ادامه تظاهرات افغانها در ناروی و استرالیا در اعتراض به سرکوب زنان در افغانستان
شماری از فعالان و شهروندان افغانستان در کشورهای ناروی و استرالیا با راهاندازی تجمعات اعتراضی، بار دیگر اقدامات سرکوبگرانه طالبان را محکوم کردند و خواهان توجه فوری جامعه جهانی به بحران انسانی و حقوق بشری در کشور شدند.
در اسلو، پایتخت ناروی، جمعی از فعالان افغان و ناروژی در برابر ساختمان سفارت افغانستان تجمع کردند. تظاهرکنندگان در این گردهمایی، رفتارهای طالبان با شهروندان به ویژه زنان را به شدت محکوم کردند. معترضان با سر دادن شعار محوری «صدای هرات، صدای آزادی»، همبستگی خود را با زنان اعلام کردند و خواستار پایان یافتن خفقان حاکم بر هموطنان خود شدند.
همزمان در نیمکره دیگر، جمعی از شهروندان افغانستان که اکثریت آنان را زنان تشکیل میدادند، در برابر پارلمان استرالیای جنوبی دست به تظاهرات زدند. زنان معترض با حمل شعار «تحصیل، کار، آزادی»، صدای اعتراض خود را نسبت به شرایط ناگوار کنونی، محدودیتهای روزافزون و آپارتاید جنسیتی حاکم علیه زنان در افغانستان بلند کردند.
تظاهرات افغانها در ناروی
سازماندهندگان این حرکت مدنی در شهر ادلاید تاکید کردند که صدای رسای زنان معترض و پافشاری بر حقوق بنیادینشان، پیام صریح جامعه پناهنده را به گوش دولت استرالیا رسانده است.
این تجمعات اعتراضی در خارج از کشور در حالی ادامه دارد که طالبان هرگونه فضای فعالیت مدنی، تظاهرات مسالمتآمیز و حق آموزش و کار را از زنان و مردان در داخل افغانستان سلب کردهاند.
سمیع سادات، فرمانده پیشین نیروهای ویژه ارتش افغانستان، حملات پهپادی طالبان به مناطقی در پاکستان را «تشدید بیپروایانه» تنشها خوانده و محکوم کرده است.
آقای سادات روز جمعه در حساب کاربری خود در اکس نوشت که این حملات خطر واکنش گسترده نظامی پاکستان را در پی دارد.
او افزوده است که طالبان نه توانایی و نه اراده محافظت از غیرنظامیان افغان در برابر پیامدهای این اقدامها را دارد.
وزارت دفاع طالبان روز جمعه اعلام کرد که شب گذشته با انجام حملات هوایی، «مراکز وابسته به گروه داعش» را در دو ایالت بلوچستان و خیبرپختونخوا پاکستان هدف قرار داده است.
در بیانیه وزارت دفاع طالبان آمده است: «از این پس افغانستان به هیچ نوع تهدید و خطر علیه امنیت و ثبات خود فرصت نخواهد داد و با استفاده از تمام امکانات، آن را در نطفه خفه خواهد کرد.»
اما آقای سادات گفته است که چنین اظهاراتی خطر تحریک پاکستان برای حمله به خاک افغانستان را در پی دارد.
به گفته سمیع سادات، حمایت طالبان از گروههای تروریستی مانند تحریک طالبان پاکستان و القاعده در سالهای گذشته، افغانستان را به میدان جنگ تبدیل کرده و جان میلیونها افغان بیگناه را در معرض خطر قرار داده است.
او از پاکستان خواسته است خویشتنداری کند و برای جلوگیری از تلفات غیرنظامیان، همه اقدامهای ممکن را انجام دهد.
سمیع سادات نوشته است که مردم افغانستان نباید بهای اقدامهای «خطرناک و غیرمسئولانه» طالبان را بپردازند.
پاکستان ادعای طالبان درباره حملات پهپادی به آن کشور را رد کرده است. بخش راستیآزمایی وزارت اطلاعات و نشرات پاکستان گفته است که «اردوگاههای تروریستی، از جمله اردوگاههای داعش و بیش از دو دهه سازمان تروریستی دیگر، در واقع در مناطق تحت کنترول حکومت طالبان افغانستان قرار دارند و از آنجا اداره و حمایت میشوند.»
منابع آگاه در بدخشان میگویند که طالبان برای مهار شورشهای مردمی، محدودیتهای استخراج معادن در دروازها را کاهش داده است.
به گفته منابع، هیئتی از ریاست معادن بدخشان به دروازها اعزام شده و به مردم اجازه داده کار استخراج را مثل گذشته ادامه دهند.
منابع آگاه در بدخشان جمعه، ۲۹ جوزا به افغانستان اینترنشنال گفتند که کار استخراج برخی معادن طلا در منطقه دروازهای بدخشان، بهویژه در ولسوالیهای نسی و شکی از سر گرفته شده است. آنها گفتند نگرانیهای طالبان از «تشدید اختلافات درونی و مهار شورشهای مردمی» سبب شده اداره محلی این گروه در بدخشان بهرغم دستور اخیر هبتالله درباره معادن، ممانعتها بر سر راه روند زرشویی باشندگان محل را بردارند.
بر بنیاد اطلاعات منابع، هیئت ریاست معادن بدخشان در حال حاضر در ولسوالی شکی به سر میبرد و تلاش دارد مسائل ایجاد شده در معدن طلای قطقطی را حلوفصل کند.
گزارشها حاکی است که کار استخراج معدن قطقطی ولسوالی شکی تاکنون آغاز نشده است. این معدن توسط افراد جمعه خان فاتح، از فرماندهان بدخشانی طالبان استخراج میشد که اداره محلی قبلا کار استخراج آن را متوقف و دستکم دو فرد نزدیک به جمعهخان فاتح را بازداشت کرده بود.
منابع گفتند موسی کاکه و اسلامالدین، افراد نزدیک به جمعه فاتح، فرمانده محلی طالبان تاکنون در بازداشت به سر میبرند.
این در حالی است که اخیر هبتالله آخندزاده، رهبر طالبان در پی اختلافات بر سر استخراج معادن طلا در بدخشان و تخار، فرمانی درباره تعیین سازوکار زرشویی صادر کرد. بر اساس مفاد این فرمان، تمام زمینهای دولتی که ظرفیت زرشویی دارند، بهعنوان «زمینهای محافظتشده» به شمار میروند و تصرف آنها بدون مجوز اداره طالبان ممنوع است.
از سویی هم شماری از باشندگان ولسوالی نسی بدخشان در ۱۷ جوزا نسبت به توقف کار در معادن ولسوالیهای درواز اعتراض کردند. منابع گفتند جمعهخان فاتح، فرمانده ناراضی طالبان در زمینهسازی این تظاهرات نقش دارد. این اعتراضات پس از آن شکل گرفت که رهبر طالبان برای بررسی جایدادها و داراییهای فرماندهان و مقامهای محلی طالبان در بدخشان یک هئیت بلندرتبه تعیین کرد.
همزمان با فرارسیدن «روز جهانی منع خشونت جنسی در درگیریها»، بررسی وضعیت افغانستان نشان میدهد که در سالهای اخیر، نیروهای طالبان در موارد متعدد از بازداشتگاهها برای ارتکاب خشونتهای جنسی استفاده کردهاند. بر اساس مستندات، این موارد شامل تجاوز گروهی و آزار جنسی زنان زندانی است.
مجمع عمومی سازمان ملل ۱۹ جون را بهعنوان روز جهانی محو خشونت جنسی در مخاصمات مسلحانه نامگذاری کرده است. اما وضعیت در افغانستان تا چه اندازه با اهداف این روز همخوانی دارد؟
گزارشهای مستند که در سالهای اخیر از سوی نهادهای بینالمللی و رسانهای منتشر شدند پرده از زنجیرهای از خشونتهای جنسی منتسب به طالبان برمیدارند که در بازداشتگاههای این گروه رخ داده است.
در یکی از این موارد، هیئت معاونت سازمان ملل متحد در افغانستان در هشتم جوزای امسال، صراحتا ارتکاب تجاوز و خشونت جنسی توسط مقامها و نیروهای طالبان علیه زنان افغان را تایید کرد.
بر اساس دادههای یوناما، دستکم ۲۱ مورد خشونت جنسی، از جمله تجاوزهای گروهی علیه ۱۵ زن و ۶ دختر افغان، در طول سال ۲۰۲۵ میلادی ثبت شده است. کارشناسان معتقدند این آمار به دلیل ساختار بسته امنیتی و هراس قربانیان از بیان واقعیت، تنها بازتابدهنده بخشی از واقعیت موجود است.
گزارش تحقیقی افغانستان اینترنشنال در ماه دلو ۱۴۰۳ خورشیدی، با استناد به مصاحبههای اختصاصی با ۱۰ زن بازداشتشده، فاش کرد که ۸ تن از آنان در زمان توقیف مورد تجاوز قرار گرفته و ۲ تن دیگر هدف آزار جنسی و فیلمبرداری اجباری از بدن برهنهشان در جریان بازجویی قرار گرفتهاند.
طبق شهادت این قربانیان، این اقدامات در محیطهایی رخ داده که یا زندانبانان بهطور مستقیم با تلفنهای همراه خود از صحنهها فیلمبرداری میکردند و یا دوربینهای مداربسته تحت نظارت اداره تنظیم امور زندانهای طالبان در سلولها فعال بوده است.
این یافتهها از سوی نهادهای حقوق بشری نیز بهعنوان نشانههایی از نقض جدی معاهدات بینالمللی ارزیابی شدهاند. ریچارد بنت، گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل برای افغانستان وقوع خشونتهای جنسی منتسب به طالبان در بازداشتگاهها را تایید کرده و گفته بود که دامنه این رفتارها تنها به زنان محدود نبوده و مردان بازداشتی را نیز در بر گرفته است.
وزارت خارجه امریکا در گزارش سالانه خود در ثور ۱۴۰۳ درباره وضعیت حقوق بشر نوشت که ۱۶ زن از ۹۰ زن زندانی در جوزجان، فاریاب و سمنگان پس از تجاوز طالبان باردار شدهاند. این وزارت افزود طالبان دستکم چهار زن را در سمنگان پس از تجاوز مکرر اعدام کرده است.
تلاقی گزارشهای رسمی با روایتهای شاهدان عینی، حاکی از عمق فاجعه در برخی بازداشتگاهها دارد.
پیشتر ژولیا پارسی، فعال حقوق زن و از زندانیان پیشین طالبان تاکید کرده بود که موارد مستندشده توسط نهادهای بینالمللی تنها «مشت نمونه خروار» است و نبود سازوکارهای مستقل دادرسی، مانع از دسترسی بسیاری از قربانیان به عدالت شده است.
در قوس سال گذشته نیز در جریان دادگاه مردمی برای زنان افغانستان، شماری از زنان روایتهایی از خشونت و تجاوز جنسی در بازداشتگاههای طالبان ارائه کردند.
در این دادگاه، یکی از قضات گفت که شماری از زنانی که از سوی طالبان بازداشت یا ربوده شده بودند، در زندانهای این گروه مورد تجاوز جنسی قرار گرفتهاند.
همزمان با فرارسیدن روز جهانی محو خشونت جنسی در مخاصمات، مروری بر این رویدادها نشان میدهد که خشونتهای جنسی از سوی مقامهای طالبان بهعنوان یک نگرانی جدی باقی مانده است که هنوز برای آن پاسخگویی موثر، سازوکار شفاف برای رسیدگی و تضمین حمایت از قربانیان در سطح عملی فراهم نشده است.
منابع محلی به افغانستان اینترنشنال تایید کردند که حشمتالله، از فرماندهان پیشین ارتش، بهطرز فجیعی در پروان به قتل رسیده است.
منابع گفتند حشمتالله، فرمانده تولی کندک سوم لوای چهارم قولاردوی ۲۰۱ سیلاب در نظام جمهوری بود. او اخیرا ناپدید شده بود و جسدش روز جمعه پیدا شده است.
بستگان این نظامی پیشین میگویند که حشمتالله چهار روز پیش هنگامی که سرگرم کار در مزرعهاش در ولسوالی جبلالسراج ولایت پروان بود، ناپدید شد. جسد او سرانجام روز جمعه (۲۹ جوزا) در حالی پیدا شد.
براساس تصاویری که در اختیار افغانستان اینترنشنال قرار گرفته، آثار شکنجه بر پیکر این نظامی مشهود است. بستگان او گفتند عاملان قتل چشمان این فرمانده را از حدقه بیرون آوردهاند.
یکی از نزدیکان حشمتالله به افغانستان اینترنشنال گفت که جسد این فرمانده پیشین ارتش در کنار رودخانه در مربوطات ولایت همجوار، کاپیسا، یافت شده است.
پیکر حشمتالله روز جمعه پس از انتقال به زادگاهش در ولسوالی جبلالسراج پروان به خاک سپرده شد.
بستگان حشمتالله میگویند که او پس از سقوط نظام جمهوری، یکبار توسط نیروهای طالبان بازداشت شده بود، اما پس از سپردن تعهد کتبی آزاد شد. او پس از آزادی، از ترس انتقامجویی به ایران پناه برد؛ اما اخیراً به افغانستان بازگشته بود و در زادگاهش به زندگی عادی و کشاورزی میپرداخت.
بستگان وی گفتهاند که حشمتالله هیچگونه فعالیت نظامی و مسلحانه نداشته است.
ادامه نقض عفو عمومی و انتقامجوییهای سیستماتیک
قتل فجیع این فرمانده ارتش در حالی رخ میدهد که گزارشهای متعدد نهادهای بینالمللی، از جمله سازمان ملل متحد (یوناما) و سازمان عفو بینالملل، نشان میدهند که انتقامجویی، بازداشتهای خودسرانه، شکنجه و قتل مدافعان و نیروهای امنیتی سابق در افغانستان تحت کنترول طالبان همچنان ادامه دارد.
با آنکه رهبر طالبان در بدو ورود به قدرت فرمان «عفو عمومی» صادر کرد، اما ترورهای هدفمند نظامیان پیشین در ولایتهای مختلف کشور نشان میدهد که این فرمان عملاً به یک پوشش سیاسی تبدیل شده و نیروهای امنیتی سابق هیچ حاشیه امنی برای زندگی در افغانستان ندارند.
مقامات محلی طالبان در پروان تاکنون در رابطه با این قتل ابراز نظری نکردهاند.
با امضای توافق میان رؤسای جمهور امریکا و ایران، نگاهها در افغانستان نیز به پیامدهای احتمالی این تحول دوخته شده است.
برخی ناظران این توافق را فرصتی برای کاهش تنشهای منطقهای و رونق همکاریهای اقتصادی میدانند، اما گروهی دیگر معتقدند که پایان رویارویی تهران و واشنگتن میتواند حاشیه امن سیاسی طالبان را محدود کرده و بار دیگر افغانستان را به کانون توجه بازیگران بینالمللی بازگرداند.
افغانستان همواره تحت تأثیر تحولات ژئوپولیتیکی منطقه قرار داشته و روابط پرتنش میان ایران و امریکا نیز از این قاعده مستثنا نبوده است.
از زمان حضور نظامی ایالات متحده در افغانستان تا امروز، رقابت و اختلاف میان تهران و واشنگتن یکی از عوامل تأثیرگذار بر معادلات این کشور بوده است. تنها استثنای مهم در این روند به سال ۲۰۰۱ بازمیگردد؛ زمانی که ایران در روند سرنگونی حکومت طالبان با امریکا همکاری کرد. با این حال، روابط دو کشور پس از آن بار دیگر وارد دورهای از تنش و رقابت شد.
در سالهای اخیر، بازگشت طالبان به قدرت، جنگ اوکراین، درگیریهای غزه، تحولات سوریه و تنشهای فزاینده میان ایران، امریکا و اسرائیل باعث شد افغانستان تا حد زیادی از اولویت دستور کار سیاست خارجی قدرتهای جهانی خارج شود. اکنون و در شرایطی که تهران و واشنگتن به توافق رسیدهاند، این پرسش مطرح است که چنین تحولی چه پیامدهایی برای افغانستان خواهد داشت و آیا این کشور بار دیگر به یکی از موضوعات مهم سیاست منطقهای و بینالمللی تبدیل خواهد شد؟
بازگشت افغانستان به دستور کار جهانی
در چند سال گذشته، تمرکز قدرتهای بزرگ بر جنگ اوکراین، بحران خاورمیانه و دیگر چالشهای امنیتی باعث شد افغانستان در مقایسه با سالهای نخست بازگشت طالبان، توجه کمتری را به خود جلب کند. این وضعیت به طالبان فرصت داد تا با فشار بینالمللی کمتری موقعیت خود را تثبیت کنند؛ هرچند موضوع افغانستان همچنان در حوزههای امنیتی، حقوق بشری و بشردوستانه مورد توجه باقی مانده است.
متین امین، دیپلومات پیشین افغان، معتقد است توافق میان امریکا و ایران میتواند این روند را تغییر دهد. به باور او، با کاهش تنشهای منطقهای، قدرتهای جهانی بار دیگر فرصت و انگیزه بیشتری برای تمرکز بر پرونده افغانستان خواهند یافت. او میگوید در چنین شرایطی طالبان ممکن است با فشارهای بیشتری از سوی کشورهای غربی و برخی بازیگران منطقهای روبهرو شوند؛ کشورهایی که از عملکرد این گروه در زمینه حقوق بشر، مبارزه با تروریسم، ایجاد نظام سیاسی فراگیر و روابط نزدیک با روسیه رضایت ندارند.
نشانههای افزایش فشار غرب بر طالبان نیز در ماههای اخیر قابل مشاهده بوده است. از جمله، شورای امنیت سازمان ملل متحد به پیشنهاد امریکا، بریتانیا و فرانسه در برخی اسناد رسمی از عنوان «مقامات ذیربط» به جای «مقامات دیفکتو» برای طالبان استفاده کرده است؛ اقدامی که از نگاه برخی تحلیلگران بیانگر احتیاط بیشتر جامعه جهانی در قبال مشروعیتبخشی به این گروه است.
در همین راستا، محمود صیقل، نماینده سابق افغانستان در سازمان ملل متحد به افغانستان اینترنشنال اظهار داشت که تغییر لحن کشورها درباره طالبان، مستقیماً به مناسبات منطقهای اخیر این گروه، بهویژه توافق نظامی اخیر آنها با روسیه مرتبط است.
نورالرحمن اخلاقی، وزیر پیشین مهاجرین و عودتکنندگان افغانستان، نیز معتقد است طالبان در سالهای گذشته از بحرانهای جهانی برای دور ماندن از کانون توجه بینالمللی بهره بردهاند. به گفته او، از جنگ اوکراین گرفته تا بحران غزه و تنشهای ایران، هر بحرانی که افکار عمومی جهان را به خود مشغول کرده، فرصتی برای طالبان بوده است تا بدون فشار جدیتر بینالمللی به سیاستهای خود ادامه دهند. از نگاه او، پایان جنگها و کاهش تنشهای منطقهای میتواند بار دیگر توجه جامعه جهانی را متوجه وضعیت افغانستان کند.
ایران؛ از ضرورت همکاری با طالبان تا بازگشت به بازارهای جهانی
در پنج سال اخیر، روابط تهران و طالبان به شکل محسوسی گسترش یافته است. ایران در کنار تعاملات سیاسی و امنیتی، یکی از شرکای مهم اقتصادی افغانستان تحت حاکمیت طالبان نیز بوده است. اما برخی تحلیلگران معتقدند که توافق با امریکا میتواند این معادله را دگرگون کند.
وزیران خارجه ایران و طالبان
مصطفی مدثر، پژوهشگر روابط بینالملل، در گفتوگو با افغانستان اینترنشنال میگوید ایران طی سالهای گذشته به دلیل تحریمها و انزوای بینالمللی ناچار بود برای کاهش فشارها و گسترش نفوذ منطقهای خود به همکاری با بازیگرانی چون طالبان روی آورد. به گفته او، افغانستان یکی از معدود عرصههایی بود که تهران در آن آزادی عمل بیشتری داشت و روابط اقتصادی و سیاسی خود را بدون محدودیتهای گسترده بینالمللی دنبال میکرد.
مدثر معتقد است در صورت اجرایی شدن توافق و بازگشت تدریجی ایران به اقتصاد جهانی، اولویتهای تهران نیز تغییر خواهد کرد. به باور او، ایران دیگر مانند گذشته برای دور زدن تحریمها یا حفظ اهرمهای منطقهای خود به طالبان نیاز نخواهد داشت و تمرکز بیشتری بر بازارهای بینالمللی و مناسبات اقتصادی گستردهتر خواهد گذاشت.
او همچنین یادآور میشود که هرچند طالبان در جریان جنگ دوازدهروزه و همچنین تنشهای ماههای اخیر اقدامی آشکار علیه منافع ایران انجام ندادند، اما کاهش فشارهای خارجی بر تهران میتواند انگیزه و ضرورت همکاری نزدیک و ویژه با طالبان را کاهش دهد. به بیان دیگر، مسئله اصلی نه اختلاف با طالبان، بلکه کاهش نیاز استراتژیک ایران به این رابطه خواهد بود.
فرصت اقتصادی یا تهدید سیاسی؟
در مقابل این دیدگاهها، برخی چهرههای نزدیک به طالبان بر پیامدهای مثبت توافق تاکید میکنند. فضلالرحمن اوریا، فعال سیاسی نزدیک به طالبان، معتقد است کاهش تنش میان ایران و امریکا میتواند خطر گسترش جنگهای منطقهای را کاهش دهد و فضای باثباتتری برای تجارت و ترانزیت افغانستان فراهم سازد.
به گفته او، با آرامتر شدن فضای منطقه، زمینه برای اجرای پروژههای اقتصادی، سرمایهگذاری و همکاریهای منطقهای مساعدتر خواهد شد. از نگاه وی، توافق تهران و واشنگتن میتواند توجه قدرتهای بزرگ را از رقابتهای نظامی به همکاریهای اقتصادی سوق دهد؛ روندی که افغانستان نیز از آن سود خواهد برد.
پاکستان و معادلات تازه منطقهای
توافق بین امریکا و ایران نتیجه میانجیگری پاکستان بوده است. اسلامآباد در ماههای اخیر علاوه بر مدیریت تنشهای خود با طالبان، تلاش کرده است نقش فعالتری در تحولات منطقه ایفا کند و جایگاه خود را در معادلات ژئوپولیتیکی تقویت سازد. بر این اساس، کاهش تنش میان تهران و واشنگتن میتواند فضای مانور دیپلوماتیک بیشتری برای پاکستان فراهم کند.
هاتف مختار، آگاه مسائل سیاسی نیز در پیامی در شبکه اجتماعی اکس نوشت که نامگذاری توافق میان امریکا و ایران به عنوان «تفاهمنامه اسلامآباد» نشاندهنده تلاش پاکستان برای تثبیت جایگاه خود بهعنوان یک بازیگر مؤثر دیپلوماتیک و میانجی در سطح منطقهای و بینالمللی است.
در چنین شرایطی، اسلامآباد احتمالاً تمرکز بیشتری بر پرونده افغانستان و بهویژه فعالیتهای تحریک طالبان پاکستانی خواهد داشت. مقامهای پاکستانی بارها هشدار دادهاند که تهدیدهای امنیتی برخاسته از خاک افغانستان تنها محدود به پاکستان نیست و میتواند پیامدهای منطقهای و حتی فرامنطقهای داشته باشد.
همزمان، پاکستان تلاش دارد اجماع تازه و هماهنگی را در سطح منطقهای و بینالمللی درباره افغانستان شکل دهد. از این رو، پایان بحران میان ایران و امریکا ممکن است ظرفیت دیپلوماتیک بیشتری را در اختیار اسلامآباد قرار دهد تا دغدغههای امنیتی خود درباره وضعیت افغانستان را با جدیت بیشتری دنبال کند.
پایان حاشیه امن طالبان؟
در نهایت، تأثیر توافق امریکا و ایران بر افغانستان را میتوان در دو سطح متفاوت ارزیابی کرد. در سطح اقتصادی، کاهش تنشهای منطقهای میتواند به ثبات بیشتر، افزایش تجارت و فراهم شدن فرصتهای تازه برای همکاریهای منطقهای منجر شود. اما در سطح سیاسی، این توافق ممکن است شرایطی را ایجاد کند که افغانستان بار دیگر به اولویت قدرتهای منطقهای و جهانی تبدیل شود.
اگر چنین سناریویی تحقق یابد، طالبان با محیطی مواجه خواهند شد که در آن فشارهای سیاسی، حقوق بشری و امنیتی بیش از گذشته افزایش مییابد و بازیگرانی مانند ایران، پاکستان و کشورهای غربی نیز با فراغت بیشتری به پرونده افغانستان خواهند پرداخت. در چنین وضعیتی، توافق تهران و واشنگتن میتواند نه تنها یک تحول در روابط دو کشور، بلکه نقطه عطفی در آینده سیاسی کابل باشد.