در همین زمینه، برگزاری یک نمایشگاه با عنوان «سقاخانه حضرت ابوالفضل» در شهر هلسینکی واکنشهایی را در فضای مجازی به دنبال داشت. برخی از این واکنشها بر این نکته تأکید داشتند که چنین فعالیتهایی ممکن است در جامعه میزبان بهدرستی فهم نشود و در برخی موارد به عنوان اقدامی تحریکآمیز تلقی گردد یا نتیجهای معکوس در جهت تقویت سوءبرداشتها نسبت به مسلمانان داشته باشد.
این دیدگاهها عمدتاً بر این فرض استوارند که بازنمایی نمادهای دینی در فضای عمومی، بهویژه در شرایط حساس سیاسی و رسانهای در کشورهای غربی، ممکن است توسط برخی جریانهای افراطی مورد بهرهبرداری قرار گیرد و به گسترش گفتمانهای منفی نسبت به مهاجران و مسلمانان کمک کند.
با این حال، تحلیل دقیق این موضوع نیازمند نگاهی فراتر از واکنشهای مقطعی و تفکیک میان ماهیت دینی و فرهنگی این فعالیتها، شیوه اجرای آنها و برداشتهای احتمالی اجتماعی است.
جایگاه آزادی دین و حضور در فضای عمومی
در چارچوب حقوق اساسی بسیاری از کشورهای غربی، آزادی دین، آزادی بیان فرهنگی و حق تجمع مسالمتآمیز از حقوق بنیادین شهروندان و ساکنان به شمار میرود. بر این اساس، برگزاری مراسم دینی و فرهنگی در فضای عمومی، در صورت رعایت قوانین مربوط به نظم عمومی، امنیت و حقوق دیگر شهروندان، اصولاً امری مجاز و پذیرفتهشده است.
این حقوق تنها در سطح قانون اساسی باقی نمانده، بلکه در سطح نهادی و سازمانی نیز مورد حمایت قرار گرفته است. برای نمونه، شوراهای میاندینی و ساختارهای گفتوگوی بینادیان در بسیاری از شهرها و ایالتهای آلمان فعالیت میکنند و از اهداف مهم آنها میتوان به تقویت آزادی مذهب، ایجاد صدای مشترک ادیان در عرصهٔ عمومی و پیشگیری از تنشهای دینی اشاره کرد. این نهادها نشان میدهند که حضور ادیان در عرصه عمومی نهتنها به رسمیت شناخته شده، بلکه به عنوان یکی از ابزارهای تقویت همزیستی اجتماعی نیز مورد حمایت قرار میگیرد.
در سطح مدیریت شهری نیز نهادهایی مانند «شورای ادغام» و «کمیته فرصتهای برابر و ادغام» در چارچوب شوراهای شهر فعالیت میکنند. این نهادها از ارکان مهم سیاستهای مدیریت تنوع فرهنگی به شمار میروند و مأموریت آنها حمایت از مشارکت برابر همهٔ گروههای اجتماعی در زندگی عمومی است.
موضوعاتی مانند مقابله با اسلامهراسی، مقابله با یهودستیزی، مبارزه با نژادپرستی و تقویت انسجام اجتماعی در زمره مهمترین محورهای کاری این نهادها قرار دارند.
تجربه فعالیت در چنین ساختارهایی نشان میدهد که حمایت از تنوع فرهنگی بدون امکان حضور، دیدهشدن و مشارکت در عرصهٔ عمومی، معنای عملی خود را از دست میدهد. عرصهٔ عمومی مهمترین بستر برای گفتوگو، شناخت متقابل و شکلگیری اعتماد میان گروههای مختلف جامعه است.
حضور ادیان در فضای عمومی؛ یک واقعیت پذیرفتهشده
تجربه عملی جوامع اروپایی نشان میدهد که استفاده از فضای عمومی برای فعالیتهای دینی و فرهنگی اختصاص به مسلمانان ندارد. پیروان ادیان مختلف، از جمله مسیحیان، یهودیان و سایر جوامع دینی، با رعایت قوانین و اخذ مجوزهای لازم، مراسم و برنامههای فرهنگی و مذهبی خود را در فضاهای عمومی برگزار میکنند و نمادهای دینی آنان نیز در سطح جامعه قابل مشاهده است.
این واقعیت نشان میدهد که اصل حضور دینی در عرصه عمومی بخشی از فرهنگ دموکراتیک و چندفرهنگی جوامع غربی، بهویژه جوامع اروپایی است؛ هرچند این حضور همواره در چارچوب قانون و با رعایت نظم عمومی صورت میگیرد.
نگرانی از سوءبرداشت؛ نگرانی قابل فهم اما ناکافی
بدون تردید، نحوه بازنمایی آیینهای دینی در فضای عمومی میتواند بر برداشت اجتماعی تأثیر بگذارد. هر فعالیت جمعی ممکن است در معرض تفسیرهای متفاوت قرار گیرد و از این رو، توجه به شیوه ارائه، زبان ارتباطی و توضیح اهداف فرهنگی و انسانی برنامهها اهمیت فراوانی دارد.
با این حال، تعمیم احتمال سوءبرداشت به عنوان مبنایی برای محدودسازی حضور دینی در عرصه عمومی میتواند پیامدهای ناخواستهای به همراه داشته باشد.
اگر این منطق تا انتها دنبال شود، ممکن است به این نتیجه برسیم که مسلمانان:
مراسم مذهبی خود را در فضای عمومی برگزار نکنند؛ هویت فرهنگی خود را کمتر نشان دهند؛ و به تدریج از عرصه اجتماعی عقبنشینی کنند.
چنین روندی در نهایت میتواند به حاشیهنشینی اقلیتها و تضعیف تنوع فرهنگی در جامعه بینجامد.
افزون بر این، این فرض که کاهش حضور هویتی مسلمانان در عرصه عمومی میتواند به طور مؤثری از گسترش جریانهای راست افراطی جلوگیری کند، محل تأمل است. تجربه سالهای اخیر در بسیاری از کشورهای اروپایی نشان میدهد که رشد جریانهای راستگرا و پوپولیست پدیدهای چندبعدی است که عوامل متعددی در شکلگیری آن نقش دارند؛ از جمله نگرانیهای اقتصادی، نابرابریهای اجتماعی، تحولات بازار کار، بحرانهای مهاجرتی، بیاعتمادی به احزاب سنتی، تحولات ناشی از جهانیشدن و بهرهبرداری سیاسی از دغدغههای هویتی و امنیتی جامعه.
از این رو، نمیتوان مسئولیت رشد چنین جریانهایی را صرفاً متوجه حضور فرهنگی و دینی اقلیتها دانست. پذیرش چنین منطقی ممکن است ناخواسته این نتیجه را در پی داشته باشد که اقلیتها برای جلوگیری از واکنشهای افراطی، هویت خود را پنهان کنند یا از حقوق قانونی خویش در عرصه عمومی صرفنظر نمایند؛ در حالی که اصول دموکراتیک بر مشارکت برابر همهٔ شهروندان و گروههای اجتماعی در زندگی عمومی استوار است. مقابله با افراطگرایی و نفرتپراکنی، بیش از آنکه از مسیر حذف یا کمرنگ کردن هویتهای فرهنگی و دینی بگذرد، نیازمند تقویت گفتوگو، افزایش شناخت متقابل، گسترش عدالت اجتماعی و پایبندی به ارزشهای دموکراتیک است.
مسئله اصلی؛ پنهان کردن هویت یا مدیریت مسئولانه آن؟
بنابراین مسئله این نیست که مسلمانان یا شیعیان هویت خود را پنهان کنند؛ بلکه مسئله این است که چگونه آن را به شکلی خردمندانه، مسئولانه و متناسب با شرایط جامعه میزبان ابراز کنند.
تجربه جوامع مهاجر در اروپا نشان داده است که هرگاه فعالیتهای دینی و فرهنگی با رویکردی قانونمند، مسئولانه و همراه با گفتوگو با جامعه میزبان انجام شده، نهتنها زمینه سوءبرداشت کاهش یافته، بلکه فرصتهایی برای تقویت اعتماد متقابل، همزیستی و شناخت فرهنگی نیز فراهم شده است.
از این منظر، مسئله اصلی در جوامع چندفرهنگی انتخاب میان «حضور» و «عدم حضور» نیست، بلکه چگونگی مدیریت و کیفیت این حضور است.
عاشورا؛ از مناسک هویتی تا گفتوگوی فرهنگی
اگر نمایشگاهها و برنامههای مذهبی در فضای عمومی برگزار شوند، میتوان از آنها به عنوان فرصتی برای معرفی صحیح و عمیقتر مفاهیم دینی نیز بهره گرفت.
عاشورا ظرفیت بزرگی برای تبیین ارزشهای انسانی و اخلاقی دارد. اینگونه برنامهها میتوانند فرصتهایی برای گفتوگو با دیگر شهروندان ایجاد کنند؛ فرصتی که در صورت محدود شدن کامل آیینهای عاشورایی به فضاهای بسته و درونگروهی، تا حد زیادی از دست خواهد رفت.
علاوه بر نمایشگاههای فرهنگی، فعالیتهایی مانند:
کمپینهای اهدای خون، کمک به نیازمندان، حمایت از محرومان و آسیبدیدگان، کمک به نیازمندان افغانستان و سایر جوامع آسیبپذیر و فعالیتهای داوطلبانه اجتماعی میتوانند جلوههای عملی پیام عاشورا را به نمایش بگذارند.
عاشورا؛ پیام جهانی عدالت و کرامت انسانی
اگر در بستر جوامع غربی بتوان پیام عاشورا را بهگونهای روشن و قابل فهم برای جامعه میزبان ارائه کرد و بر مفاهیمی همچون عدالتخواهی، دفاع از مظلوم، مسئولیت اجتماعی، آزادگی و کرامت انسانی تأکید نمود، عاشورا میتواند از سطح یک مناسک صرفاً آیینی فراتر رفته و به یک گفتمان انسانی و اخلاقی قابل گفتوگو تبدیل شود.
در چنین رویکردی، عاشورا نه عامل انزوا و فاصلهگیری اجتماعی، بلکه زمینهساز گفتوگو، شناخت متقابل و تقویت احترام میان فرهنگها خواهد بود.
ضرورت توجه به شرایط اجتماعی کشور میزبان
پذیرش اصل حضور دینی در عرصه عمومی به این معنا نیست که همه شیوههای ابراز این حضور در هر زمان و مکانی به یک اندازه مناسب، مؤثر یا کمهزینه باشند. جوامع اروپایی از نظر پیشینه فرهنگی، ترکیب جمعیتی، وضعیت سیاسی و میزان آشنایی با اسلام و تشیع یکسان نیستند. از این رو، انتخاب شیوههای معرفی فرهنگ عاشورا و برگزاری آیینهای مذهبی در فضای عمومی، نیازمند شناخت دقیق شرایط اجتماعی و فرهنگی هر جامعه است.
در این چارچوب، میتوان این احتمال را نیز مطرح کرد که برخی اشکال آیینهای خیابانی، بهویژه در محیطهایی که شناخت کافی از پیشینه، فلسفه و اهداف آنها وجود ندارد، به درستی فهم نشوند و زمینه سوءبرداشت یا برداشتهای نادرست را فراهم آورند. این موضوع بهویژه در شرایطی که برخی جریانهای سیاسی و رسانهای از موضوعات مربوط به اسلام و مهاجرت برای اهداف ایدئولوژیک بهرهبرداری میکنند، اهمیت بیشتری پیدا میکند.
از این رو، تا زمانی که زمینههای لازم برای شناخت بهتر فرهنگ عاشورا در بخشی از افکار عمومی فراهم نشده است، میتوان اولویت بیشتری به برنامههایی چون نمایشگاههای فرهنگی، نشستهای علمی و گفتوگومحور، فعالیتهای اجتماعی و خیریه، برنامههای آموزشی و سایر اشکال ارتباط فرهنگی داد.
ضرورت گفتوگوی دین درونجامعهای و تصمیمگیری کارشناسانه
موضوع برگزاری آیینهای عاشورایی در جوامع مهاجر تنها یک مسئله مذهبی نیست، بلکه ابعاد فرهنگی، اجتماعی، حقوقی و ارتباطی نیز دارد. از این رو، شایسته است تصمیمگیری درباره شیوههای برگزاری این برنامهها صرفاً به مجادلات و واکنشهای احساسی در رسانههای اجتماعی واگذار نشود.
تجربه نشان داده است که بسیاری از مباحث فضای مجازی به جای کمک به حل مسائل، گاه به تشدید اختلافات، سوءتفاهمها و شکافهای درونجامعهای منجر میشود. در مقابل، مناسبتر آن است که هیئتهای حسینی، مراکز اسلامی و نهادهای فرهنگی با بهرهگیری از دیدگاههای عالمان دینی، کارشناسان علوم اجتماعی، متخصصان حقوقی، فعالان حوزه ادغام اجتماعی و نمایندگان نسل جوان، به بررسی ابعاد مختلف آیینهای عاشورایی در بستر کشورهای میزبان بپردازند.
چنین گفتوگوهایی میتواند به شکلگیری فهم مشترک، افزایش همگرایی درونجامعهای و طراحی برنامههایی منجر شود که ضمن حفظ اصالت پیام عاشورا و هویت دینی، با شرایط فرهنگی و اجتماعی کشور میزبان نیز سازگار باشد.
نتیجهگیری
نحوه ارائه و بازنمایی آیینهای دینی در فضای عمومی نقش تعیینکنندهای در تبدیل آنها از یک موضوع صرفاً هویتی به یک پدیده ارتباطی و فرهنگی دارد؛ پدیدهای که میتواند در خدمت همزیستی مسالمتآمیز و تقویت درک متقابل میان جوامع قرار گیرد.
از این رو، راهکار مناسب نه در حذف هویت از فضای عمومی است و نه در نادیده گرفتن حساسیتهای اجتماعی، بلکه در اتخاذ رویکردی آگاهانه، قانونمند و مسئولانه نهفته است؛ رویکردی که هم به کرامت تنوع فرهنگی احترام بگذارد و هم حساسیتهای موجود را در نظر بگیرد.
تنها از رهگذر چنین رویکردی است که میتوان میان حفظ هویت دینی و فرهنگی از یک سو، و تقویت همزیستی مسالمتآمیز در جوامع چندفرهنگی از سوی دیگر، توازن و تعادل برقرار کرد.