• العربية
  • پښتو
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • پښتو
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

جزئیات نشست سوم دوحه که جز طالبان، همه افغان‌ها را از میز اصلی حذف کرد

ذبیح نوری

خبرنگار افغانستان اینترنشنال

۹ سرطان ۱۴۰۳، ۱۱:۲۳ (‎+۱ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۱۶:۲۹ (‎+۰ گرینویچ)

قطر، کشور کوچکی در شرق جزیره عربستان با نفوس بیش از ۲.۶ میلیون نفر و گرمای طاقت‌فرسای ۴۵ درجه امروز به یکی از بازیگران اصلی منطقه تبدیل شده است. این روزها، گرمی ترافیک دیپلوماتیک در این کشور از گرمای تابستان این کشور هم بیشتر شده است.

قرار است تا یک روز دیگر نمایندگان ویژه دستکم ۲۲ کشور و حدود هشت سازمان جهانی به این کشور بیایند و درباره آینده چهل میلیون افغان در زیر سلطه طالبان بحث و رای‌رنی کنند.

سازمان ملل میزبان نشست سوم دوحه در پایتخت قطر خواهد بود، اما این نشست با دو دور قبلی نشست‌های دوحه چه تفاوت‌هایی دارد؟

در گذشته برنامه جهان برای افغانستان این بود که طالبان باید حقوق بشر،‌ از جمله حقوق و آزادی‌های زنان را رعایت کنند، دولت فراگیر تشکیل دهند، در برابر تولید و قاچاق مواد مخدر و گروه‌های تروریستی مبارزه کنند، و تنها بعد از آن ممکن خواهد بود که با این گروه پشت یک میز نشسته و صحبت صورت گیرد.

طالبان در دو نشست گذشته در دوحه شرکت نکردند. دبیرکل سازمان ملل در نشست دوم دوحه، نمایندگان جامعه مدنی و زنان را دعوت کرد و با آن‌ها نشست برگزار کرد.

اما اینبار سازمان ملل با یک تغییر ۱۸۰ درجه طالبان را بی‌آنکه به هیچ یک از خواست‌های جهان پاسخ گفته باشد به دوحه دعوت کرده است.

نه تنها اینکه از نمایندگان جامعه مدنی و زنان در نشست اصلی دعوت نشده، بلکه این سازمان حاضر شده در نشست اصلی دوحه سوم، تنها طالبان حضور داشته باشند.

زنان و جامعه مدنی تنها اقشاری نیستند که از این نشست‌ها حذف شده‌اند. نمایندگان جبهات نظامی مخالف طالبان، نمایندگان اقوام، نمایندگان اقلیت‌های مورد خطر و تبعیض و قربانیان جنگ نیز نادیده گرفته شده‌اند.

امری که واکنش‌های شدید افغان‌ها و شماری از کشورهای جهان را نیز به همراه داشته است.

استدلال سازمان ملل این است که کشاندن طالبان به دوحه و نشاندن‌شان پشت میز با نمایندگان ویژه کشورها دستکم به نمایندگان ویژه این فرصت را فراهم می‌کند که نگرانی‌های خود را رو در رو با طالبان مطرح کنند.

قرار بود در نشست سوم دوحه درباره تعیین نماینده ویژه سازمان ملل برای افغانستان گفت‌وگو شود، اما اکنون این جلسه به فرمایش طالبان روی حمایت از سکتور خصوصی و همکاری بیشتر جهان برای مبارزه با مواد مخدر در افغانستان تبدیل شده است.

سطح این نشست برخلاف دو نشست قبلی دوحه از جانب سازمان ملل پایین آورده شده و به جای دبیرکل این سازمان، رزماری دی‌کارلو،‌معاون انتونیو گوترش این نشست را رهبری خواهد کرد.

طالبان در این نشست به جای وزیر خارجه خود، ذبیح‌الله مجاهد، سخنگوی مورد اعتماد رهبر طالبان را به نشست می‌فرستد. چیزی که از بی‌اعتمادی رهبر طالبان به امیرخان متقی بیشتر از پیش پرده برمی‌دارد.

در یک تحول دیگر، سازمان ملل از اشتراک چند زن از افغانستان برای شرکت در نشستی خبر داده است. به نظر می‌رسد ملل متحد از شماری از زنان در نشست‌های حاشیه‌ای پذیرایی می‌کند تا بتواند پاسخی حداقل به موج گسترده اعتراضات داشته باشد. قرار است بعد از پایان یافتن دو روز نشست اصلی، نمایندگان ویژه برخی از کشورها در نشستی حاشیه‌ای زنان را ببینند. شماری زنان مطرح که در این نشست حاشیه‌ای دعوت شده‌اند گفته‌اند به دوحه نمی‌روند.

تا سه روز دیگر مشخص خواهد شد نشست سوم دوحه به طالبان و به مردم افغانستان چه چیزی عرضه خواهد کرد.

قطر از نزدیک به یک‌ونیم دهه بدینسو در سیاست افغانستان دخیل شده و روز به روز در این عرصه فعال‌تر می‌شود. این کشور در سال ۲۰۱۳ به طالبان اجازه داد دفتر سیاسی خود را در دوحه، پایتخت این کشور افتتاح کند. در سال ۲۰۲۰ باز هم در همین کشور پیمان دوحه میان امریکا و طالبان امضا شد؛ پیمانی که منجر به سقوط نظام جمهوریت در افغانستان شد.

پربازدیدترین‌ها

طالبان یحیی عنابی را در پنجشیر بازداشت کرد
۱

طالبان یحیی عنابی را در پنجشیر بازداشت کرد

۲

تشدید آرایش نظامی در بدخشان؛ جمعه فاتح نیروهایش را به حالت آماده‌باش درآورد

۳

شورای علمای شیعه: طالبان شماری از مسئولان مساجد و حسینیه‌‌ها را بازداشت کرده است

۴

اتحادیه اروپا: از کاهش مصرف مواد مخدر و درمان معتادان در افغانستان حمایت می‌کنیم

۵

دبیرکل کشورهای مشترک‌المنافع: افغانستان نباید از همکاری‌های منطقه‌ای کنار گذاشته شود

بازی‌های جام جهانی ۲۰۲۶

•
•
•

مطالب بیشتر

حذف زنان افغانستان و هم‌نشینی طالبان با زنان خارجی

۸ سرطان ۱۴۰۳، ۲۰:۲۶ (‎+۱ گرینویچ)
•
امان فرهنگ
حذف زنان افغانستان و هم‌نشینی طالبان با زنان خارجی
100%

پس از رایزنی‌های زیاد و پذیرفته شدن شرایط طالبان، این گروه در نشست دوحه به ریاست رزماری دیکارلو، معاون دبیرکل سازمان ملل شرکت می‌کند. طالبان در حالی در این نشست که به ریاست یک زن برگزار می‌شود شرکت می‌کند که با حضور زنان افغان مخالفت کرد و حاضر نیست درباره حقوق آنها گفت‌وگو کند.

طالبان در ماه‌های گذشته با تعیین نماینده ویژه سازمان ملل برای افغانستان که محور این نشست بود، مخالفت کرد. این گروه برای حضور خود در سومین نشست دوحه شرایط دیگری را نیز مطرح کرد. طالبان با دیکته کردن شرایط خود و تغییر دستور کار نشست دوحه با دعوت نمایندگان زنان، جامعه مدنی و دیگر جریان‌های سیاسی مخالفت کرد.

طالبان که در دو نشست قبلی دوحه غایب بود اینبار حتا با مطرح شدن مسایل حقوق بشری به ویژه حقوق زنان هم مخالفت کرد.

طالبان درباره دلیل دشمنی خود با زنان افغان می‌گوید مطابقت «شریعت اسلامی» برخورد می‌کند، اما هرگز توضیح نداده که چرا شریعت مد نظر آن‌ها برخورد متفاوتی درباره زنان خارجی تجویز می‌کند. به گونه‌ای که زنان خارجی با پوشش متفاوت می‌تواند به عنوان گردشگر خارجی در ولایت‌های افغانستان سفر کند و یا رهبری جلسه‌ای را به عهده داشته باشند که طالبان نیز در آن شرکت می‌کنند.

با آغاز روند دوحه، دبیرکل سازمان ملل اعلام کرد که دستور کار نشست‌های دوحه چگونگی تعامل جهان با طالبان، مسایل حقوق بشری و تعیین نماینده ویژه برای افغانستان است.

گفت‌وگو درباره مبارزه با مواد مخدر، تقویت سیستم بانکی و مالی اکنون محورهای سومین نشست دوحه است. مساله‌ای که مخالفان طالبان و مدافعان حقوق بشر آن را انحراف نشست دوحه می‌دانند.

مخالفت طالبان با حضور زنان افغان و شرکت این گروه در کنفرانسی که ریاست آن را یک زن بر عهده دارد، طالبان را به چالش کشیده است.

علاوه بر معاون دبیرکل سازمان ملل، رزا اوتونبایوا، رئیس یوناما که او نیز یک زن است از برگزارکنندگان نشست دوحه است.

رینا امیری نماینده ویژه امریکا در امور زنان افغانستان که در این نشست شرکت می‌کند نیز یک زن است.

طالبان با حذف زنان از عرصه عمومی و سرکوب زنان معترض اکنون حاضر نیست حتا درباره زنان و حقوق آنها گفت‌وگو کند.

رزا اوتونبایوا در نشست اخیر شورای امنیت سازمان ملل، طالبان را بدوی معرفی کرد و گفت انتظار نداشته باشید طالبانی که از جنگ و کوه آمده و تفکر سنتی دارند، مدرن فکر کنند.

او با این سخن آپارتاید جنسیتی طالبان را توجیه کرد.

پس از انتقادهای شدید فعالان حقوق بشر، رزماری دیکارلو که میزبان نشست دوحه است، گفت که زنان در نشست دوحه دعوت نشده زیرا این گفت‌وگوی بین افغانی نیست.

این درحالی است که در نشست پیشین دوحه نمایندگان زنان و جامعه مدنی حضور داشتند. فعالان می‌گویند که معاون سازمان ملل با این اظهارات حذف زنان از نشست دوحه را توجیه کند.

فعالان حقوق بشر انتظار داشتند معاون سازمان ملل طبق منشور این سازمان و هم به عنوان یک زن به جای نادیده گرفتن زنان افغان بایستی از حضور آنها در نشست دوحه دفاع می‌کرد.

به باور هیدربار، مسئول بخش زنان دیدبان حقوق بشر، این تصمیم سازمان ملل نه تنها خیانت به زنان افغانستان بلکه خیانت به همه زنان جهان است.

همچنین دوازده تن از رهبران برجسته زن در اجلاس جهانی رهبران زن، در یک نامه‌‌ی سرگشاده از جامعه جهانی خواست که مساله زنان افغانستان نباید نادیده گرفته شود.

این زنان از جمله؛ هیلاری کلینتون وزیر خارجه سابق امریکا، رئیسان جمهور سابق لیتوانیا و کوزوو، نخست‌وزیران سابق فنلند، نیوزیلند و استرالیا و رئیس پیشین کمیسیون حقوق بشر افغانستان این اقدام سازمان ملل را ظالمانه خوانده‌اند.

فعالان زن در افغانستان می‌گویند که با این تصمیم سازمان ملل در کنار طالبان ایستاده است.

از فعالان حقوق بشر افغان که در نشست دوحه دعوت شده تاکنون تنها زبیده اکبر این نشست را تحریم کرده است.

مخالفان طالبان و مدافعان حقوق بشر می‌گویند سازمان ملل و جامعه جهانی با کنار زدن زنان، طالبان را از حاشیه به متن آورده و زنان را حتا از محور مهم‌ترین نشست بین‌المللی درباره افغانستان حذف کرده است.

پیشتر یک وزیر کابینه طالبان گفت که جهان پذیرفته که این گروه در افغانستان بدیلی ندارد.

چرا فرماندهان کلیدی ضدطالبان به آسانی کشته می‌شوند؟

۸ سرطان ۱۴۰۳، ۰۹:۱۶ (‎+۱ گرینویچ)
چرا فرماندهان کلیدی ضدطالبان به آسانی کشته می‌شوند؟
100%

روز جمعه، اول سرطان خبرگزاری مقاومت متعلق به جبهه مقاومت ملی افغانستان ویدیویی پخش کرد که عبدالصمد کوه‌گدای در آن می‌گفت مقاومت در نهرین ادامه دارد. یک هفته بعد روز جمعه، ۸ سرطان، جبهه مقاومت اعلام کرد که این فرمانده با دو نفر دیگر کشته شده‌اند.

گروهی از نیروهای جبهه مقاومت ملی در اقدامی غافل‌گیرکننده از دل‌ کوه‌ها در ولسوالی نهرین ولایت بغلان، با نشر ویدیویی از مبارزه با طالبان و ادامه مقاومت سخن راندند.

در شرایطی‌که صددرصد ولایت بغلان در کنترول طالبان است، پخش این ویدیو با واکنش‌های گسترده‌ای روبرو شد. عده‌یی از شجاعت نیروهای جبهه مقاومت ملی ستایش کردند، شماری ویدیو را جعلی خواندند و جمعی از بی‌پروایی جبهه مقاومت در امنیت و مصونیت نیروهایش انتقاد کردند.

روز جمعه، یک هفته پس از پخش ویدیوی عبدالصمد کوه‌گدای، جبهه مقاومت ملی رسماً تأیید کرد که پنج تن از نیروهایش به شمول فرمانده کوه‌گدای در نبرد با طالبان در بغلان کشته شده است.

پس از پخش خبر کشته‌شدن عبدالصمد کوه‌گدای مشهور به حمزه، بسیاری از کاربران شبکه‌های اجتماعی پرسیده‌اند: «آیا جبهه مقاومت خود سر نیروهایش را به باد می‌دهد؟»

منتقدان می‌پرسند یک جبهه نظامی که رهبری آن تشکیلات عریض و طویلی دارد، چگونه می‌تواند در شرایطی یک متر جغرافیای کشور را به کنترل ندارد، ویدیوی یک فرمانده و گروهی از چریک‌های خود را همراه با آدرس دقیق آن‌ها در شبکه‌های اجتماعی پخش کند؟

میرزا محمد یارمند، معین پیشین وزارت امور داخله، به افغانستان اینترنشنال گفت امروزه حکومت‌ها به آسانی می‌توانند با استفاده از تکنولوژی افراد را از طریق استراق سمع، ردیابی و تثبیت موقعیت کنند. با این حال اعضای جبهه مقاومت با بی‌پروایی در داخل کشور از شبکه‌های اجتماعی استفاده می‌کنند.

آقای یارمند می‌گوید افراد جبهه مقاومت قبل از آغاز حملات چریکی خود درباره حفظ محرمیت آموزش حرفه‌ای ندیده‌اند.

منتقدان می‌گویند جبهه مقاومت برای این‌که روی صحنه باشد و سرخط خبرها، سبک‌سرانه و بی‌پروا با جان سربازان و نیروهایش بازی می‌کند.

در نزدیک به سه سال گذشته، ده‌ها فرمانده و نظامی جبهه مقاومت ملی افغانستان به دلایل مشابه کشته، زخمی و بازداشت شده‌اند. این نخستین بار نیست که فرماندهان جبهه مقاومت ملی افغانستان پس از پخش ویدیوهای خود در شبکه‌های اجتماعی و افشای موقعیت قرارگاه‌های خود کشته می‌شوند. برخی از قربانیان ستون‌های اصلی مقاومت مسلحانه علیه طالبان بودند و تجربه طولانی جنگ علیه این گروه را در کارنامه داشتند.

خیرمحمد خیرخواه اندرابی

از جمله در جدی ۱۴۰۱ یک ویدیو از خیرمحمد خیرخواه اندرابی، فرمانده نامدار نظامی ضد طالبان در شبکه‌های اجتماعی پخش شد. در این ویدیو دیده می‌شد که فرمانده خیرخواه با برافروختن آتشی در دل کوهستان، شعر می‌خواند و شب یلدا را تجلیل می‌کند.

پس از این ویدیو، فرمانده خیرخواه یکشنبه شب، چهار جدی، با حدود بیست نفر از نظامیانش در حمله گسترده طالبان کشته شدند.

منتقدان پیش از این هم گفته بودند که انتشار ویدیوی تجلیل از شب یلدا در کوهستان و شعرخوانی یک فرمانده ضد طالبانی ممکن است برای دستگاه تبلیغاتی جبهه مقاومت یک دستاورد به حساب بیاید و دل حامیان این جبهه در شهرها و کشورهای خارج را برای پاسداشت از جشن‌های باستانی گرم کند، اما آیا چنین تبلیغاتی آنقدر ارزش دارد که خطر به دام افتیدن فرماندهان و نظامیان ضد طالبان را به جان خرید؟

نورآغا پیشغور

علاوه بر آن، فرماندهانی مثل نور آقا پیشغور که تجربه نبرد علیه طالبان در دوره مقاومت اول را نیز در کارنامه داشت، پس از انتشار ویدیوهایی از موقعیت خود کشته شدند. نورالله پیشغور روز شنبه، ۲۱ جوزای ۱۴۰۲، با دو تن دیگر از نیروهای جبهه مقاومت ملی، در پنجشیر جان باخت.

اکمل امیر و بصیر اندرابی

نیروهای طالبان بامداد روز پنجشنبه، ۱۷ حمل ۱۴۰۲ به روستای «آغل خان» ولسوالی سالنگ رفتند و بابه گل نظری، مدیر لیسه مرکزی سالنگ و یک عضو ارتش پیشین افغانستان را بازداشت کردند. آن‌ها در ماه رمضان زمانی که در خانه‌های خود مشغول صرف سحری بودند، گرفتار شدند.

سه روز بعد، روز یکشنبه، ۲۰ حمل ۱۴۰۲، عبدالحمید خراسانی، فرمانده گروهی از ملیشه‌های طالبان که در آن زمان به‌عنوان ولسوال این گروه در احمد آباد پکتیا کار می‌کرد، ویدیوی اعتراف اجباری این دو بازداشت شده را پخش کرد.

در ویدیوهایی که آقای خراسانی به رسانه‌ها ارسال کرده، دیده می‌شود که بابه‌گل نظری، مدیر لیسه مرکزی سالنگ به عضویت در جبهه آزادی اعتراف می‌کند.

در این ویدیو دیده می‌شود که دستان آقای نظری به پشتش بسته است و مردان مسلح با نقاب در عقب او ایستاده‌اند.

جبهه آزادی در آن زمان در پاسخ به سوال افغانستان اینترنشنال، عضویت افراد بازداشت شده در این جبهه را رد کرد و گفت: «این افراد با هیچ یک از فرماندهان و سربازان جبهه آزادی ارتباطی ندارند.»

با این حال فقط یک روز بعد از پخش ویدیوی اعتراف اجباری بابه گل نظری و همراهش، اتفاقات تکان‌دهنده‌ای در دره کوکلامی سالنگ‌ها رخ داد.

بیش از ۲۰۰ جنگجوی طالبان در حدود ۳۴ رنجر حوالی ساعت هشت بامداد روز دوشنبه، ۲۱ حمل ۱۴۰۲ بر روستای «هنروه بالا» دره کوکلامی سالنگ هجوم بردند و درگیری را آغاز کردند که تا شب همان روز ادامه یافت. آن‌ها برخی‌ خانه‌های مردم محل را آتش زدند و در مسجد اعلام کردند که کسی از خانه‌اش بیرون نشود.

در آن روز مردم، محل ویدیویی را به افغانستان اینترنشنال فرستادند که پیکر تیرباران شده پنج عضو جبهه آزادی را نشان می‌داد. «جبهه‌ آزادی افغانستان» پس از ۵ روز گزارش‌های ضد و نقیض در مورد کشته شدن اکمل امیر و جنرال اندرابی، تایید کرد که پنج تن از نیروهایش از جمله دو فرمانده نام‌آشنا در نبرد با نیروهای طالبان کشته شده است.

مردم سالنگ‌ها می‌گویند بازداشت بابه گل نظری با رویدادهای بعدی در سالنگ‌ها که به کشته شدن اکمل امیر و همراهانش منتهی شد بی‌ربط نیست.

هنوز فهرستی از سوالات درباره کشته شدن اکمل امیر و بصیر اندرابی و همراه‌شان بی‌پاسخ مانده است. آیا جبهه آزادی معتقد است که بازداشت بابه گل نظری با کشته شدن اکمل امیر کاملا بی‌ربط است؟ آیا برای جبهه نظامی مخالف طالبان قابل پیش‌بینی نبود که ممکن است بابه گل نظری تخلیه اطلاعاتی شود و موقعیت اکمل امیر را زیر شکنجه‌های بی‌امان طالبان افشا کند؟ آیا چهار روز زمان کافی برای تغییر موقعیت اکمل امیر و همراهانش نبود؟

هزینه سنگین انسانی جبهه مقاومت ملی

نزدیک به سه سال از کشته شدن فهیم دشتی، سخنگوی جبهه مقاومت ملی افغانستان و ودوود زره، از بستگان احمد مسعود می‌گذرد. با این حال هنوز اطلاعات کمی در مورد چگونگی قتل آن‌ها در حوزه عمومی پخش شده است.

بعد از کشته شدن این دو چهره، فرماندهان برجسته‌ای مثل بهلول بهیج، ملک خان دره، احمدیار، زبیر اندرابی، خیرمحمد خیرخواه، عبدالحمید، نورآقا پیشغور، بحرالدین آقا، قمرالدین اندرابی و بسیاری دیگر یکی از پی دیگری کشته شده‌اند.

براساس گزارش سالانه جبهه مقاومت ملی افغانستان که در دوزادهم سنبله ۱۴۰۱ پخش شد، در جریان یک سال اول حکومت طالبان ۱۲۱ نفر از نیروهای جبهه مقاومت کشته شده‌اند.

جبهه مقاومت در سه سال گذشته بر علیه طالبان در افغانستان می‌جنگد. طالبان علاوه بر جبهه مقاومت دشمنان دیگر مثل جبهه آزادی افغانستان و داعش نیز دارد.

با این حال، دشوار است که آمار بلند کشته‌شدگان و بازداشت‌شدگان جبهه مقاومت از میان فرماندهان کلیدی این جبهه را با کشته شدگان فرماندهان طالبان و یا فرماندهان داعش مقایسه کرد.

علاوه بر رقم تلفات انسانی، صدها نیروی جبهه مقاومت ملی به دلیل اشتباهات مشابه در سه سال گذشته بازداشت شده‌اند. هم اکنون، بیشتر از ۱۲ هزار زندانی در زندان‌های طالبان وجود دارد. رقم قابل ملاحظه زندانیان نیروهای جبهه مقاومت است. فرماندهان نظامی جبهه مقاومت- علی رغم تجربه طولانی و آشنایی با جغرافیا- در جنگ چریکی و مسلحانه با طالبان ناکام بوده‌اند. یک جنگ موفق جنگی است که کمترین تلفات و خسارات به نیروهای خودی وارد شود.

'نبود نقش پویای زنان در نشست دوحه در مخالفت با حقوق بین‌الملل است'

۸ سرطان ۱۴۰۳، ۰۷:۳۶ (‎+۱ گرینویچ)
•
ملک ستیز
'نبود نقش پویای زنان در نشست دوحه در مخالفت با حقوق بین‌الملل است'
100%

نشست دوحه به دعوت سازمان ملل متحد بزرگ‌ترین و کلیدی‌ترین نهاد هماهنگ‌کننده دولت‌های جهان راه‌اندازی می‌شود.

این نشست هدف خود را ادغام مجدد افغانستان در ساختارها و اصول بین‌الملل قرار داده است. از این‌رو، همایش دوحه که با نمایندگان ویژه چند دولت در امور افغانستان و هیئت اداره بر سر کار طالبان راه‌اندازی می‌شود، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است، اما اگر زنان که نیمی از جمعیت افغانستان را تشکیل می‌دهند در این نشست مهم شرکت نکنند، از دید حقوق بین‌الملل چه معنی دارد؟


تخطی منشور سازمان ملل
بند سوم ماده اول منشور سازمان ملل متحد بر اصل رعایت و احترام حقوق بشر با حفظ کرامت انسانی همه‌ انسان‌های روی زمین بدون تبعیض تاکید کرده است. زمانی که میزبان نشست دوحه، دبیرخانه سازمان ملل متحد است، چگونه می‌توان اجرای این اصل منشور سازمان ملل متحد را در دستور کار و فیصله‌های آن توجیه کرد؟


تخطی از اعلامیه جهانی حقوق بشر
ماده دوم این اعلامیه، که جوهر و فلسفه حقوق بشر است، به‌صراحت تمایز و تبعیض را مردود شمرده و بر حق مشارکت برابر تمام انسان‌ها در جامعه تاکید کرده است. این اعلامیه در ۳۰ ماده خود به شکل مستقیم و غیرمستقیم رعایت بدون تبعیض کرامت انسانی را مسئولیت جامعه جهانی تعیین کرده است. اعلامیه جهانی حقوق بشر، که میثاق مادر برای تمام هنجارهای قبول شده بین‌المللی در امور حقوق بشر است، در نشست دوحه رعایت نشده است.


تخطی از کنوانسیون‌های قبول شده جهانی حقوق بشر
ماده دوم کنوانسیون بین‌المللی رفع هر نوع تبعیض علیه زنان، تمام جامعه جهانی را بر رفع کامل تبعیض جنسیتی فراخوانده و مرتکبین آن‌را سزاوار پیگرد حقوقی دانسته است. بند سوم ماده دوم میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی، که یکی از مهم‌ترین قانون‌های بین‌المللی در امور حقوق بشر است، همه‌ جامعه‌ جهانی را دعوت به رعایت اصل برابری و رفع تبعیض کامل کرده و این کار مهم را مکلفیت جامعه بشری دانسته است. ماده سوم میثاق بین‌المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی برای دولت‌های جهان و همه سازمان‌های جهانی مکلفیت رعایت برابری و همبستگی در تبعیض را یک اصل مهم و اساسی تعیین کرده است. همچنین سایر کنوانسیون‌های ناشی از اعلامیه جهانی حقوق بشر به صورت کل تبعیض جنسیتی را جنایت ضدبشری معرفی کرده است. حالا پرسشی مطرح می‌شود که آیا کمبود نقش زنان در همایش دوحه نماد مبرهنی از تخطی‌های این اسناد با اعتبار جهانی نیست؟‌


تخطی‌های آشکار از فیصله‌های سازمان ملل متحد
یکی از ارزشمندترین فیصله‌های سازمان ملل متحد را قطعنامه ۱۳۲۵ شورای امنیت سازمان متحد تشکیل می‌دهد. این قطعنامه، که مشمول دستگاه حقوق بین‌الملل شده، جایگاه زنان را در تصمیم‌گیری‌های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی با حفظ برابری جنسیتی با مردان به بحث گرفته است. این قطعنامه اهمیت زیادی بر دولت‌های در حال منازعه و پسامنازعه دارد، زیرا بر نقش زنان در تامین امنیت و صلح و ثبات تاکید کرده است. اما در نشست دوحه این قطعنامه که باید به اصل مهم تبدیل می‌شد، رعایت نمی‌شود.


ضعف مشروعیت فیصله‌ها
مشروعیت فیصله‌ها در باب مسایل ملی زمانی شکل می‌گیرد که همه‌ اقشار جامعه حداقل صدا یا نمایندگان خود را در تصامیم بااهمیت ملی داشته باشند. در نشست دوحه کسی از زنان نمایندگی نمی‌کند و این کمبود مقبولیت و مشروعیت فیصله‌های این نشست را زیر پرسش می‌برد.


واقعیت این‌ است که هنجارهای یاد شده استخوان‌های پیکر دولت‌های معاصر و جامعه‌ جهانی را در کل تشکیل می‌دهد. شاید ما در جهان نمونه‌های کمی از تخطی این هنجارها توسط خود سازمان ملل متحد را دیده باشیم. حالا نه در تعیین دستور کار این نشست و نه در مشارکت مستقیم در تصمیم‌گیری‌های آن زنان هیچ نقشی نداشته‌اند. این ضعف حقوقی بر جایگاه و اعتبار نشست دوحه اثر بدی خواهد گذاشت. از سوی دیگر، فیصله‌های این نشست بار حقوقی را که باید می‌داشت، از دست خواهد داد.


یکی از واقعیت‌های تلخ دیگر این‌ است که سازمان ملل متحد با پذیرش پیش‌شرط‌های اداره بر سر کار طالبان ارزش‌ها، هنجارها و قوانین بین‌المللی را به معامله گرفته است. این امر سبب می‌شود که منتقدان حقوق بشر بیش‌تر از همیشه فرصت یابند تا بگویند حقوق بشر وسیله‌ای برای سیاست‌مداران و نهادهای سیاسی است.


یکی از مهم‌ترین محورهای راهبردی سازمان ملل متحد دفاع، رعایت و ترویج حقوق بشر از طریق شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد و کمیساریای عالی حقوق بشر این سازمان جهانی است. از سوی دیگر، سازمان ملل متحد وظیفه دارد تا از اجرای هفت کنوانسیون جهانی، حقوق بشر را در جهان نظارت کند. این در حالی‌ است که دست‌اندرکاران نشست دوحه خود سبب نقض سیستماتیک این اسناد معتبر جهانی می‌شوند.

آیا خامنه‌ای می‌خواهد پزشکیان رئيس‌جمهور ایران شود؟

۵ سرطان ۱۴۰۳، ۱۱:۴۴ (‎+۱ گرینویچ)
•
ستار سعیدی
آیا خامنه‌ای می‌خواهد پزشکیان رئيس‌جمهور ایران شود؟
100%

پس از کشته شدن ابراهیم رئيسی در سقوط چرخبال،‌ این برداشت وجود داشت که سعید جلیلی به دلیل شباهت فکری به رئيسی، گزینه بعدی رهبر جمهوری اسلامی برای ریاست‌جمهوری ایران خواهد بود. اما به نظر می‌رسد از میان شش نامزد موجود، مسعود پزشکیان گزینه اصلی علی خامنه‌ای باشد.

رهبر جمهوری اسلامی به دنبال مشارکت بالای رای‌دهندگان است؛ او می‌گوید در هر انتخاباتی که مشارکت پایین بوده، زبان بدگویان دراز شده و دشمن شاد شده است. او به خوبی می‌داند که با گزینه‌های آزموده شده‌ای مانند سعید جلیلی و باقر قالیباف نمی‌تواند انتظار مشارکت بیشتر از انتخابات قبلی داشته باشد.

به همین دلیل با وجود اینکه مسعود پزشکیان در انتخابات ریاست‌جمهوری ۱۴۰۰ رد صلاحیت شده بود، این بار تایید شد تا بتواند در کنار رای قومی خود در میان ترک‌تباران، کسانی را که هنوز به اصلاحات باور دارند به پای صندوق‌های رای بکشاند. هرچند بسیاری در ایران باور خود به صندوق رای و انتخابات را از دست داده و این رای‌گیری را یک انتصابات دیگر می‌دانند.

چینش به نفع پزشکیان

با رد صلاحیت افرادی مانند علی لاریجانی که ممکن بود به عنوان چهره‌ای معتدل و نزدیک به حسن روحانی، باعث پراکنده شدن آرای اصلاح‌طلبان شود، چینش نامزدها به نفع مسعود پزشکیان رقم خورده است.

سعید جلیلی و باقر قالیباف، از نامزدهای انتخابات ایران
100%
سعید جلیلی و باقر قالیباف، از نامزدهای انتخابات ایران

در ساختار رهبرمحوری که قانون اساسی جمهوری اسلامی پیشبینی کرده است، کسی نمی‌تواند بدون تامین نظر علی خامنه‌ای به مقام‌ ریاست‌جمهوری برسد. رهبر جمهوری اسلامی این نظر را از طریق شورای نگهبان اعمال می‌کند؛ این شورای ۱۲ نفره از شش عالم دین (فقیه) و شش حقوقدان تشکیل شده است. شش فقیه مستقیماً توسط خود رهبر منصوب می‌شوند و شش حقوقدان را رئیس قوه قضائيه – که خود منصوب رهبر است – برای تایید به مجلس (پارلمان) پیشنهاد می‌کند که اعضای آن نهاد هم از فیلتر همین شورا گذشته‌اند.

قانون نانوشته‌ای وجود دارد که نامزدهای برجسته و صاحب‌نام، پیش از اینکه شناسنامه به‌دست در ستاد انتخابات کشور حاضر شوند، از «بیت» چراغ سبز دریافت می‌کنند و منظور از بیت، دم و دستگاه رهبراست.

رهبر به عده‌ای «توصیه» می‌کند نامزد نشوند، چنان‌که در سال ۱۳۹۵ به محمود احمدی‌نژاد توصیه کرده بود و او نادیده گرفت و در شورای نگهبان رد صلاحیت شد. گاهی هم مخالفتی نشان نمی‌دهد و حتی پس از رد صلاحیت، از آن‌ها دلجویی می‌کند، اما پشت پرده به شورای نگهبان می‌گوید کار خود را انجام دهند. همانطور که در یک سخنرانی پس از رد صلاحیت علی لاریجانی در انتخابات ریاست‌جمهوری ۱۴۰۰، از او و خانواده‌اش دلجویی کرد، ولی این بار که لاریجانی بار دیگر پا پیش گذاشت، به دلایلی که هیچ‌وقت علنی نمی‌شود، رد صلاحیت شد.

'شیر بی‌یال و اشکم و دم' اصلاحات

علی خامنه‌ای در ۱۵ سال گذشته، اصلاح‌طلبان را قلع و قمع کرده و رهبران آن‌ها را حصر، زندانی یا ممنوع‌التصویر کرده است. بیشتر کسانی که پس از انتخابات جنجالی ۱۳۸۸ به نام جنبش سبز به خیابان‌ها ریختند، یا چهار سال پس از آن، به روبان بنفش حسن روحانی چنگ انداختند،‌ اکنون به تعبیری برانداز شده‌اند و به چیزی جز رفتن خامنه‌ای و سرنگونی جمهوری اسلامی رضایت نمی‌دهند.

کسانی که به نام اصلاح‌طلب هنوز در ساختار سیاسی ایران باقی مانده و تحمل می‌شوند، تبدیل به شیر بی‌یال و اشک و دم شده‌اند. آن‌ها خط قرمزهای مورد نظر علی خامنه‌ای در عرصه سیاست داخلی و خارجی را پذیرفته و هیچ قصد و غرضی برای به چالش کشیدن جایگاه او در نظام جمهوری اسلامی ندارند.

مسعود پزشکیان در کنار محمد خاتمی
100%
مسعود پزشکیان در کنار محمد خاتمی

اکنون و با وجود سال‌ها ممنوع‌التصویر بودن محمد خاتمی، رئيس‌جمهور دوره اصلاحات، عکس و نام او به همراه مسعود پزشکیان در تلویزیون جمهوری اسلامی دیده و شنیده می‌شود.

آقای خاتمی هم که در انتخابات گذشته به قول خودش در کنار اکثریت ناراضی ایستاده و رای نداده بود، این بار از مسعود پزشکیان حمایت کرد و از مردم خواست با صندوق رای آشتی کنند.

با کوچک‌تر شدن حلقه حامیان سنتی خامنه‌ای – که نمونه‌اش را در انتخابات گذشته مجلس و راهپیمایی سالگرد انقلاب دیدیم – رهبر جمهوری اسلامی بیش از گذشته احساس نیاز می‌کند که به فضای مرده انتخابات، نفس تازه‌ای بدمد و ظاهر جمهوریت نظام را حفظ کند. او می‌گوید «یکی از چیزهایی که جمهوری اسلامی را بر دشمنان فایق می‌کند،‌ انتخابات است.» او می‌خواهد این مشارکت بالا را با فضا دادن به اصلاح‌طلبان به‌دست آورد.

با افزایش احتمال بازگشت دانلد ترامپ به کاخ سفید و موج راستگرایی در اروپا، جمهوری اسلامی به چهره‌هایی در عرصه سیاست خارجی خود نیاز دارد تا بتوانند پنجره گفت‌وگو با غرب را باز نگه دارند و تنش‌زدایی کنند.

در کنار مسعود پزشکیان و علی جلیلی، چهار نامزد دیگر، محمدباقر قالیباف، علیرضا زاکانی،‌ امیرحسین قاضی‌زاده هاشمی و مصطفی پورمحمدی هم حضور دارند.

دور از ذهن نیست که زاکانی و قاضی‌زاده هاشمی، در روزهای مانده به انتخابات به نفع یکی از دو نامزد باقیمانده محافظه‌کاران (قالیباف یا جلیلی) کنار بروند. مصطفی پورمحمدی هم به نفع مسعود پزشکیان کنار خواهد رفت و چه بسا در دولت آینده او، به پستی مانند وزارت دادگستری دست یابد. به این ترتیب، مسعود پزشکیان که در مناظره‌ها گفته است در دولت خود به سوی همه طیف‌های سیاسی و فکری دست دراز خواهد کرد،‌ یک وزیر از جامعه روحانیت مبارز خواهد داشت که پیشینه وزارت در دولت حسن روحانی دارد.

مخالفان طالبان کی‌ها هستند، آیا فرصت انسجام فرا رسیده است؟

۴ سرطان ۱۴۰۳، ۱۲:۰۷ (‎+۱ گرینویچ)
•
ملک ستیز
مخالفان طالبان کی‌ها هستند، آیا فرصت انسجام فرا رسیده است؟
100%

طالبان به عنوان یک گروه سیاسی، مذهبی و نظامی از سال ۱۹۹۲ به این‌سو در معادلات افغانستان به عنوان یک بازیگر کلیدی شامل شد. از آن‌زمان به این‌سو، این گروه دو بار بر قدرت سیاسی در افغانستان حاکم شده است.

طالبان از لحاظ سیاسی و ایدیولوژیک، یک گروه راست‌گرای تندرو اسلامی شمرده می‌شود که به دولت معاصر و جایگاه شهروند در آن باور ندارد و می‌خواهد نظامی را در افغانستان پیاده کند که استوار به روحانیت افراطی باشد.

این‌که مخالفان طالبان در داخل و خارج کشور فراوان هستند، بر همه روشن است. اما چگونه باید مخالفان طالبان را شناسایی کرد. مخالفان طالبان به سه دسته تقسم‌بندی شده‌اند.

نخست: مخالفان سیاسی

مخالفان سیاسی به گروهی اطلاق می‌شود که در جنب تشکلات و یا سازمان‌های سیاسی در برابر طالبان قرار گرفته‌اند. احزاب سیاسی اسلامی و چپی که پیشینه طولانی مبارزات سیاسی را در کارنامه خود دارند در این جمع شامل هستند. اما احزاب چپی که با مرور زمان متواری شده و تشکلات پویایی ندارند، در این میان چندان قابل دید نیستند. با این حال گروه‌های اسلامی و سیاسی حداقل از لحاظ شکلی متمایزتر نمایان می‌شوند.

در این میان شاخه‌های حزب اسلامی، جمعیت اسلامی، وحدت اسلامی، اتحاد اسلامی و جنبش اسلامی تلاش کرده‌اند در داخل و بیرون از کشور برنامه‌هایی را راه‌اندازی کنند.

به جز حکمتیار، سایر رهبران احزاب سیاسی راستی اسلامی، افغانستان را ترک کرده و در ترکیه ائتلافی را شکل دادند. حکمتیار از بارزترین چهره‌های مخالفان سیاسی طالبان است که توانسته از کابل، با وجود تهدیدها، نقدهایش را در باب رژیم و ساختار سیاسی طالبان ارائه دهد.

اما گروه ترکیه به برگزاری نشست‌های مجازی و پخش اعلامیه‌هایی اکتفا کرده‌اند. این گروه‌ها از سیطره رهبران پیر و کهنه‌کار و کهنه‌فکر برون نشده‌اند. از سویی‌هم رهبری گروه ترکیه کسانی هستند که در زمان جمهوریت قدرت سیاسی را به شکل و فعال و غیرفعال با حامد کرزی و اشرف غنی تقسیم کرده بودند. اینها پیشینه بدنام فساد اداری و اختلاس را در کارنامه‌های خود دارند که نقش سیاسی‌شان را در حیات سیاسی و اجتماعی افغانستان آسیب شدید رسانیده است.

رهبران مخالفان سیاسی که برخی از آن‌ها وارثان جنگ سرد هستند، ظرفیت بالایی در عوام‌فریبی دارند و بر ذهنیت هم‌قطاران خود حاکمیت می‌کنند. این گروه به هیچ صورتی نتوانسته است فکر تازه‌ای برای جایگزینی طالبان خلق کند.

فدرال‌طلبان نیز از گروه‌های متبارز ضد طالبانی هستند که خواهان ساختار سیاسی غیرمتمرکز به جای طالبان هستند. در این راستا نقش حزب گنگره ملی تحت قیادت لطیف پدرام برجسته است.

دوم: مخالفان ارزشی

مخالفان ارزشی به گروهی اطلاق می‌شود که مشکل جدی با طالبان بابت نقش شهروند در نظام سیاسی دارد. این گروه، طالبان را به عنوان یک موسسه‌ هراس‌افگنی می‌شناسد که مردم افغانستان را به گروگان گرفته‌اند. به باور این گروه طالبان مشروعیت و مقبولیت اجتماعی ندارند و قدرت را به زور تفنگ و معامله‌ استخباراتی غصب کرده‌اند.

مخالفان ارزشی طالبان، وضعیت کنونی افغانستان را به فاجعه‌ای تشبیه می‌کنند که در آن کرامت انسانی قربانی ایدئولوژی تندروانه طالبانیسم شده است. مخالفان ارزشی طالبان استدلال می‌کنند که حقوق زنان در جامعه کاملا حذف شده و در جهان هیچ کشوری به اندازه افغانستان از این بابت به مصیبت اجتماعی مواجه نشده است. این تخطی و تبعیض آشکار مصداق آپارتاید جنسیتی شده که در عصر امروز قابل قبول نیست.

مخالفان ارزشی طالبان را گروه‌های اجتماعی و مدنی، روشن‌فکران و روشن‌گران، فعالان حقوق زن و مدافعان حقوق بشر، فرهنگیان و هنرمندان، تحلیل‌گران و پژوهش‌گران، متخصصان و تکنوکرات‌ها و دادخواهان عدالت اجتماعی می‌سازند. این گروه‌های پویای اجتماعی در داخل و خارج از کشور فعال هستند و به صورت گسترده دست به راه‌اندازی برنامه‌های دادخواهانه می‌زنند.

سوم: مخالفان نظامی

مخالفان نظامی طالبان را گروه‌ها و افرادی می‌سازند که در صدد نابودی و واژگونی امارت اسلامی طالبان از طریق مبارزات مسلحانه هستند. به باور آن‌ها طالبان باید از سیستم سیاسی و معادله‌ قدرت به طور کامل حذف شوند زیرا آن‌ها به گفت‌وشنود سازنده برای رفع تضادها در افغانستان باور ندارند.

این گروه باور دارد که یگانه راه تغییر سیاسی در کشور از دهلیز جنگ با کسانی عبور می‌کند که به جز خود به هیچ کس دیگر حرمت و نقش قایل نیستند. مخالفان نظامی طالبان به دو دسته تقسیم شده‌اند:

گروه نخست را جبهه مقاومت ملی افغانستان تحت رهبری احمد مسعود شکل می‌دهد. جبهه مقاومت یک گروه سیاسی-نظامی است که در آن چهره‌های شاخص شورای نظار جمع شده‌اند.

تعداد زیادی از اعضای رهبری این گروه را از امرالله صالح معاون رئیس‌جمهور سابق افغانستان گرفته تا وزرای کلیدی آن دوران شکل داده است. می‌توان از امرالله صالح معاون نخست رییس‌جمهور سابق، بسم‌الله خان وزیر دفاع و تاج محمد جاهد وزیر داخله آن دوران نام برد.

دومین گروه مخالفان نظامی طالبان را جبهه‌ آزادی افغانستان تحت رهبری یاسین ضیا رئیس‌ ستاد مشترک نیروهای مسلح افغانستان می‌سازد. رزمندگان این گروه را افسران و سربازان ارتش ملی افغانستان می‌سازد که برای آزادی افغانستان می‌رزمند.

این گروه با وجود دشواری‌های زیاد اقتصادی و سیاسی توانسته است عملیات‌های پیچیده‌ را علیه نیروهای طالبان راه‌اندازی کند. جبهه‌ی آزادی یک ساختار سیاسی نظامی است که در داخل و خارج از افغانستان فعالیت دارد.

اما سه عاملی که جلو انسجام و همگرایی میان گروه‌های ضد طالبان را گرفته چیست؟

نخست، نبود یک فکر تازه است. همه این گروه‌ها در چهاردیواری تشکلات محصور مانده و نتوانسته‌اند تفکر جدیدی خلق کنند.

نسل جوان افغانستان به تفکر تازه‌ای که با دنیای امروز مطابقت داشته باشد نیاز دارد تا به دور آن منسجم شود. اما فکر این گروه‌ها به سان رهبران‌شان پوسیده و مریض است.

دوم، نبود هدف و یا راهبرد مشترک است. واقعیت این‌ است که هر سه گروه دارای دشمن مشترک به نام طالبانیسم هستند. اما این گروه‌ها نتوانسته‌اند این دشمن مشترک را به هدف مشترک که زوال آن است مبدل سازند.

سوم، نبود یک رهبر جذاب و عملگراست. طالبانیسم به عنوان یک فاجعه باید می‌توانست چتر واحدی را برای نیروهای سیاسی افغانستان به بار آورد. زیرا طالبانیسم در پهلوی آن‌که یک تهدید جدی است می‌توانست سبب هم‌گرایی نیز شود و در این میان رهبران برجسته ظهور کنند. در اکثر جوامع فاجعه سبب هم‌گرایی مردمی و اجتماعی می‌شود. اما ما تا هنوز شاهد چنین تغییری نبوده‌ایم.

اگر نیروهای مخالف طالبان بتوانند این سه چالش را از سر راه بردارند، بهترین فرصت دارند تا به عنوان جایگزین در برابر طالبانیسم ظهور کنند. آن‌گاه مردم افغانستان امید خود را در آن‌ها بازمی‌یابند و جامعه جهانی نیز شریکی برای آینده افغانستان پیدا می‌تواند.