البغدادی، صدام و مادورو؛ نیروهای ویژه امریکا چگونه عملیاتهای فیلمی انجام میدهند؟
نیروهای ویژه ایالات متحده امریکا (دلتا فورس) در یک عملیات شبانه، نیکولاس مادورو، رئیسجمهور ونزوئلا را در اقامتگاه بهشدت محافظتشدهاش بازداشت کردند. دونالد ترامپ این مأموریت را «درخشان» توصیف کرده است.
رسانههای امریکایی، از جمله سیبیاس و سیانان، گزارش دادهاند که عملیات گرفتاری مادورو توسط یگان ویژه دلتا فورس انجام شده است.
در این عملیات که از آن بهعنوان یکی از جسورانهترین مأموریتهای ویژه در تاریخ دلتا فورس یاد میشود، این نیروها بهگونه غیرمنتظره حوالی ساعت ۲ بامداد روز سوم جنوری موفق شدند نیکولاس مادورو و همسرش، سیلیا فلورس را بازداشت کنند.
این یورش که همزمان با حملات «گسترده» هوایی بر کاراکاس انجام شد، نخستین بازداشت مستقیم یک رئیسجمهور برحال توسط نیروهای ویژه امریکا از زمان تهاجم به پاناما در سال ۱۹۸۹ بهشمار میرود؛ زمانی که مانوئل نوریگا، رهبر وقت پاناما، بهدست نیروهای امریکایی بازداشت شد.
دلتا فورس بخشی از یک عملیات وسیع نظامی و امنیتی امریکا علیه ونزوئلا بود. در جریان این حمله، هواپیماهای امریکایی مراکز ارتباطی، تأسیسات نظامی و پایگاههای هوایی ونزوئلا را در نیمههای شب هدف قرار دادند. گزارشها حاکی است که نیروهای دلتا فورس با استفاده از بالگردهای CH-47 چینوک وارد خاک این کشور شدند.
مقامهای امریکایی به سیبیاس نیوز تأیید کردهاند که نیروهای ویژه موفق به نفوذ به اقامتگاه بهشدت محافظتشده مادورو شده و او و همسرش را بدون تلفات جانی برای نیروهای امریکایی بازداشت کردهاند. ترامپ این عملیات را نتیجه «برنامهریزی عالی و عملکرد نیروهای فوقالعاده» خوانده است.
با این همه، بازداشت نیکولاس مادورو اقدامی کمسابقه بهشمار میرود. کمتر کسی تصور میکرد رئیسجمهور ونزوئلا به این سادگی به دست نیروهای امریکایی بیفتد. مقامهای امریکایی اعلام کردهاند که مادورو به ایالات متحده منتقل شده تا به اتهام حمایت از تروریسم و قاچاق مواد مخدر در دادگاههای این کشور محاکمه شود.
دلتا فورس چیست؟
پس از این عملیات موفقانه، بار دیگر نام دلتا فورس بر سر زبانها افتاده است. دلتا فورس محرمانهترین و مرگبارترین یگان مأموریتهای ویژه در ارتش ایالات متحده امریکا بهشمار میرود. این یگان در سال ۱۹۷۷ تأسیس شد و برای انجام مأموریتهای فوقالعاده پرخطر طراحی شده است؛ مأموریتهایی که سایر نیروهای نظامی توان اجرای آن را ندارند.
با وجود آنکه شمار کلی اعضای این یگان بیش از هزار نفر تخمین زده میشود، تنها حدود ۲۵۰ تا ۳۰۰ تن از آنان اپراتورهای عملیاتیاند که مستقیماً در مأموریتها شرکت میکنند.
فرایند گزینش دلتا فورس به داشتن نرخ شکست نزدیک به ۹۰ درصد شهرت دارد. نیروهای این یگان در نبرد تنبهتن، چتربازی از ارتفاع بلند، نفوذ مخفیانه و تکتیراندازی دقیق آموزشهای پیشرفته میبینند.
بسیاری از مأموریتهای دلتا فورس آنقدر حساس و محرمانه است که هرگز بهطور رسمی تأیید یا علنی نمیشود.
وظایف دلتا فورس
مهمترین وظایف این نیروها عبارتاند از مبارزه با تروریسم و مقابله با تهدیدهای جهانی مانند داعش و القاعده؛ اجرای عملیات علیه اهداف با ارزش بالا شامل بازداشت یا حذف چهرههای کلیدی؛ و نجات گروگانها و بیرونکشیدن شهروندان از مناطق پرخطر است.
بر اساس اطلاعات موجود، دلتا فورس در عملیاتهای پرخطری مانند مأموریت نظامی سال ۱۹۹۳ در سومالیا نقش داشته است؛ عملیاتی که بعدها با فیلم هالیوودی «سقوط شاهین سیاه» (Black Hawk Down) شهرت جهانی یافت.
این نیروها همچنین در جنگهای افغانستان و عراق حضور فعال داشتهاند.
از صدام تا مادورو
دلتا فورس در مأموریتهای بسیار مهم و سرنوشتساز نقش داشته است. در سال ۲۰۱۹، این نیروها در یک عملیات پیچیده در سوریه، ابوبکر البغدادی، رهبر گروه داعش، را از پا درآوردند. در سال ۲۰۰۳ نیز عدی و قصی، پسران صدام حسین، در عراق کشته شدند و دلتا فورس نقش مهمی در این عملیات ایفا کرد. این یگان همچنان در دستگیری صدام حسین، رئیسجمهور سابق عراق، نقشی تعیینکننده داشت.
همچنین در سال ۱۹۸۹، نیروهای دلتا فورس در جریان «عملیات هدف عادلانه» مانوئل نوریگا، رهبر پاناما را بازداشت کردند.
رقابت با نیروی دریایی سیلز
رقیب اصلی دلتا فورس، یگان ویژه نیروی دریایی امریکا موسوم به «نیوی سیلز» (Navy SEALs) است. این دو یگان در کنار هم نخبهترین نیروهای نظامی امریکا را تشکیل میدهند. هر دو تحت فرماندهی مشترک عملیات ویژه محرمانه (JSOC) فعالیت میکنند و مأموریتهای کاملاً سری را در نقاط مختلف جهان به انجام میرسانند. همچنین هر دو یگان به پیشرفتهترین تجهیزات نظامی دسترسی دارند.
با این حال، عملیات کشتن اسامه بن لادن در شهر ابیتآباد پاکستان توسط نیروی دریایی امریکا انجام شد. در آن عملیات برقآسا، نیروهای سیلز بدون اطلاع قبلی سازمان استخبارات پاکستان (آیاسآی)، وارد عمل شدند و رهبر القاعده را در حاشیه اسلامآباد از پا درآوردند.
بامداد شنبه ایالات متحده امریکا، حملات هوایی گستردهای را در سراسر ونزویلا انجام داد. انفجارهای مهیب پیش از طلوع آفتاب، کاراکاس، پایتخت این کشور را تکان دادند.
اندکی بعد، دونالد ترامپ اعلام کرد که نیروهای امریکایی، نیکولاس مادورو، رئیسجمهور ونزویلا و همسرش، سیلیا فلورس، را بازداشت و آنان را از کشور خارج کردهاند.
توجیهات قانونی این حمله — و اینکه آیا ترامپ پیش از حمله با کانگرس مشورت کرده بود یا نه — هنوز مشخص نیست.
این حمله شوکهکننده و بازداشت بیسابقه یک رئیسجمهور برحال، پس از ماهها کارزار فشار شدید امریکا علیه ونزوئلا صورت گرفت.
از ماه سپتمبر، نیروی دریایی امریکا ناوگانی بزرگ را در سواحل ونزوئلا مستقر کردند. این نیروها همچنین حملات هوایی علیه قایقهای مظنون به قاچاق مواد مخدر در دریای کارائیب و اقیانوس آرام انجام دادند و نفتکشهای ونزویلایی را توقیف کردند.
دستکم ۱۱۰ نفر در حملات به قایقها کشته شدند. گروههای حقوق بشری میگویند این اقدامات میتواند مصداق جنایت جنگی باشد.
مقامهای ونزوئلا امریکا را متهم کردند که در پی دسترسی به ذخایر نفتی این کشور است؛ ذخایر این کشور از بزرگترین ذخایر نفتی جهان بهشمار میروند.
با بمباران ونزوئلا و بازداشت مادورو، آینده رژیم حاکم بر ونزوئلا در وضعیتی نامشخصی قرار گرفته است. روزنامه بریتانیایی گاردین، زمینههای حمله امریکا به کاراکاس و بازداشت مادورو را بررسی کرده است.
چگونه به این نقطه رسیدیم؟
از زمان آغاز دومین دوره ریاستجمهوری دونالد ترامپ، او مادورو را هدف اصلی خود قرار داده و سیاست «فشار حداکثری» علیه رژیم ونزوئلا را دنبال کرده است. ترامپ، مادورو را به نقشداشتن در بیثباتسازی قاره امریکا، از جمله قاچاق مواد مخدر و مهاجرت به امریکا، متهم کرده است. در ماه جولای، امریکا جایزهای ۵۰ میلیون دالری برای دستگیری مادورو تعیین کرد و او را «یکی از بزرگترین قاچاقچیان مواد مخدر جهان» خواند.
حکومت ترامپ گروههای تبهکار ونزویلایی مانند «ترن د آراگوآ» را سازمانهای تروریستی اعلام کرد و حملات هوایی علیه قاچاقچیان مظنون مواد مخدر در دریای کارائیب را راهاندازی کرد. در ادامه، امریکا توقیف نفتکشهای ونزوئلا را شروع کرد و حضور نظامی خود را در آبهای اطراف این کشور امریکای جنوبی افزایش داد.
ترامپ آشکارا ایده تغییر رژیم در ونزوئلا را مطرح کرده است. در اواخر ماه نوامبر، او به مادورو ضربالاجل داد تا قدرت را واگذار کند و در ازای آن خروج امن از کشور را به او پیشنهاد داد. مادورو این پیشنهاد را رد کرد و به هوادارانش گفت خواهان «صلح بردگان» نیست. مادورو در آن زمان امریکا را به تلاش برای کنترول ذخایر نفتی ونزوئلا متهم کرد.
با افزایش فشارهای ترامپ، دولت کاراکاس گاه سردرگم به نظر میرسید. مادورو بارها گفت ونزوئلا خواهان جنگ با امریکا نیست و حتی در مقطعی در برابر دانشجویان ونزوئلایی با ترانه «نه به جنگ، آری به صلح» رقصید و حرکت معروف مشتزدن دو دستی ترامپ را تقلید کرد. مادورو روز پنجشنبه، دو روز پیش از بازداشتش، در یک مصاحبه تلویزیونی گفت از سرمایهگذاری امریکا در بخش نفت ونزوئلا استقبال میکند.
چرا امریکا و ونزوئلا با هم در تقابلاند؟
روابط امریکا و ونزوئلا از سال ۱۹۹۹ و با به قدرت رسیدن هوگو چاوز تیره شد. چاوز که خود را سوسیالیست و ضد امپریالیسم میدانست، با مخالفت با حملات امریکا به افغانستان و عراق و همچنین نزدیکی به کشورهایی مانند کوبا و ایران، خشم واشنگتن را برانگیخت.
روابط دو کشور پس از آنکه چاوز امریکا را به حمایت از کودتای نافرجام سال ۲۰۰۲ متهم کرد، بیش از پیش تیره شد.
برای بسیاری در امریکا، بهویژه جناح تندرو حزب جمهوریخواه، گرایش ایدئولوژیک سوسیالیستی حکومت ونزوئلا این کشور را به دشمنی طبیعی برای امریکا، در کنار متحدش کوبا، تبدیل کرده است.
با تحکیم قدرت چاوز، سرکوب مخالفان سیاسی و مصادره بخش بزرگی از بخش خصوصی، امریکا ونزوئلا را به نقض حقوق بشر متهم کرد. با وجود دورههای کوتاه بهبود روابط، وضعیت کلی روابط بهویژه پس از به قدرت رسیدن مادورو در سال ۲۰۱۳ رو به وخامت گذاشت.
در دوران ریاستجمهوری ترامپ، امریکا حکومت مادورو را نامشروع خواند و در سال ۲۰۱۹ خوان گوایدو، رئیس پارلمان را بهعنوان رئیسجمهور ونزوئلا به رسمیت شناخت.
در جولای ۲۰۲۴، مادورو در انتخابات ریاستجمهوری با شکستی سنگین روبهرو شد؛ انتخاباتی که در سایه خشم عمومی از حکومت اقتدارگرا و فروپاشی اقتصادی برگزار شد. حکومت بایدن ادموندو گونزالس، نامزد مخالفان را پیروز انتخابات اعلام کرد. دادههای دقیق رأیگیری که از سوی مخالفان منتشر و توسط کارشناسان مستقل تأیید شد، نشان میداد گونزالس برنده است، اما مادورو پس از سرکوبی شدید در قدرت ماند.
در اوایل دسمبر، دولت ترامپ سندی موسوم به «تبصره ترامپ» را منتشر کرد که بر اساس آن نیمکره غربی باید از نظر سیاسی، اقتصادی، تجاری و نظامی تحت کنترول امریکا باشد. طبق این دکترین جدید، ارتش امریکا میتواند برای دسترسی به منابع انرژی و معدنی منطقه بهکار گرفته شود.
نیکولاس مادورو کیست؟
مادورو از سال ۲۰۱۳ رئیسجمهور ونزوئلا بوده است. او که پیشتر راننده بس بود، در دوران چاوز به شهرت رسید و بهعنوان وزیر خارجه فعالیت کرد و پس از مرگ چاوز به ریاستجمهوری رسید.
حکومت مادورو دیکتاتورمآبانه توصیف میشود. سازمان ملل در سال ۲۰۱۹ برآورد کرد که بیش از ۲۰ هزار ونزوئلایی در «اعدامهای فراقضایی» کشته شدهاند. نهادهای کلیدی مانند قوه قضائیه تضعیف شده و حاکمیت قانون رو به زوال رفته است. روابط با امریکا نیز در دوران او بهشدت آسیب دیده است.
در ماههای اخیر، ترامپ بارها خواستار برکناری مادورو شده و او را به ارسال مواد مخدر و مجرمان به امریکا متهم کرده است. اما کارشناسان باور دارند که شواهدی در این زمینه وجود ندارد.
با وجود ماهها تشدید لفاظیها، بازداشت رئیسجمهور مستقر در روز شنبه بدون هشدار قبلی انجام شد و به نظر میرسد مقامهای ونزوئلا غافلگیر شدهاند.
چه اتفاقی در پیش است؟
آینده نامشخص است. وزیر دفاع ونزوئلا وعده داده به مبارزه ادامه دهد و از شهروندان خواسته است برای مقابله با «تهاجم» خارجی متحد شوند. او مقاومت در برابر امریکا را «نبردی برای آزادی» خوانده است.
با وجود بازداشت مادورو، نهادهای حکومتی و ارتش ونزوئلا ظاهراً همچنان پابرجا هستند. مشخص نیست حمله روز شنبه آغاز برنامهریزی برای یک درگیری گستردهتر بوده یا عملیاتی محدود. رهبران مخالفان ونزوئلا، بهویژه ماریا کورینا ماچادو، برنده جایزه نوبل صلح از ترامپ خواستهاند از یک قیام داخلی حمایت کند.
امریکا پیشتر رزمایشهایی برای شبیهسازی سناریوی «قطع سر رهبری» ونزوئلا انجام داده بود. این شبیهسازیها پیشبینی میکرد که کشور دچار هرجومرج طولانیمدت شود، موج پناهجویان به راه بیفتد و گروههای رقیب برای کنترول کشور با یکدیگر بجنگند.
داگلاس فارا، کارشناس امریکای لاتین که در این شبیهسازیها نقش داشته، به گاردین گفت: «با هرجومرجی طولانیمدت روبهرو خواهید شد… بدون هیچ راهحل روشنی برای خروج از آن.»
پس از سقوط یک پهپاد در ولایت میدان وردک، فعالان رسانهای طالبان در شبکههای اجتماعی ادعا کردند که این پهپاد به دست نیروهای این گروه سرنگون شده است، اما کارشناسان میگویند شواهد نشان میدهد که سقوط آن بیشتر ناشی از نقص فنی بوده است.
روز پنجشنبه اعضای طالبان تصاویری را در شبکههای اجتماعی منتشر کردهاند که لاشه یک پهپاد واژگونشده را در تپهای پوشیده از برف در ولایت میدان وردک نشان میداد. در این تصاویر، نیروهای طالبان در اطراف بقایای این هواپیمای بیسرنشین دیده میشوند.
پیشتر، در ولایت قندهار نیز یک پهپاد سقوط کرده بود.
سرنگونی یا سقوط فنی؟
مقامات طالبان تاکنون به طور رسمی درباره سرنگونی این پهپاد اظهارنظر نکردهاند. با این حال، برخی فعالان رسانهای نزدیک به طالبان بهطور گسترده خبر سقوط آن را بازنشر کرده و مدعی شدهاند که نیروهای طالبان این پهپاد را سرنگون کردهاند.
فرزین ندیمی، پژوهشگر ارشد امور دفاعی و امنیتی، به افغانستان اینترنشنال میگوید که شواهد موجود بیشتر از نقص فنی حکایت دارد.
به گفته او، «بدنه پهپاد تقریباً یکپارچه است و بقایا در یک محدوده محدود سقوط کردهاند. پهپادهایی که با موشک یا پدافند هوایی هدف قرار میگیرند، معمولاً آتش میگیرند و قطعات آنها در منطقهای وسیع پخش میشود. اما در این مورد، قطعات در یک محل ثابت افتادهاند که نشان میدهد پهپاد تا لحظه برخورد با زمین سالم بوده است.»
او افزود که شرایط نامساعد جوی، یخزدگی، یا کمبود سوخت میتواند از دلایل احتمالی سقوط باشد.
یک مقام بلندپایه امنیتی سابق افغانستان نیز گفت که طالبان هیچ سلاح پیشرفتهای ندارد که بتواند پهپاد را سرنگون کند.
تصاویر منتشر شده نشان میدهد که پهپاد در تپهای پوشیده از برف در مرکز افغانستان سقوط کرده است.
آیا طالبان پدافند هوایی دریافت کردهاند؟
کارشناسان میگویند که این پهپادها در ارتفاع بالا پرواز میکنند و سرنگونکردن آنها با سلاحهای سبک یا متعارف ممکن نیست.
فرزین ندیمی گفت که این کار نیازمند آموزش تخصصی و سامانههای پیشرفته است و با تجهیزاتی مانند توپهای ضدهوایی که طالبان در اختیار دارند، عملاً امکانپذیر نیست.
طالبان از چهار سال بدینسو تلاش دارد کنترول حریم هوایی افغانستان را به دست گیرد. یعقوب مجاهد، وزیر دفاع طالبان گفته بود که امریکا پس از خروج از افغانستان، رادارهای هوایی کشور را ویران کرده است. وی گفته بود که برای کنترول بر حریم هوایی، در حال رایزنی با کشورها هستند.
طالبان با کشورهایی چون روسیه، چین، ایران و اخیرا هند روابط نزدیک سیاسی و دیپلوماتیک دارند. برخی کشورها از جمله ایران از همکاریهای اطلاعاتی و امنیتی با طالبان نیز سخن زده بودند.
اما به باور ناظران، روابط این کشورها با طالبان در سطحی انتقال سامانههای پیشرفته پدافند هوایی نیست.
پیشتر نمایندگان طالبان با برخی کشورهای منطقه درباره «مصونیت حریم هوایی افغانستان» گفتوگو کرده بودند.
یک مقام بلندپایه امنیتی سابق افغانستان گفت که طالبان با وجود تلاش زیاد، به جنگ افزاری که قابلیت سرنگونی پهپاد را داشته دسترسی ندارد.
به گفته او، «سلاحهای برجامانده نیز در وضعیت خوبی قرار ندارند.»
امریکا به ارزش حدود هشت میلیارد دالر جنگ افزار را در افغانستان جا گذاشته است.
با این حال، فرزین ندیمی میگوید احتمال کمک کشورهای منطقه به طالبان در زمینه پدافند هوایی را نمیتوان بهطور کامل رد کرد. او به تجربه یمن اشاره کرد که در آن، حوثیها با پشتیبانی تسلیحاتی ایران توانستند دستکم ۱۶ پهپاد امریکایی را سرنگون کنند.
پهپاد از کجا پرواز کرده است؟
طالبان بارها ایالات متحده را به نقض حریم هوایی افغانستان متهم کرده است. وزیر دفاع و سخنگویان این گروه پیشتر گفته بودند که هواپیماهای امریکایی از طریق حریم هوایی پاکستان وارد فضای افغانستان میشوند. طالبان از پاکستان خواسته است که «حریم هوایی خود را علیه افغانستان در اختیار دیگران قرار ندهد.»
برخی ناظران، موضوع استفاده از حریم هوایی پاکستان را یکی از عوامل تنش میان طالبان و اسلامآباد میدانند؛ ادعایی که مقامهای پاکستانی آن را رد کردهاند. ایالات متحده پیش از این برای عملیات ضدتروریستی، پایگاههایی در ایالت بلوچستان پاکستان در اختیار داشته است.
پهپاد سرنگونشده متعلق به کدام کشور است؟
شبکه ایمنی هوانوردی مستقر در ایالات متحده اعلام کرده است که این پهپاد از نوع MQ-9A Reaper و متعلق به امریکا است. این پهپاد میتواند بهصورت مسلح یا غیرمسلح پرواز کند و توانایی هدفگیری اهداف ثابت و متحرک را با دقت بالا از فاصله دور دارد. این نوع پهپادها معمولاً در ارتفاع متوسط پرواز میکنند.
فرزین ندیمی، پژوهشگر ارشد امور دفاعی و امنیتی، به افغانستان اینترنشنال گفت که این پهپاد به احتمال زیاد متعلق به امریکا بوده و در چارچوب یک مأموریت اطلاعاتی بر فراز افغانستان پرواز میکرده است.
مقام سابق افغان نیز گفت که «فضای افغانستان به روی همه باز است. اما احتمالا این درون متعلق به امریکا بوده است.»
ناتوانی در کنترول حریم هوایی
طالبان پیوسته حاکمیت بلامنازع و بیسابقه خود را بر قلمرو افغانستان به رخ میکشد. اما به همان اندازه که بر زمین تسلط دارد، در کنترول فضا ناکام بوده است.
سقوط این پهپاد نشان میدهد که گشتزنی هواپیماهای بیسرنشین در آسمان افغانستان همچنان بهطور منظم ادامه دارد.
پس از خروج نیروهای امریکایی از افغانستان، ایالات متحده حضور نظامی زمینی خود را پایان داد، اما نظارت اطلاعاتی و امنیتی از راه دور را حفظ کرده است. واشنگتن نسبت به فعالیت گروههای تروریستی مانند داعش و القاعده در افغانستان ابراز نگرانی کرده است.
کشتهشدن ایمن الظواهری، رهبر القاعده، در حمله پهپادی امریکا در قلب کابل، نشانهای از اشراف اطلاعاتی امریکا در افغانستان بود.
ایمن الظواهری ۹ اسد ۱۴۰۱ در حمله پهپادی امریکا کشته شد؛ عملیاتی که به گفته مقامهای امریکایی، بزرگترین ضربه به القاعده پس از کشتهشدن اسامه بنلادن در سال ۲۰۱۱ بوده است.
جو بایدن، رئیسجمهور پیشین امریکا، گفته بود که کشورش بدون حضور نیروهای نظامی در افغانستان، به تعقیب «تروریستها» ادامه میدهد.
نگرانی از بازگشت تروریسم
ادامه گشتزنی پهپادهای امریکایی بر فراز افغانستان نشاندهنده نگرانی جامعه جهانی از وضعیت امنیتی این کشور است. گزارشهای شورای امنیت سازمان ملل متحد حاکی از آن است که افغانستان بار دیگر به محل فعالیت و تجمع گروههای تروریستی، از جمله القاعده، داعش خراسان، شبهنظامیان اویغور، جداییطلبان بلوچ، تحریک طالبان پاکستان و برخی گروههای افراطی آسیای مرکزی تبدیل شده است.
کارشناسان هشدار دادهاند که نادیدهگرفتن این تهدیدها میتواند «خطر وقوع حملاتی مشابه یازدهم سپتامبر را افزایش دهد.»
طالبان اما همواره حضور و فعالیت گروههای تروریستی در افغانستان را رد کرده و تاکید دارند که خاک این کشور علیه هیچ کشور منطقه یا جهان استفاده نخواهد شد.
وقتی کرکرههای بازار پایین میآید و همزمان شعار «آزادی» در دانشگاهها شنیده میشود، دیگر با یک اعتراض مقطعی طرف نیستیم؛ این نشانه اتصال معیشت به سیاست است.
سقوط ریال، تورم فرساینده و فشار زندگی روزمره، خیابان را دوباره به صحنه بازگردانده و همین پیوند تازه است که نگاه رسانههای بزرگ جهان و واکنش سیاستمداران غربی را به ایران دوخته است. اینبار اعتراضات فقط روایتی داخلی نیست؛ به پروندهای بینالمللی تبدیل شده که پیامدهایش از اقتصاد و حقوق بشر تا امنیت منطقهای امتداد دارد.
اعتراض و اعتصاب در ایران پدیدهای تازه نیست؛ از موجهای معیشتی دهه گذشته تا خیزشهای سیاسی اجتماعی سالهای اخیر. اما «جنس» این دور متفاوت است. موتور اولیه آن بازار و معیشت است، با شاخصی عینی و روزمره، سقوط ارزش پول ملی به طور لحظهای، که مستقیم روی قیمت نان، دارو و اجاره مینشیند و همزمان خیلی سریع به دانشگاهها و شعارهای سیاسی پل میزند.
وقتی از یکسو بازاریها کرکرهها پایین میکشند و از سوی دیگر دانشجوها در چند دانشگاه شعار «آزادی» میدهند، یعنی بحران از نارضایتی پراکنده و جزیرهای عبور کرده و به آستانه «ائتلاف اعتراضی علیه سیاستمدار فاسد و بحران معیشت» رسیده است؛ نقطهای که برای ناظران خارجی هم قابلچشمپوشی نیست.
آنچه در ایران در همین چند روز اتفاق افتاده بیش از گذشته در رسانههای خارجی منعکس شده. اما چرا مهم است؟
پوشش رسانههای خارجی دو کار همزمان انجام میدهد: نخست، اعتراضات را از سطح خبر داخلی به «داده قابل تحلیل» برای تصمیمگیران تبدیل میکند، با عدد، روند، بازیگران و پیامدها. دوم، یک «آینه جهانی» میسازد که هم برای ایرانیان داخل کشور معنای دیدهشدن دارد و هم برای افکار عمومی بیرون از ایران امکان همذاتپنداری و فشار سیاسی ایجاد میکند.
وقتی رسانهها با ارقام رسمی از تورم، سقوط پول ملی و جهش قیمت غذا مینویسند، روایت از شایعه جدا میشود و به پرونده بدل میگردد؛ پروندهای که اتاقهای فکر، وزارتخارجهها و بازارهای انرژی ناچارند آن را بخوانند حتی اگر نخواهند.
در مروری کوتاه میبینیم هر رسانه غیر فارسی بر روی بخشی جدی تمرکز داشته است.
رویترز: تلاقی بازار و دانشگاه
رویترز نقطه تلاقی بازار و دانشگاه را برجسته میکند: پیوستن دانشجویان به بازاریان، وعده دولت برای «گفتوگو» و پذیرش رسمی فشار معیشتی از زبان سخنگوی دولت. همزمان فکتهای کلیدی را میآورد، کاهش شدید ارزش ریال در سال ۲۰۲۵، تورم حدود ۴۲.۵ درصد در ماه جاری، و رسیدن نرخ بازار آزاد به حدود یک میلیون و ۴۰۰ هزار ریال برای هر دالر؛ اعدادی که برای مخاطب غربی معنای بحران ساختاری دارند.
گاردین: چرخش تاکتیکی دولت
گاردین روی «چرخش تاکتیکی دولت» مکث میکند: دستور رییس دولت در جمهوری اسلامی برای شنیدن «مطالبات مشروع» و تلاش برای ساخت مکانیسم گفتوگو با رهبران اعتراضات، در حالی که تجربههای قبلی با سرکوب شدید گره خورده بود و در اساس موضوع گفتوگو را امری غیر قابل باور میداند.
گاردین همزمان فشار خارجی، از تنشهای پس از جنگ تا پرونده هستهای، را کنار بحران داخلی میگذارد تا نشان دهد تهران در دو جبهه تحت فشار است.
تایمز اسرائیل: بزرگترین اعتراضات پس از ۱۴۰۱
تایمز اسرائیل بر مقیاس و بار سیاسی شعارها دست میگذارد: «بزرگترین اعتراضات از ۱۴۰۱»، تعطیلی مغازهها و نقش تاریخی بازار، گزارش استفاده از گاز اشکآور، و شنیدهشدن شعارهایی مانند «مرگ بر دیکتاتور» و حتی شعارهای هواداران بازگشت پهلوی در برخی نقاط.
این زاویه به مخاطب غربی میگوید اعتراضات فقط گرانی نیست؛ ظرفیت چالش هویتی سیاسی هم دارد.
سیانان: خیابان فقط یک نشانه است
اما سیانان ماجرا را در قاب بزرگتری میگذارد: فرسایش همزمان اقتصاد، بحران آب و انرژی، نافرمانیهای مدنی روزمره و تضعیف بازدارندگی منطقهای. در این روایت، خیابان فقط یک نشانه است از بحرانی چندلایه که راس هرم قدرت را با گزینههایی محدودتر از همیشه روبهرو کرده است. بیلد: عریان شدن ضعف رژیم
در آلمان، نشریه بیلد بر یک تصویر نمادین مکث میکند: عقبنشینی نیروهای سرکوب در برابر معترضان. این نشریه با استناد به ویدیوهای تلفنهای همراه مینویسد معترضان نیروهای امنیتی را به عقب راندند—تصاویری که در ایران معمولا غیرقابل تصور است و برای نخستین بار ضعفهای رژیم را عریان میکند.
بیلد همچنین نقلقولی از یک مخاطب ایرانی میآورد که ریشه اعتراضات را «فقیرسازی سیستماتیک، نابودی طبقه متوسط، بحران محیطزیست و آب، اعتیاد گسترده، فحشا در نتیجه فقر، ازدواج کودکان، بیماریهای درماننشده، فساد میلیاردی، زندان، شکنجه و اعدامهای روزمره» میداند.
تاثیرات پوشش گسترده رسانهای
این جا است که میشود گفت این پوشش رسانهای بیاثر نمانده، اتحادیه اروپا در بیانیهای رسمی، بازداشت و ادامه بازداشت مدافعان حقوق بشر در ایران، از جمله فعالان بازداشتشده در مشهد و محدودیتهای اعمالشده علیه نرگس محمدی، را بهشدت محکوم کرد و خواستار آزادی فوری و بدون قید و شرط همه کسانی شد که صرفا به دلیل فعالیتهای مسالمتآمیز بازداشت شدهاند.
در امریکا، کمیته روابط خارجی مجلس نمایندگان سرکوب تهران را «وحشتناک» توصیف کرده و اعلام کرده است مردم ایران شایسته بهتر از رژیمی «بیعرضه و فاسد» هستند که منافع شخصی را بر نیازهای شهروندان ترجیح میدهد. کمیته تاکید کرده در کنار ایرانیان و حق آنها برای انتخاب مسیری بهتر میایستد.
همزمان، براد شرمن، نماینده کالیفرنیا، در واکنش به اعتراضات نوشت مردم ایران بار دیگر علیه حکومتی خشن به خیابان آمدهاند که منابع و جان شهروندان را صرف جنگهای نیابتی کرده است؛ و تاکید کرد امروز و همواره در کنار مردمی میایستد که خواهان دموکراسی و حکومتی پاسخگو هستند.
این نکته مهمی است که رسانههای غربی امروز پوشش درستتری را از اعتراضات مردمی در ایران دارند میدهند. هرچه پوشش دقیقتر و گستردهتر باشد، احتمال ورود موضوع به دستورکار رسمی هم بیشتر میشود، نه فقط در قالب تحریم یا فشار، بلکه در قالب محاسبه ریسک: ثبات داخلی، امنیت منطقهای، مهاجرت و قیمت انرژی.
برای سیاستمداران غربی، عددهایی مانند تورم بالای ۴۰ درصد یا سقوط کمسابقه پول ملی یعنی بحران میتواند مزمن شود و تصمیمهای کوتاهمدت کافی نباشد.
از سوی دیگر، همین دیدهشدن بینالمللی پلی عاطفی و مدنی میسازد: ایران از یک تیتر ژئوپلیتیک دور، به داستانی انسانی نزدیک میشود، و این نزدیکی، همبستگی و فشار افکار جهانی را تقویت میکند. چرا که وقتی بحران چندلایه میشود، انعکاس جهانیاش دیگر صرف گزارش نیست؛ خود بخشی از کار میدانی و اثرگذاری است.
با پایان یافتن سال ۲۰۲۵ میلادی، افغانستان تحت کنترول طالبان، سالی پرآشوب و نگران کنندهای را پشت سرگذاشت.
جنگ بیسابقه طالبان با پاکستان، صدور حکم بازداشت رهبران آن از سوی دادگاه کیفری بینالمللی، شکست اجماع بینالمللی درباره طالبان، افزایش فقر و گرسنگی و بازگشت میلیونها مهاجر از کشورهای همسایه، از مهمترین رویدادهای سال ۲۰۲۵ در افغانستان بود.
با این که روسیه حکومت طالبان را به رسمیت شناخت، اما افغانستان همچنان در انزوای بین المللی بسر میبرد. شماری از کشورهای منطقه به مناسبات غیررسمی با طالبان روی آوردند، ولی دادوستد بازرگانی و اقتصادی، مناسبات تکنولوژیک و فرهنگی با جهان، جلب سرمایهگذاری خارجی در افغانستان دور از دسترس است.
همچنین، افغانستان به علت حاکمیت طالبان به عنوان کشور متهم به حمایت از تروریسم، نقض گسترده حقوق بشر، ستم و سرکوب بینظیر بر زنان، در حاشیه مناسبات و نشست و برخاست کشورها مانده است.
بهرسمیتشناسی از سوی روسیه
مهمترین دستاورد دیپلوماتیک طالبان در سال ۲۰۲۵، بهرسمیتشناختهشدن رسمی حکومت آن از سوی روسیه بود. روسیه نخستین عضو شورای امنیت شد که طالبان را بهعنوان حکومت مشروع افغانستان بهرسمیت شناخت و همزمان نام این گروه را از فهرست سازمانهای تروریستی خود حذف کرد.
سفیر روسیه، نامه به رسمیت شناسی اداره طالبان را به امیرخان متقی تسلیم کرد
طالبان انتظار داشت که پس از اقدام روسیه، سایر کشورها نیز یکی پی دیگر اداره آن را بهرسمیت بشناسند. اما بهگفته یک دیپلومات بلندپایه پیشین افغانستان، روسیه ریسک کرد و رویکردش برای کشورهای منطقه قابل قبول نبود. حتی متحدان روسیه مانند چین، ایران، اوزبیکستان، قزاقستان و قرغیزستان که روابط نزدیکی با طالبان دارند، با احتیاط گام برداشتند و از هرگونه بهرسمیتشناسی اداره طالبان خودداری کردند.
حرف روسیه در قبال طالبان، برخلاف انتظار این گروه، در سطح منطقه جدی گرفته نشد. کشورهای منطقه همچنان نگران حمایت طالبان از تروریسم اند. در این میان، ایران با این که روابط نزدیکی با طالبان دارد اما گفته است که به رسمیت شناخته شدن اداره طالبان رابطه نزدیکی با تشکیل حکومت فراگیر ملی در افغانستان دارد.
بهرسمیتشناسی روسیه نهتنها کمکی به طالبان نکرد، بلکه شانس تعامل و همکاری آنان با کشورهای غربی، بهویژه ایالات متحده امریکا، را بهگونه چشمگیر کاهش داد. اظهارات برخی کارشناسان روسی نیز نشان میدهد که مسکو از این اقدام خود پشیمان شده است.
روسیه بارها گفته است که از تعامل با طالبان ناگزیر است، اما مبنای توجیه تعامل آن نگرانی از وضعیت شکننده داخلی و مهار خطر گسترش فعالیت شبهنظامیان از افغانستان به کشورهای آسیای میانه است. مسکو تصور میکند در همکاری با طالبان میتواند دو معضل افغانستان بیثبات و پناهگاه گروههای تروریستی را تا حدی حل کند.
صدور حکم بازداشت رهبران طالبان
در ماه جولای ۲۰۲۵، دادگاه کیفری بینالمللی در هالند حکم بازداشت هبتالله آخندزاده، رهبر طالبان و عبدالحکیم حقانی، رئیس قوه قضائیه این گروه را صادر کرد. این حکم بهدلیل «جنایت علیه بشریت» از جمله آزار و اذیت زنان، ممنوعیت آموزش و تحصیل دختران، جلوگیری از کار و فعالیت زنان و نقض سیستماتیک حقوق بشر صادر شد.
طالبان این اقدام را «سیاسی و بیاساس» خواند و گفت که تاثیری بر اجرای «احکام شریعت» در اداره آن نخواهد گذاشت، اما صدور این حکم، فشارهای حقوقی و سیاسی بر طالبان را در سطح جهانی افزایش داد.
همزمان، «دادگاه مردمی زنان افغانستان» در مادرید و لاهه برگزار شد. این دادگاه نمادین، رهبری طالبان را به ارتکاب جنایت علیه بشریت به علت آزار و سرکوب زنان محکوم کرد و دستکم ده مقام ارشد طالبان، از جمله هبتالله آخندزاده را مسئول دانست.
این دو رویداد حقوق بشری نشان داد که طالبان دستکم در میان کشورهای غربی و تابع آنها منزوی باقی خواهد ماند. طالبان کوشیده است که با تاکید بر تامین امنیت و مبارزه با موادمخدر کشورها را به رویکرد متفاوت نسبت به خود متقاعد کند، اما نقض گسترده حقوق زنان مانع آن شده است.
در همین حال، فعالان حقوق زنان افغان بحث آپارتاید جنسیتی در افغانستان را در مجامع بین المللی زنده نگهداشته و کوشیدهاند که دولتها را به پذیرش آپارتاید جنسیتی به عنوان جنایت علیه بشریت در قالب یک کنوانسیون بین المللی وادار کنند.
درگیری با پاکستان و بمباران کابل
مهمترین تحول سال ۲۰۲۵، درگیری تمامعیار طالبان با پاکستان بود. پس از آنکه تلاشهای دیپلوماتیک پاکستان برای واداشتن طالبان به توقف حملات تحریک طالبان پاکستان و جلوگیری از استفاده از خاک افغانستان علیه این کشور نتیجه نداد، پاکستان برای نخستینبار در تاریخ افغانستان، دست به حملات هوایی بیسابقه در خاک این کشور زد.
وزیران دفاع پاکستان و طالبان در دوحه به آتش بس موقت توافق کردند
برای نخستینبار، جنگندههای پاکستانی کابل را بمباران کردند. ولایتهای خوست، پکتیا و پکتیکا نیز بارها هدف حملات هوایی ارتش پاکستان قرار گرفتند. طالبان در واکنش، حملات سنگینی را علیه نیروهای مرزی پاکستان به راه انداخت. در این درگیریها، دو طرف تلفات سنگینی را متحمل شدند.
پاکستان ادعا کرد که ۲۰۰ جنگجوی طالبان را کشته است. در مقابل، طالبان گفت که ۵۸ سرباز پاکستانی را از پا درآورده است. تصاویر سربازان اسیر پاکستانی در دست طالبان بازتاب گستردهای یافت. سخنگوی وزارت خارجه پاکستان گفت که این صحنهها «هرگز فراموش نخواهد شد.»
با تشدید درگیریها، برخی کشورهای منطقه برای میانجیگری وارد عمل شدند. اما، نشستهای مقام های طالبان و پاکستان در قطر، ترکیه و عربستان ناکام مانده است. با این حال، مقامهای طالبان و پاکستانی سیگنالهای مثبتی به یک دیگر میفرستند.
ملاهای حامی طالبان از اداره این گروه خواستند که جلو حملات تیتیپی به پاکستان را بگیرند و نگذارند که شبه نظامیان افغان در حملات به نیروهای پاکستانی شرکت کنند. پاکستان از این اقدام استقبال کرده اما ناکافی دانسته است.
در پایان امسال، تمام روابط تجاری افغانستان و پاکستان متوقف شده و طالبان در جستوجوی راههای بدیل برای بنادر پاکستانی هستند. بستهماندن دوماهه گذرگاههای تجاری و ترانزیتی، صدها میلیون دالر به افغانستان و پاکستان زیان وارد کرده است.
گشایش فصل جدید با هند
در مقابل تنش با پاکستان، طالبان در سال ۲۰۲۵ فصل تازهای در روابط خود با هند گشود. دهلینو ماموریت دیپلوماتیک خود در کابل را به سطح سفارت ارتقا داد و پروازهای مستقیم میان دو کشور از سر گرفته شد.
وزیران خارجه طالبان و هند برای نخستین بار در دهلی دیدار کردند
سفر امیرخان متقی، وزیر خارجه طالبان به هند و تاکید دو طرف بر همکاریهای اقتصادی، سرمایهگذاری در معادن و توسعه تجارت، نشانهای از تغییر رویکرد دیپلوماتیک دهلی و طالبان به یک دیگر بود. پس از او، وزیران تجارت و صحت عامه طالبان نیز به دهلی نو رفتند و قراردادهایی را امضا کردند.
گرمی این روابط پیام ناخوشایندی برای پاکستان داشت و نشان داد که اسلام آباد جلو مناسبات تاریخی افغانستان و هند، حتی در صورت حاکمیت یک گروه نیابتی در کابل را گرفته نمیتواند. هند با درک این نکته، آغوشش را به روی طالبان کلان باز کرده است.
برخی تحلیلگران روابط گرم اداره طالبان و حکومت هند را شکست سیاست «عمق استراتژیک» پاکستان توصیف کردهاند. پاکستان در مقابل گفته است که اگر روابط هند و طالبان به ضرر وی تمام نشود، مشکلی با گرمی روابط دو طرف ندارد.
هند تلاش کرده است که خود را جایگزین مناسب برای پاکستان معرفی کند. طالبان هم امیدوار است که گسترش روابط با یک قدرت آسیایی دیگر، از انزوای آن بکاهد.
ترامپ و سودای برگشت به بگرام
با بازگشت دونالد ترامپ به کاخ سفید در آغاز سال ۲۰۲۵، روابط طالبان و امریکا وارد مرحلهای تازه اما پرتنش شد. ایالات متحده تمام کمکهای بشردوستانه به افغانستان را متوقف کرد؛ در حالی که در بیش از سه سال حاکمیت طالبان، بزرگترین کمککننده به افغانستان بود. بر اساس گزارش سیگار، امریکا ۳.۷ میلیارد دالر کمک بشردوستانه به افغانستان داده بود.
ترامپ همزمان فشارها بر طالبان را افزایش داد و بارها خواستار بازپسگیری جنگافزارهای برجامانده کشورش در افغانستان و همچنان واگذاری پایگاه هوایی بگرام شد و آن را برای نظارت استراتژیک بر چین ضروری دانست.
طالبان این درخواست را رد کرد و گفت که هیچگونه حضور نظامی خارجی را در افغانستان نمیپذیرد. ترامپ تهدید کرد که در صورت مخالفت طالبان با بازگشت امریکا به بگرام، «روزگار بدی» در انتظار آنان خواهد بود.
مشاور دونالد ترامپ در امور گروگانها دوبار به افغانستان سفر کرد. تمرکز این مذاکرات عمدتاً بر آزادی زندانیان امریکایی بود. طالبان شماری از گروگانهای امریکایی را آزاد کرد، اما از سرنوشت محمودشاه حبیبی هنوز خبری در دست نیست.
ایالات متحده در نشستهای شورای امنیت سازمان ملل متحد درباره افغانستان، بهگونه قاطع با هرگونه تعامل و همکاری با اداره طالبان، بدون تغییر در رفتار آن، مخالفت کرده است. با این حال، طالبان بارها پیامهای مثبت به واشنگتن مخابره کرده و دشمنی خود با این کشور را متعلق به گذشته دانسته است.
واشنگتن با تروریستی خواندن گروه طالبان و قطع کامل کمکها به افغانستان، پاسخ سردی به اظهارات مصالحهجویانهای مقامهای طالبان داده است.
شکست اجماع بینالمللی
افغانستان در چهار سال گذشته همچنان یکی از منزویترین کشورهای جهان باقی مانده است. در برخی کشورها، سفیران حکومت پیشین به کار ادامه میدهند و در برخی دیگر، طالبان توانسته است نمایندگان خود را به طور رسمی و غیررسمی به نمایندگیهای افغانستان بفرستد.
شماری از کشورهای اروپایی مانند آلمان، دیپلوماتهای طالبان را در نمایندگیهای سیاسی و قنسولی افغانستان پذیرفتهاند که علت آن تسهیل اخراج پناهندگان مجرم افغان بوده است تا تغییری در سیاست خارجی این کشورها در قبال افغانستان.
با این که طالبان میگوید در سال ۲۰۲۵ مناسباتش با کشورهای جهان بهبود یافته است، اما اداره طالبان و کشور افغانستان در بسیاری از نشستهای مهم بینالمللی و سازمانهای منطقهای نمایندهای نداشتهاند.
دو سفیر دولت پیشین افغانستان در نشستهای شورای امنیت و سازمان ملل در نیویارک و ژنو شرکت کردهاند. آنها در بیانیههای خود به طور شدیداللحنی از سیاستهای داخلی و خارجی اداره طالبان انتقاد کردهاند.
با این حال، برخی بر این نظر اند سال ۲۰۲۵ سال شکست اجماع بینالمللی درباره حاکمیت طالبان در افغانستان نیز بوده است، بهویژه در مجمع عمومی سازمان ملل متحد و دو نشست اخیر شورای امنیت، این شکست بهگونه آشکار نمایان شد.
در نشستهای شورای امنیت، امریکا با هرگونه تعامل با اداره طالبان، تا زمانی که حقوق بشر را رعایت نکند و به روابطش با گروههای تروریستی خاتمه نبخشد، مخالفت کرد؛ اما قدرتهای منطقه (چین، روسیه و هند) خواستار «تعامل عملگرایانه» با طالبان شدند و بر رفع تحریمها و آزادسازی ذخایر بانک مرکزی افغانستان تاکید ورزیدند.
کشورهای اروپایی نیز بر مسایل حقوق بشری در رابطه به طالبان تاکید کردهاند. با این حال، ناروی، آلمان و اتریش در بدل همکاری طالبان در پذیرش پناهندگان اخراجی افغان، نمایندگان طالبان را در سطح قنسولی پذیرفتهاند.
طالبان مدعی است که مقامهای آن ۹۹ سفر خارجی داشتهاند. این سفرها عمدتا به کشورهای ایران، روسیه، چین و هند بوده است..
معضل پایان ناپذیر تروریسم در افغانستان
گزارشهای شورای امنیت سازمان ملل متحد نشان میدهد که گروههای تروریستی بار دیگر در افغانستان فعال شده و در حال جذب نیرو و احیای موقعیت از دسترفته خود هستند. القاعده، داعش، تحریک طالبان پاکستان، اویغورها، جنبش اسلامی اوزبیکستان و انصارالله تاجیکستان از جمله گروههای فعال تروریستی در افغانستاناند.
حضور این گروهها حتی متحدان منطقهای طالبان را نگران کرده است. ایران، روسیه و چین بارها از فعالیت تروریستان در خاک افغانستان ابراز نگرانی کردهاند. پاکستان میگوید قربانی تروریسم برخاسته از افغانستان است.
تاجیکستان نیز شاهد حملات مرگبار از خاک افغانستان بوده که در آن اتباع چینی و مرزبانان تاجیک کشته شدند. دوشنبه ادعا دارد که این حملات با استفاده از پهپاد انجام شدند.
مقامات طالبان هرگونه حضور و فعالیت شبهنظامیان در افغانستان را رد میکنند و همواره تاکید دارند که خاک افغانستان علیه کشورهای منطقه استفاده نمیشود.
ترور دو مخالف سرشناس طالبان در ایران، اکرامالدین سریع، فرمانده ارشد پولیس حکومت پیشین در تهران، و معروف غلامی، چهره سیاسی- نظامی نزدیک به اسماعیلخان در مشهد، تحول مهمی دیگر در روابط طالبان با کشورهای همسایه است. مخالفان مدعی هستند که این ترورها کار طالبان است.
نقض گسترده حقوق بشر
بحران حقوق بشری در افغانستان در سال ۲۰۲۵ عمیقتر و نظاممندتر شد. طالبان محدودیتهای شدیدتری بر زنان و دختران اعمال کردند. فعالان حقوق بشر میگویند که دستکم ۱۶۰ فرمان شفاهی و کتبی برای نقض حقوق زنان صادر شده است.
اداره امر به معروف طالبان، سیطره خود را بر تمام عرصههای زندگی گسترش داده؛ از کنترول داکتران، دکانداران و شفاخانهها گرفته تا سایر بخشها. سازمانهای بینالمللی، از جمله عفو بینالملل، از «آپارتاید جنسیتی»، شلاقزدن و اعدامهای علنی، سرکوب اقلیتها و محاکمات ناعادلانه انتقاد کردهاند.
بر اساس گزارش سازمان ملل متحد، در این سال بیش از ۲۳ میلیون نفر در افغانستان نیازمند کمکهای بشردوستانه بودند. بازگشت نزدیک به سه میلیون مهاجر از ایران و پاکستان، بحران انسانی را تشدید کرده است.
تثبیت حاکمیت هبتالله
در این سال، هبتالله آخندزاده قدرت خود را بیش از پیش تثبیت و منتقدان داخلی را منزوی کرد. شماری از چهرهها، از جمله عباس استانکزی، معین پیشین وزارت امور خارجه، و فاروق اعظم، مشاور وزارت انرژی و آب، بهدلیل انتقاد از سیاستهای هبتالله، از کار در اداره طالبان محروم شدند.
استانکزی که از چهرههای برجسته اداره طالبان بهشمار میرفت، به امارات متحده عربی تبعید شد و اکنون در همان شهری زندگی میکند که اشرفغنی، رئیسجمهور مخلوع افغانستان، اقامت دارد.
با این حال، انتقادها از هبتالله آخندزاده پایان نیافته است. سراجالدین حقانی، وزیر امور داخله طالبان، موضعگیریهای انتقادی را علیه رهبر طالبان اتخاذ کرد و گفت که «حکومت با ظلم و ستم دوام نمیآورد». در واکنش، چهرههای وفادار به هبتالله به حقانی حمله کردند و خواستار «وحدت، اطاعت و فرمانبری کامل از امیر» شدند.
دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده امریکا، بخش بزرگی از سال نخست ریاستجمهوریاش را صرف ایفای نقش میانجی صلح کرده است. اما بسیاری از مشکلات پیچیده سیاست خارجی به سال آینده موکول شدهاند.
ترامپ در سال اول ریاستجمهوریاش تمرکز شدیدی بر پایان دادن به درگیریهای پیچیده خارجی داشت و کوشید میراث خود را بهعنوان «رئیسجمهور صلح» تثبیت کند.
با این حال، او در آستانه سال جدید با فهرستی سنگین از مسائل حلنشده سیاست خارجی روبهرو است؛ از ادامه جنگ در اوکراین گرفته تا تشدید تنشها با ونزوئلا. نشانههای اندکی وجود دارد که نشان دهد او قصد دارد توجه خود را از ژئوپولیتیک بردارد.
متیو بارتلت، استراتژیست جمهوریخواه و یکی از منصوبان پیشین حکومت ترامپ، گفت: «هر رئیسجمهوری که وارد دوره دوم میشود، همیشه میخواهد بیش از پیش در سیاست خارجی درگیر شود و میراثی ماندگار برای کتابهای تاریخ بسازد. اما اولویت مردم امریکا همچنان زمان حال است؛ زندگی روزمرهشان… توان خرید، مسکن، برق، خدمات عمومی، آموزش، مراقبتهای صحی و مواد غذایی.»
آنا کلی، معاون سخنگوی کاخ سفید، اظهار داشت که رئیسجمهور «با یک ماموریت قاطع برای اجرای سیاست خارجی اول امریکا انتخاب شده» و از برنامه خود برای «بازگرداندن سرمایهگذاریها و دستاوردهای ملموس» به ایالات متحده استفاده کرده است.
اما برخی جمهوریخواهان نسبت به علاقه ترامپ به حل درگیریهای خارجی نگران شدهاند.
در حالی که جهان وارد سال ۲۰۲۶ میشود، پولیتیکو مهمترین اولویتهای سیاست خارجی دونالد ترامپ در سال پیش رو را بررسی کرده است.
درگیری در اوکراین
جنگ اوکراین در ماه فبروری به چهارمین سال خود میرسد، بدون آنکه چشماندازی برای پایان آن دیده شود.
ترامپ تلاش کرده ولادیمیر پوتین و ولودیمیر زلنسکی را به توافق صلح برساند، اما کرملین بارها مذاکرات را به تعویق انداخته است. روسیه همچنین از پذیرش آتشبس پیش از نهایی شدن همه توافقهای صلح خودداری کرده و همچنان اوکراین را با موشک و پهپاد هدف قرار میدهد.
روسای جمهور امریکا و روسیه
آخرین دور مذاکرات در مار-آ-لاگو امیدوارکنندهتر از دفعات پیش به نظر میرسید و ترامپ نسبت به دستیابی زودهنگام به توافق ابراز خوشبینی کرد؛ بهویژه با پیشرفتهایی در زمینه تضمینهای امنیتی برای کییف. اما کرملین تقریباً بلافاصله این خوشبینی را خنثی و اوکراین را به حمله پهپادی به اقامتگاه پوتین متهم کرد؛ اتهامی که زلنسکی آن را ترفند روسیه خواند.
سرنوشت دونباس، منطقه راهبردی در شرق اوکراین، همچنان مسئله اصلی برای هر دو طرف است و مسیر روشنی به سوی توافق دیده نمیشود. زلنسکی موافقت کرده که ۱۵ درصد باقیمانده دونباس تحت کنترول اوکراین به یک «منطقه آزاد اقتصادی» غیرنظامی تبدیل شود، اما روسیه این پیشنهاد را رد کرده است. کنترول این منطقه به ارتش روسیه دسترسی به سنگرهای اوکراین میدهد و اوکراینیها نگراناند که در صورت حمله دوباره، روسیه به همینجا بسنده نکند.
با وجود گفتوگوهای مکرر با ترامپ، روسیه همچنان مواضع حداکثری خود را حفظ کرده است؛ از جمله مخالفت با عضویت اوکراین در ناتو، محدودیت اندازه ارتش این کشور و کنترول کامل روسیه بر منطقه دونباس. پوتین نیز از دیدار مستقیم با زلنسکی تا زمانی که طرح صلحی مورد قبول او تدوین نشود، خودداری کرده است.
توافق صلح غزه در آستانه فروپاشی
ترامپ نقش مهمی در دستیابی به آتشبس میان اسرائیل و حماس ایفا کرد؛ آتشبسی که بخشی از یک طرح صلح گستردهتر پس از نزدیک به دو سال جنگ در غزه بود. اما با وجود کاهش کشتار، مقامات در عبور از مرحله نخست این طرح شامل آتشبس، تبادل گروگانها و زندانیان و افزایش کمکهای بشری با دشواری روبهرو هستند.
مقامهای اسرائیلی گاهی تهدید کردهاند که به دلیل نقض توافق از سوی حماس، جنگ را از سر خواهند گرفت.
یکی از مهمترین موانع مرحله دوم، امتناع حماس از خلع سلاح است. این گروه که ایالات متحده آن را سازمان تروریستی میداند، بر حق «مقاومت مسلحانه» در برابر اشغال اسرائیل تأکید دارد. ترامپ روز دوشنبه هشدار داد که اگر حماس خلع سلاح نشود، «جهنمی به پا خواهد شد».
چالش دیگر، متقاعد کردن کشورها برای اعزام نیرو به یک «نیروی تثبیت بینالمللی» است که پس از عقبنشینی نیروهای اسرائیلی، امنیت بخشهایی از غزه را تامین کند. در عین حال، هر دو طرف یکدیگر را به نقض آتشبس متهم میکنند. از زمان اجرایی شدن آتشبس در ماه اکتبر، صدها نفر که بیشترشان فلسطینی بودهاند جان باختهاند.
تشدید فشار ترامپ بر مادورو
ترامپ این هفته اعلام کرد که ایالات متحده یک «تاسیسات بزرگ» مرتبط با قاچاق مواد مخدر در ونزوئلا را «از کار انداخته» است؛ اقدامی که میتواند نخستین حمله زمینی آشکار امریکا در داخل این کشور از زمان آغاز نابودی قایقهای مظنون به قاچاق مواد مخدر ونزوئلا باشد.
این گام نشانه تشدید جدی کارزار چندماهه فشار برای کنار رفتن نیکلاس مادورو، رئیسجمهور ونزوئلا، است. ترامپ در این ماه احتمال جنگ با ونزوئلا را رد نکرد و گفت: «روزهای مادورو شمارششده است.»
برخی مخالفان مداخله امریکا در ونزوئلا هشدار میدهند که برکناری مادورو ممکن است منطقه را بیثبات سازد و امریکا را به درگیریای طولانیمدت بکشاند.
بر اساس نظرسنجی اخیر کوئینیپیاک، ۶۳ درصد امریکاییها با اقدام نظامی در داخل ونزوئلا مخالفاند و ۵۳ درصد نیز با استفاده از حملات نظامی برای کشتن قاچاقچیان مظنون مواد مخدر بر روی قایقها مخالفت دارند.
با این حال، این آمار تاکنون ترامپ را باز نداشته است. او در ماه دسامبر فشارها را افزایش داد؛ از جمله اعلام محاصره، برنامه طبقهبندی دولت مادورو بهعنوان سازمان تروریستی خارجی، توقیف یک نفتکش ونزوئلا و دستور بستن حریم هوایی این کشور در ماه نوامبر.
احتمال دردسرهای بیشتر با تهران
ترامپ در ماه جون به اسرائیل در حمله به تاسیسات هستهای ایران پیوست؛ بخشی از یک جنگ کوتاه که در آن اسرائیل برنامه موشکهای بالستیک ایران را نیز هدف قرار داد. پس از ۱۲ روز و مداخله ایالات متحده از جمله بمباران با بمب سنگرشکن که ترامپ گفت برنامه هستهای تهران را «کاملاً و بهطور مطلق نابود کرده» او موفق شد اسرائیل و ایران را به توقف درگیری وادار کند.
اکنون نگرانیها افزایش یافته که ایران در حال بازسازی برنامه هستهای خود است؛ وضعیتی که میتواند دور جدیدی از درگیری را آغاز کند و بار دیگر ایالات متحده را درگیر سازد.
ترامپ هشدار داده که اگر ایران برنامه هستهایاش را احیا کند، امریکا «بهشدت آنها را خواهد کوبید». او همچنین اعلام کرد که در صورت حمله اسرائیل به برنامه بازسازیشده موشکهای بالستیک ایران، از آن حمایت خواهد کرد. رئیسجمهور ایران گفته است که در برابر هر تجاوز، پاسخ «سخت و پشیمانکننده» خواهد داد.
گرمشدن روابط با چین ممکن است موقت باشد
تنشهای ایالات متحده و چین در ماههای اخیر پس از توافق ترامپ و شی جینپینگ بر سر آتشبس تجاری یکساله در ماه اکتبر فروکش کرده بود، اما این آرامش از همین حالا لرزان به نظر میرسد.
قانونگذاران در کانگرس امریکا نسبت به پایبندی چین به تعهداتش تردید دارند؛ از جمله کاهش جریان مواد شیمیایی پیشساز به مکسیکو که کارتلها برای تولید فنتانیل استفاده میکنند و خرید حجم مشخصی از محصولات کشاورزی ایالات متحده.
روسای جمهور امریکا و چین
مشکلات حلنشده دیگری نیز باقی مانده است. توافق ایالات متحده و چین درباره عناصر نادر خاکی که قرار بود تا روز شکرگزاری نهایی شود هنوز به نتیجه نرسیده است. کاخ سفید همچنین درباره گزارشهای نهایی شدن فروش تیکتاک توسط شرکت چینی بایتدنس سکوت اختیار کرده است.
چالشهای احتمالی سال ۲۰۲۶ با چین فراتر از مذاکرات تجاری میرود. تهدیدهای بیجنگ برای حمله به تایوان میتواند جبهه جدیدی از بحران سیاست خارجی برای رئیسجمهور باز کند.
چین در سال جاری آمادگیهای خود برای تهاجم را افزایش داد و از سامانه جدید بارج نظامی رونمایی کرد؛ شناورهایی که برای فرود نیرو در سواحل تایوان بهتر طراحی شدهاند.
چین روز سهشنبه، در واکنش به آنچه ممکن است بزرگترین فروش تسلیحات ایالات متحده به تایوان خودگردان باشد، با شلیک راکت و اعزام یگانهای هوایی و دریایی در رزمایشهایی که جزیره را محاصره میکرد، خشم خود را ابراز کرد. بیجنگ این محاصره شبیهسازیشده را «هشداری شدید» علیه جداییطلبی و «دخالت خارجی» خواند. تایوان نیز چین را «بزرگترین ویرانگر صلح» نامید.
ترامپ این هفته به خبرنگاران گفت که پیشاپیش از این رزمایش نظامی آگاه نبوده، اما نگرانیها را بیاهمیت جلوه داد و گفت چین «بیست سال است که در آن منطقه رزمایش دریایی انجام میدهد».