز مطرح شود.
در نشست وزیران خارجه این سازمان در ۲۴ جولای نیز مسأله امنیت افغانستان مطرح شد. اسحاق دار، وزیر خارجه پاکستان، تروریسم برخاسته از افغانستان را یکی از جدیترین چالشهای امنیتی کشورش خواند و عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران، بر ایجاد افغانستانی باثبات و عاری از تروریسم تأکید کرد؛ در حالی که حکومت طالبان در آن نشست نیز نمایندهای نداشت.
سازمان همکاری شانگهای در سال ۲۰۰۱ پایهگذاری شد و اکنون ۱۰ عضو کامل دارد. چین و روسیه در سالهای اخیر از این سازمان برای تقویت نگاه چندقطبی در نظام بینالملل استفاده کردهاند، هرچند این سازمان رسماً خود را ائتلافی علیه کشورهای دیگر نمیداند.
گزارشهای منتشرشده در دو روز گذشته، از از دواج اجباری دو کودک شش ساله و هشت ساله هلمندی با مردان ۶۰ ساله و ۸۰ ساله خبر میدهد. پس از بازگشت طالبان به قدرت و افزایش فقر و ممنوعیت آموزش، نهادهای بینالمللی بارها از افزایش کودکهمسری در افغانستان ابراز نگرانی کردهاند.
مسئولان دفتر رسانهای طالبان در هلمند روز شنبه، هفتم سنبله گفتند که در ولسوالی نادعلی این ولایت یک دختر هشتساله از سوی خانوادهاش به نکاح یک مرد ۸۰ ساله درآمده بود. این دفتر در خبرنامهای نوشت که «در نتیجه تلاشهای» اداره امر به معروف این ولسوالی، از ازدواج اجباری این کودک هشتساله جلوگیری شده است.
دفتر رسانهای طالبان در هلمند روز یکشنبه نیز در یک خبرنامه جداگانه نوشت یک دختر ششساله در ولسوالی گرمسیر این ولایت، در بدل ۲۰۰ هزار روپیه پاکستانی به نکاح یک مرد ۶۰ در آمده بود. به گفته طالبان، پدر این کودک به مواد مخدر معتاد است و دختر خود را با رضایت در بدل این مقدار پول به نکاح یک مرد سالخورده درآورده است.
در خبرنامه طالبان آمده است: «این پرونده به منظور بررسی قانونی به محکمه ابتدایی محول شد. محکمه پس از بررسی، نکاح را فسخ کرد.»
افزایش کودکهمسری پس از بازگشت طالبان
ناظران میگویند این تنها دو موردی است که در ولایت هلمند، همسایه قندهار و مقر رهبر طالبان اتفاق افتاده و رسانهای شده است؛ به باور آنان کودک همسری در افغانستان تحت تسلط طالبان به یک روند تبدیل شده است. آنها گسترش فقر و محرومیت دختران از آموزش را از عوامل گشترش کودکهمسری در افغانستان میداننند.
کارشناسان میگویند بسیاری از خانوادهها بهدلیل فقر و بیکاری و برای تأمین هزینه زندگی کودکان خود را در بدل پول به نکاح مردان سالخورده در میآورند.
طالبان در سپتمبر ۲۰۲۱، حدود یک ماه پس از بازگشت به قدرت آموزش دختران بالاتر از صنف ششم را منع کرد. این گروه حدود یک سال بعد، در دسمبر ۲۰۲۲، تحصیل دختران در دانشگاهها را نیز ممنوع کرد.
صندوق کودکان ملل متحد (یونیسف) اعلام کرده که در حال حاضر بیش از ۲.۴ میلیون دختر در افغانستان از ادامه تحصیل محروم شدهاند و تا سال ۲۰۳۰ این رقم به چهار میلیون نفر خواهد رسید.
یونیسف ابراز نگرانی کرده است که ادامه این وضعیت، در کنار ازدواجهای اجباری، زمینه ازدواج دختران زیر سن را فراهم میکند. همچنین هشدار داده است این روند، بر سلامت روان دختران تأثیرات ناگواری میگذارد.
بر اساس برآورد این سازمان، در نتیجه این ممنوعیت، هر سال ۱۶۰۰ مادر هنگام زایمان جان خود را از دست خواهند داد و بیش از ۳۵۰۰ نوزاد از بین خواهند رفت.
کاترین راسل، مدیر اجرایی یونیسف میگوید: «آموزش تنها فرصت یادگیری را فراهم نمیکند، بلکه دختران را از ازدواج در کودکی، سوءتغذیه و دیگر مشکلات نیز محافظت میکند.»
دفتر زنان سازمان ملل متحد اعلام کرده که پس از روی کار آمدن طالبان، میزان ازدواج کودکان و دختران زیر سن در افغانستان بهگونه بیسابقهای افزایش یافته است. این نهاد میگوید این روند میزان بارداری دختران کمسن را افزایش میدهد که در نتیجه میتواند باعث مرگ مادران شود.
به گفته این نهاد، بسیاری از خانوادهها به دلیل فقر و نبود فرصتهای آموزشی و شغلی، به ازدواج دادن دختران زیر سن خود را راهی برای ادامه زندگی میدانند. سازمان ملل گفته است که این وضعیت پیامدهای بسیار ناگواری بر سلامت زنان و کودکان داشته است.
بر اساس برآورد این نهاد، در سال ۲۰۲۶ میزان بارداری مادران زیر سن قانونی در افغانستان ۴۵ درصد و خطر مرگ مادران نیز بیش از ۵۰ درصد افزایش خواهد یافت. به گفته این نهادها، دخترانی که از آموزش بازمیمانند، بیشتر با خطر ازدواج اجباری و بارداری در کودکی مواجه میشوند.
در این گزارش آمده است که در دسامبر ۲۰۲۴، ممنوعیت تحصیل دختران در رشتههای پزشکی و قابلهگی، آخرین امید برای آموزش کارکنان زن بخش صحی را نیز از بین برد.
نهاد زنان سازمان ملل متحد میگوید در نتیجه این روند، نسلی از زنان در افغانستان باقی خواهد ماند که تحصیلکرده نخواهند بود، در کودکی ازدواج کردهاند و با خطر جدی مرگ مواجه خواهند بود.
به گفته این نهاد، اگر حقوق زنان، آموزش و سلامت در افغانستان در اولویت قرار نگیرد، این کشور با خطر از دست رفتن نسل جوان و عقبماندن از روند توسعه مواجه خواهد شد.
بربنیاد گزارشها، بسیاری مقامات طالبان پس از به قدرت رسیدن در پنج سال گذشته به ازدواجهای دوم، سوم و چهارم روی آوردهاند.
بهرغم دستور هبتالله آخندزاده، رهبر طالبان مبنی خودداری اعضای این گروه از چندهمسری، بسیاری از مقامهای طالبان از این دستور سرپیچی کرده و برخی از آنان به زور و بدون رضایت دختران ازدواج کردهاند. چندهمسری در میان طالبان به امری عادی تبدیل شده است.
رسمیتشناسی ازدواج کودکان
طالبان در ماه ثور با تصویب مقرراتی ۳۱ صفحهای تحت عنوان اصول جدایی بین زوجین، ازدواج کودکان را بهصورت رسمی در چارچوب قوانین خانواده به رسمیت شناخت. این سند، جزئیات گستردهای درباره ازدواج افراد نابالغ، شرایط فسخ نکاح و احکام مرتبط با حضانت کودکان ارائه میکند.
«اصولنامه تفریق زوجین» که شامل یک مقدمه، دو باب، ۳۱ ماده و ۱۲ فصل است به تازگی از سوی رهبر طالبان توشیح شده است.
در این مقررات، ازدواج کودکان تحت شرایطی خاص قابل انحلال دانسته شده است؛ از جمله در مواردی چون ازدواج در کودکی، روابط رضاعی، جدایی اجباری، مفقود شدن شوهر، ارتداد و اتهام زنا.
یکی از بخشهای مهم این سند، ماده مربوط به «خیار البلوغ» است؛ اصلی در فقه اسلامی که به فرد اجازه میدهد ازدواجی را که در کودکی برای او ترتیب داده شده، پس از رسیدن به سن بلوغ فسخ کند.
بر اساس ماده پنجم این مقررات، اگر ازدواج کودک از سوی خویشاوندانی غیر از پدر یا پدربزرگ پدری انجام شده باشد، در صورتی معتبر شناخته میشود که همسر از نظر اجتماعی «کفو» محسوب شود و مهریه مناسب تعیین شده باشد. با این حال، فرد پس از رسیدن به بلوغ میتواند از طریق دادگاه درخواست فسخ ازدواج را مطرح کند.
این مقررات همچنین اختیارات گستردهای به سرپرستان خانواده در زمینه ازدواج کودکان میدهد، اما تصریح میکند که اگر ولی کودک سوءاستفادهگر، فاقد سلامت روانی یا دارای فساد اخلاقی تشخیص داده شود، عقد ازدواج باطل خواهد بود.
