مشاور سابق پنتاگون: دهلی طرفدار رژیم ضدهندی در کابل و صرفاً متکی به چین و پاکستان نیست | افغانستان اینترنشنال
مشاور سابق پنتاگون: دهلی طرفدار رژیم ضدهندی در کابل و صرفاً متکی به چین و پاکستان نیست
دریک گروسمن، مشاور پیشین وزارت دفاع امریکا میگوید اگر هند روابط خود را با طالبان بهبود نبخشد، این گروه با دهلی در مورد مهار سازمانهای تروریستی ضد هندی تحت حمایت پاکستان، مانند لشکر طیبه، همکاری نخواهد کرد.
ه گفته او، سیاست نزدیکی محتاطانه دهلی به طالبان منطقی است اما الزاماً موفق نخواهد بود.
گروسمن روز پنجشنبه در نشریه نیکی آسیا نوشت که چین و پاکستان، رقبای اصلی هند در منطقه، میخواهند جای خالی امریکا در افغانستان را پر کنند که این حرکت پیامدهای بالقوه جدی اقتصادی و امنیتی برای هند دارد.
گروسمن که اکنون تحلیلگر اندیشکده بانفوذ راند کورپوریشن است، نوشت که دهلی به صورت محتاطانه و بیسروصدا روابط خود را با طالبان احیا کرده و گسترش داده است. چون، دهلی میخواهد طالبان به جای دشمن، یک شریک استراتژیک بر این کشور باشد. همچنین، طالبان انگیزه کافیای برای همکاری با هند به دست آورده و تنها به چین و پاکستان متکی نباشد.
چین پس از خروج امریکا سفارت خود را در کابل نبست و در عوض آغوش سیاسی خود را به روی طالبان باز کرد. اما، پاکستان به نظر میرسد که کارت برندهاش سوخته است. اسلام آباد سالها از طالبان به عنوان یک گروه نیابتی ضد حکومت افغانستان حمایت کرد که به عقیده این کشور، روابط خیلی نزدیک با هند داشت. اما، طالبان افغان پس از رسیدن به قدرت، با نادیده گرفتن منافع و نگرانیهای امنیتی پاکستان، به حامی سابق خود پشت کرده است و مایل به بهبود روابط با دهلی است.
اگرچه هند پس از سقوط دولت سابق افغانستان سفارت خود در کابل را تعطیل کرد، اما در جون ۲۰۲۲ یک «تیم فنی» را برای احیای حضور دیپلوماتیک خود به آنجا فرستاد. پس از آن چندین مقام مهم هند با مقامهای طالبان دیدار کردند.
گزارشهایی در دست است که هند نمایندگیهای سیاسی و قنسولی افغانستان در این کشور را به طالبان میسپارد، اقدامی که بخشی از تلاش هند برای جلب اعتماد و همکاری طالبان است.
گروسمن نوشت این تصمیم ظاهراً مسیر را برای تعامل بیشتر دیپلوماتیکی هموار کرد. چنانچه، ویکرم میسری، معاون وزارت خارجه هند، و امیرخان متقی، سرپرست وزارت خارجه طالبان، برای گفتوگو درباره روابط دوجانبه در امارات متحده ملاقات کردند.
طالبان، که آشکارا از این دیدار خرسند بود، بعداً اعلام کرد که «در راستای سیاست خارجی متوازن و اقتصادمحورش، به دنبال تقویت روابط سیاسی و اقتصادی با هند به عنوان شریکی مهم در سطح منطقهای و اقتصادی است.»
به گفته این مقام سابق پنتاگون، هنوز مشخص نیست که دهلینو به رغم قایل شدن امتیازاتی، آیا در رویکرد محتاطانه خود نسبت به طالبان موفق بوده یا خیر. طالبان در سال ۲۰۲۲ ظاهراً به لشکر طیبه و جیش محمد اجازه داد که به افغانستان بازگردند. حضور این دو گروه متهم به حملات تروریستی در خاک هند، نگرانی دهلی درباره تبدیل شدن مجدد این کشور به پایگاهی برای گروههای تروریستی ضد هند را افزایش داده است.
دهلی باور دارد که این گروههای شبه نظامی از سوی پاکستان حمایت میشوند و هدف آنها ایجاد ناامنی در هند، به ویژه در کشمیر تحت کنترول این کشور است.
همچنین مشخص نیست که آیا هند در رقابت با چین در افغانستان، پیشرفت قابل توجهی در مقابل چین داشته است یا خیر. به گفته گروسمن، هند هنوز موفقانه عمل نکرده است، زیرا چین در دفاع از طالبان و گسترش روابط با این گروه جسورانهتر عمل کرده است.
با این که بیجینگ حکومت طالبان را رسماً به رسمیت نشناخته، اما سفیر طالبان را پذیرفته و حتا او اعتبارنامه خود را به شی جینپینگ، رئیس جمهور قدرتمند چین تقدیم کرد.
افزون بر این، مقامهای ارشد چینی حتی پیش از خروج نیروهای امریکایی از افغانستان نیز با مقامهای طالبان مراوده داشتند، کاری که هند انجام نداده بود.
به این ترتیب، از نظر گروسمن، احتمالاً چین در دستیابی به منابع حیاتی معدنی افغانستان پیشتاز است و از این کشور در چارچوب استراتژی منطقهای برای همکاریهای اقتصادی و امنیتی در آسیای مرکزی بهره خواهد برد.
گروسمن نوشت که استراتژی هند در آسیای مرکزی به طور مداوم تحت تاثیر روابط بد با پاکستان و رقابت شدید با چین دچار مشکل بوده است. اگر نفوذ هند همچنان کمتر از چین در افغانستان باقی بماند، تعامل با کشورهای آسیای مرکزی نیز برای دهلی دشوار خواهد ماند.
گروسمن نوشت که سیاست نزدیکی هند به طالبان منطقی است اما در عین حال، این کشور نمیخواهد با برداشتن گامهای شتاب زده دچار خطا شود. بهترین سیاست، تعامل مستقیم اما محتاطانه و گامبهگام است که میتواند مزایایی برای هند به همراه داشته باشد، بدون اینکه موقعیت استراتژیک آن را به خطر بیندازد.
ایالت محروم بلوچستان در جنوبغرب پاکستان سالهاست که صحنه یک شورش مسلحانه است. افزایش چشمگیر حملات در سالهای اخیر چالشهای دولت مرکزی پاکستان را در مقابله با تهدیدات امنیتی متعدد برجستهتر کرده است.
جداییطلبان موسوم به «ارتش آزادیبخش بلوچ» روز سهشنبه به قطار سریعالسیر جعفر اکسپرس که حامل بیش از ۴۰۰ مسافر بود، در منطقهی بولان بلوچستان حمله کردند.
این قطار از شهر کویته حرکت کرده و قرار بود با عبور از ایالت ناآرام بلوچستان که هممرز با افغانستان و ایران است، به شهر پیشاور برود.
جداییطلبان صدها مسافر این قطار را گروگان گرفتند، اما ارتش پاکستان روز چهارشنبه اعلام کرد که تمامی ۵۰ مهاجم را کشته است. به گفته ارتش، مهاجمان ۲۱ مسافر را کشتند و باقی مسافران نجات یافتند.
ارتش آزادیبخش بلوچ که از سوی پاکستان و امریکا بهعنوان یک سازمان تروریستی شناخته شده است و تخمین زده میشود حدود ۳۰۰۰ جنگجو داشته باشد، بلافاصله مسئولیت حمله روز سهشنبه را بر عهده گرفت.
تصرف این قطار مسافربری توسط ارتش آزادیبخش بلوچ که یک گروه جداییطلب غیرقانونی است، سطح این درگیری را به مرحله جدیدی رساند. این نخستین عملیات گسترده این گروه محسوب میشود.
جداییطلبان بلوچ در پاکستان چه کسانی هستند و برای چه میجنگند
ایالت بلوچستان، بزرگترین اما کمجمعیتترین ایالت پاکستان، مرکز اقلیت قومی بلوچ در این کشور است. اعضای این قوم میگویند که از سوی دولت پاکستان مورد تبعیض قرار میگیرند.
جداییطلبان از اوایل دهه ۲۰۰۰ برای خودمختاری و در برخی موارد استقلال کامل از اسلامآباد و همچنین دریافت سهم بیشتری از منابع طبیعی غنی اما توسعهنیافته این ایالت، مانند گاز طبیعی، نفت و معادن، مبارزه کردهاند.
در طول سالها، ارتش آزادیبخش بلوچ بهطور قابلتوجهی قدرت گرفته است، بهطوری که برخی تحلیلگران اکنون آن را از نظر تهدید امنیتی همردیف طالبان پاکستان میدانند.
این گروه بهطور مداوم نیروهای امنیتی پاکستان را هدف قرار داده و در گذشته غیرنظامیان، از جمله اتباع چینی مشغول به کار در پروژههای چند میلیارد دالری تحت «کریدور اقتصادی چین-پاکستان»، را نیز مورد حمله قرار داده است. همچنین، ارتش آزادیبخش بلوچ حملاتی را فراتر از بلوچستان، از جمله در کراچی – بزرگترین شهر پاکستان – انجام داده است.
هرچند دولت پاکستان ادعا میکند که بهطور قابلتوجهی خشونتها را کاهش داده است، اما حملات در بلوچستان همچنان ادامه دارد. علاوه بر جداییطلبان، گروههای اسلامگرا نیز در این استان فعالیت دارند.
این گروه بهدنبال ایجاد یک کشور مستقل بلوچ است که شامل مناطقی در پاکستان، ایران و افغانستان میشود؛ جایی که جمعیت بلوچ در آن زندگی میکنند.
اسلامآباد مدعی است که ارتش آزادیبخش بلوچستان از حمایت هند، رقیب منطقهای و قدرت هستهای پاکستان، برخوردار است، اما دهلی این اتهام را رد کرده است. دولت پاکستان همچنین ادعا میکند که بین ارتش آزادیبخش بلوچ و تحریک طالبان پاکستان سطحی از همکاری وجود دارد.
برخی تحلیلگران میگویند که ارتش آزادیبخش بلوچ از زمانی که طالبان پاکستانی در نوامبر ۲۰۲۲ آتشبس با دولت را پایان داد، جسورتر شده و این امر باعث افزایش حملات شورشی در سراسر پاکستان شده است.
جدا از رقابت با هند، پاکستان همچنین روابط پرتنشی با ایران دارد که به ناامنی در بلوچستان دامن زده است.
دو کشور یک مرز ۹۰۰ کیلومتری دارند که تا حد زیادی بدون نظارت باقی مانده و به قاچاقچیان و گروههای شورشی امکان تحرک آزادانه میدهد. هر دو طرف یکدیگر را به پناه دادن یا تحمل گروههای شورشی متهم میکنند.
عوامل اقتصادی نیز در این ناآرامیها نقش دارند. به گفته تحلیلگران، این وضعیت برای اقتصاد پاکستان پیامدهای منفی دارد. یکی از تحلیلگران گفت: «چه کسی حاضر است در کشوری سرمایهگذاری کند که شاهد چنین حملاتی است؟»
ابتکار کمربند و جاده چین میلیاردها دالر در پاکستان سرمایهگذاری کرده، اما این پروژه باعث افزایش نارضایتی اقلیت بلوچ شده است. آنها معتقدند که اسلامآباد منابع بلوچستان را استخراج میکند، در حالی که جوامع محلی را نادیده میگیرد.
سید محمد علی، تحلیلگر امنیتی به خبرگزاری فرانسه گفت اگرچه حمله به قطار توجه عمومی و رسانهها را به ارتش آزادیبخش بلوچ جلب کرد، اما کشته شدن غیرنظامیان احتمالا حمایت مردمی از این گروه را در بلوچستان تضعیف خواهد کرد.
آیا ارتش آزادیبخش بلوچ با طالبان ارتباط دارد؟
ارتش پاکستان در بیانیهای اعلام کرد که گزارشهای اطلاعاتی نشان میدهد این حمله توسط رهبران «حلقه تروریستی فعال» در افغانستان سازماندهی و هدایت شده است و آنها در زمان حمله، مستقیماً با مهاجمان در ارتباط بودهاند. درحالیکه مقامهای پاکستان ادعا دارند مهاجمان دخیل در حمله به قطار جعفر اکسپرس در بلوچستان با رهبرانشان در افغانستان در تماس بودند، وزارت خارجهی طالبان این ادعا را بیاساس خوانده و تکذیب کرده است.
عبدالقهار بلخی، سخنگوی وزارت خارجهی طالبان، اظهارات مقامهای پاکستانی را رد کرده و از اسلامآباد خواسته است که بهجای طرح چنین ادعاهای غیرمسئولانه، بر رسیدگی به چالشهای امنیتی و داخلی خود تمرکز کند.
او تاکید کرد که هیچ یک از اعضای گروههای شورشی بلوچ در افغانستان حضور ندارند و تاکنون هیچگونه ارتباطی با طالبان نداشته و ندارند.
در پی تسلیمدهی یک عضو داعش به ایالات متحده و قدردانی دونالد ترامپ از پاکستان، اسلامآباد به همکاری با واشنگتن دلگرم و امیدوار شده است. اما، احتمالا این حرکت خیلی سریع به گرمی مجدد روابط میان دو کشور منجر نخواهد شد.
مایکل کوگلمان، از کارشناسان برجسته جنوب شرق آسیا روز چهارشنبه در مجله فارن پالیسی نوشت که روابط امریکا با هند و دوستی پاکستان با چین، از یکسو و اولویتهای متفاوت سبب میشود که امریکا به همکاری با پاکستان علاقمند نباشد.
در این مقاله آمده که همکاریهای اخیر پاکستان با امریکا موجب نخواهد شد که ایالات متحده به همکاری استراتژیک با این کشور روی آورد.
ایالات متحده پس از حمله به افغانستان، روابط سیاسی و کمکهای مالی خود به پاکستان را افزایش داد. زیرا، اسلامآباد بهخاطر دستگیری اعضای القاعده و همچنین اهمیت این کشور به عنوان مسیر مواصلاتی برای نیروهای امریکایی در افغانستان، از اهمیت زیادی برخوردار شد.
با پایان جنگ با تروریسم برای امریکا و خروج از افغانستان، پاکستان جایگاه تعریف شدهای در سیاست خارجی امریکا ندارد. اکنون، اسلامآباد تلاش دارد با همکاری با امریکا برای مقابله با داعش دوباره جایگاه خود را در سیاست واشنگتن تعریف کند.
امریکا حملات فرامرزی داعش خراسان را تهدیدی برای امنیت خود و کشورهای دیگر میداند.
دونالد ترامپ، رئیسجمهور امریکا، در سخنرانی مشترک خود در کانگرس در تاریخ ۴ مارچ، با تشکر از پاکستان برای کمک به دستگیری محمد شریفالله، از اعضای داعش خراسان، بسیاری را شگفتزده کرد. شریفالله متهم است که نقش مهمی در حمله در میدان هوایی کابل در اگست ۲۰۲۱ داشته که منجر به کشته شدن حدود ۱۶۰ غیرنظامی افغان و ۱۳ سرباز امریکایی شد.
امریکا اطلاعات مربوط به مکان شریفالله را در اختیار پاکستان داد و نیروهای پاکستانی او را در نزدیکی مرز با افغانستان ردیابی کردند. اسلامآباد هفته گذشته او را به امریکا تحویل داد.
پس از این اقدام بحث همکاریهای ضدتروریستی از سوی مقامهای پاکستانی و امریکایی به کرات مطرح شد.
پیت هگست، وزیر دفاع و مایک والتز، مشاور امنیت ملی امریکا در تماس تلفنی با اسحاق دار، وزیر امور خارجه پاکستان، از اسلامآباد برای کمکش به دستگیری این عضو داعش تشکر کردند. شهباز شریف، نخستوزیر پاکستان، بعداً بر تعهد اسلامآباد به «همکاری نزدیک» با واشنگتن در امور امنیتی تاکید کرد.
کوگلمان نوشت که همکاری امریکا و پاکستان برای دستگیری شریفالله، همراه با تصمیم امریکا برای اختصاص حدود ۴۰۰ میلیون دالر برای حفظ و مراقبت از جنگندههای اف-۱۶ پاکستان، مقامات پاکستانی را امیدوار کرده که دولت ترامپ ممکن است مایل به گسترش همکاری با پاکستان در حوزه مبارزه با تروریسم باشد.
پاکستان در سالهای اخیر شاهد افزایش حملات تروریستی بوده و حمله روز چهارشنبه جداییطلبان بلوچ به یک قطار مسافربری یکی از جدیترین موارد آن بود.
اعضای این گروه شبه نظامی قطاری با بیش از ۴۰۰ مسافر را ربودند و مسافران را گروگان گرفتند. مقامات پاکستانی اعلام کردند که پس از عملیات امنیتی، ۳۳ شبهنظامی و ۲۱ گروگان کشته شدند.
نویسنده باور دارد که توقف هفتساله کمکهای امنیتی امریکا به پاکستان و کاهش تمرکز استراتژیک بر این کشور از زمان خروج امریکا از افغانستان، امکانات همکاری دوجانبه را محدود کرده است.
در چند سال گذشته، مقامات پاکستانی تلاش کردهاند با استفاده از نگرانیهای فزاینده امریکا درباره شاخه خراسان داعش، واشنگتن را به همکاری بیشتری ترغیب کنند.
کوگلمان نوشت که تصور اینکه همکاری دوجانبه در دستگیری شریفالله پیشدرآمدی بر یک مشارکت جدید ضدتروریسم باشد، زودهنگام است. از دیدگاه واشنگتن، تعمیق روابط امنیتی امریکا با هند و اتحاد پاکستان با چین، امکانات و انگیزههای همکاری را محدود میکند، بهویژه اینکه در دولت ترامپ منتقدان سرسخت پاکستان نیز حضور دارند.
اگرچه امریکا و پاکستان هر دو داعش خراسان را تهدیدی جدی میدانند، اما در برداشتهای کلی از تهدیدات همراستا نیستند. نگرانی اصلی اسلامآباد نه داعش، بلکه تحریک طالبان پاکستان است که در خاک افغانستان و پاکستان فعالیت میکند و یکی از قدرتمندترین گروههای شبهنظامی افراطی ضد دولت پاکستان است.
نیروهای پاکستانی در ماههای اخیر حملات علیه پایگاههای تحریک طالبان در افغانستان انجام دادهاند که تنش میان اسلامآباد و طالبان را عمیقتر کرده است. امریکا احتمالاً باید تلاش زیادی کند تا پاکستان را به هدف قرار دادن پایگاههای داعش خراسان نیز ترغیب کند. اما، واشنگتن خود علاقهای به ضربه زدن به طالبان پاکستانی ندارد.
برخلاف گذشته، تحریک طالبان پاکستان در حال حاضر شهروندان یا منافع امریکا را هدف قرار نمیدهد یا تهدید نمیکند. اما اگر همکاری امنیتی امریکا و پاکستان تقویت شود و بیشتر به چشم بیاید، ممکن است این گروه بار دیگر امریکا را تهدید ببیند - سناریویی که دولت ترامپ میخواهد از آن اجتناب کند.
علاوه بر این، با توجه به اینکه امریکا بیشتر نگران تهدید رو به رشد داعش خراسان فراتر از افغانستان است، دولت ترامپ ممکن است به دنبال همکاری با کشورهای خارج از منطقه برای مقابله با گسترش دامنه این گروه باشد.
با این حال، هنوز مقداری فضا برای همکاری ضدتروریسم امریکا و پاکستان وجود دارد. این دو کشور بلافاصله پس از حملات ۱۱ سپتامبر برای دستگیری تروریستهای القاعده همکاری نزدیکی داشتند. امروزه، آنها میتوانند از گفتوگوی ضدتروریسم که در زمان جو بایدن، رئیسجمهور سابق امریکا، آغاز شد، استفاده کنند و فعالیتهای اشتراک اطلاعات مربوط به داعش شاخه خراسان، تحریک طالبان پاکستان و جنبش آزادیبخش بلوچ را دنبال کنند.
با این وجود، از دیدگاه دولت ترامپ، مطلوبترین شکلهای همکاری با پاکستان احتمالاً حول معیارهای محدودی خواهد بود که عملیات شریفالله را مشخص کرد: مواردی که امریکا اطلاعاتی درباره شبهنظامیان خاص مستقر در پاکستان دریافت کند که شهروندان یا منافع امریکا را تهدید کرده یا هدف قرار دادهاند.
پس از آن که در جریان دیدار ولودیمیر زلنسکی، رییسجمهوری اوکراین و دونالد ترامپ، رییسجمهوری امریکا در کاخ سفید، مشاجره و جنگ لفظی رخ داد و مذاکرات در آن دیدار بدون نتیجه به پایان رسید، عربستان سعودی سهشنبه میزبان مذاکرات میان کییف و واشنگتن شد.
برگزاری مذاکرات آمریکا و اوکراین در عربستان سعودی در شرایطی است که این کشور پیشتر میزبان مذاکرات امریکا و روسیه شد.
چرا این مذاکرات انجام میشود؟
ایالات متحده که زمانی متحد اصلی اوکراین بود، سیاست خود را در مورد جنگ در این کشور تغییر داد و با مذاکره با روسیه اعلام کرد که قصد دارد هر چه سریعتر به این جنگ پایان دهد.
پس از مشاجره ترامپ و زلنسکی، امریکا کمک نظامی و به اشتراک گذاشتن اطلاعات با اوکراین را به قصد فشار بر این کشور برای انجام مذاکرات صلح متوقف کرد.
زلنسکی بدون امضای قراردادی که شامل اعطای دسترسی ایالات متحده به مواد معدنی و خاکهای کمیاب اوکراین بود، کاخ سفید را ترک کرد.
کییف امیدوار بود این توافق ادامه جریان حمایت نظامی ایالات متحده را تضمین کند؛ حمایتی که اوکراین برای نبرد با روسیه، به آن نیاز فوری دارد.
اوکراین که با چالش رویکرد جدید کاخ سفید روبهروست، پس از مشاجره زلنسکی و ترامپ، به روابط «عملگرایانه» میان کییف و واشنگتن امیدوار است.
گفتوگوها کجا انجام میشود؟
وزارت خارجه عربستان سعودی جمعه گذشته در بیانیهای محل برگزاری این مذاکرات را جده، شهری بندری در حاشیه دریای سرخ اعلام کرد.
پیشتر مذاکرات روسیه و امریکا در ریاض، پایتخت عربستان سعودی برگزار شد و مشخص نیست که چرا برای مذاکرات اوکراین و امریکا، جده به جای ریاض انتخاب شده است.
اما جده در گذشته نیز میزبان تعاملات دیپلوماتیک دیگری بوده و کاخهای سلطنتی را در دل خود جای داده است.
وزارت خارجه عربستان سعودی گفت که این پادشاهی به دنبال «صلح پایدار برای پایان دادن به بحران اوکراین» است.
این وزارتخانه افزود: «پادشاهی [سعودی] طی سه سال گذشته با میزبانی جلسات بسیاری در این زمینه به این تلاشها ادامه داده است.»
چه کسانی در مذاکرات شرکت خواهند کرد؟
زلنسکی دوشنبه ۲۰ حوت و قبل از برگزاری مذاکرات اوکراین و امریکا، به عربستان سعودی سفر کرد.
او پیش از این گفته بود: «ما به کار روی گامهای مربوطه با شرکای خود که خواهان صلح هستند ادامه میدهیم. ما صلح را میخواهیم.»
زلنسکی در شبکههای اجتماعی نوشت که تیمی شامل آندری یرماک، رییس دفتر او، آندری سیبیها، وزیر خارجه و رستم عمروف، وزیر دفاع اوکراین، با او به عربستان سعودی سفر کردهاند و در این مذاکرات شرکت خواهند کرد. خود زلنسکی اما بر سر میز مذاکرات نمینشیند.
مارکو روبیو، وزیر خارجه ایالات متحده، تیم امریکا را برای مذاکرات صلح اوکراین رهبری خواهد کرد و با محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی دیدار خواهد کرد.
وزیر خارجه اوکراین جمعه با همتای امریکایی خود گفتوگو و آن را یک «تماس سازنده» توصیف کرد.
وزارت خارجه امریکا درباره این گفتوگو نوشت که روبیو «تاکید کرد رییسجمهور ترامپ مصمم است جنگ را در اسرع وقت پایان دهد و تاکید کرد که همه طرفها باید برای تامین صلح پایدار گام بردارند».
خود ترامپ، یکشنبه هنگام صحبت با خبرنگاران در ایر فورس وان درباره این مذاکرات ابراز خوشبینی کرد و گفت: «من فکر میکنم در نهایت - و شاید نه در آیندهای دور - نتایج بسیار خوبی از عربستان سعودی به دست آورید.»
دیمیتری پسکوف، سخنگوی کرملین، دوشنبه در مورد این مذاکرات گفت: «مهم نیست که ما چه انتظاری داریم. مهم است که ایالات متحده چه انتظاری دارد.»
چرا این مذاکرات در عربستان سعودی برگزار میشود؟
محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی که عملا قدرت را در این کشور در دست دارد، در سالهای اخیر به دیپلماسی تنشزدایی روی آورده است.
او روابط عربستان سعودی با ایران را دوباره برقرار کرد و میزبان زلنسکی در نشست اتحادیه عرب بود و همچنین در مذاکرات بر سر جنگ سودان، بحران سوریه و جنگ در نوار غزه، نقش ایفا کرده است.
ریاض همچنین روابط خود را با روسیه از طریق سازمان اوپک پلاس حفظ کرد و در حالی که کشورهای غربی تحریمهایی را علیه روسیه وضع کردند، روابط خود را با مسکو ادامه داد.
میزبانی از مذاکرات روسیه و ایالات متحده و اکنون میزبانی از مذاکرات امریکا و اوکراین و احتمالا سفر ترامپ به عربستان سعودی به عنوان اولین سفر خارجی او در این دوره از ریاستجمهوریاش، عربستان سعودی را به عنوان یک کشور تعیینکننده در منطقه و جهان مطرح میکند.
مذاکرات امریکا و اوکراین برای جنگ در اوکراین چه معنایی دارد؟
ترامپ همچنان بر دستیابی به نوعی توافق صلح برای توقف جنگ اوکراین متمرکز است.
اگر اوکراین و ایالات متحده به تفاهم قابل قبولی برای ترامپ برسند، این میتواند فشار حکومت واشنگتن برای مذاکره نهایی صلح را تسریع کند.
با این حال، کشورهای اروپایی که حامی اوکراین هستند همچنان به این روند به دیده تردید مینگرند زیرا آنها از مذاکرات کنار گذاشته شدهاند.
اتحادیه اروپا هفته گذشته ضمن حمایت از اوکراین، موافقت کرد که سیستم دفاعی این اتحادیه را تقویت و صدها میلیارد یورو برای امنیت خود هزینه کند.
چندین حمله مرگبار در سالهای اخیر، از جمله حمله یک شهروند افغانستان به تجمعی از راستگرایان در شهر مانهایم و حمله به بازار کریسمس در ماگدبورگ آلمان، که منجر به کشته و زخمی شدن چندین شهروند این کشور شد، بار دیگر اروپا را با چالش جهادگرایی روبهرو کرده است.
این دو حمله تنها نمونهای از دهها موردی هستند که در سالهای اخیر امنیت و آرامش شهروندان اروپایی را تهدید کردهاند. بااینحال، این پدیده تنها یک چالش امنیتی نیست؛ جهادگرایی در اروپا بهطور غیرمستقیم به عاملی برای افزایش حمایت از راستگرایان افراطی در انتخابات تبدیل شده است.
حضور و فعالیت جهادگرایان در اروپا در سالهای اخیر همواره بهعنوان یک چالش امنیتی مطرح بوده است. این مسئله یکی از نگرانیهای جدی امنیت ملی کشورهای اروپایی محسوب میشود و بخش قابلتوجهی از منابع انسانی، فنی و مالی نیروهای اجرای قانون این کشورها به پیشگیری و مقابله با اقدامات جهادگرایان، که اغلب مصداق تروریسم هستند، اختصاص یافته است.
بااینحال، در سالهای اخیر این فعالیتها از نظر آماری و تبلیغاتی بهطور نگرانکنندهای افزایش یافته است. اکنون این نگرانی از محدوده نهادهای اجرای قانون فراتر رفته و به لایههای مختلف اجتماعی گسترش یافته است. شهروندان اروپایی جهادگرایی و اسلامگرایی افراطی را تهدیدی مداوم در محیط خود میدانند و نسبت به نمادهای آن واکنشهای جدی و تدافعی نشان دادهاند.
در این مقاله، اقدامات جهادگرایان در سه سال گذشته (۲۰۲۱، ۲۰۲۲ و ۲۰۲۳) بهطور فشرده بررسی شده و پیامدهای آن بر امنیت ملی کشورهای اروپایی، جامعه مسلمانان و مهاجران مقیم این کشورها تحلیل خواهد شد.
در سه سال گذشته، اخبار مربوط به حملات «تروریستی»، بازداشت افراد مظنون و اعلامیههای مربوط به تهدیدات «تروریستی» از سوی گروههای افراطی، از جمله جهادگرایان اسلامی، بهطور منظم از طریق رسانهها منتشر شده است. اگرچه بر اساس گزارشهای معتبر نهادهای اجرای قانون و مراکز تحقیقاتی، حملات «تروریستی» در اروپا تنها به اقدامات جهادگرایان محدود نمیشود، بلکه موارد متعددی از سوی راستگرایان افراطی، چپگرایان افراطی و گروههای ملیگرای افراطی نیز ثبت شده است.
در برخی کشورها، آمار حملات این گروهها با اقدامات جهادگرایان افراطی مشابه است. با این حال، حملات و بازداشتهای مرتبط با اسلامگرایان بیش از سایر گروهها در رسانهها انعکاس یافته و به ابزاری تبلیغاتی برای گروههای سیاسی، بهویژه راستگرایان افراطی، تبدیل شده است.
در سال ۲۰۲۱، جهادگرایان بیشترین اقدامات تروریستی را در مقایسه با سایر گروههای افراطی انجام دادند. بر اساس گزارشهای رسمی، ۱۱ حمله از مجموع ۱۵ حمله در اتحادیه اروپا توسط جهادگرایان انجام شده و ۲۶۰ نفر در ۱۵ کشور عضو اتحادیه اروپا مرتبط با این گروهها بازداشت شدند که بیشترین آن در فرانسه (۹۶ نفر) و به تعقیب در اسپانیا (۳۹ نفر) و آلمان (۲۴ نفر) گزارش شده است. در همین سال، راستگرایان و چپگرایان افراطی به ترتیب سه و یک حمله انجام دادند که منجر به بازداشت ۶۴ و ۱۹ نفر شد.
اگرچند حملات تروریستی از آدرس جهادگرایان در سال ۲۰۲۱ میلادی با ۱۱ مورد، نسبت به سال ۲۰۲۰ با ۱۴ مورد کاهش را نشان میدهد، که این کاهش درحملات تحققیافته جهادگرایان در سال ۲۰۲۱ نسبت به سال ۲۰۲۰ که ۱۰ حمله در سراسر کشورهای عضو اتحادیه اروپا گزارش شده، نیز دیده میشود. اما هشت حمله دیگر قبل از اجرا توسط نیروهای امنیتی کشورهای عضو شناسایی و خنثی شده است که نسبت به سال گذشته افزایش را نشان میدهد.
بر اساس گزارش نهاد اروپول در سال ۲۰۲۲، چپگرایان افراطی ۱۸ حمله در محدوده اتحادیه اروپا انجام دادهاند، در حالی که تنها شش حمله از سوی جهادگرایان ثبت شده است. با این حال، پوشش رسانهای اقدامات جهادگرایان به مراتب بیشتر از چپگرایان بوده است.
در همین سال، ۲۶۶ نفر مظنون به فعالیتهای تروریستی مرتبط با جهادگرایان در سراسر اتحادیه اروپا بازداشت شدند، در حالی که ۴۵ نفر مرتبط با راستگرایان و تنها ۱۹ نفر مرتبط با چپگرایان بازداشت شدند. این آمار نشاندهنده گستردگی دامنه حضور جهادگرایان در اروپا است و همچنین بیانگر این است که نیروهای اجرایی قانون اتحادیه اروپا تمرکز اصلی خود را بر جلوگیری از فعالیت جهادگرایان اسلامی قرار دادهاند.
در مقابل، چپگرایان که حملات بیشتری انجام دادهاند، با تعداد کمتری از بازداشتها مواجه شدهاند.
این فعالیتها در ۱۶ کشور اروپایی گزارش شده است که در مجموع منجر به ۲۸ حمله و بازداشت ۳۸۰ نفر شده است. بیشترین حملات در ایتالیا (۱۲ حمله) و بیشترین بازداشتها در فرانسه (۱۰۹ نفر) ثبت شده است.
در سال ۲۰۲۱، جهادگرایان بیشترین اقدامات تروریستی را در مقایسه با سایر گروههای افراطی انجام دادند. بر اساس گزارشهای رسمی، ۱۱ حمله از مجموع ۱۸ حمله در اتحادیه اروپا توسط جهادگرایان انجام شده و ۲۶۰ نفر مرتبط با این گروهها بازداشت شدند. در همین سال، راستگرایان و چپگرایان افراطی به ترتیب شش و یک حمله انجام دادند که منجر به بازداشت ۶۴ و ۱۹ نفر شد.
در سال ۲۰۲۳، حملات چپگرایان افراطی به ۳۲ مورد و حملات ملیگرایان و جداییطلبان افراطی به ۷۰ مورد رسید، در حالی که ۱۴ حمله مرتبط با جهادگرایان ثبت شد. در مجموع، ۴۲۶ نفر به اتهام جرایم مرتبط با تروریسم در ۲۲ کشور عضو اتحادیه اروپا دستگیر شدند که این رقم نسبت به سالهای ۲۰۲۲ میلادی (۳۸۰ نفر) و ۲۰۲۱ میلادی (۳۸۸ نفر) افزایش یافته است. بیش از نیمی از این بازداشتها در اسپانیا (۸۴ نفر)، فرانسه (۷۸ نفر)، بلژیک (۷۵ نفر) و آلمان (۵۱ نفر) انجام شده است.
بیشتر بازداشتها مربوط به تروریسم جهادی (۳۳۴ نفر) بوده که در مقایسه با سال ۲۰۲۲ (۲۶۶ نفر) افزایش قابلتوجهی داشته است. همچنین، ۲۶ مورد بازداشت به دلیل تروریسم راستگرا ثبت شده که نسبت به سال ۲۰۲۲ (۴۵ نفر) کاهش یافته است. بازداشتهای مرتبط با تروریسم چپگرا و آنارشیستی (۱۴ نفر) نیز نسبت به سال ۲۰۲۲ (۱۹ نفر) کاهش جزئی داشته است. در مورد تروریسم قومی-ملیگرا و جداییطلب، تعداد بازداشتها ۲۵ نفر بوده که نسبت به ۲۰۲۲ (۱۸ نفر) افزایش نشان میدهد. شمار بازداشتهای مرتبط با دیگر انواع تروریسم (۱۸ نفر) نیز نسبت به ۲۰۲۲ (۲۶ نفر) کاهش داشته است. در ۹ مورد از بازداشتها، نوع تروریسم مشخص نشده است.
سه دلیل اصلی بازداشتها عبارت بودند از: عضویت در یک سازمان تروریستی (۱۲۰ نفر)، برنامهریزی یا آمادهسازی برای انجام حمله (۶۵ نفر) و تأمین مالی تروریسم (۴۲ نفر).
افراد بازداشتشده عمدتاً جوان، مرد و از شهروندان اتحادیه اروپا بودند. ۸۵ درصد از بازداشتشدگان مرد (۳۱۵ نفر) با میانگین سنی ۲۰ سال بودند، در حالی که میانگین سنی ۶۴ زن بازداشتشده، ۲۷ سال گزارش شده است. از میان بازداشتشدگان، ۲۲۱ نفر شهروند اتحادیه اروپا و ۱۴۷ نفر از اتباع غیر اتحادیه اروپا بودند.
بازداشت جهادگرایان مظنون در سال ۲۰۲۳ نسبت به سالهای ۲۰۲۲ و ۲۰۲۱ کاهش یافته است، اما همانطور که پیشتر اشاره شد، حملات آنها در مقایسه با دو سال گذشته افزایش یافته است. در مجموع، ۳۵۸ نفر مظنون به حملات تروریستی در اتحادیه اروپا بازداشت شدند که ۲۶۵ نفر از آنها مرتبط با تروریسم جهادی بودند. این افراد به اتهام عضویت در گروههای تروریستی، آمادهسازی برای حملات تروریستی، حمایت مالی از تروریسم و تحریک عمومی به تروریسم از طریق انتشار محتوای تروریستی و آموزشهای تروریستی بازداشت شدهاند.
این افراد در ۱۹ کشور اروپایی بازداشت شدند که بیشترین تعداد در اسپانیا (۷۸ نفر)، بلژیک (۶۷ نفر) و فرانسه (۶۲ نفر) گزارش شده است. در سال ۲۰۲۳، برای اولینبار در کشورهایی مانند مالت، لوکزامبورگ، پولند، رومانیا، لتونیا، یونان و هنگری نیز افراد مظنون به جرایم تروریستی مرتبط با جهادگرایان بازداشت شدند. این نشاندهنده گسترش جغرافیایی فعالیت جهادگرایان نسبت به سالهای ۲۰۲۲ (۱۴ کشور) و ۲۰۲۱ (۱۵ کشور) است.
بر اساس اطلاعات منتشر شده و تحلیل کارشناسان، سوزاندن قرآن، حملات حماس و واکنش نظامی اسرائیل، و قدرتگیری طالبان در افغانستان از دلایل عمده رشد تروریسم جهادی (تروریسم با منشأ افراطیگری اسلامی) معرفی شدهاند. بر اساس گزارش رسمی یوروپول، این افراد بر اساس مشترکات زبانی و منطقهای با یکدیگر در ارتباط هستند، اما تاکنون هیچ نهاد یا مرکز سازمانیافتهای با سلسله مراتب و رهبری منسجم در اروپا شناسایی نشده است. با این حال، شواهدی از ارتباط برخی افراد جهادگرا با داعش خراسان وجود دارد.
تاکنون، تهدیدات تروریستی جهادی در اتحادیه اروپا بیشتر به صورت فردی بوده و افراد دخیل در این فعالیتها عمدتاً از طریق شبکههای آنلاین جذب یا استفاده شدهاند. در این میان، زنان و مردان هر دو حضور دارند، اما حملات معمولاً توسط مردان انجام شده و حمایتهای مالی بیشتر توسط زنان صورت گرفته است.
از میان ۱۴ حمله تروریستی توسط جهادگرایان در سال ۲۰۲۳ میلادی، پنج حمله موفق و ۹ حمله خنثی شده است. این آمار نسبت به سال ۲۰۲۲ میلادی (دو حمله موفق و چهار حمله خنثی شده) و سال ۲۰۲۱ میلادی (سه حمله موفق و هشت حمله خنثی شده) افزایش نشان میدهد.
جهادگرایان دستکم در چهار کشور اروپایی حملات خود را انجام دادهاند که نسبت به سال ۲۰۲۲ از نظر جغرافیایی گسترش و نسبت به سال ۲۰۲۱، این حملات در شش کشور اروپایی گزارش شده بود کاهش داشته اما هدفمندتر و با توام با تبلیغات بیشتر بوده است.
یکی از موارد مهم در شیوه و تاکتیک حملات تروریستی جهادگرایان، بهویژه آنهایی که تابعیت افغانستان را دارند، استفاده از خودرو و چاقو برای کشتن افراد است. این شیوه دقیقاً پس از فراخوان عمومی یکی از افراد بلندپایه شبکه حقانی، که بخش مهمی از قدرت طالبان را در اختیار دارد، مشاهده شده است. جالب اینجاست که با وجود تهدیدات واضح ناشی از تفکر طالبانی، آلمان به برخی هواداران شبکه حقانی اجازه داد تا مراسم فاتحه برای خلیلالرحمن حقانی، یکی از اعضای رهبری این شبکه که در کابل ترور شد، برگزار کنند. در ویدیوهای منتشر شده از این مراسم، شرکتکنندگان بر ادامه راه فکری این فرد، که سابقه فعالیتهای تروریستی داشت، تأکید کردند.
تأثیر فعالیت جهادگرایان بر جوامع اروپایی
فعالیت گروههای جهادگرا در غرب، بهویژه در اروپا، موجی از مهاجرستیزی و اسلامهراسی را به راه انداخته است که به سود احزاب راستگرای افراطی تمام شده است. موضوع امنیت و مهاجرت به یکی از مسائل کلیدی و داغ در انتخابات اخیر کشورهای اروپایی و حتی امریکا تبدیل شده است. انتخابات اخیر در آلمان نمونهای بارز از این مسئله است، جایی که حزب آلترناتیو برای آلمان توانست از این فضا بهرهبرداری کرده و با وجود عمر کوتاهش، به موفقیت چشمگیری دست یابد.
علاوه بر آلمان، در کشورهایی مانند ایتالیا، سویدن، فرانسه، هالند، فنلاند، اتریش، چک و اسلواکی نیز احزاب راست افراطی طی سالهای اخیر محبوبیت بیشتری در انتخابات به دست آوردهاند.
از سوی دیگر، حملات تروریستی جهادگرایان در کشورهای غربی باعث شده است که ذهنیت عمومی نسبت به پناهجویان، بهویژه آنهایی که از کشورهای اسلامی آمدهاند، منفیتر شود. این مسئله تأثیرات جدی بر زندگی روزمره آنها و فرآیند درخواست پناهندگیشان گذاشته است.
رشد افراطگرایی مذهبی یکی از چالشهای جدی در کشورهای غربی، بهویژه اروپا، است و بهعنوان یکی از مهمترین تهدیدات برای امنیت ملی این کشورها مطرح شده است. گروههای تروریستی مانند داعش، القاعده و طالبان سعی کردهاند با بهرهگیری از تکنولوژی و تبلیغات، روایتهای افراطی خود را گسترش دهند که این امر به افزایش خشونت و تروریسم منجر شده است.
بخشی از این مشکل به نارساییهای فرآیند ادغام مهاجران در کشورهای اروپایی بازمیگردد. در بسیاری از موارد، این فرآیندها ناموفق بودهاند و نتوانستهاند شرایط مناسبی برای ادغام پناهجویان در جوامع میزبان فراهم کنند. به دلیل انزوا، نبود فرصتهای برابر شغلی و تحصیلی، و طولانی بودن روند رسیدگی به درخواستهای پناهندگی، بسیاری از این افراد در جوامع بسته زندگی میکنند و در معرض تبلیغات گروههای رادیکال اسلامی قرار میگیرند.
از سوی دیگر، نقش برخی رسانهها و احزاب راستگرا و ملیگرا در اروپا نیز غیرقابلانکار است. این گروهها گاهی رفتارهای غیرقانونی کوچک پناهجویان را بزرگنمایی کرده و از آن برای دامن زدن به مهاجرستیزی استفاده میکنند. این روند، دولتها را تحت فشار قرار داده و منجر به تصویب قوانین سختگیرانهتر درباره پناهجویان، بهویژه آنهایی که از کشورهای اسلامی میآیند، شده است.
با وجود پیچیدگی این مسئله، به نظر میرسد که هرگونه تعامل کشورهای غربی با گروههای تروریستی مانند طالبان میتواند به هواداران این گروهها احساس مشروعیت بیشتری بدهد. این امر ممکن است آنها را در پیگیری اهداف افراطگرایانه خود مصممتر کند که نتیجهای جز افزایش خشونت و تهدید امنیت جوامع نخواهد داشت.
بنابراین، کشورهای غربی باید با جدیت بیشتری با ریشههای اصلی این تهدیدات، یعنی گروههایی مانند طالبان و داعش، مقابله کنند و از هرگونه تساهل در برابر هواداران آنها بپرهیزند. در عین حال، باید یک بازنگری اساسی در فرآیند ادغام مهاجران و نحوه فعالیت مراکز مذهبی، چه در فضای واقعی و چه در فضای مجازی، انجام دهند تا از گسترش افراطگرایی و تداوم این چرخه جلوگیری شود.
دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده چندین بار درباره خروج نیروهای کشورش از افغانستان، تجهیزات برجامانده نیروهای امریکایی و پایگاه بگرام اظهارنظر کرده است.
این در حالیست که هنوز استراتژی ترامپ درباره طالبان و افغانستان روشن نیست و حکومتش بیشتر درگیر جنگ اوکراین است که به گمان برخی تحلیلگران احتمالا سرنوشت سقوط دولت پیشین افغانستان را پیدا خواهد کرد.
بازگشت مکرر ترامپ به موضوع خروج آشفته نیروهای امریکایی و سلاحهای به جامانده در افغانستان، نارضایتی او را از قدرتنمایی طالبان در افغانستان نشان میدهد، به خصوص خشمش را از رژه رفتن طالبان با سلاحهای امریکایی متعلق به دولت سابق افغانستان ابراز کرده است. با این حال، این خشم بیشتر ابراز احساسات تلخ است تا نشانهای از سیاستی جدید در برابر گروهی که موافقتنامه صلح دوحه و خروج از افغانستان را با آن امضا کرد.
سلاحهای برجامانده امریکایی در افغانستان
ترامپ درباره سلاحهای برجامانده امریکایی در افغانستان بزرگنمایی میکند. او ارزش این تجهیزات را حدود ۸۰ میلیارد دالر تخمین زده است. اما هم مقامات سابق دولت افغانستان و هم اداره بازرس ویژه ایالات متحده بر این باورند که این تجهیزات ارزش انتقال را ندارند و هزینه انتقال بیش از ارزش آن خواهد بود.
بااینحال، رژههای نظامی طالبان و تاکید آنان بر این که امریکا در افغانستان شکست خورده و آنها فاتحانه قدرت را به دست گرفتهاند، به وجهه ایالات متحده و غرور ترامپ لطمه زده است. اکنون ترامپ با همان روش آشنای خود سعی میکند غرور طالبان را بشکند و با این گروه طوری برخورد میکند که میتواند سلاحهای امریکایی را از دست آن بیرون کند.
سخنگوی طالبان گفته است که سلاحهای امریکایی «غنیمت جنگی» است و تحویل نمیدهند. ذبیح مجاهد اظهارات ترامپ را «احساساتی» توصیف کرده است.
آیا ترامپ حاضر است برای به کرسی نشاندن خواستهاش با حملات هوایی، مراکز نظامی و انبارهای تسلیحاتی طالبان را منهدم کند؟
بمباران هوایی تجهیزات جنگی برای امریکاییها هزینه چندانی ندارد. اما این اقدام میتواند به درگیری با طالبان و به برهم خوردن کامل روابط استخباراتی و امنیتی میان طالبان و امریکا منجر شود.
مارکو روبیو، وزیر خارجه امریکا اذعان کرد که طالبان در سه سال اخیر با ایالات متحده در زمینه تبادل اطلاعات استخباراتی و سرکوب داعش همکاری کرده است. بعید نیست که حتی عملیات کشتن ایمن الظواهری، رهبر القاعده در قلب کابل نیز در نتیجه همکاری برخی مقامات طالبان با امریکاییها باشد. این همکاری اطلاعاتی طالبان سبب شده است که ایالات متحده همچنان نفوذ حداقلی اطلاعاتی خود را در افغانستان حفظ کند.
پایگاه بگرام
بهمحض خروج نیروهای امریکایی و بازگشت طالبان به قدرت، چینیها در بررسی و تفتیش پایگاه بگرام با طالبان همکاری کردند.
در آن زمان برخی منابع محلی گفتند که چینیها در شکستن قفل برخی ساختمانها و انبارها با طالبان همکاری داشتند. همزمان، چینیها کل پایگاه را بررسی و ارزیابی کردند. این اطلاعات مدتها پیش از آن منتشر شده بود که ترامپ از حضور چین در پایگاه بگرام سخن بگوید.
اکنون ترامپ بدون ارایه سندی، از «حضور چین در پایگاه بگرام» حرف میزند و ابراز نارضایتی میکند. او هفته گذشته در نشست کابینه حکومت خود گفت که ایالات متحده نباید پایگاه بگرام از دست میداد و باید حضور خود را در آنجا حفظ میکرد.
ترامپ مدعی است که پایگاه بگرام میتوانست به امریکا کمک کند که تسلیحات اتمی چین را زیرنظر داشته باشد.
با این حال، یک نکته مشخص است: به همه ادعاهای ترامپ نمیشود اعتماد کرد. او اخیراً ادعا کرد که اوکراین جنگ با روسیه را در سال ۲۰۲۲ آغاز کرد. او همچنین در حضور رئیس جمهور فرانسه، در توجیه پافشاری بر پس گرفتن کمکهای حکومت بایدن به اوکراین گفت که اروپا نیز کمکهایش به اوکراین را به صورت قرضه داده است. اما، امانویل مکرون در همانجا گفت که قسمت اعظم کمکهای اروپا به کییف به صورت بلاعوض بوده است و نه وام.
همزمان با مطرح شدن بحث پایگاه بگرام از سوی ترامپ، سخنگوی طالبان توافقنامه صلح دوحه را مختومه اعلام کرد و گفت که دیگر این سند ملاک عملکرد این گروه نخواهد بود.
این سند نه تنها از طالبان میخواهد که جلو گروه های تروریستی در افغانستان را بگیرد بلکه باید یک حکومت فراگیر در افغانستان تشکیل بدهد. این دو موضوع را طالبان قبول ندارد. این گروه مایل است که روابط خود با امریکا را خارج از موافقتنامه دوحه آغاز کند.
ترامپ گفته است اگر طالبان مایل به دریافت کمکهای امریکا است باید در مورد پس دادن سلاحها با واشنگتن مذاکره کند. اما این تسلیحات ستون فقرات قدرت طالبان است و تصور نمیشود که این گروه مایل به هر نوع گفتوگویی درباره تسلیحات باشد. اما، همکاری اطلاعاتی و تغییر برخی از سیاستها مبنای تعامل طالبان و واشنگتن خواهد بود.
طالبان به دنبال بقای رژیم خود، رسمیت یافتن در بین دولتها و استمرار کمکهای ایالات متحده است. موافقنامه دوحه این اهداف را برآورده نمیکند. در حال حاضر، تاکید حکومت امریکا بر موضوع حقوق بشر در روابطش با کشورهای جهان بشدت ضعیف شده است. این فرصتی برای طالبان و دیگر رژیمهای مشابه برای بهبود روابط با واشنگتن است.
طالبان مخالفت خود را با بازگشت نیروهای امریکایی به افغانستان ابراز کرده است. بنابراین، به رغم اصرار ترامپ، پایگاه بگرام در کنترول طالبان باقی میماند. اما برخی کشورهای منطقه مایلاند با ترامپ همکاری کرده و برخی پایگاههای نظامی خود را در مرزهای افغانستان در اختیار نیروهای امریکایی قرار دهند. طالبان گفته است که امریکا از پاکستان برای کنترول فضای افغانستان و حملات به اهدافی در افغانستان استفاده میکند.
حمایت از گروههای مخالف
مخالفان طالبان امیدوارند که حکومت جدید امریکا به سیاست کنارهجویی از افغانستان پایان دهد و از فعالیت سیاسی و نظامی آنان حمایت کند. ایالات متحده در سه سال و اندی با مقاومت مسلحانه علیه طالبان مخالفت کرده است. اما قرارگرفتن چهرههای ضد طالبان در شورای امنیت ملی امریکا، شانس گروههای مقاومت را برای جلب توجه واشنگتن بیشتر کرده است، توجه یا حمایتی که میتواند معادله جنگ و سیاست را در افغانستان تغییر دهد.
اما، این نکته را نیز نباید نادیده گرفت که حکومت ترامپ درگیر جنگ اوکراین و روسیه و مهار اقتصادی و نظامی چین است. این کشور برای بازگشت به یک ماموریت شکست خوردهای چون افغانستان، نیازمند انگیزههای قویتر است، به خصوص که شعار حکومت ترامپ وارد نشدن به جنگها و منازعات بین المللی است.