• العربية
  • پښتو
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • پښتو
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

منابع آگاه: نیروهای طالبان و جمعه‌خان فاتح درگیر شدند

۲۰ اسد ۱۴۰۵، ۱۶:۱۵ (‎+۱ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۱۷:۴۸ (‎+۱ گرینویچ)

منابع محلی به افغانستان اینترنشنال گفتند که نیروهای طالبان و جمعه‌خان فاتح، یکی از فرماندهان این گروه، شام سه شنبه در ولسوالی نسی در بدخشان درگیر شدند. به گفته منابع، نیروهای طالبان به افراد تحت فرمان فاتح حمله کرده‌اند.

محل درگیری مناطق شاخ‌دره و خوغز در ولسوالی نسی بدخشان گزارش شده است. نیروهای فاتح در این مناطق حضور دارند.

هنوز درباره علت این درگیری اطلاعات تاییدشده‌ای در دست نیست. برخی منابع می‌گویند که نیروهای طالبان برای جمع‌آوری سلاح به این مناطق رفته بودند.

پربازدیدترین‌ها

معاون حقانی به هزاره‌ها گفت 'شهرک امید سبز را ترک نکنید'
۱

معاون حقانی به هزاره‌ها گفت 'شهرک امید سبز را ترک نکنید'

۲

اندیشکده‌ امریکایی: طالبان معادن افغانستان را به سبک شورشیان مدیریت می‌کند

۳

گزارشگر سازمان ملل می‌گوید به رگبار بستن چند نفر به دست طالبان بررسی شود

۴

کرزی: اکنون زمان ندامت و مصالحه است

۵

رئیس‌جمهور افریقای جنوبی: زنان افغان خواستار مقابله با نظام آپارتاید جنسیتی طالبان‌اند

•
•
•

مطالب بیشتر

گزارش تحقیقی؛ بدخشان در دست کیست؟

۲۰ اسد ۱۴۰۵، ۱۵:۰۸ (‎+۱ گرینویچ)
•
عرفان برزگر
100%

در پنجمین سالگرد تسلط طالبان به فیض‌آباد، مرکز ولایت بدخشان، افغانستان اینترنشنال بررسی کرده است که چگونه تمرکز قدرت، رقابت بر سر طلا، اختلافات طالبان و فعالیت گروه‌های مسلح، بدخشان را به میدان پیچیده رقابت تبدیل کرده است.

در این تحقیق، با ده‌ها تن به شمول مقام‌های طالبان، مخالفان، معترضان، کارگران معدن و باشندگان محل گفت‌وگو شده تا ابعاد این تحولات، ریشه‌های نارضایتی و تاثیر آن بر زندگی مردم و معادلات قدرت در بدخشان روشن شود.

‌یافته‌های کلیدی

  • شواهد این تحقیق نشان می‌دهد هبت‌الله آخندزاده در پنج سال گذشته تلاش کرده مراکز اصلی سیاسی، امنیتی و اقتصادی بدخشان را از نفوذ طالبان محلی خارج و به مقام‌های نزدیک به مرکز قدرت در قندهار واگذار کند؛ هرچند بخشی از طالبان بومی همچنان در ساختار اداری باقی مانده‌اند.
  • رقابت بر سر معادن طلا و کنترول درآمد آن، به یکی از محورهای اصلی اختلاف میان طالبان قندهار و شبکه‌های محلی این گروه در بدخشان تبدیل شده است.
  • برکناری مقام‌ها، بازداشت فرماندهان و انتقال مدیریت معادن به افراد غیربومی، از سوی طالبان محلی تلاشی برای محدود کردن نفوذ اقتصادی و نظامی آنان تلقی می‌شود؛ قندهار این تغییرات را بخشی از روند عادی اداری می‌داند.
  • داعش خراسان توانایی هدف قرار دادن مقام‌های طالبان در بدخشان را حفظ کرده، اما شواهدی از توانایی آن برای کنترول گسترده سرزمینی وجود ندارد. دست‌کم پنج مقام بلندپایه طالبان بدخشانی در سال‌های گذشته ترور شده‌اند که مسئولیت بیشتر این حملات را داعش پذیرفته است.
  • در کمتر از سه سال گذشته، دست‌کم هفت حادثه در بدخشان و مناطق مرزی مرتبط، اتباع چینی را هدف قرار داده که در مجموع دست‌کم ۹ کشته و ۱۰ زخمی برجا گذاشته است؛ بیشتر این حوادث با فعالیت‌های استخراج طلا مرتبط بوده‌اند.
  • دست‌کم چهار جبهه مخالف طالبان در بخش‌هایی از بدخشان فعال‌اند. در سه ماه گذشته مخالفان طالبان از عملیات نظامی در دست‌کم ۱۰ ولسوالی -حدود ۳۶ درصد ولسوالی‌های بدخشان- خبر داده‌اند. افغانستان اینترنشنال نمی‌تواند میزان تلفات یا کنترول سرزمینی مخالفان طالبان را به‌طور مستقل تأیید کند.
  • درگیری بر سر تخریب مزارع خشخاش، معادن و انتصاب مقام‌های محلی، بارها به اعتراض و برخورد مسلحانه میان مردم و طالبان انجامیده است. این اعتراضات نشان می‌دهد نارضایتی در بدخشان تنها اقتصادی نیست و به سیاست‌های طالبان، حضور نیروهای غیربومی و نحوه توزیع قدرت نیز گره خورده است.
  • وضعیت حقوق بشر همچنان نگران‌کننده است؛ زنان و دختران از آموزش، کار و مشارکت اجتماعی محروم‌اند و اقلیت اسماعیلی نیز از فشارهای مذهبی، تغییر اجباری هویت مذهبی و خشونت شکایت دارند.

بدخشان؛ میدان رقابت بر سر قدرت

پنج سال پس از بازگشت طالبان به قدرت، پرسش درباره اینکه چه کسی بدخشان را اداره می‌کند، دیگر صرفاً پرسشی درباره نام والی یا فرمانده پولیس این ولایت نیست.

این ولایت در شمال‌شرق افغانستان در نقطه تلاقی چند منازعه قرار گرفته است: رقابت میان رهبری مرکزی طالبان و فرماندهان محلی، کنترول درآمدهای معادن به‌ویژه طلا، تهدید داعش خراسان، فعالیت گروه‌های مسلح مخالف طالبان و نارضایتی‌های اجتماعی و مذهبی.

بررسی فهرست مقام‌های محلی، روایت مقام‌های طالبان، مردم محل و گروه‌های مخالف نشان می‌دهد که ساختار قدرت در بدخشان چندلایه است.

چهره‌های معتمد قندهار کنترول پست‌های حساس سیاسی، امنیتی و اقتصادی را در دست دارند؛ در مقابل، شماری از طالبان بدخشانی همچنان در ادارات ملکی، خدماتی و برخی ولسوالی‌ها حضور دارند.

این تقسیم قدرت، به‌ویژه زمانی اهمیت پیدا می‌کند که مقام اداری با کنترول نیروی مسلح یا منابع اقتصادی همراه شود.

100%
محور اختلاف‌ها میان طالبان بدخشانی و قندهار

تمرکز پست‌های کلیدی در دست نمایندگان قندهار

شمار قابل توجهی از مقام‌های اصلی امنیتی، نظامی و اقتصادی بدخشان از میان چهره‌های نزدیک به قندهار و از خارج این ولایت منصوب شده‌اند.

والی، فرمانده پولیس، فرمانده فرقه ۲۱۹ عمر ثالث، رئیس استخبارات، رئیس معادن، آمر امنیت، فرمانده امنیت شاهراه، شهردار فیض‌آباد، رئيس اقتصاد و مستوفی از جمله مقام‌هایی هستند که به طالبان غیربدخشانی داده شده‌اند.

100%

در مقابل، شماری از مقام‌های بومی بدخشان در بخش‌هایی مانند ریاست دانشگاه، صحت عامه، زراعت، محیط زیست، صنعت و تجارت، حج و اوقاف و برخی ادارات خدماتی فعالیت دارند.

این الگو به تنهایی ثابت نمی‌کند که سیاستی سازمان‌یافته برای حذف طالبان بومی از قدرت وجود دارد. قندهار می‌گوید انتصاب مقام‌ها دلایل اداری دارد.

اما اگر این انتصابات در کنار انتقال فرماندهان بانفوذ بدخشانی به سایر ولایت‌ها، بازداشت برخی چهره‌های محلی و تلاش برای تمرکز کنترول معادن قرار گیرد، تصویری از تلاش برای جلوگیری از شکل‌گیری مراکز قدرت مستقل در بدخشان به دست می‌دهد.

100%

قندهار در برابر طالبان بدخشی

بدخشان از معدود ولایت‌هایی است که طالبان در آن شبکه‌های نظامی و اجتماعی قدرتمندی در دوره جنگ ایجاد کرده بودند.

چهره‌هایی مانند فصیح‌الدین فطرت، رئیس ستاد ارتش طالبان، و دیگر فرماندهان بدخشانی در ساختار مرکزی طالبان جایگاه‌های مهمی به دست آورده‌اند.

اما حضور آنان در ساختار مرکزی الزاماً به معنای برخورداری از پایگاه مستقل در بدخشان نیست.

یکی از توضیحات محتمل این است که رهبری طالبان ترجیح می‌دهد فرماندهان پرنفوذ را در ساختار مرکزی نگه دارد و مانع آن شود که یک فرد همزمان بر نیروی نظامی، منابع اقتصادی و شبکه سیاسی یک ولایت مسلط شود.

چنین ساختاری می‌تواند برای یک حکومت متمرکز، ابزار کنترول سیاسی باشد.

تلاش طالبان بدخشانی برای بازگشت به زادگاه‌شان

در سال ۱۴۰۵، نشانه‌هایی از نارضایتی برخی فرماندهان محلی از انتصابات قندهار آشکارتر شد.

جمعه‌خان فاتح از پذیرش مأموریت پیشنهادی برای معاونت والی زابل خودداری کرد و به نسی بازگشت. تلاش او برای بازگشت به ساختار اداری در زادگاهش موفق نشد.

  • جمعه‌خان فاتح در بدخشان برخلاف دستور رهبری طالبان طلا استخراج می‌کند

    جمعه‌خان فاتح در بدخشان برخلاف دستور رهبری طالبان طلا استخراج می‌کند

امان‌الدین منصور، والی پیشین بدخشان و از چهره‌های بانفوذ طالبان، نیز تلاش کرده است دوباره به این ولایت بازگردد. هواداران منصور کارزاری را به راه انداختند که در آن از رهبر طالبان می‌خواستند منصور را برای مدیریت بحران به بدخشان بازگرداند.

این تلاش‌ها نشان می‌دهد که انتصاب والی برای بخشی از طالبان بدخشانی تنها یک موضوع اداری نیست؛ بلکه با پرسش بزرگ‌تر درباره اینکه چه کسی اختیار شبکه‌های سیاسی، امنیتی و اقتصادی ولایت را در دست دارد، ارتباط دارد.

  • کارزار طالبان بدخشانی برای برکناری اسماعیل غزنوی از مقام ولایت

    کارزار طالبان بدخشانی برای برکناری اسماعیل غزنوی از مقام ولایت

جنگ بر سر طلا

در هفته جاری ذبیح‌الله مجاهد در یک نشست خبری اذعان کرد که اداره طالبان بر سر استخراج معادن با مشکلاتی در بدخشان مواجه شده است. آقای مجاهد گفت به همین دلیل رهبری طالبان تصمیم گرفته است کنترول را در این ولایت تشدید کند.

اگر رقابت سیاسی میان قندهار و شبکه‌های محلی یک لایه منازعه باشد، معادن طلا لایه اقتصادی آن است.

بدخشان یکی از مناطق مهم استخراج طلا در افغانستان است. در سال‌های اخیر، استخراج طلا در ولسوالی‌هایی مانند شهربزرگ، راغستان، کوهستان، یاوان و ارغنج‌خواه گسترش یافته است.

طالبان پس از بازگشت به قدرت تلاش کرده‌اند فعالیت استخراج را رسمی و تحت نظارت دولت قرار دهند. همزمان، استخراج غیررسمی و محلی ادامه داشته است.

همین وضعیت زمینه برخورد میان نیروهای محلی، معدن‌کاران و مقام‌های مرکزی طالبان را فراهم کرده است.

عبدالمتین رحیم‌زی، رئیس معادن بدخشان، گفته است صدها شرکت برای فعالیت معدنی ثبت شده‌اند و هزاران نفر به شکل دستی در استخراج فعالیت دارند. وزارت معدن طالبان گفته است ۱۰۰ هزار کارگر در بدخشان مشغول استخراج طلا هستند.

اما دسترسی به رقم دقیق تولید و درآمد معادن بدخشان همچنان به دلیل نبود شفافیت کامل در داده‌های عمومی دشوار است.

منع استخراج غیرقانونی معدن و اعزام قطعه هزار نفری

هبت‌الله آخندزاده در ثور ۱۴۰۵ فرمانی درباره استخراج و زرشویی صادر کرد که زمین‌های دولتی دارای ظرفیت استخراج طلا را تحت مقررات جدید قرار داد.

این فرمان، میان استخراج دارای مجوز و فعالیت‌های غیرقانونی تفکیک قایل شده است.

اجرای این سیاست به معنای انتقال بخشی از کنترول اقتصادی معادن از طالبان بدخشانی به وزارت معادن تحت کنترول قندهار است.

همزمان یک نیروی ویژه ۱۰۰۰ نفری برای کنترول فعالیت‌های معدنی به بدخشان اعزام شد و یک رئيس معادن بدخشانی برکنار و به جایش عبدالمتین رحیم‌زی، چهره معتمد قندهار منصوب شد.

رحیم‌زی به معدن‌کاران و طالبان بدخشانی هشدار داد که هیچ مقام یا گروهی حق دخالت در استخراج بدون مجوز را ندارد. همزمان قطعه ویژه به ساحات استخراج معادن بدخشانی‌ها حمله کردند، خیمه‌ها را برچیدند، عملیات استخراج ده‌ها معدن را متوقف و شماری از عاملان آنرا بازداشت کردند.

از نگاه دولت طالبان، این اقدام می‌تواند مبارزه با استخراج غیرقانونی و حفاظت از منابع طبیعی باشد.

از نگاه برخی فرماندهان و معدن‌کاران محلی، اما چنین مقرراتی به معنای از دست رفتن منبع درآمدی بود که سال‌ها در اختیار شبکه‌های محلی قرار داشت.

  • رئیس جدید معادن طالبان در بدخشان: دیگر هیچ کسی حق تصرف در معادن را ندارد

    رئیس جدید معادن طالبان در بدخشان: دیگر هیچ کسی حق تصرف در معادن را ندارد

توقف استخراج طلا

در پی افزایش اختلافات و اعتراضات، ذبیح‌الله مجاهد، سخنگوی طالبان، اعلام کرد که استخراج معادن در بدخشان به‌طور موقت متوقف شده است.

او دلیل توقف را بازبینی و نهایی‌سازی مقررات استخراج عنوان کرد و گفت فعالیت‌ها پس از تکمیل مقررات از سر گرفته خواهد شد.

این تصمیم نشان می‌دهد که حکومت طالبان، دست‌کم در مقطعی، با دشواری‌هایی در اجرای سیاست جدید معدنی روبه‌رو بوده است.

همزمان، منابع محلی مدعی شده‌اند که برخی شبکه‌های محلی استخراج را ادامه داده‌اند.

ویدیوهایی که در اختیار افغانستان اینترنشنال قرار گرفته، ادامه فعالیت استخراج طلا در مناطقی از نسی را نشان می‌دهد.

داعش و ترورهای زنجیره‌ای طالبان بدخشانی

در کنار رقابت‌های درون طالبان، داعش خراسان یکی از مهم‌ترین تهدیدهای امنیتی بدخشان باقی مانده است.

در پنج سال گذشته دست‌کم پنج مقام بلندپایه طالبان بدخشانی در رویدادهای مختلف کشته شده‌اند.

100%
ترور زنجیره‌ای پنج مقام طالبان بدخشانی

معاون ولایت، فرمانده پولیس، رئیس معادن، رئيس اطلاعات و فرهنگ و یک فرمانده نظامی دیگر جزو افراد ترور شده هستند. عمدتا این ترورها را داعش به عهده گرفته است.

مولوی عبدالفتاح، رئیس معادن طالبان در ولایت بدخشان، روز یکشنبه چهارم ثور ۱۴۰۱ بر اثر انفجار مین مقناطیسی در شهر فیض‌آباد، مرکز این ولایت کشته شد. در این رویداد، یک محافظ او نیز جان باخت و چند تن دیگر زخمی شدند.

عبدالحق ابوعمر، فرمانده پولیس طالبان در بدخشان صبح روز دوشنبه پنجم جدی ۱۴۰۱ در شهر نو فیض‌آباد، مرکز ولایت بدخشان کشته شد. این مقام طالبان بدخشانی همراه با دو محافظش در انفجار موتربمب در دروازه ورودی فرماندهی پولیس طالبان در این ولایت جان باخت. داعش مسئولیت قتل ابوعمر را به عهده گرفت.

چند ماه بعد در ۱۶ جوزای ۱۴۰۲، نثار احمد احمدی، معاون والی طالبان در بدخشان همراه با راننده‌اش در انفجار موتر بمب‌گذاری‌شده کشته شد. داعش مسئولیت این حمله را بر عهده گرفت.

100%
ترور نثار احمد احمدی، معاون والی طالبان در بدخشان در جوزای ۱۴۰۲

تنها دو روز بعد (روز پنجشنبه ۱۸ جوزا) مراسم فاتحه نثار احمد احمدی نیز آماج حمله قرار گرفت که در آن دست‌کم ۱۱ نفر کشته و ۳۰ نفر دیگر زخمی شدند.

صفی‌الله صمیم، فرمانده پیشین پولیس طالبان در بغلان در این انفجار کشته شد. داعش مسئولیت این حمله را به عهده گرفت.

این حملات نشان داد که داعش خراسان، دست‌کم در مقاطعی، توانسته است به اهداف مهم امنیتی طالبان در مرکز ولایت دسترسی پیدا کند.

در تازه‌ترین مورد، ذبیح‌الله امیری، رئیس اطلاعات و فرهنگ طالبان در بدخشان، در مسیر فیض‌آباد–بهارک کشته شد و داعش خراسان مسئولیت آن را پذیرفت.

  • تیراندازی به ریاست استخبارات طالبان در فیض‌آباد بدخشان

    تیراندازی به ریاست استخبارات طالبان در فیض‌آباد بدخشان

الگوی فعالیت این گروه بیشتر به سلول‌های کوچک، عملیات هدفمند و تلاش برای نفوذ در شبکه‌های محلی تغییر کرده است.

گزارش‌های مربوط به بازداشت اعضای طالبان به اتهام ارتباط با داعش نیز نشان می‌دهد که طالبان نگران نفوذ این گروه در ساختارهای خود هستند. اما از این موارد نمی‌توان نتیجه گرفت که داعش در بدنه طالبان نفوذ گسترده دارد.

مرزهای ناآرام و نگرانی چین

موقعیت جغرافیایی بدخشان اهمیت دیگری به این ولایت می‌دهد.

این منطقه به تاجیکستان، چین و مسیرهای ارتباطی آسیای مرکزی نزدیک است و در سال‌های اخیر شاهد افزایش فعالیت‌های معدنی و زیربنایی مرتبط با سرمایه‌گذاران چینی بوده است.

از عقرب ۱۴۰۳ (نوامبر ۲۰۲۴) به بعد، دست‌کم هفت حادثه در امتداد مرز افغانستان و تاجیکستان و در اطراف بدخشان گزارش شده که در آن شهروندان یا کارگران چینی هدف قرار گرفته یا درگیر شده‌اند. در این رویدادها دست‌کم ۹ شهروند چینی کشته و ۱۰ نفر دیگر زخمی شده‌اند. بخش قابل توجهی از این حوادث با پروژه‌های استخراج طلا و زیرساخت‌های مرتبط با شرکت‌های چینی ارتباط داشته است.

با این حال، این عدد شامل حوادثی در دو سوی مرز می‌شود و نمی‌توان همه آنها را حمله در داخل ولایت بدخشان افغانستان دانست. تاجیکستان این رویدادها را به حملات ناشی از خاک افغانستان مرتبط دانسته است.

چین در اواخر جدی ۱۴۰۴ وضعیت مرزهای بدخشان را «به‌شدت وخیم و پیچیده» خواند و از شهروندان خود خواست مناطق مرزی افغانستان و تاجیکستان را ترک کنند.

برای چین، مسئله اصلی امنیت اتباع و سرمایه‌گذاری‌هایش است. برای طالبان، حفظ امنیت این پروژه‌ها اهمیت اقتصادی و سیاسی دارد و برای گروه‌های مسلح، مناطق مرزی و پروژه‌های خارجی می‌توانند اهدافی با ارزش تبلیغاتی و عملیاتی باشند.

مخالفان طالبان

شاخه قندهار و بدخشان طالبان و داعش تنها بازیگران مسلح بدخشان نیستند.

در ماه‌های اخیر، دست‌کم چهار جبهه مخالف از عملیات در ۱۰ ولسوالی بدخشان علیه نیروهای طالبان خبر داده‌اند.

جبهه آزادی

جبهه آزادی افغانستان به رهبری یاسین ضیا، رئیس سابق ستاد ارتش ملی افغانستان در اواخر ثور ۱۴۰۵ عملیات بهاری خود را در بدخشان آغاز کرد.

از آن زمان تاکنون این جبهه دستکم از هشت حمله و درگیری با طالبان در ولسوالی‌های جرم، بهارک، کشم و زیباک خبر داده است.

جبهه آزادی می‌گوید بخش عمده این درگیری‌ها در ولسوالی زیباک رخ داده است؛ جایی که این جبهه مدعی تصرف برخی مواضع طالبان، وارد کردن تلفات به این گروه و سرنگونی دو پهپاد نظامی شده است. افغانستان اینترنشنال مستقلانه نمی‌تواند جزئیات این ادعاها را تایید کند.

طالبان در واکنش فصیح‌الدین فطرت، رئیس ستاد ارتش خود را به زیباک اعزام کردند و گفتند تعدادی از نیروهای مسلح که می‌خواستند از چترال پاکستان وارد افغانستان شوند با واکنش نیروهای امنیتی این گروه مواجه شدند و پس از تحمل تلفات، عقب‌نشینی کردند.

ویدیوهای منتشرشده در روزهای اخیر، شماری از نیروهای جبهه آزادی را در حال درگیری با طالبان در مناطق کوهستانی اطراف جهیل توپخانه در ولسوالی زیباک نشان می‌دهد. با این حال، امکان راستی‌آزمایی مستقل این تصاویر و ادعاهای مطرح‌شده وجود ندارد.

داوود ناجی، رئیس کمیته سیاسی جبهه آزادی، در پاسخ به پرسش افغانستان اینترنشنال درباره شمار نیروهای این جبهه در بدخشان گفت که جزئیات مربوط به تعداد نیروها بخشی از «اسرار نظامی» است و قابل نشر نیست.

جبهه آزادی در هفته‌های اخیر همچنین ادعا کرده است که از مرحله جنگ چریکی به مرحله «جنگ جبهه‌ای» وارد شده است. یک منبع نزدیک به این جبهه به افغانستان اینترنشنال گفته است که نیروهای آن به تجهیزات نظامی سبک و سنگین، از جمله هاوان و دهشکه، دسترسی دارند.

جبهه سپاهیان میهن

نام جبهه سپاهی میهن پس از آن بر سر زبان‌ها افتاد که در ۲۶ سرطان نیروهای این جبهه برای چند ساعت ولسوالی یفتل پایین را از کنترول طالبان بیرون کردند.

روشن نیست که رهبری سیاسی این جبهه را چه کسی به عهده دارد، اما عملیات نظامی که منجر به سقوط کوتاه‌مدت ولسوالی یفتل شد از سوی قیوم ملنگ، از فرماندهان پیشین ارتش ملی افغانستان رهبری می‌شد.

طالبان در واکنش فصیح‌الدین فطرت، رئیس ستاد ارتش خود را به ولسوالی یفتل پایین اعزام کردند و اعلام کردند که شماری از افراد مسلح با سوءاستفاده از رخصتی نیروهای طالبان وارد ادارات دولتی این ولسوالی شدند.

  • قیوم ملنگ چگونه یفتل بدخشان را سقوط داد؟

    قیوم ملنگ چگونه یفتل بدخشان را سقوط داد؟

در ویدیوهایی که از سقوط کوتاه‌مدت ولسوالی یفتل منتشر شد، تعدادی از مردان مسلح دیده می‌شوند که پرچم سپاهی میهن را بر فراز ادارات دولتی به اهتزاز در می‌آورند، با سلاح‌های غنیمت‌گرفته از طالبان عکس می‌گیرند و با موتر هایلکس سفید در ولسوالی حرکت می‌کنند.

تاکنون این تنها عملیات نظامی ثبت‌شده سپاهی میهن در بدخشان است.

تصرف کوتاه‌مدت یفتل سبب شد طالبان تغییرات گسترده‌ای را در سطح ولسوالی‌ها بیاورند و ولسوالان، فرماندهان امنیه و مدیران استخبارات ولسوالی‌های مختلف بدخشان را برکنار یا جابجا کنند.

جبهه مقاومت ملی افغانستان

در کمتر از سه ماه گذشته جبهه مقاومت ملی افغانستان از چهار حمله به نیروهای طالبان در بدخشان خبر داده است. براساس خبرنامه‌هایی که منتشر شده، نیروهای این جبهه در ولسوالی‌های یاوان، راغ، کران‌ومنجان و دو راهی ارگو- کشم به طالبان یورش برده‌اند.

جبهه مقاومت مدعی شده است که در این چهار حمله شش نیروی طالبان کشته و ۹ عضو دیگر زخمی شدند. تاکنون طالبان این آمار را تایید نکرده است.

عبدالله خنجانی، سخنگوی جبهه مقاومت ملی به افغانستان اینترنشنال گفت که «جبهه در شش محل در بدخشان در دو سطح نیروی کماندویی و هسته‌های شهری حضور دارد.»

با این حال آقای خنجانی برای حفظ جان نیروهای خود از ارائه معلومات درباره آمار یا نام ولسوالی‌هایی که نیروهایشان در آن حضور دارند خودداری کرد.

قدم‌شاه شهیم، فرمانده عمومی بخش نظامی جبهه مقاومت ملی افغانستان، اصالتا از ولسوالی کشم ولایت بدخشان است. آقای شهیم سابقه کار به عنوان رئيس ستاد ارتش ملی پیشین افغانستان را در کارنامه دارد.

جبهه متحد افغانستان

جبهه متحد افغانستان به رهبری سمیع سادات، فرمانده پیشین نیروهای ویژه ارتش ملی افغانستان، شام پنجشنبه ۱۵ اسد نخستین عملیات نظامی خود را در بدخشان اجرا کرد.

این جبهه با انتشار ویدیویی گفت که به فرماندهی پولیس طالبان در ولسوالی ارگو حمله کرده است. در خبرنامه آمده است که در این حمله یک نیروی طالبان کشته و چهار عضو دیگر زخمی شدند. تاکنون طالبان این آمار را تایید نکرده است.

سمیع سادات، فرمانده کل جبهه متحد به افغانستان اینترنشنال تایید کرد که نیروهای این جبهه در «ولسوالی‌های مختلف» بدخشان حضور دارند. آقای سادات گفت آمار نیروهای و موقعیت دقیق آن‌ها «جزو اسرار نظامی» است و قابل انتشار نیست.

وضعیت حقوق بشر

اعتراض‌های بدخشان؛ از خشخاش و معدن تا منازعه بر سر حاکمیت محلی

در پنج سال گذشته در بدخشان موارد متعدد از اعتراضات و درگیری میان باشندگان محل و نیروهای طالبان بر سر تخریب مزارع خشخاش، استخراج معادن و یا جنجال بر سر علفچر ثبت شده است. این موارد در ولسوالی‌های درایم، ارگو، جرم، خاش و شکی رخ داده‌اند و در چندین مورد به کشته و زخمی شدن غیرنظامیان انجامیده‌اند.

شدیدترین موارد در سال ۱۴۰۴ در خاش و در سال ۱۴۰۵ در ارگو ثبت شده است. در خاش، منابع محلی در نهایت از کشته شدن هشت نفر و زخمی شدن ۲۷ نفر خبر دادند. در ارگو نیز درگیری بر سر تخریب مزارع خشخاش دست‌کم دو کشته برجا گذاشت؛ رقمی که فرماندهی امنیه طالبان نیز تأیید کرده است. در تازه‌ترین مورد سرکوب اعتراضات مردمی در یفتل پایین دستکم چهار کشته برجای گذاشت.

این اعتراضات عمدتا خودجوش‌اند و رگه‌های مشترک از نارضایتی در قبال رفتار طالبان در تمامی آنان وجود دارد اما این رویدادها را نمی‌توان یک جنبش اعتراضی واحد یا یک رشته درگیری‌های کاملاً مستقل دانست.

الگوی اعتراض‌ها نیز در طول زمان تغییر کرده است. درگیری‌های نخست عمدتاً بر سر تخریب مزارع خشخاش و معیشت کشاورزان بود، اما در جریان اعتراضات ۱۴۰۳ درایم و ارگو، مطالبات گسترده‌تری مطرح شد؛ از جمله خروج نیروهای طالبان غیربومی از بدخشان، ارائه بدیل اقتصادی برای کشت خشخاش و رسیدگی به کشته‌شدن باشندگان محل.

100%
اعتراضات ضد طالبانی در درایم بدخشان در ثور ۱۴۰۳

در سال ۱۴۰۵، مناقشه بر سر منابع طبیعی نیز به همین الگو افزوده شد. در شکی، اختلاف میان باشندگان و نیروهای وابسته به طالبان بر سر نحوه استخراج طلا به درگیری مسلحانه انجامید و دست‌کم یک نفر کشته و ۱۵ نفر زخمی شدند.

مجموع این رویدادها نشان می‌دهد که اعتراض‌های بدخشان صرفاً واکنشی به ممنوعیت کشت خشخاش نیست. در موارد مختلف، منافع معیشتی، دسترسی به منابع طبیعی، نحوه اعمال قدرت نیروهای طالبان و شکاف میان مقام‌های منصوب از مرکز و جوامع محلی در یکدیگر تلاقی کرده‌اند.

با این حال، شواهد موجود برای توصیف این رویدادها به‌عنوان یک «جنبش اعتراضی سازمان‌یافته» کافی نیست. آنچه مستندتر به نظر می‌رسد، مجموعه‌ای از اعتراض‌ها و درگیری‌های محلی و پراکنده است که در برخی نقاط، به دلیل استفاده از سلاح و واکنش نیروهای طالبان، به خشونت کشیده شده‌اند.

زنان و محدودیت‌های اجتماعی

وضعیت زنان نیز بخش مهمی از تصویر بدخشان تحت حاکمیت طالبان است.

دختران بالاتر از صنف ششم از آموزش رسمی محروم‌اند و زنان با محدودیت‌های گسترده در آموزش، اشتغال و رفت‌وآمد روبه‌رو شده‌اند.

سازمان ملل و سازمان‌های حقوق بشری این سیاست‌ها را بخشی از محدودیت‌های سیستماتیک علیه زنان افغانستان توصیف کرده‌اند.

در بدخشان، مشکلات ناشی از فاصله جغرافیایی، کمبود کارکنان زن در مراکز درمانی و فقر می‌تواند اثر این محدودیت‌ها را تشدید کند.

گزارش‌های مربوط به ازدواج اجباری، خشونت خانگی و خودکشی نیز وجود دارد، اما برای تبدیل این موارد به یک روند آماری قابل اتکا، به داده‌های جامع و قابل مقایسه نیاز است.

اسماعیلیان؛ یک لایه دیگر از منازعه

بدخشان یکی از مراکز مهم جامعه اسماعیلی افغانستان است.

گزارش‌های سازمان ملل از محدودیت بر فعالیت‌های مذهبی اسماعیلیان و بسته‌شدن شماری از جماعت‌خانه‌ها در این ولایت حکایت دارد.

در کنار این شواهد، منابع محلی از قتل، تهدید، فشار مذهبی، غصب زمین و اجبار به تغییر مذهب سخن گفته‌اند.

برخی منابع شمار افرادی را که در نتیجه فشار تغییر مذهب داده‌اند، صدها نفر اعلام کرده‌اند. یک منبع از یک نهاد بین‌المللی نیز رقم ۱۶۷ نفر را مطرح کرده است.

گزارش سازمان ملل درباره مواردی از اجبار به تغییر مذهب، تهدید به مرگ و محدودیت بر جماعت‌خانه‌های اسماعیلیان، مهم‌ترین پشتوانه مستقل برای اصل وجود این فشارهاست.

آنچه بدخشان را متفاوت می‌کند

بدخشان را نمی‌توان صرفاً یک ولایت ناآرام دیگر در افغانستان دانست.

این ولایت چند ویژگی را همزمان دارد:

نخست، جغرافیا:
مرز با تاجیکستان، پاکستان و چین، اهمیت امنیتی آن را افزایش می‌دهد.

دوم، منابع:
معادن طلا و دیگر منابع طبیعی، به ولایت ارزش اقتصادی می‌دهند.

سوم، شبکه‌های محلی:
طالبان در سال‌های جنگ در بدخشان شبکه‌هایی از فرماندهان و نیروهای محلی ایجاد کرده‌اند که همه آنها لزوماً با مرکز یکسان نیستند.

چهارم، شکاف‌های اجتماعی و مذهبی:
حضور جوامع تاجیک، پامیری و اسماعیلی و اختلافات مذهبی، مدیریت سیاسی ولایت را پیچیده‌تر می‌کند.

پنجم، مخالفان طالبان
فعالیت همزمان چند گروه مخالف و داعش خراسان، توان حکومت طالبان برای ایجاد کنترول امنیتی کامل را به چالش می‌کشد.

درباره بدخشان چه می‌دانیم؟

  • قدرت در بدخشان متمرکز اما یکدست نیست. رهبری طالبان کنترول نهادهای اصلی امنیتی و سیاسی را در اختیار دارد، اما شبکه‌های طالبان بدخشانی همچنان در بخش‌هایی از اداره و اقتصاد نفوذ دارند.
  • معادن طلا یکی از مهم‌ترین نقاط برخورد است. تلاش طالبان برای رسمی‌کردن استخراج و جمع‌آوری درآمد، منافع طالبان بدخشانی را تحت تأثیر قرار داده است.
  • داعش خراسان همچنان توان عملیاتی دارد. سابقه حملات علیه مقام‌های ارشد طالبان نشان می‌دهد که این تهدید را نمی‌توان صرفاً نمادین دانست.
  • مخالفان مسلح در ولایت حضور دارند. شواهد از فعالیت چند گروه حکایت دارد. این گروه‌ها در ماه‌های گذشته از سقوط چندساعته ولسوالی یفتل پایین تا درگیری‌های رو در رو در زیباک طالبان را به چالش کشیده‌اند اما ظرفیت واقعی آنها هنوز روشن نیست.
  • تنش اجتماعی واقعی است. اعتراضات بر سر معادن، کشت خشخاش و تصمیم‌های اداری در چندین ولسوالی گزارش شده است و ده‌ها نفر در این اعتراضات کشته و زخمی شده‌اند.
  • محدودیت‌های زنان و اسماعیلیان مستند شده است. اسناد سازمان ملل پشتوانه مستقلی برای بخش مهمی از این یافته‌ها فراهم می‌کند.

درباره بدخشان چه نمی‌دانیم؟

  • چه مقدار از درآمد واقعی معادن طلا به حکومت طالبان می‌رسد؟
  • مالکان واقعی شرکت‌های فعال در معادن بدخشان چه کسانی‌اند؟
  • تعداد واقعی نیروهای گروه‌های مخالف طالبان در بدخشان چقدر است؟
  • کدام مناطق واقعاً تحت نفوذ عملیاتی این گروه‌ها قرار دارند؟
  • اندازه واقعی شبکه داعش خراسان در بدخشان چیست؟
  • رقم واقعی افرادی که تحت فشار تغییر مذهب داده‌اند چقدر است؟

سازمان اقدام علیه گرسنگی: کودکان افغان پس از درمان سوءتغذیه به خانه‌های بی‌غذا بازمی‌گردند

۲۰ اسد ۱۴۰۵، ۱۴:۵۸ (‎+۱ گرینویچ)
100%

سازمان «اقدام علیه گرسنگی» می‌گوید که شمار مراجعه‌کنندگان به مراکز درمانی و تغذیه‌ای این نهاد به‌طور نگران‌کننده‌ای افزایش یافته است. براساس ارزیابی این سازمان امدادی، وضعیت سوء تغذیه در افغانستان در سطحی بحرانی است که کودکان مبتلا به سوءتعذیه بارها در مراکز بستری می‌شوند.

این نهاد در خبرنامه‌ای گفت در حالی که نزدیک به ۲۲ میلیون نفر در افغانستان به کمک‌های بشردوستانه نیاز دارند، کمبود بودجه، دسترسی محدود به خدمات ضروری و تأخیر در دریافت درمان، خطر عوارض شدید ناشی از سوءتغذیه را افزایش داده است.

این سازمان می‌گوید که افغانستان از آغاز سال جاری میلادی با مجموعه‌ای از بحران‌های اقلیمی، از جمله زمستان سخت، خشکسالی و تشدید کمبود آب روبه‌رو بوده است.

طبق ارزیابی این سازمان، کمبود آب برای آبیاری به کاهش محصولات کشاورزی و وخامت امنیت غذایی در مناطق روستایی و دورافتاده منجر شده و برخی خانواده‌ها را ناچار کرده است برای یافتن منابع معیشتی و نیازهای اولیه، خانه‌های‌شان را ترک کنند.

این نهاد امدادی می‌گوید که واحد تغذیه درمانی این سازمان در کابل در ماه جون امسال، ۱۴۲ مورد جدید را پذیرش کرده که در مقایسه با مدت مشابه سال گذشته، ۱۴۹ درصد افزایش داشته است.

اقدام علیه گرسنگی می‌گوید روند مشابهی در دیگر ولایت‌هایی که این سازمان در آنها فعالیت دارد نیز مشاهده شده است.

در لشکرگاه، مرکز ولایت هلمند، افزایش شدید موارد سوءتغذیه باعث شد ظرفیت مرکز تغذیه درمانی در عرض چند هفته از ۴۵ تخت به ۷۲ و سپس به ۱۱۸ تخت افزایش یابد.

بازگشت کودکان به خانه‌هایی که غذای کافی ندارند

اقدام برای گرسنگی می‌گوید که در مرکز تغذیه درمانی این سازمان در چارسده ولایت غور، یک کودک پنج‌ماهه برای سومین بار در زندگی کوتاهش به دلیل سوءتغذیه بستری شده است.

خانواده این کودک مانند بسیاری از خانواده‌های غور به کشاورزی معیشتی وابسته است؛ اما خشکسالی‌های پی‌درپی و سایر بحران‌های اقلیمی بارها موجب کاهش محصولات و درآمد آنها شده است.

اقدام علیه گرسنگی می‌گوید کودکانی که پس از درمان از مراکز صحی مرخص می‌شوند، در بسیاری موارد به خانه‌هایی بازمی‌گردند که هنوز منابع لازم برای تأمین غذای مغذی مورد نیاز برای بهبودی و رشد آنها را ندارند.

این سازمان می‌گوید پشت آمارهای فزاینده، خانواده‌هایی قرار دارند که در چرخه‌ای از فقر، خشکسالی و سوءتغذیه گرفتار شده‌اند.

این نهاد تأکید کرده است که درمان سوءتغذیه به‌تنهایی کافی نیست و باید هم‌زمان به ریشه‌های فقر و ناامنی غذایی نیز رسیدگی شود.

اقدام علیه گرسنگی همچنین درباره کمبود مزمن بودجه هشدار داده و گفته است کاهش منابع مالی، هم تداوم کمک‌های حیاتی را تهدید می‌کند و هم توانایی سازمان‌ها برای پیشگیری از سوءتغذیه را کاهش می‌دهد.

این سازمان خواستار حمایت پایدار مالی برای درمان موارد سوءتغذیه و همچنین برنامه‌های بلندمدت در زمینه امنیت غذایی و معیشت شده است.

کوبی ریتولد، مدیر کشوری اقدام علیه گرسنگی در افغانستان، گفته است مقابله با ریشه‌های گرسنگی برای دستیابی به پیشرفت پایدار در مبارزه با سوءتغذیه ضروری است.

او تأکید کرده است که وقتی خانواده‌ها توانایی تأمین معاش و نیازهای فرزندان‌شان را داشته باشند، آثار آن تنها به بهبود وضعیت تغذیه محدود نمی‌شود؛ بلکه به خانواده‌ها کمک می‌کند با حفظ کرامت زندگی کنند، از آینده کودکان خود محافظت کنند و از چرخه فقر و گرسنگی خارج شوند.

اقدام علیه گرسنگی همچنین از نمونه‌ای یاد کرده است که در آن یک مادر با حمایت این سازمان یک کسب‌وکار خیاطی راه‌اندازی کرده است.

این زن با افزایش درآمد خود توانسته نیازهای غذایی خانواده‌اش را تأمین کند، ازدواج دختر ۱۴ ساله‌اش را تا رسیدن او به بزرگسالی به تعویق بیندازد و به بازگشت او به مکتب کمک کند.

پدر: محرومیت و ناامیدی دخترم را دیده می‌گریم

۲۰ اسد ۱۴۰۵، ۱۲:۲۹ (‎+۱ گرینویچ)
100%

خبرگزاری فرانسه در گزارشی از زندگی پنج پدر افغان نوشته است محرومیت دختران از آموزش و فشار عاطفی محدودیت‌ها بر زندگی خانوادگی آن‌ها سایه انداخته است.

یکی از این پدران می‌گوید وقتی دخترش را ناامید و گریان در خانه می‌بیند، توان تحمل ناراحتی او را ندارد و دور از چشم دخترش گریه می‌کند.

این مرد که از او به نام «میم» یاد شده و ۳۲ سال دارد، گفت محدودیت‌های اعمال‌شده بر دختران تنها به مکتب محدود نمی‌شود و آن‌ها حتی برای رفتن به پارک نیز با محدودیت روبه‌رو هستند؛ شرایطی که به گفته او بر دخترش فشار روحی زیادی وارد کرده است.

این پدر تلاش می‌کند دست‌کم هفته‌ای یک بار دخترش را به رستورانت ببرد تا از خانه بیرون بیاید.

اما ناراحتی دخترش برای او به حدی سنگین است که خودش نیز نمی‌تواند آن را تحمل کند. او به خبرگزاری فرانسه گفت: «گاهی وقتی او در خانه خیلی ناامید می‌شود، نمی‌توانم تحمل کنم. به اتاق دیگری می‌روم و... پنهانی گریه می‌کنم.»

افغانستان تنها کشور جهان است که دختران در آن پس از پایان دوره ابتدایی از ادامه آموزش رسمی محروم‌اند.

طالبان در مارچ ۲۰۲۲ دختران را از مکاتب متوسطه منع کردند و دانشگاه‌ها نیز بعدتر به روی زنان بسته شد.

سازمان ملل می‌گوید دست‌کم یک میلیون دختر مستقیماً از ممنوعیت آموزش متوسطه آسیب دیده‌اند.

طالبان می‌گویند این محدودیت‌ها بر اساس شریعت اسلامی اعمال می‌شود، اما پدرانی که با خبرگزاری فرانسه صحبت کرده‌اند و خود را مسلمانان متدین می‌دانند، این توجیه را رد می‌کنند. محمد، یکی از این پدران، می‌گوید: «شما هرگز در قرآن پیدا نمی‌کنید که آموزش فقط برای مردان باشد.»

بر اساس نظرسنجی سازمان ملل زنان در سال ۲۰۲۵، ۹۵ درصد مردان در مناطق شهری و ۸۷ درصد مردان در مناطق روستایی افغانستان معتقدند ادامه تحصیل دختران در دوره متوسطه مهم است.

تبعید؛ رویای خروج برای نجات آینده دختران

احمد، مهندس ۴۰ ساله و پدر چهار دختر، می‌گوید هر روز و هر شب او و همسرش که پیش‌تر معلم ریاضی در دوره متوسطه بوده، به لحظه‌ای نزدیک‌تر می‌شوند که دختران‌شان باید برای همیشه در خانه بمانند.

او و همسرش تلاش کرده‌اند با مهاجرت، آینده دختران‌شان را نجات دهند. برای ویزای سویدن، دنمارک و آلمان درخواست داده‌اند اما موفق نشده‌اند.

دختران این خانواده از ناامیدی والدین‌شان خبر ندارند و هر روز از آنها می‌پرسند: «کی می‌رویم؟»

احمد می‌گوید: «آنها نمی‌دانند که ما امیدمان را از دست می‌دهیم.»

آموزش زیرزمینی؛ مکتبی بدون مدرک اما با امید

محمد، پزشک ۴۲ ساله و پدر دو دختر، نیز چهار سال است که به دنبال راهی برای دور زدن ممنوعیت آموزش دخترانش می‌گردد.

او می‌گوید پیش از ممنوعیت‌ها، رویایش این بود که دخترانش را به یکی از بهترین دانشگاه‌ها بفرستد و معتقد است افغانستان برای توسعه به زنان نیاز دارد، نه اینکه زنان تنها در خانه بمانند.

این پدر می‌گوید که فرستادن دخترانش به پاکستان دیگر امکان‌پذیر نیست و استخدام معلم خصوصی نیز برای خانواده هزینه زیادی دارد.

سرانجام یکی از آشنایان مکتبی را به او معرفی کرد که به‌صورت مخفیانه، در کنار آموزش‌های دینی، دروس عمومی را نیز تدریس می‌کند.

او می‌گوید: «مهم‌ترین چیز این است که آنها به یادگیری ادامه دهند.» و به دخترانش وعده داده است: «تا زمانی که زنده هستم، برای آموزش شما راهی پیدا می‌کنم.» اما محمد می‌گوید خطر بازرسی طالبان همچنان وجود دارد و نمی‌خواهد دخترانش بازداشت شوند.

شهریه این مکتب برای دو دانش‌آموز حدود ۱۰ هزار افغانی در ماه است و مدرک رسمی نیز صادر نمی‌کند، اما محمد می‌گوید در شرایط کنونی مهم‌ترین مسئله برای او این است که دخترانش به یادگیری ادامه دهند.

او می‌گوید: «یک روز، مدرک هم خواهد آمد.»

مهاجرت به کابل برای فرار از محدودیت‌های بیشتر

پدر دیگری که خبرگزاری فرانسه او را با حرف ن. معرفی کرده، برای پیدا کردن فرصت‌های آموزشی بیشتر، خانواده‌اش را از قندهار به کابل منتقل کرده است. 

او می‌گوید در ولایت قندهار، که یکی از پایگاه‌های اصلی طالبان است، برخی مکاتب حتی پیش از پایان ابتدایی هم دخترانی را که قدبلندتر به نظر برسند، از مکتب اخراج می‌کنند.

دختر ۱۲ ساله او علاقه زیادی به نجوم دارد. او اخیراً تصویری از منظومه شمسی ساخته و درباره جاذبه زمین از پدرش سؤال کرده بود. پدر به او گفته بود که این مطالب را در مکتب یاد خواهد گرفت.

اما این دختر از پدرش پرسیده بود: «چطور می‌توانم یاد بگیرم، وقتی نمی‌توانم از صنف ششم بالاتر بروم؟»

مکتب خانگی که والدین برای دختران محروم از آموزش‌ ساختند

نصیر، ۴۷ ساله و همسرش که معلم است تلاش کرده‌اند خانه را به مکتبی برای دو دخترش تبدیل کند.

او و همسرش کتاب‌های دوره متوسطه را تهیه کرده‌اند و در خانه به دختران‌شان درس می‌دهند.

آنها برای دختران برنامه‌ای شبیه مکتب تنظیم کرده‌اند به طوری شب زود می‌خوابند و صبح در همان ساعتی بیدار می‌شوند که اگر مکتب می‌رفتند، باید از خواب برمی‌خاستند.

دختران نصیر در دوران ابتدایی جوایز شاگرد ممتاز گرفته‌اند و جام‌های این موفقیت‌ها هنوز در کتابخانه خانه کنار کتاب‌های‌شان قرار دارد.

اما نصیر می‌گوید دختر کوچک‌ترش به دلیل محرومیت از مکتب افسرده شده و گاهی انگیزه کافی برای ادامه تحصیل در خانه ندارد. او برای کاهش این فشار، برای دخترش رمان می‌خرد، چون دختر به مطالعه علاقه زیادی دارد.

دختران نصیر حالا به کودکان ساختمانی که در آن زندگی می‌کنند درس خصوصی می‌دهند و مدتی است مخفیانه در چند صنف عمومی خارج از خانه هم شرکت می‌کنند.

نصیر در پایان با آهی عمیق می‌گوید: «این حکومت انسان‌های تحصیل‌کرده نمی‌خواهد. نمی‌دانم چه زمانی دوباره به یک زندگی عادی برمی‌گردیم.»

مسعود از طالبان «صلح‌طلب» خواست وارد عمل شوند

۲۰ اسد ۱۴۰۵، ۱۱:۵۸ (‎+۱ گرینویچ)
100%

رهبر جبهه مقاومت ملی افغانستان با اشاره به «زمزمه‌هایی» درباره وجود دو گروه «صلح‌طلب» و «جنگ‌طلب» در میان طالبان گفت اگر طالبان «صلح‌طلب» واقعاً وجود دارند، باید ابتکار عمل را به دست بگیرند.

احمد مسعود گفت نخستین پیام رهبران افغانستان، از حمد شاه مسعود تا برهان‌الدین ربانی، «پیام جنگ نبوده، بلکه پیام صلح بوده است.»

او افزود که با این حال، به نظر می‌رسد در حال حاضر کنترول، ابتکار عمل و سیاست‌گذاری در اداره طالبان در اختیار «طالبان جنگ‌طلب» است.

احمد مسعود گفت هرچند تاکنون طالبان «صلح‌طلب» را ندیده و درباره وجود داشتن چنین مجموعه‌ای تردید دارد، اما اگر آنان واقعاً وجود دارند، باید به اراده مردم تن بدهند و مشروعیت را از داخل افغانستان به دست بیاورند.

رهبر جبهه مقاومت ملی تأکید کرد که باور دارد جنگ راه‌حل مسئله افغانستان نیست و بارها این موضوع را تکرار کرده است.

رهبر جبهه مقاومت ملی افغانستان افزود که جریان‌های مخالف بر سر آینده افغانستان به توافق رسیده‌اند و هدف آنان، دستیابی به نقشه مشترک و ایجاد زمینه برای مشروعیت کشور است. احمد مسعود گفت خواست مخالفان، نابودی کامل طالبان نیست بلکه ایجاد نظامی مشروع و مبتنی بر اراده مردم افغانستان است.

رهبر جبهه مقاومت ملی افغانستان روز شنبه، بیستم سرطان در گفت‌و‌گویی با تلویزیون ایراف گفت مخالفان طالبان در تلاش هستند موضع مشترکی در قبال آینده سیاسی کشور شکل دهند.

او با اشاره به تحولات سیاسی افغانستان گفت که هدف این جریان‌ها تصاحب قدرت از سوی یک فرد یا گروه مشخص نیست بلکه باید زمینه‌ای فراهم شود تا مردم درباره نوع نظام سیاسی آینده تصمیم بگیرند.

آقای مسعود افزود که تا زمان شکل‌گیری چنین نظامی، جریان‌های مخالف طالبان در یک صف واحد خواهند ایستاد.

او همچنین طالبان را به انتخاب میان مذاکره و ادامه تقابل با مردم فراخواند و گفت این گروه باید بپذیرد که بر سر میز مذاکره بنشیند و برای ایجاد یک حکومت همه‌شمول وارد گفت‌وگو شود.

به گفته او، در غیر این صورت طالبان در برابر اراده و خشم مردم افغانستان قرار خواهد گرفت.

رهبر جبهه مقاومت ملی افغانستان همچنین گفت «مخالفان خواهان افغانستان آزاد، آباد و مستقل هستند که در آن حاکمیت از مشروعیت برخوردار باشد و این مشروعیت از اراده مردم سرچشمه بگیرد.»

او وجود اختلاف میان جریان‌های مخالف طالبان را رد کرد و گفت هدف مشترک، ایجاد زمینه برای تعیین آینده افغانستان از سوی مردم است.

احمد مسعود در این گفت‌و‌گو همچنین تاکید کرد که حضور طالبان در قدرت وضعیت دائمی نیست و افزود: «طالبان پایان تاریخ افغانستان نیستند.»

رهبر جبهه مقاومت ملی گفت: «طالبان یا به واسطه مردم، یا با فشار میدانی و از یا با فشار منطقه‌ای و جهانی باید اراده مردم را بپذیرند و یا هم باید کنار بروند.»

گزارشگر سازمان ملل می‌گوید به رگبار بستن چند نفر به دست طالبان بررسی شود

۱۹ اسد ۱۴۰۵، ۲۰:۳۱ (‎+۱ گرینویچ)
100%

ریچارد بنت، گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل برای افغانستان، خواستار بررسی مستقلانه کشته‌شدن ۱۱ نفر در تیراندازی نیروهای امنیتی طالبان در کابل شد. او گفت که استفاده از نیروی مرگبار باید با قوانین بین‌المللی مطابقت داشته باشد.

طالبان در ۱۰ اسد از کشته‌شدن هفت نفر در حوزه هشتم امنیتی کابل خبر داد و آنان را «دزدان مسلح» معرفی کرد.

آقای بنت روز دوشنبه در اکس نوشت: «گزارش‌ها از کشته‌شدن افراد در عملیات امنیتی طالبان در کابل، از جمله تیراندازی به چهار نفر در روز دوشنبه و کشته‌شدن هفت نفر دیگر در روزهای اخیر در حوزه هشتم، نگران‌کننده است. این رویدادها باید فوری و بی‌طرفانه بررسی شوند.»

او افزود: «استفاده از نیروی مرگبار باید با قوانین بین‌المللی حقوق بشر و اصول ضرورت و تناسب مطابقت داشته باشد.»

پولیس طالبان روز دوشنبه، ۱۹ اسد، اعلام کرد که چهار نفر در مربوطات حوزه هجدهم امنیتی کابل کشته شدند. خالد زدران، سخنگوی فرماندهی پولیس طالبان در کابل، گفت که این افراد «مسلح» بودند و برای سرقت وارد یک خانه شده بودند.

به گفته او، نیروهای طالبان پس از رسیدن به محل با این افراد درگیر شدند. طالبان می‌گوید هر چهار نفر کشته شدند و دو تفنگچه از نزد آنان به دست آمد.

  • طالبان از کشتن هفت «دزد مسلح» در کابل خبر داد

    طالبان از کشتن هفت «دزد مسلح» در کابل خبر داد

نه روز پیش از آن، نیروهای طالبان هفت نفر دیگر را در منطقه بلاک‌های ستانکزی در حوزه هشتم کابل کشته بودتذ. خالد زدران گفت که این افراد نیز «دزدان مسلح» بودند و ابتدا به سوی نیروهای طالبان تیراندازی کردند.

او گفت که در این درگیری یک عضو طالبان زخمی شد و یک موتر و شماری سلاح نیز به دست نیروهای این گروه افتاد.

افغانستان اینترنشنال با نزدیکان شماری از کشته‌شدگان صحبت کرده است. آنان روایت طالبان را رد می‌کنند و می‌گویند عزیزان‌شان بدون محاکمه به رگبار بسته شده‌اند.

براساس اطلاعات رسیده به افغانستان اینترنشنال، شماری از کشته‌شدگان هزاره بودند.

بی‌اطلاعی از سرنوشت فرزندان

یک منبع آگاه به افغانستان اینترنشنال گفت که خانواده‌های هفت نفری که در ۱۰ اسد کشته شدند، در ابتدا از سرنوشت فرزندان خود اطلاعی نداشتند.

به گفته این منبع، خانواده‌ها پس از ناپدیدشدن آنان جداگانه به حوزه‌های پولیس طالبان مراجعه کردند. مقام‌های پولیس طالبان ابتدا گفتند که از این افراد اطلاعی ندارند. بعداً، به خانواده‌ها گفته شد که به حوزه هشتم امنیتی مراجعه کنند، زیرا هفت نفر به اتهام دزدی در آن حوزه کشته شده‌اند.

منبع گفت که خانواده‌ها برای نخستین‌بار در همین محل با یکدیگر روبه‌رو شدند. آنان سپس با دیدن تصاویر اجساد در طب عدلی، هویت فرزندان خود را شناسایی کردند. پیکر کشته‌شدگان پس از آن به خانواده‌های شان تحویل داده شد.

یکی از نزدیکان افراد کشته‌شده به افغانستان اینترنشنال گفت که خانواده او از نظر مالی در وضعیت مناسبی قرار داشت. به باور او، این جوان نیازی نداشت که دست به دزدی بزند.

  • طالبان در کابل چهار مرد را کشتند و گفتند 'دزد بودند'

    طالبان در کابل چهار مرد را کشتند و گفتند 'دزد بودند'

واکنش‌ها به کشته‌شدن افراد متهم به دزدی

کشته‌شدن این افراد در شبکه‌های اجتماعی نیز واکنش‌هایی برانگیخته است. برخی کاربران از طالبان حمایت کرده‌اند، اما شماری دیگر پرسیده‌اند چرا این افراد بازداشت و محاکمه نشدند.

یک کاربر با اشاره به گفته طالبان درباره کشف دو تفنگچه از چهار فرد کشته‌شده نوشت: «اصل گپ این است که آنان اعدام صحرایی شده‌اند. بعد از دستگیری تیرباران شده‌اند.»

او افزود: «حاکمان را به کشتن تشویق نکنید. آنان را در حق‌کشی ترغیب نکنید. ممکن است فردا نوبت شما هم برسد.»

پس از کشته‌شدن هفت نفر در حوزه هشتم، فضل‌احمد معنوی، وزیر عدلیه حکومت پیشین، نیز این رویداد را «محاکمه صحرایی» خواند. معنوی گفت: «در فقه اسلامی و حقوق، اصل بر برائت است و هیچ‌کس صرف اتهام، مجرم شناخته نمی‌شود.»

او خواستار بررسی مستقل این رویداد شد.

  • وزیر عدلیه سابق: قتل افراد متهم به دزدی به‌دست طالبان در کابل محاکمه صحرایی است

    وزیر عدلیه سابق: قتل افراد متهم به دزدی به‌دست طالبان در کابل محاکمه صحرایی است

این نخستین بار نیست که روایت طالبان درباره کشته‌شدن افرادی که «دزد مسلح» معرفی شده‌اند، از سوی منابع دیگر رد می‌شود.

در دلو ۱۴۰۳، طالبان سه فرد کشته‌شده در نیمروز را «سارق مسلح» معرفی کرد. منابع محلی اما گفتند که آنان سارق نبودند.

در ۱۴ جوزای امسال نیز طالبان دو فرد کشته‌شده در هرات را متهم به سرقت کرد. یک گروه مسلح مخالف طالبان بعدا اعلام کرد که این دو نفر اعضای آن گروه بودند و در حمله به یک ایست بازرسی طالبان کشته شدند.

یوناما: شکایت‌ها از نیروهای طالبان بی‌پاسخ می‌ماند

یوناما روز دوشنبه، ۱۹ اسد، گزارشی درباره پاسخ‌گویی نیروهای امنیتی و کارکنان طالبان در برابر شکایت‌های مردم منتشر کرد.

این نهاد گفت که دستگاه‌های امنیتی طالبان آماری درباره شمار شکایت‌ها از بدرفتاری نیروهای خود و نتیجه بررسی این شکایت‌ها ارائه نکرده‌اند.

یوناما همچنین گفته است که موارد متعددی از شکایت مردم بدون رسیدگی باقی مانده است.

به گفته این نهاد، برخی شهروندان به دلیل ترس از انتقام و بی‌اعتمادی به سازوکارهای موجود، از شکایت علیه نیروهای طالبان خودداری می‌کنند.

یوناما همچنین از مواردی خبر داده است که پس از ادعاهای جدی نقض حقوق بشر، هیچ تحقیق یا بازداشتی صورت نگرفته است. این نهاد درباره خودداری برخی محاکم نظامی طالبان از پذیرش شکایت مردم علیه نیروهای این گروه نیز ابراز نگرانی کرده است.